آگاهی های تاریخی درباره زندگی امام جواد علیه السلام چندان گسترده نیستØ› زیرا افزون بر آن که محدودیتهای سیاسی همواره مانع از انتشار اخبار مربوط به امامان معصوم علیه السلام می گردیدØŒ تقیه و شیوه های پنهانی مبارزه که برای " حفظ امام و شیعیان از فشار حاکمیت" بودØŒ عامل مؤثری در عدم نقل اخبار در منابع تاریخی است. افزون بر آنØŒ زندگی امام جواد علیه السلام چندان طولانی نبوده است که اخبار فراوانی هم از آن در دسترس ما قرار گیرد. و نیز گفتنی استØŒ زمانی که امام رضا علیه السلام به خراسان برده شدØŒ هیچ یک از اعضای خانواده خود را به همراه نبرد و در آنجا تنها زندگی می کرد. و از اخبار مربوط به شهادت امام رضا علیه السلام چنین بر می آید که امام جواد علیه السلام آن هنگام در مدینه اقامت داشت و تنها برای غسل پدر و اقامه نماز به آن حضرت در طوس حضور یافت. هنگامی که مØ£مون بعد از شهادت امام رضا علیه السلام در سال Û²Û°Û´ به بغداد بازگشتØŒ از ناحیه حضرتش اطمینان خاطر پیدا کرده بودØŒ ولی این را می دانست که شیعیان پس از امام رضا علیه السلام فرزند او را به امامت خواهند پذیرفت و در این صورت خطر همچنان بر جای خود خواهد ماند. او سیاست کنترل امام کاظم علیه السلام توسط پدرش را- که او را به بغداد آورده و زندانی کرده بود- به یادداشت و با الهام از این سیاستØŒ همین رفتار را با امام رضا علیه السلام در پیش گرفتØŒ ولی با ظاهری آراسته و فریبکارانهØŒ به گونه ای که می کوشید نه تنها در ظاهر امر مسØ£له زندان و مانند آن در کار نباشدØŒ بلکه با برخورد دوستانهØŒ چنین تبلیغ شود که او علاقه و محبت ویژه نیز به ایشان دارد. اینک نوبت امام جواد علیه السلام فرا رسیده بود تا به نحوی کنترل شود. مØ£مون برای انجام این هدفØŒ دختر خود را به عقد وی درآورد و او را داماد خود کرد. از همین رهگذر بود که مØ£مون به راحتی می توانست از طرفی امام را در کنترل خود داشته باشد و از طرف دیگر آمد و شد شیعیان و تماس های آنان را با آن حضرت زیر نظر بگیرد. بر اساس برخی نقلهاØŒ مØ£مون پس از ورود به بغداد- در سالÛ²Û°Û´- بلافاصله امام جواد علیه السلام را از مدینه به بغداد فراخواند.(Û±) افزون بر اینØŒ مØ£مون متهم بود که امام رضا علیه السلام را به شهادت رسانده است. اکنون می بایست با فرزند وی به گونه ای رفتار کند که از آن اتهام نیز مبرÙ‘ی شود. از روایتی که شیخ مفید از ریان بن شبیب نقل کردهØŒ چنین بر می آید: موقعی که مØ£مون تصمیم به ازدواج ام فضل با امام جواد علیه السلام گرفتØŒ عباسیان برآشفتندØ› زیرا ترس آن داشتند که پس از مØ£مونØŒ خلافت به خاندان علوی برگرددØŒ چنانکه درباره امام رضا علیه السلام هم به سختی دچار همین نگرانی شده بودند.(Û²) ولی به طوری که از دو روایت فوق برمی آیدØŒ آنان مخالفت خود را به گونه دیگری وانمود کرده و گفتند: دختر خود را به ازدواج کودکی درمی آورد که :" لÙŽم یتÙŽفÙŽقÙ‘ÙŽهÙ فی دینÙ الله ولا یعرف حلاله من حرامه ولا فرضاÙ‹ من سنÙ‘ته"Ø›کودکی که تفقه در دین خدا نداردØŒ حلال را از حرام تشخیص نمی دهد و واجب را از مستحب باز نمی شناسد. مØ£مون در مقابل این برخوردØŒ مجلسی برپا کرد و امام جواد علیه السلام را به مناظره علمی با یحیی بن اکثمØŒ بزرگترین دانشمند و فقیه سنی آن عصرØŒ فراخواند تا بدین وسیله مخالفان و اعتراض کنندگان عباسی را به اشتباه خود آگاه کند.(Û³) این در حالی بود که بنا به این دو روایتØŒ هنگام عقد ازدواج ام فضل با امام جواد علیه السلام هنوز به آن حضرت " صبی" اطلاق می شده است.
