✍️ نویسنده: 4
نودیها :  حُبابه والبیÙ‘ه یکÙ‰ از زن هاÙ‰ مؤ منه اÙ‰ بودØŒ که در زمان حضرت رسول صلÙ‰ الله علیه و آله همیشه به حضور آن حضرت شرفیاب مÙ‰ شد و کسب فیض مÙ‰ نمود. همچنین در زمان امام محمÙ‘د باقر علیه السلام نیز چند مرتبه به محضر مبارک آن حضرت شرفیاب گردیده است . این زن مؤ منه ØŒ پس از گذشت مدÙ‘ت هاØŒ روزی خدمت امام باقر علیه السلام وارد شدØŒ حضرت به او فرمود: اÙ‰ حُبابه! مدÙ‘تÙ‰ است که نزد ما نیامده اÙ‰ ØŸ حُبابه اظهار داشت : اÙ‰ سرورم! کُهولت سنÙ‘ و ضعف جسم و سفیدÙ‰ موÙ‰ سرم و نیز غم و اندوهÙ‰ که دارمØŒ مرا از زیارت شما باز داشته است . حضرت به حُبابه فرمود: جلو بیا. وقتÙ‰ حُبابه نزدیک امام محمÙ‘د باقر علیه السلام آمدØŒحضرت دست مبارک خود را روÙ‰ سر حبابه نهاد و دعائÙ‰ را زمزمه نمودØŒ که ناگاه گیسوان حُبابه سیاه و چهره اش شاداب و جوان گشت . حبابه شادمان گردید و حضرت نیز تبسÙ‘مÙ‰ کرد و خوشحال شد.(Û±) مسیح حجاز یکÙ‰ از اهالÙ‰ شام که به امام محمÙ‘د باقر علیه السلام بسیار علاقه مند بود و هر چند وقت یک بار به ملاقات و زیارت آن حضرت مÙ‰ آمدØŒ در یکÙ‰ از زیارت هایشØŒ چند روزÙ‰ در شهر مدینه منوÙ‘ره مریض شد و در بستر بیمارÙ‰ و در شُرف مرگ قرار گرفت. به یکÙ‰ از دوستان خود گفت :همین که من از دنیا رفتمØŒ به امام باقر علیه السلام بگو تا بر جنازه ام نماز بخواند و در مراسم تدفین من نیز شرکت نماید. وقتÙ‰ که مرد شامÙ‰ وفات یافتØŒ دوستش نزد امام علیه السلام آمد و وصیت او را به حضرت عرض کرد. حضرت فرمود: در دفن او عجله نکنید تا من بیایمØ› و سپس به سمت شام حرکت کرد. وقتی وارد منزل آن مرد شامی شدØŒ در کنار بسترش نشست و دعائÙ‰ را زمزمه نمودØŒ سپس او را با نام صدا کرد.ناگهان مرد شامÙ‰ در حالÙ‰ که پارچه اÙ‰ سفیدØŒ رویش انداخته بودندØŒ حرکتÙ‰ کرد و پاسخ حضرت را داد. بعد از آنØŒ حضرت او را نشانید و دستور داد تا شربتÙ‰ مخصوصØŒ برایش تهیÙ‘ه کردند و به او خورانید. وقتی به طور کامل بهبود یافتØŒ به حضرت عرض کرد: Ø£شهد Ø£نÙ‘ک حجÙ‘ه اللÙ‘ه علÙ‰ خلقه ... ØŒ شهادت مÙ‰ دهم که تو حجÙ‘ت خداوند بر خلق جهانÙ‰ و مردم آن چه بخواهند باید در همه امورØŒ به شما رجوع نمایند و هر که به غیر شما مراجعه کندØŒ همانا او گمراه گشته است . پس از آنØŒ امام باقر علیه السلام فرمود: اکنون جریان بازگشت خود را براÙ‰ این افراد بازگو کنØŸ مرد گفت: هنگامÙ‰ که روح از بدن من پرواز کردØŒ مابین زمین و آسمان ندائÙ‰ رسیدØŒ که روح او را به کالبدش بازگردانیدØŒ زیرا محمÙ‘د بن علىّ علیهماالسلام درخواست حیات دوباره او را نموده است. (Û²)   چشمه ای در دل کویر و نخلی خشکیده ولی پربار جابر بن یزید جُعفÙ‰ می گوید در یکÙ‰ از سال هاØŒ به همراه حضرت باقرالعلوم علیه السلام رهسپار مکÙ‘ه معظÙ‘مه شدم .