بسÙ’مÙ اللهÙ الرÙ‘ÙŽحÙ’منÙ الرÙ‘ÙŽحÙیمÙ
به نام خداوند بخشنده مهربان
اÙŽللÙ‘هÙمÙ‘ÙŽ اÙنّى اÙŽفÙ’تÙŽتÙحÙ الثÙ‘ÙŽنآءَ بÙحÙŽمÙ’دÙکÙŽ وÙŽ اÙŽنÙ’تÙŽ مÙسÙŽدÙ‘ÙدÙŒ لÙلصÙ‘ÙŽوابÙ بÙمÙ‘ÙŽنÙکÙŽ وÙŽ اÙŽیÙ’قÙŽنÙ’تÙ اÙŽنÙ‘ÙŽکÙŽ اÙŽنÙ’تÙŽ
خدایا من ستایش را به وسیله حمد تو مÙ‰ گشایم و تویÙ‰ که به نعمت بخشÙ‰ خود بندگان را به درستÙ‰ وادارÙ‰ و یقین دارم که براستÙ‰ تو
اÙŽرÙ’حÙŽمÙ الرÙ‘احÙمینÙŽ فÙ‰ مÙŽوÙ’ضÙعÙ الÙ’عÙŽفÙ’وÙ وÙŽالرÙ‘ÙŽحÙ’مÙŽهÙ وÙŽ اÙŽشÙŽدÙ‘Ù الÙ’مÙعاقÙبینÙŽ فÙ‰
مهربانترین مهربانانÙ‰ اما در جاÙ‰ گذشت و مهربانÙ‰ ولÙ‰ سخت ترین کیفرکننده اÙ‰ در
مÙŽوÙ’ضÙعÙ النÙ‘ÙŽکالÙ وÙŽالنÙ‘ÙŽقÙمÙŽهÙ وÙŽ اÙŽعÙ’ظÙŽمÙ الÙ’مÙتÙŽجÙŽبÙ‘ÙرینÙŽ فÙ‰ مÙŽوÙ’ضÙعÙ الÙ’کÙبÙ’ریآØ¡Ù
جاÙ‰ شکنجه و انتقام و بزرگترین جبارانÙ‰ در جاÙ‰ بزرگÙ‰ و
وÙŽالÙ’عÙŽظÙŽمÙŽهÙ اÙŽللÙ‘هÙمÙ‘ÙŽ اÙŽذÙنÙ’تÙŽ لÙ‰ فÙ‰ دÙعآئÙکÙŽ وÙŽ مÙŽسÙ’ئÙŽلÙŽتÙکÙŽ فÙŽاسÙ’مÙŽعÙ’ یا سÙŽمیعÙ
عظمت خدایا تو به من اجازه دادÙ‰ در این که بخوانمت و از تو درخواست کنم پس اÙ‰ خداÙ‰ شنوا
مÙدÙ’حÙŽتÙ‰ وÙŽ اÙŽجÙبÙ’ یا رÙŽحیمÙ دÙŽعÙ’وÙŽتÙ‰ وÙŽ اÙŽقÙلÙ’ یا غÙŽفÙورÙ عÙŽثÙ’رÙŽتÙ‰ فÙŽکÙŽمÙ’ یا
مدح و ثنایم را بشنو و پاسخ ده اÙ‰ مهربان خواسته ام را و نادیده گیر اÙ‰ آمرزنده لغزشم را اÙ‰
اÙلهÙ‰ مÙنÙ’ کÙرÙ’بÙŽهÙ قÙŽدÙ’ فÙŽرÙ‘ÙŽجÙ’تÙŽها وÙŽ هÙمÙومÙ قÙŽدÙ’ کÙŽشÙŽفÙ’تÙŽها وÙŽ عÙŽثÙ’رÙŽهÙ قÙŽدÙ’ اÙŽقÙŽلÙ’تÙŽها
معبود من چه بسیار گرفتارÙ‰ که برطرف کردÙ‰ و چه بسیار اندوه که زدودÙ‰ و لغزشها که چشم پوشیدÙ‰
وÙŽ رÙŽحÙ’مÙŽهÙ قÙŽدÙ’ نÙŽشÙŽرÙ’تÙŽها وÙŽ حÙŽلÙ’قÙŽهÙ بÙŽلاَّء٠قÙŽدÙ’ فÙŽکÙŽکÙ’تÙŽها اÙŽلÙ’حÙŽمÙ’دÙ لÙلÙ‘هÙ الÙ‘ÙŽذÙ‰ لÙŽمÙ’ یÙŽتÙ‘ÙŽخÙذÙ’
و مهر و رحمت که گستردÙ‰ و زنجیر بلا که از هم باز کردÙ‰ ستایش خاص خدایÙ‰ است که نگیرد
صاحÙبÙŽهÙ‹ وÙŽ لا وÙŽلÙŽدا وÙŽ لÙŽمÙ’ یÙŽکÙنÙ’ لÙŽهÙ شÙŽریکÙŒ فÙ‰ الÙ’مÙلÙ’کÙ وÙŽلÙŽمÙ’ یÙŽکÙنÙ’ لÙŽهÙ وÙŽلÙىّÙ
همسرÙ‰ و نه فرزندÙ‰ و نیست برایش شریکÙ‰ در فرمانروایÙ‰ و نیست برایش یاورÙ‰
مÙنÙŽ الذÙ‘ÙلÙ‘Ù وÙŽ کÙŽبÙ‘ÙرÙ’هÙ تÙŽکÙ’بیراÙ‹ اÙŽلÙ’حÙŽمÙ’دÙ لÙلÙ‘هÙ بÙجÙŽمیعÙ مÙŽحامÙدÙهÙ کÙلÙ‘ÙهÙŽا عÙŽلÙ‰ جÙŽمیعÙ
از خوارÙ‰ و به کمال بزرگÙ‰ او را یاد کن ستایش خداÙ‰ را به همه ستودگیهایش یکسر بر همه
نÙعÙŽمÙهÙ کÙلÙ‘Ùها اÙŽلÙ’حÙŽمÙ’دÙ لÙلÙ‘هÙ الÙ‘ÙŽذÙ‰ لا مÙضآدÙ‘ÙŽ لÙŽهÙ فÙ‰ مÙلÙ’کÙهÙ وÙŽ لا مÙنازÙعÙŽ لÙŽهÙ فÙ‰
نعمتهایش یکسر ستایش براÙ‰ خدایÙ‰ است که ضد و دشمنÙ‰ در پادشاهÙ‰ او و ستیزه جویÙ‰ در
اÙŽمÙ’رÙهÙ اÙŽلÙ’حÙŽمÙ’دÙ لÙلÙ‘هÙ الÙ‘ÙŽذÙ‰ لا شÙŽریکÙŽ لÙŽهÙ فÙ‰ خÙŽلÙ’قÙهÙ وÙŽ لا شÙŽبیهÙŽ لÙŽهÙ فÙ‰ عÙŽظÙŽمÙŽتÙهÙ
