✍️ نویسنده: 4
فراموشی‌ وعده‌ها در پیچ و خم حاشیه‌ها/زرنگ بازی دولت روحانی!
خانه اول چندمین روزی بود که پدر خانواده دست خالی و شرمنده به خانه بر می‌گشت! مدتی بود که هم خودش و هم همسرشØŒ از بیماری رنج می‌بردندØŒ اما امکان درمان نداشتندØŒ چون نه بیمه بودند و نه پولی برای پرداخت هزینه‌های درمان. البته باید گفت مرد از خیر درمان خودش گذشته بود و معتقد بود سیر کردن شکم بچه‌ها و تامین کفش و لباس مختصر آنها واجب‌تر است. اجاره خانه چند ماهی می‌شد که عقب افتاده بود و بارها شرمنده صاحبخانه شده بود. از وقتی کارگاهی که در آن کار می‌کرد تعطیل شده بودØŒ به هر دری زده بود تا بلکه کاری دست و پا کند و... نشده بود! به همه رو زده بود. نماینده مجلسØŒ فرماندارØŒ بخشدار و.... اما فایده‌ای نکرده بود. به ساده‌ترین کارها با حداقل دستمزد هم راضی شده بودØŒ اما همه یک چیز می‌گفتند: «ما خودمان هم بیکاریم»! و او به این فکر می‌کرد که پس این همه تشکیلات عریض و طویل با آن همه وعده گشایشØŒ چرا حتی نتوانست شغل یک نفر را حفظ کند!ØŸ خانه دوم برادر رئیس‌جمهورØŒ به دیدار زندانی آمده که چند سال قبل با برنامه‌ریزی و دروغگوییØŒ کشور را به لبه پرتگاه برده بود! او از اینکه این زندانی آزاد شدهØŒ خوشحال است و برای روحیه دادن به او به دیدارش رفته است! البته تنها حسین فریدون نیست که به دیدار آشوبگر و فتنه‌گر دیروز شتافتهØŒ چند نفر دیگر از مسئولان و وابستگان آنها و... هم به خیر مقدم قهرمان آزاد شده رفته بودند! هرچه باشدØŒ او منشا خدمات بی‌نظیری برای مردم بوده و نباید مجاهدت‌های اوØŒ بی‌پاسخ بماند! خانه سوم همه اندوهگینند! از اینکه صدای ملکوتی و نوستالژیک و ملکوتی او مهمان‌سفره‌های افطار مردم نیستØŒ غم بزرگی روح و جانشان را می‌خراشد! مدیر یک شبکه تلویزیونیØŒ از امید و آرزوی خود در قالب احتمال پخش ربنا می‌گویدØŒ روزنامه دولتØŒ بیت‌المال را صرف طراحی پوستر رنگی شجریان و مصاحبه مفصل با او می‌کند. خلاصه به نظر می‌رسد ماه رمضان امسال ایرانیانØŒ مشکلی ندارندØŒ غمی ندارندØŒ سفره‌های افطارشان به راه استØŒ نانشان گرم است و آبشان سردØŒ دل‌هایشان روشن است و تنها یک غم بزرگØŒ همه را مکدر کرده و آن نشنیدن صدای استاد آواز ایران است که معنویت را به خانه‌هایشان بیاورد! اندکی آن سوترØŒ تصاویر استاد در آغوش زنان و دختران جوان و اجنبیØŒ روی دیوار اتاق و توی گوشی‌های مردمØŒ تصویر مهوع و سخیفی از معنویت استاد را به صورت مخاطب می‌زند! Û±Û· ساعت روزه‌داری برای افطار با صدای کسی که رسما به فسق خود افتخار می‌کند و رسما به اسلام توهین می‌کند و می‌گوید: «اینها هرگز با هنر کنار نمی‌آیند و تجربه Û±Û´Û°Û° ساله ما این را نشان می‌دهد»! چه آرزوی موهومی برای کسب معنویت از صاحب این صدا! کلاهی برای سر مردم! در حالی‌که عدد پدران شرمنده ساکن خانه اولØŒ بر اساس گزارش مرکز پژوهش‌های مجلس شورای اسلامی در خوشبینانه‌ترین فرضØŒ به شش میلیون و نیم نفر رسیده و در حالی‌ که هر دقیقهØŒ یک ایرانی بیکار می‌شود و در حالی‌‌که رهبر معظم انقلابØŒ به عوض همه آنها که خائنانه یا غافلانهØŒ برای مردم کاری نمی‌کنندØŒ ابراز شرمندگی می‌کنندØŒ دولتمردان مشغول بافتن کلاه برای مردمند! آنها بعد از سه سال به دست گرفتن مهم‌ترین شریان‌های سیاسی و مراکز تصمیم‌گیریØŒ به این نتیجه رسیده‌اند که مشکل مملکت و جوانانØŒ نه بیکاریØŒ نه ازدواج و نه هیچ چیز دیگر است! مشکل آنها نشنیدن صدای آواز پیرمردی است که روزگاری نه چندان دور از برج عاج خود گفته بود «من اگر عارق هم بزنمØŒ مردم صف می‌بندند!» این مهم‌ترین دغدغه مردمØŒ اکنون با به صف کردن پیاده نظام رسانه‌ای و مزدوران اجاره‌ای در حال ترویج و تبلیغ است و روز‌به‌روز بیشتر از قبل به مسئله اول بدل می‌شود و شاید بزودی مسئله اول آسیا و حتی جهان شود! همان‌طور که روزگاری رهبر بودائیانØŒ مسئله اول رسانه‌های غربی شده بود! آنها چنان در رثای «ربنا»ی شجریان اشک می‌ریزند و پوستر منقش به لفظ ربنا طراحی می‌کنند که یادشان می‌رود شجریانØŒ خودش چند سال قبل چه گفته بود!