گروه فرهنگ - رجانیوز: طنز و کاریکاتور عرصه‌ای است که سالیان سال به‌طور مطلق در اختیار طیف شبه روشنفکری ایران قرار داشت و اگرچند جرقه کوتاه‌مدت در جبهه فرهنگی انقلاب را در نظر نگیریمØŒ می‌توان از فقر مطلق انقلابیون در این زمینه سخن گفت. بااین‌حال و در چند سال اخیر بویژه پس از فتنه Û¸Û¸ طیف جدیدی از نیروهای جوان وارد این عرصه شده‌اند و با مدیریت کسانی که دارای تجربه هستندØŒ فضا را برای فعالیت‌های جدید روشن کرده‌اند. یکی از چهره‌های شناخته‌شده این جریانØŒ مازیار بیژنی است که همه او را با کاریکاتورهای جنجالی‌اش در روزنامه کیهان می‌شناسند و این روزها هم در تدارک هفته‌نامه «بزنگاه» است. با آقای بیژنی در دفتر این هفته‌نامه و درباره جناح فرهنگی مؤمن در زمینه طنز و کاریکاتور گفت‌وگو کردیم.
رجانیوز مشروح گفت‌و‌گوی مجله رمز عبور را با مازیار بیژنی منتشر می‌کند:
رهبر انقلاب بارها از جبهه فرهنگی مؤمن سخن گفتند. تعریف جبهه فرهنگی مؤمن از نظر شما چیستØŸ
نمی‌خواهم وارد مباحث تئوریک و تعاریف شویمØŒ چون مبانی تئوریک و بحث‌های نظری در حرف‌های رهبری هست و اگر کسی خواست می‌تواند برود ببیند. سال‌هاست که رهبری دارند هنر اسلامی و هنر انقلابی را تعریف می‌کنند و کاملاÙ‹ مشخص است و دیگر لازم نیست کسی تعریف جدیدی از این‌ها بدهد. اگر کسی بخواهد ببیند منابعش موجودند و می‌تواند مراجعه کند. بحث جناح خودی و غیرخودی هم به دیدگاه تئوریک مقام معظم رهبری در هنر و اینکه در بقیه مسائل هم خودی و غیرخودی داریم برمی‌گردد. هنر هم بالاخره تابعی از بقیه مسائل سیاسی و اجتماعی است. رهبری کاملاÙ‹ مشخص کرده‌اند ما به چه کسانی خودی و به چه کسانی غیرخودی می‌گوییم و دامنه‌اش هم بسیار گسترده است. اگر بخواهیم دسته‌ایØŒ جناحیØŒ قبیله‌ای و گروهی نگاه کنیم خیلی محدود می‌شود. الان که دیگر خودی و غیرخودی به اندازه یک گروه کوچک که با هم کار می‌کنند شده است و گروه‌های کوچکی که با هم کار می‌کنندØŒ خودشان را خودی و الباقی را غیرخودی می‌دانند. این تنگ‌نظری‌ها هم بین افرادی که در کارهای اجتماعی فعالیت می‌کنند و هم نوع بدترش در بین شخصیت‌ها و مدیران سیاسی وجود دارد که تبدیل به آفت بزرگی شده است. یک گروهی نشریه‌ای در می‌آورد و با تقسیم‌بندی‌هایی که دارندØŒ همه الباقی را غیرخودی حساب می‌کنند. این دسته‌بندی‌ها بین جناح‌های خودی هم کم‌کم دارد زیاد می‌شود و این وضعیت به‌قدری وخیم شده است که عده‌ای یک مرکز فرهنگی می‌زنند و حاضر نیستند با هیچ مرکز دیگری همکاری کنند. اوضاع ناجوری است.
