✍️ نویسنده: 4

نودیها: سید مسعود شجاعی طباطبایی از آن دست هنرمندانی است که نیاز چندانی به معرفی ندارد. وی قریب سه دهه و نیم است که به صورت حرفه‌ای کار کاریکاتور انجام می‌دهد و در این عرصه موفقیت‌های زیادی کسب کرده است.

گفت‌وگوی رمز عبور را با این هنرمند انقلابی درباره جناح فرهنگی مؤمن و مسائل پیرامون آن از نظر می‌گذرانید:

***

در ابتدا مختصری از خودتان و نحوه ورودتان به حوزه کاریکاتور بفرمایید تا علاقه‌مندان به این حوزه که در جناح فرهنگی مؤمن قرار دارندØŒ تصویری از نحوه آغاز به کار داشته باشند.

بسم الله الرحمن الرحیم. شروع جنگ تحمیلی زمینه‌ای شد که وارد حوزه کاریکاتور شوم و کارم را در کاریکاتور با موضوع جنگ شروع کردم. آغاز این کار از سال‌های Û¶Û°ØŒ Û¶Û± بود که دیوارنگاره‌هایی را اطراف فرودگاه تهران کار کردم.

چند سال‌تان بودØŸ

Û±Û¸ ساله بودم.

خودجوش بودØŸ

بلهØŒ منتها با همراهیØŒ همدلی و همفکری دوستان خوبم در پایگاه مرصاد آغاز شد. در یک سالØŒ یک سال و خرده‌ای دو نقاشی دیواری بزرگ کار کردم. موضوعش جنگ و حامیان صدام بود که بخشی‌اش به اسرائیل و رژیم صهیونیستی و قسمتی‌اش به امریکاØŒ شوروی و امثال اینها برمی‌گشت. بیشتر موضوعش مربوط به جنگ و هدفم این بود که حقایق مربوط به جنگ را به زبان تصویری کاریکاتور که خود به خود چاشنی طنز و ملاحت داردØŒ دربیاورم. اتفاقاÙ‹ در این مقطع خیلی زود مورد توجه قرار گرفت.

چراØŸ

چون هم مردم از این مسیر می‌آمدند و وارد شهر تهران می‌شدند و این کارها را می‌دیدند و هم هر کسی از خارج از کشور می‌آمدØŒ به فرودگاه مهرآباد می‌آمد و لاجرم مجبور می‌شد از کنار این دیوارنگاره‌ها رد شودØŒ بنابراین بازخورد خوبی در رسانه‌های خارجی پیدا کرد. تایمزØŒ نیوزویک و جاهایی از این قبیل انعکاس دادند.

چطور متوجه این بازخوردها شدیدØŒ مخصوصاÙ‹ که آن زمان امکانات ارتباطی مثل اینترنت و... هم نبودØŸ

بلافاصله بعد از شروع این کار حدود سال Û±Û³Û¶Û° آقای فتح‌الله جوادی که مدیرمسئول اطلاعات هفتگی بودØŒ از من دعوت کرد که بروم و در این مجله کار کنم و به یک جوان تازه‌کار اعتماد کرد و صفحه‌ای با عنوان دیدگاه به من داد که در آن کاریکاتورهای سیاسی و اجتماعی کار کنم. در آنجا بود که از طریق آرشیو روزنامه اطلاعات که به‌طور مرتب روزنامه‌ها و مجلات خارجی می‌آمدØŒ در جریان بازخورد کارهایم قرار گرفتم. یکی از مهم‌ترین این نشریاتØŒ نشریه فیگارو بود که هشت صفحه رنگی را به این موضوع اختصاص داده و تیتر تندی را انتخاب کرده بودØŒ چون کاریکاتوری از میترانØŒ به عنوان یکی از حامیان صدام را کار کرده بودم و آنها تیتر زده بودند: «میکل‌آنژی که برای هزاران مرده کاریکاتور می‌کشد.» منظورشان از مرده‌هاØŒ شهدا بودند و میکل‌آنژ هم که نقاش دیواری بود. متوجه شدم کاریکاتور تا چه حد تØ£ثیرگذار است که آنها هشت صفحه رنگی را به آن اختصاص داده‌اند.

فعالیت حرفه‌ای‌ام با کاریکاتور شروع شد. از اتفاقات اصلی که می‌توانم اسم ببرمØŒ ورودم به دانشکده هنرهای زیبا در سال Û±Û³Û¶Û² و شکل‌گیری نخستین گروه کاریکاتور بچه‌های انقلاب بعد از انقلاب در دانشکده هنرهای زیبا به عنوان «گروه کاکتوس» بودØ› کاکتوس از این جهت که یک گیاه دارویی تلخØŒ اما شفادهنده است. آقای مجید رزازی که از دوستان خوب ما در رشته ادبیات بودØŒ این عنوان را انتخاب کرد که برگرفته از مناجات‌نامه خواجه عبدالله انصاری بود. بنابراین گروهی سه نفره متشکل از منØŒ آقای محمدحسین نیرومند و آقای دکتر اصغر کفشچیان‌مقدم شروع‌کننده اتفاقی بودیم که بعد بر تعدادمان افزوده شد. این گروه ابتدا در جهاد دانشگاهی دانشگاه تهران برنامه‌هایش را اجرا و نمایشگاه‌هایش را برپا می‌کرد. البته در ابتدا کارهایمان را در پنل‌های دانشکده نصب می‌کردیم. بعد جهاد دانشگاهی دعوت کرد. پس از آنکه تعداد زیاد شدØŒ در تالار مولوی هم نمایشگاه گذاشتیم. آقای نیرومند و آقای کفشچیان مشهدی بودند و در دانشگاه فردوسی مشهد هم نمایشگاه گذاشتیم که خیلی استقبال خوبی شد.