در بین راهØŒ دو پرنده به سمت ما آمدند و بالاÙ‰ کجاوه امام محمÙ‘د باقر علیه السلام نشستند و مشغول سر و صدا شدندØŒ من خواستم آن ها را بگیرم تا همراه خود داشته باشمØŒ ناگهان حضرت با صداÙ‰ بلند فرمود: اÙ‰ جابر! آرام باش و پرندگان را به حال خود واگذارØŒ آن ها به ما اهل بیت پناه آورده اند. عرضه داشتم : مولاÙ‰ من! مشکل و ناراحتÙ‰ آن ها چیستØŒ که این چنین به شما پناهنده شده اندØŸ! حضرت فرمود: آن ها مدÙ‘ت سه سال است که در این حوالÙ‰ لانه دارند و هرگاه تخم مÙ‰ گذارند تا جوجه شودØŒ مارÙ‰ در اطراف آن ها هست که مÙ‰ آید و جوجه هاÙ‰ آن ها را مÙ‰ خورد. اکنون پرندگان به ما پناهنده شده تا از خداوند بخواهم که آن مار را به هلاکت رساندØ› و من نیز در حقÙ‘ آن مار نفرین کردم و به هلاکت رسیدØ› و پرندگان در امان قرار گرفتند. جابر گوید: سپس به راه خود ادامه دادیم تا نزدیک اذان صبح به بیابانÙ‰ رسیدیمØ› حضرت پیاده شد و در حالی که مقدارÙ‰ از شن ها را کنار می زد چنین دعائÙ‰ را زمزمه مÙ‰ نمود: خداوندا! ما را سیراب و پاک گردان . ناگهان سنگ سفیدÙ‰ نمایان شد و امام علیه السلام آن سنگ را کنار زد و چشمه اÙ‰ زلال آشکار گردیدØ› از آن آب آشامیدیم و براÙ‰ نماز وضو گرفتیم . بعد از خواندن نمازØŒ سوار شدیم و به راه خود ادامه دادیم تا آن که صبحگاهان به روستائÙ‰ رسیدیمØŒ در کنار نخلستانÙ‰ توقف کردیم. حضرت کنار نخل خرماÙ‰ خشکیده ای آمد و خطاب به آن فرمود: اÙ‰ درخت خرما! از آنچه خداوند متعال در درون شاخه هاÙ‰ تو قرار دادهØŒ ما را بهره مند ساز. ناگهان دیدم درخت خرماØŒ سرسبز و پربار شد و خود را در مقابل امام علیه السلام خم کرد تا ما به راحتÙ‰ میوه آن را بر چینیم. یک مرد عرب بیابان نشین که در همان حوالÙ‰ بودØŒ وقتÙ‰ این معجزه را مشاهده کردØŒ خطاب به حضرت گفت: سحر و جادو کردیØŸ! امام علیه السلام در پاسخ به آن مرد به آرامÙ‰ فرمود: اÙ‰ مرد! به ما نسبت ناروا مدهØŒ زیرا ما از اهل بیت رسالت هستیم و هیچ کدام از ما ساحر و جادوگر نبوده و نیستیمØŒ بلکه خداوند متعال از اسامÙ‰ Ø£عظم خود کلماتÙ‰ را به ما آموخته است که هر موقع هر چه را بخواهیم و اراده کنیمØŒ به وسیله آن کلماتØŒ خداوند متعال را مÙ‰ خوانیم و تقاضا میکنیمØŒ آن گاه دعاÙ‰ ما به لطف او مستجاب خواهد شد. (Û³) پی نوشتها: Û±. بحارالانوارØŒ ج Û´Û¶ØŒ ص Û²Û¸Û´ به نقل از عیون المعجزات ص Û¶Û¸. Û². بحارالØ£نوارØŒ ج‏۴۶، صÛ²Û³Û´ به نقل از Ø£مالی شیخ طوسیØŒ ص Û²Û¶Û±. Û³. بحارالانوارØŒ جÛ´Û¶ØŒ صÛ²Û´Û¸ به نقل از خرائج مرحوم راوندÙ‰ صÛ²Û³Û±.   جام نیوز به نقل از تبیان