مکتب علمÙ‰ امام جواد علیه السلام
مÙ‰ â€دانیم که یکÙ‰ از ابعاد بزرگ زندگÙ‰ ائمه ماØŒ بعد فرهنگÙ‰ آنها است. این پیشوایان بزرگ هرکدام درعصر خود فعالیت فرهنگÙ‰ داشته در مکتب خویش شاگردانÙ‰ تربیت مى†کردند و علوم و دانشهاÙ‰ خود را توسط آنان در جامعه منتشر مى†کردندØŒ اما شرائط اجتماعÙ‰ و سیاسÙ‰ زمان آنان یکسان نبوده استØŒ مثلا در زمان امام باقرعلیه السلام و امام صادق علیه السلام شرائط اجتماعÙ‰ مساعد بود و به همین جهت دیدیم که تعداد شاگردان و راویان حضرت صادق علیه السلام بالغ برچهار هزار نفر مى†شدØŒ ولÙ‰ از دوره امام جواد تا امام عسکرÙ‰ علیه السلام به دلیل فشارهاÙ‰ سیاسÙ‰ و کنترل شدید فعالیت آنان از طرف دربار خلافتØŒ شعاع فعالیت آنان بسیار محدود بود و ازاین†نظر تعداد راویان و پرورش یافتگان مکتب آنان نسبت â€به زمان حضرت صادق علیه السلام کاهش بسیار چشمگیرÙ‰ را نشان مى†دهد. بنابراین اگر مى†خوانیم که تعداد راویان و اصحاب حضرت جواد علیه السلام قریب صد و ده نفر بوده â€اند (Û´) و جمعا Û²ÛµÛ° حدیث از آن حضرت نقل شده (Ûµ) ØŒ نباید تعجب کنیمØŒ زیرا از یک سوØŒ آن حضرت شدیدا تحت مراقبت و کنترل سیاسÙ‰ بود و از طرف دیگرØŒ زود به شهادت رسید و به اتفاق نظر دانشمندان بیش از بیست و پنج†سال عمر نکرد! درعین حالØŒ باید توجه داشت که در میان همین تعداد محدود اصحاب و راویان آن حضرتØŒ چهره†هاÙ‰ درخشان و شخصیتهاÙ‰ برجسته â€اÙ‰ مانند: علÙ‰ بن مهزیارØŒ احمد بن محمد بن ابÙ‰ نصر بزنطى، زکریا بن آدمØŒ محمد بن اسماعیل بن بزیعØŒ حسین بن سعید اهوازى، احمد بن محمد بن خالد برقÙ‰ بودند که هر کدام در صحنه علمÙ‰ و فقهÙ‰ وزنه خاصÙ‰ به شمار مى†رفتندØŒ و برخÙ‰ داراÙ‰ تالیفات متعدد بودند. از طرف دیگرØŒ روایان احادیث امام جوادعلیه السلام تنها در محدثان شیعه خلاصه نمى†شوندØŒ بلکه محدثان و دانشمندان اهل تسنن نیز معارف و حقایقÙ‰ از اسلام را از آن حضرت نقل کرده â€اند. به عنوان نمونه «خطیب بغدادÙ‰â€Â» احادیثÙ‰ با سند خود ازآن حضرت نقل کرده است. (Û¶) هم چنین حافظ «عبد العزیز بن اخضر جنابذÙ‰â€Â» در کتاب «معالم العتره الطاهرهâ€Â» (Û·) و مؤلفانÙ‰ نیز مانند: ابو بکر احمد بن ثابتØŒ ابواسحاق ثعلبى، و محمد بن منده بن مهربذ در کتب تاریخ و تفسیر خویش روایاتÙ‰ از آن حضرت نقل کرده â€اند. (Û¸)
نحوه شهادت حضرت
