✍️ نویسنده: meisamabolhasani
🏷️ دسته: 124
📊 بازدید: 2,133
در زیر متن شبهات و پاسخ این شبهات را خواهید خواند. البته به جهت حفظ حریم عاشورا و احترام به مخاطبین سایت از لحن گستاخانه شبهات کاسته شده و محتوای شبهات را در زیر خواهید خواند. امید است شور عزاداری های مان از شعور حسینی لبریز شود و آفتاب عالمتاب عاشورا التیام جان هایمان شود.
مشروح کامل در ادامه
"متن شبهه"
نخست در مورد بی آبی ØŒ وضعیت بیابانی و عطش حسین و یارانش
همانطور که می دانید جنگی که در روز عاشورا رخ داده در نزدیکی رود فرات بوده. در هیچ کجای کره زمین نمی توانید سرزمینی در کنار یک رود را بیابید که صحرا و بیابان بی آب و علف باشدØŒ مگر رودی که از میان کوهستان می گذرد. همه در درازای تحصیلمان خوانده ایم که در کنار رودخانه ها جلگه و زمین های حاصل خیز به وجود می آید. واقعیت این است که اطراف فرات را نیز مانند سایر رودخانه هاØŒ جلگه ها و زمین های حاصل خیز تشکیل میدهد و کربلا نیز سرزمینی سرسبز است.
منطقه کربلا را بنگریدØŒ اینجا همان صحرای جهنمی کربلا استØŸ
از آن گذشته در چنین مناطقی به دلیل نزدیکی به رودخانه بستر زیرین زمین را سفره های پهناور آبی تشکیل می دهد و دست رسی به آب آسان تر از آن چیزیست که به ذهن می رسید. تنها با کندن 4 یا 5 متر از زمین می توان به آب رسید. در منطقه اهواز یکی از مشکلات ساخت و ساز همین سفره های زیرزمینی است که کاملا زیر شهر با فرا گرفته اند. 72 نفر نتوانسته اند یک گودال 4 متری حفر کنندØŸ
از طرفی بر طبق گفتار شیعیان این رویداد در تابستان و هوای گرم و جهنمی رخ داده ولی با مراجعه به این سایت و وارد کردن تاریخ 10 ام محرم سال 61 هجری قمری در قسمتIslamic Calendar در می یابید که عاشورا در روز چهارشنیه 21 مهر ماه بوده است.البته 21 مهر نیز هوای کربلا آنچنان خنک نیست ولی آن تابستان جهنمی هم که شیعیان میگویند نیست. اکنون می گویند شرایط آب و هوایی 1400 سال پیش با امروز فرق دارد. نخست اینکه در یک پریود 1400 ساله آن تغییر آب و هوایی که در ذهن مسلمانان است نمی تواند رخ دهد و دوم اینکه اگر هم تغییری باشد مطمئنا هوا خنک تر نشده بلکه دما بالاتر هم رفته است. یعنی 1400 سال پیش نسبت به امروز خنک تر بوده.
اما یک نکته ی جالب دیگر
در داستان هایی که از واقعه ی عاشورا گفته شده اشاره ای به گرسنگی نگردیده ØŒ یعنی کاروان حسین مشکل گرسنگی نداشته است.
