✍️ نویسنده: 4
نودیها :متن رنجنامه حسین فدایی دبیرکل جمعیت ایثارگران انقلاب اسلامی و نماینده سابق مردم تهران در مجلس شورای اسلامی خطاب به هاشمی رفسنجانی منتشر شد:
مواضع شما را در روزهای اخیر و در ثبت نام مجلس خبرگان رهبری مشاهده کردم. فرموده بودید که: «امیدواریم این انقلاب به حضرت حجت (عج) واگذار شود و ما نیز زیر نظر این امام زنده و غایبØŒ راهمان را بدرستی بپیماییم.»
مواضع جنابعالی را از ابتدای انقلاب مرور و بازخوانی کردم تا ببینم آیا مسیری که جنابعالی از ابتدای انقلاب اسلامی تا به امروز پیموده¬اید در راستای آرزویی می باشد که بیان کردید و یا آنکه خدای ناخواسته برعکس است. لذا این رنجنامه را تقدیم می کنم شاید مؤثر افتد.
حمایت از منافقین و جنبشی ها
در اثنای مبارزات قبل از انقلابØŒ هرچند مطالبی در مورد جنابعالی شنیده بودم ولی اولین‌بار که توفیق دیدار شما را پیدا کردم در زندان اوین بود. در آن زمان از کمیته‌ی مشترک به اوین منتقل‌شده بودم و در آنجا در سلول انفرادی بودم. هنگام اولین ملاقات با خانواده وقتی در اتاق انتظار ملاقاتØŒ زندانیان سیاسی را جمع و مØ£مورین زندان چشم‌بند را از روی چشمانم باز کردندØŒ عده‌ای زندانی در کناری بودند و یک فرد روحانی تنها در کناری دیگر ایستاده بودØ› متوجه شدم که از طرف چپی‌ها (مارکسیست‌ها) و منافقین (سازمان مجاهدین خلق) در بایکوت قرارگرفته¬اید. با اعتقادی که به روحانیت داشتم به‌طرف شما آمدم و حال و احوالی کردیم و علی‌رغم توجهی که معمولاÙ‹ به یک زندانی جدید می‌شدØŒ شما را ترجیح دادم. بعدها که از سلول انفرادی به بند عمومی منتقل شدیم به بند علما و روحانیون (مذهبیون) آمدم و آشنایی بیشتری با شما حاصل شدØŒ هرچند مجال آن کوتاه بود و شما آزاد شدید. اما آنچه در این مدت برایم جلب‌توجه می‌نمود سؤال‌های شما از محیط بیرون و فضای دانشگاهی بود و نگرانی‌تان از افکار افرادی همچون دکتر پیمان و امثالهمØ› چراکه این افکار را خطرناک می‌دانستید. این دقت نظر برای من که یک جوان Û²Û°ØŒ Û²Û± ساله بودم بسیار قابل‌توجه بود. البته داستان حمایت‌های شما از منافقین (سازمان مجاهدین خلق) و فاصله‌گیری شما پس از تغییر ایدئولوژی آن‌ها و برخوردهایشان با روحانیت در زندان را نیز کمابیش می‌دانستم.
با این خاطره که از شما در ذهن داشتمØŒ پس از پیروزی انقلاب‌اسلامی دعوت از افرادی چون دکتر پیمان برای عضویت در شورای مرکزی حزب جمهوری اسلامیØŒ برایم بسیار سؤال‌برانگیز بود. بعدها نیز در رابطه با حمایت شش‌دانگ شما از آقای بهزاد نبوی در ماجرای انفجار دفتر نخست‌وزیری که منجر به شهادت آقایان رجائی و باهنر شد -آن‌ هم در خطبه‌های نماز جمعه- و همچنین هنگام رØ£ی اعتماد وزارت صنایع سنگینØŒ همچنین زمانی که در رابطه با سازمان مجاهدین انقلاب‌اسلامی خدمت رسیدیم و ماجراهای سازمان را مطرح کردیم و نیز آن هنگام که نگرانی خود را از خط Û³ و باند مهدی هاشمی (سال Û¶Û±-Û¶Û²) برای شما تشریح کردیم ولی حضرت‌عالی به‌عنوان رهنمود فرمودید که مراقب باشید آتش‌بیار معرکه نشوید (!)ØŒ بر تعجب ما افزوده شد. اما به‌هرحال چون تصور ما این بود که حضرت‌عالی سرباز و یار حضرت امام (ره) هستیدØŒ بر این نکات تمرکز نکردیم.
اصرار بیش‌ازحد بر پذیرش قطعنامه خلاف نظر امام خمینی(ره)
آنچه برای ما غم‌انگیزتر بود اصرار بیش‌ازحد شما -علیرغم نظر حضرت امام خمینی (ره)- بر پذیرش قطعنامه بود. آن زمان که فشارهای بین‌المللی و لیبرال‌ها و ضدانقلاب و منافقین و آقای منتظری و بیت ایشان بر حضرت امام (ره) و ملت ایران برای القا و تحمیل قطعنامه به جمهوری اسلامی بود و راهبرد حضرت امام (ره) و ملت ایران و رزمندگان «جنگ جنگ تا پیروزی» بودØŒ شما به دنبال پذیرش قطعنامه بودید. این‌که چنین تحلیل و نظری داشتیدØŒ شاید چندان مهم به نظر نرسدØŒ ولی مسئله پراهمیت این است که برای تحقق نظرتان در فرماندهان ایجاد تردید کردید. «خط تردید» بزرگ‌ترین اشتباه استراتژیک شما بود که برای به راه انداختن آن تلاش کردید و هم‌عرض دیدگاه امام (ره) این خط را بر ملت ایران تحمیل کردید. نام آن را نیز عقلانیت گذاشتید و به فرماندهان و رزمندگان سپاه گفتید همه موافق قبول قطعنامه هستندØ› الا شما و اگر شما کوتاه بیایید حضرت امام (ره) هم قبول می‌کنند.
تئوریزه کردن «خط تردید» و تندرو خواندن مخالفینِ آن
آقای هاشمی
تئوریزه کردن «خط تردید» و عقلانی جلوه دادنش و تندرو خواندن مخالفینِ آنØŒ بزرگ‌ترین خطای شما بود و متØ£سفانه نه تنها هیچ‌گاه در خود تردید نکرده بلکه همواره مخالفین را مذمت نمودید. ولی ای کاش این « خط تردید » را لحظه ای در افکار خود تقویت می کردید تا شاید ... .
البته خوب می‌دانید که امام و ملت ایران و بچه‌های حزب الهی هیچ‌گاه جنگ‌طلب نبوده و نیستندØ› بلکه بر عزت ملی و غیرت ملی تØ£کید داشته و دارندØ› هیچ‌گاه به وعده‌های نظام سلطه اعتماد نداشته و ندارند و بزرگ‌ترین مصداق و دلیل آن‌هم همین قطعنامه ÛµÛ¹Û¸ بود. دشمنان چقدر به وعده‌های خود عمل کردندØŸ آیا متجاوز (صدام) محاکمه شدØŸ بر مردم عادی کوچه و بازار هم معلوم بود که ماشین جنگی صدام با کارگردانی و حمایت و پشتیبانی قدرت‌های جهانی کوک شده و محاکمه‌ی صدام یعنی محاکمه‌ی خودشان و آن‌ها هرگز زیر بار چنین موضوعی نخواهند رفت. بگذریم ...
حمایت از مرام اقتصادی موسوی و چرخش Û±Û¸Û° درجه ای به سمت تعدیل اقتصادی وتشدید فشار به مردم
جناب هاشمی
حضرت‌عالی در دوران ریاست‌جمهوری خویش با در پیش گرفتن سیاستِ تعدیل اقتصادی از مرام اقتصادی دولت آقای میرحسین موسوی –که میدانیم موردحمایت شدید جنابعالی بود- یعنی اقتصاد بسته و دولتی به سمت اقتصاد باز و آزادØŒ طی یک چرخش Û±Û¸Û° درجه‌ای در خط‌مشیØŒ تغییر رویکردی آشکار دادیدØ› به‌گونه‌ای که در خطبه‌های نماز جمعه که تا دیروز بر عدالت اجتماعی تØ£کید داشتید ازآن‌پس مردم را به مانور رفاه و مصرف‌گرائی دعوت کردید و چه بسیار خیرخواهان و دوستان که شما را نصیحت کردند و گوش فرا ندادید.
سوگوارانه باید عرض کنم که در دوران دولت جنابعالی فرصت‌های زیادی از دست رفت. عده‌ای از بستگان و اعضای حزب دولت ساخته که شما را پدر معنوی خود می‌دانند و شما نیز خود را برادر معنوی آن‌ها معرفی کردید آن‌چنان شما را احاطه کردند که صدای دیگری را یا نمی‌شنیدید و یا حسابی برای آن باز نمی‌کردید. فشار اقتصادی آن‌قدر بر مردم زیاد شد که حوادث و رخدادهای Û±Û³ آبانØŒ مشهدØŒ اسلامشهر و ... رخ داد ولی علت وقوع آن‌ها را ریشه‌یابی نکردید. کسبه‌ی جزء، حتی فروشندگان تره بار هم قیمت‌ها را افزایش می‌داد و علت را که جویا می‌شدید می‌گفتند چون دلار گران شده پس ما هم گران می‌کنیم. این در شرایطی بود که عده‌ای از نزدیکان شما خیلی معمولی و با صراحت می‌گفتند که بستگان رئیس‌جمهور بایستی با بستگان روسای جمهور دنیا ارتباط و حشرونشر داشته باشندØ› و قطعاÙ‹ برای اینکه کم نیاورندØŒ روی آوردن به زندگی و مشرب اشرافی و گذراندن اوقات فراغت و تفریحات در اروپا و جزایر تفریحی و... امری طبیعی است. و یا اظهار می‌داشتند که در دنیا برای اجرای سیاست تعدیل اقتصادی دولت‌ها با معترضین برخورد می‌کنند و کشتن آن‌ها هزینه‌ای است که برای تعدیل اقتصادی و اصلاحات اقتصادی غربی باید پرداخت تا کشور شکوفا شود!!