درباره آمد و شد امام در مدینه و احترام مردم نسبت به آن حضرتØŒ اطلاعات مختصری در پاره ای از روایات آمده است.(Û¹) فراخوانی آن حضرت به بغدادØŒ در سال Û²Û²Û°ØŒ توسط معتصم عباسیØŒ آن هم درست در همان اولین سال حکومت خودØŒ نمی توانست بی ارتباط با جنبه های سیاسی قضیه باشد. به ویژه که درست همان سال که حضرت جواد علیه السلام به بغداد آمدØŒ رحلت کردØ› این در حالی بود که تنها Û²Ûµ سال از عمر شریفش می گذشت. عناد عباسیان با آل علی علیه السلام به ویژه با امام شیعیان که در آن زمان جمعیت متنابهی تابعیت مستقل آنها را پذیرفته بودندØŒ شاهدی است بر توطئه حکومت در شهادت امام جواد علیه السلام. همچنین خواستن آن حضرت به بغداد و درگذشت وی در همان سال در بغدادØŒ همگی شواهد غیرقابل انکاری بر شهادت آن بزرگوار به دست عوامل عباسی می باشد. مرحوم شیخ مفیدØŒ با اشاره به روایتی درباره مسمومیت و شهادت امام جواد علیه السلامØŒ رحلت آن حضرت را مشکوک دانسته است.(Û±Û°) بنا به روایت مستوفیØŒ عقیده شیعه بر این است که معتصم آن حضرت را مسموم نموده است.(Û±Û±) پاره ای از منابع اهل تسننØŒ اشاره بر این دارند که امام جواد علیه السلام به میل خود و برای دیداری از معتصم عازم بغداد شده است.(Û±Û²) در حالی که منابع دیگرØŒ حاکی از آنند که معتصم به ابن زیات مØ£موریت داد تا کسی را برای آوردن امام به بغداد بفرستد.(Û±Û³) ابن صبÙ‘اغ نیز با عبارت" اÙشخاص المعتصم له من المدینه"(Û±Û´) این مطلب را تØ£یید کرده است. مسعودی روایتی نقل کرده که بنابر آنØŒ شهادت آن حضرت به دست ام فضلØŒ در زمانی رخ داده که امام از مدینه به بغداد نزد معتصم آمده بود.(Û±Ûµ) ام فضل پس از شهادت امامØŒ به پاس این عمل خود به حرم خلیفه پیوست.(Û±Û¶) این نکته را نباید از نظر دور داشت که ام فضل در زندگی مشترک خود با امام جواد علیه السلام از دو جهت ناکام مانده بود: نخست آن که از آن حضرت دارای فرزندی نشد. دوم آن که امام نیز چندان توجهی به وی نداشت . ام فضل یک بار (گویا از مدینه) نامه ای نگاشت و از امام نزد مØ£مون شکایت کرد و از این که امام چند کنیز دارد گله نمودØŒ ولی مØ£مون در جواب او نوشت: ما تو را به عقد ابوجعفر درنیاوردیم که حلالی را بر او حرام کنیمØŒ دیگر از این شکایتها نکن.(Û±Û·) به هر حالØŒ ام فضل پس از مرگ پدرØŒ امام را در بغداد مسموم کرد و راه یافتن او به حرم خلیفه و برخورداری از مواهب موجود در آنØŒ نشانی از آن است که این عمل به دستور معتصم انجام شده است.(Û±Û¸) و بالاخره امام جواد علیه السلام به شهادت رسید و حرم مطهر ایشان در کاظمین عراق قرار دارد که ملجا و پناهگاه عاشقان ایشان است .