بعد تعداد اعضای گروه کاکتوس زیاد شد و آقای حبیب‌الله صادقی از هنرمندان حوزه از ما در سال ۱۳۶۵، Û±Û³Û¶Û¶ دعوت کرد و به حوزه هنری رفتیم و گروه در آنجا به فعالیت خود ادامه داده و توانستیم کتاب چاپ کنیم.

بنابراین نخستین گروه سازمان‌یافته کاریکاتور بعد از انقلاب به این شکل تشکیل و نخستین کتاب هم چاپ شد. در سال Û±Û³Û·Û° هم نخستین نشریه تخصصی کاریکاتور هم توسط همین بچه‌ها تØ£سیس و آقای نیرومند سردبیر آن شد و بنده هم به عنوان رئیس شورای طراحان و نویسندگان بودم و کار را دنبال کردیم و در سال Û±Û³Û·Û± اولین شماره‌ آن منتشر شد.

چه نشریهØŸ

«کیهان کاریکاتور». این نشریه تخصصی برای هنرمندان و علاقمندانی بود که داشتند کاریکاتور را یاد می‌گرفتند. در سال Û±Û³Û·Û² آقای علی وزیریان از من و آقای نیرومند دعوت کرد پیش آقای محمد صحفی برویم که رئیس وقت موزه هنرهای معاصر بود و پیشنهاد برپایی یک نمایشگاه کاریکاتور را بدهیم. آقای صحفی خیلی مصر بود نمایشگاه به شکل ملی برگزار شودØŒ ولی با یک سال تجربه‌ای که در زمینه انتشار نشریه تخصصی کیهان کاریکاتور داشتیمØŒ با قدرت اعلام کردیم می‌توانیم این نمایشگاه را در سطح بین‌المللی برگزار کنیم و ایشان هم به ما اعتماد کرد و دوره اول را به شکل بین‌المللی برگزار کردیم و استقبال هم بد نبود و Û³Û¹ کشور شرکت کردند که آن موقع با نبود امکاناتی مثل اینترنتØŒ کار مهمی بود.

چطوری این کار را کردیدØŸ شناخت کاریکاتوریست‌های بین‌المللی یا دعوت از آنها چطور انجام شدØŸ

از طریق بروشورØŒ فراخوان و پست. اطلاعات را هم از طریق فستیوال‌هایی که می‌شناختیمØŒ گرفتیم. با نامه‌نگاری‌های مرتب و ارسال نشریه و کتابØŒ اعتمادشان را جلب کردیم و نام و آدرس هنرمندان را دادند و ما هم بروشورها را برایشان فرستادیم. چند نفر از کاریکاتوریست‌های خارجی را هم دعوت کردیم و به ایران آمدند و نخستین رسانه کاریکاتور شکل گرفت. در حال حاضر هم یکی از مهم‌ترین رسانه‌های کاریکاتور در دنیا به شمار می‌رود. سالی ÛµÛ° جشنواره و مسابقه بین‌المللی داریم که جزو سه نمایشگاه برتر هستند. هم از نظر سابقه و هم از جهت تعداد هنرمندانی که از کشورهای مختلف شرکت می‌کنند. در نمایشگاه دهم Û·Û¹ کشور شرکت کردند.

خانه کاریکاتور کی تØ£سیس شدØŸ

در سال Û±Û³Û·Ûµ خانه کاریکاتور را تØ£سیس کردیم و بنده به عنوان مدیر مشغول به کار شدم. در سال Û²Û°Û°Û° اولین سایت تخصصی کاریکاتور در ایران را تحت عنوان «ایران کارتون» شکل دادیمØŒ چون علاقه‌مند بودیم هنرمندان‌مان را در سطح دنیا معرفی کنیم. چند سال بعد فارسی‌اش اضافه شد. بعد از اینکه سایت تØ£سیس شد و توانستیم در فضای مجازی هم قدم بگذاریمØŒ شرایطی مهیا شد که بتوانیم مسابقات بین‌المللی به صورت اینترنتی و در فضای مجازی را هم تدارک ببینیم و عنوان نخستین مسابقه فضای مجازی بین‌المللیØŒ «فلسطین خانه ندارد» بود. بازخورد آن هم خیلی خوب بود و در همان زمان یکسری کارهای ارزشی انقلابی را شروع کردیم. البته ناگفته نماند با کیهان کاریکاتور هم نخستین نمایشگاه بین‌المللی را قبل از نمایشگاه دوسالانه با موضوع سلمان رشدی که حکم حضرت امام بودØŒ برگزار کرده بودیمØŒ منتهی تعداد شرکت‌کنندگان کمتر و موضوع سیاسی بود و شرایط خاص خودش را داشت. اینترنت و فضای مجازی به ما کمک کرد با گروه‌های وسیع‌تری مرتبط شویم و بتوانیم کارهای بزرگ‌تری را انجام بدهیم. فعالیت ما در حوزه فضای مجازی خیلی زیاد است. فقط در همین Û¸-Û· ماه اخیر نمایشگاه‌های «غزه»، «مرگ بر امریکا» و «داعش»‌ را داشتیم که بازتاب آن خیلی خوب بود.