تهاجم فرهنگیØŒ شکل‌گیری طبقه ممتاز و اشرافیت دولتی در دولت هاشمی
وای بر ما. این تذهبونØŸ
به‌راستیØŒ زندگی ملت رهاشده از جنگ و مستضعفین کجا و زندگی مرفه بی‌دردان و دنیاطلبان کجاØŸ!
آن هنگام که هشدارها و فریادهای رسا و بلند رهبر معظم انقلاب (مدظله‌العالی) نسبت به مسائلی همچون تهاجم فرهنگیØŒ مذمت شکل‌گیری طبقه ممتازØŒ اشرافیت دولتی و امثالهم به گوش میرسید نیز واکنش مناسب از شما ندیدیم و فی‌المثل اگر به وزیری از مشکلات اقتصادی و گرانی انتقاد می شد می‌گفت تو هم سوسیالیست شده‌ایØŸ! ( کما اینکه اخیراÙ‹ هم این جمله از وزیری دیگر شنیده شده است. )
در دوران شما فکر و فعالیت اقتصادی غلط آن‌چنان حاکم شد که در شهرداری هر کاری امکان‌پذیر شدØ› البته به قول معروف «قیمت آن متفاوت بود.» دستگاه اطلاعاتی نیز که باید چشم نظام و دیده‌بان آن برای رصد کجی‌ها باشد وارد عرصه‌های اقتصادی فاسد شد و علیرغم نظر رهبر معظم انقلاب به کارش ادامه داد و شما حمایت می کردید. آقای هاشمی ما دیدیم که خط نفوذ دشمنان قسم‌خورده ملت ایران وارد حریم خصوصی و خانوادگی مدیران کشور شده و در حال آلوده‌سازی فرزندان آن‌ها استØ› اما دریغا که هشدارها فایده‌ای نکرد.
سپردن مسئولیت مرکز تحقیقات استراتژیک به کسی که ولایت فقیه را قبول نداشت
جناب آقای هاشمی!
برای ما این نکته نیز بسیار تعجب‌برانگیز بود که مسئولیت مرکز تحقیقات استراتژیک ریاست جمهوری را به کسی واگذار کردید که ولایت‌فقیه را قبول نداشت و جالب آنکه آنجا کانون فعالیت گروه‌ها و احزابی شد که نه تنها به دنبال ترویج لیبرالیسم در فضای جامعه بودندØŒ بلکه حتی علیه شما و دولت شما رسماÙ‹ فعالیت می‌کردند و علیه ارزش‌های انقلاب مطلب می‌نوشتند و شما می‌دانستید و به این مسئله تن دادیدØ› چراØŸ
توهم ریاست جمهوری مادام العمر برای شما!!!
توجه داشتید که قبل از انتخابات ریاست جمهوری سال Û·Û¶ اطرافیان شما تلاش زیادی کردند که محدودیت زمانی قانون اساسی را برای ریاست جمهوری نادیده بگیرند تا جایی که اگر امکانش باشد ریاست جمهوری شما را مادام العمر کنندØŒ براستی واکنش شما در خصوص این گونه عملکردها چه بودØŸ
وقتی در رابطه با فساد و ریخت و پاشهای مدیریتی هشدار داده می¬شد می¬گفتید وقتی قطار توسعه اقتصادی و سازندگی حرکت می¬کند Ûµ تا Û±Û°درصد ریخت و پاش امری طبیعی است و این نگاهی وارداتی است نه مبنی بر اسلام ناب محمدی (ص) و توجه به محرومین و مستضعفین.
ناطق نوری را شما ناکام کردید!پاسخ مشارکتی ها به خیرخواهی شما!
جالب است در انتخابات دوم خردادØŒ در حالی که همه و از جمله شخص آقای ناطق انتظار داشتند از وی حمایت کنیدØŒ با کمال تعجب شما همسو با جریان موسوم به چپ- همانها که در مرکز تحقیقات استراتژیک ریاست جمهوری بهشان بال و پر دادید- در نماز جمعه سناریوی تردید و احتمال تقلب را تقویت کردید. به این ترتیب جمله «بنویسید خاتمی می‌خوانند ناطق» آقای ناطقی را که کاملاÙ‹ به شما نزدیک بود با ناکامی مواجه کرد. در انتخابات Û·Û¶ بود که خیلی ها میزان وفاداری شما به نزدیکترین دوستانتان –از جمله آقای ناطق- را فهمیدند و ای کاش آقای ناطق نیز همین حقیقت را درک می کرد!
آیا یادتان هست که چند صباح بعدØŒ مشارکتی ها در انتخابات مجلس ششم از خجالت شما در آمدند و هدیه ای که در دوم خرداد از شما دریافت کرده بودند را در زمستان Û·Û¸ به شما عودت دادند!!!
و دیدید که کودتای نرم و سخت Û±Û¸ تیرماه سال Û±Û³Û·Û¸ را رغم زدند و اگر نگوییم کارگردانی کردند ولی همراه و مؤید خوبی بودند تا اسباب به آتش کشاندن میراث امام و شهدا و ملت ایران را فراهم آورند که خدا نخواست.
- شما دیدید که آن‌ها تمامی شخصیت شما را به استهزاØ¡ گرفتند.
- شما دیدید که آن‌ها میراث امام را به آتش کشیدند.
- شما دیدید که بیشترین دشمنی آن‌ها با شما بود.
- شما دیدید که آن‌ها دنبال حکومت سکولار هستند.
- شما دیدید که آن‌ها خط امام را تحریف می‌کنند
- شما دیدید که آن‌ها تحت تØ£ثیر خط نفوذØŒ هضم در نظام ظالمانه جهان را پذیرا هستند
- شما دیدید خط افراط و رادیکال را آن‌ها دنبال می‌کنند.
- شما دید که آن‌ها جهادØŒ گذشت و ایثار بسیجیان را به خشنوت‌طلبی معنا کردند.
اما در مقابل چه کردیدØŸ
آنچه شرط بلاغ بود به شما گفتیمØ› اما دریغ از گوش شنوا
و ما علی‌رغم بی‌مهری‌ها و کم‌لطفی‌ها به خاطر امام و شهدا و انقلاب حاضر شدیم با شما کار کنیمØŒ به‌عنوان محور وحدت از شما دعوت کنیم و شما به بهانه فراجناحی بودن امتناع ورزیدید. حتی قبل از انتخابات خبرگان رهبری خدمت شما رسیدیم و عرض شد که در شورای مرکزی جمعیت ایثارگران انقلاب اسلامی به تبعیت از جامعه مدرسین حوزه علمیه قم اسامی نامزدهای سراسر کشور را در یک جلسه به جمع‌بندی رسیدند ولی در مورد حضرت‌عالی در دو جلسه بحث و بررسی با اختلاف یک رØ£ی حضرت‌عالی رØ£ی آوردید (که موجب شد خانم وحید دستجردی به اعتراض بر قرار گرفتن نام شما در فهرست از جمعیت بروند). آنچه دوستان و اعضای شورای مرکزی از سوز دل و خیرخواهی و حضوری در جلسه در اعتراض و انتقاد به شما مطرح کردند عبارت بود از:
Û±) اجرای مشی اقتصادی و سیاست تعدیل که منجر به حمایت از سرمایه‌داران بی درد و نادیده انگاشتن توده مردم و مستضعفین می‌شود.
Û²) برخی اطرافیان شما (حزب دولت ساخته کارگزاران) در مسائل اقتصادی علاوه بر بند ۱، حساسیتی نسبت به فساد اقتصادی و مالی ندارند.
Û³) بستگان شما علاوه بر بند Û± و Û² سلوکشان شکل دادن به یک طبقه ممتازه و ویژه‌خواری را تداعی می‌کند.
Û´) در بخش فرهنگی در دوران دولت شما مشکلات جدی ظهور و بروز کرد.
Ûµ) در مسائل خارجی سیاست تنش‌زدایی یعنی وادادگی را اتخاذ کردیدØ› گویا ایران کاری کرده که حالا بیاید رفع تنش کند!
و مهمتر اینکه دیدگاه شما با دیدگاه حضرت امام خمینی(ره) و مقام معظم رهبری زاویه دارد و این موجب گسست فکری در نظام می شود.
پس از بیان محورهای انتقاد به مشی مدیریتی دولت کارگزارانØŒ جنابعالی در مقام پاسخ‌گویی همه‌ی موارد را نفی کردید و بیان داشتید که تعداد دانشجویانØŒ مدارس و... زیاد شده و ثانیاÙ‹ ابزارهای فرهنگی در اختیار رهبری است نه دولت که شگفتی زیادی برای دوستان ایجاد کرد که فی‌المجلس واکنش نشان دادند.
جناب آقای هاشمی
ملاحظه می‌فرمایید که بچه‌های حزب‌الله از روی تعهد و وظیفه آنچه شرط بلاغ بود انجام دادند و صادقانه بارها و بارها مشکلات و انتقادات را برای شما بیان کردند اما دریغ از گوش شنوا.
حاضر نشدید به وحدت حزب الله کمک کنید! و ما چه می‌دانستیم که بنا دارید با مخالفین خود ائتلاف کنیدØŸ!
