✍️ نویسنده: 1
          «لِکÙŽیÙ’لÙŽا تَأْسÙŽوÙ’ا عÙŽلÙŽÙ‰ مÙŽا فÙŽاتÙŽکُمÙ’ وÙŽ لÙŽا تÙŽفÙ’رÙŽحُوا بِمÙŽا آتÙŽاکُمÙ’ وÙŽ اللÙ‘ÙŽهُ لÙŽا یُحِبُّ کُلÙ‘ÙŽ مُخÙ’تÙŽالٍ فÙŽخُور» (الحدیدØŒ Û²Û³) تا بر آنچه از دست ‏شما رفته اندوهگین نشوید و به سبب آنچه به شما داده است ‏شادمانÙ‰ نکنید و خدا هیچ خود پسند فخر فروشÙ‰ را دوست ندارد. در انتهای آیه ذکر شدهØŒ به مختال اشاره کرده استØ› مختال به معنÙ‰ متکبر استØŒ زیرا تکبر از خیال فضیلتØŒ و پندار برترÙ‰ بر دیگران پیدا مÙ‰ ‏شود . تنها کسÙ‰ گرفتار این حالات مى‏ شود که مست ناز و نعمت گرددØŒ ولÙ‰ وجود آفات و مصائب براÙ‰ آنها که قابل بیدارÙ‰ و هدایتند این مستÙ‰ و آثار آن را از بین مÙ‰ ‏برد. افراد با ایمان با توجه به اصل فوق هنگامÙ‰ که به نعمتÙ‰ از سوÙ‰ خدا مÙ‰ ‏رسند خود را امانتدار او مى‏ دانندØŒ نه از رفتن آن غمگین مى‏ شوند نه از داشتن آن مست و مغرورØŒ در حقیقت آنها خود را همچون مسئولان بیت المال مى‏ دانند که یک روز اموال زیادÙ‰ را دریافتØŒ و روز دیگر هزاران هزار پرداخت مÙ‰ ‏کنندØŒ نه از دریافتش ذوق زده مÙ‰ ‏شوند و نه از پرداختش غمگین. و چه تعبیر جالبÙ‰ دارد امیر مومنان علÙ‰ علیه السلام در باره همین آیه آنجا که می فرمایند: تمام زهد در میان دو جمله از قرآن استØŒ آنجا که خداوند متعال مى‏فرماید:لِکÙŽیÙ’لÙŽا تَأْسÙŽوÙ’ا عÙŽلÙŽÙ‰ مÙŽا فÙŽاتÙŽکُمÙ’ وÙŽ لÙŽا تÙŽفÙ’رÙŽحُوا بِمÙŽا آتÙŽاکُمÙ’ تفسیر (نمونهØŒ ج‏۲۳، ص: Û³Û¶Û·) این براÙ‰ آن است که به خاطر آنچه از دست داده‏ اید غمگین نشویدØŒ و به آنچه خدا به شما داده دلبسته و مغرور نباشیدØŒ بنا بر این هر کس بر گذشته تاسف نخورد و به آنچه در دست دارد دلبسته نباشدØŒ زهد را از هر دو طرف در اختیار گرفته است. ( نهج البلاغهØŒ حکمت ۴۳۹ )
این براÙ‰ آن است که به خاطر آنچه از دست داده‏اید غمگین نشویدØŒ و به آنچه خدا به شما داده دلبسته و مغرور نباشیدØŒ بنا بر این هر کس بر گذشته تاسف نخورد و به آنچه در دست دارد دلبسته نباشدØŒ زهد را از هر دو طرف در اختیار گرفته است.

