✍️ نویسنده: 2
معاویه از مروان خواست دختر حضرت زینب(س) را برای پسرش یزید خواستگاری کندØŒ همسر حضرت اعلام کرد که اختیار دختر به دست دایی‌اش امام حسین(ع) است...
آیت‌الله مکارم شیرازی به پرسشی درباره جریان خواستگاری یزید از دختر حضرت زینب(س) پاسخ گفتند.
پرسش: جریان خواستگاری معاویه از ام کلثوم دختر حضرت زینب(سلام الله علیها) برای یزید چیستØŸ
پاسخ اجمالی: معاویه از مروان خواست دختر حضرت زینب(س) را برای پسرش یزید خواستگاری کند. همسر حضرت اعلام کرد که اختیار دختر به دست دایی‌اش امام حسین(ع) است. مروان نیز این خواستگاری را به عنوان آشتی میان بنی هاشم و بنی امیه به اطلاع امام حسین رساند و با تمجیدهای چاپلوسانه از یزیدØŒ و… بنی هاشم را به خاطر چنین خواستگاری سزاوار خشنودی از پیشنهاد معاویه دانست. امام حسین در پاسخ سخنان مروانØŒ دشمنی بنی هاشم با بنی امیه را به خاطر مصالح الهی و غیرقابل آشتی با مصالح دنیوی دانست و … .
پاسخ تفصیلی: مرحوم بحرانÙ‰ در کتاب «عوالم» چنین نقل مÙ‰ کند: معاویه به مروان Ù€ که استاندار حجاز بود Ù€ نامه اÙ‰ نوشت و از وÙ‰ خواست «امÙ‘ کلثوم» دختر «عبدالله بن جعفر» را براÙ‰ فرزندش یزید خواستگارÙ‰ کند. مروان به سراغ عبدالله بن جعفر رفت و جریان خواستگارÙ‰ را با او در میان گذاشت.
عبدالله گفت: اختیار «امÙ‘ کلثوم» به دست من نیستØ› بلکه به دست آقاÙ‰ ما حسین(علیه السلام) است که دایÙ‰ این دختر است.
موضوع را به اطلاع امام حسین(علیه السلام) رساندندØ› فرمود: «از خداوند طلب خیر مÙ‰ کنمØ› خدایا این دختر را به آنچه مایه خشنودیت از آل محمÙ‘د است موفÙ‘ق بدار!»
(روز موعود فرا رسید) و مردم در مسجد رسول خدا(صلÙ‰ الله علیه وآله) اجتماع کردندØŒ مروان نیز آمد و کنار امام حسین(علیه السلام) نشست و گفت: امیر مؤمنان! (اشاره به معاویه است!) به من فرمان داده است که «امÙ‘ کلثوم» را براÙ‰ «یزید» خواستگارÙ‰ کنم و مهریه او را مطابق خواسته پدرش قرار دهمØŒ به هر مقدار که باشد! همراه با آشتÙ‰ میان دو قبیله (بنÙ‰ هاشم و بنÙ‰ امیÙ‘ه) و نیز اداÙ‰ دیون پدرش.
سپس خطاب به امام حسین(علیه السلام) گفت: بدان! کسانÙ‰ که به خاطر وصلت شما با یزید به حال شما غبطه مÙ‰ خورندØŒ بیشترند از کسانÙ‰ که به یزید به سبب وصلتش با شما غبطه بخورند. (آنگاه گفت:) مایه شگفتÙ‰ است که چگونه یزید براÙ‰ کسÙ‰ مهریه قرار مÙ‰ دهد و حال آن که وÙ‰ در شØ£ن و منزلت همتایÙ‰ ندارد و مردم با توسÙ‘ل به روÙ‰ او طلب باران مÙ‰ کنند. اÙ‰ اباعبدالله! سخنم را با نظر مثبت پاسخ بگو!
