✍️ نویسنده: 4
نودیها : ماجرای تحولات سوریه در چهار سال گذشته به قدری پیچیده و همراه با فاکتورهای مختلف بوده که اساساÙ‹ نمی‌توان تحلیلی سرراست و خطی از آن ارائه کردØ› به ویژه آنکه در ماه‌های اخیر یک عامل دیگر هم به این معادله چند مجهولی افزوده شده و جنگنده‌های روسی مستقیماÙ‹ وارد نبرد نظامی با تروریست‌ها شده‌اند. در این میانØŒ برگزاری کنفرانس وین برای بررسی اوضاع سوریه و دعوت از ایران برای حضور در این نشست بین‌المللی که برای اولین بار صورت گرفتØŒ بار دیگر همه توجه‌ افکار عمومی و رسانه‌های جهان را بر سوریه متمرکز کرد.
به گزارش رجانیوز به نقل از نشریه رمز عبور برای بررسی حواشی این نشست و برخی از تحلیل‌ها که لزوم مذاکره ایران و امریکا بر سر مسØ£له سوریه را یادآور می‌شوندØŒ با دکتر مسعود اسداللهی به گفت‌وگو نشستیم. وی از کارشناسان ارشد مسائل غرب آسیا و شمال آفریقا است که به دلیل حضور میدانی در بحران‌های منطقه‌ایØŒ تسلط ویژه‌ای بر مباحث این حوزه دارد.
جناب دکتر! آیا واقعاÙ‹ مشکل سوریه با مذاکره ایران و امریکا تمام می‌شودØŸÂ
بحران سوریه عمیق‌تر از این است که با مذاکرات ایران و امریکا حل شود. به خاطر اینکه بحران فوقالعاده پیچیده و تعداد بازیگران در آن زیاد است و هر بازیگری با توجه به منافع خودشØŒ در این بحران تØ£ثیر میگذارد. در جبهه ضد نظام سوریهØŒ امریکا و اسرائیل و کشورهای اروپایی هستند ولی در کنار اینهاØŒ ترکیه هم برنامههای خودش را دارد و هماهنگ با قطر جلو میرود. عربستانیها دنبال برنامه خاص خودشان هستند. اردنیها یکی به نعل میزنند و یکی به میخ و چون تعداد بازیگران خیلی زیاد شده استØŒ پیدا کردن یک راه حل مؤثر که به بحران پایان بدهدØŒ به این راحتیها نیست.
یعنی امریکا نمیتواند همه اینها را جمع کند و به فضای مثبت برساندØŸ
نهØŒ هیمنه امریکاییها در منطقه در سالهای اخیر ضربه اساسی خورده است.
چراØŸ
امریکاییها به دلیل شکستی که در عراق و افغانستان خوردندØŒ نشان دادند استراتژی اشتباهی را در پیش گرفتهاند. آنها فکر میکردند وقتی عراق و افغانستان را براحتی بگیرندØŒ بعد از آنها کشورهای منطقه را یکییکی تحت سیطره خودشان درمیآورند ولی نه تنها این اتفاق نیفتاد بلکه این دو کشور برای امریکاییها تبدیل به دو باتلاق شدند. در زمان جورج بوش دیدیم جمهوریخواهان در امریکا با چه فضاحتی شکست خوردند و اوباما با این شعار آمد که نیروهای امریکایی را از افغانستان و عراق خارج میکند. از عراق خارج شدند و از افغانستان هم داشتند خارج میشدند که در این اواخر اوباما تغییر سیاست داده است و میخواهد نیروهای امریکایی را در افغانستان نگه دارد.
وقتی امریکا بخصوص در بحران سوریه این ضعف را از خود نشان دادØŒ نارضایتی شدیدی از طرف عربستانØŒ قطر و ارتجاع عربی از اوباما ایجاد شدØŒ چون آنها انتظار داشتند امریکاییها همانطور که در لیبی عمل کردندØŒ در سوریه هم عمل کنند و مستقیم وارد جنگ شوند. امریکاییها نه تنها این کار را نکردند و قادر هم نبودند که بکنندØŒ بلکه حتی در بحران شیمیایی که عربستانیها یقین داشتند امریکا وارد عمل خواهد شدØŒ در دقیقه Û¹Û°ØŒ باز امریکاییها پا پس کشیدند و مسØ£له به شکل دیگری حل شد. به همین دلیل در حال حاضر در عربستان نارضایتی شدیدی از سیاستهای اوباما وجود دارد و معتقدند اوباما به هیچ عنوان به خواستههای اینها عمل نمیکند و قادر به این کار نیست و او را یک رئیسجمهوری ضعیف میدانند. به همین خاطر سعی میکنند برنامههای خودشان را پیش ببرند و ما دیدیم آقای جو بایدنØŒ معاون اوباما چند ماه پیش به صراحت در یک سخنرانی گفت همپیمانان ما با حمایتی که از گروههای تکفیری کردندØŒ باعث شدند آنها به این خطر تبدیل شوند.
بین امریکا و عربستانØŒ قطر و ترکیه یک نوع تنش وجود دارد. حتی ترکیه بسیار تلاش کرد تا برای ایجاد یک منطقه پرواز ممنوع در شمال سوریهØŒ رضایت امریکا را جلب کند اما امریکاییها چون قادر به این کار نبودندØŒ موافقت نکردند و در حال حاضر ترکها هم ناراضی هستند که چرا امریکاییها پای کار نمیآیند و این منطقه پرواز ممنوع را ایجاد نمیکنندØŸ امریکا قادر به این کار نیست و هزینههای جنگ او آنقدر در عراق و افغانستان بالا رفته بود که اقتصاد امریکا دیگر توان این را ندارد که وارد یک جنگ جدید شود. از آن طرف هم تجربه لیبی برای امریکاییها بسیار تجربه تلخی بودØŒ چون امریکاییها در قالب ناتو به لیبی رفتند و نه تنها قذافی را سرنگون کردندØŒ بلکه او را از بین بردند اما نتیجهاش این شد که در بنغازیØŒ سفیر امریکا را کشتند. امریکاییها از این رویداد به عنوان یک تجربه تلخ یاد کرده و اینطور نتیجه میگیرند که اگر بخواهند همین تجربه را در سوریه تکرار کنندØŒ اصلاÙ‹ معلوم نیست سوریه به کدام سمت پیش برود. بنابراین در حال حاضر عربستان به دنبال برنامههای خودش هست و میبینیم حتی در کنفرانس وین که در چندی قبل برگزار شد که روسها اصرار داشتند ایران حتماÙ‹ باید حضور داشته باشدØŒ فقط عربستان مخالف بود. نه فقط امریکاییها بلکه ترکها و قطریها هم چندان حرفی نداشتند که ایران حضور داشته باشد ولی عربستان مخالف بود.
