✍️ نویسنده: 3
زندگی نامه ویلیام شکسپیر
زگزید. ماری در Û²Û¶ آوریل Û±ÛµÛ¶Û´ پسری به دنیا آورد و نامش را «ویلیام» گذاشت. این کودک به تدریج پسری فعال ØŒ شوخ و شیطان شد ØŒ به مدرسه رفت و زبان لاتین و یونانی را فرا گرفت. ولی به علت کسادی شغل پدرش ناچار شد برای امرار معاشØŒ مدرسه را ترک کند و شغلی برای خود برگزیند. برخی می گویند که او ابتدا شاگرد یک قصاب شد و چون از دوران نوجوانی دلبستگی شدیدی به ادبیات داشتØŒ در موقع کشتن گوساله خطابه می سرود و شعر می گفت. در سال Û±ÛµÛ¸Û² موقعی که هجده ساله بودØŒ دلباخته دختری بیست و پنج ساله به نام «آن هثوی» از دهکده مجاور شد و با یکدیگر عروسی کردند و به زودی صاحب سه فرزند شدند. از آن زمانØŒ زندگی پر حادثه شکسپیر آغاز شد و به قدری تحت تØ£ثیر هنرپیشگان و هنر نمایی آنان قرار گرفت که تنها به لندن رفت تا موفقیت بیشتری کسب کند و بعداÙ‹ بتواند زندگی مرفه تری برای خانواده خود فراهم نماید. پس از ورود به لندنØŒ به سراغ تماشاخانه های مختلف رفت و در آنجا به حفاظت از اسبهای مشتریان مشغول شدØŒ ولی کم کم به درون تماشاخانه راه یافت و به تصحیح نمایشنامه های ناتمام پرداخت و کمی بعد روی صحنه تئاتر آمد و به ایفای نقش پرداخت. بعداÙ‹ وظایف دیگر پشت صحنه را به عهده گرفت. این تجارب گرانبها برای او بسیار مورد استفاده واقع شد و چنان با مهارت کارهایش را پیگیری کرد که حسادت هم قطاران را برانگیخت. در آن دوره هنرپیشگی و نمایشنامه نویسی حرفه ای محترم و محبوب تلقی نمی شد و طبقه متوسط که تحت تØ£ثیر تلقینات مذهبی قرار داشتند ØŒ آن را مخالف شئون خویش می دانستند. تنها طبقه اعیان و طبقات فقیر بودند که به نمایش و تماشاخانه علاقه نشان می دادند. در آن زمان بود که شکسپیر قطعات منظومی سرود که باعث شهرت او شد و در سال Û±ÛµÛ¹Û´ دو نمایش کمدی در حضور ملکه الیزابت اول در قصر گوینویچ بازی کرد و در Û±ÛµÛ¹Û· اولین کمدی خود را به نام «تقلای بی فایده عشق» در حضور ملکه نمایش داد و از آن به بعدØŒ نمایشنامه های او مرتباÙ‹ تحت حمایت ملکه به صحنه تئاتر می آمد. الیزابت در سال Û±Û¶Û°Û³ زندگی را بدرود گفتØŒ ولی تغییر خاندان سلطنتی باعث تغییر رویه ای نسبت به شکسپیر نشد . جیمز اول به شکسپیر و بازیگرانش اجازه رسمی برای نمایش اعطا کرد . نمایشنامه های او در تماشاخانه «گلوب» که در ساحل جنوبی رود تیمز قرار داشت ØŒ بازی می شد. بهترین نمایشنامه های شکسپیر درهمین تماشاخانه گلوب به اجرا درآمد. هرشب شمار زیادی از زنان و مردان آن روزگار به این تماشاخانه می آمدند تا شاهد اجرای آثار شکسپیر توسط گروه پر آوازه «لرد چیمبرلین» باشند. اهتزاز پرچمی بر بام این تماشاخانه نشان آن بود که تا لحظاتی دیگر اجرای نمایش آغاز خواهد شد . در تمام این سالها خود شکسپیر با تلاشی خستگی ناپذیر – چه در مقام نویسنده و چه به عنوان بازیگر- کار می کرد . این گروهØŒ علاوه بر آثار شکسپیرØŒ نمایشنامه هایی از سایر نویسندگان و از جمله آثار «کریستوفر مارلو» و نویسنده نو پای دیگر به نام «جن جانسن» را نیز به اجرا در می آورند ØŒ اما آثار «ویلیام شکسپیر» بیشترین تعداد تماشاگران