✍️ نویسنده: 9
نودیها:از در که وارد می‌شودØŒ همه آن نقش‌های خوب و ماندگار را مرور می‌کنیمØ› شیخ حسن جوری «سربداران»، سردارِ «مرگ یزدگرد»، بوعلی‌سیناØŒ جلال‌الدینِ «مادر»، حسامِ «سارا»، بهرام شیرازی «مجسمه»، ظلی «دلشدگان»، شوذبِ «معصومیت از دست رفته» و دکتر طه پژوهانِ «اغما». حرف هم که می‌زندØŒ دیگر آن شمایل خاطره‌انگیز بازیگریØŒ شکل مجسم‌تری به خود می‌گیرد. وقتی برای برگزاری یک جشن تولد صمیمانه و در حد بضاعتØŒ از این استاد بازیگری دعوت کردیمØŒ مهربانانه و بی‌ادا و اصول Ù€ قابل توجه نورسیده‌های بی‌پشتوانه بازیگری Ù€ پذیرفت و مهمان ما  شد.
چطور می‌شود امین تارخ با این کارنامه قابل اعتنا و غبطه‌برانگیزØŒ در سال‌های اخیر در سینما غایب استØŸ پیشنهادها نازل است یا دُزِ وسواس و گزیده‌کاری را خیلی بالا برده‌ایدØŸ
من تا اواخر دهه Û¸Û° کار سینمایی داشتم و کارهای تلویزیونی را هم که در دهه Û¹Û° و تا همین مدتی پیش داشته‌امØŒ اما واقعیت این است که بیش از Û±Û² فیلم و حداقل Û²Û² سریال تلویزیونی در این سال‌ها به من پیشنهاد شدهØŒ ولی هیچ کدام مرا به قبول پیشنهادها ترغیب نکرده است. سن آدم که بالا می‌رودØŒ سختگیرتر هم می‌شود. اگر بنا را بر کار با کارگردانان صاحب‌نام و فیلمسازان جوان موفق بگذاریم که این اتفاق برای من افتاده است و نتیجه هم کارهای قابل قبولی شده. بعضی اوقات آدم دلش می‌خواهد زیر حد توان خودش حرکت نکند.
پس در این موضوعØŒ به جای نرمشی که در زندگی به خرج می‌دهیدØŒ سختگیری می‌کنیدØŸ
آن نرمشØŒ شخصیتی استØŒ اما این یک سختگیری حرفه‌ای است. اتفاقا وقتی سن یک هنرمند بالاتر می‌رودØŒ مردم توقع بیشتری از او دارند. یعنی اگر شما در فیلم و سریالی بازی کنید که سطح آن پایین باشدØŒ مردم علنا گله می‌کنند. آنجاست که از دست یک بازیگرØŒ فقط گریه برمی‌آید. اهل هنرØŒ دلشکستگی مردم را طاقت نمی‌آورند.
چرا در سینمای ما برای بازیگرانی که پا به دهه‌های Û¶Û°ØŒ Û·Û° و بالاتر می‌گذارندØŒ نقش مناسبی نوشته نمی‌شودØŸ در حالی که می‌بینیم آل‌پاچینوی Û·Û¶ ساله «دنی کالینز» بازی می‌کند و رابرت دنیروی Û·Û² ساله در «جوی»، یک مکمل عالی است و ...
دست روی نکته‌ای گذاشتید که برای بازیگرانی به سن ما آزاردهنده است. البته مقایسه ما با بازیگران هالیوودØŒ قیاس مع‌الفارق استØŒ اما در یک نقطه می‌توانیم وجه مشترک داشته باشیم و آن هم این است که متوقع هستیم نقش درخوری برای همنسلان ما وجود داشته باشد. آدم شاهد است که در سینمای جهانØŒ نقش برای جک نیکلسن نوشته می‌شود که فیلم «درباره اشمیت» را بازی کندØ› یعنی نقش به نوعی از احساسات شخصی این بازیگر در نوشتار و اجراØŒ نشØ£ت و بهره گرفته است. آنجا با نقش‌هایی که برای داستین هافمنØŒ رابرت دنیروØŒ مریل استریپ و دیگر بازیگران می‌نویسندØŒ این امید به بازیگران میانسال و کهنسال داده می‌شود که بازنشستگی به معنای ازکارافتادگی نیست. یا «دنی کالینز» را برای آل‌پاچینو می‌نویسند تا سندهایی از او در سنین مختلف به یادگار بماند.
دوست و همکار شماØŒ آنت بنینگ ÛµÛ¸ ساله هم در این فیلم بازی خوبی می‌کند.