مگر می شود خوشحال یا ناراحت نشدØŸ

نکته ای که قابل ذکر است این می باشد که؛ منظور از «تَأْسÙŽوÙ’ا» صرف ناراحتی نمی ‌باشد. معلوم است که انسان وقتی با مصیبتی مواجه می‌ گرددØŒ کسی یا چیزی را از دست می ‌دهدØŒ ناراحت می ‌شود. بلکه دلبستگی انسان به هر چیزی به غیر از خدا آن قدر زیاد است که وقتی آن را از دست می‌ دهدØŒ دچار ناراحتی توØ£م با یØ£س می ‌گردد! گمان می‌ کند چون چنین مصیبتی به او اصابت کرده استØŒ دیگر همه ‌ی دنیا برایش تیره و تار شده و هیچ آینده و امیدی ندارد! و منظور از «تÙŽفÙ’رÙŽحُوا» در قبال نعمت ‌هایی که خدا می ‌دهد نیز صرف خوشحالی نمی ‌باشدØŒ معلوم است که انسان فقیرØŒ نیازمند و گرفتارØŒ از گشایش و به دست آوردن و رفع نیاز خوشحال می ‌شود. این احساس را نیز خدا در وجود انسان قرار داده است که ضمن برخور داری از امید و انگیزهØŒ شاکر نیز باشد و اگر خوشحال نشود که نمی‌ تواند شاکر باشد. اماØŒ یک عده هستند که وقتی نعمتی به آنان عطا می ‌شودØŒ گمان می ‌کنند کهØ› اولاÙ‹ دیگر هیچ نیاز و دغدغه‌ای ندارند و بالتبع طغیان می‌ کنند (کÙŽلÙ‘ÙŽا إِنÙ‘ÙŽ الْإِنسÙŽانÙŽ لÙŽیÙŽطÙ’غÙŽÙ‰ * Ø£ÙŽن رÙ‘ÙŽآهُ اسÙ’تÙŽغÙ’نÙŽÙ‰: چنین نیستØŒ بلکه حقاÙ‹ که انسان سرکشÙ‰ مÙ‰ ‏کند * همین که خود را بى‏ نیاز پندارد) (علقØŒ Û¶-Û·) ثانیاÙ‹ گمان می ‌کنند که این نعمت پایدار است و دیگر هیچ عاملی نمی ‌تواند آن را ضایع نموده و یا از دستش خارج نمایدØ› از این رو «فرحناک» می‌ گردند.
در جهان ‌بینی توحیدی و اسلامیØŒ به غیر از خداوند باقیØŒ همه چیز فانی است و به غیر از او که هدف و غایت استØŒ همه چیز وسیله و ابزار استØŒ لذا به دست آوردن یا از دست دادن ابزارØŒ یØ£س یا فرحناکی توØ£م با تفخرØŒ تکبر و بخل ندارد.
لذا حق تعالی متذکر می‌ گردد که این چنین فرحناک نشویدØŒ چرا کهØ› اولاÙ‹ شما نیازها و گرفتاری ‌های دیگری هم دارید که مانع از فرحناکی شما می‌گردد و نباید با یک نعمت آنها را فراموش کنید. ثانیاÙ‹ بدانید که این نعمت نیز پایدار و ابدی نیستØŒ بلکه اجلی دارد و به موقع‌ اش از دست می ‌رود. بنابر این مومنین به وقت اصابت یک مصیبت (خیر یا شرÙ‘)ØŒ نه مØ£یوس می ‌شوند و نه فرحناکØŒ چرا که می ‌دانند همه چیز فانی است به غیر از خدا و می ‌گویند ما از خدا هستیم و بازگشتمان نیز به سوی اوست: «ألÙ‘ÙŽذِینÙŽ إِذÙŽا Ø£ÙŽصÙŽابÙŽتÙ’هُم مُّصِیبÙŽهÙŒ قÙŽالُواÙ’ إِنÙ‘ÙŽا لِلÙ‘هِ وَإِنÙ‘ÙŽا إِلÙŽیÙ’هِ رÙŽاجِعونَ» (البقرهØŒ Û±ÛµÛ¶) مومنین همان کسانÙ‰ (هستند) که چون مصیبتÙ‰ به آنان برسد مى‏گویند ما از آن خدا هستیم و به سوÙ‰ او باز مى‏گردیم. چنانچه در جهان ‌بینی توحیدی و اسلامیØŒ به غیر از خداوند باقیØŒ همه چیز فانی است و به غیر از او که هدف و غایت استØŒ همه چیز وسیله و ابزار استØŒ لذا به دست آوردن یا از دست دادن ابزارØŒ یØ£س یا فرحناکی توØ£م با تفخرØŒ تکبر و بخل ندارد. منبع:تبیان