بنابراینØŒ این شرایط باعث شد امریکاییها سیطرهای را که در دو دهه قبل و در زمان نظام دوقطبی داشتندØŒ در حال حاضر نداشته باشند. همین مسØ£له باعث شده است بازیگران زیاد شوند و در نتیجه پیدا کردن راه حل به این سادگیها نباشد که ایران و امریکا مذاکره کنند. حتی در این سوی قصهØŒ اگر امریکا و ایران به توافقی هم برسندØŒ بدین معنا نیست که نظام سوریه میپذیرد. الان روسیه هم به شکلی قوی وارد بحران سوریه شده است. در اینجا هم اینطور نیست که روسیه در کناری بنشیند تا ایران و امریکا به توافق برسند و روسها بپذیرند. در هر دو طرف نزاع تعداد بازیگران متعدد است و به همین دلیل پیدا کردن راه حل به این سادگیها نخواهد بود.
با این فضایی که شما توصیف کردیدØŒ چرا رهبری اصولاÙ‹ مخالف مذاکره ایران و امریکا درباره سوریه هستند که اگر مشکلی هم برطرف نمیشودØŒ حداقل یک گام رو به جلو باشدØŸ با توجه به اینکه میفرمایید ممکن است روسیه هم با خروجی این مذاکرات مخالفت کندØŒ علت مخالفت رهبری با مذاکره ایران و امریکا در زمینه سوریه چیستØŸ
نگفتم روسیه مخالفت میکندØŒ بلکه گفتم روسیه با این مسØ£له که ایران و امریکا به تنهایی در این زمینه به توافق برسندØŒ مخالف است و میخواهد خودش هم دخالت داشته باشدØŒ والا روسها هم به دنبال راه حل سیاسی هستند و اگر راه حل چندجانبهای پیدا شود که روسها هم در آن نقش داشته باشندØŒ میپذیرند.
نظر رهبر معظم انقلاب در پرونده هستهای این بود و تا الان هم این است که پرونده هستهای ایران هیچ ربطی به موضوعات منطقهای ندارد و تمام مذاکرات صرفاÙ‹ باید بر موضوع هستهای متمرکز باشدØŒ چون امریکاییها میخواستند از فرصت پرونده هستهای این سوØ¡ استفاده را بکنند که بقیه پروندهها و موضوعات منطقهای مثل عراقØŒ سوریهØŒ یمن و... را بیاورند و در قالب نوعی بده بستان آنها را به سرانجام برسانند.
این فقط از طرف امریکاییها نبود. بعضی از مسئولان کشور خودمان هم گفتند از این الگوی برد- برد میشود برای مسائل منطقهای استفاده کرد. من دیدگاه امریکاییها را میگویمØŒ چون دقیقاÙ‹ نمیدانم دیدگاه مقامات ایرانی چه بوده استØŒ به خاطر اینکه رسماÙ‹ چنین چیزی اعلام نشده بود.
آقای ظریف رسماÙ‹ اعلام کرد.
تا جایی که من اطلاع دارمØŒ برد- برد را در بحث هستهای مطرح میکردندØŒ نه درباره پروندههای منطقهای. نظرشان این بود که در پرونده هستهای توافقها باید طوری صورت بگیرند که دو طرف سود ببرند. این راجع به پروندههای منطقهای نبودØŒ چون رهبر معظم انقلاب از همان ابتدا این موضوع را به عنوان خط قرمز مطرح کردند و خود امریکاییها هم گفتند درباره این موضوع بحثی مطرح نمیشودØŒ زیرا ایرانیها وارد کار نشده‌اند.
یعنی شما معتقدید نشست آقای ظریف با جان کری در حاشیه نشست وین درباره موضوع هستهای و برجام بوده استØŸ
کنفرانس وین که درباره سوریه استØ› اما صحبت های آقای ظریف پس از دیدار با جان کری بر این نکته صراحت دارد که آن دیدار مربوط به نحوه اجرای برجام بوده است.
این مسØ£له خط قرمز رهبری نبودØŸ
در کنار این بحثØŒ روسها آمده و راه حل مذاکرات سیاسی را مطرح کردهاند. علت اینکه آقای بشار اسد را به مسکو دعوت کردندØŒ همین بود. یعنی دلیل اینکه چنین ریسکی کردند که در شرایط سخت امنیتی بشار اسد را به مسکو دعوت کردندØŒ این بود که میخواهند مذاکرات راه حل سیاسی را فعال کنند و آنها بودند که این پیشنهاد را به امریکاییها دادند و امریکاییهاØŒ عربستان و ترکیه هم آمدند. عربستان در ابتدا با آمدن ایران مخالفت کرد اما در فاصله فقط یک هفته ایران به اجلاس وین دعوت شد و مخالفت عربستان با شکست روبهرو شد. بنابراین در مذاکرات وین که انجام شدØŒ بحث ابتکار عمل روسهاست که سردمدار قصه هستند تا راه حلی پیدا شود که به این راحتیها هم پیدا نخواهد شد.
به نظر شما راه حل عادلانه پایان بحران سوریه چیستØŸ یعنی چه اتفاقی باید بیفتد که این بحران چهار ساله بخوبی تمام شودØŸ
در اینجا اختلاف دیدگاهی بین سوریه و روسیه وجود دارد. روسها معتقدند به موازات عملیات نظامی باید راه حل سیاسی را هم دنبال کردØŒ اما نظام سوریه معتقد است تا زمانی که گروههای تکفیری از بین نرفتهاندØŒ نباید فرآیند سیاسی را دنبال نمود. حتی بشار اسد از مسکو که برگشتØŒ به این موضوع اشاره کرد تا زمانی که تکفیریها در سوریه هستند و این جنگ ادامه داردØŒ هیچ راه حل سیاسیای به نتیجه نمیرسد. منطق دولت سوریه هم این است که بخشی از معارضان و مخالفان که روسها مدنظرشان است که در راه حل سیاسی مشارکت کنندØŒ تØ£ثیری در میدان جنگ ندارند و حتی اگر سوریه برای یک راه حل سیاسی با آنها به توافق هم برسدØŒ باعث نمیشود مسلحان سلاحهایشان را زمین بگذارندØŒ بنابراین جنگ ادامه مییابد.