مرزهای جناح مؤمن چیستØŸ مثلاÙ‹ در سینما مصداقش را داریم که برعکس این استØ› یعنی به اسم اینکه دفع نکنیم و جذب داشته باشیمØŒ بودجه‌هایی را در اختیار کسانی قرار می‌دهیم که سابقه چندان روشنی هم ندارند. کسانی که در این جناح مؤمن هستند باید چه ویژگی‌هایی داشته باشند و چه‌کاری باید کرده باشندØŸ
رهبری قبلاÙ‹ مبانی را گفته‌اند و این هم به همان برمی‌گرددØ› یعنی شما تا از مبانی هنر انقلابی و اسلامی تعریف نداشته باشید نمی‌توانید افرادش را تقسیم‌بندی کنیدØŒ منتهی نمی‌آییم دامنه‌اش را تنگ بگیریم. از نظر خودم دارم می‌گویم. شاید بعضی‌ها این را قبول نداشته باشند و ملاک‌های سیاسی هم داشته باشندØŒ ولی این ملاک‌ها خیلی سیاسی نیستندØŒ بلکه فرهنگی‌اندØŒ چون اگر در کارهای فرهنگی ملاک‌های سیاسی داشته باشیدØŒ مجبورید بسیاری از افراد را حذف کنید و باوجودی که از نظر هنری قابل‌قبول هستندØŒ ولی می‌گویید از نظر سیاسی فلان اشکال را داردØŒ ولی اگر از نظر فرهنگی بخواهیم ملاک‌های جناح مؤمن را تعریف کنیمØŒ همان ملاک‌هایی است که مقام معظم رهبری برای هنر اسلامی تعریف کرده‌اند که هنر عدالت‌خواهØŒ انسانی و ارزشی است. به‌این‌ترتیب دامنه هنر اسلامی خیلی وسیع می‌شود. اغلب این‌قدر وسیع فکر نمی‌کنیم. در این تعریف هنرمندی هم که در امریکای لاتین کار می‌کندØŒ بعضی از اوقات بخشی از هنرش قابل‌پذیرش است. نظرم این است. حالا چقدر در عمل موفق شده‌ایم به این شکل عمل کنیمØŒ نمی‌دانم.
ما هفته‌نامه کاریکاتور «کشیده» را داشتیم و حدود Û´Û° کاریکاتوریست با ما کار می‌کردند که ضرورتاÙ‹ هم‌عقیده سیاسی‌شان با ما یکی نبودØŒ ولی تا جایی که خط قرمزهای نظام هستØŒ در بقیه مسائل آن‌ها را آزاد گذاشته بودیمØŒ چون مقتضای کار طنز این است. از دریچه کار طنز می‌گویم. شاید افرادی کار فرهنگی را چیز دیگری بدانند. عده‌ای هستند که پست گذاشتن در فیس‌بوک را هم کار فرهنگی می‌دانند. آن بحث دیگری است. داریم از جنبه کار خودمان می‌گوییم.
یعنی اوضاع افراد حزب‌اللهی که در زمینه طنز و کاریکاتور کار می‌کنند این‌طور نیست که بگوییم همه کارآمد هستند و ناچاریم از افراد دیگری هم استفاده کنیمØŸ
در شرایط فعلی نمی‌توانیم چنین ملاکی را قرار بدهیم. الان در دهه Û¶Û° نیستیم و جناح‌بندی حزب‌اللهی Ù€ منافق نمی‌توانیم بکنیم. فعلاÙ‹ و با نسل جدیدی که داریم تنها کاری که می‌توانیم بکنیم و از نظر من کار درستی هم هست این است که ملاک‌های کلی را که در موردپذیرش نظام وجود دارد ملاک قرار دهیمØŒ کسانی را که کلیت نظام را قبول داشته و مخالفتی نداشته باشندØŒ به‌عنوان نیروی خودی حساب کنیمØŒ چون اگر غیرازاین حساب کنیم دیگرکسی نمی‌ماند و مثل بعضی از روزنامه‌ها می‌شود که فقط مدیرمسئولش مانده است و