✍️ نویسنده: 4
سایت نودیها : در برخی روایات یکی از نام‌های امام علی(ع) «حیدر» معرفی شده است. یکی از آن روایاتØŒ روایتی است که داستان جنگ خیبر را نقل می‌کند. بر اساس این روایت امام علی(ع) هنگام مواجهه با مرحب (پهلوان یهودیان خیبر) خود را به نام «حیدر» معرفی می‌کند.Û± البته ذکر چنین لقبی برای حضرتشان اختصاص به این مورد نداردØ› در موارد دیگری نیز تصریح به این نام شده است.Û²
به نظر می‌رسد «حیدر» یکی از نام‌های تقریباÙ‹ مشهور امام علی است. شاهد این مدعا این است که بسیاری از فرهنگ نویسان زبان عربی نیز تصریح می‌کنند که «حیدر» یا «حیدره» یکی از نام‌های امام علی(ع) است.Û³
معنای حیدر
در زبان عربی حیدر به معنای «شیر»(نماد شجاعت و شکست ناپذیری) است. البته با این توضیح که از ویژگی‌های زبان عربی آن است که برای یک چیز به لحاظ ویژگی‌های مختلف نام‌های متعدد قرار می‌دهد. در مورد علت نام‌گذاری شیر به حیدر دو نظریه مطرح کرده‌اندØ› یک این‌که شیر را به جهت داشتن مقام فرمانروایی و سلطنت «حیدر» می‌گویند. دلیل دیگر نامیدن شیر به حیدرØ› این است دارای گردنی کلفت و دست (ساعد و بازوی) قوی است. به همین جهت به جوانی که دارای بدنی پر و محکم و قدرتی سترک باشد جوان حادر می‌گویند.Û´
البته بعضی نیز در مورد معنای حیدر می‌گویند حیدر به معنای دور اندیش و کسی است که در ظرافت‌ها و نکته‌های دقیق امور و کارها اندیشه می‌کند.Ûµ
صفت کرار
«کرار» به معنای کسی است که در هنگام جنگØŒ پی در پی و بسیار حمله کند.Û¶ این وصف و لقب یکی از القابی است که پیامبر اکرم(ص) به امام علی(ع) داده است. خلاصه داستان به این صورت است که پیامبر اکرم(ص) پس از این‌که چند فرمانده برای گشایش قلعه خیبر تعیین نمودند و همه آنها بدون این‌که موفقیتی به دست آورند عقب نشینی کردندØŒ فرمودند: «فردا مردÙ‰ همانند خودم را به سوی ایشان یهود خیبر مى‌‏فرستم که هم اوØ› خدا و رسولش را دوست مى‌‏داردØŒ و هم خدا و رسولش او را دوست مى‌‏دارند. او حمله‏کننده‌‏اÙ‰ بى‌‏گریز (کرار غیر فرار) استØŒ و باز نگردد تا آن‌که خدا فتح و پیروزÙ‰ را به وÙ‰ ارزانÙ‰ دارد». پیامبر اسلام پیش از اعزامØŒ نوید فتح و پیروزÙ‰ دادØŒ پس یاران آن‌حضرت در پÙ‰ این کلام براÙ‰ آن‌که انتخاب شوند گردن کشیدندØŒ و چون فردا شدØŒ رسول خدا(ص) علÙ‰ را فراخوانده و به سوی یهودیان خیبر فرستادØŒ پس علÙ‰(ع) را بدین فضیلت برگزید و او را «حیدر کرÙ‘ار» «حمله ‏کننده‌‏اÙ‰ بى‌‏گریز» نامید.Û·
پی نوشت ها:
Û±. خلاصه جریان این‌گونه است: مرحب یهودى، مردÙ‰ شجاع و بلند قد بود و هیچ کسÙ‰ نمى‏‌توانست در برابر او ایستادگÙ‰ کند. دایه‌‏اÙ‰ داشت که کتاب‌هاÙ‰ گذشتگان را بر او مى‌‏خواند و مى‏‌گفت: هر کس مقابل تو قرار گرفت با او جنگ کن مگر کسÙ‰ که اسمش حیدر است. اگر در مقابل او مقاومت کنى، به هلاکت مى‌‏رسÙ‰. در جنگ خیبرØŒ وقتÙ‰ که مردم از مقابله با دشمن عاجز شدندØŒ به پیامبر(ص) شکایت بردند و از حضرتش تقاضا کردند تا علÙ‰(ع) را به مصاف دشمن بفرستد. چشم علÙ‰ درد مى‌‏کرد. پیامبر اکرم در چشم ایشان از آب دهان مبارکش انداختØŒ خوب شد. سپس فرمود: «یا علÙ‰! شرÙ‘ مرحب را از ما دفع کن».