نظر نظام سوریه این است که وقتی گروهی هیچ تØ£ثیری در میدان نداردØŒ چرا باید با او مذاکره کنیمØŸ اجازه بدهید اول گروههای تکفیری را از بین ببریم و خطر آنها که از بین رفتØŒ بعد با مخالفان موجود روی یک راه حل سیاسی مذاکره میکنیم تا به توافق برسیم. روسها به چنین دیدگاهی اعتقاد ندارند و معتقدند این دو محور باید همزمان پیش برودØŒ به همین خاطر اصرار دارند مذاکرات فعال شود. وقتی سوریه به این راه حل اعتقاد نداشته باشدØŒ حتی اگر کنفرانس وین هم به نتیجه برسد- که بعید میدانم برسد- به این معنا نیست که سوریه آن را خواهد پذیرفت و همین خودش یک چالش بزرگ است و هیØ£ت ایرانی باید این را بداند که در هر نوع راه حلیØŒ باید حتماÙ‹ نظر مساعد دولت سوریه گرفته و اعمال شودØŒ وگرنه چنانچه قرار باشد عدهای در وین بنشینند و تصمیمی بگیرند و آن تصمیم عملاÙ‹ از طرف دولت سوریه رد شودØŒ آن وقت کار پیچیدهتر خواهد شد.
اشاره کردید که احتمال زیاد میدهید مذاکرات وین به نتیجه نرسد. دلیلتان چیستØŸÂ
به خاطر اینکه عربستانØŒ ترکیه و قطر به نتایجی که میخواستندØŒ نرسیدهاند. اینها در چند ماه پیش حرکتی را شروع و به مسلحان کمک بزرگی کردند و آنها موفق شدند شهرهای ادلب و جسرالشغور را بگیرند و برای شهر حماØ¡ خطر بزرگی شوند و در حال پیشروی بودند. با هماهنگیهایی که بین ایرانØŒ سوریه و روسیه انجام شدØŒ نه تنها پیشروی مخالفان متوقف شدØŒ بلکه در عملیات اخیر در جنوب و شرق حلبØŒ ارتش سوریه در حال پیشروی است و اگر اینطور باشدØŒ کل طرح عربستانØŒ ترکیه و قطر با شکست روبهرو میشود. اگر این سه دولت با چنین وضعیتی به مذاکرات وین بروندØŒ یعنی از موضع ضعف خواهند رفت و قطعاÙ‹ نمیتوانند نظرات خود را به طرف مقابل تحمیل کنند. این بدین معناست که اگر اینها هم به مذاکرات میروندØŒ برای کارشکنی است نه برای به نتیجه رسیدن. همانطور که اشاره کردمØŒ بحران سوریه بهقدری پیچیده است که با یک جلسه که چند کشور بنشینند و بحث کنندØŒ به این راحتیها به نتیجه نخواهد رسیدØŒ بخصوص اینکه عربستانØŒ ترکیه و قطر  به هر طریقی خواهان سرنگونی بشار اسد هستند که این هم غیرممکن است. تا زمانی که موضع اینها تغییر نکندØŒ هیچ راه حلی به دست نخواهد آمدØŒ چون راه حل سیاسی وقتی فایده خواهد داشت که ترکیه و اردن مرزهای خود را ببندند و نگذارند مسلحان از این مرزها عبور کنند و وارد خاک سوریه شوند. الان ترکیه چنین آمادگیای را ندارد و اردن هم که تحت فشار عربستانØŒ قطر و امریکا کاملاÙ‹ دو دوزه بازی میکند. بنابراین مطمئن هستم در یک جلسه که حتماÙ‹ به نتیجه نمیرسند ولی حتی در اینکه در کوتاه مدت هم به نتیجه برسندØŒ شک دارم.
اشاره کردید ممکن است سوریه نتیجه احتمالی مذاکرات وین را نپذیرد. مگر سوریه بدون کمک ایران و روسیه قدرت ایستادگی در برابر ائتلاف غربی را داردØŸ
در ایران باید یک مقدار دیدگاههایمان را تغییر بدهیم. اینطور نیست که دولت سوریه یک موجود دست و پا بستهای باشد که بتوانیم دیدگاههایمان را به او دیکته کنیم و به او بگوییم این کار را بکن و سوریه انجام بدهد یا حتی روسها به او بگویند فلان کار را بکن و انجام بدهد. آنها حتی اگر ضعف داشته باشند که در جبهههای نبرد ضعفهای زیادی هم دارندØŒ اما به این نحو نیست که بشود راه حلی را به آنها تحمیل کردØŒ چون معتقدند اولاÙ‹ توافق با گروههایی که تØ£ثیری در میدان ندارند هیچ فایدهای ندارد و ثانیاÙ‹ این را برای شخصیت ملی و استقلال خودشان یک توهین بزرگ میدانند که راه حلهایی به آنها ارائه شود که صد درصد با دیدگاههایشان متفاوت است و بشار اسد هم نشان داده در مواردی که حتی با جمهوری اسلامی هماهنگ هم بودهØŒ در صحنههای نبردØŒ خیلی وقتها نظرات مستشاران نظامی ما را نپذیرفته است. این نوع مسائل را خیلی نمیشود تشریح کرد ولی در مقاطع مختلف مواردی بود که مستشاران ما در میدان نظراتی میدادند و اینها نمیپذیرفتند و عکس آن را عمل میکردند. بنابراین در صحنه سیاست هم اینطور نیست که تصور کنیم برای نظام سوریه هیچ چیزی باقی نمانده و هر دستوری از ایران یا روسیه برسدØŒ به آن عمل خواهند کرد. اینطور نیست.
چهار سال گذشت و روسیه هیچ واکنشی نشان نداد. حالا چه شده که وارد این بحران شده استØŸ دستکم از آنچه که رسانهها نقل میکردندØŒ اتفاق جدیدی هم نیفتاده بود. چه شد که روسیه تمام قد و به صورت نظامی وارد این بحران شدØŸ
اولاÙ‹ اتفاق خاصی افتاده است. در اردیبهشت ماه امسال وقتی که ادلب و بعد از آن جسرالشغور سقوط کردØŒ اگر به نقشه سوریه نگاه کنیدØŒ وقتی به سهلالغاب میرسیدØŒ به منطقه ساحلی سوریه میرسید که منطقهای علوینشین است و روسها در منطقه طرطوس در این منطقه مستقر هستندØŒ یعنی خطر به بیخ گوش روسها در منطقهای که مستقر بودندØŒ رسید و اگر تحرکی نمیکردندØŒ این احتمال وجود داشت که مسلحان نفوذ کرده و آن منطقه را هم بگیرند و روسها مجبور شوند سوریه را ترک کنند. روسها پس از اینکه لیبی را از دست دادندØŒ تنها پایگاهی که در مدیترانه دارندØŒ شهر بندری طرطوس است. اگر روسها این را هم از دست بدهندØŒ دیگر در مدیترانه حضور نخواهند داشت و حضورشان به دریای سیاه محدود میشود و اگر هم بخواهند از دریای سیاه به مدیترانه بیایندØŒ باید از تنگههای بسفر و داردانل عبور کنند که تحت کنترل ترکیه هستند و این یعنی اینکه روسها در دریای سیاه محاصره خواهند شد. بنابراین اتفاقی افتاده است.
