✍️ نویسنده: 4

صوت حاج منصور

بسÙ’مِ اللهِ الرÙ‘ÙŽحÙ’منِ الرÙ‘ÙŽحِیمِ

به نام خداوند بخشنده مهربان

اÙŽللÙ‘هُمÙ‘ÙŽ اِنّى اÙŽفÙ’تÙŽتِحُ الثÙ‘ÙŽنآءَ بِحÙŽمÙ’دِکÙŽ وÙŽ اÙŽنÙ’تÙŽ مُسÙŽدِّدÙŒ لِلصÙ‘ÙŽوابِ بِمÙ‘ÙŽنِکÙŽ وÙŽ اÙŽیÙ’قÙŽنÙ’تُ اÙŽنÙ‘ÙŽکÙŽ اÙŽنÙ’تÙŽ

خدایا من ستایش را به وسیله حمد تو مÙ‰ گشایم و تویÙ‰ که به نعمت بخشÙ‰ خود بندگان را به درستÙ‰ وادارÙ‰ و یقین دارم که براستÙ‰ تو

اÙŽرÙ’حÙŽمُ الرÙ‘احِمینÙŽ فÙ‰ مÙŽوÙ’ضِعِ الÙ’عÙŽفÙ’وِ وÙŽالرÙ‘ÙŽحÙ’مÙŽهِ وÙŽ اÙŽشÙŽدُّ الÙ’مُعاقِبینÙŽ فÙ‰

مهربانترین مهربانانÙ‰ اما در جاÙ‰ گذشت و مهربانÙ‰ ولÙ‰ سخت ترین کیفرکننده اÙ‰ در

مÙŽوÙ’ضِعِ النÙ‘ÙŽکالِ وÙŽالنÙ‘ÙŽقِمÙŽهِ وÙŽ اÙŽعÙ’ظÙŽمُ الÙ’مُتÙŽجÙŽبِّرینÙŽ فÙ‰ مÙŽوÙ’ضِعِ الÙ’کِبÙ’ریآءِ

جاÙ‰ شکنجه و انتقام و بزرگترین جبارانÙ‰ در جاÙ‰ بزرگÙ‰ و

وÙŽالÙ’عÙŽظÙŽمÙŽهِ اÙŽللÙ‘هُمÙ‘ÙŽ اÙŽذِنÙ’تÙŽ لÙ‰ فÙ‰ دُعآئِکÙŽ وÙŽ مÙŽسÙ’ئÙŽلÙŽتِکÙŽ فÙŽاسÙ’مÙŽعÙ’ یا سÙŽمیعُ

عظمت خدایا تو به من اجازه دادÙ‰ در این که بخوانمت و از تو درخواست کنم پس اÙ‰ خداÙ‰ شنوا

مِدÙ’حÙŽتÙ‰ وÙŽ اÙŽجِبÙ’ یا رÙŽحیمُ دÙŽعÙ’وÙŽتÙ‰ وÙŽ اÙŽقِلÙ’ یا غÙŽفُورُ عÙŽثÙ’رÙŽتÙ‰ فÙŽکÙŽمÙ’ یا

مدح و ثنایم را بشنو و پاسخ ده اÙ‰ مهربان خواسته ام را و نادیده گیر اÙ‰ آمرزنده لغزشم را اÙ‰

اِلهÙ‰ مِنÙ’ کُرÙ’بÙŽهٍ قÙŽدÙ’ فÙŽرÙ‘ÙŽجÙ’تÙŽها وÙŽ هُمُومٍ قÙŽدÙ’ کÙŽشÙŽفÙ’تÙŽها وÙŽ عÙŽثÙ’رÙŽهٍ قÙŽدÙ’ اÙŽقÙŽلÙ’تÙŽها

معبود من چه بسیار گرفتارÙ‰ که برطرف کردÙ‰ و چه بسیار اندوه که زدودÙ‰ و لغزشها که چشم پوشیدÙ‰

وÙŽ رÙŽحÙ’مÙŽهٍ قÙŽدÙ’ نÙŽشÙŽرÙ’تÙŽها وÙŽ حÙŽلÙ’قÙŽهِ بÙŽلاَّءٍ قÙŽدÙ’ فÙŽکÙŽکÙ’تÙŽها اÙŽلÙ’حÙŽمÙ’دُ لِلÙ‘هِ الÙ‘ÙŽذÙ‰ لÙŽمÙ’ یÙŽتÙ‘ÙŽخِذÙ’

و مهر و رحمت که گستردÙ‰ و زنجیر بلا که از هم باز کردÙ‰ ستایش خاص خدایÙ‰ است که نگیرد

صاحِبÙŽهÙ‹ وÙŽ لا وÙŽلÙŽدا وÙŽ لÙŽمÙ’ یÙŽکُنÙ’ لÙŽهُ شÙŽریکÙŒ فÙ‰ الÙ’مُلÙ’کِ وÙŽلÙŽمÙ’ یÙŽکُنÙ’ لÙŽهُ وÙŽلِىُّ

همسرÙ‰ و نه فرزندÙ‰ و نیست برایش شریکÙ‰ در فرمانروایÙ‰ و نیست برایش یاورÙ‰

مِنÙŽ الذُّلِّ وÙŽ کÙŽبِّرÙ’هُ تÙŽکÙ’بیراÙ‹ اÙŽلÙ’حÙŽمÙ’دُ لِلÙ‘هِ بِجÙŽمیعِ مÙŽحامِدِهِ کُلِّهÙŽا عÙŽلÙ‰ جÙŽمیعِ

از خوارÙ‰ و به کمال بزرگÙ‰ او را یاد کن ستایش خداÙ‰ را به همه ستودگیهایش یکسر بر همه

نِعÙŽمِهِ کُلِّها اÙŽلÙ’حÙŽمÙ’دُ لِلÙ‘هِ الÙ‘ÙŽذÙ‰ لا مُضآدÙ‘ÙŽ لÙŽهُ فÙ‰ مُلÙ’کِهِ وÙŽ لا مُنازِعÙŽ لÙŽهُ فÙ‰

نعمتهایش یکسر ستایش براÙ‰ خدایÙ‰ است که ضد و دشمنÙ‰ در پادشاهÙ‰ او و ستیزه جویÙ‰ در

