✍️ نویسنده: 4
سایت نودیها : دو ویژگی مهم حضرت اباالفضل العباس علیه‌السلام
در زیارات و کلماتی که از ائمه علیهم‌السÙ‘لام راجع به اباالفضل العبÙ‘اس رسیده استØŒ روی دو جمله تØ£کید شده است: یکی بصیرتØŒ یکی وفا. بصیرت اباالفضل العبÙ‘اس کجاستØŸ همه یاران حسینیØŒ صاحبان بصیرت بودندØ› اما او بصیرت را بیشتر نشان داد. در روز تاسوعاØŒ مثل امروز عصریØŒ وقتی که فرصتی پیدا شد که او خود را از این بلا نجات دهدØ› یعنی آمدند به او پیشنهاد تسلیم و امان‌نامه کردند و گفتند ما تو را امان میدهیمØ› چنان بر خورد جوانمردانه‌ای کرد که دشمن را پشیمان نمود. گفت: من از حسین جدا شوم!ØŸ وای بر شما! اف بر شما و امان‌نامه شما! نمونه دیگرِ بصیرت او این بود که به سه نفر از برادرانش هم که با او بودندØŒ دستور داد که قبل از او به میدان بروند و مجاهدت کنندØ› تا این‌که به شهادت رسیدند. میدانید که آنها چهار برادر از یک مادر بودند: اباالفضل العبÙ‘اس -برادر بزرگتر- جعفرØŒ عبدالله و عثمان. انسان برادرانش را در مقابل چشم خود برای حسین‌بن‌علی قربانی کندØ› به فکر مادر داغدارش هم نباشد که بگوید یکی از برادران برود تا این‌که مادرم دلخوش باشدØ› به فکر سرپرستی فرزندان صغیر خودش هم نباشد که در مدینه هستندØ› این همان بصیرت است. وفاداری حضرت اباالفضل العبÙ‘اس هم از همه جا بیشتر در همین قضیه وارد شدن در شریعه فرات و ننوشیدن آب است. البته نقل معروفی در همه دهانها است که امام حسین علیه‌السÙ‘لام حضرت اباالفضل را برای آوردن آب فرستاد. اما آنچه که من در نقلهای معتبر -مثل «ارشاد» مفید و «لهوف» ابن‌طاووس- دیدمØŒ اندکی با این نقل تفاوت دارد. که شاید اهمیت حادثه را هم بیشتر میکند. در این کتابهای معتبر این‌طور نقل شده است که در آن لحظات و ساعت آخرØŒ آن‌قدر بر این بچه‌ها و کودکانØŒ بر این دختران صغیر و بر اهل حرم تشنگی فشار آورد که خود امام حسین و اباالفضل با هم به طلب آب رفتند. اباالفضل تنها نرفتØ› خود امام حسین هم با اباالفضل حرکت کرد و به طرف همان شریعه فرات -شعبه‌ای از نهر فرات که در منطقه بود- رفتندØŒ بلکه بتوانند آبی بیاورند. این دو برادر شجاع و قویپنجهØŒ پشت به پشت هم در میدان جنگ جنگیدند. یکی امام حسین در سن نزدیک به شصت سالگی استØŒ اما از لحاظ قدرت و شجاعت جزو نام‌آوران بی‌نظیر است. دیگری هم برادر جوان سیوچند ساله‌اش اباالفضل العبÙ‘اس استØŒ با آن خصوصیاتی که همه او را شناخته‌اند. این دو برادرØŒ دوش به دوش همØŒ گاهی پشت به پشت همØŒ در وسط دریای دشمنØŒ صف لشکر را میشکافند. برای این‌که خودشان را به آب فرات برسانندØŒ بلکه بتوانند آبی بیاورند. در اثنای این جنگِ سخت است که ناگهان امام حسین احساس میکند دشمن بین او و برادرش عباس فاصله انداخته است. در همین حیص و بیص است که اباالفضل به آب نزدیکتر شده و خودش را به لب آب میرساند. آن‌طور که نقل میکنندØŒ او مشک آب را پر میکند که برای خیمه‌ها ببرد. در این‌جا هر انسانی به خود حق میدهد که یک مشت آب هم به لبهای تشنه خودش برساندØ› اما او در این‌جا وفاداری خویش را نشان داد. اباالفضل العبÙ‘اس وقتی که آب را برداشتØŒ تا چشمش به آب افتادØŒ «فÙŽذÙŽکِّر عطش الحسین»؛ به یاد لبهای تشنه امام حسینØŒ شاید به یاد فریادهای العطش دختران و کودکانØŒ شاید به یاد گریه عطشناک علی‌اصغر افتاد و دلش نیامد که آب را بنوشد. آب را روی آب ریخت و بیرون آمد. در این بیرون آمدن است که آن حوادث رخ میدهد و امام حسین علیه‌السÙ‘لام ناگهان صدای برادر را میشنود که از وسط لشکر فریاد زد: «یا اخا ادرک اخاک».
سایت : khamenei.ir بیانات در خطبه‌های نماز جمعه تهران‌  Û±Û³Û·Û¹/Û±/Û²Û¶