خدمه آبدارخانه! بقیه کم‌کم می‌روند. اگر قرار باشد این‌قدر سلیقه‌ها را شخصی و دامنه‌اش را کم‌کم تنگ کنیمØŒ بعضی از تعاریف جواب نمی‌دهد. در نشریه «کشیده» که کار می‌کردیمØŒ بعضی از دوستان انتقاداتی داشتند و می‌گفتند فلان کس و فلان کسی که دارند با شما کار می‌کنند حزب‌اللهی نیستند. می‌گفتیم نباشند. طرف می‌گوید شما را قبول دارم و با شما کار می‌کنم. چه کارش کنیمØŸ مگر می‌شود گزینش بگذاریم و فقط هر کسی را که حزب‌اللهی است در نشریه بیاوریم و بقیه را راه ندهیمØŸ این جور کارها بستگی به جذب آدم‌ها دارد و باید دامنه‌اش گسترده باشد. دارید کار هنری می‌کنیدØŸ مگر می‌توانید بگویید فقط چند نفر را قبول دارم و بقیه بروندØŸ نمی‌شود. برای نیروسازی و ارتباط مجبورید دامنه‌ات را بازتر بگذارید. اصولی هست که خطوط انقلابØŒ رهبری و نظام هستند و کسانی‌اند که با این‌ها مخالفتی ندارند یا آدم سیاسی مشکل‌داری نیستند. ملاک حزب‌اللهی بودن چیستØŸ دارم برای جوانان نسل فعلی می‌گویم. در دهه Û¶Û° برای حزب‌اللهی ملاک داشتید. الان ملاک حزب‌اللهی بودن چیستØŸ تعریفم این است که هر کسی که مخالفتی با رهبری و نظام نداشته باشدØŒ می‌توانیم او را در این دایره وارد کنیم. نمی‌توانیم بگوییم حزب‌اللهی بودن یعنی اینکه نماز جمعه بروید و نهج‌البلاغه بخوانید. معنی نداردØŒ مخصوصاÙ‹ در کارهای هنری که این جور هنرمندی کم پیدا می‌شود. تازه همان کم‌هایی هم که پیدا می‌شوندØŒ خودمان دفعشان می‌کنیم.
شما کاریکاتور سیاسی زیاد کشیده‌اید. اگر کسی از نظر سیاسی مخالف عقیده‌تان باشد در کارش تØ£ثیر نمی‌گذاردØŸ
کسی که از نظر سیاسی مخالف ما باشد اصلاÙ‹ نمی‌آید با ما کار کند.
پس منظورتان این است که بین افراد حزب‌اللهی سخت نگیریم.
من که گفتم ملاک‌هایی در ریزش اصلی نظام و انقلاب داریم که ملاک‌های کلی ماست. یک وقتی کسی تابلودار سیاسی است و اصلاÙ‹ خودش نمی‌آید با ما کار کند. من که آدم گمنامی نبوده‌ام و خط فکری و سیاسی‌ام مشخص بوده است. خط هنری‌ای هم که در این چند سال ادامه دادیم معلوم است چه بوده و هیچ چیز ما غیر شفاف نبوده استØ› بنابراین کسانی که به سراغ ما می‌آیند یا حاضر می‌شوند با ما کار کنندØŒ آدم‌هایی هستند که می‌دانند داریم چه کار می‌کنیم و طبعاÙ‹ پذیرفته‌اند. نشریه هم که واضح است خط فکری‌اش چیست. چپ و راست هم که نمی‌زنیم. واضح است داریم چه کار می‌کنیم و ملاک‌هایمان هم مشخص است. مانیفست و تعریف کلی نشریه را هم که چه هدفی داریم از شماره‌های اول به‌صورت واضح و شفاف گفته‌ایم که می‌خواهیم چه کار کنیم و هدفمان چیستØŒ برای همین هم این جور مسائل پیش نمی‌آیند که کسی بیاید که مسائل سیاسی داشته باشد و ما بخواهیم او را بیرون بیندازیم. این جور چیزها پیش نمی‌آیند.