اینها در فضای مجازی برگزار شده‌اندØŸ

بلهØŒ نمایشگاه یمن را داشتیم. در حال حاضر همکاران دارند نمایشگاه کودک سوری «آیلان» را که از اتفاقات خیلی تلخ حضور پناهنده‌ها در کشورهای اروپایی است که تبدیل به نماد شده استØŒ بارگذاری می‌کنند روی سایت. بازخورد آن خیلی خوب بود و از Û´Û° کشور دنیا کار فرستادند. بزودی نمایشگاه دوم‌مان با موضوع هولوکاست را برگزار می‌کنیم. Û±Û° سال پیش این نمایشگاه را داشتیم.

چرا Û±Û° سال پیش و بعد رفت تا الانØŸ

هر دفعه هم به دلایل مشخصی نمایشگاه برگزار می‌کنیم. اینکه چرا Û±Û° سال پیش برگزار کردیم و الان دوباره برگزار می‌شودØŒ برای اینکه Û±Û° سال پیش به پیامبر گرامی اسلام(ص) توهین شد و نشریه یولاندس بوستن دانمارک Û±Û² طرح توهین‌آمیز درباره پیامبر(ص) چاپ کرد و ادعایشان هم این بود که آزادی حد و مرزی ندارد و می‌شود راجع به هر موضوعی کاریکاتور کار کرد. آمدیم و اعلام کردیم این یک ادعای دروغ است. اگر آزادی حد و مرزی نداردØŒ پس چرا برای محققینی که درباره هولوکاست مطالبی را که جنبه تردیدآمیز دارند مطرح می‌کنندØŒ مجازات‌های بسیار سنگین مالی و همین‌طور حذف آنها را در نظر می‌گیریدØŸ پاشنه آشیل اسرائیل و صهیونیست‌ها همین قضیه هولوکاست است. این دفعه هم بعد از اتفاقی که در نشریه شارلی اِبدو افتاد و کاریکاتورهایی را درباره پیامبر(ص) کار کردندØŒ فراخوان این مسابقه را اعلام کردیم و نمایشگاه آن هم بزودی برگزار می‌شود.

استقبال خوبی شدØŸ

بلهØŒ فوق‌العاده خوب بود. اطلاع‌رسانی انجام می‌شود و عمده فعالیت‌ها همین بود. تا قبل از قضیه هولوکاستØŒ حضور جدی در مجامع بین‌المللی داشتم. حتی مثلاÙ‹ کشور یونان از من خواستند به آنجا بروم برای برگزاری یک مسابقه کاریکاتور و همچنین راه‌اندازی یک سایت تخصصی به آنها مشورت بدهم. این کار را انجام دادم و اتفاقاتی از این دست هم بوده است که به شکل جدی حضور داشتیم و در این حوزه‌ها کار کردیم. در مسابقات زیادی در سطح جهان به عنوان داور شرکت داشتم. منتهی بعد از اینکه اولین نمایشگاه هولوکاست را برگزار کردیمØŒ با هجمه بسیار سنگینی روبه‌رو شدیمØŒ از جمله از سوی لابی قوی صهیونیست‌ها در سازمان ملل که باعث شد وقتی آقای کوفی عنان به ایران آمدØŒ اولین صحبتی که کردØŒ این بود که شرمنده‌ام در کشوری هستم که در آن نمایشگاه هولوکاست برگزار می‌شودØŒ چون همزمان که ایشان نمایشگاه هولوکاست داشت برگزار می‌شد. به ایشان گفته بودند بحث یهودی‌ستیزی و مسائلی از این دست است. به ایشان اعلام کردیم شما بیایید و اگر نشانه‌ای از ضدیت با یهود در نمایشگاه دیدیدØŒ ما نمایشگاه را جمع می‌کنیم ولی این دیدار عملی نشد. البته ما لوح فشرده نمایشگاه را برای ایشان فرستادیم. نمی‌دانم به دست ایشان رسید یا نهØŒ ولی نتیجه‌اش این شد که وقتی این بحث مطرح شدØŒ بنده را به Û²Û² کشور ممنوع‌الورود کردند. آنچه که عرض کردمØŒ چکیده‌ای از اتفاقات اصلی بود.

پس از Û³Û´ سال فعالیت در زمینه کاریکاتورØŒ آیا در حال حاضر می‌شود گفت جبهه‌ جهانی از کاریکاتوریست‌های ضد استکباری تشکیل شده استØŸ آیا قبل از این بود یا این جریان آمد و اینها را به هم وصل کردØŸ

اصلاÙ‹ چنین چیزی وجود نداشت. الان هم می‌توانید ببینید. حتی در کشورهای عربی هم متØ£سفانه موجی از انفعال وجود دارد. خوشبختانه وضعیت ما به‌گونه‌ای شده است که هر اتفاقی در حوزه اقتصاد و مسائلی از این دست رخ می‌دهدØŒ به سراغ ما کاریکاتوریست‌ها می‌آیند و از طریق ارتباطات و ایمیل و مسائلی از این قبیل از ما می‌خواهند واکنش نشان و کاری انجام بدهیم و به‌نوعی مرکز همه اتفاقات اینجا شده است. مثلاÙ‹ درباره داعش وقتی کار انجام شد و به ثمر نشستØŒ خیلی از خبرگزاری‌ها و خبرنگارهای دنیا حتی به اینجا آمدند و فیلم و گزارش تهیه کردند و بسیاری از کاریکاتوریست‌های بزرگ دنیا در این اتفاق حضور داشتند و از Û´Û³ کشور شرکت کردند. داعش یک جریان کاملاÙ‹ سیاسی است و ما هم انتظار نداشتیم تعداد زیادی از کشورها در آن مشارکت کنند.