â€از â€جانب مادرم فاطمه (س) طواف کنید
Û±- موسÙ‰ بن قاسم گوید: به Ø£بÙ‰ جعفر ثانÙ‰ (امام جواد) (ع) گفتم: خواستم به عوض شما و پدرتان طواف کنمØŒ ولÙ‰ مÙ‰â€گویند از طرف اوصیاء، طواف صحیح نیستØ› فرمود: نهØŒ هر قدر بتوانÙ‰ طواف کنØŒ این کار جایز است. بعد از سه سالØŒ به آن حضرت گفتم: من از شما اجازه خواستم که از جانب شما و پدرتان طواف کنمØŒ اجازه فرمودى، آنچه خدا خواست از طرف شما طواف کردمØŒ بعد چیز دیگرÙ‰ به نظرم آمد و به آن عمل کردمØŸ امام فرمود: آن چیست ØŸ گفتم: یک روز از طرف رسول الله (ص) سه بار طواف کردمØŒ در روز دوم از طرف امیرالمؤمنین (ع) طواف به جاÙ‰ آوردمØŒ در روز سوم از جانب امام حسن و در روز چهارم از طرف امام حسینØŒ روز پنجم بعوض علÙ‰ بن الحسینØŒ روز ششم از Ø£بÙ‰ جعفر محمد بن على، روز هفتم از جعفر محمدØŒ روز هشتم از جانب پدرت موسÙ‰ بن جعفر روز نهم از جانب پدرت علÙ‰ بن موسى، روز دهم از جانب شما اÙ‰ آقاÙ‰ من!. اینها آنان هستند که به ولایتشان عقیده دارم. فرمود: آن وقت به خدا قسم به دینÙ‰ اعتقاد دارÙ‰ که خداوند از بندگان غیر آن را قبول نداردØŒ گفتم: گاهÙ‰ هم از جانب مادرت فاطمه (س) طواف کردم وگاهÙ‰ نکردمØŒ فرمود: این کار را زیاد کنØŒ این انشاØ¡ الله Ø£فضل اعمالÙ‰ است که مى†کنÙ‰(Û±Û¹)
نامه امام رضا (ع)به پسرش امام جواد(ع)â€
Û²- Ø£بÙ‰ نصر بزنطÙ‰ فرموده: نامه امام رضا (ع) را خواندم که به پسرش امام جواد نوشته بود: به من خبر رسید که چون سوار شدÙ‰ غلامان تو را از در کوچک بیرون مى†کنندØŒ این کار از بخل آنهاستØŒ تا کسÙ‰ از تو خیرÙ‰ نبیندØŒ تو را به حق خودم قسم مى†دهم دخول و خروجت فقط از در بزرگ باشد و چون سوار شدÙ‰ مقدارÙ‰ پول طلا و نقره همراهت بردار تا هر که سؤال کند چیزÙ‰ به او بدهÙ‰. هر که از عموهایت از تو احسانÙ‰ خواست کمتر از پنجاه دینار ندهØŒ بیشتر از آن به اختیار توستØŒ هر که از عمه†هایت چیزÙ‰ از تو خواست کمتر از بیست و پنج دینار ندهØŒ زیادÙ‰ به اختیار توستØŒ من مى†خواهم خدا تو را رفعت بخشدØŒ انفاق کنØŒ از جانب خدا از تنگدستÙ‰ نترس. (Û²Û°) * * *
نامه امام جواد (ع)به حاکم سجستانâ€
Û³- مردÙ‰ از بنÙ‰ حنیفه گوید: در اولین سال خلافت معتصم عباسÙ‰ که امام جواد (ع) به حج رفته بودØŒ با وÙ‰ رفیق راه بودم روزÙ‰ در سر سفره طعام که عدهâ€اÙ‰ از رجال خلیفه نیز بودندØŒ گفتم: فدایت شومØŒ والÙ‰ ما مردÙ‰ است که شما اهل بیت را دوست دارد و من به دفتر او مالیات بدهکارمØŒ اگر صلاح بدانید نامهâ€اÙ‰ بنویسید که به من ارفاق کند. امام فرمود: من او را نمى†شناسمØŒ گفتم: فدایت شومØŒ او همانطور است که گفتم: از دوستان شماستØŒ نامه شما به حال من مفید استØŒ امام (ع) کاغذ به دست گرفت و نوشت: بسم الله الرحمن الرحیم آورنده نامه من از تو مذهب خوبÙ‰ نقل کردØŒ از حکومت فقط کار نیک براÙ‰ تو مى†ماندØŒ به برادرانت نیکÙ‰ کنØŒ بدان خداÙ‰ تعالÙ‰ ازاندازه ذره و خردل از تو سؤال خواهد کرد. آن مرد گوید: چون وارد سجستان شدمØŒ به حسین بن خالد که والÙ‰ آن جا بود خبر داده بودند که از جانب امام صلوات الله علیه نامهâ€اÙ‰ براÙ‰ او مÙ‰ â€آورمØŒ والÙ‰ در دو فرسخÙ‰ شهر خودش را به من رسانید نامه را به او دادمØŒ گرفت و بوسید و آن را بر دو چشم خویش گذاشت. گفت: حاجتت چیستØŸ گفتم: در دفتر تو مالیات بدهکارمØŒ آن را از دیوان محو کرد و گفت: تا بر سر کار هستم دیگر مالیات مدهØŒ بعد گفت: خانوادهâ€ات چند نفر استØŸ گفتم: فلان قدرØŒ فرمود به من و آنها احسان کردندØŒ تا او زنده بود دیگر مالیات ندادمØŒ و تا زنده بود مرتب به من احسان مى†کرد. (Û²Û±) * * *
نامه امام جواد (ع)به علÙ‰ بن مهزیار اهوازÙ‰â€
Û´- امام جواد (ع) به ثقه جلیل القدر علÙ‰ بن مهزیار اهوازÙ‰ چنین نوشتند: بسم الله الرحمن الرحیم یا علÙ‰! خداوند پاداش تو را نیکو گرداند و در بهشت خودش جاÙ‰ دهدØŒ و از خوارÙ‰ دنیا و آخرت بدورت داردØŒ و با ما اهل بیت محشور فرماید. یا علÙ‰! تو را امتحان کردم و در نصیحت و اطاعت و خدمت و توقیر و احترام به امام و قیام به آنچه بر تو واجب استØŒ صاحب اختیارت گردانیدمØŒ اگر بگویم نظیر تو را ندیدهâ€ام امیدوارم راست گفته باشم. خداوند پاداشت را جنات فردوس قرار بدهدØŒ نه مقامت بر من پوشیده است و نه خدمتت در گرم و سرد و شب و روزØŒ از خدا مÙ‰â€خواهم چون اولین و آخرین را براÙ‰ قیامت جمع کندØŒ رحمتÙ‰ بر تو عنایت فرماید که بوسیله آن مورد غطبه دیگران باشÙ‰ که او شنونده دعاست.(Û²Û²) ناگفته نماند: علÙ‰ بن مهزیار اهوازÙ‰ از امام رضا (ع) حدیث نقل کرده و از خواص امام جواد (ع) بود و از جانب آن حضرت وکالت داشت و نیز از جانب امام هادÙ‰ (ع)ØŒ درباره وÙ‰ توقیعاتÙ‰ از آن حضرت صادر شد که مقام و عظمت او را در نزد شیعه روشن کردØŒ او در روایتØŒ موثق بود و کتابهاÙ‰ مشهور نوشت. (رجال نجاشÙ‰). * * *
دستوربه مدارا با پدر ناصبÙ‰ â€