وقتی تعریف جناح فرهنگی مؤمن می‌شودØŒ بعضی‌ها به اسم جذب نیروهای دیگر از ارزش‌ها و اصول پایین می‌آیند. این را که قبول نداریدØŸ
نشریه‌ای که طنز است و صبغه سیاسیØŒ فرهنگیØŒ اقتصادی و این جور مسائل را دارد Ù€ مخصوصاÙ‹ سیاسی Ù€ اولاÙ‹ بدون موضوع سیاسی نمی‌شود نشریه طنز زد. سیاست هم بخشی از جامعه است و نمی‌فهمم حذف سیاست یعنی چهØŸ بالاخره نشریه موضعی دارد. اینکه بعضی‌ها می‌گویند ما با سیاست کاری نداریمØŒ بیشتر یک جور ژست و پÙز استØŒ چون نمی‌شود کاری نداشته باشیم. بالاخره آن‌ها هم می‌روند و در انتخابات به یکی رØ£ی می‌دهند و حداقل در انتخابات با سیاست کار دارند. کلاÙ‹ خارج از نظام که نیستند و در خارج که زندگی نمی‌کنند. به هر حال در کشورند و نشریه هم انعکاسی از مسائل سیاسی است که دارد اتفاق می‌افتد و ناچار هم هست موضعی داشته باشد و بی‌موضع که نمی‌تواند باشد. بعضی از کاریکاتوریست‌ها که در روزنامه‌ها کار می‌کنند به من می‌گفتند من کاریکاتور سیاسی کار نمی‌کنم و فقط کاریکاتور اقتصادی کار می‌کنم. اصلاÙ‹ این کار شدنی نیست. مگر می‌شود روزنامه‌ای کاریکاتور سیاسی نداشته باشدØŸ معنی ندارد. بروید به کشورهایی که روزنامه‌های معتبر دارند و بگویید می‌خواهید کاریکاتور سیاسی را حذف کنید. به شما می‌خندند و می‌گویند مگر می‌شودØŸ برای چه باید این کار را کردØŸ حالا یک نفر مخالف یک نظریه استØŒ از آن روزنامه برودØŒ ولی حذف آن معنی ندارد. آنچه که می‌گویید مورد خاص است که مثلاÙ‹ طرف بگوید من با شما مشکل خاص سیاسی دارمØŒ ولی موضع ما مشخص است و هر کسی هم که آمده است با ما کار کندØŒ اگر معاند یا محارب نبوده استØŒ مشکلی نداشته و با او کار کرده‌ایم. فقط هم که مسائل سیاسی نیست. دامنه‌اش گسترده است و مسائل اقتصادیØŒ اجتماعیØŒ فرهنگی و... الی ماشاØ¡الله برای کار کردن جا دارد.
وضعیت کاریکاتور و طنز در جبهه فرهنگی انقلاب چگونه استØŸ نیروهای مؤمن فرهنگی اقبال نشان می‌دهند و تمایل دارند به این عرصه بیایندØŸ
روی پیرمردها و پیشکسوت‌هایی هم که در جناح خودی هستند نمی‌شود حساب کرد و عملاÙ‹ از دور خارج شده‌اند و کار نمی‌کنند. می‌ماند جوان‌ترها که Û´Û° نفری که در نشریه «کشیده» با ما کار می‌کردندØŒ Û¹Û° درصدشان نیروهای جوان‌تری بودند که یا خودمان کشف کردیم یا استعداد داشتندØŒ اما تازه‌کار بودند و این طرف و آن طرف کار می‌کردند. یک جوان ۲۱، Û²Û² ساله اهل گرگان Ù€ که کر و لال هم هست Ù€ در اینترنت سایت داشت و کاریکاتورهای چهره می‌کشید و اتفاقی کارهایش را دیدیم که در حد غول‌های کاریکاتور دنیا می‌کشد و هیچ کسی تحویلش نمی‌گرفت. از این جور استعدادها داریم که باید پیدایشان کرد. چه کسی به او آموزش داده و کار کرده استØŸ آن هم در شهرستان و نه در تهران. شاید Û±Û°Û° تا کاریکاتور چهره کشیده و در سایتش گذاشته است. طنزنویس‌هایمان هم همین‌طورند و بسیاری از آن‌ها در فیس‌بوک یا صفحات اجتماعی دیگر و یا در صفحات پراکنده نشریات می‌نوشتند و از چهره‌های معروف طنزنویسی ایران نبودندØŒ ولی اگر فضا داشته باشند و به آن‌ها میدان بدهیدØŒ خودشان را نشان می‌دهندØŒ ولی واقعاÙ‹ میدان ندارند. کجا کار کنندØŸ اگر در نشریات کار نکنندØŒ بیچاره‌ها کجا می‌خواهند کار کنندØŸ نشریه‌ای باید باشد که کاریکاتورهای آن‌ها را چاپ کند.
موقع گل‌آقا نشریات طنز زیادی داشتیم.
