✍️ نویسنده: 4

حجت الاسلام علیرضا پناهیان در مراسم جشن میلاد امام رضا(ع) در مهدیÛ€ امام حسن مجتبی به تبیین و تحلیل بخشی از سیرÛ€ سیاسی آن بزرگوار پرداخت.

 در ادامه فرازهایی از این سخنرانی را می‌خوانید:

این جایگاه اجتماعی باشکوه امام رضا(ع) در زمان حیات‌شان نیز وجود داشت

  • این مقام و موقعیت رفیعی که امام رضا(ع) از نظر مادÙ‘ی در میهن اسلامی و جامعÛ€ ایمانی ما دارندØŒ شبیه وضعیتی است که حضرت در زمان حیات‌شان داشتند. ایشان در زمان حیات‌شان نیز موقعیت بسیار باشکوهی داشتند. اصلاÙ‹ انگار تقدیر امام رضا(ع) بر این بوده که در حیات و پس از حیات شریف‌شان جایگاه اجتماعی بسیار پررونق و باشکوهی داشته باشند. دربارÛ€ مقدرات سایر ائمÛ€ هدی(ع) نیز تفاوت‌هایی وجود دارد.
  • امام رضا(ع) قبل از اینکه مØ£مون روی کار بیاید نیز اقتدار داشتندØŒ به حدÙ‘ی که علنی به ولایت دعوت می‌کردند در حالی که امامان قبل از ایشانØŒ به هیچ‌وجه این کار را انجام نمی‌دادند. یک نفر به هارون ملعون گفت: علی بن موسی الرضا(ع)ØŒ پسر امام کاظم(ع) که شما او را به شهادت رساندیØŒ دارد راحت مردم را به ولایت دعوت می‌کند. پس چرا با ایشان کاری نداریØŸ هارون گفت: شهادت امام کاظم(ع) برای هفت پشت من بس است و من دیگر با این خانواده کاری ندارم!(عÙŽنÙ’ صÙŽفÙ’وÙŽانÙŽ بÙ’نِ یÙŽحÙ’یÙŽÙ‰ قÙŽالÙŽ: لÙŽمÙ‘ÙŽا مÙŽضÙŽÙ‰ Ø£ÙŽبُو الÙ’حÙŽسÙŽنِ مُوسÙŽÙ‰ بÙ’نُ جÙŽعÙ’فÙŽرٍ عØŒ وÙŽ تÙŽکÙŽلÙ‘ÙŽمÙŽ الرِّضÙŽا عØŒ خِفÙ’نÙŽا عÙŽلÙŽیÙ’هِ مِنÙ’ ذÙŽلِکÙŽØŒ فÙŽقُلÙ’تُ لÙŽهُ: إِنÙ‘ÙŽکÙŽ قÙŽدÙ’ Ø£ÙŽظÙ’هÙŽرÙ’تÙŽ Ø£ÙŽمÙ’راÙ‹ عÙŽظِیماÙ‹ وÙŽ إِنÙ‘ÙŽا نÙŽخÙŽافُ مِنÙ’ هÙŽذÙŽا الطÙ‘ÙŽاغِی. فÙŽقÙŽالÙŽ: لِیÙŽجÙ’هÙŽدÙ’ جÙŽهÙ’دÙŽهُ فÙŽلÙŽا سÙŽبِیلÙŽ لÙŽهُ عÙŽلÙŽیÙ‘ÙŽ. قÙŽالÙŽ صÙŽفÙ’وÙŽانُ: فÙŽØ£ÙŽخÙ’بÙŽرÙŽنÙŽا الثِّقÙŽهُ Ø£ÙŽنÙ‘ÙŽ یÙŽحÙ’یÙŽÙ‰ بÙ’نÙŽ خÙŽالِدٍ قÙŽالÙŽ لِلطÙ‘ÙŽاغِی: هÙŽذÙŽا عÙŽلِیÙ‘ÙŒ ابÙ’نُهُ قÙŽدÙ’ قÙŽعÙŽدÙŽ وÙŽ ادÙ‘ÙŽعÙŽÙ‰ الْأَمÙ’رÙŽ لِنÙŽفÙ’سِهِ. فÙŽقÙŽالÙŽ: مÙŽا یÙŽکÙ’فِینÙŽا مÙŽا صÙŽنÙŽعÙ’نÙŽا بِأَبِیهِ؟! تُرِیدُ Ø£ÙŽنÙ’ نÙŽقÙ’تُلÙŽهُمÙ’ جÙŽمِیعاÙ‹!Ø› عیون اخبارالرضا/Û²/Û²Û¶Û¶) یعنی هارون از بس که از شهادت امام موسی بن جعفر(ع) ضربه خورده بودØŒ دیگر نمی‌توانست اقدام دیگری انجام دهد. و طبیعتاÙ‹ امام رضا(ع) این مسØ£له را می‌دانست و لذا راحت می‌توانست صدای خود را به همه برساند.