Ûµ- بکربن صالح گوید: به امام ابÙ‰ جعفر ثانÙ‰ (ع) نوشت: پدرم ناصبÙ‰ و خبیث الرأى استØŒ از او بسیار سختÙ‰ دیده â€امØŒ فدایت شوم براÙ‰ من دعا کن و بفرما: چه کنمØŒ آیا افشاØ¡ و رسوایش کنم یا با او مدارا نمایمØŸ امام (ع) در جواب نوشت: مضمون نامه†ات در باره پدرت فهمیدمØŒ پیوسته انشاØ¡ الله براÙ‰ تو دعا مى†کنمØŒ مدارا براÙ‰ تو بهتر از افشاگرÙ‰ استØŒ با سختÙ‰ آسانÙ‰ هستØŒ صبر کن «ان العاقبه للمتقین» خدا تو را در ولایت کسÙ‰ که در ولایتش هستÙ‰ ثابت فرماید. ما و شما در امانت خدا هستیم خدایÙ‰ که امانتهاÙ‰ خویش را ضایع نمى†کند. بکربن صالح گوید: خدا قلب پدرم را به من برگردانید بطورÙ‰ که در کارÙ‰ با من مخالفت نمى†کرد. (Û²Û³) * * *
معجزه â€اÙ‰ از جواد الائمه صلوات الله علیه
Û¶- شیخ مفید رحمهالله از محمد بن حسان از علÙ‰ بن خالد نقل کرده: گوید: در سامراØ¡ بودمØŒ گفتند: مردÙ‰ را از شام آورده و زندان انداخته â€اند چون ادعا کرده که من پیغمبرمØŒ این سخن بر من گران آمدØŒ خواستم او را ببینمØŒ با زندانبانان آشتÙ‰ برقرار کردم تا اجازه دادند پیش او بروم. بر خلاف شایعه â€اÙ‰ که راه انداخته بودندØŒ دیدم آدم وارسته و عاقلÙ‰ استØŒ گفتم: فلانÙ‰ درباره تو مى†گویند که ادعاÙ‰ نبوت کرده†اÙ‰ و علت زندان رفتنت همین استØŸ گفت: حاشا که من چنین ادعایÙ‰ کرده باشمØŒ جریان من از این قرار است: من در شام در محلÙ‰ که گویند: رØ£س مبارک امام حسین را در آن گذاشته بودند مشغول عبادت بودمØŒ ناگاه دیدم شخصÙ‰ نزد من آمد و به من گفت: برخیز برویمØŒ من برخاسته و با او براه افتادمØŒ چند قدم نرفته بودیم که دیدم در مسجد کوفه هستمØŒ فرمود: این جا را مى†شناسى؟ گفتم: آرى، مسجد کوفه استØŒ او در آن جا نماز خواندØŒ من هم نماز خواندمØŒ بعد با هم از آن جا بیرون آمدیمØŒ مقدارÙ‰ با او راه رفتم ناگاه دیدم که در مسجد مدینه هستیم . به رسول خدا (ص) سلام کرد و نماز خواندØŒ من هم با او نماز خواندمØŒ بعد از آن جا خارج شدمØŒ مقدارÙ‰ راه رفتیم ناگاه دیدم که در مکه هستیمØŒ کعبه را طواف کردØŒ من هم طواف کردم. (Û²Û´) بعد ازآن جا خارج شدم چند قدم نرفته بودیم که دیدم در جاÙ‰ خودم که در شام مشغول عبادت بودمØŒ هستم. آن مرد رفتØŒ من غرق تعجب بودم که خدایا او کÙ‰ بود و این چه کارØŸ! یک سال از این جریان گذشت که دیدم باز همان شخص آمدØŒ من از دیدن او شاد شدمØŒ مرا دعوت کرد که با او برومØŒ من با او رفتمØŒ و مانند سال گذشته مرا به کوفه و مدینه و مکه برد و به شام برگردانید. و چون خواست برود گفتم: تو را قسم مÙ‰ â€دهم به آن خدایÙ‰ که بر این کار قدرت داده بگو تو کیستى؟! فرمود: من محمد بن علÙ‰ بن موسÙ‰ بن جعفر هستم: «قلت سØ£لتک بالحق الذÙ‰ Ø£ÙŽقدرک علÙ‰ ما رایتÙ منک Ø¥لاÙ‘ Ø£ÙŽخÙ’بر تÙŽنÙ‰ من انت قال: Ø£نا محمد بن علÙ‰ بن موسÙ‰ بن جعفر (ع)». من این جریان را به دوستان و آشنایان خبر دادمØŒ قضیه منتشر گردید تا به گوش محمد بن عبدالملک زیات (Û²Ûµ)رسیدØŒ او فرمان داد مرا به زنجیر کشیده به این جا آوردند و این ادعاÙ‰ محال را به من نسبت دادندØŒ گفتم: جریان تو را به محمد بن عبدالملک زیات برسانمØŸ گفت: برسان . من نامه†اÙ‰ به محمد بن عبدالملک وزیر اعظم معتصم عباسÙ‰ نوشتهØŒ جریان او را باز گفتمØŒ وزیر در زیر نامه من نوشته بود: احتیاج به خلاص کردن ما نیستØŒ به آن کس که تو را از شام به کوفه و از کوفه به مدینه و از مدینه به مکه برد و باز به شام برگردانید و همه را در یک شب انجام دادØŒ بگو تا تو را از زندان آزاد کند. علÙ‰ بن خالد گوید: من از دیدن جواب نامهØŒ از نجات او مØ£یوس شدمØŒ گفتم: بروم و به او تسلÙ‰ بدهم و چون به زندان آمدم دیدم مØ£موران زندان همه غرق در حیرتند و بÙ‰ خود به این طرف و آن طرف مى†دوندØŒ گفتم: جریان چیستØŸ! گفتند: آن زندانÙ‰ در زنجیر و مدعÙ‰ نبوتØŒ از دیشب مفقود شدهØŒ درها بسته قفلها مهر و موم استØŒ ولÙ‰ معلوم نیست به آسمان و یا به زیر زمین رفته و یا مرغان هوا او را ربوده†اندØ› علÙ‰ بن خالدØŒ زیدÙ‰ مذهب بودØŒ از دیدن این ماجرا معتقد به امامت گردید و اعتقادش خوب شد. (Û²Û¶) * * *
معجزه ای دیگر Û·- کلینی رحمهالله در کتاب «کافی» بابی تحت عنوان « آنچه به سبب آن ادعای حقÙ‘ و باطل از یکدیگر جدا می گردد» تشکیل داده و در آنجا از محمÙ‘د بن ابی العلاØ¡ نقل کرده است که گفت: از یحیی بن اکثم قاضی سامراØ¡ – بعد از آن که او را بسیار امتحان نمودم و با او مناظره و گفتگو و مراسله داشتم و از علوم آل محمÙ‘د علیهم السلام سؤال کردم – شنیدم که گفت: روزی وارد مسجد رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم شدم تا قبر مبارک او را طواف کنمØŒ حضرت جواد علیه السلام را دیدم که در آنجا طواف می کندØŒ درباره  مسایلی که در نظر داشتم با آن حضرت گفتگو کردم و او همه را جواب فرمود. به ایشان عرض کردم: می خواهم سؤالی از شما بپرسم ولی بخدا قسم خجالت می کشم. امام علیه السلام فرمود: من از آن سؤال به تو خبر می دهم قبل از آن که بپرسیØŒ می خواهی سؤال کنی که امام  کیستØŸ عرض کردم: بخدا قسم سؤال مورد نظرم همان است. فرمود: من امام هستمØŒ عرض کردم نشانه ای می خواهم تا یقین کنم. آن حضرت در دست خود عصایی داشتØŒ وقتی من چنین گفتم فوراÙ‹ آن عصا شروع به صحبت کرد و گفت: "Ø¥نÙ‘ مولای امام هذا الزمان و هو الحجÙ‘ه." به راستی مولا و صاحب من امام این زمان است و او حجت پروردگار است.(Û²Û·)
پی نوشت ها