نهØŒ همان موقع هم دو سه تا بیشتر نداشتیم. آن موقع شرایط خاص خودش را داشت. الان شرایط هم عوض شده است. آن موقع اینترنت نبود و فضای خاصی بود. زمان جنگ گذشته بود و نشریه‌ای مثل «گل‌آقا» در آمد. قبل از آن نشریه‌ای نبود. یک نشریه گل کرده بود که چیز جدیدی هم نبود و تقریباÙ‹ همان «توفیق» قبل از انقلاب بود و دقیقاÙ‹ همان نویسندگان و کاریکاتوریست‌های توفیق را آورده و آن نشریه را بازسازی کرد و آن هم تا چند سال موفق بود و بعد خود «گل‌آقا» تعطیلش کردØŒ چون به جایی رسید که ته کشید و دید دیگر نمی‌تواند ادامه‌اش بدهد و خودش تعطیلش کرد. سبک‌ها و مدل‌های جدیدی برای کار لازم است و دیگر نمی‌شود در سبک «گل‌آقا» یی ادامه داد.
در مجله «بزنگاه» نگاهی به فروش و دکه هم داریدØŸ
بله داریم. البته بیشتر از فروش روی بحث تبلیغات اینترنتیØŒ تبلیغات میدانی در میان نهادهاØŒ سازمان‌هاØŒ افراد و شخصیت‌های فرهنگی داریم کار می‌کنیم تا نشریه کم‌کم جا بیفتدØŒ چون الان فضا مثل اوایل دهه Û·Û° فضای نشریه‌خوانی در جامعه نیست. نسل جوان هم که دیگر نشریه‌خوان نیست. ما جوان که بودیمØŒ هر روز می‌دویدیم و می‌رفتیم دکه روزنامه‌فروشی که روزنامه و مجله بخریم. بخش زیادی از بیننده‌های ما در فضای مجازی هستند و داریم در آنجا کار می‌کنیم. روی دکه هم داریم سعی می‌کنیم تبلیغاتمان را بیشتر کنیم. مشکل ما هم کمبود تیراژ استØŒ چون تیراژ Ûµ-Û´ هزار تا عملاÙ‹ روی دکه پیدا نمی‌شود. باید تیراژ خیلی باشد که روی دکه دیده شود. سیستم پخش شما هم که باید یک سیستم قدرتمند باندی و گردن‌کلفت باشد تا بتوانید در سراسر کشور توزیع منظم کنید.
جناح فرهنگی انقلاب توزیع واحدی نداردØŸ
چراØŒ ولی قدرتمند نیست. ایراد و ضعف زیاد دارند. سیستم منظم و قدرتمندی که دقیق کار کند وجود نداردØŒ و الا نشریه‌ای مثل «راه» به سراغ توزیع پارتیزانی نمی‌رفت. وقتی به این شکل کار می‌کندØŒ یعنی یکسری ضعف‌هایی در سیستم‌های اداری ما هست که باعث می‌شود این سیستم جواب ندهد و شما وسط این قضیه گیر می‌کنیدØŒ مگر اینکه نمایندگی ایجاد کنید و از طریق نمایندگی‌ها نشریه‌تان را به شهرستان‌ها برسانید. این به خاطر ضعفی است که در سیستم‌های ما وجود دارد و سیستم‌های اداری سازمانی ما تشکیلات درست و حسابی ندارندØŒ مخصوصاÙ‹ جناح حزب‌اللهی که واقعاÙ‹ خیلی باید منظم‌تر و سفت‌تر از این حرف‌ها باشند. یک نمونه‌اش تشکیلات نیروی مقاومت است که این همه پایگاه و نیروهای بسیجی فعال دارد. در همین تهران Û³Û°Û°Û° پایگاه دارد. در شهرستان‌ها هم که پایگاه متعدد دارد. چه ظرفیت عظیمی برای کار فرهنگی استØŸ این ظرفیت عظیم را می‌شود بسیار فعال کرد ولی به خاطر برخی ضعف‌ها یا به دلیل برخی حساسیت‌هایی که دارندØŒ این کارها را انجام نمی‌دهند یا وسط کار رها می‌کنند.