اÙŽمÙ’رِهِ اÙŽلÙ’حÙŽمÙ’دُ لِلÙ‘هِ الÙ‘ÙŽذÙ‰ لا شÙŽریکÙŽ لÙŽهُ فÙ‰ خÙŽلÙ’قِهِ وÙŽ لا شÙŽبیهÙŽ لÙŽهُ فÙ‰ عÙŽظÙŽمÙŽتِهِ

فرمانش نیست ستایش خدایÙ‰ را است که شریکÙ‰ در خلقتش ندارد و شبیهÙ‰ در عظمت او نیست

اÙŽلÙ’حÙŽمÙ’دُ لِلÙ‘هِ الÙ’فاشÙ‰ فِى الÙ’خÙŽلÙ’قِ اÙŽمÙ’رُهُ وÙŽ حÙŽمÙ’دُهُ الظÙ‘اهِرِ بِالÙ’کÙŽرÙŽمِ مÙŽجÙ’دُهُ

ستایش خاص خدایÙ‰ است که هویدا است در میان خلق کارش و ستایشش و آشکار است به بزرگوارÙ‰ شوکتش

الÙ’باسِطِ بِالÙ’جُودِ یÙŽدÙŽهُ الÙ‘ÙŽذÙ‰ لا تÙŽنÙ’قُصُ خÙŽزآئِنُهُ وÙŽ لا تÙŽزیدُهُ کÙŽثÙ’رÙŽهُ الÙ’عÙŽطآءِ

و گشاده است دستش آنکه نقصان نپذیرد خزینه هایش و نیفزایدش بسیارÙ‰ عطا

اِلاÙ‘ جُوداÙ‹ وÙŽ کÙŽرÙŽماÙ‹ اِنÙ‘ÙŽهُ هُوÙŽ الÙ’عÙŽزیزُ الÙ’وÙŽهÙ‘ابُ اÙŽللÙ‘هُمÙ‘ÙŽ اِنّى اÙŽسÙ’ئÙŽلُکÙŽ قÙŽلیلاÙ‹ مِنÙ’

مگر جود و بزرگوارÙ‰ براستÙ‰ که او عزیز و بسیار بخشنده است خدایا از تو خواهم اندکÙ‰ از

کÙŽثیرٍ مÙŽعÙŽ حاجÙŽهٍ بÙ‰ اِلÙŽیÙ’هِ عÙŽظیمÙŽهٍ وÙŽ غِناکÙŽ عÙŽنÙ’هُ قÙŽدیمÙŒ وÙŽ هُوÙŽ عِنÙ’دÙ‰ کÙŽثیرÙŒ

بسیار با اینکه نیازمندیم بدان بزرگ است و بÙ‰ نیازÙ‰ تو از آن قدیم و ازلÙ‰ است و آن درخواست پیش من بسیار

وÙŽ هُوÙŽ عÙŽلÙŽیÙ’کÙŽ سÙŽهÙ’لÙŒ یÙŽسیرÙŒ اÙŽللÙ‘هُمÙ‘ÙŽ اِنÙ‘ÙŽ عÙŽفÙ’وÙŽکÙŽ عÙŽنÙ’ ذÙŽنÙ’بÙ‰ وÙŽ تÙŽجاوُزÙŽکÙŽ عÙŽنÙ’

ولÙ‰ در نزد تو اندک و آسان است خدایا براستÙ‰ گذشت تو از گناهم و چشم پوشیت از

خÙŽطیÙ‘ÙŽئÙŽتÙ‰ وÙŽ صÙŽفÙ’حÙŽکÙŽ عÙŽنÙ’ ظُلÙ’مÙ‰ وÙŽ سَِتÙ’رÙŽکÙŽ عÙŽلÙ‰ قÙŽبیحِ عÙŽمÙŽلÙ‰ وÙŽ حِلÙ’مÙŽکÙŽ

خطایم و نادیده گیریت از ستمم و پرده پوشیت بر کار زشتم و بردباریت

عÙŽنÙ’ کÙŽثیرِ جُرÙ’مÙ‰ عِنÙ’دÙŽ ما کانÙŽ مِنÙ’ خÙŽطایÙ‰ وÙŽ عÙŽمÙ’دÙ‰ اÙŽطÙ’مÙŽعÙŽنÙ‰ فÙ‰ اÙŽنÙ’

در برابر جنایت و جرم بسیارم که به خطا یا از روÙ‰ تعمد کردم مرا به طمع انداخت تا از تو

اÙŽسÙ’ئÙŽلÙŽکÙŽ ما لا اÙŽسÙ’تÙŽوÙ’جِبُهُ مِنÙ’کÙŽ الÙ‘ÙŽذÙ‰ رÙŽزÙŽقÙ’تÙŽنÙ‰ مِنÙ’ رÙŽحÙ’مÙŽتِکÙŽ وÙŽ اÙŽرÙŽیÙ’تÙŽنÙ‰

درخواست کنم چیزÙ‰ را که مستحق آن نیستم ØŒ درخواست کنم آنچه را که از رحمتت روزÙ‰ من کردÙ‰ و

مÙŽنÙ’ قُدÙ’رÙŽتِکÙŽ وÙŽ عÙŽرÙ‘ÙŽفÙ’تÙŽنÙ‰ مِنÙ’ اِجابÙŽتِکÙŽ فÙŽصِرÙ’تُ اÙŽدÙ’عُوکÙŽ آمِناÙ‹ وÙŽ اÙŽسÙ’ئÙŽلُکÙŽ

از قدرتت به من نمایاندÙ‰ و از اجابت دعایت به من شناساندÙ‰ و این سبب شد که من از روÙ‰ اطمینان تو را بخوانم

مِسÙ’تÙŽØ£نِساÙ‹ لا خآئِفاÙ‹ وÙŽ لا وÙŽجِلاÙ‹ مُدِلاًّ عÙŽلÙŽیÙ’کÙŽ فیما قÙŽصÙŽدÙ’تُ فیهِ اِلÙŽیÙ’کÙŽ

و با تو انس گرفته بدون ترس و واهمه از تو حاجت بخواهم و تازه در مطلوب و مقصود خود با ناز و عشوه به درگاهت آیم