پس از کودتای نرم و قائله Û±Û¸ تیر Û·Û¸ که همه‌ی نیروهای حزب‌الله را نگران کردØŒ گروه‌های سیاسی اصول‌گرا گرد هم جمع شدند تا چاره‌اندیشی کنند. آن‌ها وفاق در بین همه‌ی وفاداران به‌نظام را ضروری دانستند و جهت شکل‌گیری این وفاق محوریت شما را جمع‌بندی کردند و همگی خدمت رسیدند و تحلیل خود را ارائه دادند و از شما برای محوریت وفاق همه نیروهای معتقد به‌نظام دعوت کردند. اما شما علیرغم قبول تهدیدها و چالش‌ها و ضرورت وفاق و وحدت فرمودید که دوم خردادی‌ها در قدرت هستند و شما در ضعف هستید و من هم فراجناحی هستم و تحقیر آمیز گفتید دلم برای شما می سوزد و حاضر نشدید به وحدت حزب الله کمک کنید! و ما چه می‌دانستیم که بنا دارید با مخالفین خود ائتلاف کنیدØŸ! هرچند اگر در انتخابات دوم خرداد دقت می‌شد معلوم بود که طراحان کارگزار و آقایان مرعشی و کرباسچی از فعالان صحنه هستند. آنان اولین کسانی هستند که اتهام ناجوانمردانه تقلب را به جمهوری اسلامی زدند و صریحاÙ‹ تبلیغ کردند که در پای صندوق‌های رØ£ی مردم می‌نویسند خاتمی ولی خوانده می‌شود ناطقØ› شما می‌دانستید و توی دهان آن‌ها نزدید و بلکه آن‌را فرصتی تلقی کردید تا نامزد موردنظر حزب‌الله رØ£ی نیاورد.
ماجرای قدرت‌طلبی تمام نشد
القصهØ› ماجرای قدرت‌طلبی تمام نشد و روزبه‌روز به شکلی دیگر ادامه یافت. مردم فهمیدند هاشمی دهه Û·Û° با هاشمی دهه Û¶Û° و هاشمی دهه Û¸Û° با هاشمی دهه Û·Û° تفاوت دارد.
مردم دیدند همان تیم اقتصادی که در دولت میرحسین موسوی دنبال اقتصاد بسته و دولتی بودØŒ در دولت هاشمی با شعار اقتصاد آزاد و اقتصاد باز به میدان آمده و در دولت آقای خاتمی هم فعال مایشاØ¡ استØŒ چنانچه در دولت احمدی‌نژاد و الآن هم در دولت روحانی همان فکر میدان‌داری می‌کندØ› البته ممکن است بعضی عوض‌شده باشند ولی فکر همان فکر است. این فکر و اندیشه اقتصاد لیبرال -آن‌هم ناقص و با اشکال مختلف عاریه‌ای و وارداتی با الگوهای صندوق بین‌المللی پول و بانک جهانی- است که بیش از Û³Û° سال تلاش می‌کند تا خودش را بر کشور تحمیل کند و فرصت نداده تا اقتصاد ملی و اسلامی وارد صحنه شود.
دائماÙ‹ می‌گفتید می‌آیمØŒ نمی‌آیم!
جناب آقای هاشمی
چه کسی باید پیشتاز تحقق اسلام ناب محمدی (ص) و اندیشه ناب امام خمینی (ره) در حوزه اقتصاد می‌شدØŸ شما کدام جبهه را تقویت کردیدØŸ!
به‌هرحال یک سال قبل از انتخابات ریاست جمهوری سال Û¸Û´ اعضای شورای مرکزی جمعیت ایثارگران خدمت شما آمدیم -بااینکه به وفاق کمک نکردید و علی رغم آنکه با مخالفین و منتقدین خود ائتلاف کرده بودید و با همه ناملایماتی که از سوی شما مشاهده شد- و عرض کردیم شما نیروهای نسل اول انقلاب هستیدØŒ اوضاع کشور خوب نیست و یاران امام بایستی برای نسل آینده کمک کنند تا کادر سازی شودØŒ لازم است جوانان و تازه نفس ترها به میدان بیایندØŒ گردش نخبگان صورت گیردØŒ چرخش قدرت شودØŒ به جوانان بها داده شود و دیگر حضور نسل اولی‌های مانند شما در عرصه انتخابات به مصلحت نیست. هر آن¬چه تحلیل کردیم را قبول کردید و تشویق نمودید و گفتید که بنا دارید در انتخابات وارد نشوید ولی تا آستانه انتخابات هرروز مطلبی مطرح کردید و دائماÙ‹ می‌گفتید می‌آیمØŒ نمی‌آیم! و در آخر با اینکه متوجه شدید مقام معظم رهبری مصلحت شما را در آمدن به عرصه انتخابات ندیدند ولی تصمیم گرفتید که وارد رقابت شوید. بار دیگر و در آستانه انتخابات سالÛ¸Û´ ریاست جمهوری خدمت رسیدیم و شما را یادآور ملاقات یک سال قبل کردیم و فرمودید همه آن حرف‌ها را که گفتید یادم هست و قبول دارم ولی اگر اصول‌گرایان وحدت کنندØŒ نمی‌آیم. گفتیم کمک کنید تا وحدت شودØ› ما طی توافقات که داشته‌ایم قرار است هرکس در سنجش افکار عمومی بالاتر باشد از وی حمایت کنیم و شما گفتید اگر روی آقای ولایتی تفاهم کنید من حمایت می‌کنم و نمی‌آیم. عرض کردیم بنای ما این است که هرکس در سنجش بالاتر باشد و الآن آقای قالیباف بالاتر است و گفتید ایشان سرهنگ است و اهل پادگان و حاضر نشدید کمک کنید. ما عرض کردیم در بهترین حالت اگر شما بیایید انتخابات دومرحله‌ای می‌شود و نفس دومرحله‌ای شدن یک افت برای شما است و مصلحت شما نیستØŒ قبول کردیدØ› ولی فرمودید دوستان ما سنجش کرده‌اند همین الآن که من تصمیم نگرفته‌ام برای آمدنØŒ ÛµÛ· درصد رØ£ی دارم. عرض کردیم ما از این سنجش خبر داریمØŒ نظرسازی است که اطرافیان شما انجام داده اند و علمی نیست و ساختگی است و با این مذاکره جدا شدیم و شما تحت تØ£ثیر جریانات مشکوک و لیبرال‌ها وارد صحنه شدید و با دست خودتان زمینه رØ£ی آوری آقای احمدی‌نژاد را فراهم کردید.
حمایت ضدانقلاب و مارکسیست‌ها و لیبرال‌ها و امثالهم در مرحله دوم انتخابات Û¸Û´
جناب آقای هاشمی
چه بگوییم از ستاد تبلیغات انتخابات شما و کارناوال‌هایی که راه انداختند و برچسب‌های Û²Û°Û°Ûµ که تولید کردند! براستی چه کسانی برای شما تبلیغ می‌کردند و چه می‌توان گفت از آن فیلم تبلیغاتی و به‌اصطلاح دیدار صمیمی با جوانان و ... .
و چه بگوییم از مرحله دوم انتخابات که همه‌ی ضدانقلاب و مارکسیست‌ها و لیبرال‌ها و امثالهم از شما حمایت کردند و دوقطبی احمدی‌نژاد و هاشمی رقم خورد که طبعاÙ‹ نتیجه کار برای هر انسان منصفی معلوم بود.
کار شما برای رØ£ی‌آوری به کجا رسیده بودØŸ!!!
در همان زمان مطلع شدیم که اتاق‌های فکر و کمیته‌ی پشت‌صحنه به ستادهای شما خط داده‌اند که ساعت Û±Û² امشب اگر اسم آقای هاشمی از صندوق درنیامد بریزید جلوی وزارت کشور و در خیابان‌ها و اعلان کنید تقلب شده. خوشبختانه این خبر زودهنگام لو رفت و به حضرت‌عالی منعکس شد و شما هم به برادرتان منعکس کردید و این فتنه تااندازه‌ای کور شد. چون معترضین سازماندهی شده کمتر از هزار نفر آمدند و شعار تقلب سردادند و فتنه خنثی شدØ› ولی متØ£سفانه همان جریان نفوذ موفق شدØŒ این سناریو را بعدها به نتیجه رساند.
جالب‌تر آنکه فرزند عزیزتان و البته به قول شما مظلوم (!) آقای مهدی هاشمیØŒ قبل از انتخابات Û¸Û´ØŒ در تاریخ دوم ژوئن Û²Û°Û°Ûµ در مصاحبه با روزنامه امریکایی «یو.اس.ای تودی» جملاتی بر زبان راند که شرم بر چهره انسان از بازگو کردن آن می‌نشیندØŒ اما برای بازخوانی تاریخ باید بگویم که او در این مصاحبه گفت: «پدرم در صورت انتخاب مجدد به‌عنوان رئیس جمهوریØŒ قانون اساسی را به منظور کاهش قدرت رهبری و تبدیل آن به مقامی تشریفاتی نظیر «ملکه انگلیس» تغییر خواهد داد.»
البته همین آقازاده عزیزتان همان زمان بارها برای ما پیغام فرستاد که اگر پدرم رئیس‌جمهور شود حاضریم Û´ یا Ûµ وزارت خانه را به شما بدهیم و بعد هم تهدید کرد که اگر برای ژنرال ما مشکل پیش آید ژنرال شما را می‌زنیم.
وای بر ماØŒ کار شما برای رØ£ی‌آوری به کجا رسیده بودØ› از گریه با جوانان تا حمایت ضدانقلابØ› از تطمیع توسط فرزندتان تا تهدید توسط ایشان.
پس باید پرسید «فاین تذهبون»؟!
کینه‌ی حزب‌الله به دل گرفتید
آقای هاشمی
چه شده که چنین شتابان مسیر افول را انتخاب کرده‌ایدØŸ! ما را کاملاÙ‹ از خود مØ£یوس کرده اید. حزب‌الله نهایت حسن نیت خود را نسبت به شما نشان داد ولی شما حاضر نشدید کمی توجه و تØ£مل‌کنید. کینه‌ی حزب‌الله به دل گرفتید و همه را با احمدی‌نژاد یکی فرض کردید که حتماÙ‹ اشتباه کردید! شما هیچ می‌دانید بسیاری از بزرگان که از حضرت‌عالی حمایت می‌کنند نه به این دلیل است که در شما اشکال نمی‌بینند بلکه برای بازدارندگی از شکل‌گیری منتظری دیگری هستندØŒ متاسفانه شما هیچ متوجه این معنا نیستید.