منظورتان این است که پایگاه‌های بسیج سراسر کشور می‌توانند کمک کار توزیع کالاهای فرهنگی باشندØŸ
بلهØŒ می‌توانند. بسیج خوراک فرهنگی نمی‌خواهدØŸ یک عده جوان را جمع کرده‌ایمØŒ نباید محصولات فرهنگی به دستشان برسدØŸ ما همین که این محصولات را به دست نیروهای خودی برسانیمØŒ به نظرم کار بسیار بزرگی کرده‌ایم. یکی از ایده‌هایی که داشتیم این بود که هفته‌نامه یا حتی روزنامه ویژه نیروهای بسیج در پایگاه‌ها و مساجد منتشر کنیمØŒ ولی نیرویی که باید در بسیج از ما حمایت می‌کرد وجود ندارد.
چرا این‌طور به نظر می‌رسد که در حوزه طنز و کاریکاتور جناح معارض انقلاب فعال‌تر استØŸ آیا بیشتر توجه کرده‌اند یا سابقه بیشتری دارندØŸ آیا واقعاÙ‹ قوت آن‌ها بیشتر استØŸ
معارض انقلاب یعنی چهØŸ یعنی اپوزیسیون خارجیØŸ
اپوزیسیون خارجی و بعضی از داخلی‌ها. مثلاÙ‹ یک روزنامه افراطی اصلاح‌طلب چهار صفحه طنز و کاریکاتور روزانه در می‌آورد. آیا ظرفیتش در جناح خودی هست یا نیستØŸ
گفتم که در روزنامه جوان که نشریه «کشیده» را در می‌آوریم Û´Û° تا طنزنویس و کاریکاتوریست با ما کار می‌کردند. خیلی از آن‌ها کاریکاتوریست‌های مطبوعاتی حرفه‌ای هستند یا دارند حرفه‌ای می‌شوند.
چرا تعطیل شدØŸ
برخی ضعف‌ها.
یعنی چهØŸ
یعنی اولویت با چیز دیگری است.
چرا اولویت مدیریت فرهنگی به طنز و کاریکاتور داده نشده استØŸ آیا این دو مقوله را اضافی و تزئینی می‌دانندØŸ
در مواردی بلهØŒ در بعضی از موارد هم به خاطر حساسیت‌های سیاسی است. بعضی وقت‌ها هم مدیر ریسک‌پذیر نیست و می‌ترسد کاریکاتور برایش دردسر شود. بالاخره طنز جسارت می‌خواهد و وقتی نشریه طنز در می‌آوریدØŒ باید برایش هزینه هم بدهیدØŒ چون لبه تیزی دارد. غیر از این باشد سیب‌زمینی بی‌خاصیت است. هر انتقادی که بکنید بالاخره هزینه‌ای دارد و مدیرمسئول نشریه باید بتواند پای آن بایستد. در مواردی هم نمی‌خواهند هزینه کنند و به‌محض اینکه شکایتی پیش می‌آیدØŒ اولین کاری که می‌کنند این است که صورت‌مسØ£له را پاک و نشریه را جمعش می‌کنند.
اگر کسی استعداد و علاقه به کاریکاتور دارد چه کار باید بکندØŸ
مگر چند تا نشریه و روزنامه داریم که کاریکاتوریست‌ها بتوانند در آن‌ها کار کنندØŸ به‌ناچار به فضای اینترنت می‌روند و اگر بخواهند دیده بشوندØŒ بیشترین مخاطب در اینترنت است.
برای درآمدزایی چه کار باید بکندØŸ
کاریکاتور چیزی نیست که بشود مثل گرافیک یا به‌خصوص انیمیشن که الان پول‌ساز هست روی آن حساب کرد. کاریکاتور رشته‌ای است که با گرافیک و هنرهای تجسمی نزدیکی داردØŒ ولی یک هنر انتقادی است. سازمان‌هایی که برای گرافیک پول خرج می‌کنندØŒ برای کاریکاتور خرج نمی‌کنندØŒ مگر اینکه مدیرش ذهن فوق‌العاده باز یا آن‌قدر به هنر علاقه داشته باشد که بفهمد کاریکاتور چیستØŒ ولی اگر فهمی از کاریکاتور نداشته باشدØŒ به سراغ این رشته‌ها نمی‌آیدØŒ مگر کاریکاتوریست‌هایی که خیلی مشهور یا برند باشند که بعضی از نشریات به سراغشان بیایند. الباقی باید در همان فضای اینترنت کار کنند. راه دیگری ندارند و جای دیگری برایشان نمی‌ماند. یک سری هم به جشنواره‌های خارجی می‌روند که عده کمی هم از آن‌ها ممکن است برنده شوندØŒ ولی به هر حال آثارشان زیاد دیده نمی‌شود و فضای خاصی است.