علت دیگر این بود که سردار سلیمانی در اقناع آقای پوتین برای اینکه به صورت عملیاتی وارد شوندØŒ نقش بسیار تØ£ثیرگذاری را ایفا کرد. روسها از ابتدای بحران سوریه حتی یک روز هم حمایتشان را از نظام سوریه قطع نکردند و از نظر لجستیکیØŒ مهماتØŒ قطعات یدکی و حتی در مواقعی از نظر آذوقهØŒ آرد و... خیلی کمک کردند و این کمکها حتی یک روز هم قطع نشد. اتفاقی که الان افتادهØŒ این است که روسیه به صورت عملیاتی و مستقیم وارد جنگ شده است. نقشی که سردار سلیمانی در اینجا ایفا کردØŒ این بود که درباره روسها نسبت به خطری که داعش برای آنها داردØŒ هشداردهی عمیقی انجام داد که با اطلاعاتی که از داعش به دست آمده است و با برنامههایی که برای نفوذ در روسیه دارد اجرا میکند و همچنین تعداد زیادی از شهروندان روسی و مسلمانانی که در جمهوریهای مسلمان اتحادیه روسیه هستند و از چچنØŒ داغستان و... آمده‌اند و دارند در سوریه میجنگند. همچنین شهروندانی که از جمهوریهای آسیای میانهØŒ تاجیکستانØŒ ازبکستانØŒ قرقیزستانØŒ قزاقستان و... آمدهاندØŒ برای روسیه تبدیل به خطر بزرگی شده‌اندØŒ چون اگر حتی نیمی از اینها هم کشته شوند و نیم باقیمانده به کشورهای خود برگردندØŒ براحتی میتوانند به روسیه نفوذ کرده و عملیات انتحاری و ضد امنیتی انجام بدهند. در اینجا روسها متوجه خطر داعش شده و تصمیم گرفتند بهجای اینکه منتظر بمانند که این تروریستها به روسیه برگردندØŒ در خاک سوریه با آنها بجنگند و آنها را در آنجا از بین ببرند. پوتین چند روز پیش اعلام کرد Û· هزار نفر از شهروندان روسیه به داعش در سوریه پیوستهاند. Û· هزار نفر برای یک گروه تروریستی رقم بسیار بالایی است. حتی اگر هزار نفر از اینها هم برگردندØŒ میتوانند مشکلات بزرگ امنیتی برای روسیه درست کنندØŒ بنابراین روسیه اقناع شد که بیاید و در سوریه به صورت مستقیم وارد عمل شود و بجنگد تا بتواند نقش ایفا کند. در واقع تا قبل از این قصه اولویت سیاست خارجی روسیهØŒ اوکراین بود و نیمنگاهی به سوریه داشتØŒ اما الان سوریه هم به اندازه اوکراین در سیاست خارجی روسیه قرار گرفته است و میبینیم با قدرت و حجم بیسابقهای در جنگ سوریه مشارکت میکنند.
پس روسها تا همین چند ماه پیش قصد حضور نظامی جدی در سوریه را نداشتند و سردار سلیمانی آنها را قانع کرد که وارد میدان شوند.
کاملاÙ‹ درست است.
به اوکراین اشاره کردیدØ› به نظر شما این احتمال وجود ندارد که روسها بر سر منافع ملی خود با امریکا معامله کنند و مثلاÙ‹ بگویند اوکراین را بدهید و سوریه را بگیریدØŸ
روسها اگر میخواستند بر سر سوریه معامله کنندØŒ در این Ûµ-Û´ سال این کار را کرده بودند. اگر خاطرتان باشدØŒ Û³-Û² سال قبل نظام سوریه در آستانه سقوط قرار گرفته و نیمی از شهر دمشق به دست افراد مسلح افتاده بود و مسلحان تا پای دیوارهای قصر ریاست جمهوری سوریه هم پیش رفته بودند. اگر روسها واقعاÙ‹ به دنبال معامله بودندØŒ در آن صحنه میگفتند حالا که نظام سوریه در مرحله سقوط استØŒ ما هم برویم و سهم خودمان را بگیریم و معاملهای کنیمØŒ ولی این کار را نکردندØŒ چون اگر روسها سوریه را از دست بدهندØŒ اوکراین هم به دردشان نمیخورد. اوکراین در دریای سیاه ساحل داردØŒ نه در دریای مدیترانه. اوکراین نمیتواند نقش سوریه را ایفا کند. بنابراین چنین احتمالی وجود نداردØŒ ولی عملیات روانی فوقالعاده سنگینی از طرف جهان غرب و ارتجاع عرب آغاز شده است که دارند بشدت این شبهات را وارد میکنند که روسها میخواهند معامله کنندØŒ اما روسها یک تصمیم استراتژیک گرفتهاند و میخواهند به هر قیمتی که شده استØŒ سوریه را به خاطر منافع خودشان حفظ کنند و منافعشان اقتضا میکند که در دریای مدیترانه حضور داشته باشندØŒ بنابراین چنین احتمالی بسیار بعید است.
جناب دکترØ› آیا اولاÙ‹ ائتلاف چهارگانه ایرانØŒ روسیهØŒ عراق و سوریه تشکیل شده است یا قصد تشکیل آن وجود داردØŸ ثانیاÙ‹ به نظر شما اصلاÙ‹ چنین ائتلافی ممکن استØŸ یعنی آیا روسیه صرفاÙ‹ برای حفظ منافع ملی خودش این کار را میکند یا او هم بخشی از پازل جبهه مقاومتی است که ایران تعریف کرده استØŸ
هنوز چیزی به نام ائتلاف شکل نگرفته است. نباید اشتباه کنیم. یک همکاری مشترک بین این چهار کشور و حزبالله شروع شده و در واقع همکاری مشترک Û±+Û´ صورت گرفته است. یعنی روسیهØŒ ایرانØŒ عراقØŒ سوریه و حزبالله. ما باید همیشه نقش حزبالله را در این ذکر کنیمØŒ چون نقش اساسی و تعیینکنندهای دارد. این همکاری Û±+Û´ در مقابل یک «تهدید مشترک» و برای یک «هدف مشترک» است. تهدید مشترکØŒ گروههای تکفیری هستند.