فرمانش نیست ستایش خدایÙ‰ را است که شریکÙ‰ در خلقتش ندارد و شبیهÙ‰ در عظمت او نیست
اÙŽلÙ’حÙŽمÙ’دÙ لÙلÙ‘هÙ الÙ’فاشÙ‰ فÙÙ‰ الÙ’خÙŽلÙ’قÙ اÙŽمÙ’رÙهÙ وÙŽ حÙŽمÙ’دÙهÙ الظÙ‘اهÙرÙ بÙالÙ’کÙŽرÙŽمÙ مÙŽجÙ’دÙهÙ
ستایش خاص خدایÙ‰ است که هویدا است در میان خلق کارش و ستایشش و آشکار است به بزرگوارÙ‰ شوکتش
الÙ’باسÙطÙ بÙالÙ’جÙودÙ یÙŽدÙŽهÙ الÙ‘ÙŽذÙ‰ لا تÙŽنÙ’قÙصÙ خÙŽزآئÙنÙهÙ وÙŽ لا تÙŽزیدÙهÙ کÙŽثÙ’رÙŽهÙ الÙ’عÙŽطآØ¡Ù
و گشاده است دستش آنکه نقصان نپذیرد خزینه هایش و نیفزایدش بسیارÙ‰ عطا
اÙلاÙ‘ جÙوداÙ‹ وÙŽ کÙŽرÙŽماÙ‹ اÙنÙ‘ÙŽهÙ هÙوÙŽ الÙ’عÙŽزیزÙ الÙ’وÙŽهÙ‘ابÙ اÙŽللÙ‘هÙمÙ‘ÙŽ اÙنّى اÙŽسÙ’ئÙŽلÙکÙŽ قÙŽلیلاÙ‹ مÙنÙ’
مگر جود و بزرگوارÙ‰ براستÙ‰ که او عزیز و بسیار بخشنده است خدایا از تو خواهم اندکÙ‰ از
کÙŽثیرÙ مÙŽعÙŽ حاجÙŽهÙ بÙ‰ اÙلÙŽیÙ’هÙ عÙŽظیمÙŽهÙ وÙŽ غÙناکÙŽ عÙŽنÙ’هÙ قÙŽدیمÙŒ وÙŽ هÙوÙŽ عÙنÙ’دÙ‰ کÙŽثیرÙŒ
بسیار با اینکه نیازمندیم بدان بزرگ است و بÙ‰ نیازÙ‰ تو از آن قدیم و ازلÙ‰ است و آن درخواست پیش من بسیار
وÙŽ هÙوÙŽ عÙŽلÙŽیÙ’کÙŽ سÙŽهÙ’لÙŒ یÙŽسیرÙŒ اÙŽللÙ‘هÙمÙ‘ÙŽ اÙنÙ‘ÙŽ عÙŽفÙ’وÙŽکÙŽ عÙŽنÙ’ ذÙŽنÙ’بÙ‰ وÙŽ تÙŽجاوÙزÙŽکÙŽ عÙŽنÙ’
ولÙ‰ در نزد تو اندک و آسان است خدایا براستÙ‰ گذشت تو از گناهم و چشم پوشیت از
خÙŽطیÙ‘ÙŽئÙŽتÙ‰ وÙŽ صÙŽفÙ’حÙŽکÙŽ عÙŽنÙ’ ظÙلÙ’مÙ‰ وÙŽ سÙŽÙتÙ’رÙŽکÙŽ عÙŽلÙ‰ قÙŽبیحÙ عÙŽمÙŽلÙ‰ وÙŽ حÙلÙ’مÙŽکÙŽ
خطایم و نادیده گیریت از ستمم و پرده پوشیت بر کار زشتم و بردباریت
عÙŽنÙ’ کÙŽثیرÙ جÙرÙ’مÙ‰ عÙنÙ’دÙŽ ما کانÙŽ مÙنÙ’ خÙŽطایÙ‰ وÙŽ عÙŽمÙ’دÙ‰ اÙŽطÙ’مÙŽعÙŽنÙ‰ فÙ‰ اÙŽنÙ’
در برابر جنایت و جرم بسیارم که به خطا یا از روÙ‰ تعمد کردم مرا به طمع انداخت تا از تو
اÙŽسÙ’ئÙŽلÙŽکÙŽ ما لا اÙŽسÙ’تÙŽوÙ’جÙبÙهÙ مÙنÙ’کÙŽ الÙ‘ÙŽذÙ‰ رÙŽزÙŽقÙ’تÙŽنÙ‰ مÙنÙ’ رÙŽحÙ’مÙŽتÙکÙŽ وÙŽ اÙŽرÙŽیÙ’تÙŽنÙ‰
درخواست کنم چیزÙ‰ را که مستحق آن نیستم ØŒ درخواست کنم آنچه را که از رحمتت روزÙ‰ من کردÙ‰ و
مÙŽنÙ’ قÙدÙ’رÙŽتÙکÙŽ وÙŽ عÙŽرÙ‘ÙŽفÙ’تÙŽنÙ‰ مÙنÙ’ اÙجابÙŽتÙکÙŽ فÙŽصÙرÙ’تÙ اÙŽدÙ’عÙوکÙŽ آمÙناÙ‹ وÙŽ اÙŽسÙ’ئÙŽلÙکÙŽ
از قدرتت به من نمایاندÙ‰ و از اجابت دعایت به من شناساندÙ‰ و این سبب شد که من از روÙ‰ اطمینان تو را بخوانم
مÙسÙ’تÙŽØ£نÙساÙ‹ لا خآئÙفاÙ‹ وÙŽ لا وÙŽجÙلاÙ‹ مÙدÙلاًّ عÙŽلÙŽیÙ’کÙŽ فیما قÙŽصÙŽدÙ’تÙ فیهÙ اÙلÙŽیÙ’کÙŽ
و با تو انس گرفته بدون ترس و واهمه از تو حاجت بخواهم و تازه در مطلوب و مقصود خود با ناز و عشوه به درگاهت آیم
فÙŽاÙنÙ’ اÙŽبÙ’طÙŽاÙŽ عÙŽنّى عÙŽتÙŽبÙ’تÙ بÙجÙŽهÙ’لÙ‰ عÙŽلÙŽیÙ’کÙŽ وÙŽ لÙŽعÙŽلÙ‘ÙŽ الÙ‘ÙŽذÙ‰ اÙŽبÙ’طÙŽاÙŽ عÙŽنّى هÙوÙŽ خÙŽیÙ’رÙŒ لÙ‰
و اگر حاجتم دیر برآید بواسطه نادانیم بر تو اعتراض کنم در صورتÙ‰ که شاید دیر کردن آن براÙ‰ من بهتر باشد زیرا