ØŸ او که همه شهرت خود را مرهون دهه اول بعد از پیروزی انقلاب و فرار خوانندگان فاسد پاپ و ... آن دوران و در نتیجه خالی بودن میدان از هر نوع موسیقی و صدای دیگری در آن روزگار است و اسم و رسم خود را به خاطر تکرار هزاران باره کارهایش از صدا و سیماستØŒ ناگهان از ناراضی بودنش به خاطر پخش آن آثار سخن به میان آورد و حتی وکیل گرفت و شکایت کرد و...! اکنون اگر کسی خودش قهر کرده و رفتهØŒ دلش می‌خواهد برگرددØŒ این همه جنجال و حاشیه برای چیست!ØŸ زمینه‌سازان و رد گم کن‌هاØŒ آن‌قدر مشغول گریه برای نشنیدن صدای ملکوتی! ربنا در آستانه افطارند که یادشان می‌رود عکس‌های او را در آغوش فلان خواننده بدنام و فلان مجری بد کردار از در و دیوار بردارندØŒ بعد ناله و شکوه کنند! این اما تنها کلاه کلاهبرداران حرفه‌ای نیست! آنها که هیچ پاسخی در برابر خدا و خلق خدا به خاطر آن همه وعده دروغ به مردم ندارندØŒ به استقبال یک مجرم و یک خائن به امنیت و آرامش کشور می‌روند و عکس‌های دیدار سراسر شعفشان را منتشر می‌کنند! به راستی در کدام نظام بدوی و عقب مانده دنیاØŒ برادر رئیس‌جمهور به دیدار کسی می‌رود که تقلب در انتخابات را کلید واژه و اسم رمز سرنگونی همان نظام کرده است!ØŸ انتخاباتی که از قضا برادر وی بدون هیچ تغییری در ساختار آنØŒ از همان مجرا رئیس‌جمهور شده است! سیاه‌بازان آن‌قدر مشغول بافتن کلاه گشاد برای سر مردم بی‌نوا هستند که یادشان می‌رود این قهرمان پوشالیØŒ همان کسی است که بدون هیچ خوف و فشاری و در یک جمع دوستانه در زندانØŒ رسما اقرار کرد که در انتخابات تقلب نشده و اساسا امکان آن وجود ندارد! اینها را گفت اما ناجوانمردانه حاضر نشد به فریب‌خوردگانی که گول حرف او و امثالش را خورده بودندØŒ بگوید و آنها را از ادامه راه خطایشان باز دارد! اکنون این قهرمان افسانه‌ای و این دن کیشوت کاغذیØŒ سوژه مناسبی شده برای سرگرم کردن جامعه! برای ایجاد دو قطبی جدید! پس چرا باید فرصت را از دست دادØŒ وقتی می‌توان با این چیزها مردم را سرکار گذاشت!ØŸ آن مواعید که کردی نرود از یادت! لطفا این وعده‌ها را بخوانید : «در برنامه من علاوه بر برنامه‌های میان‌مدت برای حل مشکلات اقتصادیØŒ اجتماعیØŒ سیاست خارجی و امور فرهنگیØŒ برنامه کوتاه مدت یک ماهه و Û±Û°Û° روزه وجود دارد. ما می‌توانیم در یک زمان کوتاه تحول اقتصادی در کشور به وجود آوریم و در آن تحول اقتصادی با ایجاد یک دوره تنفس به کارخانه‌ها و مراکز تولیدی مشکل دارند این معضلات را حل کنیم. در تدوین برنامه‌ها و انتخاب وزیران نیز به نحوی مردم را مشارکت می‌دهم. برنامه من این است که در تمام برنامه‌های اقتصادی از فعالان اقتصادی استفاده کنم و در انتخاب وزیر به جز مجلس شورای اسلامی از صاحب‌نظران هر بخش مشورت بگیرم و وزیری را انتخاب کنم که تمام کارشناسان یک بخش به آن افتخار کنند. مردم قدرت آینده و آینده‌نگری را می‌خواهند.