✍️ نویسنده: 5
وقتی رو به رویش بنشینید خیلی جدی تر از چیزی به نظر می رسد که تصور می کردید. صداپیشه عروسک های محبوب و پرطرفداری مثل ببعی و آقوی همساده این بار با عروسک بنفش رنگی مهمانمان شد که این روزها برای خودش اسم و رسمی به هم زده و با آوازهای شبانه اش دل ملتی را شاد می کند. بلهØŒ جناب خان همراه محمد بحرانی و دو گرداننده اشØŒ حامد ذبیحی و مهدی برقعی. گپ ما را با بحرانی بخوانید تا از جادوی جناب خان بیشتر بدانید. چه اتفاقی افتاد که جناب خان وارد دنیای آدم ها شدØŸ ماجرای جناب خان از «کوچه مروارید» شروع شدØ› یک سریال زنده عروسکی که برای شبکه نمایش خانگی تهیه و تولید شده. سعید سالارزهی هم تهیه کنندگی کل کار و کارگردانی سری اول را به عهده داشته. جناب خان و رامبد جوان که در این سریال اسمش «آقای محترم» استØŒ با هم بازی دارند. به همین دلیل هم جناب خان به خندوانه دعوت شد و این شد که می بینید. ایده لحن جناب خان و لهجه آبادانی که برایش انتخاب شده از کجا شکل گرفتØŸ اصلا چطور به این نتیجه رسیدید که این مدل حرف زدن به سروشکل جناب خان بیشتر می آیدØŸ در شروع کوچه مروارید یک اتاق فکر تشکیل شد و من هم یکی دو جلسه در آن حضور پیدا کردم. آنجا چند نفری به این نتیجه رسیدیم که جناب خان می تواند یک کاراکتر جنوبی باشدØŒ چون جنوبی ها آدم های باحالی هستند و اتفاقاتی که کنارشان می افتدØŒ خوش ریتم و جذاب است. مدت زیادی از آن جلسات گذشت تا اینکه محمد نادری که در سریال «شمعدونی» هم بازی کرده (بازیگر نقش هوشنگ مظاهری)ØŒ سری دوم کوچه مروارید را کارگردانی کرد. نوشتن عمده متن های سری اول و دوم هم به عهده خودش بودØŒ اما در نتیجه همان اتاق فکر بود که در نهایت به یک شخصیت جنوبی لبوفروش به نام جناب خان رسیدند. هدیه هاشمی هم طراحی عروسک را به عهده داشته که حسابی از او ممنونیم. بین جنوبی بودن و لبوفروش بودنش ارتباطی هست یا دلیل دیگری داشت که این شغل را برایش انتخاب کردیدØŸ نهØŒ قرابت خاصی با هم ندارند. شاید اگر می خواستیم سراغ اولین پیشنهاد برویم یا سمبوسه فروش بود. یا فلافل فروشØŒ اما نمی خواستیم سراغ تصاویر تکراری از جنوب برویم. تکیه کلام ها و دیالوگ های جناب خان چقدر حاصل متن است و چقدر نتیجه بداهه پردازی و خلاقیت فردی خودتان؟  طبیعتا کوچه مروارید یک متن از پیش نوشته داشت و قصه ها براساس متن پیش می رود. اما در خندوانه این شکلی نیست و محصول بداهه پردازی و ایده هایی کلی است که هرکدام از ما قبل از برنامه با خودمان سر برنامه می بریم. خود من از بچگی در شیراز و با جنوبی ها بزرگ شدم و خانه مان در محله ای بود که خیلی از کسانی به خاطر جنگ از خوزستان و کلا جنوب مجبور به مهاجرت شده بودند در آنجا زندگی می کردند. همه دوستان من در آن دورنØŒ اکثر خوزستانی و تک و توکی هم بوشهری یا از سایر شهرهای جنوب بودند. من اصولا با فرهنگ آنها بزرگ شدمØŒ یعنی به نظر خودم همان قدر که شیرازی هستم همان قدر هم جنوبی هستم. درنتیجه بخشی از چیزهایی که الان می بینید از گذشته من به این کاراکتر اضافه شده. خیلی جالب است چون دقیقات می خواستم بپرسم چه اتفاقی می افتد که گاهی لحن کاراکتر آقای همساده در جناب خان تا این حد پررنگ می شود و خودش را نشان می دهد و دیگر اینکه این کاراکترها چه خاصیت و جادویی دارند که لهجه شان باعث عصبانیت هیچ کس نشده و کسی تا امروز احساس نکرده مورد تمسخر قرار گرفتهØŸ اولا خیلی خوشحالیم که هیچ اعتراضی نشده. من هم اگر در مقام مخاطب بودم اعتراضی نمی کردم. برای اینکه در هیچ کدام از کاراکترهایی که ما کار کرده