فÙŽاِنÙ’ اÙŽبÙ’طÙŽاÙŽ عÙŽنّى عÙŽتÙŽبÙ’تُ بِجÙŽهÙ’لÙ‰ عÙŽلÙŽیÙ’کÙŽ وÙŽ لÙŽعÙŽلÙ‘ÙŽ الÙ‘ÙŽذÙ‰ اÙŽبÙ’طÙŽاÙŽ عÙŽنّى هُوÙŽ خÙŽیÙ’رÙŒ لÙ‰

و اگر حاجتم دیر برآید بواسطه نادانیم بر تو اعتراض کنم در صورتÙ‰ که شاید دیر کردن آن براÙ‰ من بهتر باشد زیرا

لِعِلÙ’مِکÙŽ بِعاقِبÙŽهِ الاُْمُورِ فÙŽلÙŽمÙ’ اÙŽرÙŽ مÙŽوÙ’لاÙ‹ کÙŽریماÙ‹ اÙŽصÙ’بÙŽرÙŽ عÙŽلÙ‰ عÙŽبÙ’دٍ لÙŽئیمٍ مِنÙ’کÙŽ

تو داناÙ‰ به سرانجام کارها هستÙ‰ و از اینرو من ندیدم مولاÙ‰ بزرگوارÙ‰ را که بر بنده پست خود شکیباتر از تو باشد

عÙŽلَىَّ یا رÙŽبِّ اِنÙ‘ÙŽکÙŽ تÙŽدÙ’عُونÙ‰ فÙŽاُوÙŽلّى عÙŽنÙ’کÙŽ وÙŽ تÙŽتÙŽحÙŽبÙ‘ÙŽبُ اِلَىَّ فÙŽاÙŽتÙŽبÙŽغÙ‘ÙŽضُ اِلÙŽیÙ’کÙŽ

بر من اÙ‰ پروردگارم تو مرا مÙ‰ خوانÙ‰ ولÙ‰ من از تو رومÙ‰ گردانم و تو به من دوستÙ‰ مÙ‰ کنÙ‰ ولÙ‰ من با تودشمنÙ‰ مÙ‰ کنم و تو

وÙŽ تÙŽتÙŽوÙŽدÙ‘ÙŽدُ اِلَىَّ فÙŽلا اÙŽقÙ’بÙŽلُ مِنÙ’کÙŽ کÙŽاÙŽنÙ‘ÙŽ لِىَ التÙ‘ÙŽطÙŽوُّلÙŽ عÙŽلÙŽیÙ’کÙŽ فÙŽلÙŽمÙ’ یÙŽمÙ’نÙŽعÙ’کÙŽ ذلِکÙŽ

به من محبت کنÙ‰ و من نپذیرم گویا من منتÙ‰ بر تو دارم و باز این احوال بازندارد تو را از

مِنÙŽ الرÙ‘ÙŽحÙ’مÙŽهِ لÙ‰ وÙŽالاِْحÙ’سانِ اِلَىَّ وÙŽالتÙ‘ÙŽفÙŽضُّلِ عÙŽلَىَّ بِجُودِکÙŽ وÙŽکÙŽرÙŽمِکÙŽ

مهر به من و و احسان بر من و بزرگواریت نسبت به من از روÙ‰ بخشندگÙ‰ و بزرگواریت

فÙŽارÙ’حÙŽمÙŽ عÙŽبÙ’دÙŽکÙŽ الÙ’جاهِلÙŽ وÙŽجُدÙ’ عÙŽلÙŽیÙ’هِ بِفÙŽضÙ’لِ اِحÙ’سانِکÙŽ اِنÙ‘ÙŽکÙŽ جÙŽوادÙŒ کÙŽریمÙŒ

پس بر بنده نادانت رحم کن و از زیادÙ‰ احسانت بر او ببخش که براستÙ‰ تو بخشنده و بزرگوارÙ‰

اÙŽلÙ’حÙŽمÙ’دُ لِلÙ‘هِ مالِکِ الÙ’مُلÙ’کِ مُجÙ’رِى الÙ’فُلÙ’کِ مُسÙŽخِّرِ الرِّیاحِ فالِقِ الاِْصÙ’باحِ

ستایش خاص خدا است که مالک سلطنت و روان کننده کشتÙ‰ (وجود) و مسخرکننده بادها و شکافنده سپیده صبح

دÙŽیÙ‘انِ الدÙ‘ینِ رÙŽبِّ الÙ’عÙŽالÙŽمینÙŽ اÙŽلÙ’حÙŽمÙ’دُ لِلÙ‘هِ عÙŽلÙ‰ حِلÙ’مِهِ بÙŽعÙ’دÙŽ عِلمِهِ وÙŽالÙ’حÙŽمÙ’دُ

و حکمفرماÙ‰ روز جزا و پروردگار جهانیان است ستایش خداÙ‰ را است که بردباریش پس از دانستن و ستایش

لِلÙ‘هِ عÙŽلÙ‰ عÙŽفÙ’وِهِ بÙŽعÙ’دÙŽ قُدÙ’رÙŽتِهِ وÙŽالÙ’حÙŽمÙ’دُ لِلÙ‘هِ عÙŽلÙ‰ طُولِ اÙŽناتِهِ فÙ‰ غÙŽضÙŽبِهِ

براÙ‰ خدا است بر گذشتش با اینکه نیرومند است و ستایش براÙ‰ خدا است بر زیادÙ‰ تحمل و بردباریش در عین خشم

وÙŽهُوÙŽ قادِرÙŒ عÙŽلÙ‰ ما یُریدُ اÙŽلÙ’حÙŽمÙ’دُ لِلÙ‘هِ خالِقِ الÙ’خÙŽلÙ’قِ باسِطِ الرِّزÙ’قِ فاِلقِ

او با اینکه او بر هرچه بخواهد تواناست ستایش خداÙ‰ را است که آفریننده خلق و گسترنده روزÙ‰ و شکافنده

اÙŽلاِْصÙ’باحِ ذِى الÙ’جÙŽلالِ وÙŽالاِْکÙ’رامِ وÙŽالÙ’فÙŽضÙ’لِ وÙŽالاِْنÙ’عامِ الÙ‘ÙŽذÙ‰ بÙŽعُدÙŽ فÙŽلا