خط Û³ که در دهه Û¶Û° مخالف شما بود با تمام قامت به همراه کارگزاران و فرزندان شما به صحنه آمدند تا به بهانه حمایت از شما از دولت وقت انتقام بگیرند و خودشان را برای انتخابات سال Û¸Û¸ آماده کردند و خدا می‌داند که چه تلاش‌ها و برنامه‌ریزی‌هایی شدØŒ چه پول‌ها که خرج شدØŒ چه ارتباطاتی که برقرار شد و چه کارشناسان داخلی و خارجی‌ای که به کار گرفته شدند تا در Û¸Û¸ احمدی‌نژاد رØ£ی نیاورد. کلید فتنه با اسم رمز تقلب مدت‌ها قبل از انتخابات سال Û¸Û¸ زده شد که دلیل آشکارش راه انداختن کمیته صیانت از آراØ¡ بود.
دردمندانه عرض میکنیم که در همه‌ی صحنه‌های آشکار و پنهان فتنه -از اتاق‌های فکر پشت‌صحنه گرفته تا تظاهرات آشکار جریان فتنه- همه و همه جای پای بستگان و نزدیکان آقای هاشمی به چشم می‌خورد.
بر اساس چه اطلاعاتیØŒ دود آتش فتنه گران را دیده و پیش‌بینی کردیدØŸ
قبل از شروع فتنه Û¸Û¸ که به قول خودتان در آخرین نماز جمعهØŒ اسم بحران روی آن قرار دادیدØŒ در نامه بدون سلامی که با رضایت و موافقت جنابعالی رسانه‌ای شدØŒ خطاب به ولی‌فقیه اعلام کردید که اگر به پیشنهاد‌های شما توجه نشودØŒ آتش و دود آن بعد از انتخاباتØŒ جامعه را فرا خواهد گرفت و چطور همان شد که شما گفتیدØŒ حال‌آن‌که هیچ‌گاه حاضر نشده‌اید به سؤال افکار عمومی جواب دهید بر اساس چه اطلاعاتیØŒ دود آتش فتنه گران را دیده و پیش‌بینی کرده است. و همچنین گفتید: «با این¬همه بر فرض این¬که اینجانب صبورانه به مشی گذشته ادامه دهمØŒ بی‌شک بخشی از مردم و احزاب و جریان¬ها این وضع را بیش از این بر نمی‌تابند و آتش‌فشان¬هایی که از درون سینه‌های سوزان تغذیه می‌شوندØŒ در جامعه شکل خواهد گرفت که نمونه‌های آن را در اجتماعات انتخاباتی در میدان¬هاØŒ خیابان¬ها و دانشگاه¬ها مشاهده می‌کنیم.» و البته راست هم می¬گفتید چرا که فرزندانتان میدان¬دار این صحنه¬ بودند! و در آخر نامه با بیت شعری کنایه آلود گفتید:
سر چشمه شاید گرفتن به بیل چو پر شد نشاید گرفتن به پیل و حال آنکه شما از همه این¬ها مطلع بودید و به جای برخورد با این عناصر فتنه¬گر که داشتند کشور را به آتش فتنه خود می¬سوزاندند و به سمتی می¬بردند تا سوریه¬ای دیگر در ایران عزیز ما رقم بزنند و به جای تلاش برای فرونشاندن آتش فتنه¬ی قدرت¬طلبان که معلوم بود ایادی استکبارندØŒ عکس العمل شما آن نامه¬ی بدون سلام شد که حاوی تهدیدات متعدد به رهبری و مجموعه¬ی نظام بود.
فیلم فائزه هاشمی را دیدیدØŒاتفاقی نیفتاد
فی‌المثل وقتی به شما گفته شد دخترتان فائزه خانم در تظاهرات بوده و چنین و چنان شعارهایی دادهØŒ گفتید فیلمش را بدهید و وقتی فیلم را هم دیدیدØŒ نه‌تنها اتفاقی نیفتاد بلکه برعکس حضور آن‌ها در فتنه بیشتر شد و ما هیچ‌گاه از جنابعالی درباره برائت از حضور و مدیریت تظاهرات توسط فرزندانتانØŒ ندیده و نشنیدیم.
نسبت نادرست دادن به فرماندهان سپاه و آیت الله ری شهری و شراکت در فتنه Û¸Û¸ با موسوی
کار به‌جایی رسید که شما برای اثبات ادعای تقلبØŒ استشهاد غلط به فرماندهان سپاه دادید و نقل غلط از آیت‌الله ری‌شهری کردید. آقای هاشمی! روح امام و شهدا را عذاب دادید وقتی در جلسه Û´ نفره با حضور میرحسین موسوی و سید محمد خاتمی و سید حسن خمینی گفتید کف نظر آقای میرحسین ابطال انتخابات است. با این اقدامات و موضع‌گیری‌هایتان فرصت رجزخوانی و تجرÙ‘ی برای نظام سلطه و سفیران آنØŒ منافقین و ضدانقلاب را فراهم آوردید و حاضر نشدید به دهن میرحسین بزنید. البته نه شما و نه خاتمی و نه آقای سیدحسن به دهن میرحسین نزدید و در این ماجرا شریکید.
اعواج و شک و تردید را در نماز جمعه جبران نکردید
در روز Û²Û¶ تیرماه سال Û¸Û¸ (که به قول خودتان نماز جمعه تاریخی بود) و به شهادت تاریخ و اسناد که مورد حمایت جریان ضدانقلابØŒ معاندین خارجیØŒ سکولارهاØŒ ملی مذهبی‌ها و منافقین بودØŒ به‌عنوان یگانه رهبر جریان فتنهØŒ همان خواسته‌های خود در نامه بدون سلام را از تریبون مقدس نماز جمعه تکرار کردید و قطعاÙ‹ می‌دانید اکثریت کسانی در آن نماز جمعه حامی شما بودندØŒ هیچ قرابتی با مقدسات شرعی و نماز نداشتند تا جایی که به آن شکل در صف نماز جماعت حاضر شدند و به امامت شما اقتدا کردند.
به‌راستی آقای هاشمیِ یار و یاور امام و رهبریØŒ حالا یارو یاور چه جریانی شده بودØŸ چرا دشمنان قسم‌خورده ملت ایران به او دل‌خوش کرده بودندØŸ چرا ضدانقلاب به او استشهاد و استناد می‌کردندØŸ!
آه از این همه اعواج و شک و تردید! آه از این همه شاد کردن دل دشمن! آه از این همه تغییر در کسی که خود را یار امام و دوستØŒ همراهØŒ همسنگر دیروزØŒ امروز و فردای رهبری می¬داند!
قربان دل رهبر عزیز و خانواده شهدا و ملت مظلوم ایران که حالا شاهد یک‌دندگی‌ها و غرور اصحاب و یاران بنیان‌گذار انقلاب بودند. از میرحسین و کروبی و خاتمی بگذریمØŒ جناب هاشمی شما چرا چنین کردیدØŸ!
چرا به جای جبرانØŒ در آخرین نماز جمعه¬ی خود که حاوی مطالب سرشار از انحرافات فکری و بدعت¬های دینی و تهدید نظام ولایی بود خود را ابزاری برای نفوذ نظام سلطه و دشمنان انقلاب برای مقابله با رهبری قرار دادیدØŸ!
قوه قضاییه را تحت فشار قرار دادید که مهدی هاشمی را تبرئه کند
اگر روزی فشارها برملا شود چه برای شما می‌ماندØŸ!
همکاری شما در بازگرداندن مهدی فراریØŒ برای محاکمه ویØŒ بسیار اقدام مناسبی بودØŒ اما مع الاسف پس‌ازآن خطای دیگری که از شما سر زد آن بود که قوه قضاییه را با لطایف‌الحیل تحت‌فشار قراردادید تا مجرم را تبرئه کندØ› داستان فشارها به قوه قضاییه و تلاش برای تبرئه مهدی و...اگر روزی برملا شود چه برای شما می‌ماندØŸ!
ماجرای نامزدی مجدد و انتخابات Û¹Û² نیز یک داستان مفصل و درس‌آموز است. هم انتخابات گذشت وهم مهدی محکوم شد که درس‌ها و عبرت‌هایش برای تاریخ و آیندگان به‌جای می‌ماندØŒ ولی آنچه باعث شد این رنج‌نامه را بنویسم داستان تحریف تاریخ و مواضع حضرت امام خمینی (ره) و واقعیت‌های انقلاب بود. بسیار برایم رنج‌آور است که اصحاب امامØŒ یاران انقلاب و مجاهدان دیروز را در حال ریزش ببینم. خدا می‌داند خوشحال نیستم که هیچØŒ غم و اندوه دارم که برای چهØŸ چرا هاشمی حاضر است با دست خود عزت و افتخارات را پایمال کندØŸ من نمی‌گویم شما قصد خیانت دارید ولی دردمندانه عرض می‌کنم نتیجه و آثار مواضع و اقدامات شما منجر به خیانت به انقلاب و ملت ایران می‌شود. چرا باید شما مطلبی را بیان کنید که خوراک و استناد رسانه‌ی بیگانه و دشمنان اسلام شودØŸ
سرنوشت مشترک هاشمی و منتظری
وقتی به یاد آقای منتظری می‌افتم سرنوشت مشترکی در ذهنم تداعی می‌کند. هنگامی که این جمله‌ی حضرت امام خطاب به آقای منتظری را در نامه‌ی Û°Û¶/Û°Û±/Û¶Û¸ مرور می‌کنم که فرمودند «تاریخ اسلام پر است از خیانت بزرگانش به اسلام» را مرور می‌کنمØŒ به این یقین می‌رسم که خداوند حکیم پاسخ رفتار غیرصادقانه و ناخالصانه را در دنیا و آخرت می‌دهد.
