✍️ نویسنده: 4
 هر ساله روز قدسØŒ مخاطبان تلویزیون شاهد بازپخش معدود فیلم‌های سینمای ایران با موضوع فلسطین و جنایات صهیونیست‌ها هستند.. از فیلم ماندگار و تکرار نشدنی «بازمانده» (مرحوم سیف‌الله داد) بگیر تا محصولات این چند سال اخیر مثل «سی و سه روز» و «ریسمانی نزدیک‌تر از رگ» و «فیلادلفی». اما قطعاÙ‹ شاخص‌ترین اثر ضد صهیونیستی سینمای ایران در سال‌های اخیرØŒ فیلم «شکارچی شنبه» است که تولید و اکران پرحاشیه و سختی را تجربه کرده است.
 «شکارچی شنبه» (Û±Û³Û¸Û¸) به نویسندگی و کارگردانی «پرویز شیخ‌طادی» با اینکه در جشنواره و در زمان اکران خود در دولت دهم قدر ندید و حتی با مخالفت‌ها و سنگ‌اندازی‌های زیادی هم روبرو شد و به مذاق دولتی‌ها خوش نیامدØŒ اما بعد از پخش تلویزیونی و به خصوص پس از تقدیر رهبر انقلاب از این فیلمØŒ جای خود را در میان مخاطبان تلویزیون پیدا کرد و حالا به پای ثابت کنداکتور روز قدس تبدیل شده است. گرچه حواشی «شکارچی شنبه»، فقط مربوط به دوران اکران آن نیست. چنانکه پروسه‌ی انتخاب بازیگر این فیلمØŒ خود داستان عبرت‌آموزی دارد.
برای توضیح این داستان عبرت آموزØŒ باید ابتدا کمی در مورد بازیگران دوتابعیتی سینمای ایران توضیح داد. احتمالاÙ‹ پیش از اینØŒ راجع به دوپاسپورته‌ها در سینمای ایران چیزهایی شنیده‌اید. دوپاسپورته‌های سینمای ایران چنان که از نام‌شان نیز پیداستØŒ معمولاÙ‹ در کنار تابعیت ایرانیØŒ تابعیت کشور دیگری را نیز دارند. خب تا اینجای کار ماجرا ظاهراÙ‹ شخصی است و به دیگران ارتباطی ندارد. اما داستان وقتی جالب‌تر می‌شود که بدانید همین پذیرفتن تابعیت کشور بیگانهØŒ روی عملکرد و انتخاب‌های سینمایی این هنرمندان تØ£ثیر می‌گذارد. به خصوص که در سال‌های اخیرØŒ رفت و آمدهای سینماگران ایرانی به سفارت‌های خارجی چند برابر شده و متعاقباÙ‹ پدیده‌ی دوپاسپورته‌ها نیز عمومیت بیشتری یافته است. چنانکه سال گذشته «ابراهیم حاتمی کیا» در برنامه‌ی «راز» زبان به انتقاد از این پدیده‌ی رایج در سینمای ایران گشود و گفت: «این بحثی که امروز مطرح شده و افراد و هنرمندان دوپاسپورته در فرهنگ وجود دارندØŒ نگران کننده است. چرا باید یک هنرمند و فیلمساز یک پایش در این ور مرز و یک پایش در آن ور مرز باشد؟»
حال تصور کنید در چنین وضعیتی با انبوهی از سینماگران دوپاسپورته و البته در میانه‌ی هیاهوی اتفاقات سال ۸۸، «پرویز شیخ طادی» تصمیم به تولید فیلم «شکارچی شنبه» با مضمونی تند و جسورانه علیه صهیونیست‌ها را گرفت. طبیعی بود که نقش نخست این فیلمØŒ نیاز به بازیگری توانا و قدرتمند داشت که توفیق او در بازیØŒ بر روی توفیق فیلم تØ£ثیر مستقیم می‌گذاشت و هر کسی نمی‌توانست این نقش را بازی کند. مخصوصاÙ‹ اینکه معمولاÙ‹ در سنین بالاØŒ کاندیداهای مناسب برای ایفای نقش محوریØŒ در سینمای ایران زیاد نیستند. بنابراین کار سخت «پرویز شیخ طادی» شروع شد.