زمینÛ€ انتقال بلندترین معارف امامت و ولایت در زمان امام رضا(ع) فراهم شد    

  • هفت امام بزرگوار قبل از امام رضا(ع) با تلاش فراوانØŒ مقدمات را فراهم کرده‌اند و حالا شرایطی مهیا شده تا امام رضا(ع) بتواند ماجرای غدیر را علنی کند. امیرالمؤمنین(ع) در یکی از سالگردهای عید غدیر که مصادف با روز جمعه بودهØŒ خطبÛ€ مفصلی خوانده بودند و مردم را به عید گرفتن و جشن گرفتن در روز عید غدیر تشویق کرده بودند که آن خطبه از زبان مبارک امام رضا(ع) برای ما نقل شده است.(Ø£ÙŽنÙ‘ÙŽهُ شÙŽهِدÙŽ Ø£ÙŽبÙŽا الÙ’حÙŽسÙŽنِ عÙŽلِیÙ‘ÙŽ بÙ’نÙŽ مُوسÙŽÙ‰ الرِّضÙŽا ع فِی یÙŽوÙ’مِ الÙ’غÙŽدِیرِ وÙŽ بِحÙŽضÙ’رÙŽتِهِ جÙŽمÙŽاعÙŽهÙŒ مِنÙ’ خÙŽاصÙ‘ÙŽتِهِ قÙŽدِ احÙ’تÙŽبÙŽسÙŽهُمÙ’ لِلْإِفÙ’طÙŽارِ... فÙŽکÙŽانÙŽ مِنÙ’ قÙŽوÙ’لِهِ ع حÙŽدÙ‘ÙŽثÙŽنِی الÙ’هÙŽادِی Ø£ÙŽبِی قÙŽالÙŽ حÙŽدÙ‘ÙŽثÙŽنِی جÙŽدِّی الصÙ‘ÙŽادِقُ قÙŽالÙŽ حÙŽدÙ‘ÙŽثÙŽنِی الÙ’بÙŽاقِرُ قÙŽالÙŽ حÙŽدÙ‘ÙŽثÙŽنِی سÙŽیِّدُ الÙ’عÙŽابِدِینÙŽ قÙŽالÙŽ حÙŽدÙ‘ÙŽثÙŽنِی Ø£ÙŽبِی الÙ’حُسÙŽیÙ’نُ قÙŽالÙŽ اتÙ‘ÙŽفÙŽقÙŽ فِی بÙŽعÙ’ضِ سِنِی Ø£ÙŽمِیرِ الÙ’مُؤْمِنِینÙŽ ع الÙ’جُمُعÙŽهُ وÙŽ الÙ’غÙŽدِیرُ فÙŽصÙŽعِدÙŽ الÙ’مِنÙ’بÙŽرÙŽ عÙŽلÙŽÙ‰ خÙŽمÙ’سِ سÙŽاعÙŽاتٍ مِنÙ’ نÙŽهÙŽارِ ذÙŽلِکÙŽ الÙ’یÙŽوÙ’مِ فÙŽحÙŽمِدÙŽ اللÙ‘ÙŽه‏...Ø› مصباح‌المتهجد/Û²/Û·ÛµÛ²) یعنی شرایط به‌گونه‌ای بوده که کلمات مهم امیرالمؤمنین(ع) دربارÛ€ غدیر را امام رضا(ع) توانسته‌اند به ما منتقل کنند.
  • شاید قبل از امام هادی(ع) بلندترین معارف در باب امامت و جایگاه رفیع ولایت را امام رضا(ع) برای ما بیان فرموده‌اند که در حدیث شریفی به تفصیل آمده است(وÙŽ Ø£ÙŽمÙ’رُ الْإِمÙŽامÙŽهِ مِنÙ’ کÙŽمÙŽالِ الدِّینِ وÙŽ لÙŽمÙ’ یÙŽمÙ’ضِ ص حÙŽتÙ‘ÙŽÙ‰ بÙŽیÙ‘ÙŽنÙŽ لِأُمÙ‘ÙŽتِهِ مÙŽعÙŽالِمÙŽ دِینِهِ وÙŽ Ø£ÙŽوÙ’ضÙŽحÙŽ لÙŽهُمÙ’ سُبُلÙŽهُمÙ’ و... إِنÙ‘ÙŽ الْإِمÙŽامÙŽ زِمÙŽامُ الدِّینِ وÙŽ نِظÙŽامُ الÙ’مُسÙ’لِمِینÙŽ وÙŽ صÙŽلÙŽاحُ الدُّنÙ’یÙŽا وÙŽ عِزُّ الÙ’مُؤْمِنِینÙŽ الْإِمÙŽامُ أُسُّ الْإِسÙ’لÙŽامِ النÙ‘ÙŽامِی...Ø› تحف‌العقول/Û´Û³Û·) در اینجا مباحث سیاسی و معنوی امامت به‌صورت صریح و آشکار و با دقÙ‘ت زیادتر برای مردم بیان شده است به حدÙ‘ی که تا قبل از امام رضا(ع)ØŒ این موضوع به این صراحت بیان نشده است.

امام رضا(ع) قبل از ولایتعهدی هم موقعیت اجتماعی بالایی در جهان اسلام داشت

  • به امام رضا(ع) می‌گفتند: اگر این‌طور علنی به امامت دعوت کنید و موضوع امامت را علنی و صریح مطرح کنیدØŒ هارون به شما صدمه خواهد زد. ولی امام رضا(ع) می‌فرمود: همان‌طور که پیامبر اکرم(ص) می‌فرمود که اگر ابوجهل توانست یک مو از سرِ من کم کندØŒ من پیغمبر شما نیستم(یعنی از این بابت نترسید) من هم به شما می‌گویم که اگر هارون توانست یک مو از سر من کم کندØŒ من امام شما نیستم.(قÙŽالÙŽ: قُلÙ’تُ لِأَبِی الÙ’حÙŽسÙŽنِ الرِّضÙŽا ع فِی Ø£ÙŽیÙ‘ÙŽامِ هÙŽارُونÙŽ: إِنÙ‘ÙŽکÙŽ قÙŽدÙ’ شÙŽهÙŽرÙ’تÙŽ نÙŽفÙ’سÙŽکÙŽ بِهÙŽذÙŽا الْأَمÙ’رِ وÙŽ جÙŽلÙŽسÙ’تÙŽ مÙŽجÙ’لِسÙŽ Ø£ÙŽبِیکÙŽ وÙŽ سÙŽیÙ’فُ هÙŽارُونÙŽ یُقÙŽطِّرُ الدÙ‘ÙŽمÙŽ! فÙŽقÙŽالÙŽ: جÙŽرÙ‘ÙŽØ£ÙŽنِی عÙŽلÙŽÙ‰ هÙŽذÙŽاØŒ مÙŽا قÙŽالÙŽ رÙŽسُولُ اللÙ‘ÙŽهِ ص «إنÙ’ Ø£ÙŽخÙŽذÙŽ Ø£ÙŽبُو جÙŽهÙ’لٍ مِن‏ رَأْسِی شÙŽعÙ’رÙŽهÙ‹ فÙŽاشÙ’هÙŽدُوا Ø£ÙŽنِّی لÙŽسÙ’تُ بِنÙŽبِیٍّ» وÙŽ Ø£ÙŽنÙŽا Ø£ÙŽقُولُ لÙŽکُمÙ’ «إِنÙ’ Ø£ÙŽخÙŽذÙŽ هÙŽارُونُ مِنÙ’ رَأْسِی شÙŽعÙ’رÙŽهÙ‹ فÙŽاشÙ’هÙŽدُوا Ø£ÙŽنِّی لÙŽسÙ’تُ بِإِمÙŽامٍ.»؛کافی/Û¸/Û²ÛµÛ¸)
  • به‌خاطر جایگاه رفیع امام رضا(ع) در بین مردمØŒ مØ£مون در واقع «مجبور» شد موضوع ولایتعهدی را مطرح کند. امام رضا(ع) یک‌بار به مØ£مون فرمودند: تو فکر نکن که چیزی از عزت و موقعیت اجتماعی به من اضافه کرده‌ایØŒ من در مدینه بر مرکب خودم می‌نشستم و در کاغذ کوچکیØŒ هر دستوری می‌دادم در شرق و غرب عالم اطاعت می‌شد(...فÙŽوÙŽ اللÙ‘ÙŽهِ إِنÙ‘ÙŽ الÙ’خِلÙŽافÙŽهÙŽ لÙŽشÙŽیْ‏ءٌ مÙŽا حÙŽدÙ‘ÙŽثÙŽتÙ’ بِهِ نÙŽفÙ’سِی وÙŽ لÙŽقÙŽدÙ’ کُنÙ’تُ بِالÙ’مÙŽدِینÙŽهِ Ø£ÙŽتÙŽرÙŽدÙ‘ÙŽدُ فِی طُرُقِهÙŽا عÙŽلÙŽÙ‰ دÙŽابÙ‘ÙŽتِی وÙŽ إِنÙ‘ÙŽ Ø£ÙŽهÙ’لÙŽهÙŽا وÙŽ غÙŽیÙ’رÙŽهُمÙ’ یÙŽسْأَلُونِّی الÙ’حÙŽوÙŽائِجÙŽ فÙŽØ£ÙŽقÙ’ضِیهÙŽا لÙŽهُمÙ’ فÙŽیÙŽصِیرُونÙŽ کÙŽالْأَعÙ’مÙŽامِ لِی وÙŽ إِنÙ‘ÙŽ کُتُبِی لÙŽنÙŽافِذÙŽهÙŒ فِی الْأَمÙ’صÙŽارِ وÙŽ مÙŽا زِدÙ’تÙŽنِی مِنÙ’ نِعÙ’مÙŽهٍ هِیÙŽ عÙŽلÙŽیÙ‘ÙŽ مِنÙ’ رÙŽبِّی فÙŽقÙŽالÙŽ لÙŽهُ Ø£ÙŽفِی لÙŽکÙŽØ› عیون اخبار الرضا/Û²/Û±Û¶Û·) پس تو کاری برای من نکرده‌ای بلکه من قبل از این هم موقعیت اجتماعی خودم را در جهان اسلام داشتم.