باز هم نکته ای دیگرØŒ سه نقل قول در مورد مقبره امام حسین ع:
هارون الرشید را در حالÙ‰ پشت سر گذاشتم که قبر حسین علیه السلام را خراب کرده و دستور داده بود که درخت سدرÙ‰ را که آنجا بود به عنوان نشانه قبر براÙ‰ زوارØŒ و سایه بانÙ‰ براÙ‰ آنان قطع کنند. (تاریخالشیعهØŒمحمد حسین المظفریØŒ ص 89ØŒ بحار الانوارØŒج 45ØŒص 39
قبر شریف آن حضرت مورد تعرضو دشمنÙ‰ متوکل عباسÙ‰ قرار گرفت.او به توسط گروهÙ‰ از لشکریانش قبر را احاطه کرد تا زائران به آن دسترسی نداشته باشند و به تخریب قبر و کشت و کار در زمین آنجا دستور داد.. (اعیان الشیعهØŒج 1ØŒص 628ØŒتراث کربلاØŒص 34;بحارالانوارØŒج 45ØŒص 397)
سال 236 متوکل دستور داد که قبر حسین بن علÙ‰ و خانههاÙ‰اطراف آن و ساختمانهاÙ‰ مجاور را ویران کردند و امر کرد که جاÙ‰ قبر را شخم زدند و بذر افشاندند و آب بستند و از آمدن مردم به آنجا جلوگیرÙ‰ کردند. (همان)
از این دست نقل قول ها بسیار است که تنها به سه مورد اشاره کردم. در بیابان بی آب علف و صحرای جهنمی کشت و کار کرده اند و بذر افشانده اندØŸ
پس با این همه موارد چگونه حسین و کاروانش از تشنگی و گرمای هوا رنج دیده اندØŸ
دوم ØŒحرمله وحضرت علی اصغر(علیه السلام) :
این داستان علی اصغر هم از آن افسانه های جالب عاشوراست
حسین به علت عطش فراوان که در پست قبلی اشاره کردم عطشی در کار نبوده ØŒ فرزند شیرخوارش را در بغل گرفته و جلوی سپاه میرود و میگوید دست کم به این طفل آب بدهید.از آن طرف (سپاه یزید) شخصی به نام حرمله که گویا تیرانداز قابلی بوده تیری را به قصد گلوی نوزاد رها کرده و او را می کشدØŒ یا شهید می کند یا هر چه شما بگویید. در ظاهر تراژدی واقعا دردناکیست ولی با کمی تامل مطالبی دال بر خرافی و غیر واقعی بودن این داستان می ابیم.
نخست آنکه نوزاد شیرخوار و چندین ماهه اصلا گردنی به آن صورت که ما تصور می کنیم ندارد.اگر دقت کنید سر نوزاد به بدنش چسبیده استØŒدلیلش هم آن است که هنوز استخوان و عضلات گردن چنان رشد نکرده اند که وزن سر را تحمل کنند
پس تیر حرمله به کجا خورده استØŸ
تنها در یک صورت می توان گردن نوزاد را تا حدودی دیدØŒ در صورتی که سر کودک به پشت برگشته و به سمت زمین آویزان شود.
دوم آنکه فاصله دو سپاه در هنگام نبرد معمولا 200 یا 300 متر بوده است. اگر قهرمان تیراندازی المپیک با آن کمان های مجهز و مدرن را نیز بیاوریم نمیتواند از آن فاصله گردن کودک که هیچ حتی پدر کودک را نشانه بگیرد و به هدف بزند.شاید با دراگانوف نیز چنین کاری دشوار باشد چه رسد به تیر و کمان.
سوم آنکه برای چه حرمله نوزاد را نشانه گرفتهØŸ در تمام جنگ ها مهمترین شخص فرمانده سپاه است. حرمله باید حسین را می زده نه نوزاد را. کدام عقل سالمی چنین چیزی را می پذیردØŸ حرمله فرمانده سپاه را ول کرده و نوزاد را از پای درآوردهØŸ اگر به قول مسلمانان واقعا هوا جهنمی بوده مگر این حرمله مازوخیسم داشته که در آن شرایطØŒ جنگ را کش بدهد و خودش را بیشتر اذیت بکندØŸ
در جایی مسلمانی گفت حضرت کودک را در دست گرفته و نزدیک سپاه رفته تا صدای او را بشنوندØŒ در این صورت چرا حضرت با اینکه از قساوت لشکر عمر سعد خبر داشته این کار را کرده است.
چهارم که از همه نیز جالبتر است آن است که اصلا کودک چند ماهه چه نیازی به آب داردØŸ نوزاد چندین ماهه شیر می نوشد و نه آب و مادرش میتواند به نوزاد شیر بدهد
سومØŒشبهه حضرت ابوالفضل (علیه السلام) :
آقا ابوالفضل برای رفع تشنگی لشگر حسین به دل دشمن زده و مشکی را از آب رودخانه پر کرده و در مسیر برگشت شخصی آن دستش را که مشک را گرفته بوده قطع می کند. حضرت مشک را با دست دیگرش می گیرد و به راهش ادامه می دهد. دوباره یک از خدا بی خبری آن دست دیگر را هم قطع می کند. حضرت اکنون مشک را با دندانش می گیرد و در آخر چند از خدا بی خبر دیگر وی را به شهادت می رسانند.این وقایع چگونه ممکن است اتفاق بیافتدØŸ
=-=-=-=-=
"پاسخ به شبهات"
تشنگی در کرب و بلا
وقتی در مورد تاریخ صحبت می کنیم بدون روش و با چهار پارامتر منبری یا مداح نمی توان قضاوت کردØŒ و اساسا برای همین رشته علمی تاریخ و تمدن در همه دانشگاه های جهان تدریس می شود و مقاطع دکتری دارد و الا که هر کس با بهانه میزان قرار دادن عقل ناقص خود به تحریف تاریخ می پرداخت!