لÙعÙلÙ’مÙکÙŽ بÙعاقÙبÙŽهÙ الاÙ’ÙمÙورÙ فÙŽلÙŽمÙ’ اÙŽرÙŽ مÙŽوÙ’لاÙ‹ کÙŽریماÙ‹ اÙŽصÙ’بÙŽرÙŽ عÙŽلÙ‰ عÙŽبÙ’دÙ لÙŽئیمÙ مÙنÙ’کÙŽ
تو داناÙ‰ به سرانجام کارها هستÙ‰ و از اینرو من ندیدم مولاÙ‰ بزرگوارÙ‰ را که بر بنده پست خود شکیباتر از تو باشد
عÙŽلَىَّ یا رÙŽبÙ‘Ù اÙنÙ‘ÙŽکÙŽ تÙŽدÙ’عÙونÙ‰ فÙŽاÙوÙŽلّى عÙŽنÙ’کÙŽ وÙŽ تÙŽتÙŽحÙŽبÙ‘ÙŽبÙ اÙلَىَّ فÙŽاÙŽتÙŽبÙŽغÙ‘ÙŽضÙ اÙلÙŽیÙ’کÙŽ
بر من اÙ‰ پروردگارم تو مرا مÙ‰ خوانÙ‰ ولÙ‰ من از تو رومÙ‰ گردانم و تو به من دوستÙ‰ مÙ‰ کنÙ‰ ولÙ‰ من با تودشمنÙ‰ مÙ‰ کنم و تو
وÙŽ تÙŽتÙŽوÙŽدÙ‘ÙŽدÙ اÙلَىَّ فÙŽلا اÙŽقÙ’بÙŽلÙ مÙنÙ’کÙŽ کÙŽاÙŽنÙ‘ÙŽ لÙÙ‰ÙŽ التÙ‘ÙŽطÙŽوÙ‘ÙلÙŽ عÙŽلÙŽیÙ’کÙŽ فÙŽلÙŽمÙ’ یÙŽمÙ’نÙŽعÙ’کÙŽ ذلÙکÙŽ
به من محبت کنÙ‰ و من نپذیرم گویا من منتÙ‰ بر تو دارم و باز این احوال بازندارد تو را از
مÙنÙŽ الرÙ‘ÙŽحÙ’مÙŽهÙ لÙ‰ وÙŽالاÙ’ÙحÙ’سانÙ اÙلَىَّ وÙŽالتÙ‘ÙŽفÙŽضÙ‘ÙلÙ عÙŽلَىَّ بÙجÙودÙکÙŽ وÙŽکÙŽرÙŽمÙکÙŽ
مهر به من و و احسان بر من و بزرگواریت نسبت به من از روÙ‰ بخشندگÙ‰ و بزرگواریت
فÙŽارÙ’حÙŽمÙŽ عÙŽبÙ’دÙŽکÙŽ الÙ’جاهÙلÙŽ وÙŽجÙدÙ’ عÙŽلÙŽیÙ’هÙ بÙفÙŽضÙ’لÙ اÙحÙ’سانÙکÙŽ اÙنÙ‘ÙŽکÙŽ جÙŽوادÙŒ کÙŽریمÙŒ
پس بر بنده نادانت رحم کن و از زیادÙ‰ احسانت بر او ببخش که براستÙ‰ تو بخشنده و بزرگوارÙ‰
اÙŽلÙ’حÙŽمÙ’دÙ لÙلÙ‘هÙ مالÙکÙ الÙ’مÙلÙ’کÙ مÙجÙ’رÙÙ‰ الÙ’فÙلÙ’کÙ مÙسÙŽخÙ‘ÙرÙ الرÙ‘ÙیاحÙ فالÙقÙ الاÙ’ÙصÙ’باحÙ
ستایش خاص خدا است که مالک سلطنت و روان کننده کشتÙ‰ (وجود) و مسخرکننده بادها و شکافنده سپیده صبح
دÙŽیÙ‘انÙ الدÙ‘ینÙ رÙŽبÙ‘Ù الÙ’عÙŽالÙŽمینÙŽ اÙŽلÙ’حÙŽمÙ’دÙ لÙلÙ‘هÙ عÙŽلÙ‰ حÙلÙ’مÙهÙ بÙŽعÙ’دÙŽ عÙلمÙهÙ وÙŽالÙ’حÙŽمÙ’دÙ
و حکمفرماÙ‰ روز جزا و پروردگار جهانیان است ستایش خداÙ‰ را است که بردباریش پس از دانستن و ستایش
لÙلÙ‘هÙ عÙŽلÙ‰ عÙŽفÙ’وÙهÙ بÙŽعÙ’دÙŽ قÙدÙ’رÙŽتÙهÙ وÙŽالÙ’حÙŽمÙ’دÙ لÙلÙ‘هÙ عÙŽلÙ‰ طÙولÙ اÙŽناتÙهÙ فÙ‰ غÙŽضÙŽبÙهÙ
براÙ‰ خدا است بر گذشتش با اینکه نیرومند است و ستایش براÙ‰ خدا است بر زیادÙ‰ تحمل و بردباریش در عین خشم
وÙŽهÙوÙŽ قادÙرÙŒ عÙŽلÙ‰ ما یÙریدÙ اÙŽلÙ’حÙŽمÙ’دÙ لÙلÙ‘هÙ خالÙقÙ الÙ’خÙŽلÙ’قÙ باسÙطÙ الرÙ‘ÙزÙ’قÙ فاÙلقÙ
او با اینکه او بر هرچه بخواهد تواناست ستایش خداÙ‰ را است که آفریننده خلق و گسترنده روزÙ‰ و شکافنده
اÙŽلاÙ’ÙصÙ’باحÙ ذÙÙ‰ الÙ’جÙŽلالÙ وÙŽالاÙ’ÙکÙ’رامÙ وÙŽالÙ’فÙŽضÙ’لÙ وÙŽالاÙ’ÙنÙ’عامÙ الÙ‘ÙŽذÙ‰ بÙŽعÙدÙŽ فÙŽلا
صبح صاحب جلال و بزرگوارÙ‰ و فضل و نعمت بخشÙ‰ آنکه دور است پس
یÙرÙ‰ وÙŽقÙŽرÙبÙŽ فÙŽشÙŽهÙدÙŽ النÙ‘ÙŽجÙ’وÙ‰ تÙŽبارÙŽکÙŽ وÙŽتÙŽعالÙ‰ اÙŽلÙ’حÙŽمÙ’دÙ لÙلÙ‘هÙ الÙ‘ÙŽذÙ‰ لÙŽیÙ’سÙŽ لÙŽهÙ
دیده نشود و نزدیک است که مطلع از گفتگوهاÙ‰ سرÙ‰ است برتر و والا است ستایش خدایÙ‰ را که نیست براÙ‰ او
مÙنازÙ عÙŒ یÙعادÙلÙهÙ وÙŽلا شÙŽبیهÙŒ یÙشاکÙلÙهÙ وÙŽلا ظÙŽهیرÙŒ یÙعاضÙدÙهÙ قÙŽهÙŽرÙŽ بÙعÙزÙ‘ÙŽتÙهÙ
ستیزه جویÙ‰ که با او برابرÙ‰ کند و نه شبیهÙ‰ که هم شکل او باشد و نه پشتیبانÙ‰ که کمکش کند به عزت خویش
الاÙ’عÙزÙ‘آءَ وÙŽتÙŽواضÙŽعÙŽ لÙعÙŽظÙŽمÙŽتÙهÙ الÙ’عÙظÙŽمآء٠فÙŽبÙŽلÙŽغÙŽ بÙقÙدÙ’رÙŽتÙهÙ ما یÙŽشآء٠اÙŽلÙ’حÙŽمÙ’دÙ لÙلÙ‘هÙ
چیره دستان را مقهور ساخته و در مقابل عظمتش بزرگان فروتنÙ‰ کرده پس بوسیله نیرویش بهرجا که خواهد رسیده ستایش خدایÙ‰ را
الÙ‘ÙŽذÙ‰ یÙجیبÙنÙ‰ حینÙŽ اÙنادیهÙ وÙŽیÙŽسÙ’تÙرÙ عÙŽلَىَّ کÙلÙ‘ÙŽ عÙورÙŽهÙ وÙŽاÙŽنÙŽا اÙŽعÙ’صیهÙ وÙŽ
که پاسخم دهد هرگاه بخوانمش و بپوشاند بر من هر زشتÙ‰ را و من نافرمانیش کنم و
یÙعÙŽظÙ‘ÙمÙ الÙ’نÙ‘ÙعÙ’مÙŽهÙŽ عÙŽلَىَّ فÙŽلاÙ‘ÙŽ اÙجازیهÙ فÙŽکÙŽمÙ’ مÙنÙ’ مÙŽوÙ’هÙبÙŽهÙ هÙŽنیÙ‘ÙŽئÙŽهÙ قÙŽدÙ’ اÙŽعÙ’طانÙ‰
بزرگ گرداند بر من نعمتش را ولÙ‰ من پاداشش ندهم پس چه بسیار بخششهاÙ‰ جانبخشÙ‰ که به من عطا فرمود
وÙŽعÙŽظیمÙŽهÙ مÙŽخÙوفÙŽهÙ قÙŽدÙ’ کÙŽفانÙ‰ وÙŽبÙŽهÙ’جÙŽهÙ مÙونÙقÙŽهÙ قÙŽدÙ’ اÙŽرانÙ‰ فÙŽاÙثÙ’نÙ‰ عÙŽلÙŽیÙ’هÙ
و چه پیش آمدهاÙ‰ بزرگ و هولناکÙ‰ را که از من دور کرد و چه خوشیهاÙ‰ شگفت انگیزÙ‰ که به من نمایاند او را
حامÙدا وÙŽاÙŽذÙ’کÙرÙهÙ مÙسÙŽبÙ‘ÙحاÙ‹ اÙŽلÙ’حÙŽمÙ’دÙ لÙلÙ‘هÙ الÙ‘ÙŽذÙ‰ لا یÙهÙ’تÙŽکÙ حÙجابÙهÙ وÙŽلا یÙغÙ’لÙŽقÙ
ستایش کنان ثنا گویم و تسبیح گویان یادش کنم ستایش خاص خدایÙ‰ است که پرده اش دریده نشود و در خانه اش
بابÙهÙ وÙŽلا یÙرÙŽدÙ‘Ù سآئÙلÙهÙ وÙŽلا یÙخÙŽیÙ‘ÙŽبÙ آمÙلÙهÙ اÙŽلÙ’حÙŽمÙ’دÙ لÙلÙ‘هÙ الÙ‘ÙŽذÙ‰ یÙØ¤Ù’مÙنÙ الÙ’خآئÙفینÙŽ
بسته نگردد و خواهنده اش رد نشود و آرزومندش نومید نگردد ستایش خاص خدایÙ‰ است که هراسناکان را امان بخشد
وÙŽیÙنÙŽجÙ‘ÙÙ‰ الصÙ‘الÙحینÙŽ وÙŽیÙŽرÙ’فÙŽعÙ الÙ’مÙسÙ’تÙŽضÙ’عÙŽفینÙŽ وÙŽیÙŽضÙŽعÙ الÙ’مÙسÙ’تÙŽکÙ’بÙرینÙŽ وÙŽ
و شایستگان را نجات دهد و ناتوان شمردگان را بلند کند و گردنکشان را زبون کند و
یÙهÙ’لÙکÙ مÙلÙوکاÙ‹ وÙŽیÙŽسÙ’تÙŽخÙ’لÙفÙ آخÙŽرینÙ وÙŽالÙ’حÙŽمÙ’دÙ لÙلÙ‘هÙ قاÙصمÙ الجÙ‘ÙŽبارینÙŽ مÙبیرÙ
شاهان را نابود کند و به جایشان دسته دیگرÙ‰ نشاند ستایش خداÙ‰ را در هم شکننده سرکشان و نابودکننده
الظÙ‘الÙمینÙŽ مÙدÙ’رÙکÙ الÙ’هارÙبینÙŽ نÙŽکالÙ الظÙ‘الÙمینÙŽ صÙŽریخÙ الÙ’مÙسÙ’تÙŽصÙ’رÙخینÙŽ
ستمکاران دریابنده گریختگان کیفردهنده ظالمان فریادرس فریادخواهان
مÙŽوÙ’ضÙعÙ حاجاتÙ الطÙ‘الÙبینÙŽ مÙعÙ’تÙŽمÙŽدÙ الÙ’مÙØ¤Ù’مÙنینÙŽ اÙŽلÙ’حÙŽمÙ’دÙ لÙلÙ‘هÙ الÙ‘ÙŽذÙ‰ مÙنÙ’
جایگاه حاجتهاÙ‰ جویندگان تکیه گاه مؤ منان ستایش خدایÙ‰ را است که
