✍️ نویسنده: 4
تازه های دینی عبادت در اسلام عبادت و پرستش خداوند یکتا و ترک پرستش هر موجود دیگر , یکÙ‰ ازاصول تعلیمات پیامبران الهÙ‰ است , تعلیمات هیچ پیامبرÙ‰ از عبادت خالÙ‰ نبوده است.   چنانکه مÙ‰ دانیم در دیانت مقدسه اسلام نیز عبادت سر لوحه همه تعلیمات است , چیزÙ‰ که هست در اسلام عبادت به صورت یک سلسله تعلیمات جدا اززندگÙ‰ که صرفا به دنیاÙ‰ دیگر تعلق داشته باشد وجود نداردØŒ عبادات اسلامÙ‰ با فلسفه هاÙ‰ زندگÙ‰ توام است و در متن زندگÙ‰ واقع است .   گذشته از اینکه برخÙ‰ عبادات اسلامÙ‰ به صورت مشترک و همکارÙ‰ دسته جمعÙ‰صورت مÙ‰ گیرد , اسلام به عبادتهاÙ‰ فردÙ‰ نیز آنچنان شکل داده است که متضمن انجام پاره اÙ‰ از وظایف زندگÙ‰ است , مثلا نماز که مظهر کامل اظهارعبودیت است چنان در اسلام شکل خاص یافته است که حتÙ‰ فردÙ‰ که مÙ‰ خواهد در گوشه خلوت به تنهائÙ‰ نماز بخواند خود به خود به انجام پاره اÙ‰ از وظائف اخلاقÙ‰ و اجتماعÙ‰ از قبیل نظافت , احترام به حقوق دیگران , وقت شناسÙ‰ , جهت شناسÙ‰ , ضبط احساسات , اعلام صلح و سلم با بندگان شایسته خدا و غیره مقید مÙ‰ گردد .   از نظر اسلام هر کار خیر و مفیدÙ‰ اگر با انگیزه پاک خدائÙ‰ توام باشدعبادت است , لهذا درس خواندن , کار و کسب کردن , فعالیت اجتماعÙ‰کردن اگر لله و فÙ‰ الله باشد عبادت است .   در عین حال , اسلام نیز پاره اÙ‰ تعلیمات دارد که فقط براÙ‰ انجام مراسم عبادت وضع شده است از قبیل نماز و روزه و این خود فلسفه اÙ‰ خاص دارد .     درجات عبادتها تلقÙ‰ افراد از عبادت یکسان نیست , متفاوت است . از نظر برخÙ‰ افرادعبادت نوعÙ‰ معامله و معاوضه و مبادله کار و مزد است , کار فروشÙ‰ و مزدبگیرÙ‰ است , همانطور که یک کارگر , روزانه نیروÙ‰ کار خود را براÙ‰ یک کارفرما مصرف مÙ‰ کند و مزد مÙ‰ گیرد , عابد نیز براÙ‰ خدا زحمت مÙ‰ کشد و خمو راست مÙ‰ شود و طبعا مزدÙ‰ طلب مÙ‰ کند که البته آن مزد در جهان دیگر به او داده خواهد شد .   و همانطور که فائده کار براÙ‰ کارگر در مزدÙ‰ که از کارفرما مÙ‰ گیرد خلاصه مÙ‰ شود و اگر مزدÙ‰ در کار نباشد نیرویش به هدر رفته است فائده عبادت عابد نیز , از نظر این گروه , همان مزد و اجرÙ‰ است که در جهان دیگر به او به صورت یک سلسله کالاهاÙ‰ مادÙ‰ پرداخت مÙ‰ شود .   و اما اینکه هر کار فرما که مزدÙ‰ مÙ‰ دهد به خاطر بهره اÙ‰ است که از کارکارگر مÙ‰ برد و کارفرماÙ‰ ملک و ملکوت چه بهره اÙ‰ مÙ‰ تواند از کار بنده ضعیف و ناتوان خود ببرد و هم اینکه فرضا اجر و مزد از جانب آن کارفرماÙ‰ بزرگ به صورت تفضل و بخشش انجام گیرد , پس چرا این تفضل بدون صرف مقدارÙ‰ انرژÙ‰ کار به او داده نمÙ‰ شود, مساله اÙ‰ است که براÙ‰ این چنین عابدهائÙ‰ هرگز مطرح نیست .   از نظر اینگونه افراد تار و پود عبادت همین اعمال بدنÙ‰ و حرکات محسوس ظاهرÙ‰ است که به وسیله زبان و سایر اعضاØ¡ بدن صورت مÙ‰ گیرد .   