صبح صاحب جلال و بزرگوارÙ‰ و فضل و نعمت بخشÙ‰ آنکه دور است پس

یُرÙ‰ وÙŽقÙŽرُبÙŽ فÙŽشÙŽهِدÙŽ النÙ‘ÙŽجÙ’وÙ‰ تÙŽبارÙŽکÙŽ وÙŽتÙŽعالÙ‰ اÙŽلÙ’حÙŽمÙ’دُ لِلÙ‘هِ الÙ‘ÙŽذÙ‰ لÙŽیÙ’سÙŽ لÙŽهُ

دیده نشود و نزدیک است که مطلع از گفتگوهاÙ‰ سرÙ‰ است برتر و والا است ستایش خدایÙ‰ را که نیست براÙ‰ او

مُنازِ عÙŒ یُعادِلُهُ وÙŽلا شÙŽبیهÙŒ یُشاکِلُهُ وÙŽلا ظÙŽهیرÙŒ یُعاضِدُهُ قÙŽهÙŽرÙŽ بِعِزÙ‘ÙŽتِهِ

ستیزه جویÙ‰ که با او برابرÙ‰ کند و نه شبیهÙ‰ که هم شکل او باشد و نه پشتیبانÙ‰ که کمکش کند به عزت خویش

الاÙ’عِزÙ‘آءَ وÙŽتÙŽواضÙŽعÙŽ لِعÙŽظÙŽمÙŽتِهِ الÙ’عُظÙŽمآءُ فÙŽبÙŽلÙŽغÙŽ بِقُدÙ’رÙŽتِهِ ما یÙŽشآءُ اÙŽلÙ’حÙŽمÙ’دُ لِلÙ‘هِ

چیره دستان را مقهور ساخته و در مقابل عظمتش بزرگان فروتنÙ‰ کرده پس بوسیله نیرویش بهرجا که خواهد رسیده ستایش خدایÙ‰ را

الÙ‘ÙŽذÙ‰ یُجیبُنÙ‰ حینÙŽ اُنادیهِ وÙŽیÙŽسÙ’تُرُ عÙŽلَىَّ کُلÙ‘ÙŽ عُورÙŽهٍ وÙŽاÙŽنÙŽا اÙŽعÙ’صیهِ وÙŽ

که پاسخم دهد هرگاه بخوانمش و بپوشاند بر من هر زشتÙ‰ را و من نافرمانیش کنم و

یُعÙŽظِّمُ الÙ’نِّعÙ’مÙŽهÙŽ عÙŽلَىَّ فÙŽلاÙ‘ÙŽ اُجازیهِ فÙŽکÙŽمÙ’ مِنÙ’ مÙŽوÙ’هِبÙŽهٍ هÙŽنیÙ‘ÙŽئÙŽهٍ قÙŽدÙ’ اÙŽعÙ’طانÙ‰

بزرگ گرداند بر من نعمتش را ولÙ‰ من پاداشش ندهم پس چه بسیار بخششهاÙ‰ جانبخشÙ‰ که به من عطا فرمود

وÙŽعÙŽظیمÙŽهٍ مÙŽخُوفÙŽهٍ قÙŽدÙ’ کÙŽفانÙ‰ وÙŽبÙŽهÙ’جÙŽهٍ مُونِقÙŽهٍ قÙŽدÙ’ اÙŽرانÙ‰ فÙŽاُثÙ’نÙ‰ عÙŽلÙŽیÙ’هِ

و چه پیش آمدهاÙ‰ بزرگ و هولناکÙ‰ را که از من دور کرد و چه خوشیهاÙ‰ شگفت انگیزÙ‰ که به من نمایاند او را

حامِدا وÙŽاÙŽذÙ’کُرُهُ مُسÙŽبِّحاÙ‹ اÙŽلÙ’حÙŽمÙ’دُ لِلÙ‘هِ الÙ‘ÙŽذÙ‰ لا یُهÙ’تÙŽکُ حِجابُهُ وÙŽلا یُغÙ’لÙŽقُ

ستایش کنان ثنا گویم و تسبیح گویان یادش کنم ستایش خاص خدایÙ‰ است که پرده اش دریده نشود و در خانه اش

بابُهُ وÙŽلا یُرÙŽدُّ سآئِلُهُ وÙŽلا یُخÙŽیÙ‘ÙŽبُ آمِلُهُ اÙŽلÙ’حÙŽمÙ’دُ لِلÙ‘هِ الÙ‘ÙŽذÙ‰ یُؤْمِنُ الÙ’خآئِفینÙŽ

بسته نگردد و خواهنده اش رد نشود و آرزومندش نومید نگردد ستایش خاص خدایÙ‰ است که هراسناکان را امان بخشد

وÙŽیُنÙŽجِّى الصÙ‘الِحینÙŽ وÙŽیÙŽرÙ’فÙŽعُ الÙ’مُسÙ’تÙŽضÙ’عÙŽفینÙŽ وÙŽیÙŽضÙŽعُ الÙ’مُسÙ’تÙŽکÙ’بِرینÙŽ وÙŽ

و شایستگان را نجات دهد و ناتوان شمردگان را بلند کند و گردنکشان را زبون کند و

یُهÙ’لِکُ مُلُوکاÙ‹ وÙŽیÙŽسÙ’تÙŽخÙ’لِفُ آخÙŽرینِ وÙŽالÙ’حÙŽمÙ’دُ لِلÙ‘هِ قاِصمِ الجÙ‘ÙŽبارینÙŽ مُبیرِ

شاهان را نابود کند و به جایشان دسته دیگرÙ‰ نشاند ستایش خداÙ‰ را در هم شکننده سرکشان و نابودکننده

الظÙ‘الِمینÙŽ مُدÙ’رِکِ الÙ’هارِبینÙŽ نÙŽکالِ الظÙ‘الِمینÙŽ صÙŽریخِ الÙ’مُسÙ’تÙŽصÙ’رِخینÙŽ