گروههای تکفیری یا امریکاØŸ
از دید روسیه که به آن دلیل به این مجموعه اضافه شده استØŒ تهدید مشترک در سوریه و عراقØŒ گروههای تکفیری هستند. الان در این منطقهØŒ روسیه امریکا را تهدید نمیداندØŒ به همین دلیل با آن مذاکره میکند و رابطه دارد. درست است با امریکا اختلاف نظر و رقابت داردØŒ ولی امریکا را تهدیدی برای خود در این منطقه نمیداند.
پس تحلیلهایی را که میگفتند بعد از اوکراینØŒ جنگ سرد جدیدی شروع میشودØŒ شما قبول نداریدØŸ
بعد از بحران اوکراین عملاÙ‹ جنگ سرد شروع شده و امریکاییها به روش جنگ نرم با روسیه مبارزه و سعی میکنند همان کارهایی را که در ایران انجام دادندØŒ از جمله انقلابهای مخملی را راه بیندازند. این موضوع فرق میکند با یک عملیات نظامی که روسیه بخواهد وارد یک ائتلاف شده یا در همکاریهای مشترک شرکت کند. از دید روسها این همکاری نظامی به علت یک «تهدید مشترک» یعنی گروههای تکفیریها است. برای همین در حین جنگ علیه تکفیریهاØŒ با امریکاییها هم مذاکره میکنند. لاوروف با جان کری ملاقات میکندØŒ به کنفرانس وین میروندØŒ دعوت میکنند و بیا و برو دارند. بنابراین در موضوع پیدا کردن یک راه حل سیاسی برای بحران سوریهØŒ امریکا را دشمن نمیدانند.
پس نگاهشان به سوریه با ایران کاملاÙ‹ متفاوت است.
کاملاÙ‹ نه ولی نگاه‌های مختلفی داریم.
رهبری گفته‌اند تکفیریها دشمن درجه دو هستند و دشمن اصلی ما امریکاست.
ما تکفیریها را تهدید میدانیمØŒ منتهی میگوییم تهدیدی است که امریکاییها از آنها حمایت میکنندØŒ ولی روسها میگویند اینها خودشان تهدیدند. به همین دلیل گفتم همکاری است و نه ائتلاف.
روی یک محور به اشتراک رسیده‌ایم.
یک «همکاری مشترک» برای مقابله با یک «تهدید مشترک» است. حالا ما این تهدید را یک جور میبینیم و روسها جور دیگری میبینند ولی هر دوØŒ آن را تهدید میبینیم. یک همکاری مشترک است و به همین دلیل وقتی نیروهای روسیه به سوریه آمدندØŒ با اسرائیلیها مذاکره کردند که به تفاهم برسند تا هواپیماهایشان با هم درگیر نشوند. از دید ما چنین چیزی اصلاÙ‹ قابل قبول نیستØŒ ولی روسها با اسرائیل رابطه دیپلماتیک داشته و سفارت دارند. بنابراین یک تهدید مشترک (تکفیریها) و یک هدف مشترک (حفظ نظام سوریه) وجود داردØŒ اما در بقیه زمینهها الزاماÙ‹ دیدگاههای Û±+Û´ یکسان نیستØŒ بنابراین نباید از واژه ائتلاف یا اتحاد که مفاهیم بسیار گستردهتری داردØŒ استفاده کرد.
در حقیقت اتحاد استراتژیک ما در قبال سوریه صرفاÙ‹ با حزب‌الله است.
مسلم است. ما حتی با خود دولت سوریه هم در بعضی مسائل اختلاف دیدگاه داریم. این ما هستیم که میگوییم اسرائیل در تشکیل و تقویت گروههای تکفیری نقش دارد اما خود سوریه خیلی این حرفها را نمیزند. سوریه معتقد است خطر بزرگØŒ اخوانالمسلمین است. آن گروهی که دیدگاههایش صد درصد منطبق بر دیدگاههای ماستØŒ حزبالله است. حتی دیدگاه دولت فعلی عراق هم با ما متفاوت است و الان دارد از دید خودش در بحث داعش با امریکا همکاری میکند. بنابراین ائتلافی شکل نگرفته و فقط باید نام آن را همکاری Û±+Û´ گذاشت.
چرا ائتلاف غربی در مبارزه با داعش موفق نبودØŸ اصلاÙ‹ قصد و نیت مبارزه با داعش را داشت یا خیر و اگر داشتØŒ چرا موفق نبودØŸ
در واقع نیت آنها این بود که داعش را تا آن حد تضعیف کنند که قدرت حمله به غرب را نداشته باشد اما بهقدری هم تضعیف نکنند که خطری برای ایران نباشد. یعنی میخواستند آن را بهگونهای حفظ کنند که برای ایران و محور مقاومت تبدیل به یک معضل بزرگ شود اما در همین حد باقی بماند. بنابراین طوری به آن حمله میکردند که از بین نرود. در حملههایی که این ائتلاف در یک سال اخیر به داعش کردهØŒ کاملاÙ‹ مشخص است که امریکاییها در دو حالت حمله اساسی به داعش میکردندØ› یکی موقعی که داعش متعرض مناطق کردنشین عراق یا سوریه میشد. در آنجا میدیدیم امریکاییها به صورت مؤثر دارد عمل شده و آنها را بمباران می کردند. در حالت دوم وقتی بود که امریکاییها به سراغ افرادی در داعش میرفتند که برای حمله به غرب در حال طراحی و اجرا بودند و امریکاییها آنها را میزدند. در یک مورد عملیات ویژهای را در عمق خاک سوریه انجام دادند و یکی از چهرههای نه چندان معروف داعش را در یک نقطه دور افتاده سوریه پیدا کرده و کشتند و زنش را هم اسیر کردند. در این دو حالت ائتلاف غربی خیلی جدی عمل کرد.