ایمØŒ هرگز بنا بر تمسخر نبوده. بالاخره کاراکتر کمدی است و می تواند اهل هر جایی باشدØŒ تهرانیØŒ شیرازی یا اصفهانی و... مهم این است که کار کمدی است. حداقل من در کارهایی که انجام داده امØŒ سعی کرده ام به لهجه وفادار بمانمØ› یعنی ادای لهجه یا ادای اصطلاحات را در نمی آورم و همان چیزی را که هست ارائه می دهم و هیچ کدام هم کاراکترهایی منفی نیستند. آقای همساده ممکن است خیلی بلا سرش بیایدØŒ ولی هرگز تا حالا سر کسی بلا نیاورده. اگر کل خاطرات آقای همساده را مرور کنیدØŒ هیچ نکته منفی ای در پرونده اش نمی بینیدØ› یعنی آزارش حتی به مورچه هم نرسیده است. چرا از بین عروسک ها یا به اصطلاح ماپت های کوچه مرواریدØŒ این جناب خان بود که برای ورود به «خندوانه» انتخاب شدØŸ به نظرم خندوانه بیشتر برنامه بزرگسالان است. درست است که طیف سنی ندارد و بچه ها هم می بینند و با بعضی بخش هایش ارتباط برقرار می کنندØŒ ولی عروسک بزرگسال در آن مجموعهØŒ جناب خان بود. هرچندØŒ تعدادی عروسک بزرگسال دیگر هم وجود داشتØŒ ولی نقششان کم بود. البته شاید رامبد بهتر بتواند به این سوال جواب بدهد. همان جا در پشت صحنه کوچه مرواریدØŒ شوخی هایی در آمد که الان جلو صحنه خندوانه استفاده می شودØ› مثلا شوخی با اسم رامبد و اینکه چقدر این اسم برای جناب خان عیجب است. درواقعØŒ تصمیم از پیش تعیین شده ای نبود. مجموعه این شوخی ها باعث شد گروه خود رامبد به این نتیجه برسند که این عروسک در خندوانه جواب می دهد. دلایل فرعی هم برای ورود جناب خان به خندوانه وجود داشتØŸ مثلا اینکه با مطرح تر شدن این عروسکØŒ به فروش کوچه مروارید در شبکه نمایش خانگی کمک شود. نهØŒ این حرکت برنامه ریزی شده نبود. به نظرم رامبد به قدری روی برنامه اش حساس هست که نخواهد به خاطر چنین چیزیØŒ عروسکی را وارد خندوانه کندØŒ ولی اگر به فروش کوچه مروارید هم کمک کندØŒ اتفاق خوبی است. واقعا خودمان هم از اول نمی دانستیم حضور جناب خان در خندوانه چه سرنوشتی خواهدداشت. بچه ها (ذبیحی و برقعی) اینجا شاهد هستند که اول گفتیم با یک روز و یک برنامه شروع کنیم تا ببینیم اصولا عروسک در برنامه ای که اصلا برای عروسکی بودن طراحی نشدهØŒ جواب می دهد یا نه. ممکن بود جناب خان بیاید و خیی زود هم مجبور شود از برنامه برود. تا الان هم سابقه نداشته عروسکی در یک برنامه شبانه این فرمی حضور داشته باشد و تازه جناب خان مورد استقبال قرار گرفته و محبوب هم شده. نه من هم یادم نمی آید یک عروسک کارش را با یک برنامه بزرگسال در تلویزیون شروع کرده باشد. بده بستان هایی که بین جناب خان و سروش صحت در خندوانه وجود داردØŒ چقدر حاصل بداهه پردازی و واکنش هر دو طرف در لحظه استØŸ خصوصا اینکه هردو در کوچه مروارید با هم بازی داشته اند. الان استندآپ کمدین هایی که به خندانه می آیندØŒ داستانشان را هم با خودشان می آورندØ› یعنی کسی پیش زمینه ای مشخص نمی کند و متنی برایشان نمی نویسد. به جناب خان هم از ابتدا این جوری نگاه شدØŒ یعنی استندآپ کمدینی که خودش از بیرون می آید و خودش هم قرار است یک کارهایی بکند. به جز اینکه استندآپ کمدین استØŒ خب گاهی وقت ها بین تماشاگران هم می نشیندØŒ ولی ما متنی نداریم. گاهی که لازم باشد ما یک چیزهایی را با رامبد هماهنگ می کنیم. گاهی که دوست داریم رامبد واکنش آنی از خود نشان بدهدØŒ هماهنگ نمی کنیم. درواقع به او می گویم رامبد یک چیزهایی هست که می خواهم توی صحنه با آنها رو به رو بشوی. این اتفاقات غیرمنتظره ای که می گویید دقیقا چیستØŸ مثلا حرف زدن با مهمانان برنامه یا اظهارنظر کردن وسط حرف هایشانØŸ طبیعتا معلوم نیست مهمانان چه خواهندگفت و ما نمی دانیم جریان چیست. واقعا می شود گفت آنچه برای جناب خان در خندوانه اتفاق می افتد در لحظه اتفاق می افتد. البته ممکن است ما یک خط کلی داشته باشیمØ› مثلا می گوییم که امروز جناب خان دماغش را عمل کرده است. احتمالا جنس و تیپ شخصیتی مهمانان برنامه هم تاثیر خودش را دارد. طبیعی است. اتفاقا شاید با مهمانانی که این قدر جدی هستند که ممکن است فضای برنامه را خیلی جدی کندØŒ حضور جناب خان بتواند کمک کند. معمولا به این فکر می کنیم که در گفت و گو با این یا آن مهمانØŒ درست است جناب خان حضور داشته باشد یا نه. در هر حالتیØŒ جناب خان همیشه احترام مهمان را نگه می داردØŒ همیشه به عنوان یک انسان برجسته به مهمان نگاه می کند و سوال ها حاکی از هیچ گونه بی احترامی نیست از یک مرحله به بعد حتی حواسمان به نوع شوخی ها هست. رامبد جوان تا چه حد در مدیریت اتفاقاتی که جناب خان به آنها سمت و سو می دهدØŒ نقش داردØŸ اولا که رامبد واقعا آدم باهوش و باحالی است و حسابی هم کارش را بلد استØ› یعنی یک فضای امن و دوست داشتنی را در پشت صحنه برنامه خندوانه برای ما ایجاد کرده. خیلی راحت هستیمØ› فضا آرام و خوب است و در مورد ایده هایی که مطرح کرده ایمØŒ هیچ وقت توی ذوق مان نخورده. حتی اگر موافق یک ایده ای نباشدØŒ این قدر باحال نه می گوید که ما راحت قبول می کنیم از آن استفاده نکنیم. خدا را شکر به ما اعتماد کرده و همان طور که گفتید چون برنام زنده نیستØŒ اگر هم اشکالاتی در اجرا وجود داشته باشد در تدوین درست می شود. تاحالا پیش آمده خودتان از حرفی که جناب خان زده به خنده بیفتیدØŸ راستش زیاد سر ضبط خنده ام نمی گیردØŒ چون همزمان مجبورم روی چند چیز متمرکز باشم. از طرفی دو تا ساز هست که خودم می زنمØŒ بعد یک میکروفون رو به رویم هست که باید حواسم به آن هم باشد و باید عروسک را هم روی مونیتور ببینمØŒ از طرف دیگر باید واکنش تماشاگران را جدا از قاب مونیتور ببینم و باید فکر کنم قصه چیست. گاهی باید به حرکت های در لحظه بچه ها (ذبیحی و برقعی) هم یک صدایی اضافه بشود. واقعا سخت است که بخواهید همزمان روی این همه موضوع متمرکز باشید. البته امیرسلطان احمدی درواقع مشاور فکری جناب خان در برنامه خندوانه است و جزØ¡ بچه های اتاق فکر و نویسندگان کوچه مروارید هم بوده. در خندوانه هم خیلی  مواقع کنار من نشسته و یکدفعه یک چیزی توی گوشم گفته که این را بگو یا آن را بگو... جدا از اینØŒ خیلی وقت هاØŒ اگر از روز قبل چیزی به ذهنم برسدØŒ حتما با امیر مشورت می کنم. کاراکترهای عروسکی محبوبی که تا امروز صداپیشگی شان را به عهده داشته اید اگر در تیم کسانی مثل ایرج طهماسبØŒ حمید جبلیØŒ مرضیه برومند یا رامبد جوان نبودندØŒ به نظرتان باز هم همین قدر امکان دیده شدن داشتند و به قولی گل می کردندØŸ به نظرم در مجموعه ای مثل «کلاه قرمزی» سابقه ای که پشت ساخت برنامه هست و حرفه ای بودن کسانی که در صدر این کار قرار دارند مثل آقایان طهماسب و جبلی و خانم محبوبØŒ قطعا خیلی تاثیرگذار است. هرعروسکی که به این مجموعه اضافه می شود درواقع یک شانس تازه است. ضمن اینکه یخ تماشاگر قبلا با این مجموعه آب شده و همه منتظر هستند اتفاق خوبی شکل بگیرد. این موضوع در مورد کار با رامبد جوان و خندوانه هم به همین شکل است. اینکه مردم مجموعه ای را دوست داشته باشندØŒ قطعا به عروسک های تازه وارد کمک می کند.                                                                   