ستمکاران دریابنده گریختگان کیفردهنده ظالمان فریادرس فریادخواهان

مÙŽوÙ’ضِعِ حاجاتِ الطÙ‘الِبینÙŽ مُعÙ’تÙŽمÙŽدِ الÙ’مُؤْمِنینÙŽ اÙŽلÙ’حÙŽمÙ’دُ لِلÙ‘هِ الÙ‘ÙŽذÙ‰ مِنÙ’

جایگاه حاجتهاÙ‰ جویندگان تکیه گاه مؤ منان ستایش خدایÙ‰ را است که

خÙŽشÙ’یÙŽتِهِ تÙŽرÙ’عÙŽدُ السÙ‘ÙŽمآءُ وÙŽ سُکÙ‘انُها وÙŽتÙŽرÙ’جُفُ الاÙ’رÙ’ضُ وÙŽعُمÙ‘ارُها

از ترس او آسمان و ساکنانش غرش کنند و زمین و آباد کنندگانش بر خود بلرزند

وÙŽتÙŽمُوجُ الÙ’بِحارُ وÙŽمÙŽنÙ’ یÙŽسÙ’بÙŽحُ فÙ‰ غÙŽمÙŽراتِها اÙŽلÙ’حÙŽمÙ’دُ لِلÙ‘هِ الÙ‘ÙŽذÙ‰ هÙŽدانا لِهذا

و دریاها و آنانکه در قعر آنها شناورÙ‰ کنند به جنبش و موج درآید ستایش خاص خدایÙ‰ است که ما را به این (دین ) هدایت فرمود

وÙŽما کُنÙ‘ا لِنÙŽهÙ’تÙŽدِىَ لÙŽوÙ’لا اÙŽنÙ’ هÙŽدانÙŽا اللÙ‘هُ اÙŽلÙ’حÙŽمÙ’دُ لِلÙ‘هِ الÙ‘ÙŽذÙ‰ یÙŽخÙ’لُقُ وÙŽلÙŽمÙ’ یُخÙ’لÙŽقÙ’

و اگر او ما را هدایت نکرده بود ما بدان هدایت نمÙ‰ شدیم ستایش خدایÙ‰ را است که آفرید و خود آفریده نشده

وÙŽیÙŽرÙ’زُقُ وÙŽلا یُرÙ’زÙŽقُ وÙŽیُطÙ’عِمُ وÙŽلا یُطÙ’عÙŽمُ وÙŽیُمیتُ الاÙ’حیآءَ وÙŽیُحÙ’یِى

روزÙ‰ دهد و کسÙ‰ او را روزÙ‰ ندهد و بخوراند و خود بÙ‰ نیاز از خوراک است و بمیراند زندگان را و زنده کند

الÙ’مÙŽوÙ’تÙ‰ وÙŽهُوÙŽ حَىٌّ لا یÙŽمُوتُ بِیÙŽدِهِ الÙ’خÙŽیÙ’رُ وÙŽهُوÙŽ عÙŽلÙ‰ کُلِّشَىْءٍ قÙŽدیرÙŒ

مردگان را و او است زنده اÙ‰ که نمیرد هرچه خیر است به دست او است و او براÙ‰ هرچیز توانا است

اÙŽللÙ‘هُمÙ‘ÙŽ صÙŽلِّ عÙŽلÙ‰ مُحÙŽمÙ‘ÙŽدٍ عÙŽبÙ’دِکÙŽ وÙŽرÙŽسُولِکÙŽ وÙŽاÙŽمینِکÙŽ وÙŽصÙŽفِیِّکÙŽ

خدایا درود فرست بر محمد بنده ات و پیامبرت و امین بر وحیت و پسندیده ات

وÙŽحÙŽبیبِکÙŽ وÙŽخِیÙŽرÙŽتِکÙŽ مÙŽنÙ’ خÙŽلÙ’قِکÙŽ وÙŽحافِظِ سِرِّکÙŽ وÙŽمُبÙŽلِّغِ رِسالاتِکÙŽ اÙŽفÙ’ضÙŽلÙŽ

و حبیبت و برگزیده ات از میان خلق و نگهدار رازت و رساننده پیامهایت برترین درود

وÙŽاÙŽحÙ’سÙŽنÙŽ وÙŽاÙŽجÙ’مÙŽلÙŽ وÙŽاÙŽکÙ’مÙŽلÙŽ وÙŽاÙŽزÙ’کÙ‰ وÙŽاÙŽنÙ’مÙ‰ وÙŽاÙŽطÙ’یÙŽبÙŽ وÙŽاÙŽطÙ’هÙŽرÙŽ وÙŽاÙŽسÙ’نÙ‰

و بهترین و زیباترین و کاملترین و پاکیزه ترین و پررشدترین و خوشترین و پاکترین و بلندترین

وÙŽاÙŽکÙ’ثÙŽرÙŽ ما صÙŽلÙ‘ÙŽیÙ’تÙŽ وÙŽبارÙŽکÙ’تÙŽ وÙŽتÙŽرÙŽحÙ‘ÙŽمÙ’تÙŽ وÙŽتÙŽحÙŽنÙ‘ÙŽنÙ’تÙŽ وÙŽسÙŽلÙ‘ÙŽمÙ’تÙŽ عÙŽلÙ‰ اÙŽحÙŽدٍ

و بیشترین درودÙ‰ که فرستادÙ‰ و برکتÙ‰ که دادÙ‰ و ترحمÙ‰ که کردÙ‰ و عطوفتÙ‰ که ورزیدÙ‰ و تحیتÙ‰ که فرستادÙ‰ بر هر یکÙ‰

مِن عِبادِکÙŽ وÙŽاÙŽنÙ’بِیآئِکÙŽ وÙŽرُسُلِکÙŽ وÙŽصِفÙ’وÙŽتِکÙŽ وÙŽاÙŽهÙ’لِ الÙ’کÙŽرامÙŽهِ عÙŽلÙŽیÙ’کÙŽ مِن

از بندگانت و پیمبرانت و رسولانت و برگزیدگانت و گرامیان تو از میان

خÙŽلÙ’قِکÙŽ اÙŽللÙ‘هُمÙ‘ÙŽ وÙŽصÙŽلِّ عÙŽلÙ‰ عÙŽلی اÙŽمیرِ الÙ’مُؤْمِنینÙŽ وÙŽوÙŽصِىِّ رÙŽسوُلِ رÙŽبِّ