این یک نوع تلقÙ‰ است از عبادت که البته عامیانه و جاهلانه است  و به تعبیر بوعلÙ‰ در نمط نهم اشارات, خدانشناسانه است و تنها از مردم عامÙ‰ و قاصر پذیرفته است .   تلقÙ‰ دیگر از عبادت , تلقÙ‰ عارفانه است , برحسب این تلقÙ‰ , مساله کارگر و کارفرما و مزد به شکلÙ‰ که میان کارگر و کارفرما متداول است مطرح نیست و نمÙ‰ تواند مطرح باشد . بر حسب این تلقÙ‰ , عبادت نردبان قرب است , معراج انسان است , تعالÙ‰ روان است , پرواز روح است به سوÙ‰ کانون نامرئÙ‰ هستÙ‰ , پرورش استعدادهاÙ‰روحÙ‰ و ورزش نیروهاÙ‰ ملکوتÙ‰ انسانÙ‰ است , پیروزÙ‰ روح بر بدن است ,عالیترین عکس العمل سپاسگزارانه انسان است از پدید آورنده خلقت ,اظهار شیفتگÙ‰ و عشق انسان است به کامل مطلق و جمیل علÙ‰ الاطلاق و بالاخره سلوک و سیر الÙ‰ الله است .   برحسب این تلقÙ‰ , عبادت پیکرÙ‰ دارد و روحÙ‰ , ظاهرÙ‰ دارد و معینÙ‰ ,آنچه بوسیله زبان و سایر اعضاØ¡ بدن انجام مÙ‰ شود پیکره و قالب و ظاهرعبادت است , روح و معنÙ‰ عبادت چیز دیگر است, روح عبادت وابستگÙ‰ کامل دارد به مفهومÙ‰ که عابد از عبادت دارد و به نوع تلقÙ‰ او از عبادت و به انگیزه اÙ‰ که او را به عبادت برانگیخته است و به بهره و حظÙ‰ که ازعبادت عملا مÙ‰ برد و اینکه عبادت تا چه اندازه سلوک الÙ‰ الله و گامبرداشتن در بساط قرب باشد .     سیرÙ‰ در نهج البلاغه تلقÙ‰ نهج البلاغه از عبادت چگونه است ØŸ تلقÙ‰ نهج البلاغه از عبادت ,تلقÙ‰ عارفانه است , بلکه سرچشمه و الهام بخش تلقÙ‰ هاÙ‰ عارفانه ازعبادتها در جهان اسلام , پس از قرآن مجید و سنت رسول اکرم , کلمات علÙ‰ و عبادتهاÙ‰ عارفانه علÙ‰ است .   چنانکه مÙ‰ دانیم , یکÙ‰ از وجهه هاÙ‰ عالÙ‰ و دور پرواز ادبیات اسلامÙ‰ , چهدر عربÙ‰ و چه در فارسÙ‰ , وجهه روابط عابدانه و عاشقانه انسان است با ذات احدیت . اندیشه هاÙ‰ نازک وظریفÙ‰ به عنوان خطابه , دعا , تمثیل , کنایه , به صورت نثر و یا نظم دراین زمینه به وجود آمده است که راستÙ‰ تحسین آمیز و اعجاب انگیز است .   با مقایسه با اندیشه هاÙ‰ ما قبل اسلام در قلمرو کشورهاÙ‰ اسلامÙ‰ مÙ‰ توان فهمید که اسلام چه جهش عظیمÙ‰ در اندیشه ها در جهت عمق و وسعت و لطف ورقت به وجود آورده است, اسلام از مردمÙ‰ که بت یا انسان و یا آتش رامÙ‰ پرستیدند و بر اثر کوتاهÙ‰ اندیشه مجسمه هاÙ‰ ساخته دست خود را معبود خودقرار مÙ‰ دادند و یا خداÙ‰ لایزال را در حد پدر یک انسان تنزل مÙ‰ دادند واحیانا پدر و پسر را یکÙ‰ مÙ‰ دانستند و یا رسما اهورامزدا را مجسممÙ‰ دانستند و مجسمه اشرا همه جا نصب مÙ‰ کردند , مردمÙ‰ ساخت که مجردترین معانÙ‰ و رقیق ترین اندیشه ها و لطیف ترین افکار و عالیترین تصورات را در مغز خود جاÙ‰ دادند .   چطور شد که یک مرتبه اندیشه ها عوض شد , منطق ها تغییر کرد , افکار اوج گرفت , احساسات رقت یافت و متعالÙ‰ شد و ارزشها دگرگون گشت ØŸ   (سبعه معلقه) و (نهج البلاغه) دو نسل متوالÙ‰ هستند , هر دو نسل نمونه فصاحت و بلاغت اند , اما از نظر محتوÙ‰ تفاوت از زمین تا آسماناست . در آن یکÙ‰ هر چه هست وصف اسب است و نیزه و شتر و شبیخون و چشمو ابرو و معاشقه و مدح و هجو افراد , و در این یکÙ‰ عالیترین مفاهیم انسانÙ‰ .   