اما موقعی که بحث مقابله داعش با ایران یا عراق یا سوریه بودØŒ امریکاییها بسیار نمایشی عمل میکردندØŒ یعنی حتی در بسیاری از موارد ستونهای نظامی داعش در جادههای عراق تردد میکردند و هواپیماها ی نظامی امریکا براحتی آنها را میدیدند اما دستور حمله به خلبانها را نمیدادند و خلبانها بدون اینکه حمله کنندØŒ برمیگشتند یا مثلاÙ‹ در مواردی مشاهده کردیم از هوا سلاح و آذوقه به زمین ریختند که به دست داعش رسید و بارها به اینها کمک کردند. امریکاییها میخواهند داعش را به آن اندازه تضعیف کنند که قدرت حمله به غرب را نداشته باشد و نتواند عملیات انتحاری و امنیتی را در اروپا یا امریکا انجام بدهد اما از آن طرف میخواهند داعش را نگه دارند تا معضلی برای محور مقاومت باشد و فتنه شیعه و سنی را به وجود بیاورند.
میخواهند مثل القاعده نشود که آنقدر بزرگ شد که به خودشان ضربه زد.
همینطور استØŒ چون تجربه القاعده و Û±Û± سپتامبر را دارند. همینطور حوادث فرانسه نشان داد داعش گسترش فراوانی پیدا کرده است. حتی در دوی ماراتون بوستون انفجار صورت گرفت و این نمونهها باعث شده است امریکاییها و غرب نسبت به این خطر بسیار حساس شوند و فقط افرادی را در داعش میزنند که میدانند اینها دارند برای حمله به غرب طراحی میکنند.
بعضی از کارشناسان معتقدند داعش دست ساخت ترکیه و عربستان است و امریکا در شکلگیری داعش نقشی نداشته است. شما هم چنین نظری داریدØŸ
امریکاییها و جهان غرب ایجاد داعش را تسهیل کردند. داعشی ها از دل القاعده بیرون آمده و چون روش بنلادن و ایمن الظواهری را قبول نداشتند و آن شیوه را به اندازه کافی خشن نمیدانستندØŒ گروه بسیار خشنترØŒ وحشیتر و تکفیریتری به نام داعش را درست کردند. نقش امریکاییها این بود که این فرآیند را تسهیل کردندØŒ یعنی کاری کردند که داعش زودتر و راحتتر به وجود بیاید زیرا دیدند گروهی بشدت ضد شیعه استØŒ در حالی که القاعده گرایش ضد شیعی بارزی نداشت. تا وقتی القاعده محور بودØŒ ما شاهد فتنه شیعه و سنی نبودیم اما داعش که به وجود آمدØŒ شاهد اتفاقات بسیار ناگواری بودیم. از انفجار حرم امامین عسکریین(ع) در سامرا شروع شد و کار به کشتار شیعیان در عراقØŒ سوریهØŒ بحرینØŒ لبنانØŒ داخل عربستان و الان در یمن کشیده شده است. این وضعیت بسیار مطلوبی برای امریکا و اسرائیل استØŒ بنابراین نقش امریکاییها این بود که این فرآیند را تسهیل کردندØŒ اطلاعات در اختیار داعش گذاشتند و حتی سلاح و آذوقه از آسمان برای اینها فرستادند.
برخیها میگویند امریکا داشت اوضاع منطقه را نظاره میکرد و وقتی ترکیه و عربستان داعش را ایجاد کردندØŒ آمد و صحبت از تروریسم خوب و بد و تشویق تروریسم خوب کرد.
دو دیدگاه افراطی در این زمینه وجود داردØ› یک عده میگویند امریکاییها از صفر تا صد داعش را درست کردهاند که دیدگاه درستی نیست. یک دیدگاه هم درست خلاف آن است و میگوید امریکا هیچ نقشی نداشته است که این هم درست نیست. اشاره کردمØŒ تسهیل کردند. یعنی در جاهایی میدانستند افرادی هستند که گرایشهای شدید ضد شیعی دارند. اینها در عراق در زندانهای امریکا و انگلیس بودند. اینها را آزاد کردند که بیرون بیایند و این گروهها را درست کنند ولی نقش اساسی در ایجادØŒ شکلگیری و رشد اینها را ترکیهØŒ قطر و عربستان ایفا کردند.
این جمله معروف که «حکومت سوریه باشد اما بشار اسد برود» یعنی چهØŸ علت تØ£کید روی شخص بشار اسد که میگویند هر کسی باشدØŒ حتی از طرف حاکمیت خود سوریه اما بشار اسد نباشدØŒ چیستØŸ
امریکاییها در عراق تجربه بسیار ناموفقی داشتند. موقعی که پل برمر حاکم عراق شدØŒ در فرمانی هم ارتش عراق و هم دستگاه امنیتی این کشور و حزب بعث را منحل کرد. الان یک عده از تحلیلگران غربی معتقدند این تصمیم امریکا اشتباه بوده است زیرا ارتش عراق برای خودش قدرتی بود و وقتی رسماÙ‹ منحل شدØŒ عناصر این ارتش به مخالفان نظام جدید عراق پیوستند. یک عده در خود امریکا از پل برمر انتقاد میکنند که باید ارتش و اصل حزب بعث را حفظ میکرد و فقط باید صدام و تعدادی از چهرههای اصلی حزب بعث را از بین میبرد. چون این اتفاق در عراق نیفتادØŒ الان این انتقاد هست که این اشتباه استراتژیک نباید در سوریه تکرار شود. میگویند ارتش سوریه باید حفظ شود. حتی میگویند ترکیب اصلی حزب بعث سوریه باید حفظ شودØŒ چون یک نیروی تØ£ثیرگذار است و آلترناتیو و جایگزین ندارد ولی میگویند بشار اسد و تعدادی از چهرههای اصلی نظام باید کنار بروند و بقیه نظام باقی بماندØŒ وگرنه چنانچه همه نظام با هم از بین برودØŒ داعش میآید و حاکم سوریه میشود و هرج و مرجی بسیار بدتر از عراق پیش میآید. امریکاییها به این خاطر این بحث را مطرح میکنند که بشار اسد برودØŒ اما دولت یا نظام باقی بماند.
چرا ایران و روسیه تØ£کید میکنند بشار اسد باید حتماÙ‹ بماندØŸ
ما همواره گفتهایم تکلیف این موضوع را که رئیسجمهوری سوریه چه کسی باید باشدØŒ خود مردم سوریه هستند که تعیین میکنند. اینکه دولتهای خارجی بیایند و بگویند چه کسی رئیسجمهوری باشد چه کسی نباشدØŒ مربوط به دوران استعمار است. خود اینØŒ یک نوع توهین به ملت سوریه است.