دو هدف مØ£مون از ولایتعهدی/: Û±-عزت یافتن به‌واسطÛ€ امام(ع) Û²-کاستن از قداست امام(ع)

  • موقعیتØŒ عزت و جایگاه امام رضا(ع) در آن زمان بسیار رفیع و باشکوه بود و لذا یکی از اهداف مØ£مون-در تحمیل ولایتعهدی به امام- این بود که خودش به‌واسطÛ€ امام رضا(ع) عزت پیدا کند. و یکی دیگر از اهدافش این بود که عزت امام رضا(ع) را کم کندØŒ به‌خاطر اینکه ایشان را در یک دستگاهی وارد کرده که بالاخره دستگاه فاسدی است. چرا که دستگاه خلافت در آن زمانØŒ خیلی فاسد بود و ظلم‌ها و بی‌بندوباری‌هایی در آن رواج داشت. یعنی هدف مØ£مون این بود که امام رضا(ع) را که در اوج معرفت و معنویت بود وارد دستگاه فاسد خلافت کند تا از قداست امام(ع) در نزد مردم کم شود و از نفوذ ایشان در میان مردم بکاهد. این هدف مهمی برای مØ£مون بود که البته به آن نرسید.
  • شاید مØ£مون به هدف اول-که خودش را در کنار امام رضا(ع) عزتمند کند- تا حدÙ‘ی رسیدØŒ ولی چون توجه مردم به امام رضا(ع) بیشتر از مØ£مون بود. لذا مØ£مون از سرِ همین حسادتØŒ کم‌کم نقشÛ€ قتل امام رضا(ع) را کشیدØŒ و در نهایت هم ایشان را به شهادت رساند.

مØ£مون می‌خواست با وارد کردن  امام رضا(ع) به عرصÛ€ سیاستØŒ از قداست و محبوبیت ایشان بکاهد/ اما محبوبیت امام رضا(ع) بعد از ورود به سیاست بیشتر شد

  • مØ£مون می‌خواست از یک‌سو خودش را در خوبی‌های امام رضا(ع) شریک کند و از سوی دیگر امام رضا(ع) را در بدی‌های خودش شریک کند. ولی آیا مØ£مون توانست امام رضا(ع) را در بدی‌های خودش شریک کند و از قداست ایشان بکاهدØŸ امام رضا(ع) بعد از اینکه با تحمیل ولایتعهدی توسط مØ£مون وارد عرصÛ€ سیاست شدندØŒ نه تنها از محبوبیت‌شان کم نشدØŒ بلکه بر آن افزوده نیز شد. و ایشان یک الگویی را برای کسانی که می‌خواهند وارد عرصÛ€ سیاست شوندØŒ نشان داد.
  • سیاست با وجود امام رضا(ع) داشت پاک و طیÙ‘ب و طاهر می‌شد به حدÙ‘ی که دیگر جایی برای مØ£مون باقی نمی‌ماندØ› نه اینکه- به‌‌دلیل سیاسی شدن- از قداست و معنویت امام رضا(ع) کم شود و ایشان جایگاه خود را در بین مردم از دست بدهد.