چراØŸ

به خاطر جو امنیتی که این گروه‌های تروریستی ایجاد کرده‌اند. هم کاریکاتوریست‌ها و هم خبرنگارانی که با ما تماس می‌گرفتندØŒ صریحاÙ‹ اعلام می‌کردند که ما می‌ترسیم و امنیت نداریم و از ما می‌پرسیدند داعش به شما هجمه‌ای نمی‌کند شما را آزار نمی‌دهدØŸ چون می‌دیدند نزدیک ماست و این احتمالات را می‌دادند. ما می‌گفتیم نهØŒ مشکلی نداریم. هر اتفاقی که می‌افتدØŒ انتظار دارند ما پیشقدم شویم.

این ارتباط‌ها حفظ می‌شود یا اینکه کاریکاتوریست‌ها کار می‌فرستند و تمام!

خوشبختانه در جشنواره‌ای هم که برگزار می‌کنیمØŒ هنرمندان کاریکاتوریستی که ارتباط برقرار کرده‌اندØŒ دیگر ارتباط را قطع نمی‌کنند و هر جشنواره‌ای مقدمه تعامل ما با آن هنرمندان است.

در یکی از راهپیمایی‌هایی که به طرفداری از غزه برگزار شده بودØŒ یکی از همین کاریکاتورهایی که درباره غزه خیلی معروف شده بودØŒ دست جمعیت بود. این نشان می‌دهد که کاریکاتور خیلی ظرفیت بزرگی برای انتقال پیام در سطح بین‌الملل داردØŒ چون غالباÙ‹ نیازی به ترجمه ندارد.

همین‌طور است. از این دست اتفاقات خیلی زیاد افتاده است.

نظر شما درباره تقسیم‌بندی‌ای که رهبر معظم انقلاب انجام دادند و جناح مؤمن فرهنگی را مطرح کردندØŒ چیستØŸ اصلاÙ‹ فرد چه ویژگی‌هایی باید داشته باشد که در جناح مؤمن فرهنگی قرار بگیردØŸ

از همان اول که کار را شروع کردیمØŒ همیشه با فضای به‌نوعی منفعل روبه‌رو بوده‌ایم. فضا به‌گونه‌ای بود که هر بار می‌آمدیم یک کار ارزشی را شروع کنیمØŒ عده‌ای همیشه مخالف‌خوانی می‌کردند. مثلاÙ‹ وقتی بحث سلمان رشدی را مطرح کردیمØŒ عده‌ای گفتند این چه کاری استØŸ

چه سالیØŸ

سال Û±Û³Û·Û². به مناسبت صدور حکم ارتداد سلمان رشدی توسط امام می‌خواستیم کار کنیم. یا مثلاÙ‹ بحث هولوکاست را که برای نخستین بار مطرح کردیمØŒ عده‌ای به شکل جدی ما را تحریم کردند.

در داخل کشورØŸ

بلهØŒ شخصیت‌های داخلی و گفتند ما مخالف هستیم. در مقطعی که این اتفاق افتادØŒ عده‌ای آمدند و به شکل کاملاÙ‹ جدی مخالفت کردند. ما همیشه با این موج انفعال روبه‌رو بوده‌ایم. بنابراین ضرورت داشت و دارد که طیف مؤمن به‌نوعی به شکل جدی برای دفاع از ارزش‌های انقلاب و دفاع مقدس- که مورد تØ£کید رهبری هستند- در صحنه حضور داشته باشند و به صورت جدی کار کنند. اگر این اتفاق نیفتدØŒ این خلØ£ احساس می‌شود. هنرهای تجسمیØŒ بخصوص کاریکاتور به خاطر بیان تصویری‌اش بسیار تØ£ثیرگذارند. در سایر حوزه‌ها چنین تØ£ثیرگذاری را نمی‌بینید. ما در برابر هر اتفاقی که در دنیا روی می‌دهدØŒ موضع می‌گیریم. همین اتفاق اخیر که در منا افتادØŒ بلافاصله با تعدادی از دوستان همدل در سازمان‌های مختلف آمدیم و مسابقه‌ای را طراحی کردیم.

بنابراین تلاش ما بر این است که اولاÙ‹ این جریان را تازه و زنده نگه داریم و موضع افشاگرانه را حفظ و از ارزش‌ها و مفاهیمی از این دست دفاع کنیم و مهم‌تر از همه اینکه در صحنه باشیم. تجربه نشان داده است هر وقت ما یک قدم عقب گذاشته‌ایمØŒ آنها یک قدم جلو آمده‌اند.

خیلی‌ها تصور می‌کنند شرایط جهانی به‌گونه‌ای است که باید از یکسری مفاهیمØŒ موازین و مسائل پیروی کنیم یا اگر هم پیروی نمی‌کنیمØŒ بی‌تفاوت باشیم و تصور می‌کنند اگر ورود پیدا کنیمØŒ شکست خواهیم خورد. متØ£سفانه بسیاری از معادلات سیاسی به دلیل همین تفکر غلط رقم خورده است. بنابراین به شکلی کاملاÙ‹ جدی حضور می‌یابیم و این حضور هم تا به حال بسیار تØ£ثیرگذار بوده است.