می‌خواهید چه کار کنید که «بزنگاه» به سرنوشت «کشیده» دچار نشودØŸ
هر کاری که از دستمان برآید می‌کنیم. بیشتر از توانمان که نمی‌توانیم انجام بدهیم. الان شرایطمان با نشریه کشیده فرق دارد. امتیاز کشیده دست ما نبود و دست روزنامه جوان بودØŒ ولی الان امتیاز بزنگاه مال من است. یکی از دلایلی هم که آن‌طور شد این بود که نشریه دست ما نبود. مدیرمسئول روزنامه صاحب‌امتیاز و تصمیم‌گیرنده بود. ما فقط سردبیری و کارهای گرافیکی‌اش را انجام می‌دادیم. قرار هم بود مدیریت روزنامه برود و برای نشریه کشیده امتیاز بگیرد که مستقل شودØŒ منتهی نگرفتند و به دلایلی تصمیم گرفتند تعطیلش کنند. این نشریه فعلاÙ‹ دست خودمان است و تا وقتی تعطیلمان نکنند هستیم.
هفتگی در می‌آیدØŸ
نهØŒ امتیازش هفته‌نامه است ولی تا به حال دوهفته‌نامه در آورده‌ایم. دو تا شماره را هم به خاطر مشکلات مالی مجبور شدیم ماهنامه در بیاوریم. اگر از لحاظ مالی دستمان باز شودØŒ برای در آوردن هفته‌نامه هم مشکل نداریمØŒ ولی فعلاÙ‹ ماهنامه در می‌آوریم. نشریه هزینه سنگینی دارد که با دکه برنمی‌گردد و اشتراکات هم بخش کمی از هزینه‌ها را جبران می‌کند. نشریاتی که در حال حاضر منتشر می‌شوندØŒ تقریباÙ‹ هیچ کدامشان بدون کمک و رانت نمی‌توانند سر پا بمانند.
یعنی اگر بخواهیم کار فرهنگی کنیم باید صرفاÙ‹ منتظر کمک یک نهاد باشیمØŸ
بستگی دارد به اینکه بخواهید چه کار کنید. یک وقت می‌خواهید در پایگاه بسیج محله‌تان کار فرهنگی کنید. هزینه‌اش خیلی کمتر استØŒ اما یک وقت می‌خواهید نشریه‌ای برای سطح مملکت تولید کنید و Û´Û° نفر کاریکاتوریست را باید پوشش بدهید. این هزینه دارد. باید به آن‌ها حقوق بدهید و هزینه‌های خود نشریه هم هست. خیلی فرق می‌کند.
با فروش نمی‌شود این را در آوردØŸ
اوایل نمی‌توانید روی فروش حساب کنید. باید یکی دو سالی روی یک نشریه تبلیغ شود تا بتوانید روی فروش دکه آن حساب کنید. خیلی بعید است از اولش بتوانید معجزه و روی دکه‌اش حساب کنید. نمی‌شود. الان شرایطی نیست که با این همه نشریه‌ای که در دکه‌ها ریخته استØŒ یک نشریه بتواند دور را از بقیه بگیردØŒ مخصوصاÙ‹ با مشکلاتی که در توزیع نشریات هست که بسیار به هم ریخته و نامنظم استØŒ مخصوصاÙ‹ توزیع شهرستان که یک شماره می‌رود و دو شماره نمی‌رود. حتی روزنامه جوان هم همین‌طور بود. توزیع شهرستانی هم داشتندØŒ ولی یک شماره می‌رفتØŒ دو شماره نمی‌رفت. اگر منظم نباشد نمی‌تواند مخاطب را نگه دارد.
نمی‌شود از اینترنت استفاده کرد و همزمان با توزیعØŒ از اینترنت پخش کردØŸ
ما سایت بزنگاه را داریم و پی‌دی‌اف آن را هم می‌فروشیم.