Û±- الحیاه السیاسیه للامام الجوادعلیه السلامØŒ ص Û¶Ûµ. Û²- الارشادØŒ ص Û³Û±Û¹. Û³- همانØŒ صصÛ³Û±Û¹-Û³Û²Û°. Û´- شیخ طوسى، رجالØŒ الطبعه الاولى، نجفØŒ منشورات المکتبه الحیدریهØŒ Û±Û³Û¸Û± ه. قØŒ ص Û³Û¹Û·-Û´Û°Û¹. مؤلف «مسند الامام الجواد» تعداد یاران و شاگردان امام جواد را Û±Û²Û± نفر مÙ‰â€داند (عطاردیØŒ شیخ عزیز اللهØŒ مسند الامام الجوادØŒ مشهدØŒ المؤتمر العالمی للامام الرضاعلیه السلامØŒ Û±Û´Û±Û° ه. ق) و قزوینÙ‰ آنها را جمعا Û²ÛµÛ· نفر مÙ‰â€داند (قزوینیØŒ سید محمد کاظمØŒ الامام الجواد من المهد الÙ‰ اللحدØŒ الطبعه الاولى، بیروتØŒ مؤسسه البلاغØŒ Û±Û´Û°Û¸ ه. ق) Ûµ- آقاÙ‰ عطاردÙ‰ در مسند الامام الجواد با احصائÙ‰ که کرده مجموع احادیث منقول از پیشواÙ‰ نهم را در زمینهâ€هاÙ‰ مختلف فقهى، عقیدتى، اخلاقى، و... ØŒ تعداد مذکور در فوق ضبط کرده است. Û¶- تاریخ بغدادØŒ بیروتØŒ دارالکتاب العربیØŒج۳، صصÛµÛ´ وÛµÛµ. Û·- امینØŒ سید محسنØŒ اعیان الشیعهØŒ بیروتØŒ دارالتعارف للمطبوعات،۱۴۰۳ ه. قØŒج۲، ص Û³Ûµ. Û¸- ابن شهرآشوبØŒقمØŒالمطبعه العلمیهØŒج Û´ØŒ صÛ³Û¸Û´. Û¹- الکافیØŒ ج۱، صصÛ´Û¹Û²-Û´Û¹Û³. Û±Û°- الارشادØŒ ص Û³Û²Û¶. Û±Û±- تاریخ گزیده ØŒ صص Û²Û°Ûµ-Û²Û°Û¶. Û±Û²- الائمه الاثنی عشرØŒ ابن طولونØŒ ص ۱۰۳؛ شذرات الذهبØŒ ج۲، ص Û´Û¸. Û±Û³- بحارالانوارØŒ جÛµÛ°ØŒ صÛ¸. Û±Û´- الفصول المهمهØŒ ص Û²Û·Ûµ. Û±Ûµ- مروج الذهبØŒ ج۳، ص Û´Û¶Û´. Û±Û¶- الائمه الاثنی عشرØŒ ابن طولون ص Û±Û°Û´ØŒ الفصول المهمهØŒ ص Û²Û·Û¶. ام فضلØŒ خواهرزاده معتصم بود. Û±Û·- الارشادØŒ ص Û³Û²Û³. Û±Û¸- الکافیØŒ ج ۱، ص Û³Û²Û³. Û±Û¹- کافÙ‰: ج Û´ ص Û³Û±Û´ کتاب الحج باب الطواف والحج عن الائمه (ع). Û²Û°- عیون اخبار الرضا: ج Û² ص Û¸. Û²Û±-کافÙ‰: ج Ûµ ص Û±Û±Û± کتاب المعیشه باب عمل السلطان و جوائزهم. Û²Û²- بحار: ج ÛµÛ° ص Û±Û°Ûµ از غیبت شیخ. Û²Û³- بحارالانوار : ج ÛµÛ° ص ÛµÛµ. Û²Û´- در نقل کافÙ‰ آمده که گوید: اعمال حج را با او به جاÙ‰ آورد. Û²Ûµ- محمد بن عبدالملک زیات مردÙ‰ ناکس و توانائÙ‰ بود و در تنور میخ دارÙ‰ که براÙ‰ شکنجه مجرمین به وجود آورده بود کشته شدØŒ ماجراÙ‰ عبرت انگیزÙ‰ دارد. Û²Û¶- ارشاد مفید: ص ۳۰۵، مرحوم کلینÙ‰ آنرا در کافÙ‰: ج Û± ص Û´Û¹Û² باب مولد Ø£بÙ‰ جعفر محمد بن علÙ‰ الثانÙ‰ (ع) نقل کرده استØŒ مجلسÙ‰ رضوان الله علیه آنرا در بحار: ج ÛµÛ° ص Û³Û¸ - Û´Û° از بصائرالدرجات نقل مÙ‰â€کند و مى†گوید: آنرا شیخ مفید در ارشاد و طبرسÙ‰ در اعلام الورÙ‰ از ابن قولویه از کلینÙ‰ نقل کرده â€اند. Û²Û·- اصول کافیØŒ  ج ۱، ص Û³ÛµÛ³. پایگاه اطلاع رسانی آیت الله جاودان
💬 دیدگاهها (0 دیدگاه)
📝 ثبت دیدگاه جدید
✅ بدون نیاز به کد امنیتی
✅ دیدگاه شما پس از تایید مدیر نمایش داده میشود.