با توجه به شناختی که از نظام سوریه داریمØŒ میدانیم اگر بشار اسد برودØŒ کل نظام سوریه با او خواهد رفت. وضعیت الان در سوریه به شکلی است که چهره ایشان و بخصوص شجاعتی که در این بحران طولانی نشان دادØŒ مثالزدنی است که در بدترین شرایط در صحنه ماند و میدان را ترک نکرد. این باعث شد قوام نظام سوریه به شخص ایشان باشد و اگر ایشان برودØŒ اصلاÙ‹ نظام سوریه باقی نخواهد ماند که صحبت از ارتش یا حزب بعث آن بکنیم. نظام هم که برودØŒ داعش خواهد آمد. روسها تجربه تلخی در اوکراین دارند. رئیسجمهوری اوکراین همپیمان روسیه بودØŒ اما به محض اینکه در کشورش تظاهرات و تحصن و اعتصاب شدØŒ فرار کرد و به روسیه رفت و معضلی که شاهدش بودیم درست شد که کار به دخالت مستقیم روسیه کشید اما همین روسها میبینند بشار اسد در بدترین شرایط در صحنه باقی مانده و واقعاÙ‹ از خودش شجاعت نشان داده است. چرا چنین فردی که تا این حد قدرت رهبری از خود نشان میدهدØŒ باید کنار برودØŸ امریکاییها چون میخواهند در جنگ سوریه ادعای پیروزی کنندØŒ میگویند بشار اسد باید برود که بتوانند ادعا کنند بعد از پنج سال موفق شدهاند بشار را برکنار کنند. نباید چنین امتیازی به آنها داده شود که پیروز از صحنه بیرون بروند.
بعضیها در داخل میگویند ایران نباید روی شخص بشار اسد اصرار کند. مثالی هم که میزنند این است که ایران در عراق روی نوری مالکی تØ£کید داشت اما نوری مالکی رفت و عبادی آمد و اتفاق خاصی هم نیفتاد. همین مثال را برای سوریه میزنند و میگویند بشار اسد هم برود و کس دیگری بیایدØŒ خللی به منافع ملی ایران وارد نمیشود.
موضع رسمی جمهوری اسلامی همواره این بوده است که تکلیف رئیسجمهوری سوریه باید در یک انتخابات آزاد توسط ملت سوریه تعیین شود. این ملت سوریه هستند که باید تصمیم بگیرند چه کسی رئیسجمهوریشان باشد. موضع رسمی ایران همواره این بوده و تکرار هم کرده و موضع منطقی و منطبق با حقوق بینالملل استØŒ بنابراین این موضع کلی ماست.
اما اینکه ما چرا از شخص بشار اسد حمایت میکنیمØŒ به این دلیل است که میبینیم کل توطئهای که علیه او طراحی شدهØŒ به خاطر نقشی است که در حمایت از ایران و حزبالله ایفا کرده استØŒ بنابراین برای قدردانی از نقش تاریخی که سوریه ایفا کرده و نقش تاریخی خود بشار اسد در حمایت از مقاومتØŒ ما هم مقابله به مثل و از ایشان حمایت میکنیم. مضافاÙ‹ بر اینکه در چنین شرایطی که گروههای تکفیری اینقدر در سوریه قدرت دارندØŒ صحبت از رفتن بشار اسد کردنØŒ یعنی سوریه قطعاÙ‹ به دست گروههای تکفیری میافتد. کسانی که در ایران چنین حرفی را میزنندØŒ ظاهراÙ‹ با واقعیتهای میدانی چندان آشنا نیستند و نمیدانند گفتن اینکه بشار اسد برود خیلی راحت استØŒ ولی نتایج آن برای کل منطقه فوقالعاده مصیبتبار خواهد بود.
آیا ایران رسماÙ‹ وارد جنگ سوریه شده استØŸ
از ابتدا در بحران سوریه نقش ما نقش مستشاری بودهØŒ اما در مرحله فعلی این نقش مستشاری هم از نظر سطح و هم از نظر حجم افزایش زیادی پیدا کرده است.
این مستشاری یعنی چهØŸ
جنگی که در سوریه جریان داردØŒ جنگی کلاسیک بین دو ارتش دولتی نیست بلکه در واقع ترکیبی از یک جنگ چریکی و یک جنگ شهری است. ارتش سوریه هم مثل ارتشهای کلاسیک دنیا آموزش مربوط به جنگهای چریکی و شهری را ندیده بود و در این نوع جنگ تجربه نداشت. زمانی که این جنگ شروع شدØŒ ارتش سوریه واقعاÙ‹ با روشهای اشتباهی با گروههای مسلح مبارزه میکرد. یعنی اینها را به عنوان یک ارتش کلاسیک فرض میکرد و با همان تاکتیکهای جنگ کلاسیک با اینها میجنگید و به همین دلیل مرتباÙ‹ مناطق مختلفی را از دست میداد. نقشی که مستشاران ایرانی ایفا کردندØŒ این بود که تجربه ایران در جنگهای چریکی و شهری را به ارتش سوریه منتقل کردند. هم در زمینه آموزش و هم در زمینه سلاح و تاکتیک. ما در غرب کشورمان با گروههای ضد انقلاب درگیر جنگهای چریکی بسیار طولانی و گسترده بودیم. سپاه در این جنگها تجربیات بسیار ارزشمندی پیدا کرده و این تجربیات را به ارتش سوریه منتقل نموده که بسیار تØ£ثیرگذار بوده است.
در تجربه دومی که مستشاری ایران نقش داشتØŒ بحث ورود نیروهای مردمی به کارزار و نبرد بود. ارتش سوریه مثل هر ارتش کلاسیکی نمیتوانست مفهوم نیروهای مردمی را درک کند و فکر میکرد فقط با ارتش کلاسیک و حرفهای موفق خواهد شد این گروهها را از بین ببرد. حتی در یک سال اول این بحران نظرات کارشناسان ما را هم نمیپذیرفتند و قبول نداشتند و فکر میکردند با ارتش از پس اینها برمیآیند اما با اصرار مستشاران ما و با انتقال تجربههاØŒ در نهایت پذیرفتند که نیروهای مردمی را در کنار ارتش کلاسیک به کار بگیرند.
مستشاری یعنی آموزشØŒ انتقال تجربهØŒ آموزش سلاحهای جدیدØŒ آموزش تاکتیک صحیح و مسائلی از این دستØŒ اما اینکه این در طول زمان چه تغییری کرده بحث دیگری است. الان داریم در سه سطح مستشاری به دولت سوریه مشورت میدهیم. یکی در سطح راهبردی و استراتژیک است که شخص سردار سلیمانی این نقش را ایفا میکنند و در تماسها و دیدارهایی که با بشار اسد داردØŒ نظرات راهبردی و استراتژیکی و کاربردی را در تصمیمگیریهایی که ایشان نیاز داردØŒ ارائه میدهند. این نقش مستشاری راهبردی است.
