✍️ نویسنده: 3
حکایت کریمخان و کبوتر و باز شکاری
گفت: آمریکایی‌ها در مقابل اینهمه زورگویی و باج‌خواهی نظیر بازرسی از مراکز نظامی ایران و بازجویی از دانشمندان و... چه امتیازی خواهند دادØŸ! گفتم: امنیت کشورمان را می‌گیرند و هر روز باید شاهد چند عملیات تروریستی باشیم، اقتصادمان را نابود می‌کنند و... گفت: مرد حسابی! سؤالم این است که در مقابل اینهمه امتیازی که می‌خواهند قرار است چه امتیازی بدهند! گفتم: بعد از همه این امتیازاتØŒ در نهایت قول داده‌اند که Û±Û³ درصد از تحریم‌ها را بردارند! گفت: ولی برای رفع همین Û±Û³ درصد تحریم‌هاØŒ باید چند برابر آن را هزینه کنیم. گفتم: چه عرض کنمØŸ! برای کریمخان‌زند یک باز شکاری آوردند. پرسیدØ› هنرش چیستØŸ گفتند روزی دو کبوتر می‌گیرد. پرسیدØ› هزینه‌اش چقدر استØŸ گفتند؛ روزی Û² تا کبوتر می‌خورد... کریمخان گفتØ› خب! ولش کنید برودØŒ خودش بگیرد و خودش بخوردØŒ چرا هزینه نگهداریش را ما بپردازیمØŸ!
💬 دیدگاهها (0 دیدگاه)
📝 ثبت دیدگاه جدید
✅ بدون نیاز به کد امنیتی
✅ دیدگاه شما پس از تایید مدیر نمایش داده میشود.