نویسنده محترم نیز به دو یا سه گزاره توجه کرده و با مستمسک قراردادن این گزاره های غیر تاریخی اساس تشنگی را زیر سوال برده!ØŒ قابل توجه ایشان و همه جویندگان بصیرت:
1.صحرای کربلا حد قاصل 70 کیلومتری کوفهØŒ در آن موقع محل سکونت نبود و البته بخاطر نزدیکی به شطÙ‘ فرات از آبادانی نسبی برخوردار بودØŒ امام حسین علیه السلام با استفاده از فروش یکی از باغات پدر خود در کوفه همان روز دوم محرم بسیاری از زمین های کربلا را خرید و وقف زوار خود قرار داد.
2.دقیقا از روز هفتم محرم فرمان بسته شدن آب صادر شد و ابن زیاد به عمر سعد دستور داد اگر در خیمه ها چاهی درست کردند فرمان بده عین سی هزار لشگر بر خیمه ها بتازند و چون امام نمی خواستند حرم درگیر جنگ شود از اینکار خودداری کردندØŒ برخی افراد دشمن نیز مدام سرک می کشیدند تا متوجه حفر چاه شوند. اما حضرت ابوالفضل و تنی از یاران دلاور امام تا شب دهم که تعداد محافظان شط به چهار هزار نفر رسید مرتبا به نگهبانان شط حمله ور شده و برای خیمه ها آب می آوردند.(الارشادØŒ ج2: 88-91/ ابن اعثم کوفیØŒ الفتوحØŒ ج 5 : 91) (کیفیت تشنگی: http://www.hawzah.net/FA/articleview.html?ArticleID=77251)
3.با این حال در میانه روزØŒ آن گاه که تشنگی بر کودکانØŒ زنان و حتی سپاهیان امام فشار شدیدی آورده بودØŒ امام به حضرت عباس(علیه السلام)دستور داد اقدام به حفر چاه نمایدØ› چرا که سرزمین کربلا بر کرانه رودی پر آب قرار داشت و احتمال آن می رفت که با کندن چاه به آب دست یابند. حضرت عباس(در حالی که احتمالا دیگران کارزار جنگ را پی می گرفتند) مشغول کندن چاه شد. پس از مدتی کندن زمینØŒ از رسیدن به آب از آن چاه ناامید گردیدØŒ از چاه بیرون آمد و در قسمت دیگری از زمین دوباره شروع به حفر چاه نمودØŒ ولی از چاه دوم نیز آبی نجوشید.(ینابیع المودة، ج2ØŒ ص340Ø› المنتخبØŒ ج2ØŒ ص441Ø› مقتل ابی مخنفØŒ ص57Ø› بطل العلقمیØŒ ج2ØŒ ص357)
4.در روز عاشورا هم گرسنگی فشار می آورد که در روز یازدهم امام سجاد علیه السلام به حضرت زینب می فرمایند «عمه جان رنگت به زردی رفته و ضعیف شده ایØŒ چرا همان سهم اندک غذای خود را نمی خوریØŸ که زینب مجلله می فرماید بچه ها با سهم اندکشان سیر نمی شوند و من مال خودم را به ایشان می دهم»Ø› اما درد تشنگی چیز دیگری استØŒ این را روزه داران ماه رمضان در تابستان خوب می فهمند برای همین همه مقاتل به تشنگی سپاه حسین علیه السلام اشاره کرده اند.
5.دوستانی که در مهرماه یا فروردین ماه به کربلا سفر کرده باشند می دانند شب هایش سرد است و روزهایش گرم و مرطوبØ› حال اگر در روزØŒ زره و کلاه خود و تلاش سخت در جنگ و زخم های بسیار بر تن باشد تشنگی فشار سختی به بدن می آورد. این همان بیان علی اکبر سلام الله علیه به پدرش است.