خلقت خدایا و درود فرست بر علÙ‰ امیر مؤ منان و وصÙ‰ فرستاده پروردگار

الÙ’عالÙŽمینÙŽ عÙŽبÙ’دِکÙŽ وÙŽوÙŽلیِّکÙŽ وÙŽاÙŽخÙ‰ رÙŽسُولِکÙŽ وÙŽحُجÙ‘ÙŽتِکÙŽ عÙŽلÙ‰ خÙŽلÙ’قِکÙŽ

جهانیان بنده تو و ولÙ‰ تو و برادر پیامبر تو و حجت تو بر خلقت

وÙŽآیÙŽتِکÙŽ الÙ’کُبÙ’رÙ‰ وÙŽالنÙ‘ÙŽباءِ الÙ’عÙŽظیمِ وÙŽصÙŽلِّ عÙŽلÙŽÙ‰ الصِّدÙ‘یقÙŽهِ الطÙ‘اهِرÙŽهِ فاطِمÙŽهÙŽ

و نشانه بزرگت و نباØ¡ عظیم (آن خبر بزرگ ) و درود فرست بر صدیقه طاهره فاطمه (زهرا)

سÙŽیِّدÙŽهِ نِسآءِ الÙ’عالÙŽمینÙŽ وÙŽصÙŽلِّ عÙŽلÙ‰ سِبÙ’طَىِ الرÙ‘ÙŽحÙ’مÙŽهِ وÙŽاِمامَىِ الÙ’هُدÙ‰

بانوÙ‰ زنان جهانیان و درود فرست بر دو سبط (پیامبر) رحمت و دو پیشواÙ‰ هدایت

الÙ’حÙŽسÙŽنِ وÙŽالÙ’حُسÙŽیÙ’نِ سÙŽیِّدَىْ شÙŽبابِ اÙŽهÙ’لِ الÙ’جÙ‘ÙŽنÙŽهِ وÙŽصÙŽلِّ عÙŽلÙ‰ اÙŽئِمÙ‘ÙŽهِ

حسن و حسین دو آقاÙ‰ جوانان اهل بهشت و درود فرست بر پیشوایان

الÙ’مُسÙ’لِمینÙŽ عÙŽلِىِّ بÙ’نِ الÙ’حُسÙŽیÙ’نِ وÙŽمُحÙŽمÙ‘ÙŽدِ بÙ’نِ عÙŽلِی وÙŽجÙŽعÙ’فÙŽرِ بÙ’نِ مُحÙŽمÙ‘ÙŽدٍ

مسلمانان علÙ‰ بن الحسین و محمد بن علÙ‰ و جعفر بن محمد

وÙŽمُوسÙŽÙ‰ بÙ’نِ جÙŽعÙ’فÙŽرٍ وÙŽعÙŽلِىِّ بÙ’نِ مُوسÙ‰ وÙŽمُحÙŽمÙ‘ÙŽدِ بÙ’نِ عÙŽلِی وÙŽعÙŽلِىِّ بÙ’نِ

و موسÙ‰ بن جعفر و علÙ‰ بن موسÙ‰ و محمد بن علÙ‰ و علÙ‰

مُحÙŽمÙ‘ÙŽدٍ وÙŽالÙ’حÙŽسÙŽنِ بÙ’نِ عÙŽلِی وÙŽالÙ’خÙŽلÙŽفِ الÙ’هادÙ‰ الÙ’مÙŽهÙ’دِىِّ حُجÙŽجِکÙŽ عÙŽلÙ‰

بن محمد و حسن بن علÙ‰ و یادگار شایسته و راهنمایش حضرت مهدÙ‰ که اینها حجتهاÙ‰ تو بر

عِبادِکÙŽ وÙŽاُمÙŽناÙ‘ÙŽئِکÙŽ فÙ‰ بِلادِکÙŽ صÙŽلÙŽوهÙ‹ کÙŽثیرÙŽهÙ‹ دآئِمÙŽهÙ‹ اÙŽللÙ‘هُمÙ‘ÙŽ وÙŽصÙŽلِّ عÙŽلÙ‰

بندگانت هستند و امینهاÙ‰ تو در شهرها و بلاد تواند درودÙ‰ فرست که بسیار و همیشگÙ‰ باشد خدایا و بالخصوص درود فرست

وÙŽلِىِّ اÙŽمÙ’رِکÙŽ الÙ’قآئِمِ الÙ’مُؤَمÙ‘ÙŽلِ وÙŽالÙ’عÙŽدÙ’لِ الÙ’مُنÙ’تÙŽظÙŽرِ وÙŽحُفÙ‘ÙŽهُ بِمÙŽلاÙ‘ÙŽئِکÙŽتِکÙŽ

برسرپرست دستورت آن امام قائم که مایه امید است وآن عدل ودادÙ‰ که همه چشم براهش هستند و فراگیر او را به فرشتگان

الÙ’مُقÙŽرÙ‘ÙŽبینÙŽ وÙŽاÙŽیِّدÙ’هُ بِروُحِ الÙ’قُدُسِ یا رÙŽبÙ‘ÙŽ الÙ’عالÙŽمینÙŽ اÙŽللÙ‘هُمÙ‘ÙŽ اجÙ’عÙŽلÙ’هُ

مقربت حلقه وار و به روح القدس یاریش کن اÙ‰ پروردگار جهانیان خدایا (وسائل آمدنش را) آماده کن

الدÙ‘اعِىَ اِلÙ‰ کِتابِکÙŽ وÙŽالÙ’قآئِمÙŽ بِدینِکÙŽ اسÙ’تÙŽخÙ’لِفÙ’هُ فÙ‰ الاÙ’رÙ’ضِ کÙŽمÙŽا

تا او به کتابت دعوت کند و به دین تو قیام کند و او را روÙ‰ زمین جایگزین گردان چنانچه

اسÙ’تÙŽخÙ’لÙŽفÙ’تÙŽ الÙ‘ÙŽذینÙŽ مِنÙ’ قÙŽبÙ’لِهِ مÙŽکِّنÙ’ لÙŽهُ دینÙŽهُ الÙ‘ÙŽذِى ارÙ’تÙŽضÙŽیÙ’تÙŽهُ لÙŽهُ اÙŽبÙ’دِلÙ’هُ مِنÙ’

