یکی از القاب امام رضا(ع) «غریب الغرباء» است که مرکز مطالعات و پاسخگویی به شبهات حوزه علمیه قم درباره حکمت ملقب شدن ثامن الحجج(ع) به این لقب این گونه می‌نویسد:
Û±- موقعیت سیاسی: مØ£مون چون طی طرحی امام را تحت الحفظ از مقرØŒ وطن و جوار قبر جدش رسول اکرم(ص) به اجبار به سوی مرو فرا خواند تا تحت نظر داشته و ارتباط او را با شیعه قطع و او را از شیعه و بنی‌هاشم جدا کرده و در مرو حبس کندØŒ در ظاهر آن حضرت را به خلعت حکم و ولایت مزین و در باطن آن حضرت را از همه شئون منع کرد.
Û²- اجازه برگذاری جلسات درس و خواندن نماز جمعه و عید نمی‌دهدØŒدراطراف منزل و محل اقامت امام جاسوس گماشته بودØŒ درحالی که مردم می‌پنداشتند مØ£مون در مقابل امام خاضعØŒ مطیع و ارادتمند اوست.
Û³- امام را از آوردن اهل و عیال و فرزند دلبندش حضرت Ø£بوجعفر Ø£مام محمÙ‘د تقی(ع) عملاÙ‹ منع کرده تا امام مØ£نوسی نداشته و تنها در منزلی محصور شد و مØ£مون جهت تظاهر و تبرئه خود از اتهام قتل امام در تشییع جنازه پیراهن خود را چاک ‌زده و به شدت گریست و مجالس تعزیه دایر و به طور معروف برای بزرگداشت و تجلیل از آن حضرت عزای عمومی‌ و تعطیل رسمی‌ اعلام می‌کند.
Û´- مردم با دیدن این تظاهر و ریاکاری از مØ£مون فریفته رفتار او شده و گمان داشتند که امام در آسودگی بوده و به مرگ طبیعی از دنیا رفته است.
Ûµ- از سوی دوستان نیز نسبت به امام ظلم بزرگ روا داشته شدØŒ چون نمایندگان امام موسی بن جعفر(ع) بعد از شهادتش گفتند: امامت به همین امام ختم شده است و دیگر امامی‌ نیست و لذا آن‌ها را «واقفیÙ‘ه» گویند که از روی کبرØŒ عناد و هوای نفس امامت حجت خدا علی بن موسی الرضا را انکار کردند و او را که والی این ولایت بود تکذیب کردندØŒ چه غربتی از این بالاتر که سران وثقات معتمدین چنین واکنشی در برابر امام داشته باشند.
Û¶- افزون بر آنØŒ آن‌ها شیعیان پدرش حضرت موسی بن جعفر(ع) را نیز به خود دعوت کرده و از پیروی حضرت ثامن‌الائمه منع کردند و برای خود حزب و دسته‌ای تشکیل داده و بدعت در دین گذارده و جماعت واقفیه از اسلام فرقه خاصی تشکیل دادندØŒ روایت است از Ø£حمد بن محمد بن Ø£بی‌نصر کÙ€ه حضرت امــام Ø£بوالحسن الرضا(ع) در میان طائفه بنی زریق ایستادند و در حالی که صدای خود را بلند کرده بودند به من گفتند: ای احمد! گفتم: لبیک! فرمود: چون رسول خدا(ص) رحلت کردندØŒ مردم برای خاموش کردن نور خدا کوشیدندØŒ اما خداوند Ø¥با کردØŒ مگر از اینکه نور خود را تمام کند به Ø£میرالمؤمنین(ع) و چون Ø£بوالحسن موسی بن جعفر(ع) وفات کردØŒ علی بن Ø£بی حمزه در خاموش کردن نور خدا کوشیدØŒ اما خداوند چنین خواست که نور خود را تمام کندØŒ در این قضایا و پیشامدها امام بسیار غمگین می‌شد که دوستان و شیعیان در این آزمایش‌ها از دست می‌روندØŒ احساس غم به غربت امام می‌افزود می‌شد.
Û·- انکار امامت فرزندش محمد بن علی استØŒ بلکه انکار فرزندی او آن‌ها تا حدی به امام جسارت کرده و گفتند: علی بن موسی فرزند پسر ندارد تا جانشین داشته باشدØŒ پس امام نیستØŒ خویشانØŒ عموها و فرزندان عموها امامت و وصایت امام جواد را انکار کردندØŒ مانند مخالفت‌هایی که با خود آن حضرت می‌کردند.