امام رضا(ع) سیاسی‌ترین امام/چرا امام رضا(ع) نپذیرفت در جزئیات حکومت دخالت کندØŸ

  • می‌توان گفت سیاسی‌ترین امام ما از جهاتیØŒ امام رضا(ع) هستند. البته امیرالمؤمنین(ع) بیشتر از امام رضا(ع) در عرصÛ€ سیاست فعالیت داشتند ولی مشکلات فراوان امیرالمؤمنین(ع) و مصائبی که پیش آمد-و موجب دشمنی‌های فراوان و سوØ¡ تفاهم‌ها شد- نگذاشت این خورشید پرفروغ از پشت ابر بیرون بیاید و تمام نورش را ساطع کند. ولی امام رضا(ع) از همان اول با مØ£مون عهد کردند که من در هیچ عزل و نصب و هیچ بخشنامه‌ای دخالت نمی‌کنم.
  • چرا امام رضا(ع) نپذیرفتند که در جزئیات دخالت کنندØŸ به همان دلیلی که وقتی مردم به سراغ امیرالمؤمنین(ع) رفتندØŒ در ابتدا ایشان نمی‌پذیرفتند.  حتی امیرالمؤمنین(ع) در همان موقعØŒ به طلحه و زبیر فرمودند که اگر شما این کار را به‌دست بگیرید من حاضرم با شما بیعت کنم. در واقع حضرت داشت به آنها می‌فهماند که اگر من خلیفه شومØŒ شما نمی‌توانید تحمل کنید. (دÙŽعُونِی وÙŽ الÙ’تÙŽمِسُوا غÙŽیÙ’رِی...وÙŽ اعÙ’لÙŽمُوا Ø£ÙŽنِّی إِنÙ’ Ø£ÙŽجÙŽبÙ’تُکُمÙ’ رÙŽکِبÙ’تُ بِکُمÙ’ مÙŽا Ø£ÙŽعÙ’لÙŽمُ وÙŽ لÙŽمÙ’ أُصÙ’غِ إِلÙŽÙ‰ قÙŽوÙ’لِ الÙ’قÙŽائِلِ وÙŽ عÙŽتÙ’بِ الÙ’عÙŽاتِبِ وÙŽ إِنÙ’ تÙŽرÙŽکÙ’تُمُونِی فÙŽØ£ÙŽنÙŽا کÙŽØ£ÙŽحÙŽدِکُمÙ’ وÙŽ لÙŽعÙŽلِّی Ø£ÙŽسÙ’مÙŽعُکُمÙ’ وÙŽ Ø£ÙŽطÙ’وÙŽعُکُمÙ’ لِمÙŽنÙ’ وÙŽلÙ‘ÙŽیÙ’تُمُوهُ Ø£ÙŽمÙ’رÙŽکُمÙ’ وÙŽ Ø£ÙŽنÙŽا لÙŽکُمÙ’ وÙŽزِیراÙ‹ خÙŽیÙ’رÙŒ لÙŽکُمÙ’ مِنِّی Ø£ÙŽمِیراÙ‹-و نیز خطاب به مردم فرمودند: لÙŽا حÙŽاجÙŽهÙŽ لِی فِی Ø£ÙŽمÙ’رِکُمÙ’ فÙŽمÙŽنِ اخÙ’تÙŽرÙ’تُمÙ’ رÙŽضِیتُ بِهِ؛ الکامل فی التاریخ/ Û³/Û±Û¹Û°) (وÙŽ قÙŽد کانÙŽ قال لÙŽهُما قÙŽبلÙŽ بیعÙŽتُهُما لÙŽهُ إِنÙ’ Ø£ÙŽحÙ’بÙŽبÙ’تُمÙŽا Ø£ÙŽنÙ’ تُبÙŽایِعÙŽانی وÙŽ إِنÙ’ Ø£ÙŽحÙ’بÙŽبÙ’تُمÙŽا بÙŽایÙŽعÙ’تُکُمÙŽا فÙŽقÙŽالا لا بÙŽلÙ’ نُبÙŽایِعُکØ› شرح نهج‌البلاغه ابن‌ابی‌الحدید/Û±Û±/Û±Û· و تاریخ طبری/Û´/Û´Û²Û¹ و الکامل ابن اثیر/Û³/Û±Û¹Û±)
  • بعد از اینکه «فضل» - وزیرِ مØ£مون- در جریان توطئه‌ای که ظاهراÙ‹ مØ£مون برای او چیده بودØŒ به قتل رسیدØŒ طرفداران فضل در حکومت برای انتقام از مØ£مون به پا خواستندØŒ - مØ£مون با گریه از امام رضا(ع) درخواست کرد: «الان من به شما احتیاج دارمØŒ امر وزارت را قبول کنید.» ولی امام رضا(ع) قبول نفرمود. وقتی مØ£مون رفتØŒ یکی از اصحاب خصوصی امام رضا(ع) از ایشان پرسید: «چرا قبول نکردیدØŸ شما می‌توانستید این موقعیت و منصب مهم را قبضه کنید!» حضرت پاسخ داد: تو فکر نکن که اگر من قبول می‌کردمØŒ حقوق تو تغییری می‌کردØŒ پس یک‌وقت طمع تو را برندارد! اگر من وارد عرصÛ€ قدرت شومØŒ هیچ‌کدام از اطرافیان خودم را برخوردار نخواهم کردØŒ همان پولی که الان می‌گیریØŒ در آن زمان هم خواهی گرفتØŒ چرا دنبال این هستی که من آن موقعیت و منصب را بگیرمØŸ  یعنی امام رضا(ع) به نزدیک‌ترین افراد خود نیز نهیب زد که «حواست باشد و فکر نکن که اگر من حاکم بشومØŒ چیزی به تو می‌رسد! پس یک‌وقت طمع نداشته باشید که چیزی به شما برسد! (لÙŽمÙ‘ÙŽا کÙŽانÙŽ مِنÙ’ Ø£ÙŽمÙ’رِ الÙ’فÙŽضÙ’لِ بÙ’نِ سÙŽهÙ’لٍ مÙŽا کÙŽانÙŽ وÙŽ قُتِلÙŽ دÙŽخÙŽلÙŽ الÙ’مَأْمُونُ إِلÙŽÙ‰ الرِّضÙŽا ع یÙŽبÙ’کِی وÙŽ قÙŽالÙŽ لÙŽهُ هÙŽذÙŽا وÙŽقÙ’تُ حÙŽاجÙŽتِی إِلÙŽیÙ’کÙŽ یÙŽا Ø£ÙŽبÙŽا الÙ’حÙŽسÙŽنِ فÙŽتÙŽنÙ’ظُرُ فِی الْأَمÙ’رِ وÙŽ تُعِینُنِی فÙŽقÙŽالÙŽ لÙŽهُ عÙŽلÙŽیÙ’کÙŽ التÙ‘ÙŽدÙ’بِیرُ یÙŽا Ø£ÙŽمِیرÙŽ الÙ’مُؤْمِنِینÙŽ وÙŽ عÙŽلÙŽیÙ’نÙŽا الدُّعÙŽاØ¡... فÙŽلÙŽمÙ‘ÙŽا خÙŽرÙŽجÙŽ الÙ’مَأْمُونُ قُلÙ’تُ لِلرِّضÙŽا ع لِمÙŽ Ø£ÙŽخÙ‘ÙŽرÙ’تÙŽ Ø£ÙŽعÙŽزÙ‘ÙŽکÙŽ اللÙ‘ÙŽهُ مÙŽا قÙŽالÙŽهُ لÙŽکÙŽ Ø£ÙŽمِیرُ الÙ’مُؤْمِنِینÙŽ وÙŽ Ø£ÙŽبÙŽیÙ’تÙŽهُ فÙŽقÙŽالÙŽ وÙŽیÙ’حÙŽکÙŽ یÙŽا Ø£ÙŽبÙŽا حÙŽسÙŽنٍ لÙŽسÙ’تُ مِنÙ’ هÙŽذÙŽا الْأَمÙ’رِ فِی شÙŽیْ‏ءٍ قÙŽالÙŽ فÙŽرÙŽآنِی قÙŽدِ اغÙ’تÙŽمÙŽمÙ’تُ فÙŽقÙŽالÙŽ لِی وÙŽ مÙŽا لÙŽکÙŽ فِی هÙŽذÙŽا لÙŽوÙ’ آلÙŽ الْأَمÙ’رُ إِلÙŽÙ‰ مÙŽا تÙŽقُولُ وÙŽ Ø£ÙŽنÙ’تÙŽ مِنِّی کÙŽمÙŽا Ø£ÙŽنÙ’تÙŽ عÙŽلÙŽیÙ’هِ الÙ’آنÙŽ مÙŽا کÙŽانÙŽتÙ’ نÙŽفÙŽقÙŽتُکÙŽ إِلÙ‘ÙŽا فِی کُمِّکÙŽ وÙŽ کُنÙ’تÙŽ کÙŽوÙŽاحِدٍ مِنÙŽ النÙ‘ÙŽاس‏؛ عیون اخبار الرضا(ع)/Û²/Û±Û¶Û´)
  • امام رضا(ع) قبول نکرد در جزئیات حکومت دخالت کندØŒ چون اگر بنا بود دخالت کندØŒ باید- مثل امیرالمؤمنین(ع)- تا آخر می‌رفت و در همه‌چیز دخالت می‌کرد و لذا آن‌قدر دشمنی که برای امیرالمؤمنین(ع) درست شدØŒ ممکن بود برای امام رضا(ع) نیز درست شود. چون این موقعیت خطیرØŒ شبیه «همه یا هیچ» است. یعنی اگر قرار باشد ائمÛ€ هدی(ع) کار را به‌دست بگیرندØŒ باید «صفر تا صدِ» کار در دست ایشان قرار بگیرد.

