✍️ نویسنده: 4

نودیها : امام سجاد علیه السÙ‘لام پس از این که بر فراز منبر رفت و حمد و ثناÙ‰ خدا را به جاÙ‰ آوردØŒ سخنرانى‌ای کرد که چشم عموم مردم گریان و قلب آنان ترسان شد.

به روایت سید بن طاوس در کتاب لهوفØŒ یزید برای خراب کردن چهره اهل بیت علیهم السلام به خطیب دربار خود دستور داد تا بر فراز منبر رود و امام حسین و امیرالمؤمنین Ù€ علیهما السلام  Ù€ را مذمت نماید. آن خطیب نابکار بر فراز منبر رفت و در مذمت حضرت علÙ‰ بن ابÙ‰ طالب و امام حسین و مدح معاویه و یزید سنگ تمام گذاشت. حضرت امام زین العابدین علیه السÙ‘لام خطاب به او فریاد زد و فرمود: اÙ‰ خطیبØŒ واÙ‰ بر تو! رضایت مخلوق را به وسیله سخط و غضب خالق خریدÙ‰. جایگاه تو پر از آتش خواهد شد. حقا که ابن سنان خفاجÙ‰ در وصف حضرت امیرالمؤمنین علÙ‰ علیه السÙ‘لام نیکو سروده و گفته:آیا جا دارد که بر فراز منبرها علنا به علÙ‰ ناسزا بگوییدØŒ در صورتÙ‰ که چوب ‏هاÙ‰ این منبرها به وسیله شمشیر علÙ‰ براÙ‰ شما نصب شده است امام سجاد علیه السÙ‘لام فرمود: اÙ‰ یزید! به من اجازه بده تا بالاÙ‰ این منبر بروم و سخنانÙ‰ بگویم که خدا راضÙ‰ باشد و براÙ‰ اهل این مجلس اجر و ثوابÙ‰ داشته باشد. یزید این پیشنهاد را نپذیرفت. مردم به یزید گفتند: یا امیرالمؤمنین! به وÙ‰ اجازه بده تا بر فراز منبر رودØŒ شاید مطلبÙ‰ را از او بشنویم. یزید گفت: اگر این مرد بر فراز منبر رودØŒ تا من و آل ابوسفیان را افتضاح نکند فرود نخواهد آمد. به یزید گفته شد: سخنرانÙ‰ او هر چند خوب باشدØŒ چندان قدرت و قابلیتÙ‰ ندارد. یزید گفت: این شخص از اهل بیتÙ‰ است که علم را مانند پرنده‌ای که جوجه‌اش را با نوکش غذا می‌دهد آموخته‏اند. مردم همچنان از یزید این تقاضا را می‌کردند تا به ناچار اجازه داد. امام سجاد علیه السÙ‘لام پس از این که بر فراز منبر رفت و حمد و ثناÙ‰ خدا را به جاÙ‰ آوردØŒ سخنرانى‌ای کرد که چشم عموم مردم گریان و قلب آنان ترسان شد. او سخنان خود را چنین آغاز کرد: ایها الناس! به ما شش خصلت عطا شده و هفت خصلت موجب فضیلت و برترÙ‰ ما گردیده است. آن شش خصلت عبارتند از: علمØŒ حلمØŒ شخصیتØŒ فصاحتØŒ شجاعت و محبوب القلوب مؤمنین بودن. آن هفت خصلتÙ‰ که باعث برترÙ‰ ما هستند عبارتند از این که محمÙ‘د مختار صلّى اللÙ‘ÙŽه علیه و آلهØŒ صدÙ‘یق یعنÙ‰ حضرت امیرØŒ طیارØŒ حمزه و دو سبط این امت از ما می‌باشندØŒ هر کسÙ‰ مرا می‌شناسد که می‌شناسد و هر کسÙ‰ مرا نمى‏شناسدØŒ من او را از حسب و نسب خود آگاه می‌نمایم! ایها الناس! من پسر مکه و منا