✍️ نویسنده: 4

سایت نودیها :  حسین شریعتمداری طی یادداشتی در روزنامه کیهان نوشت: نگارنده بر سر آن بود که در سالروز شهادت استاد مطهری با بضاعت هر چند اندک و ناچیز خویشØŒ وجیزه‌ای به یاد آن شهید بزرگوار داشته باشد و برخی از تحریف‌ها را که این روزها از سوی یک جریان آلوده نسبت به بینش و منش استاد صورت می‌پذیردØŒ پاسخ گوید. اماØŒ از آنجا که آثار مکتوب حضرت استاد به آسانی در دسترس همگان است و مراجعه به آن می‌تواند «باطل‌السحر» همه تحریف‌ها باشدØŒ انجام این مهم به فرصت دیگری موکول شده و نوشته پیش‌روی به نقل چند خاطره از میان خاطراتی که نگارنده از استاد شهید به خاطر داردØŒ اختصاص یافته است.

Û±- چند روزی از شهادت آیت‌الله سعیدی گذشته بود و این خبر هنوز منتشر نشده بود. آن روز باتفاق چند تن از دوستانØŒ آیت‌الله امامی‌کاشانی را با یک سواری کرایه برای سخنرانی در جلسه هفتگی خود به دماوند می‌بردیم. در میان راه پرسیدØ› آیا اخیرا از آیت‌الله سعیدی خبری داریدØŸ پاسخ ما منفی بود و ایشان که از روابط نزدیک ما با آیت‌الله سعیدی باخبر بودØŒ گفتØ› فعلا به مسجد و یا خانه ایشان مراجعه نکنید! پرسیدیمØŒ آیا آزاد شده‌اند و تحت مراقبت ساواک هستندØŸ آیت‌الله امامی‌کاشانی به جای پاسخØŒ با صدای بلند گریست و گفتØ› «سیدخدا را شهید کرده‌اند»، بغض همه ما ترکید و راننده که از افراد مومن و متدین بودØŒ ماشین را کنار جاده متوقف کرد. بعد از دقایقیØŒ آیت‌الله امامی‌کاشانی توضیح داد که ساواک آیت‌الله مطهری را احضار کرده و خبر شهادت آیت‌الله سعیدی را به ایشان داده است پرسیدیم آقای مطهری چه گفته‌اندØŸ آیت‌الله کاشانی فرمودندØ› آقای مطهری می‌گویندØŒ ساواک نیازی به احضار من نداشت و تصور می‌کنم مرا احضار کرده بود تا به علمای روحانی پیرو حضرت آقا (امام خمینی‌(ره))  این پیام را بدهد که از این پس روحانیون مخالف رژیم را به قتل می‌رسانیم. آقای امامی‌کاشانی در حالی که اشک از چشمان خود پاک می‌کرد گفتØ› آیت‌الله مطهری می‌فرمودندØ› آنها نمی‌توانند درک کنند که «شهادت در راه خدا آرزوی ماست» و خطاب به ساواک خوانده بود «محبوب من است آن که به نزدیک تو زشت است»!

Û²- آن شبØŒ در ایام جوانی و دانشجویی به روال همه هفته‌ها در جلسه درس‌های مرحوم علامه‌محمدتقی جعفری که در منزل ایشان - خیابان زیباØŒ کوچه حاج‌قاضی - تشکیل می‌شدØŒ شرکت کرده بودم. در پایان جلسهØŒ یکی از حاضران که برای ما غریبه به نظر می‌رسیدØŒ نظر علامه را درباره استاد مطهری پرسید و ما به دلشوره افتادیم که مبادا در پی تفرقه‌افکنی باشد. مرحوم علامه با همان لهجه شیرین و بیان دوست‌داشتنی فرمودندØ› و اماØŒ آقای مطهریØŒ ایشان یکی از استوانه‌های اسلام و از افتخارات حوزه علمیه هستند ... مبادا به علت آن که سخنان و درس‌های ایشان بعدها به صورت جزوه و کتاب منتشر می‌شود از حضور در جلسات درس و سخنرانی استاد محروم شوید... جلسات درس آقای مطهری زیر چتری از نور تشکیل می‌شود. زیر این چتر نور بروید و اعتقادات دینی خود را بیمه کنید.