اکنون براÙ‰ اینکه نوع تلقÙ‰ ( نهج البلاغه) از عبادت روشن شود به ذکرنمونه هائÙ‰ از کلمات ( علÙ‰) مÙ‰ پردازیم و سخن خود را با جمله اÙ‰ آغازمÙ‰ کنیم که درباره تفاوت تلقیهاÙ‰ مردم از عبادت گفته شده است .     عبادت آزادگان ان قوما عبدوا الله رغبه فتلک عباده التجار , و ان قوما عبدوا الله رهبه فتلک عباده العبید, و ان قوما عبدوا الله شکرا فتلک عباده الاحرارÛ± همانا گروهÙ‰ خدایرا به انگیزه مÙ‰ پرستند , این عبادت تجارت پیشگان است  و گروهÙ‰ او را از ترس مÙ‰ پرستند , این عبادت برده صفتاناست , و گروهÙ‰ او را براÙ‰ آنکه او را سپاسگزارÙ‰ کرده باشند مÙ‰ پرستند ,این عبادت آزادگان است .   لو لمیتوعد الله علÙ‰ معصیته لکان یجب ان لایعصÙ‰ شکرا لنعمته فرضا خداوند کیفرÙ‰ براÙ‰ نافرمانÙ‰ معین نکرده بود , سپاسگزارÙ‰ ایجاب مÙ‰ کرد که فرمانش تمرد نشود .   از کلمات آن حضرت است : الهÙ‰ ما عبدتک خوفا من نارک و لا طمعا فÙ‰ جنتک بل وجدتک اهلا للعباده فعبدتکÛ². من تو را به خاطر بیم از کیفرت و یا به خاطر طمع در بهشتت پرستش نکرده ام, من تو را بدان جهت پرستش کردم که شایسته پرستش یافتم .   یاد حق ریشه همه آثار معنوÙ‰ اخلاقÙ‰ و اجتماعÙ‰ که در عبادت است در یک چیز است : یاد حق و غیر او را از یاد بردن . قرآن کریم در یک جا به اثر تربیتÙ‰ و جنبه تقویتÙ‰ روحÙ‰ عبادت اشاره مÙ‰ کند ومÙ‰ گوید:( نماز از کار بد و زشت باز مÙ‰ دارد) و در جاÙ‰ دیگر مÙ‰ گوید :( نماز را براÙ‰ اینکه به یاد من باشÙ‰ به پادار) اشاره به اینکه انسانکه نماز مÙ‰ خواند و در یاد خدا است همواره در یاد دارد که ذات دانا و بینائÙ‰ مراقب او است و فراموش نمÙ‰ کند که خودش بنده است .   ذکر خدا و یاد خدا که هدف عبادت است , دل را جلا مÙ‰ دهد و صفا مÙ‰ بخشد و آنرا آماده تجلیات الهÙ‰ قرار مÙ‰ دهد , علÙ‰ درباره یاد حق که روح عبادت است چنین مÙ‰ فرماید : ان الله تعالÙ‰ جعل الذکر جلاØ¡ للقلوب , تسمع به بعد الوقره و تبصر به بعد العشوه و تنقاد به المعائده و ما برح لله عزت آلائه فÙ‰ البرهه بعد البرهه و فÙ‰ ازمان الفترات رجال ناجاهم فÙ‰ فکرهم و کلمهم فÙ‰ ذات عقولهمÛ³ خداوند یاد خود را صیقل دلها قرار داده است , دلها بدین وسیله از پس کرÙ‰ , شنوا و از پس نابینائÙ‰ , بینا و از پس سرکشÙ‰ و عناد , رام مÙ‰ گردند , همواره چنین بوده و هست که خداوند متعال در هر برهه ئÙ‰ از زمانو در زمانهائÙ‰ که پیامبرÙ‰ در میان مردم نبوده است بندگانÙ‰ داشته و داردکه در سر ضمیر آنها با آنها راز مÙ‰ گوید و از راه عقلهایشان با آنان تکلم مÙ‰ کند .   در این کلمات خاصیت عجیب و تاثیر شگرف یاد حق در دلها بیان شدهاست تا جائÙ‰ که دل قابل الهام گیرÙ‰ و مکالمه با خدا مÙ‰ گردد .     