قبلاÙ‹ یکی دو تا مثال زدید اما اگر باز هم در این زمینه مصداقی هستØŒ لطفاÙ‹ بفرمایید.

بلهØŒ وقتی بحث شارلی ابدو مطرح می‌شودØŒ چند نفر هستند که به شکل جدی در این قضیه تØ£ثیرگذار بودند. یکی از آنها آقای رانان لوری که صهیونیست است و با اسم خود ایشان جایزه تعیین کرده‌اند و این جایزه از طرف سازمان ملل پرداخت می‌شود و لوح تقدیر را هم دبیرکل امضا می‌کندØŒ ولی جایزه به اسم ایشان است. ابایی هم ندارد از اینکه عکسش در لباس نظامیان انگلیسی و پشت مسلسل در کاخ کرملین در سال Û±Û¹Û´Û¸ در سایتش گذاشته شود. آقای دیگری هست به نام آقای ژان پلانتو که همیشه کاریکاتوریست صفحه اول روزنامه لوموند استØŒ ولی همین آدم‌ها که با پشتوانه‌های خیلی جدی در عرصه کاریکاتور ورود پیدا کرده‌اندØŒ نسبت به ما موضع دارند و گاهی از ما می‌ترسند. وقتی افشا کردیم در قضیه شارلی ابدو نقش و دست داشت و حتی بر ضد پیامبر گرامی ما کاریکاتور کار کردهØŒ در جاهای مختلفی که حضور یافتهØŒ اعلام کرده است از ما بسیار می‌ترسد و ما را یک تهدید جدی برای خودش می‌داند. این برای ما خوشحال‌کننده است از این نظر که دشمنان ما فهمیده‌اند آنها را شناخته‌ایم و بسیار جدی و قدم به قدم دنبال‌شان می‌کنیم و تا جایی که بتوانیمØŒ مانع فعالیت‌های نادرست‌شان می‌شویم. اینکه بعد از آن طرح‌های توهین‌آمیز Û±Û° سال فاصله افتادØŒ نشان می‌دهد فعالیت‌های ما تا حد زیادی تØ£ثیرگذار بوده است. بعد از اینکه یک فاصله Û±Û° ساله گذشتØŒ آنها دوباره به خودشان این جسارت را دادند و ما هم بلافاصله جواب دادیم و اینها از این اتفاق بشدت بیمناک شدند و به هراس افتادند. نمی‌خواهم بگویم کار ما گرفته استØŒ ولی نشان می‌دهد به قول شهید بهشتیØŒ ای امریکا از دست ما عصبانی باش و از این عصبانیت بمیر. مونشه امیرØŒ سخنگوی بخش فارسی‌زبان رادیو اسرائیل است که در شبکه‌هایی مثل صدای امریکا و من و تو حضور می‌یابد و ژست دیپلماتیک می‌گیرد و علیه ایران حرف‌هایی می‌زند. ایشان در آخرین بحثی که درباره ما داشتØŒ آنقدر عصبانی شد که از یک عبارت بسیار سخیف استفاده کرد و مثلاÙ‹ گفت دست‌اندرکاران علیه هولوکاست آدمخوارند. مشخص است عصبانی شده است و حاکی از آن است که تØ£ثیرگذار هستیم و باید با قدرت حضور یابیم و سعی کنیم قدر این قدرت و امنیت را بدانیم. باید بدانیم کشورمان دارای یکسری قابلیت‌ها و اتفاقات ویژه در دنیاست که خیلی از مردم دنیا حسرتش را می‌خورند و متØ£سفانه عده‌ای از سیاستمداران ما متوجه این مسائل نیستند و خود را درگیر یکسری ملاحظات حتی سخیف می‌کنند که در شØ£ن این نظام و این مملکت نیستند.

حضرت آقا چندین بار در صحبت‌هایشان تØ£کید کردند نباید حمایتی از جناح مقابل جناح فرهنگی مؤمن شود و امکانات بیت‌المال و امکانات تبلیغی باید در اختیار جناح مؤمن فرهنگی باشد و روی این مسØ£له بسیار هم تØ£کید کردندØŒ ولی به نظر می‌رسد در طی این سال‌ها جناح مقابل یک هژمونی روانی درست کرده است و مسئولان فکر می‌کنند اگر این کار را انجام بدهند و حمایت‌هایشان را از آنها قطع کنندØŒ آنها قدرت عجیب و غریبی دارند و می‌توانند در جایگاهی که دارندØŒ خطرآفرین باشند. شما این قضیه را تصدیق می‌کنید که مسئولان ما به خاطر این قضیه است که یک مقدار کوتاه می‌آیندØŸ

نه تنها تصدیق می‌کنمØŒ بلکه می‌خواهم عرض کنم ما را هم در تنگنا و فشار می‌گذارند. یعنی وقتی بحث هولوکاست را مطرح کردیمØŒ هم در مرحله اول و هم در مرحله دوم بشدت زیر فشار قرار گرفتیم. مثلاÙ‹ در هولوکاست اول آقای زائری آن موقع مسئول روزنامه همشهری بود و ما اطلاع‌رسانی را از این روزنامه شروع کردیم. بلافاصله ایشان را برکنار کردند و کسی را که جای ایشان گذاشتندØŒ صراحتاÙ‹ به ما گفت اسم مسابقه را عوض کنید و اگر عوض نکنیدØŒ دیگر نه ما و نه شما. ما هم گفتیم عوض نمی‌کنیم و به شکل جدی ایستادیم و کار کردیم. در این دوره هم به همین شکل از جاهای مختلف دولتی به ما اعلام کردند یک مقدار فتیله را پایین بکشید. حمایت که اصلاÙ‹ نمی‌کنند و مانع‌تراشی هم می‌کنند. متØ£سفانه انفعال بشدت در بدنه نظام فرهنگی و وابسته به دولت وجود دارد.