جناب هاشمی
متاسفانه واقعیت امر این است که شما از جایگاه یک انسان زیرک و سیاسی که در مقابل دشمنان می‌ایستادØŒ تا جایگاه فردی که رهبری یک گروه سیاسی قدرت‌طلب را به‌دست گرفتهØŒ افول کرده‌اید. این کار مشاوره‌های غلط و اتاق‌های فکر ادراک ساز نفوذی است تا چنین شخصیت بزرگی را جلوی انقلاب و نظام قرار دهندØ› البته زمینه‌ها مهم است و آن زمینه‌ها این فرصت‌ها را به وجود می‌آورد.
مواضع افراطی سال های اخیر
جناب هاشمی
چگونه بگوییم در مسیر عدل و قسط قرار داریدØŸ چگونه بگوییم دم زدن شما از عدالت و قسط واقعی استØŸ چگونه بگوییم در تلاش برای بسترسازی ظهور حضرت ولی¬عصر(عج) هستید در صورتی¬که جرم برخی از فرزندانتان با این همه پرونده اثبات شده و حکم صادر شدهØŒ ولی باز از ایشان تمام قد دفاع می کنید و در مقابل فرزندانتان نظام مظلوم جمهوری اسلامی را محکوم می کنید! آیا این دست اندازی¬ها و جرم¬های فرزندان شما شایسته¬ی ملت مظلوم ایران است که این¬گونه حامیشان هستید.
برای روشن شدن بیشتر شما و افکار عمومی مروری بر مواضع این سال¬های اخیرتان دارم:
Û±- شما در فروردین ماه سال Û¹Û± و در گفت‌وگویی با فصلنامه مطالعات بین‌المللی می‌گویید: «من در سالهای آخر حیات امام (ره) نامه‌ای را خدمتشان نوشتمØŒ تایپ هم نکردم. برای اینکه نمی‌خواستم کسی بخواند و خودم به امام دادم. در آن نامه هفت موضوع را با امام مطرح کردم و نوشتم که شما بهتر است در زمان حیاتتانØŒ این‌ها را حل کنیدØŒ در غیر این صورت ممکن است این‌ها به صورت معضلی سدÙ‘ راه آینده کشور شود. گردنه‌هایی است که اگر شما ما را عبور ندهیدØŒ بعد از شما عبور کردن مشکل خواهد بود... یکی از این مسائل رابطه با آمریکا بود. نوشتم بالاخره سبکی که الان داریم که با آمریکا نه حرف بزنیم و نه رابطه داشته باشیمØŒ قابل تداوم نیست. آمریکا قدرت برتر دنیا است. مگر اروپا با آمریکاØŒ چین با آمریکا و روسیه با آمریکا چه تفاوتی از دید ما دارندØŸ اگر با آن‌ها مذاکره داریمØŒ چرا با آمریکا مذاکره نکنیمØŸ معنای مذاکره هم این نیست که تسلیم آن‌ها شویم. مذاکره می‌کنیم اگر مواضع ما را پذیرفتند و یا ما مواضع آن‌ها را پذیرفتیمØŒ تمام است.»
و جالب اینکه پس‌ازآنکه این اظهارات شما با واکنش نخبگان سیاسی و رسانه‌ها مواجه می‌شودØŒ در توجیه ادعای خود گفتید: «اگر بحث‌هایم در مورد رابطه با آمریکا در آن نامه مورد ایراد بودØŒ حتماÙ‹ حضرت امام در همان زمان پاسخ من را می‌دادند.» (!)
با توجه به‌قاعده «الاقرار العقلا علی Ø£نفسهم جائز» می‌توان صحت ادعای شما در نگارش نامه را پذیرفتØŒ اما اینکه شما سکوت امام را حمل بر رضایت ایشان کرده‌ایدØŒ سخت مبالغه‌آمیز و تحریف مکتب امام (ره) است. حتی اگر صحت ادعای شما مبنی بر عدم پاسخ امام را بپذیریم هیچ عقل سلیمی نمی‌پذیرد که سکوت امام به‌معنای موافقت با دیدگاه شما باشد. چه آنکه امام در پیش و پس از انقلاب در بسیاری از مسائل چالشی مطرح بین انقلابیونØŒ همچون کتاب شهید جاوید و دکتر شریعتیØŒ سکوت پیشه کردند و این را نمی‌توان به‌حساب موافقت ایشان با دیدگاه‌های انحرافی گذارد و مهمتر اینکه سرتاسر مواضع حضرت امام(ره) در سال پایانی عمر و حتی در وصیت نامه سیاسی الهی ایشان و در نامه عزل آقای منتظری (Û°Û¶/Û°Û±/Û¶Û¸) و پیام نوروزی ایشان در ( Û°Û±/Û°Û±/Û¶Û¸) همه و همه نفی دیدگاه و نظر شماست.
Û²- شهریورماه Û±Û³Û¹Û² و در اوج تبلیغات مستکبران علیه مقاومت و سوریه که باهدف حمله به این کشور و اشغال آن انجام می‌گرفتØŒ جنابعالی نیز به سهم خود پازل طراحی‌شده نظام سلطه را تکمیل کرده و در مراسم سالگرد آیت‌الله صالحی مازندرانی ادعا کردید: «مردم سوریه بیش از Û±Û°Û° هزار کشته و Û¸ میلیون آواره دادند در داخل و خارجØŒ زندان‌ها پر از مردمØŒ زندان‌ها جا ندارد بعضی از ورزشگاه‌ها را گرفتندØŒ آن‌ها را پر کردند شرایط بدی بر مردم حاکم است مردم ازیک‌طرف از طرف خود حکومتشان بمباران شیمیایی می‌شوند و از طرف دیگری امروز منتظر بمب‌های آمریکا باید بمانند.»
تنها پس از واکنش رسانه‌ها و سیاسیون انقلابی بود که شما عقب‌نشینی کرده و اظهارات خود را تصحیح کردیدØŒ اما چگونه می‌توان تبعات آن سخنان دشمن‌شادکن و مستندساز برای دشمنان را از یاد بردØŸ
Û³- دیگر موضع شما که بسیار هم جنجال‌برانگیز شدØŒ ادعای شما مبنی بر موافقت امام (ره) برای حذف شعار مرگ بر آمریکا بودØ› چنانچه در گفتگو با ماهنامه مدیریت ارتباطات ادعا کردید: «موافق نبودیم که در مجامع عمومی مرگ کسی را شعار دهیم. مثلاÙ‹ در اجتماعات ما «مرگ بر بنی صدر» شعار داغ مردم بود که در نماز جمعه خواهش کردم که نگویند. «مرگ بر بازرگان» بود که خواهش کردمØŒ نگویند. «مرگ بر شوروی» بود که گفتم الا ن با شوروی مشکل آن‌چنانی نداریم. درباره آمریکا هم گفته بودم. وی گفت یک اصل قرآنی وی را به این روحیه رسانده استØŒ چراکه قرآن از زبان خداوند به مسلمانان صدر اسلام که به بت‌ها فحش می‌دادندØŒ می‌گوید: حق ندارید به بت‌های آن‌ها فحش بدهید. «و لا تسÙ‘ب الذین یدعون من دون الله» می‌فرماید بت‌ها را سب نکنیدØŒ چون آن‌ها هم متقابلاÙ‹ به خدا بد می‌گویند و باعث گمراهی بیشتر آن‌ها می‌شوید.»
پس‌ازآن نیز پایگاه اطلاع‌رسانی حضرت‌عالی با بازنشر بخشی از خاطرات شما نوشت: «هاشمی با یادآوری حذف شعار «مرگ بر آمریکا» و اینکه امام با حذف این شعار موافق بودند و واکنش‌های تند بعدی و جوسازی‌های به‌عمل‌آمده در این خصوص تØ£کید می‌کند: تمام مطلب همان بود که نوشته بودم. الآن هم دقیقاÙ‹ یادم نیست که چه نوشتم. به‌هرحال موافق نبودیم که در مجامع عمومی مرگ کسی را شعار دهیم.»
این در حالی بود که تا آخرین روز عمر پر برکت امام عظیم‌الشان در همه مجامع عمومی و مخصوصاÙ‹ در حضور ایشان در حسینیه جماران و نیز در نمازهای جمعه‌ای که به امامت خود حضرت‌عالی برگزار شدØŒ شعار «مرگ بر آمریکا» سر داده میشد.
مگر از یاد برده‌ایم که حضرت امام در پیام قبول قطعنامه که در کمتر از یک سال تا پایان عمر پر برکتشان صادر شدØŒ با اشاره به ادعاهای آل سعود برای توجیه کشتار حج گذارانØŒ فرمودند: «دست‌نشاندگان امریکا آتش زدن پرچم امریکا را به‌حساب آتش زدن حرمØŒ و شعار مرگ بر شوروی و امریکا و اسرائیل را به‌حساب دشمنی با خدا و قرآن و پیامبر گذاشته‌اندØ› و نیز مسئولین و نظامیان ما را با لباس اِحرام به عنوان رهبران توطئه معرفی کرده‌اند!»
و مگر می‌توان فراموش کرد که ایشان قاطعانه تØ£کید کرد: «از خدا می‌خواهیم که این قدرت را به ما ارزانی دارد که نه تنها از کعبه مسلمینØŒ که از کلیساهای جهان نیز ناقوس مرگ بر امریکا و شوروی را به صدا درآوریم.»
امام بزرگواری که تا آخرین لحظات حیاتØŒ دست از مجاهدت و مبارزه نکشیدØŒ چگونه ممکن است در میانه‌ی سال‌های دفاع مقدس موافق حذف شعار «مرگ بر آمریکا» شده باشدØŸ!