حالات و مقامات : در همین خطبه حالات و مقامات و کرامتهائÙ‰ که براÙ‰ اهل معنÙ‰ در پرتوعبادت رخ مÙ‰ دهد توضیح داده شده است , از آن جمله مÙ‰ فرماید : قد حفت بهم الملائکه و تنزلت علیهم السکینه و فتحت لهم ابواب السماØ¡ و اعدت لهم مقاعد الکرامات فÙ‰ مقام اطلع الله علیهم فرضÙ‰ سعیهمو حمد مقامهم یتنسمون بدعائه روح التجاوز . . . فرشتگان آنان را در میان گرفته اند , آرامش برایشان فرود آمده است ,درهاÙ‰ ملکوت بر روÙ‰ آنان گشوده شده است , جایگاه الطاف بÙ‰ پایان الهÙ‰ براÙ‰ شان آماده گشته است , خداوند متعال مقام و درجه آنان را که بوسیله بندگÙ‰ به دست آورده اند دیده و عملشان را پسندیده و مقامشان را ستوده است , آنگاه که خداوند را مÙ‰ خوانند بوÙ‰ مغفرت و گذشت الهÙ‰ را استشمام و پس رفتن پرده هاÙ‰ تاریک گناه را احساس مÙ‰ کنند.     شب مردان خدا از دیدگاه نهج البلاغه , دنیاÙ‰ عبادت دنیاÙ‰ دیگرÙ‰ است , دنیاÙ‰ عبادت آکنده از لذت است , لذتÙ‰ که با لذت دنیاÙ‰ سه بعدÙ‰ مادÙ‰ قابل مقایسه نیست . دنیاÙ‰ عبادت پر از جوشش و جنبش و سیر و سفر است اما سیر و سفرÙ‰ که ( به مصر و عراق وشام) و یا هر شهر دیگر زمینÙ‰ منتهÙ‰ نمÙ‰ شود , به شهرÙ‰ منتهÙ‰ مÙ‰ شود (کاو را نام نیست) دنیاÙ‰ عبادت شب و روز ندارد , زیرا همه روشنائÙ‰ است , تیرگÙ‰ و اندوه و کدورت ندارد , یکسره صفا و خلوص است , از نظرنهج البلاغه چه خوشبخت و سعادتمند است کسÙ‰ که به این دنیا پاگذارد ونسیم جانبخش این دنیا او را نوازش دهد , آن کس که به این دنیا گام نهددیگر اهمیت نمÙ‰ دهد که در دنیاÙ‰ ماده و جسم بر دیبا سر نهد یا بر خشت :   طوبÙ‰ لنفس ادت الÙ‰ ربها فرضها و عرکت بجنبها بوسها و هجرت فÙ‰اللیل غمضها حتÙ‰ اذا غلب الکرÙ‰ علیها افترشت ارضها و توسدت کفها فÙ‰معشر اسهر عیونهم خوف معادهم و تجافت عن مضاجعهم جنوبهم , و همهمت بذکر ربهم شفاههم و تقشعت بطول استغفارهم ذنوبهم , اولئک حزب الله الاان حزب الله هم المفلحون . چه خوشبخت و سعادتمند است آنکه فرائض پروردگار خویش را انجام مÙ‰ دهد , الله , یار و حمد و قل هو الله , کار او است , رنجها وناراحتیها را , مانند سنگ آسیا دانه را , در زیر پهلوÙ‰ خود خورد مÙ‰ کند. شب هنگام از خواب دورÙ‰ مÙ‰ گزیند و شب زنده دارÙ‰ مÙ‰ نماید , آنگاه که سپاه خواب حمله مÙ‰ آورد زمین را فرش و دست خود را بالش قرار مÙ‰ دهد ,در گروهÙ‰ است که نگرانÙ‰ روز بازگشت , خواب از چشمان شان ربوده ,پهلوهاشان از خوابگاههاشان جا خالÙ‰ مÙ‰ کنند , لبهاشان به ذکر پروردگارشان آهسته حرکت مÙ‰ کنند , ابر مظلم گناههایشان بر اثراستغفارهاÙ‰ مداومشان پس مÙ‰ رود . آنانند حزب خدا , همانا آنانند رستگاران ! . شب مردان خدا روز جهان افروز است          روشنانرا به حقیقت شب ظلمانÙ‰ نیست     پی نوشتها: Û± نهج البلاغه , کلمات قصار , حکمت Û²Û³Û· . Û² نهج البلاغه , کلمات قصار , حکمت Û²Û¹Û° . Û³ خطبه Û²Û²Û° .     سیرÙ‰ در نهج البلاغه/ استاد شهید علامه مطهرÙ‰ منبع : جام نیوز