خÙŽشÙ’یÙŽتÙهÙ تÙŽرÙ’عÙŽدÙ السÙ‘ÙŽمآء٠وÙŽ سÙکÙ‘انÙها وÙŽتÙŽرÙ’جÙفÙ الاÙ’رÙ’ضÙ وÙŽعÙمÙ‘ارÙها
از ترس او آسمان و ساکنانش غرش کنند و زمین و آباد کنندگانش بر خود بلرزند
وÙŽتÙŽمÙوجÙ الÙ’بÙحارÙ وÙŽمÙŽنÙ’ یÙŽسÙ’بÙŽحÙ فÙ‰ غÙŽمÙŽراتÙها اÙŽلÙ’حÙŽمÙ’دÙ لÙلÙ‘هÙ الÙ‘ÙŽذÙ‰ هÙŽدانا لÙهذا
و دریاها و آنانکه در قعر آنها شناورÙ‰ کنند به جنبش و موج درآید ستایش خاص خدایÙ‰ است که ما را به این (دین ) هدایت فرمود
وÙŽما کÙنÙ‘ا لÙنÙŽهÙ’تÙŽدÙÙ‰ÙŽ لÙŽوÙ’لا اÙŽنÙ’ هÙŽدانÙŽا اللÙ‘هÙ اÙŽلÙ’حÙŽمÙ’دÙ لÙلÙ‘هÙ الÙ‘ÙŽذÙ‰ یÙŽخÙ’لÙقÙ وÙŽلÙŽمÙ’ یÙخÙ’لÙŽقÙ’
و اگر او ما را هدایت نکرده بود ما بدان هدایت نمÙ‰ شدیم ستایش خدایÙ‰ را است که آفرید و خود آفریده نشده
وÙŽیÙŽرÙ’زÙقÙ وÙŽلا یÙرÙ’زÙŽقÙ وÙŽیÙطÙ’عÙمÙ وÙŽلا یÙطÙ’عÙŽمÙ وÙŽیÙمیتÙ الاÙ’حیآءَ وÙŽیÙحÙ’یÙÙ‰
روزÙ‰ دهد و کسÙ‰ او را روزÙ‰ ندهد و بخوراند و خود بÙ‰ نیاز از خوراک است و بمیراند زندگان را و زنده کند
الÙ’مÙŽوÙ’تÙ‰ وÙŽهÙوÙŽ حَىٌّ لا یÙŽمÙوتÙ بÙیÙŽدÙهÙ الÙ’خÙŽیÙ’رÙ وÙŽهÙوÙŽ عÙŽلÙ‰ کÙلÙ‘Ùشَىْء٠قÙŽدیرÙŒ
مردگان را و او است زنده اÙ‰ که نمیرد هرچه خیر است به دست او است و او براÙ‰ هرچیز توانا است
اÙŽللÙ‘هÙمÙ‘ÙŽ صÙŽلÙ‘Ù عÙŽلÙ‰ مÙحÙŽمÙ‘ÙŽدÙ عÙŽبÙ’دÙکÙŽ وÙŽرÙŽسÙولÙکÙŽ وÙŽاÙŽمینÙکÙŽ وÙŽصÙŽفÙیÙ‘ÙکÙŽ
خدایا درود فرست بر محمد بنده ات و پیامبرت و امین بر وحیت و پسندیده ات
وÙŽحÙŽبیبÙکÙŽ وÙŽخÙیÙŽرÙŽتÙکÙŽ مÙŽنÙ’ خÙŽلÙ’قÙکÙŽ وÙŽحافÙظÙ سÙرÙ‘ÙکÙŽ وÙŽمÙبÙŽلÙ‘ÙغÙ رÙسالاتÙکÙŽ اÙŽفÙ’ضÙŽلÙŽ
و حبیبت و برگزیده ات از میان خلق و نگهدار رازت و رساننده پیامهایت برترین درود
وÙŽاÙŽحÙ’سÙŽنÙŽ وÙŽاÙŽجÙ’مÙŽلÙŽ وÙŽاÙŽکÙ’مÙŽلÙŽ وÙŽاÙŽزÙ’کÙ‰ وÙŽاÙŽنÙ’مÙ‰ وÙŽاÙŽطÙ’یÙŽبÙŽ وÙŽاÙŽطÙ’هÙŽرÙŽ وÙŽاÙŽسÙ’نÙ‰
و بهترین و زیباترین و کاملترین و پاکیزه ترین و پررشدترین و خوشترین و پاکترین و بلندترین
وÙŽاÙŽکÙ’ثÙŽرÙŽ ما صÙŽلÙ‘ÙŽیÙ’تÙŽ وÙŽبارÙŽکÙ’تÙŽ وÙŽتÙŽرÙŽحÙ‘ÙŽمÙ’تÙŽ وÙŽتÙŽحÙŽنÙ‘ÙŽنÙ’تÙŽ وÙŽسÙŽلÙ‘ÙŽمÙ’تÙŽ عÙŽلÙ‰ اÙŽحÙŽدÙ
و بیشترین درودÙ‰ که فرستادÙ‰ و برکتÙ‰ که دادÙ‰ و ترحمÙ‰ که کردÙ‰ و عطوفتÙ‰ که ورزیدÙ‰ و تحیتÙ‰ که فرستادÙ‰ بر هر یکÙ‰
مÙن عÙبادÙکÙŽ وÙŽاÙŽنÙ’بÙیآئÙکÙŽ وÙŽرÙسÙلÙکÙŽ وÙŽصÙفÙ’وÙŽتÙکÙŽ وÙŽاÙŽهÙ’لÙ الÙ’کÙŽرامÙŽهÙ عÙŽلÙŽیÙ’کÙŽ مÙن
از بندگانت و پیمبرانت و رسولانت و برگزیدگانت و گرامیان تو از میان
خÙŽلÙ’قÙکÙŽ اÙŽللÙ‘هÙمÙ‘ÙŽ وÙŽصÙŽلÙ‘Ù عÙŽلÙ‰ عÙŽلی اÙŽمیرÙ الÙ’مÙØ¤Ù’مÙنینÙŽ وÙŽوÙŽصÙىّ٠رÙŽسوÙلÙ رÙŽبÙ‘Ù
خلقت خدایا و درود فرست بر علÙ‰ امیر مؤ منان و وصÙ‰ فرستاده پروردگار
الÙ’عالÙŽمینÙŽ عÙŽبÙ’دÙکÙŽ وÙŽوÙŽلیÙ‘ÙکÙŽ وÙŽاÙŽخÙ‰ رÙŽسÙولÙکÙŽ وÙŽحÙجÙ‘ÙŽتÙکÙŽ عÙŽلÙ‰ خÙŽلÙ’قÙکÙŽ