علی بن جعفر گفت: برادران امام رضا و همچنین ما عموهایش همگی به او گفتیم: تا به حال در میان ما امامی‌ با چهره تند و سیاه رنگ نیامده استØŒ امام رضا به آن‌ها گفت: او پسر من استØŒ آن‌ها گفتند: رسول خدا(ص) کار قیافه‌شناسان را قبول کردØŒ حضرت قبول کرد تا قیافه‌شناس دراین باره داوری کندØŒ چون قیافه‌شناسان آمدند و ما در بستان نشستیم و عموهای حضرت و برادرانش و خواهرانش صف بستند و به حضرت امام رضا(ع) جبه‌ای پشمینه پوشاندند و یک کلاه برزگری و کار بر سرش نهادند و برگردنش یک بیل نهادند و به او گفتند: تو داخل بستان بروØŒ به طوری که خود را نشان دهی که چون کارگر عمله در آنجا بÙ€ه کار اشتغال داری! و سپس حضرت Ø£بوجعفر امــام محمدتقی را آوردند و به قیافه‌شناسان گفتند: پدر این طفل را مشخص کنیدØŒ آن‌ها گفتند: از میان این جمعیت هیچکس پدر او نیستØŒ ولیکن این عموی پدر اوستØŒ این عموی اوستØŒ این عمه اوست و اگر در اینجا پدری برای او باشدØŒ همانا صاحب بستان استØŒ به علت اینکه قدم‌های او با قدم‌های وی یکسان است و چون حضرت Ø£بوالحسن امام رضا(ع) از میان بستان به سوی ایشان باز آمدØŒ گفتند: این است پدر این طفل.(Û±)
Û¸- یکی دیگر از حکمت‌های غربت امام رضا(ع) این است که نقشی که حضرت(ع) در رونق دادن و رشد علوم اسلامی داشته مغفول ماندهØŒ دفاعی که حضرت از ساحت دین کرد بی‌نظیر بودØŒ تمدن اسلامی با تزریق و دفاع امام از علم اسلامی جهشی بزرگ به خود گرفت(Û²)ØŒ چون امام در دوره شکوفایی تمدن اسلامی می‌زیست و جلساتی که مØ£مون با دانشمندان ادیان مختلف برگزار کردØŒ امام در این مناظرات بر همگان چیره شدØ› این نمود علمی امام(ع) طبعاÙ‹ در تمام اندیشه‌ها و علوم تØ£ثیرگذرار بودØŒ اما این برجستگی هرگز در میان آثار مؤرخین عهد عباسی به طور محسوس و مشخص گزارش نشده استØŒ این نوع رویکرد درباره خدمات علمی نهایت ظلم به امام و غربت آن حضرت استØŒ علاوه بر امام رضا(ع) امام حسین(ع) نیز در زیارت ناحیه از طرف امام عسکری(ع) به این لقب نامیده شده استØŒ اگرچه به یک معنا همه ائمه از آن جهت که بین مردم آن گونه که باید شناخته نشدندØŒ غریب‌اند.
*پی‌نوشت‌ها:
Û±-« بحار الØ£نوار» طبع کمپانیØŒ ج ۱۲، در تاریخ Ø£بی جعفر حضرت جواد(ع)ØŒ بابÙŒ فی فÙŽضآئÙلهÙ و Ø£حÙ’والÙ خÙلÙŽفآء٠زÙŽمانÙهÙ و Ø£صÙ’حابÙهØŒ ص Û±Û²Û´ عن «عیون المعجزات»: لÙŽمÙ‘ا قÙبÙضÙŽ الرÙ‘Ùضا عÙŽلÙŽیهÙ‌السÙ‘ÙŽلاÙŽمÙ کانÙŽ سÙنّ٠أبی جÙŽعÙ’فÙŽرÙ عÙŽلÙŽیهÙ‌السÙ‘ÙŽلاÙŽمÙ نÙŽحÙ’وÙŽ سÙŽبÙ’عÙ سÙنینÙŽØŒ فÙŽاخÙ’تÙلÙفÙŽ الÙ’کÙŽلÙمÙŽهÙ مÙنÙŽ النÙ‘اسÙ بÙبÙŽغÙ’دادÙŽ وÙŽ فی Ø£لØ£مÙ’صار Ù€ الرÙ‘وایهÙŽ و کانتÙ’ طÙŽویلهÙ‹.
Û²-برگرفته از کتاب روح مجردØ› نوشته مرحوم تهرانی
منبع : فارس
💬 دیدگاهها (0 دیدگاه)
📝 ثبت دیدگاه جدید
✅ بدون نیاز به کد امنیتی
✅ دیدگاه شما پس از تایید مدیر نمایش داده میشود.