Û³- فروردین سال Û±Û³ÛµÛ· بود. جرقه‌های انقلاب اسلامی زده شده بود و رژیم شاه تلاش می‌کرد فضای سیاسی کشور را باز جلوه دهد. آن سال برای چند روز در ایام نوروز به بستگان درجه دوم زندانیان سیاسی نیز اجازه ملاقات داده بودند و بسیاری از دوستان با استفاده از شناسنامه برادرزاده‌ها وخواهرزاده‌ها به ملاقات می‌آمدند. آقای مرتضی الویری با شناسنامه یکی از برادرزاده‌ها به ملاقاتم آمده بود. پرسیدØ› می‌دانی چند روز قبل کجا بودمØŸ به مزاح گفتم: می‌دانم که چند سال است اینجا هستم! گفتØ› هفته گذشته در نجف خدمت آقا - منظور از آقاØŒ امام خمینی(ره) بود- رسیده بودم و به ایشان عرض کردم که دوستان در ایران به حضرتعالی دسترسی ندارند و نمی‌دانند پاسخ پرسش‌های عقیدتی و انقلابی خود را چگونه از شما جویا شوند. ایشان فرمودندØ› به دوستان بگوئیدØ› نظرات آقای مطهری بدون استثناØ¡ مورد تائید و قبول من است. الویری می‌گفتØ› پرسیدم بدون استثناء؟ و آقا فرمودند بلهØŒ بدون استثناØ¡.

وقتی این خبر را به درون بند بردم و با جمع دوستان در میان گذاشتمØŒ همه به‌وجد آمدند. تا آنجا که به خاطر دارمØŒ آقایان محمود اشجعØŒ ابوالقاسم سرحدی‌زادهØŒ جواد منصوریØŒ عزت مطهریØŒ شهید حقانیØŒ شهید حسن‌ حسین‌زادهØŒ رضا و مرحوم احمد منصوری و... از جمله دوستانی بودند که این پیام حضرت امام(ره) را به آنها رساندم.

Û´- در نخستین روزهای بعد از پیروزی انقلاب اسلامی که کمیته استقبال از حضرت امام(ره) به کمیته انقلاب و محل مراجعه برای تمامی امور کشور تبدیل شده بودØŒ همراه با برخی از دوستانØŒ از جمله شهید حاج صادق اسلامیØŒ شهید کچوییØŒ محمد محسنی‌نیاØŒ یوسف فروتنØŒ بهزاد نبویØŒ مرحوم مهندس اسماعیل‌نژادØŒ مرحوم حاج‌حسن میرزایی و... به فکر افتادیم که از حضرت امام(ره) بخواهیم یکی از آقایان روحانی مورد وثوق خود را به عنوان نماینده خویش در کمیته انقلاب اسلامی منصوب فرمایند. موضوع را با استاد مطهری در میان گذاشتیم. بعد از چند روز در مدرسه علوی - محل استقرار حضرت امام(ره) - برای پیگیری ماجرا نزد آیت‌الله مطهری رفتیم. ایشان فرمودند همین حالا به دیدن امام می‌‌روم و در همان حال عمامه را بر سر گذاشته و در حالی که مقابل آیینه کوچکی که روی طاقچه اتاق بودØŒ عمامه را روی سر مرتب می‌کردندØŒ به گونه‌ای که برای ما عجیب می‌نمود و انگار غیر از ایشان کس دیگری در اتاق نیستØŒ چندبار پشت سرهم و با حالتی ذوق‌زده تکرار می‌کردند که «بله به دیدن امام می‌روم- بله به دیدن امام می‌روم...» من و آقای محمد محسنی‌نیا و مرحوم حاج‌حسن میرزایی با تعجب به یکدیگر نگاه می‌کردیم و از حالت استاد سردرنمی‌آوردیم. بعدها که مرحوم علامه طباطبایی در وصف استاد فرمودندØ› وقتی ایشان در درس ما حاضر می‌شدØŒ من به رقص می‌آمدم! اگرچه هنوز هم مفهوم معنوی آن برایمان ناشناخته است ولی شکل ظاهری آن حالت را دیده بودیم...

گفتنی است چند روز بعد حضرت امام(ره) مرحوم آیت‌الله مهدوی‌کنی را به عنوان نماینده خویش در کمیته انقلاب اسلامی معرفی فرمودند.

Ûµ- سال‌های اولیه دهه Û¶Û° بود. مرحوم احسان طبریØŒ یکی از چند نظریه‌پرداز بلندآوازه مارکسیسم درآکادمی علوم شوروی سابق که شهرتی جهانی داشتØŒ در پی خیانت حزب ‌توده که طبری نیز عضو مرکزیت آن بودØŒ دستگیر شده بود. او بعد از مدتی مورد لطف و عنایت خدای مهربان قرار گرفت و به آغوش اسلام بازگشت. نگارنده همراه با دو تن دیگر از دوستان و به دستور حضرت امام(ره) که از سوی شهید محلاتی نماینده حضرت امام در سپاه و برادر محسن رضایی فرمانده وقت سپاه ابلاغ شده بود برای گفت‌وگو با مرحوم احسان طبری و برخی دیگر از اعضای مرکزیت حزب توده دعوت شده بودیم.