گویا برخی خواص که به «آلزایمر سیاسی» مبتلا شده‌اندØŒ آرزوهای دوره استحاله خود را به نام امام (ره) سند می‌زنند! خدا را شکر می‌کنم که آن عزیز سفرکردهØŒ هوشمندانه چنین روزهایی را پیش‌بینی کرد و راه سوØ¡استفاده را چنین بست: «اکنون‌که من حاضرمØŒ بعضی نسبت‌های بی‌واقعیت به من داده می‌شود و ممکن است پس از منØŒ در حجم آن افزوده شود. لهذا عرض می‌کنم آنچه به من نسبت داده‌شده یا می‌شودØŒ مورد تصدیق نیستØŒ مگر آنکه صدای من یا خط و امضای من باشد با تصدیق کارشناسان یا در سیمای جمهوری اسلامی چیزی گفته باشم.»
حال که امام (ره) به این صراحت مسیر «تحریف» را مسدود کرده و شاهد چنین ادعاهایی هستیمØŒ باید از خود بپرسیم اگر آن امام بصیر چنین پیش‌بینی نکرده بودØŒ تحریف‌گران با میراث فکری او چه می‌کردندØŸ!
و ملت ایران بسیار متØ£سف و متØ£ثر است که چطور و چگونه ممکن استØŒ کسی که هر چه دارد از امام و انقلاب استØŒ اینگونه مکتب امام را تحریف کند.
Û´- روایت عجیب شما در خصوص چرایی آغاز جنگ نیز بسیار تØ£مل‌برانگیز است. شما اخیراÙ‹ در مصاحبه‌ای ادعا کرده‌اید: «در همان موقع ابتدای انقلاب انسان‌های افراطی بین ما بودند که حرف از صدور انقلاب نه آن گونه که امام می‌گفتند می‌زدند. بعضی‌ها نه باز با رویکرد و منظوری که امام داشتند می‌گفتند: با دولت‌ها کار نداریم و با ملت‌ها کار داریم. این حرف‌های عجیب‌وغریبØŒ باعث شد که کم‌کم اختلاف پیش بیاید. عراق بیش از همه ترسید و عامل اجانب شد و علیه ما جنگ به راه انداخت.»
ظاهراÙ‹ صدام هم بی‌تقصیر بوده و این به قول شما افراطی‌های داخلی بوده‌اند که صدام را ترسانده‌اند تا آن جنگ ظالمانه را بر ملت ایران تحمیل کند. اما آقای هاشمی! آن افراطی‌هایی که از آن‌ها سخن گفته‌اید و آن‌ها را آغازگر جنگ نامیده ایدØŸØŒ چه کسانی هستندØŸ اگر مقصودتان مسئولان نظام هستند که خود شما هم جزو آنان بوده‌اید و احتمالاÙ‹ باید گفت حضرت‌عالی در رØ£س افراطیون بوده‌اید.
مگر یادتان رفته است که حضرت امام در پیام منشور روحانیت فرمودند: «من قبلاÙ‹ نیز گفته‌ام همه توطئه‌های جهان خواران علیه ما از جنگ تحمیلی گرفته تا حصر اقتصادی و غیره برای این بوده است که ما نگوییم اسلام جوابگوی جامعه است و حتماÙ‹ در مسائل و اقدامات خود از آنان مجوز بگیریم.»
و باز در همین پیام در پاسخ به کسانی که ادعاهایی مانند شما را مطرح می‌کنندØŒ می‌فرمایند «آنان که هنوز بر این باورند و تحلیل می‌کنند که باید در سیاست و اصول و دیپلماسی خود تجدیدنظر نماییم و ما خامی کرده‌ایم و اشتباهات گذشته را نباید تکرار کنیم و معتقدند که شعارهای تند یا جنگ سبب بدبینی غرب و شرق نسبت به ما و نهایتاÙ‹ انزوای کشور شده است و اگر ما واقع‌گرایانه عمل کنیمØŒ آنان با ما برخورد متقابل انسانی می‌کنند و احترام متقابل به ملت ما و اسلام و مسلمین می‌گذارند. این یک نمونه است که خدا می‌خواست پس از انتشار کتاب کفرآمیز «آیات شیطانی» در این زمان اتفاق بیفتد و دنیای تفرعن و استکبار و بربریت چهره واقعی خود را در دشمنی دیرینه‌اش با اسلام برملا سازد تا ما از ساده‌اندیشی به درآییم و همه‌چیز را به‌حساب اشتباه و سوØ¡مدیریت و بی‌تجربگی نگذاریم و با تمام وجود درک کنیم که مسئله اشتباه ما نیستØŒ بلکه تعمد جهان خواران به نابودی اسلام و مسلمین است و الا مسئله فردی سلمان رشدی آنقدر برایشان مهم نیست که همه صهیونیست‌ها و استکبار پشت سر او قرار بگیرند»
اگر هم مقصودتان از افراطی‌هایی که دم از صدور انقلاب می‌زدندØŒ همان خط Û³ ای‌ها و باند مهدی هاشمی معدوم‌اندØŒ خوب است از خود بپرسیدØŒ الان باقیمانده‌های آن‌ها کجا هستند و آیا در پناه شما مØ£وی نگرفته‌اندØŸ
Ûµ- مواضع و دیدگاه‌های روزها و سالیان اخیر شما درباره ولایت فقیه نیز به مراتب تØ£مل‌برانگیز است. بنا بر نقل رسانه‌ها شما در جلسه تاریخ Û· اسفند Û¸Û· هیئت امنای وقت دانشگاه آزادØŒ پیشنهاد یکی از اعضا را که گفته بود «در صورت فوت کلیه یا اکثریت اعضای مؤسس در یک زمانØŒ ولی‌فقیه تصمیم‌گیری کند و این مسئله در اساسنامه گنجانده شود» را رد کرده و گفته‌اید «ولی‌فقیه خوب است اما اشکالش این است که بعداÙ‹ اگر نظام ما ولی‌فقیه نداشته باشدØŒ اگر ما بخواهیم وقف ابدی باشد که نمی‌شود بگوییم ولی‌فقیهØ› ممکن است نظام ما ولی‌فقیه نداشته باشد... تعدادی علی‌البدل داشته باشد که در صورت حادثه جایگزین شود.»
این‌گونه اظهار نظر درست زمانی از سوی شما مطرح می‌شد که شما رئیس مجلس خبرگان رهبری بودید و این انتظار به حق از حضرت‌عالی وجود داشت که بیش از هر کس دیگری پاسدار نظام و الگوی حکومتی ولایت فقیه باشید. حال چطور ممکن است رئیس مجلس خبرگان برای «آلترناتیو ولایت فقیه» برنامه‌ریزی کندØŸ!
Û¶- نگاه شما به مقوله «آلترناتیو نظام ولایی» تنها به همین سخن ختم نمی‌شود. در دهه فجر سال Û±Û³Û¸Û¹ در گفت‌وگو با روزنامه جمهوری اسلامی و در توصیه به کسانی که ناراضی خطابشان کردیدØŒ گفتید: «من به این قشر ناراضی توصیه‌ام این است که بیایید در صحنه. انقلاب مال آن‌ها هم هست. همه بیایند. حتی آن‌هایی هم که در انقلاب نبودندØŒ سهمی هم نداشتند بیایند. این کشور مال آن‌ها هم هست. ما می‌خواهیم همه بیایند. ما الان آلترناتیوی برای وضع موجود نداریم. همین را باید حفظ بکنیم. با اصلاحات. با ترمیم‌هایی که لازم است انجام بدهیم. این طرف هم بعدها این را به رخ آن‌ها نکشند که برای ما آمدند. همه به عنوان وظیفه ملی و انقلابی و اسلامی بیایند.»
چنین به نظر می‌رسد که شما خود را در قامت رهبر اپوزیسیون تلقی کرده و به هواداران این جریان توصیه می‌کنید فعلاÙ‹ که گزینه دیگری به‌جای نظام نداریمØŒ باید کوتاه آمد! سبحان الله! چطور ممکن است رئیس مجمع تشخیص مصلحت یک نظام خود را گاه در قامت رئیس اپوزیسیون همان نظام تصور کندØŸ!
Û·- موضوع دیگر مورد ادعای شما امکان تشکیل شورای رهبری است که در Û²Û¶ بهمن Û¹Û³ گفته‌اید: «اگر خبرگان به وظیفه خودشان درست عمل کنندØŒ در صورت نبودن یک فرد مناسب حتماÙ‹ می‌توانند شورایی کنند. چون قانون شورا شدن هم باز است. شاید در آینده بدون شورا نتوانند کار درستی انجام بدهند.»
این درحالی است که هم ما و هم شما می‌دانیم که قانون اساسی مخالف رهبری شورایی است و بنا بر نقل حضرت آیت الله امینیØŒ امام نیز پس‌ازآنکه نظر شورای بازنگری قانون اساسی مبنی بر حذف رهبری شورایی را شنیدندØŒ بر آن صحه گذاردندØ› با این حال مواضع این روزهای اخیر شما و بازگوکردن مجدد تئوری شکست خورده و شورای رهبری و اصرار بر جا انداختن این تئوری خلاف قانون اساسی برای چیستØŸ!
حال جای این پرسش از حضرت‌عالی است که در حالی که هیچ محمل قانونی بر ای رهبری شورایی نیستØŒ طرح یکباره آن از سوی شما با چه هدفی انجام می‌پذیردØŸ ایا می‌توان در این‌گونه اظهارات نیت خیر پیدا کردØŸشما می دانید که افراد عادی هم چنین تلقی می کنند شما طرح مسئله شورائی را برای این مطرح می کنید که در آن شریک شوید و چرا حاضرید چنین اتهاماتی را برای خود بخرید.و باز می دانید همه نخبگان و حضرت امام(ره) رهبری شورائی را راهگشا نمی دانستند و با تجربه به دست آمده آن را از قانون اساسی حذف کردند.