امام حسین(علیه السلام) فرمود: «اÙŽلÙ’حÙŽمÙ’دُلِلÙ‘هِ الÙ‘ÙŽذÙ‰ اِخÙ’تارÙŽنا لِنÙŽفÙ’سِهِ، وÙŽارÙ’تÙŽضانا لِدِینِهِ وÙŽاصÙ’طÙŽفانا عÙŽلÙ‰ خÙŽلÙ’قِهِ، وÙŽ اÙŽنÙ’زÙŽلÙŽ عÙŽلÙŽیÙ’نا کِتابÙŽهُ وÙŽ وÙŽحÙ’یÙŽهُ، وÙŽ ایÙ’مُ اللÙ‘هِ لا یÙŽنÙ’قُصُنا اÙŽحÙŽدÙŒ مِنÙ’ حÙŽقِّنا شÙŽیÙ’ئاÙ‹ إِلاÙ‘ÙŽ انÙ’تÙŽقÙŽصÙŽهُ مِنÙ’ حÙŽقِّهِ، فÙ‰ عاجِلِ دُنÙ’یاهُ وÙŽ آخِرÙŽتِهِ، وÙŽ لا یÙŽکُونُ عÙŽلÙŽیÙ’نا دÙŽوÙ’لÙŽهÙŒ اِلاÙ‘ کانÙŽتÙ’ لÙŽنÙŽا الÙ’عاقِبÙŽهُ وÙŽ لÙŽنÙŽعÙ’لÙŽمُنÙ‘ÙŽ نÙŽبÙŽØ£ÙŽهُ بÙŽعÙ’دÙŽ حِین. یا مÙŽرÙ’وانُ قÙŽدÙ’ قُلÙ’تÙŽ فÙŽسÙŽمِعÙ’نا. اÙŽمÙ‘ا قÙŽوÙ’لُکÙŽ: مÙŽهÙ’رُها حُکÙ’مُ Ø£ÙŽبِیها بالِغاÙ‹ مابÙŽلÙŽغÙŽØŒ فÙŽلÙŽعÙŽمÙ’ری لÙŽوÙ’ اÙŽرÙŽدÙ’نا ذلِکÙŽ ما عÙŽدÙŽوÙ’نا سُنÙ‘ÙŽهÙŽ رÙŽسُولِ اللÙ‘هِ فی بÙŽناتِهِ وÙŽ نِسائِهِ وÙŽ اÙŽهÙ’لِ بÙŽیÙ’تِهِ وÙŽ هُوÙŽ ثِنÙ’تا عÙŽشÙŽرÙŽهÙŽ أُوقِیÙŽهÙ‹ØŒ یÙŽکُونُ اÙŽرÙ’بÙŽعÙŽمِأَه وÙŽ ثÙŽمانِینÙŽ دِرÙ’هÙŽماÙ‹.
وÙŽ Ø£ÙŽمÙ‘ا قÙŽوÙ’لُکÙŽ: مÙŽعÙŽ قÙŽضاءِ دÙŽیÙ’نِ اÙŽبیهاØŒ فÙŽمÙŽتÙ‰ کُنÙ‘ÙŽ نِسائُنا یÙŽقÙ’ضِینÙŽ عÙŽنÙ‘ا دُیُونÙŽناØŸ وÙŽ اÙŽمÙ‘ا صُلÙ’حُ ما بÙŽیÙ’نÙŽ هذÙŽیÙ’نِ الÙ’حÙŽیÙ‘ÙŽیÙ’نِ، فَإِنÙ‘ا قÙŽوÙ’مÙŒ عادÙŽیÙ’ناکُمÙ’ فِى اللÙ‘هِ، وÙŽ لÙŽمÙ’ نÙŽکُنÙ’ نُصالِحُکُمÙ’ لِلدُّنÙ’یاØŒ فÙŽلÙŽعÙŽمÙ’رِی فÙŽلÙŽقÙŽدÙ’ اÙŽعÙ’یÙ‰ÙŽ النÙ‘ÙŽسÙŽبُ فÙŽکÙŽیÙ’فÙŽ السÙ‘ÙŽبÙŽبُ.
وÙŽ Ø£ÙŽمÙ‘ا قÙŽوÙ’لُکÙŽ: اÙŽلÙ’عÙŽجÙŽبُ لِیÙŽزیدÙŽ کÙŽیÙ’فÙŽ یÙŽسÙ’تÙŽمÙ’هِرُ؟ فÙŽقÙŽدِ اسÙ’تÙŽمÙ’هÙŽرÙŽ مÙŽنÙ’ هُوÙŽ خÙŽیÙ’رÙŒ مِنÙ’ یÙŽزیدÙŽØŒ وÙŽ مِنÙ’ Ø£ÙŽبِ یÙŽزیدÙŽ وÙŽ مِنÙ’ جÙŽدِّ یÙŽزیدÙŽ.
وÙŽ Ø£ÙŽمÙ‘ا قÙŽوÙ’لُکÙŽ: اِنÙ‘ÙŽ یÙŽزیدÙŽ کُفÙ’وُ مÙŽنÙ’ لا کُفÙ’وÙŽ لÙŽهُ، فÙŽمÙŽنÙ’ کانÙŽ کُفÙ’وُهُ قÙŽبÙ’لÙŽ الÙ’یÙŽوÙ’مِ فÙŽهُوÙŽ کُفÙ’وُهُ الÙ’یÙŽوÙ’مÙŽ ما زادÙŽتÙ’هُ اِمارÙŽتُهُ فی الÙ’کÙŽفاءَهِ شÙŽیÙ’ئاÙ‹.