جهانیان بنده تو و ولÙ‰ تو و برادر پیامبر تو و حجت تو بر خلقت
وÙŽآیÙŽتÙکÙŽ الÙ’کÙبÙ’رÙ‰ وÙŽالنÙ‘ÙŽباء٠الÙ’عÙŽظیمÙ وÙŽصÙŽلÙ‘Ù عÙŽلÙŽÙ‰ الصÙ‘ÙدÙ‘یقÙŽهÙ الطÙ‘اهÙرÙŽهÙ فاطÙمÙŽهÙŽ
و نشانه بزرگت و نباØ¡ عظیم (آن خبر بزرگ ) و درود فرست بر صدیقه طاهره فاطمه (زهرا)
سÙŽیÙ‘ÙدÙŽهÙ نÙسآء٠الÙ’عالÙŽمینÙŽ وÙŽصÙŽلÙ‘Ù عÙŽلÙ‰ سÙبÙ’طÙŽÙ‰Ù الرÙ‘ÙŽحÙ’مÙŽهÙ وÙŽاÙمامÙŽÙ‰Ù الÙ’هÙدÙ‰
بانوÙ‰ زنان جهانیان و درود فرست بر دو سبط (پیامبر) رحمت و دو پیشواÙ‰ هدایت
الÙ’حÙŽسÙŽنÙ وÙŽالÙ’حÙسÙŽیÙ’نÙ سÙŽیÙÙ‘دَىْ شÙŽبابÙ اÙŽهÙ’لÙ الÙ’جÙ‘ÙŽنÙŽهÙ وÙŽصÙŽلÙ‘Ù عÙŽلÙ‰ اÙŽئÙمÙ‘ÙŽهÙ
حسن و حسین دو آقاÙ‰ جوانان اهل بهشت و درود فرست بر پیشوایان
الÙ’مÙسÙ’لÙمینÙŽ عÙŽلÙىّ٠بÙ’نÙ الÙ’حÙسÙŽیÙ’نÙ وÙŽمÙحÙŽمÙ‘ÙŽدÙ بÙ’نÙ عÙŽلÙی وÙŽجÙŽعÙ’فÙŽرÙ بÙ’نÙ مÙحÙŽمÙ‘ÙŽدÙ
مسلمانان علÙ‰ بن الحسین و محمد بن علÙ‰ و جعفر بن محمد
وÙŽمÙوسÙŽÙ‰ بÙ’نÙ جÙŽعÙ’فÙŽرÙ وÙŽعÙŽلÙىّ٠بÙ’نÙ مÙوسÙ‰ وÙŽمÙحÙŽمÙ‘ÙŽدÙ بÙ’نÙ عÙŽلÙی وÙŽعÙŽلÙىّ٠بÙ’نÙ
و موسÙ‰ بن جعفر و علÙ‰ بن موسÙ‰ و محمد بن علÙ‰ و علÙ‰
مÙحÙŽمÙ‘ÙŽدÙ وÙŽالÙ’حÙŽسÙŽنÙ بÙ’نÙ عÙŽلÙی وÙŽالÙ’خÙŽلÙŽفÙ الÙ’هادÙ‰ الÙ’مÙŽهÙ’دÙىّ٠حÙجÙŽجÙکÙŽ عÙŽلÙ‰
بن محمد و حسن بن علÙ‰ و یادگار شایسته و راهنمایش حضرت مهدÙ‰ که اینها حجتهاÙ‰ تو بر
عÙبادÙکÙŽ وÙŽاÙمÙŽناÙ‘ÙŽئÙکÙŽ فÙ‰ بÙلادÙکÙŽ صÙŽلÙŽوهÙ‹ کÙŽثیرÙŽهÙ‹ دآئÙمÙŽهÙ‹ اÙŽللÙ‘هÙمÙ‘ÙŽ وÙŽصÙŽلÙ‘Ù عÙŽلÙ‰
بندگانت هستند و امینهاÙ‰ تو در شهرها و بلاد تواند درودÙ‰ فرست که بسیار و همیشگÙ‰ باشد خدایا و بالخصوص درود فرست
وÙŽلÙىّ٠اÙŽمÙ’رÙکÙŽ الÙ’قآئÙمÙ الÙ’مÙØ¤ÙŽمÙ‘ÙŽلÙ وÙŽالÙ’عÙŽدÙ’لÙ الÙ’مÙنÙ’تÙŽظÙŽرÙ وÙŽحÙفÙ‘ÙŽهÙ بÙمÙŽلاÙ‘ÙŽئÙکÙŽتÙکÙŽ
برسرپرست دستورت آن امام قائم که مایه امید است وآن عدل ودادÙ‰ که همه چشم براهش هستند و فراگیر او را به فرشتگان
الÙ’مÙقÙŽرÙ‘ÙŽبینÙŽ وÙŽاÙŽیÙ‘ÙدÙ’هÙ بÙروÙحÙ الÙ’قÙدÙسÙ یا رÙŽبÙ‘ÙŽ الÙ’عالÙŽمینÙŽ اÙŽللÙ‘هÙمÙ‘ÙŽ اجÙ’عÙŽلÙ’هÙ
مقربت حلقه وار و به روح القدس یاریش کن اÙ‰ پروردگار جهانیان خدایا (وسائل آمدنش را) آماده کن
الدÙ‘اعÙÙ‰ÙŽ اÙلÙ‰ کÙتابÙکÙŽ وÙŽالÙ’قآئÙمÙŽ بÙدینÙکÙŽ اسÙ’تÙŽخÙ’لÙفÙ’هÙ فÙ‰ الاÙ’رÙ’ضÙ کÙŽمÙŽا
تا او به کتابت دعوت کند و به دین تو قیام کند و او را روÙ‰ زمین جایگزین گردان چنانچه
اسÙ’تÙŽخÙ’لÙŽفÙ’تÙŽ الÙ‘ÙŽذینÙŽ مÙنÙ’ قÙŽبÙ’لÙهÙ مÙŽکÙ‘ÙنÙ’ لÙŽهÙ دینÙŽهÙ الÙ‘ÙŽذÙÙ‰ ارÙ’تÙŽضÙŽیÙ’تÙŽهÙ لÙŽهÙ اÙŽبÙ’دÙلÙ’هÙ مÙنÙ’
جایگزین کردÙ‰ آنانکه پیش از او بودند و آن دینÙ‰ را که برایش پسندیده اÙ‰ بدست او پابرجا کن و پس از
بÙŽعÙ’دÙ خÙŽوÙ’فÙهÙ اÙŽمÙ’ناÙ‹ یÙŽعÙ’بÙدÙکÙŽ لا یÙشÙ’رÙکÙ بÙکÙŽ شÙŽیÙ’ئاÙ‹ اÙŽللÙ‘هÙمÙ‘ÙŽ اÙŽعÙزÙ‘ÙŽهÙ وÙŽاÙŽعÙ’زÙزÙ’ بÙهÙ