(می‌خندد) بلهØŒ چند سال پیش او به همراه برخی اعضای آکادمی اسکار به ایران و به کارگاه بازیگری ما آمد و به قول خودش از این فضا و جدیت امر آموزش لذت برده بود. بنینگ هیچ وقت بازیگر خارق‌العاده‌ای نبودهØŒ اما شناخته شده و محبوب بودØŒ ولی وقتی بعدا به آمریکا رفتمØŒ دیدم در یک نمایشØŒ نقش مده آ را بازی می‌کند. همه بلیت‌ها پیشفروش شده بود و نشان می‌داد مردم هنوز او را پیگیری می‌کنند. به هر حال این حسرت برای من و همنسلانم در اینجا وجود دارد. در ایران باید یک دهه بگذرد تا برای آقای علی نصیریانØŒ نقشی مثل حاج یونس فتوحی در «میوه ممنوعه» نوشته شود. من نمی‌گویم تعداد نصیریان‌ها زیاد استØŒ اما در هم‌نسل‌های ایشان و من بازیگران بسیار شایسته‌ای مثل مهدی هاشمیØŒ سعید پورصمیمیØŒ داریوش فرهنگØŒ مسعود رایگان و... هستندØŒ واقعیت این است که حساسیتی وجود ندارد. دلم می‌خواهد این حساسیت زنده شود. باید بدانیم که وقتی سن بالا می‌رودØŒ تجربه حرفه‌ای هم بیشتر می‌شود و اتفاقا باید در این زمانØŒ بهره‌برداری بیشتری از بازیگران باتجربه صورت بگیرد. واقعا نقش‌هایی که به ما پیشنهاد می‌شودØŒ پیچیده و جذاب نیست که آدم دلش بخواهد کار کند.
شما از آن بازیگرانی نیستید که حالا برویم سر کار ببینیم چه می‌شودØŸ خیلی از بازیگران از ترس بیکاریØŒ ریسک حضور در کارهای ضعیف را می‌پذیرند.
مطلقا. برای این‌که من به هیچ وجه بیکاری ندارم یا خودم را با آموزش سرگرم می‌کنم یا در تولید و پر کردن کتاب‌های صوتی شرکت دارم یا سر تمرین تئاترهای دوستان می‌روم. به خاطر بیکاری یا ترس از فراموش شدنØŒ پیشنهاد بازی در هر نقشی را قبول نمی‌کنم.
سینمای امروز ایرانØŒ به لحاظ کیفیت بازی‌ها چه وضعیتی داردØŸ آیا قابل دفاع استØŸ
درباره کیفیت بازی‌ها با نوعی دودستگی مواجهیمØ› ما یک سری بازیگر تازه‌وارد داریم که بازیگری را در حد مدل بودن و اجرای شوی لباس تعریف می‌کنند و یک نگاه فشن طوری به بازیگری دارند. شما ببینید آقای نصیریان در همه مراسم‌ها و جشن‌ها و جشنواره‌هاØŒ کت و شلوار رسمی و آراسته‌ای می‌پوشدØŒ اما بسیاری از بازیگرانØŒ لباس‌های عجیب و غریب به تن می‌کنند. یک‌سری بازیگر هم داریم که بسیار نگاه تخصصی دارند. از این سری و از میان جوانانØŒ می‌توانم به شهاب حسینی اشاره کنم. به نظرم اهمیت جایزه بازیگری که او در جشنواره کن گرفتØŒ از جایزه فیلمنامه هم مهم‌تر است. این نشان می‌دهد که جهانØŒ دیگر نگاهی تخصصی به بازیگری سینمای ایران دارد. البته گاهی برخی از بازیگرانی که نگاه تخصصی هم دارندØŒ در جشن‌ها و مراسم‌های سینماییØŒ لباس‌هایی عجیب و غریب و فشنی می‌پوشند که برایم گیج‌کننده استØŒ اما درمجموع اعتقاد دارم الان بازیگری ما جایگاه خوب و شایسته‌ای دارد. شما در سینمای دنیا هم می‌بینیدØŒ بازیگری که میل به ستاره بودن صرف داشته باشدØŒ وجود دارد و بازیگرانی که می‌خواهند صبغه فرهنگی و هنری هم برای خود دست و پا کنند هم هستند. این مساله ناگزیر است و هر دو شکل در سینما وجود دارد.