Û¸- موضوع دیگری که نشان می‌دهد به‌زعم جنابعالی مسیر انقلاب بعد از امام خمینی (ره) دچار تحریف شده و بر اساس اندیشه‌های بنیان‌گذار انقلاب حرکت نکرده استØŒ اظهارنظر شما در Û±Û° آبان Û¹Û´ و در همایش بین‌المللی "قرآن در سیره و اندیشه امام خمینی" استØŒ آنجایی که مدعی می‌شوید «البته اگر این انقلاب را با اندیشه و دیدگاه امام خمینی (س) پیش می‌بردیمØŒ قطعاÙ‹ در حال حاضر وضعیت بهتری داشتیمØŒ اما من مØ£یوس نیستم که با توجه به آگاهی که مردم پیدا کردند و توانایی‌هایی که به‌طور روزافزون در کشور افزایش پیدا می‌کندØŒ ما موج جدیدی از پیشرفت را که تا الآن نگذاشتند به آن دست بیابیم در آینده به نام اسلام و قرآن ایجاد کنیم».
حال‌آنکه باید از شما بپرسیم چه کسانی به دنبال فرستادن امام خمینی و اندیشه‌های امام خمینی به موزه تاریخ بودند و در حال حاضر آن‌ها چه قرابت و ارتباطی با شما دارند تا جایی که این قرابت به حدی نزدیک می‌شود که "عبدالحسین هراتی¬فرد" فرد هتاک به امام خمینی (ره) و انقلابØŒ در چند قدمی هاشمی رفسنجانی در مجمع تشخیص مصلحت نظام حاضر می‌شود و در جلسات خصوصی و عمومی شما شرکت می‌کند.
آیا با این وضعیت نمی‌توانیم به تغییر Û±Û¸Û° درجه‌ای هاشمی رفسنجانی اقرار کنیم و بگوییم دشمنان دیروز انقلابØŒ امام و فعلی مقام معظم رهبریØŒ دوستان و حامیان امروز هاشمی رفسنجانی شده‌اند.
البته ما قبول داریم اگر این انقلاب با اندیشه امام و رهبری پیش می رفت و برود دهها برابر این پیشرفت داشتیم. ولی چرا نمی شودØŸ چه مانعی وجود داردØŸ به اعتقاد ما تردید اصحاب انقلاب مانع است. به نظر ما دشمنان خار شما و نظام سلطه مانع هستند. به نظر ما عناصر نفوذی و ضد انقلاب و فتنه گران مانع هستند. به نظر ما همان دشمنان دیروز امام(ره) و امروز رهبری که اطراف اصحاب انقلاب و بعضی خواص لانه کرده اند مانع تحقق آرمانهای امام و شهدا و رهبری هستند .
Û¹- مع‌الØ£سف باید گفت خاطرات و اظهارات شگفت‌آور و جنجالی شماØŒ گاه در سطح بین‌المللی نیز برای جمهوری اسلامی ایران هزینه‌زا بوده است. برای مثال چندی پیش در مصاحبه با سایت امید هسته‌ای با طرح جملاتی دشمن‌شادکن مدعی شده‌اید: «در سفر پاکستان می‌خواستم با عبدالقدیرخان دیدار کنم اما به من نشان ندادند. او معتقد بود کشورهای اسلامی باید بمب اتم داشته باشند» و یا در ادامه گفته بودید: «در سال Û¶Û± ذهنیت ما این بود که باید خود را به عوامل بازدارنده مسلح کنیم» و نیز از شما در این مصاحبه نقل شده است که «درست است که ما اجازه رفتن به‌طرف سلاح هسته‌ای را نداریمØŒ ولی اگر شرایطی پیش بیاید و ضرورتی پیدا کند و یا دشمنی پیدا کنیم که بخواهد از این سلاح استفاده کندØŒ قدرت ما محفوظ است.»
نیاز به یادآوری نیست که این گونه اظهارات موجب شوق و شعف رسانه‌های صهیونیستی شدØŒ به‌طوری‌که آن‌ها مدعی شدند این سخنان سند تلاش ایران برای دستیابی به سلاح هسته‌ای است.
در همین راستا روزنامه صهیونیستی هاآرتص نوشت: «رئیس‌جمهور پیشین ایران اعتراف کرد که ایران هموارهØŒ به‌طور پنهان‌کارانه‌ای به دنبال بمب اتمی بوده است. اکبر هاشمی هدف از برنامه هسته‌ای ایران را بازدارندگی در سایه جنگ طولانی‌مدت با عراق اعلام کرده است.»
پایگاه رادیو سراسری رژیم صهیونیستی نیز در گزارشی با عنوان «گزارش‌ها نشان می‌دهد یک رئیس‌جمهور سابق اعتراف کرده ایران به دنبال بمب هسته‌ای است» نوشت: «رفسنجانی در مصاحبه‌ای گفت که برنامه هسته‌ای ایران با قصد کسب قابلیت ساخت سلاح هسته‌ای شروع به کارکرده است و گفته که «اوایل که شروع کردیمØŒ در جنگ بودیم و دنبال این بودیم که چنین امکانی برای روزی که دشمن ما بخواهد از سلاح هسته‌ای استفاده کندØŒ داشته باشیم.»
همچنین روزنامه صهیونیستی «تایمز اسرائیل» نیز با انتخاب این تیتر که «یکی از سران پیشین ایران اعتراف کرده ایران به دنبال سلاح هسته‌ای بوده» نوشت: «بر اساس گزارش‌های رسیدهØŒ آن‌هاØŒ این برنامه را در حین جنگ با عراق برای ایجاد بازدارندگی شروع کردند.»
Û±Û°- در کنار تمام اظهارت فوقØŒ شاید گفتگوی اخیر شما با روزنامه معلوم‌الحال آرمان و چندپاره کردن فضای آرام کشور و تهدید دوباره نظام اسلامی به بحران آتیØŒ قدم دیگری در اجرای پازلی باشد که نشان می‌دهد هاشمی رفسنجانی در حال تکمیل آن است.
جنابعالی در این گفتگو با اشاره به اعتماد مردم به نظام اسلامی (که معلوم نیست منظور از این مردم چه کسانی هستند) و با پیش کشیدن رضایت مردم از نتیجه انتخابات و ربط ان به فضای امن کشور می‌گویید: «دلیل عمده این امنیت را باید در علاقه مردم به وطن و انقلابشان دید. چون اگر مردم علاقه‌مند نبودندØŒ پنجره‌های زیادی برای حضور دشمن وجود داشت و داردØŒ علاقه مردم فضا را از نفوذ دشمنان تا حدود زیادی حفظ می‌کند. یکی از عوامل رضایت مردم این است که احساس می‌کنندØŒ سرنوشتشان دست خودشان است. معنایش همان است که انتخابات پرشور و حضور هر چه بیشتر مردمØŒ نشان علاقه و امید مردم به کشورشان است و این مسئله خیلی‌ها را مØ£یوس می‌کند.» حال آن¬که در یکی از دیدارهای خود و جمعی از فعالان سیاسی به ما گفتید: « فرق من با رهبری در آن است که ایشان می خواهند مشارکت حداکثری باشد اما من می گویم اگر دموکراسی را قبول داریم نمی توان بدون دموکراسی مدیریت شده کار کنیم!» و اینقدر این موضع شما بین سیاسیون مشهور بود که جنابتان به انتخابات کنترل شده اعتقاد دارید و ما نمی¬دانیم که چرخش مواضع شما را باید چگونه تحلیل کنیمØŸ!
شما در این مصاحبه همچنین پا را فراتر گذاشته و رسماÙ‹ و علناÙ‹ پروژه دو پاره سازی جامعه در آستانه انتخابات را کلید می‌زنید و با دسته‌بندی مردم به "این طرفی‌ها" (طرفداران دولت و نیروهای فرهیخته و جوانان و تحصیل‌کرده‌ها که مرجع شده‌اند!) و "آن‌طرفی‌ها" (که نیاز به حاکم‌شدن عقلانیت دارند! و فضای امن را ناامن می‌کنند!) می‌گویید: «آنچه که ما هم می‌فهمیم و گزارش‌هایی هم که به ما می‌دهندØŒ این است که امید مردم در این انتخابات بیشتر از انتخابات دو سه دوره گذشته استØ› علتش هم این است که در انتخابات قبلی که حضور پیدا کردندØŒ نتیجه گرفتند و باید این را دلیل خوبی بگیریم. به‌علاوه خیال مردم جمع است. چون "طرفداران دولت" و "طرفداران نیروهای فرهیخته" می‌دانند که در "این‌طرف" اشکالی وجود ندارد و "دیگران" هم نمی‌خواهند در این بخش بیایند. البته آن‌ها هم نمی‌خواهند این کار بشود لذا در "طرف دیگر"ØŒ "محدودیت‌هایی" وجود دارد. امیدوارم در "آن‌طرف" هم "عقلانیتی" حاکم شود که فضای خوب و امن حاضر را به جهت خیالات واهی "ناامن" نکنند و "بگذارند هر چه مردم می‌خواهند اتفاق بیفتد" چون اگر این اتفاق بیفتدØŒ "امنیت" ما پایدار می‌شود».
یعنی اگر مردم مورد نظر شما که در نامه بدون سلام در سال Û¸Û¸ به آن‌ها اشاره کردیدØŒ این بار هم از عملکرد شورای نگهبان و یا از نتیجه انتخابات احساس رضایت نکنندØŒ بحران نه تنها در سطح داخل بلکه به سطح منطقه‌ کشیده می‌شود و این بار تکفیری‌ها و داعشی‌ها وارد کشور می‌شوند و شما از الآن در حال هشدار به تمامی نهادها هستیدØŒ حال‌آنکه باید از جنابعالی سؤال کنیم اگر این بار هم اطلاع شما از آتش بحران آینده درست از آب دربیایدØŒ مردم و مسئولان نظام از خود نمی‌پرسند هاشمی رفسنجانی چه ارتباطی با تکفیری‌ها و داعشی‌های مورد حمایت عربستانØŒ آمریکاØŒ ترکیه و اسراییل داردØŸ و اساساÙ‹ با خوش بینی به حرفهای شما نگاه کنیم چرا چنین در جامعه التهاب ایجاد می کنیدØŸ چرا می خواهید ناامنی مسئله و دغدغه شودØŸ!