جناح فرهنگی مؤمن اساساÙ‹ به چه نوع حمایتی نیاز دارد که کارش شکوفا و خودش تکثیر شودØŸ

مجبورم با مصداق مسائل را روشن کنم. ما هر جشنواره‌ای را برگزار کردیم که آخرین آن بحث داعش بودØŒ به سراغ جاهای مختلفی رفتیم و شاید با مشارکت Ûµ-Û´ جا توانسته‌ایم کار را به نتیجه برسانیم و این کار با سماجت و پیگیری هم صورت گرفته است و غالباÙ‹ هم بخش‌های خصوصی از ما حمایت کرده‌اند و نه بخش‌های دولتی. بخش دولتی متØ£سفانه کار مثبتی نمی‌کند. الان موزه هنرهای معاصر اهواز به بخش خصوصی واگذار شده است و حتی اعلام کرده‌اند دو سالانه‌های کاریکاتور و... را می‌خواهند به بخش خصوصی بدهند. آیا مباحث ارزشی برای اینها محلی از اعراب داردØŸ آیا بخش خصوصی مد نظر آنها اساساÙ‹ به دنبال چنین رویکردی هستØŸ غالباÙ‹ این‌گونه نیستند و متØ£سفانه ما در فضای فرهنگی کشورمان می‌بینیم این نوع نگاه دارد باب می‌شود و اتفاقی شبیه به حراج کریستی را در اینجا رقم می‌زنند و دلال‌هایی که در کشورهای عربی قیمت آثار هنری را بالا و پایین می‌کردندØŒ حالا در کشور خودمان دارند این کار را انجام می‌دهند و جریان هنری را با ارزش‌گذاری‌های نادرست در دست خودشان می‌گیرند.

یعنی با قیمتی که روی آثار می‌گذارندØŒ جهت‌دهی می‌کنندØŸ جایی نیست که همه آثار از همه سلایق در آن باشدØŸ

بلهØŒ قطعاÙ‹ همین‌طور است. می‌بینیم کسانی که نسبت و قرابتی با نظام نداشته‌، مسئول شده‌ و حتی به عنوان پژوهشگر کار ارائه داده‌اند نشانی از بچه‌های انقلاب در آن نبوده است. کتاب تاریخ هنر که متØ£سفانه الان منبع و مرجع تمام کلاس‌های دانشگاه است و با حمایت مستقیم دولت آقای خاتمی چاپ و منتشر شدØŒ در این کتاب یا اسم هنرمندان مطرح انقلاب نیست یا اگر هستØŒ در حد یکی دو خط است. این را هم اگر نمی‌آوردØŒ بهتر بود و عملاÙ‹ به‌نوعی بچه‌های انقلاب نادیده گرفته شده‌اند. همه به این نتیجه رسیده‌اند شکوفاترین و بهترین اتفاقات هنری در Û±Û° سال اول در حوزه هنری رخ داد و حتی خیلی از پژوهشگران عرصه هنر از آن طرف دنیا می‌آیند و روی اینها بررسی انجام می‌دهندØŒ ولی در اینجا فضایی وجود دارد که اولاÙ‹ این بچه‌ها نباید دیده شوند و بعد می‌بینیم در اتفاقاتی که در حراجی‌ها افتادØŒ همین اتفاقاتی که اخیراÙ‹ افتادند آثاری از این بچه‌ها دیده نمی‌شود و عملاÙ‹ نه تنها دیده نمی‌شوندØŒ بلکه معتقدم اینها در لیست سیاه قرار دارندØŒ چون این بچه‌ها مباحث مربوط به انقلاب و مسائلی از این دست را مطرح کرده‌اند. در کارهایی که اینها دنبال می‌کنند نوع خاصی از انفعال دیده می‌شودØŒ مثلاÙ‹ هنر برای هنر و می‌بینیم کارهایی که قیمت‌های میلیاردی می‌خورندØŒ مربوط به طیف خاصی است.

مجبورم مثال بزنم. مثلاÙ‹ آقای پرویز تناولی که تندیسی با عنوان «هیچ» ساخته استØŒ خودش اذعان دارد که مفهوم هیچ در آن نیست. خود تندیس نوشته هیچ استØŒ ولی قیمت میلیاردی دارد و تبلیغ بسیار وسیعی در باره‌اش می‌شود و جایگاه پیدا می‌کند. یک هنرمند جوان و علاقه‌مند که می‌خواهد سری در سرها دربیاورد و به‌نوعی به وضعیت خودش در عرصه هنر استحکام ببخشدØŒ متØ£سفانه از این جریان‌ها الگو می‌گیرد و سعی می‌کند در خط فکری که آنها دنبال می‌کنند قدم بردارد که شاید او هم بتواند در این فضا حضور یابد.