بالاخره اما یکی از بازیگران نام آشنای سینمای ایران که پیش از این هم سابقه‌ی همکاری موفقی را با «شیخ طادی» داشت و البته در رسانه‌ها به عنوان یکی از بازیگران طیف ارزشی شناخته می‌شدØŒ قرارداد بازی در «شکارچی شنبه» را برای ایفای نقش خاخام یهودی به عنوان بازیگر نقش اول فیلم امضا کرد. بدین ترتیبØŒ همه چیز داشت به خوبی پیش می‌رفت و پروسه‌ی انتخاب بازیگران خارجی و بازدید از لوکیشن‌ها در جریان بود که ناگهانØŒ بازیگر مذکور از بازی در این نقش انصراف داد.
دلیل این بازیگر مشهور و قدیمی و مدعی انقلابی‌گری برای انصراف از بازی در این فیلمØŒ شنیدنی بود. او اقامت دایم یکی از کشورهای اروپایی را داشته و بعد از اینکه به اطمینان می‌رسد بازی در این فیلم ضدصهیونیستی ممکن است تابعیت دوم او را با چالش مواجه کندØŒ تصمیم می‌گیرد چند روز مانده به آغاز فیلمبرداریØŒ از بازی در این فیلم انصراف دهد.
روز از نو و روزی از نوØ› دوباره‌ی پروسه‌ی انتخاب بازیگر آغاز شد و کمی بعدØŒ این بارØŒ گروه به نام بازیگر شناخته شده و مطرح دیگری رسید که از هر جهت مناسب ایفای این نقش و حتی از بازیگر نخست نیز نامدارتر و کاربلدتر بود: «استاد علی نصیریان».  اما او هم به شکل اولیØŒ همان مشکل بازیگر اول را داشت.
 به عبارت دقیق‌تر، «علی نصیریان» هم به سبب اقامت فرزندانش در آمریکاØŒ دارای گرین کارت ینگه دنیا بود و بدتر اینکهØŒ با ابطال این گرین کارتØŒ ممکن بود از دیدار فرزندانش محروم شود. نکته‌ی دیگر اینکه لااقل در ظاهرØŒ او به اندازه‌ی بازیگر نخست به عنوان یک چهره‌ی ارزشی شناخته نمی‌شد. اما در شرایطی که اوضاع خیلی امیدوارکننده به نظر نمی‌رسیدØŒ گروه کارگردانی ترجیح داد تا شانسش را امتحان کند.
نتیجه اما کمی غافلگیرکننده بود. در عین ناباوریØŒ این بازیگر مطرحØŒ بازی در این نقش را پذیرفت و خیلی هم به تبعات ابطال گرین کارتش فکر نکرد. در نتیجهØŒ «شکارچی شنبه» با بازی «استاد علی نصیریان» کلید ‌خورد و در ادامه همØŒ بر خلاف انتظارهاØŒ از انصراف او خبری منتشر نشد و بالاخره فیلمبرداری این فیلم با همه‌ی حواشی عجیب و غریبش و همه‌ی مخالفان دولتی و غیر دولتی و شبه روشنفکری که داشتØŒ به پایان رسید.
کمی بعدØŒ فیلم با وجود همه‌ی مخالفت‌ها و بی‌مهری‌هاØŒ روی پرده رفت و با وجود سالن‌های سینمای کم و سانس‌های غیرمنظمØŒ با استقبال طیف ارزشی و بیش از همه دانشجویان روبرو شد. چنانکه «شکارچی شنبه» جز نخستین فیلم‌هایی بود که اکران‌های دانشگاهی فراوانی برای آن برگزار شد و اصلا پس از این فیلم بود که بازار اکران‌های دانشگاهی فیلمهای سینمایی رونق گرفت. اما در میان همه این اکران‌هاØŒ جالب اینجا بود که قاطبه‌ی مخاطبان فیلمØŒ نظر واحدی روی مهم‌ترین نقطه‌ی قوت «شکارچی شنبه» داشتند: بازی «استاد علی نصیریان».
کمی بعدØŒ مقام معظم رهبری فیلم «شکارچی شنبه» را دیدند و آن را ستودند. اما در این میانØŒ ایشان نظر ویژه‌ای روی بازی «علی نصیریان» داشتند. چنانکه عزت‌الله ضرغامی ماجرا را این طور روایت می‌کند: «چندین بار -اگر نگویم مکرراÙ‹- به دلایلی که فرصت پیش آمدØŒ از لسان رهبر معظم انقلاب شنیدم که ایشان بازی بسیار خوب آقای علی نصیریان را یادآوری کردند که چقدر فیلم «شکارچی شنبه» را باورپذیر کرد.»