نظرات و دیدگاه‌های مطرح شده از سوی مرحوم احسان طبری درباره استاد مطهریØŒ بسیار فراوان و تمامی آنها نیز عبرت‌انگیز و درس‌آموز است ولی در این نوشتهØŒ تنها به چند نمونه از آن میان بسنده می‌شودØ›

طبری می‌گفتØ› «من و دوستانم در حزب توده و نیز در آکادمی علوم شوروی از آثار استاد مطهری استفاده فراوانی می‌کردیم» و در مقابل پرسش همراه با تعجب نگارنده توضیح می‌داد «آقای مطهری از جمله دانشمندانی بود که وقتی می‌خواست یک نظریه و عقیده مخالف اسلام را نقد و رد کندØŒ عقیده مخالف را به گونه‌ای ناقص مطرح نمی‌کرد که نقد و نفی آن به آسانی ممکن باشد. او مارکسیسم را دقیقا همان گونه که بود مطرح می‌کرد و تمامی دلایل و شواهدی را که ما برای اثبات مارکسیسم می‌آوردیمØŒ بدون کم و کاست ارائه می‌کرد و نکته درخور توجه آن که علاوه بر آنچه نظریه‌پردازان مارکسیسم به عنوان دلیل برای اثبات نظر خود آورده بودندØŒ استاد به دلایل جدید و تازه دیگری هم که به ذهن ما خطور نکرده بود اشاره می‌کرد و سپس با نگاهی دقیق به نقد آن می‌پرداخت» طبری می‌گفتØ› «ما به دلایل جدیدی که استاد مطهری علاوه بر دلایل خودمان آورده بود به شدت نیاز داشتیم و البته به منبع آن اشاره‌ای نمی‌کردیم زیرا باعث مراجعه اعضاØ¡ و هواداران به منبع اصلی می‌شد و آنچه را که طی چند دهه رشته بودیمØŒ پنبه می‌کرد».

احسان طبری می‌گفتØ› اگر استاد مطهری به اردوگاه مارکسیسم و یا اردوگاه امپریالیسم تعلق داشتØŒ هرگز اجازه نمی‌دادیم اوقات گرانبهای این کانون تولید فکر و اندیشه برای انجام اموری نظیر فیش‌برداری و امثال آن تلف شود. در کجای دنیا برای تولید حرارتØŒ به جای هیزمØŒ مبل‌های گرانقیمت را می‌سوزانند»؟!

مرحوم طبری از استاد مطهری با عنوان کسی یاد می‌کرد که مانند حضرت‌امام(ره)ØŒ مارکسیسم و امپریالیسم را یکجا نقد و نفی می‌کند و می‌گفتØ› من بعید می‌دانم که کسی پاورقی استاد بر کتاب اصول فلسفه و روش رئالیسم را بخواند و پس از آن برای مکاتب مادیØŒ چه مارکسیسم و چه امپریالیسمØŒ پشیزی ارزش قائل باشد.

طبری با قاطعیت می‌گفت که ترور استاد مطهری نمی‌تواند کار یک گروه نادان و حقیر نظیر فرقان باشد او به جد معتقد بود ترور استاد مطهری طرح و برنامه سازمان سیا و موساد بوده و صرفا با هدف خشک کردن یکی از چشمه‌های جوشان معارف اسلامی صورت پذیرفته است و می‌گفت کا.گ.ب نیز به اندازه آمریکایی‌ها از ترور ایشان خشنود بود.

مرحوم طبری توضیح می‌داد که مخالفت با استاد مطهری منحصر به حزب توده نبود آثار ایشان برای همه گروه‌ها و احزاب مخالف جمهوری اسلامی ایران و حتی برخی از احزاب به ظاهر مذهبی نظیر حزب خلق مسلمان هم خطرناک بود و در این مخالفت میان گروه‌های مخالف نظام اسلامی یک توافق نانوشته وجود داشت.

گفتنی است یک روز از نورالدین کیانوریØŒ دبیرکل حزب توده پرسیدم «چرا بخش قابل توجهی از تبلیغات حزب را به مخدوش کردن چهره و شخصیت استاد اختصاص می‌دادید؟» در پاسخ گفتØ› پس انتظار داشتید که اعضاØ¡ و هواداران را به مطالعه آثار ایشان تشویق کنیمØŸ

تمامی گفت‌وگوی چند ماهه با مرحوم احسان طبری ضبط شده و در اختیار سپاه و وزارت اطلاعات است که انتظار می‌رود در انتشار نوارهای صوتی و یا نوشته‌های پیاده شده آن همت ورزند.

... و بالاخره Û³Û· سال پیش در چنین روزیØŒ استاد شهید جامه شهادت پوشید و به قول حضرت امام(ره) به ملØ£ اعلی پیوست.

  فارس