اگر سیاست را مغایر معنویت بدانیمØŒ بی‌‌معنویت‌ها به عرصÛ€ سیاست راه می‌یابند/ زائر بامعرفت امام رضا(ع) نمی‌تواند معنویت را از سیاست جدا بداند

  • به‌هر حالØŒ اصلِ حضور امام رضا(ع) در عرصÛ€ سیاستØŒ چیزی از قداست و معنویت ایشان کم نکرد. و خیلی عجیب است که ما در بین این مردم خوبی که زائر امام رضا(ع) هستند کسانی را داشته باشیم که معنویت و دیانت را در ذهن خودشان جدای از سیاست بدانند! در واقع مهمترین پایگاه انتظار و مهمترین پایگاه تربیت سربازان امام زمان(ع) برای ایجاد یک حکومت جهانیØŒ همین مشهد مقدس و حرم رضوی است. نمی‌شود کسی وارد حرم امام رضا(ع) شود و ذهنیت خودش را نسبت به دوری دین از سیاستØŒ اصلاح نکند.
  • متاسفانه هنوز بعضی‌ها هستند که سیاست را یک‌مقدار مغایر با معنویت و معرفت می‌دانند. اگر سیاست را چیزی غیر از معنویت و معرفت بدانیمØŒ نتیجه‌اش این می‌شود که بی‌معنویت‌ها و بی‌معرفت‌ها در عرصÛ€ سیاسی راه پیدا خواهند کرد. در حالی که هر کسی وارد عرصÛ€ سیاست می‌شود باید نشان دهد که پرتویی از نور معنویت امام رضا(ع) دارد و الا او را چه به سیاستØŸ!
  • هر کسی که یک‌مقدار وارد عرصÛ€ سیاست می‌شود به همان مقدار باید رضوی باشدØŒ یعنی باید یک شباهتی به امام رضا(ع) داشته باشد. ما اگر علوی و رضوی هستیمØŒ نباید نگاه خودمان را شبیه نگاه مØ£مون قرار دهیمØŒ بلکه باید نگاه‌مان را شبیه امام رضا(ع) قرار دهیم و جایگاه سیاست را از حضور کسانی که بخواهند علوی و رضوی عمل نکنند مبرÙ‘ا بدانیم.
  • کسی با معرفتØŒ امام رضا(ع) را زیارت می‌کند که به این جایگاه برتر امام رضا(ع) دقت داشته باشد. و بداند که هر کسی خواست در عرصÛ€ سیاست قدمی برداردØŒ یا قلمی بزندØŒ باید بویی و عطری از حرم رضوی و از این معنویت و قداست به او رسیده باشد.

امام رضا(ع) به حدی قداست و معنویت را وارد عرصÛ€ سیاست کردØ› که مØ£مون دید دیگر جایی برای امثال او نمانده

  • حضور امام رضا(ع) در عرصÛ€ سیاستØŒ نه‌تنها از قداست و معنویت ایشان کم نکردØŒ بلکه ایشان داشت قداست و معنویت را وارد عرصÛ€ سیاست می‌کردند. وقتی ایشان داشت قداست و معنویت را وارد عرصÛ€ سیاست می‌کردØŒ مØ£مون می‌دید که دیگر جایی برای او باقی نمی‌ماند و باید کنار برود. یک نمونه از سند تاریخی این بحثØŒ همان جریان نماز عید فطر امام رضا(ع) است که با آن حالت خاکسار و متضرÙ‘ع درِ خانÛ€ خداوندØŒ راه افتادند و به سمت مصلی حرکت کردندØŒ و وقتی مردم این حال و روز امام رضا(ع) را دیدندØŒ غلیان معنوی در آنها غوغا کرد و کم‌کم داشت یک حماسÛ€ معنوی و اجتماعی رخ می‌داد لذا مشاورین مØ£مون و بالاخص وزیر او-فضل- به او گفتند که اگر امام رضا(ع) نماز عید فطر را بخواند دیگر جایی برای تو باقی نمی‌ماند و باید کنار بروی! و لذا مØ£مون از وسط راهØŒ امام رضا(ع) را برگرداند(لÙŽمÙ‘ÙŽا حÙŽضÙŽرÙŽ الÙ’عِیدُ وÙŽ کÙŽانÙŽ قÙŽدÙ’ عُقِدÙŽ لِلرِّضÙŽا ع الْأَمÙ’رُ بِوِلÙŽایÙŽهِ الÙ’عÙŽهÙ’دِ بÙŽعÙŽثÙŽ إِلÙŽیÙ’هِ الÙ’مَأْمُونُ فِی الرُّکُوبِ إِلÙŽÙ‰ الÙ’عِیدِ وÙŽ الصÙ‘ÙŽلÙŽاهِ بِالنÙ‘ÙŽاسِ وÙŽ الÙ’خُطÙ’بÙŽهِ بِهِمْ‏... وÙŽ بÙŽلÙŽغÙŽ الÙ’مَأْمُونÙŽ ذÙŽلِکÙŽ فÙŽقÙŽالÙŽ لÙŽهُ الÙ’فÙŽضÙ’لُ بÙ’نُ سÙŽهÙ’لٍ ذُو الرِّئÙŽاسÙŽتÙŽیÙ’نِ یÙŽا Ø£ÙŽمِیرÙŽ الÙ’مُؤْمِنِینÙŽ إِنÙ’ بÙŽلÙŽغÙŽ الرِّضÙŽا الÙ’مُصÙŽلÙ‘ÙŽÙ‰ عÙŽلÙŽÙ‰ هÙŽذÙŽا السÙ‘ÙŽبِیلِ افÙ’تÙŽتÙŽنÙŽ بِهِ النÙ‘ÙŽاسُ وÙŽ خِفÙ’نÙŽا کُلُّنÙŽا عÙŽلÙŽÙ‰ دِمÙŽائِنÙŽا فÙŽØ£ÙŽنÙ’فِذÙ’ إِلÙŽیÙ’هِ Ø£ÙŽنÙ’ یÙŽرÙ’جِعÙŽ فÙŽبÙŽعÙŽثÙŽ إِلÙŽیÙ’هِ الÙ’مَأْمُونُ قÙŽدÙ’ کÙŽلÙ‘ÙŽفÙ’نÙŽاکÙŽ شÙŽطÙŽطاÙ‹ وÙŽ Ø£ÙŽتÙ’عÙŽبÙ’نÙŽاکÙŽ وÙŽ لÙŽسÙ’نÙŽا نُحِبُّ Ø£ÙŽنÙ’ تُلÙ’حِقÙŽکÙŽ مÙŽشÙŽقÙ‘ÙŽهÙŒ فÙŽارÙ’جِعÙ’ وÙŽ لÙ’یُصÙŽلِّ بِالنÙ‘ÙŽاسِ مÙŽنÙ’ کÙŽانÙŽ یُصÙŽلِّی بِهِمÙ’ عÙŽلÙŽÙ‰ رÙŽسÙ’مِهِ فÙŽدÙŽعÙŽا Ø£ÙŽبُو الÙ’حÙŽسÙŽنِ ع بِخُفِّهِ فÙŽلÙŽبِسÙŽهُ وÙŽ رÙŽکِبÙŽ وÙŽ رÙŽجÙŽع‏؛ ارشاد مفید/Û²/Û²Û¶Û´-Û²Û¶Ûµ)

قداست و معنویت را نه‌فقط برای رهبرØŒ بلکه برای سایر سیاستمدارن هم لازم بدانیم/نگاه‌ واتیکانی به سیاستØŒ جانیان را بر جامعه مسلط می‌کند