پس مهم‌ترین حمایتی که می‌توان از جناح مؤمن فرهنگی کردØŒ یک حمایت رسانه‌ای و شکستن هژمونی جناح مقابل است.

نه تنها رسانه‌ها باید حضور جدی پیدا کنندØŒ بلکه باید بین ارگان‌ها و سازمان‌های متعددی که داریمØŒ هماهنگی ایجاد شود. در حال حاضر سازمان‌هایی داریم که عناوین بزرگی را یدک می‌کشندØŒ ولی در عمل می‌بینیم این نهادها غیر از برهه اول انقلاب دچار نوعی خمودگی شد‌ه‌اند. الان به نظرم می‌رسد باید فضای مناسبی ایجاد شود. فرض کنید سازمان فرهنگی و شهرداری تهران با این هدف تØ£سیس شد که شهرداری داشت اتفاقات هنری را رقم می‌زد و بدرستی این مفهوم در آن موقع توسط رهبر معظم انقلاب مورد نظر قرار گرفت و این سازمان با این هدف که در جهت نظام و ارزش‌های انقلاب قدم برداردØŒ تØ£سیس شد. می‌بینیم همسویی و قرابتی که باید بین این سازمان‌ها وجود داشته باشدØŒ وجود ندارد و هر کدام به نوعی کارشان را انجام می‌دهند. به نظر من الان مقطعی است که باید همدلی و همگرایی به وجود بیاید و سازمان‌هاØŒ ارگان‌ها و فضاهایی از این دست در مقابله با این هجمه سنگینی که واقعاÙ‹ حیرت‌انگیز استØŒ اقدامی کنند.

به نظر من الان در اوج اتفاقی به نام جنگ نرم قرار داریم و فقط Û±Û´Û° شبکه ماهواره‌ای دارند شبانه‌روز برنامه روی سر و کله مردم می‌ریزند و دائماÙ‹ اطلاعات غلط یا اطلاعاتی که کاملاÙ‹ مشخص است دارد با یک خط تولید می‌شودØŒ می‌بارند. در مقابله با این هجمه‌ها جبهه فرهنگی انقلاب و نظام چه تدابیری اندیشیده استØŸ مدیران فرهنگی ما چه فعالیت مشخصی را انجام داده‌اند و چه فکری برای آینده فرهنگی و هنری این نظام دارندØŸ

اینها سؤالاتی هستند که غالباÙ‹ بی‌پاسخ می‌مانند و متØ£سفانه می‌بینیم بعضی مواقع نه تنها حمایتی از جناح فرهنگی مؤمن صورت نمی‌گیردØŒ بلکه حتی می‌بینیم جناحی که عناد خود را ثابت کرده استØŒ متØ£سفانه با تفکر خاصی ورود می‌یابد و همیشه هم طلبکار است و باز هم سازمان‌ها و ارگان‌هایی از این دست اینها را سعی می‌کنند به شکلی راضی نگه دارند و حمایت‌شان کنند.

البته حرف مسئولان دولتی این است که می‌خواهیم عادلانه حمایت کنیم! در صورتی که شاید بشود گفت نه تنها این اتفاق نمی‌افتدØŒ بلکه فرض غلطی وجود دارد و آن هم این است که این جناح از خارج حمایت نمی‌شودØŒ در حالی که این‌طور نیست و دارد حمایت می‌شود و دیگر از داخل نباید حمایتی بگیرد و اگر در داخل همه حمایت‌ها متوجه جناح فرهنگی مؤمن شودØŒ تازه شاید عدالتی رعایت شود.

بلهØŒ واقعیت امر هم همین است. از آن طرف آنها دارند با همه امکانات و تدارکاتی که می‌تواند وجود داشته باشدØŒ کار می‌کنند.

مصداق‌هایی از حمایت‌های خارجی داریدØŸ

بلهØŒ در حوزه انیمیشن مهم‌ترین و فعال‌ترین بخشی که به تولید محتوا و اثر می‌پرداختØŒ استودیوی صبا رادیو و تلویزیون بود. صدها و شاید هزاران نفر هنرمند توانمند خوب در این سازمان کار می‌کردند و خروجی‌های نسبتاÙ‹ خوبی هم داشتØŒ ولی بدون هیچ علت مشخصی تعطیل شد. بعد از این قضیه می‌بینیم حوزه هنری که داشت در بخش انیمیشن به شکل کاملاÙ‹ جدی عمل می‌کردØŒ عملاÙ‹ کار خاصی نکرد و جاهایی از این دست که صبا مهم‌ترینش بود. چه اتفاقی می‌افتدØŸ بهترین انیماتورهاØŒ مغزها و طراح‌ها و توانمندترین بچه‌های ما جذب شبکه‌های خارجی می‌شوند. همین الان شبکه‌های خارجی دائماÙ‹ دارند انیمیشن پخش می‌کنندØŒ با محتوایی که مورد نظر خودشان است که کار همین بچه‌های داخل است. نمی‌دانم اسم این را چه می‌خواهند بگذارندØŸ نداشتن بودجهØŸ هر چه بخواهند بگذارندØŒ به نظر من استدلال منطقی و درستی نیست و متØ£سفانه این اتفاق افتاده است.