وÙŽ Ø£ÙŽمÙ‘ا قÙŽوÙ’لُکÙŽ: بِوÙŽجÙ’هِهِ یُسÙ’تÙŽسÙ’قÙŽÙ‰ الÙ’غÙŽمامُ، فÙŽاِنÙ‘ÙŽما کانÙŽ ذلِکÙŽ بِوÙŽجÙ’هِ رÙŽسُولِ اللÙ‘هِ(صلÙ‰ الله علیه وآله).
وÙŽ Ø£ÙŽمÙ‘ا قÙŽوÙ’لُکÙŽ: مÙŽنÙ’ یÙŽغÙ’بِطُنا بِهِ Ø£ÙŽکÙ’ثÙŽرُ مِمÙ‘ÙŽنÙ’ یÙŽغÙ’بِطُهُ بِناØŒ فÙŽاِنÙ‘ÙŽماØŒ یÙŽغÙ’بِطُنا بِهِ Ø£ÙŽهÙ’لُ الÙ’جÙŽهÙ’لِ، وÙŽ یÙŽغÙ’بِطُهُ بِنا Ø£ÙŽهÙ’لُ الÙ’عÙŽقÙ’لِ.
فÙŽØ£شÙ’هِدُوا جÙŽمیعاÙ‹ اِنّى قÙŽدÙ’ زÙŽوÙ‘ÙŽجÙ’تُ اُمÙ‘ÙŽ کُلÙ’ثُومÙŽ بِنÙ’تÙŽ عÙŽبÙ’دِاللÙ‘هِ بÙ’نِ جÙŽعÙ’فÙŽر مِنÙ’ اِبÙ’نِ عÙŽمِّهÙŽا الÙ’قاسِمِ بÙ’نِ مُحÙŽمÙ‘ÙŽدِ بÙ’نِ جÙŽعÙ’فÙŽرØŒ عÙŽلÙ‰ اÙŽرÙ’بÙŽعÙŽمِائÙŽه وÙŽ ثÙŽمانِینÙŽ دِرÙ’هÙŽماÙ‹ØŒ وÙŽ قÙŽدÙ’ نÙŽحÙŽلÙ’تُها ضÙŽیÙ’عÙŽتÙ‰ بِالÙ’مÙŽدِینÙŽهِ» Ø£و قال «أرÙ’ضÙ‰ بِالÙ’عÙŽقِیقِ، وÙŽ إِنÙ‘ÙŽ غÙŽلÙ‘ÙŽتÙŽها فِى السÙ‘ÙŽنÙŽهِ ثÙŽمانِیÙŽهُ آلافِ دینارØŒ فÙŽفیها لÙŽهُما غِنًى اِنÙ’ شاءَ اللÙ‘هُ»؛ (ستایش مخصوص خداوندÙ‰ است که ما را براÙ‰ خویش اختیار نمود و براÙ‰ دینش انتخاب کرد و ما را بر خلقش برگزید و کتاب و وحÙ‰ خود را بر خاندان ما نازل فرمود. به خدا سوگند! هر کس حقّى از ما را کم بگذاردØŒ خداوند در دنیا و آخرت حقÙ‘ش را کم خواهد گذاشت و هر کس بر ما Ù€ براÙ‰ مدÙ‘تÙ‰ Ù€ سلطه یابدØŒ باید بداند که عاقبت کارØŒ از آنِ ما خواهد بود و این مطلب را به زودÙ‰ خواهید دانست.
سپس فرمود: اÙ‰ مروان! تو سخن گفتÙ‰ و ما شنیدیم و اکنون ما مÙ‰ گوییم و تو بشنو:.
امÙ‘ا این که گفتÙ‰ مهریÙ‘ه این دخترØŒ مطابق خواسته پدرش Ù€ هر چند زیاد باشد Ù€ خواهد بودØŒ به جانم سوگند! ما هرگز از سنÙ‘ت رسول خدا در مهریÙ‘ه دخترانØŒ همسران و اهل بیتش تجاوز نخواهیم کرد. که مهر السنÙ‘ه است همان دوازده «اوقیه» واحدÙ‰ است در وزن که برابر با Û´Û¸Û° درهم است.
و امÙ‘ا این که گفتÙ‰: دیون پدرش را نیز ادا خواهیم نمودØ› اÙ‰ مروان! از چه زمانÙ‰ زنان ما دیون ما را ادا مÙ‰ کردند که امروز چنین شودØŸ!.
و امÙ‘ا در مورد مسØ£له صلح میان این دو قبیلهØŒ باید بگویم که ما با شما در راه خدا و براÙ‰ خدا دشمنÙ‰ کرده ایم و لذا حاضر نیستیم به خاطر دنیا با شما مصالحه کنیم!
به جانم سوگند! براÙ‰ سازش با شما از قرابت نسبÙ‰ بنÙ‰ هاشم با بنÙ‰ امیÙ‘ه کارÙ‰ ساخته نیستØŒ تا چه برسد به قرابت سببÙ‰ پیوند زناشویÙ‰.