  • اگر ما قداست و معنویت را فقط برای امام و رهبری قائل باشیم و بگوییم «چون امام و رهبری در مقام ولایت هستند باید این قداست و معنویت و معرفت را داشته باشند و برای سایر سیاستمداران این قداست لازم نیست و نیاز نیست که این‌قدر معنویت داشته باشند» در این صورت ما با دست خودمان مقدمات بزرگترین بدبختی‌ها را برای جامعه فراهم کرده‌ایم.
  • هر کسی در این مملکت به هر نسبتی از مسئولیت برخوردار می‌شود به همان نسبت باید بیش از دیگران از معرفت و معنویت برخوردار باشد. معنا ندارد که ما به جایگاه‌های سیاسی جامعه ساده انگارانه نگاه کنیم! این نگاهØŒ شبیه نگاه واتیکان است که فقط برای‌شان کافی است که شخص «پاپ» آدم معنوی و مقدسی باشد و ضروری نمی‌دانند که بقیÛ€ دولتمردان جهان مسیحیت این‌قدر معنوی باشند! لذا کلÙ‘اش‌ترین و جنایتکارترین آدم‌هاØŒ رؤسای سیاسی جهان مسیحیت می‌شوند. و شما امروز می‌بینید که چه بلایی بر سرِ جهان مسیحیت آمده است! ما که نمی‌خواهیم مثل آنها بشویم! آنها معنویت را فقط مخصوص پاپ می‌دانند و بعد به پاپ هم می‌گویند: «شما به سیاست کاری نداشته باش!»

امام رضا(ع) در عرصÛ€ سیاست حتی به دشمن خود هم خدمت کرد/ امام رضا(ع) مØ£مون را از کشته شدن در یک شورش حتمی نجات داد

  • در اینجا می‌خواهیم چند نکته دربارÛ€ سیرÛ€ سیاسی امام رضا(ع) بیان کنیم. امام رضا(ع) در عرصÛ€ سیاست به‌صورت عجیبی امانت‌دار بودند و حتی به مØ£مون خدمت کردند با اینکه می‌دانستند که به دست مØ£مون به قتل خواهند رسید. یک نمونه از کمک حضرت به مØ£مونØŒ نجات مØ£مون از کشته شدن در یک شورش حتمی بود. وقتی فضل-وزیر مØ£مون در حمام ترور شد- طرفداران و وابستگان فراوان فضل در حکومت و ارتشØŒ که معقتد بودند مØ£مون فضل را کشته-و ظاهراÙ‹ همینطور هم بود-ØŒ شورش کرده و برای خونخواهی فضل بر در کاخ مØ£مون جمع شدند تا آن را آتش بزنند و انتقام فضل را از مØ£مون بگیرند. در اینجا مØ£مون از حضرت تقاضا کرد که اگر صلاح می‌داند او را از این مخمصه نجات دهد. حضرت هم به میان مردم آمدند و با دست خود به این مردم عصبانی اشاره کردند که متفرق شوید. نفوذØŒ جایگاه اجتماعی و محبوبیت حضرت به قدری بود که بی‌درنگ مردم متفرق شدند. (قÙŽالÙŽ فÙŽاجÙ’تÙŽمÙŽعÙŽ الÙ’جُنÙ’دُ وÙŽ الÙ’قُوÙ‘ÙŽادُ وÙŽ مÙŽنÙ’ کÙŽانÙŽ مِنÙ’ رِجÙŽالِ الÙ’فÙŽضÙ’لِ عÙŽلÙŽÙ‰ بÙŽابِ الÙ’مَأْمُونِ، فÙŽقÙŽالُوا هÙŽذÙŽا اغÙ’تÙŽالÙŽهُ وÙŽ قÙŽتÙŽلÙŽهُ یÙŽعÙ’نُونÙŽ الÙ’مَأْمُونÙŽ وÙŽ لÙŽنÙŽطÙ’لُبÙŽنÙ‘ÙŽ بِدÙŽمِهِ وÙŽ جÙŽاءُوا بِالنِّیرÙŽانِ لِیُحÙ’رِقُوا الÙ’بÙŽابÙŽØŒ فÙŽقÙŽالÙŽ الÙ’مَأْمُونُ لِأَبِی الÙ’حÙŽسÙŽنِ ع یÙŽا سÙŽیِّدِی تÙŽرÙŽÙ‰ Ø£ÙŽنÙ’ تÙŽخÙ’رُجÙŽ إِلÙŽیÙ’هِمÙ’ وÙŽ تُفÙŽرِّقÙŽهُمْ؟ قÙŽالÙŽ فÙŽقÙŽالÙŽ یÙŽاسِرÙŒ: فÙŽرÙŽکِبÙŽ Ø£ÙŽبُو الÙ’حÙŽسÙŽنِ وÙŽ قÙŽالÙŽ لِیÙŽ ارÙ’کÙŽبÙ’ فÙŽرÙŽکِبÙ’تُ فÙŽلÙŽمÙ‘ÙŽا خÙŽرÙŽجÙ’نÙŽا مِنÙ’ بÙŽابِ الدÙ‘ÙŽارِ نÙŽظÙŽرÙŽ إِلÙŽÙ‰ النÙ‘ÙŽاسِ وÙŽ قÙŽدÙ’ تÙŽزÙŽاحÙŽمُوا. فÙŽقÙŽالÙŽ لÙŽهُمÙ’ بِیÙŽدِهِ: تÙŽفÙŽرÙ‘ÙŽقُوا تÙŽفÙŽرÙ‘ÙŽقُوا. قÙŽالÙŽ یÙŽاسِرÙŒ: فÙŽØ£ÙŽقÙ’بÙŽلÙŽ النÙ‘ÙŽاسُ وÙŽ اللÙ‘ÙŽهِ یÙŽقÙŽعُ بÙŽعÙ’ضُهُمÙ’ عÙŽلÙŽÙ‰ بÙŽعÙ’ضٍ وÙŽ مÙŽا Ø£ÙŽشÙŽارÙŽ إِلÙŽÙ‰ Ø£ÙŽحÙŽدٍ إِلÙ‘ÙŽا رÙŽکÙŽضÙŽ وÙŽ مÙŽرÙ‘ÙŽ.(کافی/Û±/Û´Û¹Û± و عیون اخبار الرضا/Û²/Û±Û¶Û´)

امام رضا(ع) به مØ£مون مشورت و راهنمایی‌های دلسوزانه می‌داد/ چون عرصÛ€ سیاستØŒ بسیار حساس است و سرنوشت جامعه به آن بستگی دارد