عده‌ای هستند که ظاهراÙ‹ جزو جناح مؤمن رسانه‌ای به حساب می‌آیندØŒ اما در بزنگاه‌ها و مقاطع حساس یکمرتبه می‌پیچند و به قول معروف ریزش می‌کنند. دلیل این امر را چه می‌دانیدØŸ

واقعیت این است که باید نسبت به رسانه‌ها توجه خاصی صورت بگیرد که متØ£سفانه آن‌طور که باید و شاید این اتفاق صورت نمی‌گیرد و در نتیجه حس عزلت‌ گزیدن و کناره گرفتن به وجود می‌آید. یعنی تا وقتی که طرف همه جوره حاضر است هنرش را در خدمت انقلاب قرار دهدØŒ کاری نمی‌کنیم و از طرف یادی نمی‌کنیم. بی‌توجهی به استادان بنام و تراز اول انقلاب زیاد است.

مثلاÙ‹ تصور کنید هنرمند بسیار ارزشمندی مثل کاظم چلیپا داریم که حتی آن طرفی‌ها و کسانی که مبانی نظری در حوزه هنرهای تجسمی را تعریف می‌کنندØŒ همه اذعان دارند ایشان استاد مسلم رنگ است. یا آقای مصطفی گودرزی یکی از هنرمندان بسیار ارزشمند و بزرگ که هم از نظر مدارج علمی در جایگاه بسیار بالایی است و دو تا دکترا دارد. یا کفشچیان‌مقدم که دو تا دکترا دارد. اگر بخواهم اسم ببرمØŒ یک فهرست طولانی است. اینها هنوز کتاب ندارند. یعنی استادان برجسته ما هنوز نتوانسته‌اند یک کتاب درست و درمان در حوزه کاری‌شان چاپ کنند و هنوز جایی که از آنها حمایت کند تا چنین کتابی را منتشر سازندØŒ اقدامی نکرده است. در حوزه کاریکاتور هم از کاریکاتوریست‌های قدÙŽر و مطرح‌مان هنوز یک کتاب هم چاپ نشده و در همین حد هم حمایت از آنها صورت نگرفته است.

بعد در همین بزنگاه‌هایی که اشاره می‌کنیدØŒ ناگهان فلان گالری می‌گوید شما بیا و با این مضمونی که من می‌گویم کار کن و من تضمین می‌کنم شما درآمد بسیار عالی و خوبی داشته باشی. این بهترین شکل قضیه است و نمی‌خواهم وارد بحث‌های دیگر شوم. هنرمندی را که انقلاب و نظام و جایی که عهده‌دار یکسری اتفاقات است باید مواظب باشد و حتی درباره این بچه‌ها نگران باشدØŒ این بچه‌ها را به امان خدا رها کرده است و آن جریان می‌آید و از هنرمندان ما آدم‌هایی را می‌سازد که تبدیل به اتفاقاتی می‌شوند که آن طرف دارد می‌افتد. الان هنرمند درجه یک ما که باید بیاید در مباحث ارزشی مثل انقلاب و دفاع مقدس کار کند. غالباÙ‹ هم هنرمندان انقلابی ما در دوره اوج کاری خود هستندØŒ از لحاظ علمیØŒ فنی و تکنیکی بهترین حالت را دارندØŒ ولی می‌بینیم که این حمایت صورت نمی‌گیرد و این هنرمند استاد مجبور می‌شود برای یک گالری کاری را انجام بدهد و اتفاقاÙ‹ از آن طرف به او توجه می‌شود و نهایتاÙ‹ پیش می‌رود و هنرمندی که باید نظام و انقلاب برایش وقت بگذارد و آنقدر اهمیت قائل شود که حتی بیشتر از آن گالری‌دار و جریان فکری پشت او به او توجه کند و تلاش کنند که این بچه‌ها از وقت‌های گرانبهایی که از عمرشان باقی مانده استØŒ در جهت اهداف انقلاب و نظام استفاده درست کنندØŒ متØ£سفانه این اتفاق صورت نمی‌گیرد و در جاهایی بچه‌ها ممکن است دچار دلسردی و انفعال شوند. جریان‌های ارزشی دائماÙ‹ دارند کار می‌کنندØŒ ولی آن‌طور که باید و شاید دیده نمی‌شود.

آینده این جناح‌بندی را چطور می‌بینیدØŸ

من راجع به حوزه کاری خودم می‌گویم خوشبختانه خیلی با نشاط و جدی است. سرمایه‌ها و بضاعت ما در حوزه کاریکاتور بسیار بالاست. هنرمندان غالباÙ‹ جوان و شهرستانی هستند. بچه‌هایی که مخلصانهØŒ با عشق و علاقه خاصی دارند کار می‌کنند و با تمام وجود هم کار می‌کنند. خوشبختانه یکسری اتفاقات زمینه‌ساز شد که می‌توانم دائماÙ‹ با این بچه‌ها از طریق برگزاری workshop و رفتن به سفرهایی از این دست از نزدیک با آنها در تماس باشم و می‌بینم این بچه‌ها چقدر علاقه‌مند و توانمندند. به نظر من نگرانی از نسلی که ان‌شاØ¡الله در آینده ظهور می‌یابد نباید داشته باشیمØŒ منتهی باید به شکلی جدی از طریق رسانه‌ها به مسئولان فرهنگی متذکر شد از این بضاعت و توانمندی باید مراقبت کرد و سرمایه‌گذاری شود و باید این بچه‌ها دیده شوند.

با تشکر از وقتی که گذاشتید.

منبع : رجانیوز