جایگزین کردÙ‰ آنانکه پیش از او بودند و آن دینÙ‰ را که برایش پسندیده اÙ‰ بدست او پابرجا کن و پس از

بÙŽعÙ’دِ خÙŽوÙ’فِهِ اÙŽمÙ’ناÙ‹ یÙŽعÙ’بُدُکÙŽ لا یُشÙ’رِکُ بِکÙŽ شÙŽیÙ’ئاÙ‹ اÙŽللÙ‘هُمÙ‘ÙŽ اÙŽعِزÙ‘ÙŽهُ وÙŽاÙŽعÙ’زِزÙ’ بِهِ

ترس و خوفÙ‰ که داشته آسایش خاطرÙ‰ به او بده که با کمال خلوص تو را پرستش کند خدایا عزیزش گردان و دیگران را به او عزیز کن

وÙŽانÙ’صُرÙ’هُ وÙŽانÙ’تÙŽصِرÙ’ بِهِ وÙŽانÙ’صُرÙ’هُ نÙŽصÙ’را عÙŽزیزا وÙŽافÙ’تÙŽحÙ’ لÙŽهُ فÙŽتÙ’حاÙ‹ یÙŽسیراÙ‹

یاریش کن و بوسیله او دیگران را یارÙ‰ کن و بطور پیروزمندانه اÙ‰ او را یارÙ‰ کن و گشایش آسانÙ‰

وÙŽاجÙ’عÙŽلÙ’ لÙŽهُ مِنÙ’ لÙŽدُنÙ’کÙŽ سُلÙ’طاناÙ‹ نÙŽصیراÙ‹ اÙŽللÙ‘هُمÙ‘ÙŽ اÙŽظÙ’هِرÙ’ بِهِ دینÙŽکÙŽ وÙŽسُنÙ‘ÙŽهÙŽ

بهره اش کن و قرار ده برایش از نزد خود حکومتÙ‰ نصرت آور خدایا بدو دین خود و روش

نÙŽبِیِّکÙŽ حÙŽتّى لا یÙŽسÙ’تÙŽخÙ’فِىَ بِشَىْءٍ مِنÙŽالÙ’حÙŽقِّ مÙŽخافÙŽهÙŽ اÙŽحÙŽدٍ مِنÙŽ الÙ’خÙŽلÙ’قِ

پیامبرت را آشکار ساز بطورÙ‰ که چیزÙ‰ از امور حقه نماند که ناچار باشد از ترس مردم پنهانش کند

اÙŽللÙ‘هُمÙ‘ÙŽ اِنÙ‘ا نÙŽرÙ’غÙŽبُ اِلÙŽیÙ’کÙŽ فÙ‰ دÙŽوÙ’لÙŽهٍ کÙŽریمÙŽهٍ تُعِزُّ بِهÙŽا الاِْسÙ’لامÙŽ وÙŽاÙŽهÙ’لÙŽهُ

خدایا ما با تضرع و زارÙ‰ به درگاهت از تو خواستاریم دولتÙ‰ گرامÙ‰ را که به وسیله آن اسلام و مسلمین

وÙŽتُذِلُّ بِهÙŽا النِّفاقÙŽ وÙŽاÙŽهÙ’لÙŽهُ وÙŽتÙŽجÙ’عÙŽلُنا فیها مِنÙŽالدُّعاهِ اِلÙ‰ طاعÙŽتِکÙŽ

را عزت بخشÙ‰ و نفاق و منافقین را منکوب سازÙ‰ و ما را در آن دولت از زمره خوانندگان مردم بسوÙ‰ اطاعت تو

وÙŽالÙ’قادÙŽهِ اِلÙ‰ سÙŽبیلِکÙŽ وÙŽتÙŽرÙ’زُقُنا بِها کÙŽرامÙŽهÙŽ الدُّنÙ’یا وÙŽالاÙ’خِرÙŽهِ اÙŽللÙ‘هُمÙ‘ÙŽ ما

و از برندگان بسوÙ‰ راه خود قرارمان دهÙ‰ و بدان وسیله بزرگوارÙ‰ دنیا و آخرت را نصیب ما گرداندÙ‰ خدایا آنچه را که

عÙŽرÙ‘ÙŽفÙ’تÙŽنا مِنÙŽ الÙ’حÙŽقِّ فÙŽحÙŽمِّلÙ’ناهُ وÙŽما قÙŽصُرÙ’نا عÙŽنÙ’هُ فÙŽبÙŽلِّغÙ’ناهُ اÙŽللÙ‘هُمÙ‘ÙŽ الÙ’مُمÙ’ بِهِ

از حق به ما شناسانده اÙ‰ تاب تحملش را نیز به ما بده و آنچه را که از رسیدن بدان کوتاه آمدیم تو ما را بدان برسان خدایا بدان حضرت

شÙŽعÙŽثÙŽنا وÙŽاشÙ’عÙŽبÙ’ بِهِ صÙŽدÙ’عÙŽنا وÙŽارÙ’تُقÙ’ بِهِ فÙŽتÙ’قÙŽنا وÙŽکÙŽثِّرÙ’بِهِ قِلÙ‘ÙŽتÙŽنا وÙŽاÙŽعÙ’زِزÙ’ بِهِ

پراکندگیمان را برطرف کن و گسیختگیمان را دور کن و پریشانÙ‰ ما را بدو پیوست کن و کمÙ‰ ما را بدو زیاد کن

ذِلÙ‘ÙŽتÙŽنا وÙŽاÙŽغÙ’نِ بِهِ عآئِلÙŽنا وÙŽاقÙ’ضِ بِهِ عÙŽنÙ’ مَُغÙ’رÙŽمِنا وÙŽاجÙ’بُرÙ’بِهِ فÙŽقÙ’رÙŽنا وÙŽسُدÙ‘ÙŽ بِهِ

وخوارÙ‰ ما را بدو عزت بخش و ندارÙ‰ ما را بدو توانگرÙ‰ بخش و بدهÙ‰ ما را بوسیله اش بپرداز و فقر ما را بدو جبران کن