کشور را می‌توان از بیکاری و گرانی نجات داد. ما Û³ میلیون و Û²Û°Û° هزار بیکار داریم و اگر تنها Û±Û° میلیون گردشگری وارد کشور شود بیش از Û±Û³ میلیارد دلار درآمد ارزی و Û´ میلیون اشتغال درست می‌شود. با یک حرکت صحیح در یک مسئله اقتصادی و اجتماعی می‌توانیم بیکاری را حل کنیم. بیکاری امروز تنها مشکل اقتصادی نیست بلکه مشکل اجتماعی نیز هست و معضلات فراوانی به همراه دارد. کشور را می‌توان از بیکاری و گرانی نجات داد. مشکل بیکاری سبب شده است از هر Ûµ ازدواج یکی به طلاق منجر شودØŒ با رونق اقتصادی و ریشه‌کن کردن بیکاری جلوگیری از این کار امکان‌پذیر است. کارخانه‌های کشور بین Û²Û° تا Û´Û° درصد در حال فعالیت هستندØŒ ما باید همه مراکز تولیدی را به فعالیت کامل Û±Û°Û° درصدی برسانیم و این کار امکان‌پذیر است.» آنچه خواندیدØŒ بخش‌هایی از هزاران وعده حسن روحانیØŒ رئیس‌جمهوری اسلامی ایران است که در ایام تبلیغات انتخاباتی بیان شد. هرچند سخنرانی‌های اخیر ویØŒ نشان از آن دارد که روحانی هنوز خود را در همان حال و هوا می‌بیندØŒ اما واقعیت این است که قریب سه سال و بیش از هزار و صد روز از شروع به کار دولت یازدهم گذشته و مردم در عرصه عمل هیچ چیزی از آن وعده‌ها را دریافت نکرده‌اند. اکنون وضع کاملا برعکس است! سه سال بعد...! اکنون آن سه میلیون و Û²Û°Û° هزار بیکاری که روحانی برای اشتغالشانØŒ وعده داده بودØŒ تبدیل به شش میلیون نفر شده‌اند! اکنون البتهØŒ دولت روحانیØŒ سه ساعت کار در هفته را شغل محاسبه می‌کند و به گفته معاون وزیر اسبق کارØŒ حتی «فرصت شغلی را هم شغل حساب می‌کند! اینجا خوب معلوم است که عدد واقعی بیکارانØŒ خیلی بیش از شش میلیون نفر اعلامی است. اکنون آن صنایعی که با بیست تا چهل درصد کار می‌کردند و روحانی وعده کار صددر‌صدشان را داده بودØŒ کاملا تعطیل شده‌اند و به گفته معاون وزیر صنعت دولت یازدهمØŒ بیش از Û¶Û° درصد صنایع تعطیل شده‌اند! مابقی هم که تکلیفشان معلوم است! اکنون حتی ریل راه‌آهن دست دوم از خارج وارد می‌کنیم تا دلالان دولت بی‌نصیب نمانندØŒ حتی واگن دست دوم وارد می‌کنیم تا صنایع داخلی بیش از پیش ورشکسته شوند! با آن که روز‌به‌روز فربه‌تر می‌شوند و صنایع و مردمØŒ لاغرتر! اکنون سود بانکی Û±Û¸ درصد و سود تولید کمتر از هشت درصد است! و البته دولت امید دارد که به تولید جانی تازه بدهد! بانک‌ها از مردم و صاحبان صنایع سود بیست و چند درصدی مطالبه می‌کنند تا آنها بتوانند با سود Û¸ درصدیØŒ اقساط بانک را بدهند! تورم روی کاغذØŒ روز‌به‌روز کمتر می‌شود و اما در عملØŒ قیمت‌ها حرف خودشان را می‌زنند و گویی رئیس‌جمهور فراموش کرده که گفته بود: «ملاک تورم جیب مردم است نه گزارش مرکز آمار» و لابد ملاک جیب مسئولان است که ته ندارد نه جیب مردم عادی! وگرنه مقایسه خرید مایحتاج همین ماه مبارک رمضان با اولین ماه رمضان دولت یازدهمØŒ برای آنها که دنبال واقعیتندØŒ کافی‌است! اکنون همه آن وعده‌هاØŒ تبدیل به مطالباتی شده که دولتØŒ حتی برای یکی از آنها هم برنامه‌ای ندارد چه رسد به پاسخ! کار از برنامه صد روزه و شش ماهه گذشته و چیزی به انتخابات Û¹Û¶ نمانده! اما دست دولتمردان خالی‌است! پس چاره کار در چیست!ØŸ حاشیه‌سازی! این روزها ماه مبارک رمضان است و لابد سوژه روزØŒ ربنای شجریان! با آن صدای معنوی و آن توهینش به اسلامی که سر آشتی با هنر ندارد و آن عکس های...! این سوژه خوبی است ولی کم است! پس باید تاجزاده را هم چاشنی کار کرد! او قهرمانی است که به تازگی از بند رهایی یافته!! از کدام بند!ØŸ بند نظام اسلامی که مظلومانه مورد دروغ وطن‌فروشان قرار گرفت. اما مهم نیست! این سوژه‌ها چند وقتی می‌تواند تبدیل به عکس یک روزنامه دولت و مصاحبه و عکس یادگاری و ... شود! تا این سوخت تمام شودØŒ سوخت بعدی در راه است. کیهان
💬 دیدگاهها (0 دیدگاه)
📝 ثبت دیدگاه جدید
✅ بدون نیاز به کد امنیتی
✅ دیدگاه شما پس از تایید مدیر نمایش داده میشود.