ترس و خوفÙ‰ که داشته آسایش خاطرÙ‰ به او بده که با کمال خلوص تو را پرستش کند خدایا عزیزش گردان و دیگران را به او عزیز کن
وÙŽانÙ’صÙرÙ’هÙ وÙŽانÙ’تÙŽصÙرÙ’ بÙهÙ وÙŽانÙ’صÙرÙ’هÙ نÙŽصÙ’را عÙŽزیزا وÙŽافÙ’تÙŽحÙ’ لÙŽهÙ فÙŽتÙ’حاÙ‹ یÙŽسیراÙ‹
یاریش کن و بوسیله او دیگران را یارÙ‰ کن و بطور پیروزمندانه اÙ‰ او را یارÙ‰ کن و گشایش آسانÙ‰
وÙŽاجÙ’عÙŽلÙ’ لÙŽهÙ مÙنÙ’ لÙŽدÙنÙ’کÙŽ سÙلÙ’طاناÙ‹ نÙŽصیراÙ‹ اÙŽللÙ‘هÙمÙ‘ÙŽ اÙŽظÙ’هÙرÙ’ بÙهÙ دینÙŽکÙŽ وÙŽسÙنÙ‘ÙŽهÙŽ
بهره اش کن و قرار ده برایش از نزد خود حکومتÙ‰ نصرت آور خدایا بدو دین خود و روش
نÙŽبÙیÙ‘ÙکÙŽ حÙŽتّى لا یÙŽسÙ’تÙŽخÙ’فÙÙ‰ÙŽ بÙشَىْء٠مÙنÙŽالÙ’حÙŽقÙ‘Ù مÙŽخافÙŽهÙŽ اÙŽحÙŽدÙ مÙنÙŽ الÙ’خÙŽلÙ’قÙ
پیامبرت را آشکار ساز بطورÙ‰ که چیزÙ‰ از امور حقه نماند که ناچار باشد از ترس مردم پنهانش کند
اÙŽللÙ‘هÙمÙ‘ÙŽ اÙنÙ‘ا نÙŽرÙ’غÙŽبÙ اÙلÙŽیÙ’کÙŽ فÙ‰ دÙŽوÙ’لÙŽهÙ کÙŽریمÙŽهÙ تÙعÙزÙ‘Ù بÙهÙŽا الاÙ’ÙسÙ’لامÙŽ وÙŽاÙŽهÙ’لÙŽهÙ
خدایا ما با تضرع و زارÙ‰ به درگاهت از تو خواستاریم دولتÙ‰ گرامÙ‰ را که به وسیله آن اسلام و مسلمین
وÙŽتÙذÙلÙ‘Ù بÙهÙŽا النÙ‘ÙفاقÙŽ وÙŽاÙŽهÙ’لÙŽهÙ وÙŽتÙŽجÙ’عÙŽلÙنا فیها مÙنÙŽالدÙ‘ÙعاهÙ اÙلÙ‰ طاعÙŽتÙکÙŽ
را عزت بخشÙ‰ و نفاق و منافقین را منکوب سازÙ‰ و ما را در آن دولت از زمره خوانندگان مردم بسوÙ‰ اطاعت تو
وÙŽالÙ’قادÙŽهÙ اÙلÙ‰ سÙŽبیلÙکÙŽ وÙŽتÙŽرÙ’زÙقÙنا بÙها کÙŽرامÙŽهÙŽ الدÙ‘ÙنÙ’یا وÙŽالاÙ’خÙرÙŽهÙ اÙŽللÙ‘هÙمÙ‘ÙŽ ما
و از برندگان بسوÙ‰ راه خود قرارمان دهÙ‰ و بدان وسیله بزرگوارÙ‰ دنیا و آخرت را نصیب ما گرداندÙ‰ خدایا آنچه را که
عÙŽرÙ‘ÙŽفÙ’تÙŽنا مÙنÙŽ الÙ’حÙŽقÙ‘Ù فÙŽحÙŽمÙ‘ÙلÙ’ناهÙ وÙŽما قÙŽصÙرÙ’نا عÙŽنÙ’هÙ فÙŽبÙŽلÙ‘ÙغÙ’ناهÙ اÙŽللÙ‘هÙمÙ‘ÙŽ الÙ’مÙمÙ’ بÙهÙ
از حق به ما شناسانده اÙ‰ تاب تحملش را نیز به ما بده و آنچه را که از رسیدن بدان کوتاه آمدیم تو ما را بدان برسان خدایا بدان حضرت
شÙŽعÙŽثÙŽنا وÙŽاشÙ’عÙŽبÙ’ بÙهÙ صÙŽدÙ’عÙŽنا وÙŽارÙ’تÙقÙ’ بÙهÙ فÙŽتÙ’قÙŽنا وÙŽکÙŽثÙ‘ÙرÙ’بÙهÙ قÙلÙ‘ÙŽتÙŽنا وÙŽاÙŽعÙ’زÙزÙ’ بÙهÙ
پراکندگیمان را برطرف کن و گسیختگیمان را دور کن و پریشانÙ‰ ما را بدو پیوست کن و کمÙ‰ ما را بدو زیاد کن
ذÙلÙ‘ÙŽتÙŽنا وÙŽاÙŽغÙ’نÙ بÙهÙ عآئÙلÙŽنا وÙŽاقÙ’ضÙ بÙهÙ عÙŽنÙ’ مÙŽÙغÙ’رÙŽمÙنا وÙŽاجÙ’بÙرÙ’بÙهÙ فÙŽقÙ’رÙŽنا وÙŽسÙدÙ‘ÙŽ بÙهÙ
وخوارÙ‰ ما را بدو عزت بخش و ندارÙ‰ ما را بدو توانگرÙ‰ بخش و بدهÙ‰ ما را بوسیله اش بپرداز و فقر ما را بدو جبران کن
خÙŽلÙ‘ÙŽتÙŽنا وÙŽیÙŽسÙ‘ÙرÙ’ بÙهÙ عÙسÙ’رÙŽنا وÙŽبÙŽیÙ‘ÙضÙ’ بÙهÙ وÙجÙوهÙŽنا وÙŽفÙکÙ‘ÙŽ بÙهÙ اÙŽسÙ’رÙŽنا وÙŽاÙŽنÙ’جÙحÙ’ بÙهÙ
و شکاف و تفرقه ما را بدو برطرف کن و سختÙ‰ ما را بدو آسان کن و چهره هاÙ‰ ما را بدو سفید گردان و گرفتاران ما را بدو آزاد