و امÙ‘ا آن سخنت که گفته اÙ‰: تعجÙ‘ب مÙ‰ کنم چگونه یزید مهریÙ‘ه قرار مÙ‰ دهدØŒ پاسخ آن این است که کسÙ‰ که از یزید و پدر و جدÙ‘ش بهتر استØŒ مهریÙ‘ه قرار مÙ‰ داد چه برسد به یزید!.
و امÙ‘ا پاسخ این سخنت که گفتÙ‰: یزید کفو و همتایÙ‰ ندارد این است که آن کس که قبل از امروز کفوÙ‘ او بودهØŒ همین امروز نیز کفو اوست بدون آن که فرمانروایÙ‰ وÙ‰ چیزÙ‰ بر شØ£ن او بیفزاید.
و امÙ‘ا آن سخنت که درباره یزید گفته اÙ‰ با توسÙ‘ل به روÙ‰ وÙ‰ طلب باران مÙ‰ شودØŒ این تنها به برکت چهره رسول خدا بوده استنه یزید.
و امÙ‘ا این که گفته اÙ‰: کسانÙ‰ که به خاطر وصلت با یزیدØŒ به حال ما غبطه مÙ‰ خورندØŒ بیشتر از کسانÙ‰ هستند که به حال یزید به جهت وصلتش با ما غبطه خواهند خوردØ› پاسخش آن است که فقط نادانان به خاطر وصلت ما با یزیدØŒ به حال ما غبطه مÙ‰ خورندØŒ ولÙ‰ عاقلان و خردمندانØŒ به حال یزید به سبب وصلتش با ما غبطه خواهند خورد.
سرانجام امام(علیه السلام) پس از سخنانÙ‰ فرمود: «همگÙ‰ شاهد باشید که من «امÙ‘ کلثوم» دختر «عبدالله بن جعفر» را به ازدواج پسر عمویش «قاسم بن محمÙ‘د بن جعفر» درآوردم! و مهریÙ‘ه اش را Û´Û¸Û° درهم قرار دادم و زمین حاصلخیزم را در مدینه نیز به این دختر بخشیدم». Ù€ یا این که فرمود: Ù€ «مزرعه ام را در سرزمین عقیق به وÙ‰ بخشیدم که درآمد آن سالانه Û¸ هزار دینار است و همین مزرعه براÙ‰ زندگÙ‰ این دو کافÙ‰ استØŒ ان شاØ¡ الله!).(Û±)
این سخنان تیرÙ‰ بود که بر قلب ناپاک یزید خصوصاÙ‹ØŒ و بنÙ‰ امیÙ‘ه عموماÙ‹ØŒ نشست و نقشه‌اÙ‰ را که براÙ‰ فریب مردمØŒ از طریق نزدیکÙ‰ به بنÙ‰ هاشمØŒ کشیده بودند نقش بر آب کرد.
بنÙ‰ امیÙ‘ه افراد منفور و آلوده اÙ‰ بودند که مÙ‰ خواستند از طریق انتساب به بنÙ‰ هاشم در میان مردم کسب آبرویÙ‰ کنند و پایه هاÙ‰ قدرت شیطانÙ‰ خود را از این طریق تقویت نمایندØ› یک نمونه آن جریان خواستگارÙ‰ امÙ‘ کلثوم Ù€ دختر عبدالله بن جعفر Ù€ بود.
ولÙ‰ امام حسین(علیه السلام) به موقع اقدام فرمود و تیر آنها به سنگ خوردØŒ و ساحت مقدÙ‘س بنÙ‰ هاشم با انتساب به بنÙ‰ امیÙ‘ه آلوده نشد.(Û²)
پی نوشت‌ها:
(Û±). العوالمØŒ ج Û±Û·ØŒ ص Û¸Û·ØŒ ح ۲؛ مناقب ابن شهر آشوبØŒ ج Û´ØŒ ص Û´Û´-Û´Ûµ (با مختصر تفاوت) و بحارالانوارØŒ ج Û´Û´ØŒ ص Û²Û°Û·-۲۰۸، ح Û´.
(Û²). گرد آوری از کتاب: عاشورا ریشه ‏هاØŒ انگیزه‏ هاØŒ رویدادهاØŒ پیامدهاØŒ سعید داودی و مهدی رستم نژادØŒ(زیر نظر آیت الله العظمÙ‰ ناصر مکارم شیرازÙ‰)ØŒ امام علÙ‰ بن ابÙ‰ طالب علیه السلام‏، قم‏، Û±Û³Û¸Û¸ ه. ش‏، ص Û²Û·Û².
منبع: باشگاه خبرنگاران به نقل از فرهنگ