آقای هاشمی
آنچه ذکر شدØŒ گوشه‌ای از تطور جنابعالی در دهه هفتادØŒ هشتاد و نیم دهه نود بودØŒ تطوری که می‌توان از آن به‌عنوان تغییرات نگرشی هاشمی رفسنجانی درگذر تاریخØŒ یادکرد حال‌آنکه شما ادعا دارید من تغییر نکردم.
به نظر می‌رسد جنابعالیØŒ "سیاست تردید" را یک‌بار در دوران جنگ عملیاتی کردید و به‌واسطه اعتمادی که فرماندهان جنگ به شما داشتندØŒ ماجرای قبول قطع‌نامه را کلید زدیدØŒ بعد از دوم خرداد و در میانه دهه هفتادØŒ توانستید آن‌هایی که معتقد به فرستادن اندیشه امام به موزه‌های تاریخ بودند و حتی دشمنی آشکار با شما داشتند را به‌گونه‌ای تحمل و جذب کنید تا در دهه هشتاد بتوانید به کمک آن‌هاØŒ سیاست تردید نسبت به‌سلامت انتخابات را در سال Û¸Û¸ کلید بزنید تا جایی که تردید در قشر نخبه کشور تØ£ثیراتی داشت و همین تردیدها باعث شد تا نخبگان در حوادث Û¸Û¸ و فتنه بعد از انتخاباتØŒ نمره قبولی کسب نکنند لکن مردم در نهم دی سال Û¸Û¸ نشان دادند هنوز همان مستضعفینی هستند که با امام خمینی (ره) بر سر آرمان‌های این انقلاب بیعت ناگسستنی داشته و دارند.
در حوادث سال ۸۸، به‌غیراز فتنه‌گری دشمنان و فریب‌خوردگان داخلیØŒ دشمنان خارجی و شناسنامه‌دار انقلاب نیز وارد میدان شدند و عملاÙ‹ دشمن داخلی و خارجی بر یکدیگر منطبق شدند.
در انتخابات جدید و به‌واسطه مسئله هسته‌ایØŒ همگان معترف‌اند مدعیان قانون مداری در سال ۸۸، بازهم نیاز به کمک و حمایت طرف خارجی دارند و طرف غربی نیز به‌خوبی می‌داند ضرباتی که در سال‌های اخیر و به‌خصوص در منطقه از محور مقاومت دیده استØŒ متØ£ثر از تدبیرهای ولی‌فقیه زمان استØŒ لذا باید برای موفقیت و رسیدن به اهداف آتیØŒ با جایگاه و شخص رهبری وارد جنگ شودØŒ رقابتی که نیاز دارد به‌واسطه سرپل‌های ایجاد شده در داخلØŒ عملیاتی شود.
بعید است شما ندانید که نفوذ آمریکایی و بزک کردن چهره آمریکا در این سطح با چه هدفی است. آنها در راهبرد خود باید سیاست تردید و اعتماد به آمریکاØŒ از قشر نخبه راØŒ وارد فضای مردمی و کوچه و بازار کنند و برای این مسئلهØŒ نیاز دارند تا انتخابات خبرگان رقابتی جلوه کند تا با استفاده از تاکتیک تحریم هراسیØŒ به مردم بگویند مشکل اصلی در مدیریت کلان کشور است لذا باید برای رهبری تصمیم‌گیری شود و رقابت اصلی در مجلس خبرگان استØŒ اینجاست که بحث شورای رهبریØŒ بحث نظارت بر رهبریØŒ بحث دوقطبی کردن فضای جامعه در نزدیکی انتخابات خبرگانØŒ علامت سؤال‌ و نگرانی‌های جدی در ذهن دلسوزان ایجاد می‌کند و نمی خواهند هاشمی رفسنجانی بازی گر یا یکی از بازیگران این صحنه شود.
آقای هاشمی
هنوز فرصت باقی است. به پاس خدمات و مجاهداتی که داشته اید خواهش می¬کنم بروید و پیام های تاریخی حضرت امام خمینی ( ره) در رابطه با آقای منتظری را مطالعه کنید. خصوصاÙ‹ پیام به اولین خبرگان رهبری و پیام سال Û¶Ûµ به آقای منتظری و پیام به ملت ایران ابتدای سال Û¶Û¸ و پیام عزل آقای منتظری از قائم مقامی رهبری در Û°Û¶/Û°Û±/Û¶Û¸ که سراسر درس و عبرت استØŒ گویی برای امروز صادر شده.
جناب هاشمی
شما که مرتباÙ‹ دم از عقلانیت و دوری از ایجاد هزینه با اظهارات غیرلازم می‌زنیدØŒ چطور به خود اجازه دادید که با طرح چنین جملات نسنجیده‌ای برای دشمن مستندسازی کنید. هیچ بعید نیست که دشمنان قسم‌خورده این ملت چند صباح دیگر نظام اسلامی را با استناد به همین جملات شما به چالشی جدید وارد کنندØ› در آن صورت چه جوابی برای ملت ایرانØŒ تاریخØŒ آیندگان و از همه مهم‌تر در پیشگاه خداوند متعال خواهید داشت.
جناب هاشمی
آنچه تقدیم شد اشاراتی به مواضع و عملکرد شما بود و قطعاÙ‹ همه ممکن است اشتباه کنند و متوجه شوند و جبران کنند و این اشکال ندارد . ولی آنچه مورد مذمت استØŒ این است که فرد یا افرادی در شØ£ن و منزلت شما مواضع یا عملکردی داشته باشند کهØŒ نقطه¬ای نبوده بلکه دائماÙ‹ تکرار شود و از حالت نقطه به خط تبدیل شود و بر آن اصرار ورزد. لذا از باب توصیه به حق از شما می خواهم بخاطر خدا با خدای خود خلوت کنید. به اهل بیت معصومین(ع) توسل جویید و مواضع خود را با امام(ره) عزیز و رهبر معظم انقلاب که هر دو نائب حضرت ولی¬عصر(عج) هستند و شما از متصل شدن این انقلاب به نهضت جهانی ایشان سخن گفتیدØŒ مرور و مطابقت نمایید و با شهامت آنچه مغایر مبانی انقلاب و این دو بزرگوار در فکر و عمل شماست در پیشگاه خداوند تبارک و تعالی و حضرات معصومین(ع) توبه کنید و در پیشگاه ملت ایران مواضع خود را اصلاح کنید و به قطار این انقلاب برگردید. والله امت حزب ا... و مردم انقلابی ایران از این بازگشت خشنود می شوندØŒ روح امام راحل(ره) خشنود می شودØŒ قلب رهبری شاد می گرددØŒ دشمنانØŒ نظام سلطه و ایادی داخلی و خارجی شان ناکام مانده و ضربه اساسی را می خورند و خط نظام سلطهØŒ نفوذØŒ فتنه و انحراف در داخل کور می شود و قطار انقلاب به سمت آرمانهای بلندش با سرعت بیشتر به حرکت در خواهد آمد. ولی اگر چنین نکنیدØŒ خدایی ناکرده آتش فتنه¬ای که از اظهارات و اقدامات و مواضعتان بوجود آوردیدØŒ اول دامان خود شما را خواهد گرفت و طبیعتاÙ‹ هر گونه توقعی بی¬معناست . ان شا الله بتوانید با توبه انقلابی و فاصله گیری از اطرافیان نااهل و مØ£یوس کردن دشمنان « ظلم بزرگی » که به امام (ره) و شهدا و رهبری و ملت ایران در اثر فتنه سالÛ¸Û¸ و بعد از آن شد تا اندازه ای جبران کنید.
به قول خودتان: سر چشمه شاید گرفتن به بیل چو پر شد نشاید گرفتن به پیل
خدایا به ما توفیق ده که یک لحظه از مسیر امام (ره) و رهبری و شهدا جدا نشویم.
خدایا به ما توفیق ده که یک لحظه از مردم مظلوم و محروم و مستضعف جدا نشویم.
خدایا ما را از شرÙ‘ ظواهر دنیا و قدرت طلبی و اشرافیت و تکبÙ‘ر نجات ده.
خدایا ما را از شرÙ‘ ظواهر پرزرق و برق دنیا و قدرتهای جهانی نجات ده.
خدایا ما را از شرÙ‘ خنÙ‘اسان و دجÙ‘الها و شیاطین و نفس اماره و شبکه نفوذ نجات ده.
خدایا ما را از شرÙ‘ اطرافیان ناباب و خودخواه که حاضرند برای تØ£مین منافع خود ملÙ‘تی را به آتش بکشند نجات ده.
خدایا مپسند که اصحاب امام (ره) به ملت ایرانØŒ به شهداØŒ به رهبری و به اسلام عزیز خیانت کنند.
خدایا شک و تردید نسبت به مکتب نورانی امام (ره) و رهبری و شهدا را از ما دور کن.
خدایا دنیا و آخرت ما را در مسیر محمÙ‘د (ص) و آل محمÙ‘د (ص) قرار ده و یک لحظه ما را به خود وا مگذار.
خدایا به امام(ره) و شهدا و رهبری و در رØ£س آن حضرت بقیه الله الاعظم (عج) را از ما راضی و خشنود گردان.
والسÙ‘لام علی من اتÙ‘بع الهدی
فرزند کوچک امام خمینی (س)
سرباز رهبر
خادم ملت
حسین فدائی
به مناسبت سالگرد بزرگداشت یوم الله نهم دی
دی
Û±Û³Û¹Û´
منبع : رجانیوز