خÙŽلÙ‘ÙŽتÙŽنا وÙŽیÙŽسِّرÙ’ بِهِ عُسÙ’رÙŽنا وÙŽبÙŽیِّضÙ’ بِهِ وُجُوهÙŽنا وÙŽفُکÙ‘ÙŽ بِهِ اÙŽسÙ’رÙŽنا وÙŽاÙŽنÙ’جِحÙ’ بِهِ

و شکاف و تفرقه ما را بدو برطرف کن و سختÙ‰ ما را بدو آسان کن و چهره هاÙ‰ ما را بدو سفید گردان و گرفتاران ما را بدو آزاد

طÙŽلِبÙŽتÙŽنا وÙŽاÙŽنÙ’جِزÙ’ بِهِ مÙŽواعیدÙŽنا وÙŽاسÙ’تÙŽجِبÙ’ بِهِ دÙŽعÙ’وÙŽتÙŽنا وÙŽاÙŽعÙ’طِنا بِهِ سُؤْلÙŽنا

کن و خواسته هاÙ‰ ما را بدو روا کن و وعده هاÙ‰ ما را به او تحقق بخش و دعاÙ‰ ما را بدو مستجاب کن وخواهشهاÙ‰ ما را

وÙŽبÙŽلِّغÙ’نا بِهِ مِنÙŽ الدُّنÙ’یا وÙŽالاÙ’خِرÙŽهِ آمالÙŽنا وÙŽاÙŽعÙ’طِنا بِهِ فُوÙ’قÙŽ رÙŽغÙ’بÙŽتِنا یا خÙŽیÙ’رÙŽ

بوسیله او عطا کن و بوسیله او ما را به آرزوهاÙ‰ دنیا و آخرت برسان و بوسیله او بیش از آنچه ما خواهانیم به ما بده اÙ‰ بهترین

الÙ’مÙŽسÙ’ئُولینÙŽ وÙŽاÙŽوÙ’سÙŽعÙŽ الÙ’مُعÙ’طینÙŽ اِشÙ’فِ بِهِ صُدُورÙŽنا وÙŽاÙŽذÙ’هِبÙ’ بِهِ غÙŽیÙ’ظÙŽ

درخواست شدگان و دست بازترین عطاکنندگان سینه هاÙ‰ ما را با ظهورش شفا بخش و بوسیله او عقده

قُلُوبِنا وÙŽاهÙ’دِنا بِهِ لِمÙŽا اخÙ’تُلِفÙŽ فیهِ مِنÙŽ الÙ’حÙŽقِّ بِاِذÙ’نِکÙŽ اِنÙ‘ÙŽکÙŽ تÙŽهÙ’دÙ‰ مÙŽنÙ’

دلهاÙ‰ ما را برطرف کن و بدو ما را بدان حقÙ‰ که مورد اختلاف است به اذن خود راهنمایÙ‰ کن که براستÙ‰ تو هرکه

تÙŽشآءُ اِلÙ‰ صِراطٍ مُسÙ’تÙŽقیمٍ وÙŽانÙ’صُرÙ’نا بِهِ عÙŽلÙ‰ عÙŽدُوِّکÙŽ وÙŽعÙŽدُوِّنآ اِلهÙŽ

را بخواهÙ‰ به راه راست هدایت فرمایÙ‰ و بدست او ما را بر دشمنانت و دشمنان ما نصرت ده اÙ‰ معبود

الÙ’حÙŽقِّ آمینÙŽ اÙŽللÙ‘هُمÙ‘ÙŽ اِنÙ‘ا نÙŽشÙ’کوُ اِلÙŽیÙ’کÙŽ فÙŽقÙ’دÙŽ نÙŽبِیِّنا صÙŽلÙŽواتُکÙŽ عÙŽلÙŽیÙ’هِ وÙŽالِهِ

برحق - آمین - خدایا ما به تو شکایت کنیم از نبودن پیامبرمان که درودهاÙ‰ تو بر او و آلش باد

وÙŽغÙŽیÙ’بÙŽهÙŽ وÙŽلِیِّنا وÙŽکÙŽثÙ’رÙŽهÙŽ عÙŽدُوِّنا وÙŽقِلÙ‘ÙŽهÙŽ عÙŽدÙŽدِنا وÙŽشِدÙ‘هÙŽ الÙ’فِتÙŽنِ بِنا وÙŽتÙŽظاهُرÙŽ

و از غیبت مولایمان و از بسیارÙ‰ دشمنان و کمÙ‰ افرادمان و از سختÙ‰ آشوبها و از کمک دادن اوضاع

الزÙ‘ÙŽمانِ عÙŽلÙŽیÙ’نا فÙŽصÙŽلِّ عÙŽلÙ‰ مُحÙŽمÙ‘ÙŽدٍ وÙŽالِهِ وÙŽاÙŽعِنÙ‘ا عÙŽلÙ‰ ذلِکÙŽ بِفÙŽتÙ’حٍ مِنÙ’کÙŽ

زمانه به زیان ما پس درود فرست بر محمد و آلش و کمک ده ما را بر این اوضاع به گشایش

تُعÙŽجِّلُهُ وÙŽبِضُرٍّ تÙŽکÙ’شِفُهُ وÙŽنÙŽصÙ’رٍ تُعِزُّهُ وÙŽسُلÙ’طانِ حÙŽقٍّ تُظÙ’هِرُهُ وÙŽرÙŽحÙ’مÙŽهٍ

فورÙ‰ از طرف خود و برطرف کردن رنج وناراحتÙ‰ و یارÙ‰ با عزت و ظاهر ساختن سلطنت حقه و رحمتÙ‰

مِنÙ’کÙŽ تÙŽجÙŽلِّلُناها وÙŽعافِیÙŽهٍ مِنÙ’کÙŽ تُلÙ’بِسُناها بِرÙŽحÙ’مÙŽتِکÙŽ یا اÙŽرÙ’حÙŽمÙŽ الرÙ‘احِمینÙŽ

از جانب تو که ما را فراگیرد و تندرستÙ‰ از طرف تو که ما را بپوشاند به رحمتت اÙ‰ مهربانترین مهربانان

منبع : سایت موسسه جهانی سبطین