را به آن تماشاخانه می کشید. شکسپیر بزودی موفقیت مادی و معنوی به دست آورد و سرانجام در مالکیت تماشاخانه سهیم شد. این تماشاخانه در سال Û±Û¶Û±Û³ در ضمن بازی نمایشنامه «هانری هشتم» سوخت و سال بعدØŒ دوباره افتتاح شد ØŒ که آن زمان دیگر شکسپیر حضور نداشت ØŒ چون با ثروت سرشار خود به شهر خویش برگشته بود. شکسپیر در سال Û±Û¶Û±Û° یعنی در Û´Û¶ سالگی دست از کار کشید و به استرتفورد بازگشتØŒ تا در آنجا از هیاهوی زندگی در شهر لندن دور باشد. چرا که حالا دیگر کم و بیش آنچه را که در همه آن سالها در جستجویش بودØŒ به دست آورده بود. نمایشنامه هایی که در این دوره از زندگی اش نوشتØŒ عبارتند از« زمستان» و «توفان» که اولین بار در سال Û±Û¶Û±Û± به اجرا در آمدند. در آوریل سال Û±Û¶Û±Û¶ شکسپیر چشم از جهان بست و گنجینه بی نظیر ادبی خود را برای هموطنان خود و تمام مردم دنیا بجا گذاشت . آرمگاه او در کلیسای شهر استرتفورد قرار دارد و خانه مسکونی او با وضع اولیه خود همیشه زیارتگاه علاقمندان به ادبیات بوده و هر سال در آن شهر جشنی به یاد این مرد بزرگ برپا می گردد. مجموعه آثار با توجه به تعداد نمایشنامه هایی که هر ساله از شکسپیر به روی صحنه می رفتØŒ می توان این طور نتیجه گرفت که او آنها را بسیار سریع می نوشته است. مثلا گفته شده او فقط دو هفته وقت صرف نوشتن نمایشنامه «زنان سر خوش وینزر» (که در سال Û±Û¶Û°Û± اجرا شد) کرده است . شکسپیر بیشتر نمایشنامه هایش را در اتاق کوچکی در انتهای ساختمان تماشاخانه نوشته است. به احتمال زیادØŒ شکل فشرده ای از نمایشنامه را – از طرح داستان گرفته تا شخصیتها و سایر عناصر نمایشی- با شتاب به روی کاغذ می آورده… بعد آن را کمی می پرورانده و در پایانØŒ زمانی که بازیگرها خود را با نقشهای نمایشی انطباق می دادند ØŒ شکل نهایی آن را تنظیم می کرده است. طرحهای شکسپیر اغلب چیز تازه ای نیستند. در حقیقت او این قصه را از خود خلق نمی کردهØŒ بلکه آنها را از منابع مختلفی مثل تاریخØŒ افسانه های قدیمی و غیره بر می گرفته است. یکی از منابع آثار شکسپیر کتابی به نام «شرح وقایع انگلستانØŒ اسکاتلند و ایرلند» اثر «هالینشد» بوده است. شکسپیر قصه های بسیاری از نمایشنامه های خود از جمله «هانری پنجم»، «ریچارد سوم» و «لیر شاه» را از همین کتاب گرفت. از دیگر آثاری که از نمایشنامه های شکسپیر به جا مانده استØŒ می توان به : هملتØŒ شب دوازدهمØŒ اتللوØŒ هانری چهارمØŒ هانری پنجمØŒ هانری ششمØŒ تاجر ونیزیØŒ ریچارد دومØŒ آنطور که تو بخواهیØŒ رومئو و ژولیتØŒ مکبثØŒ توفانØŒ تلاش بی ثمر عشق … اشاره کرد. نمایشنامه رومئو و ژولیت در پنج پرده و بیست و سه صحنه تنظیم شده و اگر نمایشنامه تیتوس اندرونیکوس را به حساب نیاوریم Ø› اولین نمایشنامه غم انگیز شکسپیر محسوب می شود. تاریخ قطعی تحریر آن معلوم نیست و بین سالهای Û±ÛµÛ¹Û± و Û±ÛµÛ¹Ûµ نوشته شدهØŒ ولی سبک تحریر و نوع مطالب و قراین دیگر نشان می دهد ØŒ که قاعدتاÙ‹ بایستی مربوط به سال Û±ÛµÛ¹Ûµ باشد. جانان
💬 دیدگاهها (0 دیدگاه)
📝 ثبت دیدگاه جدید
✅ بدون نیاز به کد امنیتی
✅ دیدگاه شما پس از تایید مدیر نمایش داده میشود.