حالا چند سالی از اکران فیلم می‌گذرد و «شکارچی شنبه» جای خود را در میان سینمادوستان باز کرده است. اما تاسف آور است اگر بدانید در میان نهادهای عریض و طویل فرهنگی این مملکتØŒ هیچ گاه هیچ نهادی از «استاد علی نصیریان» به خاطر بازی در این فیلم تقدیر نکرد. آن هم در شرایطی که بعد از توقیف فیلم ضد ایرانی «خانه‌ی پدری» به مدد خاصه‌خرجی‌های سازمان سینماییØŒ هفته‌ای نبود که از «کیانوش عیاری» تقدیر نشود و یا بعد از اکران «قصه‌ها»، هفته‌ای نبود که «رخشان بنی‌اعتماد» به خاطر ساخت این فیلم افسرده‌، روی سن همایشها و جشنوارههای دولتی و غیردولتی نرود!
این ماجرای عدم تقدیرØŒ وقتی تØ£سف‌آورتر می‌شود که بدانید «استاد علی نصیریان» به خاطر بازی در این فیلمØŒ قید گرین کارت خود را زد: «من گرین کارت هم داشتم و به‌خاطر اینکه دیگر به آمریکا سفر نکردم باطل شد و من هیچ احتیاجی به سفر به این کشورها ندارم و این واکنش‌ها برای من اصلاÙ‹ هم مهم نیست.» (مصاحبه با خبرگزاری تسنیم-Û±Û¸ تیر Û¹Û´)
شاید البته به نظر برخی که با فضای سینمای ایران آشنایی چندانی ندارندØŒ اهمیت این کار ایشان چندان روشن نباشد. اما بد نیست بدانید که به طور مثالØŒ یکی دو بازیگر مطرح سینمای ایران به خاطر همین دوپاسپورته بودن و داشتن همسر خارجیØŒ با وجود عقد قرارداد حاضر به بازی در فیلم «روباه» به کارگردانی بهروز افخمی نشدند و در حین فیلمبرداریØŒ از بازی در این فیلم انصراف دادند. یا اینکه سال گذشته در کوران حملات وحشیانه‌ی رژیم صهیونیستی به غزهØŒ چهره‌های اسکاری سینمای ایران از ترس ابطال گرین کارت‌های خود و بایکوت در جشنواره‌هاØŒ کمپین حقوق بشری «هم غزه هم اسرائیل» تشکیل دادند و در میانه‌ی لحاف خوابیدند تا خدایی ناکرده هزینهی انتقاد از رژیم کودک کش صهیونیستی را پرداخت نکنند. گرچه بعداÙ‹ اعتراضات باعث شد تا صریح‌تر موضع بگیرند.
با چنین توصیفاتی و در روزهای سرایت محافظه‌کاری به بدنه‌ی سینمای ایرانØŒ احتمالا شما هم موافقید که «علی نصیریان» فارغ از اینکه چه گرایش سیاسی دارد و به کدام دولت رای دادهØŒ دلواپس مذاکرات هست یا نیستØŒ نظرش در مورد فتنه‌ی Û¸Û¸ کدام است و ...ØŒ فقط و فقط به این دلیل که حاضر است به خاطر بازی در یک فیلم ضد صهیونیستیØŒ بی سر و صدا و بدون ادعاØŒ قید گرین کارت ینگه دنیا را بزند و تبعات بایکوت بعدی‌اش را در سینمای ایران بپذیرد و با وجود استادی در بازیگریØŒ چند سالی کنار گود بنشیند تا متوجه باشد که دیگر نباید در آثاری از این دست بازی کندØŒ شایسته‌ی بالاترین تقدیرهاست.
حال اینکه وزیر فرهنگ و رئیس سازمان سینمایی کشورØŒ خود در چنگال عده‌ای یØ£جوج و مØ£جوج گرفتار آمده‌اند که با هیاهو کردن بر سر فیلم‌‌های توقیفی و مسائل مربوط به ممیزیØŒ فرصت اندیشیدن به تقدیر از امثال «علی نصیریان»‌ها را از سکانداران حوزه فرهنگ گرفته‌اندØŒ خود بحث دیگری است که در اینجا مجالی برای پرداختن به آن نیست.
منبع : رجانیوز
💬 دیدگاهها (0 دیدگاه)
📝 ثبت دیدگاه جدید
✅ بدون نیاز به کد امنیتی
✅ دیدگاه شما پس از تایید مدیر نمایش داده میشود.