حرف های جالب حامد ذبیحی و مهدی برقعی عروسک گردانان جناب خان شیطنت موقوف! باید بودید و می دیدید حامد ذبیحی و مهدی برقعیØŒ دو عروسک گردان جناب خانØŒ چطور با ظرافت و هنر منحصر به فردشان جادوی زنده بودن را وارد کالبد عروسک می کردند. از این به بعد اگر جناب خان را جایی دیدید بدانید این ذبیحی است که دست های جناب خان را همراهی می کند و برقعی هم با گرداندن سر او تا دهانش ناگهان با ارتفاع سه متر از تعجب باز می ماند و لبخند به لب تان می آورد. آدم آدم استØŒ عروسک هم آدم است حامد ذبیحی و مهدی برقعی هردو از عروسک گردانان حرفه ای هستند و دوستی شان با محمد بحرانی آن قدر سابقه دار است که یکسری شوخی های درون گروهی دارند و به گفته خودشان فقط رامبد جوان تا الان توانسته جنس این شوخی ها را درک کند و دست شان را باز بگذارد. برای اینکه بده بستان های سه نفره شان به ادا و اطوارهای جذاب خان جذابیت بیشتری بدهد. ذبیحی درباره جادوی عروسک ها می گوید: «این کاراکترها ذاتا مثبت هستند و بدذاتی نداردØŒ در مقایسه با آدم های واقعیØŒ یک مقدار جنبه نمایشی عروسک ها پررنگ تر هم  هست و بیشتر نمود پیدا می کند. آدم ها راحت تر می پذیرند که این بازی و نمایش است. منظورم تصویری است که از بیرون وجود داردØŒ نه اینکه ما خودمان هم با عروسک ها این طور برخورد کنیم. ما کاملا مثل یک آدم واقعی با آنها رفتار می کنیم.» تله پاتی سه نفره شاید باورتان نشود این هماهنگی سه نفره چطور می تواند در حضور صد مهمان حاضر در برنامه شکل بیگرد و همه چیز بدهه پیش برود. ذبیحی که بیشتر در بحثمان مشارکت می کند باز هم توضیح می دهد: «به صورت جزئی نمی توانیم هماهنگ باشیمØŒ ولی در کلیت ماجراØŒ چون یک پیش زمینه ای از هم داریمØŒ بعد از مدتی می توانیم بفهمیم محمد دارد به چه چیزی فکر می کند یا احتمالا می خواهدØŒ در چه موردی حرف بزند. با مهدی این هماهنگی کمی بیشتر است. چون همیشه مجبوریمØŒ علاوه بر اینکه کار خودمان را درست انجام می دهیمØŒ حواسمان به همدیگر باشد. از آنجا که محمد یک صداپیشه حرفه ای و باسابقه استØŒ ما در حالی که بین مهمانان نشسته ایم و از او دور هستیمØŒ اطمینان داریم او یک نشانه ای- که فقط خودمان آن را می فهمیم و بقیه نمی فهمند- به ما می دهد تا یک دفعه اتفاقی نیفتد که جا بمانیم.» من نبودم دستم بود مهدی برقعی هم بالاخره به حرف می آید: «همان طور که حامد می گوید این پیش زمینه ای که از هم داریمØŒ باعث می شود بیشتر مواقع بدانیم چه اتفاقی قرار است بیفتد و بر موضوعی که در برنامه در جریان است تسلط داشته باشیم. به علاوهØŒ تمرین هم نقش مهمی داردØ› ما از زمان ضبط کوچه مروارید و سر خیلی کارهای دیگر با هم بوده ایم. خیلی از کارها به صورت بداهه اجرا می شوند یا عروسک گردان واقعا متن را کامل حفظ نیست و دقیقا نمی داند. چه اتفاقی قرار است بیفتد.» درست است که برقعی کم حرف تر است و خیلی در بحثمان شرکت نکردهØŒ اما شیطنت هایش زیرپوستی تر است و وقتی در قالب جناب خان فرو می رود به یک ترمز دستی احتیاج دارد تا ایده هایش سرریز نکند و عروسک از کنترل خارج نشود. «محمد همیشه می گوید من دوست دارم هرچیزی را که به ذهنم می رسدØŒ اجرا کنم که البته اشتباه است.» بحرانی هم در ادامه حرف او می گوید: «یک اصل در عروسک گردانی وجود دارد که می گوید اولویت حرکت با صداستØ› یعنی برای اینکه کار به هم نریزد و مغشوش نشودØŒ گفته می شود صدا باید کمی جلوتر باشد. مهدی به قدری در موقعیتØŒ آدم ایده پرداز و خلاقی است و از طرفی دلش می خواهد همه را همزمان به اجرا در بیاورد که گاهی دچار اغتشاش می شویم. البته الان خیلی کمتر شده.» مصاحبه از مجله همشهری جوان