روزی چند نفر به شما می‌گویند که می‌خواهیم بازیگر شویمØŸ
(آهی می‌کشد) فقط می‌توانم بگویم تعدادشان اینقدر زیاد است که خسته‌کننده می‌شود. چه در کارگاه آزاد بازیگری و چه بیرونØŒ افرادی زیادی به من می‌گویند ما می‌خواهیم بازیگر شویم. در فصل تابستان که فقط حدود Û·Û°Û° نفر مراجعه‌کننده رسمی برای حضور در مصاحبه و آزمون و شرکت در دوره‌های بازیگری داریم. اولین جمله همه آنها هم این است که ما خیلی به بازیگری علاقه داریم. من هم می‌گویم فقط علاقه کافی نیست. به نظرم از هفت میلیارد نفر جمعیت کره زمینØŒ حداقل شش میلیارد نفر به بازیگری علاقه دارندØŒ اما استعداد در بازیگری حرف اول را می‌زندØŒ استعداد اکتسابی نیست و یک ودیعه خدادادی است. این مساله هم در بستر زمان کشف می‌شود و علاقه‌مندان تا دوره آموزشی نبینندØŒ به آنها ثابت نمی‌شود که اینکاره هستند یا نه. ما خیلی‌ها را داشتیم که تا مقطع دکترای بازیگری هم ادامه دادندØŒ اما بازیگر نشدند. از آن طرف هم افرادی بودند که یک دوره آموزشی دیدند و بازیگر شایسته‌ای شدند. علاوه بر استعدادØŒ چیزهایی مثل تخیلØŒ تمرکزØŒ اعتمادبه نفسØŒ جدیتØŒ صدا و بیان خوب لازم است. علاقه‌مندان بازیگری باید یک دانش عمومی هم داشته باشند و روان ناخودآگاهشان را با خواندن رمانØŒ نمایشنامه و فیلمنامه خواندنØŒ دیدن فیلم و تئاترØŒ مسافرتØŒ مشاهده مردم و اجتماع و تجربه‌های مختلفØŒ پر کنند.
این همه میل و اشتیاق برای ورود به هر شکل به عرصه بازیگری و سینمای حرفه‌ایØŒ زمینه را برای بروز آسیب و مواجهه با فساد در سینما باز می‌کند.
متاسفانه همین‌طور است. برخی خودشان را قربانی علاقه به بازیگری می‌کنند. درحالی که کسانی که استعداد این کار را ندارندØŒ باید بسادگی بپذیرند در این حرفه جایی ندارند. یعنی انسان می‌آید علاقه خود را در یک دوره آموزشی امتحان می‌کند یا به او ثابت می‌شود که بازیگر می‌شود یا می‌فهمد که بازیگر نخواهد شد. این مساله را هم خود آن آدم زودتر از همه متوجه می‌شود. مشکل از جایی شروع می‌شود که خیلی‌ها حاضر به پذیرش واقعیت نیستند و می‌خواهند به هر قیمتی بازیگر شوند. این پیله کردنØŒ باعث می‌شود حتی خانواده خود را هم از دست بدهند. خیلی برای بازیگر شدنØŒ خانواده‌شان را از شهرستانی بسیار کوچک به تهران می‌کشند و با آسیب‌های جدی روبه‌رو می‌شوند. این‌که هرکسی حق دارد دنبال علاقه‌اش برودØŒ یک اصل مسلم استØŒ اما در کنار آن باید دانش و شعوری هم وجود داشته باشد. من در پایان دوره کارگاهیØŒ این جمله را بسیار شنیدم که ممکن است ما بازیگر نشویمØŒ اما چیزهایی یاد گرفتیم که به درد زندگی‌مان می‌خورد. من به کسانی که این جمله را می‌گویند و این نگاه را پیدا می‌کنندØŒ آفرین می‌گویم. ما مورد داشتیم که طرف فهمیده بازیگر نمی‌شودØŒ اما دنبال نویسندگی رفته و اتفاقا نویسنده خوبی هم شدهØŒ ولی آنهایی که نمی‌خواهند این مساله را قبول کنندØŒ با سرنوشت خودشان بازی می‌کنند. در این میان سوØ¡استفاده‌هایی از آنها صورت می‌گیرد که جبران‌ناپذیر استØ› پسر و دختر هم فرقی نمی‌کند و هرکدام به نوعی قربانی می‌شوند. به نظرم کسی که موردسوØ¡استفاده قرار می‌گیردØŒ اول از همه خودش مقصر است. چرا از دیگری و دیگری سوØ¡استفاده نمی‌شودØŸ در آزمون‌ها و اول هر دوره به همه می‌گویم اگر شرایط خانوادگی و مالی و معیشتی مناسبی ندارید و با حضور شما در اینجا به خانواده‌تان فشار می‌آیدØŒ به هیچ وجه این کار را نکنید.