6.استاد مطهری که در عصر خود منادی مبارزه با مجعولات در قیام عاشورا ستØŒ با تحقیق و تتبع در مدارک مختلفØŒ می فرماید: «مسØ£له تشنگÙ‰ اباعبداللÙŽÙ‘ه و خاندان و اصحابشان مسØ£له شوخÙ‰اÙ‰ نیست. هوا بسیار گرم است (عاشوراÙ‰ آن وقت ظاهراÙ‹ در اواخر مهر بودهØ› هواÙ‰ عراق زمستانش گرم استØŒ چه رسد به نزدیک تابستان آن)ØŒ سه روز است که آب را بر روÙ‰ اهل بیت پیغمبر بسته اندØŒ گو اینکه در شب عاشورا توانستند مقدارÙ‰ آب به خیمه ها بیاورند که حضرت فرمود: آب را بنوشید و این آخرین توشه شما خواهد بود. و بعلاوه از نظر طبیعÙ‰ یک قاعدهاÙ‰ است: هر کسÙ‰ از بدنش خون زیاد برود که بدن کم خون شده و احتیاج به خون جدید داشته باشدØŒ تشنه مÙ‰ شود. خداوند متعال بدن را به گونه اÙ‰ ساخته است که وقتÙ‰ به چیزÙ‰ احتیاج داردØŒ فوراÙ‹ همان احتیاج جلوه مÙ‰ کند. افرادÙ‰ که زخم برمÙ‰ دارندØŒ مÙ‰ بینید فوراÙ‹ تشنگÙ‰ بر آنها غالب مÙ‰ شود و این به واسطه رفتن خون از بدنشان است که چون بدن براÙ‰ ساختن خون آماده مÙ‰ شود و مÙ‰ خواهد خون جدید بسازدØŒ آب مÙ‰ خواهد. خودÙ رفتن خون از بدنØŒ موجب تشنگÙ‰ است.
«یÙŽحولÙ بÙŽیÙ’نÙŽهÙ وÙŽ بÙŽیÙ’نÙŽ السÙŽÙ‘ماء٠الÙ’عÙŽطÙŽشÙ» اینقدر تشنگÙ‰ اباعبداللÙŽÙ‘ه زیاد بود که وقتÙ‰ به آسمان نگاه مÙ‰ کرد بالاÙ‰ سرش را درست نمÙ‰ دید. اینها شوخÙ‰ نیست. ولÙ‰ من هرچه در «مقاتل» گشتم (آن مقدارÙ‰ که مÙ‰ توانستم بگردم) تا این جمله معروفÙ‰ را که مÙ‰ گویند اباعبداللÙŽÙ‘ه به مردم گفت: «اسÙ’قونÙ‰ شÙŽرÙ’بَةً مÙنÙŽ الÙ’ماءٻ (یک جرعه آب به من بدهید) ببینمØŒ ندیدم. حسین کسÙ‰ نبود که از آن مردم چنین چیزÙ‰ طلب کند. فقط یک جا دارد که حضرت در حالÙ‰ که داشت حمله مÙ‰ کرد «وÙŽ هÙوÙŽ یÙŽطÙ’لÙبÙ الÙ’ماءَ». قرائن نشان مÙ‰ دهد که مقصود این است: در حالÙ‰ که داشت به طرف شریعه مÙ‰ رفت (در جستجوÙ‰ آب بود که از شریعه بردارد) نه اینکه از مردم طلب آب مÙ‰ کرد.»(مجموعه آثارØŒ حماسه حسینی1و2ØŒ ج17: 187)
7.اساسا در مورد تاریخ باید به کتاب های تاریخی مراجعه کنیم والا در یک اتاق تاریک به حساب خودمان با عقل کلنجار می رویم.... تمام مقاتل و کتاب های تاریخی معتبر پیشین به مسئله تشنگی سپاه حسین در روز عاشورا اشاره داشته اند.
9.راستی،،،، نویسنده در چند قسمت اشاره می کند که «مسلمانان می گویند فلان» ... این یعنی خود نویسنده مسلمان نیستØŒ چه برسد شیعه باشد،،، پس نویسنده بی علم و بی عقل چه قصدی از این نوشته پروپاگاندایی داشته؟؟ تازه اولش هم می گوید آثار قیام عاشورا را می دانیم!!