هستمØ› من پسر زمزم و صفا می‌باشمØ› من پسر کسی هستم که رکن یعنی حجرالاسود را با اطراف ردایش برداشت و نصب کردØ› من پسر بهترین کسی هستم که ازار و ردا به تن کردØ› من پسر بهترین کسی هستم که نعلین پوشید و پا را برهنه کردØ› من پسر بهترین کسی هستم که طواف و سعی به جا آوردØ› من پسر بهترین کسی هستم که حج کرد و تلبیه گفتØ› من پسر کسی هستم در هوا با براق حمل شد (و به معراج رفت)Ø› من پسر کسی هستم که از مسجدالحرام به مسجد الاقصی سیر داده شدØ› من پسر کسی هستم که جبرئیل او را به سدره المنتهی رساندØ› من پسر کسی هستم که سپس نزدیک آمد و نزدیک‌تر شدØŒ تا فاصله‏اش‏ به قدرِ طول‏ دو انتهاى‏ کمان یا نزدیک‌تر شدØ› من پسر کسی هستم که پیشاپیش فرشتگان آسمان نماز خواندØ› من پسر کسی هستم که خدای جلیل آنچه وحی کرد را به او وحی نمودØ› من پسر محمد مصطفی هستمØ› من پسر علی مرتضی هستمØ› من پسر کسی هستم که بینی‌های مردم را زد تا «لا اله الا الله» بگویند. من پسر کسی هستم که در برابر رسول خدا با دو شمشیر جهاد می‌کرد و با دو نیزه ضربت می‌زد و دوبار هجرت کرد و دو بار بیعت نمود و در بدر و حنین جنگید و چشم به هم زدنی به خدا کفر نورزید. من پسر صالح مؤمنانØŒ وارث انبیاØŒ ریشه کن کننده ملحدان و رئیس مسلمانان و نور مجاهدانØŒ زینت عبادت کنندگانØŒ تاج گریه کنندگانØŒ بردبارترین بردباران و افضل قیام کنندگان از آل یاسین و رسول پروردگار جهانیانم. من پسر کسی هستم که به وسیله جبرئیل مؤید شد و به وسیله میکائیل نصرت شد. من پسر کسی هستم که از حریم مسلمانان دفاع کرد و با مارقین و ناکثین و قاسطین جنگید و با دشمنان ناصبی خود جهاد کرد و پر افتخار‌ترین فرد از قریش که روی زمین راه رفتØŒ و پسر اول کسی هستم که از میان مؤمنانØŒ خدا و رسول او را اجابت کرد و اولین سبقت گیرندگان بر اسلام و شکننده تجاوزگران و نابود کننده مشرکان و تیری از تیرهای خدا بر منافقان و زبان حکمت عبادت کنندگان و ناصر دین خدا و ولیÙ‘ امر خدا و بوستان حکمت خدا و جایگاه علم اوست. خطبه تاریخی و رسواکننده امام سجاد در برابر یزید در شام او نرم خویØŒ بخشندهØŒ با ابهتØŒ با حیاØŒ زکیØŒ متعلق به سرزمین بطحاء، مورد رضایتØŒ اقدام کنندهØŒ بلند همتØŒ بردبارØŒ روزه گیرØŒ مهذبØŒ قیام گرØŒ قاطع صلب‌ها و جداکننده حزب‌ها بود. از همه مردم با تقواتر و از همه با ثبات‌تر بود و از همه مصمم‌تر و دل قوی‌ترØ› شیر قوی بود که وقتی در جنگ‌ها نیزه‌ها به هم نزدیک می‌شد و رنج‌ها نزدیک می‌گردیدØŒ آنان را آرد می‌کرد مانند سنگ آسیاب و آنان را