بهتر نیستØŸ چون منظم است و خود کاربر می‌تواند دسترسی پیدا کند. نمونه‌های زیادی داریم که از این طریق توانسته‌اند پول خوبی در بیاورند.
داریم تلاش می‌کنیم برای سایت تبلیغ کنیم تا دیده شود. از هر طریقی هم که می‌شناسیم داریم لینک می‌کنیمØŒ ولی این چیزها در ایران جدید است و از بس افراد حقیقی و حقوقی نشریات و یا کاریکاتورها را مفت برده‌اند که برایشان سخت است بنویسید قیمت پی‌دی‌اف این‌قدر است. هم برایشان تازگی داردØŒ هم چون به مفت‌خوری عادت کرده‌ایمØŒ برایمان جا نمی‌افتدØŒ مخصوصاÙ‹ از بس سایت‌ها و خبرگزاری‌ها کاریکاتورها را مجانی برداشته و برده‌اند زورشان می‌آید برای پی‌دی‌اف پول بدهند. کارهای دیگری فرهنگی‌مان هم همین است. به کتاب‌فروشی می‌رویم و یک کتاب را Û±Û° بار بالا و پایین می‌کنیم و زورمان می‌آید یک کتاب بخریم. این ایراد خودمان است که برای کالاهای فرهنگی پول خرج نمی‌کنیم و همیشه دنبال راهی می‌گردیم که بتوانیم از این چیزها مفتی استفاده کنیم. نهادهایی هم که با ما کار می‌کنند بیشتر دنبال یک راه در رو هستند که تا جایی که می‌شود قضیه را مفت تمام کنند. خبرگزاری‌ها و روزنامه‌هایی که می‌خواهند آگهی ما را بزنند پول می‌خواهندØŒ در حالی که درآمدی نداریم و دائماÙ‹ داریم تلاش می‌کنیم نشریه تبلیغ شود. این کار با دید کاسبی پیش نمی‌رود.
از آن طرف جناح فرهنگی مقابل کاری کرده است که مخاطب ثابت دارد که می‌خواند و هزینه‌های نشریه هم در می‌آید. فکر می‌کنم به خاطر این است که طیف شبه روشنفکر حاضر است برای نشریه هزینه کند.
بلهØŒ این هم یک بخش قضیه است. غیرازاینکه آن‌ها تشکیلات خوبی دارند و فکر و هزینه می‌کنند و بیلبورد می‌زنند. آن‌ها امکانات دارند. اگر بخواهیم برای نشریه‌مان بیلبورد تهیه کنیم باید هزار جور بدبختی بکشیم و حالا کسی حاضر شود یا نشود به ما بیلبورد بدهد. این نوع امکانات را دارند. غیر از آن مجموعه بسیار منظمی سال‌های سال است که دارد در مجموعه‌های مختلف آدم می‌سازدØŒ نیرو دارد و از هم حمایت می‌کنند.
البته یک نکته را هم اشاره کنم. یک‌بار خدمت رهبر انقلاب بودیم در یک جلسه نیمه‌خصوصی که شخصیت‌ها و مسئولین هم آمده بودند. برادر یکی از شهدای شاخص هم آمده بود و گلایه می‌کرد که چرا فیلم راجع به این شهید ساخته نشده استØ› در حالی که خودشان مسئول یک بنیاد فرهنگی به نام همان شهید بودند. رهبری هم گفتند هر کسی که آرزویی داردØŒ باید خودش هم یک‌قدم بردارد یا نهØŸ کسی که می‌خواهد به قله برسد که نمی‌تواند در دره بخوابد و بگوید کاش به قله برسم. یک‌قدم باید به‌طرف قله بردارد. هر فیلمی فیلمنامه خوب می‌خواهد. بر چه اساسی می‌خواهید فیلم را بسازیدØŸ این همه پول دور می‌ریزندØŒ نمی‌توانستند بدهند کسی یک رمان یا فیلمنامه دراین‌باره بنویسدØŸ
منبع : رجانیوز
💬 دیدگاهها (0 دیدگاه)
📝 ثبت دیدگاه جدید
✅ بدون نیاز به کد امنیتی
✅ دیدگاه شما پس از تایید مدیر نمایش داده میشود.