  • امام رضا(ع) در هنگامِ نظر دادن و مشورت دادن به مØ£مونِ ملعون و خائنØŒ واقعاÙ‹ امینØŒ باصداقت و از سرِ دلسوزی عمل می‌کرد. از این‌گونه مشورت‌هایی که امام رضا(ع) به مØ£مون دادندØŒ در تاریخ زیاد هست. یک نمونه‌اش این بود که امام رضا(ع) به مØ£مون توصیه کرد که تو باید به مرکز جهان اسلام بروی و نباید در خراسان بمانی. و تحلیل‌هایی را برای او ارائه دادند و او را متقاعد کردند که قدرت تو در آنجا(بغداد یا مدینه) افزایش پیدا خواهد کرد. و مØ£مون هم این سخن امام رضا(ع) را قبول کرد و در نهایت هم این کار را انجام دادØ› البته بعد از کشتن فضل و به‌شهادت رساندن امام رضا(ع). چون می‌دانست که امام رضا(ع) به او خیانت نمی‌کند.
  • چرا امام رضا(ع) با مØ£مون این‌گونه برخورد می‌کردØŸ چون عرصÛ€ سیاست عرصÛ€ فو‌ق‌العاده حساسی است. عرصÛ€ رØ£ی و نظر سیاسی فوق‌العاده مهم است. در روز قیامت هم خداوند متعال یکی از مهمترین سؤالاتی که از اعمال ما می‌پرسدØŒ دربارÛ€ رØ£ی و نظر دادن ماست. این مسØ£له خیلی اهمیت داردØ› چون خدمت یا خیانت به یک جامعه است.
  • امام رضا(ع) می‌دانست که سرنوشت جامعÛ€ اسلامی به‌دست این قدرتمندان و سیاستمداران استØ› هرچند که خودِ آنها آدم‌های بدی بودندØŒ اما حضرت در کمک و حمایت از آنها کم نمی‌گذاشتند. به‌دلیل اینکه عرصÛ€ سیاست بسیار حساس است و به سرنوشت جامعه مربوط می‌شود.

ائمÛ€ هدی(ع) بهترین مشاوره‌ها را به سیاستمداران ظالم زمان خود می‌دادند

  • درست است که امام رضا(ع)-همان‌طور که از ابتدا عهد کرده بود- در جزئیات حکومت دخالت نکرد و حاضر نشد در هیچ عزل و نصبی دخالت کندØŒ اما به مØ£مون مشورت می‌داد. این مشورت‌های امام رضا(ع) انسان را به یاد مشورت‌های امیرالمؤمنین(ع) می‌اندازد که برخی از خلفا می‌گفتند: «اگر علی بن ابیطالب نبودØŒ ما هلاک شده بودیم!»(تفسیر عیاشی/Û±/Û·Ûµ)
  • البته این مشورت‌های صادقانه اختصاص به این دو امام بزرگوار ندارد. بلکه هر کدام از خلفا که می‌خواستند مشورت یا کمکی بگیرندØŒ ائمÛ€ هدی(ع) کم نمی‌گذاشتند و دلسوزانه بهترین مشاوره‌ها را به سیاستمداران زمان خود می‌دادندØŒ چون مسائل سیاسی خیلی حساس است و سرنوشت یک جامعه به آن بستگی دارد.

امام رضا(ع) نه‌تنها تشنÙ‘ج ایجاد نکردØŒ بلکه به ثبات حکومت مØ£مون کمک کرد/ در بی‌ثباتی همه ضرر می‌‌کنند

  • امام رضا(ع) اگر می‌خواستØŒ می‌توانست با کوچکترین اشارهØŒ بزرگترین تشنÙ‘ج‌ها را برای مØ£مون و حکومتش ایجاد کند ولی حضرت برعکس عمل می‌کرد یعنی موجب ثبات حکومت مØ£مون می‌شد. مثلاÙ‹ همانطور که گفتیم بعد از قتل فضلØŒ طرفداران و منصوبین فضل علیه مØ£مون شورش کردند. مØ£مون نزد امام رضا(ع) آمد و کمک خواست. حضرت قبول کردندØŒ رفتند و آنها را آرام کردند. البته یک عده‌ای از آنها آرام نمی‌شدند که حضرت با قدرت و نفوذ خودØŒ آنها را پراکنده کرد.(...فÙŽاجÙ’تÙŽمÙŽعÙŽ الÙ’جُنÙ’دُ وÙŽ الÙ’قُوÙ‘ÙŽادُ وÙŽ مÙŽنÙ’ کÙŽانÙŽ مِنÙ’ رِجÙŽالِ الÙ’فÙŽضÙ’لِ عÙŽلÙŽÙ‰ بÙŽابِ الÙ’مَأْمُونِ فÙŽقÙŽالُوا هÙŽذÙŽا اغÙ’تÙŽالÙŽهُ وÙŽ قÙŽتÙŽلÙŽهُ یÙŽعÙ’نُونÙŽ الÙ’مَأْمُونÙŽ وÙŽ لÙŽنÙŽطÙ’لُبÙŽنÙ‘ÙŽ بِدÙŽمِهِ وÙŽ جÙŽاءُوا بِالنِّیرÙŽانِ لِیُحÙ’رِقُوا الÙ’بÙŽابÙŽ فÙŽقÙŽالÙŽ الÙ’مَأْمُونُ لِأَبِی الÙ’حÙŽسÙŽنِ ع یÙŽا سÙŽیِّدِی تÙŽرÙŽÙ‰ Ø£ÙŽنÙ’ تÙŽخÙ’رُجÙŽ إِلÙŽیÙ’هِمÙ’ وÙŽ تُفÙŽرِّقÙŽهُمÙ’ قÙŽالÙŽ فÙŽقÙŽالÙŽ یÙŽاسِرÙŒ فÙŽرÙŽکِبÙŽ Ø£ÙŽبُو الÙ’حÙŽسÙŽنِ وÙŽ قÙŽالÙŽ لِیÙŽ ارÙ’کÙŽبÙ’ فÙŽرÙŽکِبÙ’تُ فÙŽلÙŽمÙ‘ÙŽا خÙŽرÙŽجÙ’نÙŽا مِنÙ’ بÙŽابِ الدÙ‘ÙŽارِ نÙŽظÙŽرÙŽ إِلÙŽÙ‰ النÙ‘ÙŽاسِ وÙŽ قÙŽدÙ’ تÙŽزÙŽاحÙŽمُوا فÙŽقÙŽالÙŽ لÙŽهُمÙ’ بِیÙŽدِهِ تÙŽفÙŽرÙ‘ÙŽقُوا تÙŽفÙŽرÙ‘ÙŽقُوا قÙŽالÙŽ یÙŽاسِرÙŒ فÙŽØ£ÙŽقÙ’بÙŽلÙŽ النÙ‘ÙŽاسُ وÙŽ اللÙ‘ÙŽهِ یÙŽقÙŽعُ بÙŽعÙ’ضُهُمÙ’ عÙŽلÙŽÙ‰ بÙŽعÙ’ضٍ وÙŽ مÙŽا Ø£ÙŽشÙŽارÙŽ إِلÙŽÙ‰ Ø£ÙŽحÙŽدٍ إِلÙ‘ÙŽا رÙŽکÙŽضÙŽ وÙŽ مÙŽرÙ‘ÙŽØ› کافی/Û±/Û´Û¹Û±)
  • چرا امام رضا(ع) مØ£مون را کمک می‌کردØŸ چرا در مقابل شورش حکومت مØ£مون را کمک کردØŸ چون ثبات اجتماعی خیلی اهمیت دارد و اگر بی‌ثباتی ایجاد شودØŒ همه ضرر خواهند کرد. یکی از دلایل تحمل زجرها توسط ائمÛ€ هدی(ع) به‌خاطر حفظ ثبات سیاسی بوده است.