اما قبول دارید که اتفاقا برخی از همین آموزشگاه‌های بازیگری که هر روز مثل قارچ سبز می‌شوند هم با تبلیغات فریبندهØŒ این توهم را در نوجوانان و جوانان تشدید می‌کنندØŸ
بلهØŒ واقعا می‌پذیرم که برخی از این آموزشگاه‌ها مثل قارچ سبز شده‌اند و بی‌ضابطه هستند و وزارت ارشاد بدون نظارت مجوز دادØŒ اما از سال گذشته در بخش مطالعات نیروی انسانی ارشاد که این مجوزها را صادر می‌کندØŒ شورایی تشکیل شد که از من هم دعوت کردند. این شورای تقریبا حرفه‌ایØŒ حساسیت‌هایی دارد و معیارهایی را برای صدور مجوز آموزشگاه‌های بازیگری تعریف کرده و بسیاری از مجوز آموزشگاه‌های غیراستاندارد را هم باطل کرد تا دیگر شاهد فضای نامناسب در این خصوص نباشیم.
حس و حال Û¶Û³ سالگی
هرچه سن بالاتر می‌رودØŒ آدم بیشتر یقه خودش را می‌گیرد و بیشتر راجع به گذشته فکر می‌کند. بیشتر به این فکر می‌کند که چه فرصت‌هایی از دست رفته و چه فرصت‌هایی را می‌توانست به دست بیاورد. به هرحال Û¶Û³ سالگیØŒ دوره میانسالی محسوب می‌شود و پر از ترس و امید است. به همان اندازه که ترس از آینده وجود داردØŒ همانقدر هم امید هست. آدم در این سن و سالØŒ با نگاهی به گذشتهØŒ خودش را هم قاضی می‌بیندØŒ هم محکوم و هم مدعی‌العموم. اگر آدم خودش را رها نکند و مدام به این مساله فکر کندØŒ قطعا افسردگی خاصی سراغش می‌آید. جمله زیبایی وجود دارد که می‌گوید: زندگی یک سوال بین دو معماستØŒ معمای تولد و مرگ. اگر زندگی آدمی شیرین بودهØŒ پس از این سن و سال دیگر به شیرینی گذشته نخواهد بود و اگر تلخ بودهØŒ باز هم به تلخی گذشته نیست. به نظرم آدم در این دهه‌های زندگیØŒ شرایط معقول‌تری را دنبال خواهد کردØŒ چون هرکاری که قرار بود انجام دهیمØŒ تا این سن باید آن را انجام داده باشیم. یعنی در Û¶Û° و Û·Û° سالگی به طور معمول دیگر شکوفایی اتفاق نمی‌افتد. درباره شکست هم همین‌طور است و معمولا دیگر شکست سخت و آنچنانی درکار نخواهد بود. انگار همه چیز نرم تر و آرامتر می‌گذرد.
مگر با تلگرام می‌شود بازیگر شدØŸ
شریعتی جمله خیلی زیبایی گفتهØ› پدیده‌ها از غرب می‌آیندØŒ اما فرهنگ استفاده از آنها نمی‌آید. مثلا طرف یک زمانی با الاغ از سر کار به خانه برمی‌گشت و الاغش را با طناب در گوشه‌ای از کوچه می‌بستØŒ اما الان همین کار را با ماشین انجام می‌دهد و قفل فرمان به آن می‌زند! درحالی که جای ماشین در پارکینگ است. تلگرام هم داستان مشابهی دارد. تلگرام که برای این ساخته نشده تا در آن فراخوان بازیگری بدهیمØŒ تلگرام برای حشر و نشر دوستانه و درسی و حال و احوال با اقوام و دوستان و امثال اینها ساخته شده است. یکی از دلایل این مسالهØŒ نبود فرهنگ حرفه‌ای است. یعنی کارگردان به جای این‌که از طریق مراجعه به آموزشگاه‌های معتبر بازیگری دست به انتخاب بازیگر بزندØŒ سراغ تلگرام می‌رود.
ضمن این‌که به نظرم بیشتر این موارد اتفاقا آگاهانه و فریبکارانه استØŒ یعنی در تلگرام فراخوان می‌دهندØŒ اما خودشان از اول می‌دانند که در نهایت دو هنرپیشه حرفه‌ای را برای نقش‌های درنظرگرفته شدهØŒ انتخاب می‌کنند. همچنین این ترفندØŒ یک تبلیغات وسیع برای آن فیلم هم است و آن دو میلیون جوان علاقه‌مندی که با هزار امید و آرزو فرم پر می‌کنند و در تلگرام رزومه می‌فرستندØŒ حتی پیش از تولید فیلمØŒ تماشاگران بالقوه آن اثر خواهند بودØ› یعنی فیلم حتی قبل از این‌که ساختش شروع شودØŒ تبلیغات خود را شروع کرده است. ضمن این‌که شنیدم چنین روشی درآمدزا هم است و مثل پیامک‌های تبلیغاتی که مبالغی به حساب صاحبان آثار واریز می‌شودØŒ برای سازندگان فیلم هم عوایدی دارد.
رجا نیوز