سطح دوم مستشاری ما «تاکتیکی» یا به تعبیر دیگریØŒ «ستادی» استØŒ یعنی مستشاران ما در سطح ستاد ارتش سوریهØŒ ستاد نیروی زمینی سوریه و مراکز کلیدی نیروهای مسلح سوریه حضور مییابند و در تماس مستقیم با افسران عالیرتبه سوریه به آنها کمک کرده و نظرات مستشاری ارائه داده و به آنها یاری میدهند که مسائل را بهتر اداره کنند.
سطح سومی که به تازگی اضافه شده و گسترش یافته «مستشاری عملیاتی» استØŒ به این معنا که مستشاران ما در سطح لشکرها و تیپهای سوریه حضور پیدا کردهاند و در صحنه عملیاتی به فرماندههان لشکرها و تیپ ها کمک مستشاری داده و چون خودشان هم در صحنه عملیات هستندØŒ در معرض مجروح شدن و شهادت قرار دارند. به همین خاطر تعداد شهدای ما نسبت به سابق افزایش پیدا کرده است. علتش این است که ما سطح جدیدی به نام «مستشاری عملیاتی» را به کار مستشاریمان در سوریه اضافه کردهایم.
آیا این نشانه پیشروی و امید به پیروزی است یا اوضاع خراب شده است و مجبوریم این مستشاری را اضافه کنیمØŸ
خیرØŒ نشانه این است که یک عملیات بزرگØŒ طراحی شده و اجرا میشود. همین عملیاتی که در جنوب حلب انجام میشود و بهقدری بزرگ است که نیاز به مستشاری عملیاتی داشته است. الان این عملیات در حال پیشروی است و مناطق زیادی آزاد شدهاند. بنابراین این نشانه پیشروی است.
پس ایران اعزام نیرو به سوریه نداشته استØŸ
اینهایی که شهید میشوند نیرو هستندØŒ ولی به این معنا که لشکر و تیپ برده باشیم خیر. این ارتش سوریه است که باید کشور خود را آزاد کند و ما باید کمک کنیم ارتش سوریه این کار را انجام بدهدØŒ هر قدر هم نیرو بفرستیمØŒ سوریه کشور وسیعی است و نمیتوانیم یک لشکر ببریم و تمام سوریه را آزاد کنیم. چنین کاری غیر ممکن است. ارتش سوریه هست و باید به آن کمک کرد.
آیا از تعداد شهدای ایران آماری وجود داردØŸ
من آماری ندارم اما قطعاÙ‹ مسئولان کشورمان دارند.
از حزب‌الله و فاطمیون آمار دقیقی در دست نیستØŸ
قطعاÙ‹ حزبالله آمار دقیق خودش را دارد و شهدایش را در مراسم بسیار محترمانهای تشییع میکند و اگر کسی بخواهد در لبنان آمار جمع کندØŒ میتواند خیلی راحت این کار را انجام بدهدØŒ چون تمام شهدا علناÙ‹ تشییع میشوند. در ایران هم اخبار تمام کسانی که به عنوان مدافعان حرم تشییع میشوند در رسانه‌ها میآید و اگر کسی بخواهد اینها را جمع بزندØŒ میتواند آمار دقیق را به دست بیاورد. در مورد فاطمیون هم همینطور. بنابراین چیز مخفیای وجود نداردØŒ اما آمار رسمی اعلام نشده است.
بازتاب حقوقی و سیاسی اینکه در لبنان یک حزب (حزبالله) بیاید و در یک جنگ منطقهای شرکت کندØŒ چیستØŸ
همه اینها با درخواست رسمی دولت سوریه انجام شده استØŒ بنابراین تمام اینها جنبه قانونی دارد. دولت سوریه هنوز از طرف جامعه بینالملل (به غیر از سه کشور عربستانØŒ قطر و ترکیه) به عنوان دولت قانونی سوریه به رسمیت شناخته میشودØŒ حتی امریکا هم بشار اسد را رئیسجمهوری قانونی سوریه میداند و قبول دارد. میگویند باید کنار برودØŒ ولی فعلاÙ‹ قبول دارند رئیسجمهوری سوریه است. بنابراین دولت قانونی سوریه از حزبالله و ایران خواسته است بیایند و به او کمک کنند. این حضور یک حضور قانونی است و هیچ مشکلی ندارد.
به نظر شما چشمانداز این بحران چیست و در نهایت چه اتفاقی میافتدØŸ
تا زمانی که مرزهای ترکیه و اردن باز هستند و افراد مسلح و تکفیریها در حجم زیاد وارد سوریه میشوندØŒ این بحران به این زودیها خاتمه نخواهد یافت مگر اینکه در یک راه حل سیاسیØŒ ترکیه و اردن مجبور شوند مرزهای خود را ببندند و عربستان و قطر هم تحت فشار قرار بگیرند که حمایتهای خود را قطع کنند. اگر چنین حالتی اتفاق بیفتدØŒ آن وقت عناصر تکفیری موجود در سوریه را میشود در یک فاصله زمانی مشخصی از بین برد اما تا آن موقع هنوز فاصله داریمØŒ چون متØ£سفانه این دولتها هیچ راه حل سیاسی را نمیپذیرند.
چقدر احتمال می‌دهید در کوتاه مدت بشود به این راه حل سیاسی رسیدØŸ
با توجه به روحیه هیØ£ت حاکمه عربستان که دچار حالت جنون شده و محمدبن سلمان که همه کاره این کشور شده و جوانی ناپخته و جاهطلب استØŒ در عربستان آمادگی برای پذیرش یک راه حل سیاسی را نمیبینیم. در ترکها تغییراتی ایجاد شده استØŒ هر چند هنوز اساسی نیست. اخیراÙ‹ ترکها گفته بودند ما تا Û¶ ماه میپذیریم بشار اسد در یک دولت انتقالی رئیسجمهوری باقی بماند. قطریها هنوز سکوت کردهاند. به نظرم میآید ما هنوز با راه حل سیاسی فاصله داریم.
یعنی در کوتاه مدت احتمال حل بحران سوریه را نمیدهیدØŸ
نهØŒ در کوتاه مدت خیلی بعید است.
منیع : رجانیوز
💬 دیدگاهها (0 دیدگاه)
📝 ثبت دیدگاه جدید
✅ بدون نیاز به کد امنیتی
✅ دیدگاه شما پس از تایید مدیر نمایش داده میشود.