طÙŽلÙبÙŽتÙŽنا وÙŽاÙŽنÙ’جÙزÙ’ بÙهÙ مÙŽواعیدÙŽنا وÙŽاسÙ’تÙŽجÙبÙ’ بÙهÙ دÙŽعÙ’وÙŽتÙŽنا وÙŽاÙŽعÙ’طÙنا بÙهÙ سÙØ¤Ù’لÙŽنا
کن و خواسته هاÙ‰ ما را بدو روا کن و وعده هاÙ‰ ما را به او تحقق بخش و دعاÙ‰ ما را بدو مستجاب کن وخواهشهاÙ‰ ما را
وÙŽبÙŽلÙ‘ÙغÙ’نا بÙهÙ مÙنÙŽ الدÙ‘ÙنÙ’یا وÙŽالاÙ’خÙرÙŽهÙ آمالÙŽنا وÙŽاÙŽعÙ’طÙنا بÙهÙ فÙوÙ’قÙŽ رÙŽغÙ’بÙŽتÙنا یا خÙŽیÙ’رÙŽ
بوسیله او عطا کن و بوسیله او ما را به آرزوهاÙ‰ دنیا و آخرت برسان و بوسیله او بیش از آنچه ما خواهانیم به ما بده اÙ‰ بهترین
الÙ’مÙŽسÙ’ئÙولینÙŽ وÙŽاÙŽوÙ’سÙŽعÙŽ الÙ’مÙعÙ’طینÙŽ اÙشÙ’فÙ بÙهÙ صÙدÙورÙŽنا وÙŽاÙŽذÙ’هÙبÙ’ بÙهÙ غÙŽیÙ’ظÙŽ
درخواست شدگان و دست بازترین عطاکنندگان سینه هاÙ‰ ما را با ظهورش شفا بخش و بوسیله او عقده
قÙلÙوبÙنا وÙŽاهÙ’دÙنا بÙهÙ لÙمÙŽا اخÙ’تÙلÙفÙŽ فیهÙ مÙنÙŽ الÙ’حÙŽقÙ‘Ù بÙاÙذÙ’نÙکÙŽ اÙنÙ‘ÙŽکÙŽ تÙŽهÙ’دÙ‰ مÙŽنÙ’
دلهاÙ‰ ما را برطرف کن و بدو ما را بدان حقÙ‰ که مورد اختلاف است به اذن خود راهنمایÙ‰ کن که براستÙ‰ تو هرکه
تÙŽشآء٠اÙلÙ‰ صÙراطÙ مÙسÙ’تÙŽقیمÙ وÙŽانÙ’صÙرÙ’نا بÙهÙ عÙŽلÙ‰ عÙŽدÙوÙ‘ÙکÙŽ وÙŽعÙŽدÙوÙ‘Ùنآ اÙلهÙŽ
را بخواهÙ‰ به راه راست هدایت فرمایÙ‰ و بدست او ما را بر دشمنانت و دشمنان ما نصرت ده اÙ‰ معبود
الÙ’حÙŽقÙ‘Ù آمینÙŽ اÙŽللÙ‘هÙمÙ‘ÙŽ اÙنÙ‘ا نÙŽشÙ’کوÙ اÙلÙŽیÙ’کÙŽ فÙŽقÙ’دÙŽ نÙŽبÙیÙ‘Ùنا صÙŽلÙŽواتÙکÙŽ عÙŽلÙŽیÙ’هÙ وÙŽالÙهÙ
برحق - آمین - خدایا ما به تو شکایت کنیم از نبودن پیامبرمان که درودهاÙ‰ تو بر او و آلش باد
وÙŽغÙŽیÙ’بÙŽهÙŽ وÙŽلÙیÙ‘Ùنا وÙŽکÙŽثÙ’رÙŽهÙŽ عÙŽدÙوÙ‘Ùنا وÙŽقÙلÙ‘ÙŽهÙŽ عÙŽدÙŽدÙنا وÙŽشÙدÙ‘هÙŽ الÙ’فÙتÙŽنÙ بÙنا وÙŽتÙŽظاهÙرÙŽ
و از غیبت مولایمان و از بسیارÙ‰ دشمنان و کمÙ‰ افرادمان و از سختÙ‰ آشوبها و از کمک دادن اوضاع
الزÙ‘ÙŽمانÙ عÙŽلÙŽیÙ’نا فÙŽصÙŽلÙ‘Ù عÙŽلÙ‰ مÙحÙŽمÙ‘ÙŽدÙ وÙŽالÙهÙ وÙŽاÙŽعÙنÙ‘ا عÙŽلÙ‰ ذلÙکÙŽ بÙفÙŽتÙ’حÙ مÙنÙ’کÙŽ
زمانه به زیان ما پس درود فرست بر محمد و آلش و کمک ده ما را بر این اوضاع به گشایش
تÙعÙŽجÙ‘ÙلÙهÙ وÙŽبÙضÙرÙ‘Ù تÙŽکÙ’شÙفÙهÙ وÙŽنÙŽصÙ’رÙ تÙعÙزÙ‘ÙهÙ وÙŽسÙلÙ’طانÙ حÙŽقÙ‘Ù تÙظÙ’هÙرÙهÙ وÙŽرÙŽحÙ’مÙŽهÙ
فورÙ‰ از طرف خود و برطرف کردن رنج وناراحتÙ‰ و یارÙ‰ با عزت و ظاهر ساختن سلطنت حقه و رحمتÙ‰
مÙنÙ’کÙŽ تÙŽجÙŽلÙ‘ÙلÙناها وÙŽعافÙیÙŽهÙ مÙنÙ’کÙŽ تÙلÙ’بÙسÙناها بÙرÙŽحÙ’مÙŽتÙکÙŽ یا اÙŽرÙ’حÙŽمÙŽ الرÙ‘احÙمینÙŽ
از جانب تو که ما را فراگیرد و تندرستÙ‰ از طرف تو که ما را بپوشاند به رحمتت اÙ‰ مهربانترین مهربانان
منبع : سایت موسسه جهانی سبطین
💬 دیدگاهها (0 دیدگاه)
📝 ثبت دیدگاه جدید
✅ بدون نیاز به کد امنیتی
✅ دیدگاه شما پس از تایید مدیر نمایش داده میشود.