وقتÙ‰ که علÙ‰(ع) به طرف او رفتØŒ مرحب نیز با سرعت به طرف آن‌حضرت آمد و هیچ اعتنایÙ‰ نکرد و گفت: «من کسÙ‰ هستم که مادرم مرا مرحب نامیده است». علÙ‰ نیز فرمود: «و من کسÙ‰ هستم که مادرم مرا حیدر نامیده است». وقتÙ‰ که مرحبØŒ این سخن را شنید به خاطر آورد آنچه را که از دایه‌‏اش شنیده بودØ› لذا فرار کرد. (دایه‏اش گفته بود: با کسÙ‰ که اسمش حیدر است جنگ نکن و الا کشته خواهÙ‰ شد). ابلیس به صورت انسانÙ‰ جلو او را گرفت و گفت: کجا فرار مى‌‏کنى؟ گفت: به من گفته شده که از حیدر بترسم‏. ابلیس گفت: حیدر که تنها این شخص نیست و حیدر نام در دنیا زیاد استØŒ بر گرد شاید او را بکشÙ‰ و اگر او را بکشÙ‰ سرور قومت مى‏‌شوÙ‰ و من نیز پشتیبان تو هستم. مرحب برگشت و در اندک زمانى، علÙ‰(ع) او را کشت. ر. ک:  مفیدØŒ محمد بن محمدØŒ الØ¥رشاد للمفیدØŒ ترجمهØŒ ساعدÙ‰ خراسانى، محمد باقرØŒ ص ۱۱۳، تهرانØŒ اسلامیهØŒ چاپ اولØŒ Û±Û³Û¸Û°ش. قطب الدین راوندى، سعید بن هبه اللهØŒ محرمى، غلام حسنØŒ جلوه‌‏هاÙ‰ اعجاز معصومین علیهم السلام (ترجمه الخرائج و الجرائج)ØŒ ص Û±Û·Û¶ØŒ قمØŒ دفتر انتشارات اسلامى، قمØŒ چاپ دومØŒ Û±Û³Û·Û¸ش.
 .Û² ر. ک: ابن شاذان قمى، Ø£بو الفضل شاذان بن جبرئیلØŒ الفضائلØŒ ص Û±Û·Û°ØŒ قمØŒ رضى، چاپ دومØŒ Û±Û³Û¶Û³ش.
Û³. «الحÙŽیÙ’دÙŽرÙŽهُ: من Ø£ÙŽسÙ’مÙŽاءِ الØ£سÙŽدِ، و به سُمِّیÙŽ عÙŽلیُّ بنُ Ø£بی طالبٍ- رضی اللÙ‘ÙŽه عنه- حÙŽیÙ’دÙŽرÙŽهَ». صاحب بن عبادØŒ Ø¥سماعیل بن عبادØŒ المحیط فی اللغهØŒ ج ۳، ص Û³Û¶ØŒ بیروتØŒ عالم الکتابØŒ چاپ اولØŒ Û±Û´Û±Û´ق. ابن منظور نیز در لسان العرب تصریح می‌کند یکی از نام‌های امام علی(ع) حیدر بوده است. ابن منظورØŒ لسان العربØŒ ج ۳، ص ۲۶۱، بیروتØŒ دار صادرØŒ چاپ سومØŒ Û±Û´Û±Û´ق.
Û´. الحÙŽادُورُ، و الحÙŽیÙ’دÙŽرُ، و الحÙŽیÙ’دÙŽرÙŽهُ: الØ£ÙŽسÙŽدُ. و من مجازِهِ: رماهُ اللÙ‘هُ‏ بِالÙ’حÙŽیÙ’دÙŽرÙŽهِ، Ø£ی بالهÙŽلÙŽکÙŽهِ و بالدÙ‘اهیهِ الشÙ‘دیدهِ، کØ£نÙ‘ها الØ£سد فی شدÙ‘تها الحÙŽیÙ’دÙŽرÙŽهُ: الØ£ÙŽسدØ› قال: و السÙ‘ÙŽنÙ’دÙŽرÙŽهُ مکیال کبیرØ› و قال ابن الØ£ÙŽعرابی: الحÙŽیÙ’دÙŽرÙŽه فی الأُسÙ’دِ مثل المÙŽلِکِ فی الناسØ› قال Ø£ÙŽبو العباس: یعنی لغلظ عنقه و قوÙ‘ه ساعدیهØ› و منه غلام‏ حادر إِذا کان ممتلئ البدن شدید البطشØ› قال و الیاØ¡ و الهاØ¡ زائدتان. ر. ک: لسان العربØŒ ماده «حدر».
Ûµ. قÙŽالÙŽ جÙŽابِرÙŒ الÙ’جُعÙ’فِیُ‏ الÙ’حÙŽیÙ’دÙŽرُ هُوÙŽ الÙ’حÙŽازِمُ النÙ‘ÙŽظÙ‘ÙŽارُ فِی دÙŽقÙŽائِقِ الْأَشÙ’یÙŽاءِ. ابن شهر آشوب مازندرانى، محمد بن على، مناقب آل Ø£بی طالب علیهم السلام(لابن شهرآشوب)ØŒ ج ‏۳، ص Û±Û±Û°ØŒ قمØŒ علامهØŒ چاپ: اولØŒ Û±Û³Û·Û¹ق.
Û¶. سیاحØŒ احمدØŒ فرهنگ جامعØŒ ماده «کرر».
 ۷. ابن شعبهØŒ حسن بن على، تحف العقولØŒ ترجمهØŒ جعفرى، بهرادØŒ ص ۳۴۱، تهرانØŒ دار الکتب الØ¥سلامیهØŒ چاپ اولØŒ Û±Û³Û¸Û±ش.
منبع: اسلام کوئست
باشگاه خبرنگاران