می‌پراکند مانند پراکندن بادØŒ چیز خشک راØŒ شیر بیشه حجاز و رهبر نیرومند عراقØŒ مکیØŒ مدنیØŒ منسوب به مسجد خیفØŒ منتسب به عقبهØŒ بدریØŒ احدیØŒ شجریØŒ مهاجریØŒ که سید عرب بود و در جنگ شیر آنØ› وارث دو موقف و پدر دو سبط امت حسن و حسینØ› همه این‌ها وصف جدم علی بن ابی طالب علیه السÙ‘لام بود. سپس فرمود: من پسر فاطمه زهرایمØ› من پسر سرور زنانمØ› پیوسته حضرت خود را معرفی می‌نمود تا این که صداÙ‰ مردم به ضجه و گریه بلند شد. چون یزید Ù€ لعنه الله Ù€ ترسید مبادا فتنه بپا شودØŒ لذا دستور داد تا مؤذن شروع به اذان کرد و سخن امام سجاد علیه السÙ‘لام را قطع نمود. وقتÙ‰ مؤذن گفت: «اللÙ‘ÙŽه اکبرØŒ اللÙ‘ÙŽه اکبر»، حضرت سجاد علیه السÙ‘لام فرمود: چیزÙ‰ از خدا بزرگ‌تر نیست. هنگامÙ‰ که مؤذن گفت: «اشهد ان لا اله الا اللÙ‘ÙŽه»، علÙ‰ بن الحسین علیهما السÙ‘لام فرمود: موØŒ پوستØŒ گوشت و خون من به یگانگÙ‰ خدا شهادت می‌دهند. موقعÙ‰ که گفت: «اشهد ان محمدا رسول اللÙ‘ÙŽه»، امام سجاد علیه السÙ‘لام از بالاÙ‰ منبر متوجه یزید شد و فرمود: اÙ‰ یزید! این محمÙ‘د جد من است یا جد توØŸ اگر گمان کنÙ‰ که این محمÙ‘د جد تو استØŒ دروغ می‌گویی و کافرشده‏اÙ‰. اگر گمان کنÙ‰ که جد من استØŒ پس چرا عترت او را کشتى؟ راوÙ‰ می‌گوید: وقتÙ‰ مؤذن از اذان و اقامه فراغت حاصل کردØŒ یزید جلو آمد و نماز ظهر را خواند. روایت شده یکÙ‰ از دانشمندان یهود که در آن مجلس حضور داشتØŒ به یزید گفت: ای امیر مؤمنان! این جوان کیستØŸ گفت: علÙ‰ بن الحسین است. یهودÙ‰ گفت: حسین کیستØŸ گفت: پسر علÙ‰ بن ابÙ‰ طالب می‌باشد. گفت: مادر حسین کیستØŸ یزید گفت: فاطمه دختر محمÙ‘د. یهودÙ‰ گفت: سبحان اللÙ‘ÙŽه! این حسین پسر دختر پیامبر شما است و مع ذلک او را با این سرعت کشتید. چه بد با ذریه او رفتار کردید! به خدا قسم اگر حضرت موسÙ‰ یک سبط (یعنÙ‰ نوه) از صلب خود در میان ما یهودیان به یادگار می‌نهادØŒ ما او را پرستش می‌کردیم نه پروردگارمان راØŒ ولÙ‰ شما که دیروز پیغمبر خود را از دست داده‏ایدØŒ امروز برجستید و پسر او را شهید کردیدØŸ اف بر شما! چه بد امتÙ‰ هستید! به دستور یزید به حلق آن یهودÙ‰ سه بار ضربه زدند. آن یهودÙ‰ برخاست و گفت: اگر می‌خواهید مرا بزنید بزنیدØŒ می‌خواهید بکشید بکشیدØŒ رها می‌کنید رها کنید. در هر صورت من در تورات می‌نگرم که می‌گوید: هر کسÙ‰ ذریه پیامبرÙ‰ را بکشدØŒ تا زنده باشد همیشه ملعون خواهد بود و هنگامÙ‰ که بمیردØŒ دچار آتش جهنم خواهد شد. منبع: بحار الانوار ج Û´Ûµ ص Û±Û³Û· منبع : تسنیم