ماجرای حضرت علی اصغر سلام الله علیه
1.بعد از شهادت همه یاران و آخرین نفر که حضرت ابالفضل سلام الله علیه باشدØŒ لشگر دشمن هل هله می کرد و به تنهایی امام می خندید (تمسخر یکی از موثرترین راه های شکست روحی حریف است)ØŒ امام وقتی با اهل حرم خداحافظی می کرد متوجه تشنگی بی امان علی اصغر شد زیرا نه مادرش شیر داشت و نه هیچ شتری که آنجا بودØŒ برخی از مقاتل گویند که امیدی به زنده ماندن این بچه نبود چون از شدت گرسنگی و تشنگی دست و پا می زد. شاید امام اندک امیدی داشت که دشمن از سر رحم این بچه را سیراب کنندØŒ شاید هم به خودشان بیایند و عمق جنایتی را که می کنند ببینندØŒ شاید هم برای بیدار شدن برخی از دل ها این کودک را میان لشگر دشمن برد.(معالی السبطینØŒج 1: 423ØŒ محدثی) 2.وقتی حضرت میان لشگر دشمن رفت چون شمشیر نکشیده بودØŒ همه می دانستند که الان سر جنگ ندارد و می خواهد چیزی گوید یا نشان دهدØŒ بعد از اینکه علی اصغر بر دست حضرت بالا رفت و سرش مقداری به عقب افتادØŒ لشگریان دست و پا زدن این بچه را دیدند و مبهوت ماندندØŒ عمر سعد متوجه بهت لشگر شد و دستور را صادر کرد و از آنجایی که حضرت خیلی به لشگر نزدیک شده بود تا بی امانی بچه را ببینند امکان دارد حرمله 10 متر با حضرت فاصله داشته باشد و او از تیر سه شعبه استفاده کرد که عرض بزرگ تیر سبب اصابت به هدف کوچک شود.
3.چرا علی اصغر را نشانه رفت و پدر را نشانه نگرفتØŸ حدس هایی می شود برای این اتفاق زد: زیرا بچه سبب انحراف افکار عمومی می شود بنابراین باید او را هدف گرفت. شاید هم می خواستند دل پدر را تکه تکه کنند و هتک حرم اش کنند تا زجر کش شودØŒ والا چرا به پدر فرصت دادند تا بچه را دفن کندØŒ با خانواده خداحافظی کندØŒ در جلوی چشم او به خیمه گاه ....
ماجرای حضرت ابوالفضل سلام الله علیه
1.همه اصحاب و بنی هاشم شهید شده بودند که امام تصمیم گرفتند در این آخرین لحظات به کمک برادر دلاورشان کمی آب به خیمه ها برسانند. از این حیث ابوالفضل از راست و امام از چپ به لشگر زدند تا آنها را پخش کنند و در این حال بلند بلند رجز می خواندند تا از سالم بودن هم آگاه شوند و قرار بر این بود تا امام لشگر را مشغول کند و ابالفضل به شط زده و آب بیاورد. در این حین امام و حضرت ابوالفضل دلاورانه می جنگیدند. تا ایشان مشک را پر از آب کرد و از شط خارج شد. کنار شطØŒ نخلستان است و بسیاری از لشگریان دشمن(خصوصا تیراندازان) در میان نخل ها موضع گرفتند تا در برگشت به حضرت حمله غافلگیرانه کنندØŒ چنین هم شد.(منتهی الآمالØŒج 1/ص 386)
2.گزارش های تاریخی از قطع شدن دست راست و سپس چپ حضرت خبر داده اند که موقعیت قطع دستان هم اکنون در کربلا موقعیتی دارند و برای هر کدام ضریح کوچکی ساخته اند که بدین ترتیب شما می توانید نوع حرکت حضرت ابالفضل را درک کنید. اینکه با تیر یا شمشیر یا نیزه دست ها قطع شده بطور مشخص نیامده اما قطعا با یک تیر نمی توان دست را قطع کرد و به هر صورت که بوده مشک به دست دیگر و سپس به دندان گرفته شدهØŒ آیا به هیچ وجه نمی توان به این واقعه تاریخی احتمال وقوع دادØŸ
3.حضرت ابالفضل هر قدر هم که پر قدرت باشند وقتی فقط چهل نفر (که البته در گزارش تاریخی هزاران نفر آمده) ایشان را محاصره تنگ کنند و هر یک نیزه یا تیر یا شمشیری روانه کنند قطعا دو یا سه تا به هدف اصابت می کند.
4.وقتی مشک به دندان رفت دیگر رجزی خوانده نشد و امام که در طرف چپ لشگر بود متوجه مشکلی برای برادر شد و سعی کرد خود را به علقمه برساند که در این فاصلهØŒ عمود آهن و ...
منبع : masafportal.com
💬 دیدگاهها (0 دیدگاه)
📝 ثبت دیدگاه جدید
✅ بدون نیاز به کد امنیتی
✅ دیدگاه شما پس از تایید مدیر نمایش داده میشود.