یکی از دلایل تحمل زجرها توسط ائمÛ€ هدی(ع) حفظ ثبات سیاسی بود/ پس چرا امام حسین(ع) قیام کردØŸ

  • شاید خیلی‌ها بپرسند: اگر ثبات اجتماعی این‌قدر مهم استØŒ چرا امام حسین(ع) قیام کردØŸ امام حسین(ع) به‌خاطر اینکه مردم حضور پیدا کردندØŒ قیام کرد و الا بعد از اینکه مردم ایشان را محاصره کردندØŒ حضرت قیام خود را تمام کردØŒ و فرمود: «مرا رها کنید تا برگردم یا به جای دیگری بروم» حتی ایشان-بنا به نقلی- فرمودند که من حاضرم به سرحدات بروم. ولی آن مردم نامردØŒ دست از محاصرÛ€ امام حسین(ع) برنداشتند. و بعد گفتند که ما می‌خواهیم شما را ذلیلانه به یزید تحویل بدهیم! اینجا بود که امام حسین(ع) ایستادگی کرد و فرمود: هیهات من الذله(Ø£ÙŽلÙŽا وÙŽ إِنÙ‘ÙŽ الدÙ‘ÙŽعِیÙ‘ÙŽ ابÙ’نÙŽ الدÙ‘ÙŽعِیِّ قÙŽدÙ’ رÙŽکÙŽزÙŽ بÙŽیÙ’نÙŽ اثÙ’نÙŽتÙŽیÙ’نِ بÙŽیÙ’نÙŽ السÙ‘ÙŽلÙ‘ÙŽهِ وÙŽ الذِّلÙ‘ÙŽهِ وÙŽ هÙŽیÙ’هÙŽاتÙŽ مِنÙ‘ÙŽا الذِّلÙ‘ÙŽهØ› لهوف/صÛ¹Û·)
  • قیام امام حسین(ع) را این‌طور تصور نکنید که حضرت از همان ابتدا شمشیر کشید که تا آخر برود! بلکه واقعش این بود که امام حسین(ع) به وعدÛ€ یاری مردم اعتماد کرد و وقتی مردم گفتند که «تو را یاری نمی‌کنیم» حضرت فرمود: «پس مرا رها کنید تا برگردم» اما مردم ایشان را رها نکردند.
  • امام حسین(ع) در وصیت‌نامÛ€ خودشان قبل از اینکه اعلام کنند که «من برای چه دارم قیام می‌کنم» ابتدا دربارÛ€ اینکه «برای چه چیزی قیام نمی‌کنند» توضیح داده و فرمودند: «من خروج نکردم که جامعه را به‌هم بریزم یا شلوغ کنم و شرÙ‘ به‌پا کنم بلکه من به‌خاطر اصلاح امر امت جدÙ‘م خروج کردم و...Ø› إِنِّی لÙŽمÙ’ Ø£ÙŽخÙ’رُجÙ’ بÙŽطِراÙ‹ وÙŽ لÙŽا Ø£ÙŽشِراÙ‹ وÙŽ لÙŽا مُفÙ’سِداÙ‹ وÙŽ لÙŽا ظÙŽالِماÙ‹ وÙŽ إِنÙ‘ÙŽمÙŽا خÙŽرÙŽجÙ’تُ Ø£ÙŽطÙ’لُبُ الصÙ‘ÙŽلÙŽاحÙŽ فِی أُمÙ‘ÙŽهِ جÙŽدِّی مُحÙŽمÙ‘ÙŽد»(مناقب ابن‌شهرآشوب/Û´/Û¸Û¹) یعنی امام حسین(ع) وقتی می‌خواستند علت خروج(قیام) خود را توضیح دهندØŒ تØ£کید می‌کردند که من نمی‌خواهم ثبات اجتماعی را به‌هم بریزم.

امام رضا(ع) در زندگی خصوصی هم به دشمنش لطف داشت/ دوستان را کجا کنی محرومØ› تو که با دشمن این نظر داری!

  • امام رضا(ع) به‌خاطر دلسوزی به حال مردم و جامعهØŒ حتی به دشمن خودش هم خدمت کرد. این سیرÛ€ سیاسی امام رضا(ع) است. یعنی امام رضا(ع) آن‌قدر به سیاست و ثبات اجتماع اهمیت می‌داد که به دشمنان خودش هم خدمت می‌کردØŒ چرا که عرصÛ€ سیاست خیلی مهم و در سرنوشت مردم تØ£ثیرگذار است.
  • البته امام رضا(ع) حتی در زندگی خصوصی خودشان هم به دشمن خودشان لطف داشتند. مØ£مون صاحب چند پسر شده بود که همگی در کودکی مرده بودند. لذا به امام رضا(ع) متوسل شد. گفت: از خدا بخواه که پسرانم برای من بمانند. امام رضا(ع) تØ£ملی کردند و فرمودند: «این پسر تو برای تو باقی خواهد ماند» و حضرت اسم او را هم تعیین کردند و فرمودند که «او را این‌گونه ادب کن...»
  • جلودی یکی از جلادهای مØ£مون بود. او یک‌بار به امر هارون‌الرشیدِ ملعونØŒ خانÛ€ امام رضا(ع) در مدینه را غارت کرده بود. هارون به او مØ£موریت داده بود که «خودت داخل خانه‌های بنی‌هاشم می‌شوی و هرچه پول و دارایی و آذوقه دارندØŒ برمی‌داری و غارت می‌کنی تا دیگر چیزی نداشته باشند و محتاج دیگران شوند و به جز یک لباس برایشان باقی نمی‌گذاری» وقتی جلودی به دمِ در خانÛ€ امام رضا(ع) رسیدØŒ حضرت به او فرمود: تو داخل خانه نشوØŒ من خودم همÛ€ دارایی‌ها را به تو می‌دهم. او در ابتدا قبول نمی‌کرد اما حضرت آن‌قدر اصرار کرد که او قبول کرد. و حضرت نیز همه چیز را جمع کرد و به او داد.
  • جلودی بعدها با مØ£مون اختلاف پیدا کرد و مØ£مون او را به زندان انداخت. وقتی مØ£مون می‌خواست او را محاکمه کندØŒ امام رضا(ع)-که آن‌موقع ولیعهد بود- دمِ گوش مØ£مون ملعون یک سخنی گفت. جلودی وقتی این صحنه را دیدØŒ به مØ£مون گفت: «تو را به قبر پدرت هارون قسم می‌دهم که هر چیزی امام رضا(ع) گفتهØŒ اجرا نکن و برعکس آن عمل کن!» مØ£مون گفت: ای بدبخت! امام رضا(ع) گفت که جلودی را به‌خاطر من  به خاطر اینکه در آن قضیه درخواست من را پذیرفت و به خانÛ€ من داخل نشدØŒ ببخش! ولی تو خودت مرا قسم دادی که برعکس آن عمل کنم! لذا مØ£مون به جلاد دستور داد گردن او را بزند. جلودی در واقع به امام رضا(ع) سوØ¡ ظن داشت.
  • حضرت با دشمن خود این‌قدر بزرگوارنه برخورد می‌کردØŒ قطعاÙ‹ دوستان و محبین خود را خیلی تحویل می‌گیرد و تکریم می‌کند. زبان حال ما این است: «دوستان را کجا کنی محرومØ› تو که با دشمن این نظر داری»
  • منبع : رجا نیوز