✍️ نویسنده: 4
روحانی شخصیتی غیردموکراتیک و اقتدارگراست/دلیل غضب روحانی به منتقدان داخلی و نرمش دربرابر کدخدا
تصمیماتی مثل محدود کردن اختیارات یک نهاد شورایی مانند شورای عالی انقلاب فرهنگی و نوع مواجهه با منتقدین از سوی رئیس‌جمهورØŒ دارای بنیاد روانشناختی و نیز متاثر از شرایط اجتماعی دولت است.  محدود کردن انتخاب روسای دانشگاه ها در کمیته ای چند نفره و حذف روند ورودØŒ بررسیØŒ تصویب و تعیین رووسای دانشگاه ها در شورای عالی انقلاب فرهنگی مساله ای است که در روزهای اخیر اذهان بسیاری از نخبگان بویژه دانشگاهیان کشور را به خود مشغول و معطوف ساخته و نقد ها و تاییدهای متفاوتی را در پی داشته است. از اینرو برآن شدیم تا در گفتگویی تفصیلی با پرویز امینی نویسنده و کارشناس جامعه شناسی این روند جدید تعیین رووسای دانشگاه ها را مورد بررسی قرار دهیم. مشروح این گفتگو را در ادامه میخوانید: برخی تصمیمات و رفتارهای رییس جمهور مانند محدود کردن اختیارات شورای عالی انقلاب فرهنگی در انتخاب روسای دانشگاهها یک پدیده نوظهور در مجموع کسانی است که در این سالها از هاشمی تا خاتمی تا احمدی نژاد مسئولیت این شورا را به عنوان رییس جمهور بر عهده داشته اندØŒ تحلیل شما از این مسئله چیستØŸ پرویز امینی: برای تبیین بحث ناگزیر به ذکر یک مقدمه هستم. به تصمیماتØŒ روابط و کنش های افراد دو جور میتوان نگاه کرد.یک نگاهØŒ "تحلیل معرفتی" است. یعنی تعاملات و اعمال افراد و گروهها را صرفا در چارچوب یک بنیاد معرفتی که به آن اعتقاد دارند یا مدعی آن هستندØŒ تحلیل کنیم. نگاه دوم بر تاثیر ساختارهای "غیر معرفت شناسانه" مانند وجه روانشناختی افراد یا شرایط جامعه شناختی بر تصمیم ها تاکید دارد. در واقع به شکل دقیقترØŒ معرفتی که پایه رفتارها و روابط افراد استØŒ تنها از منابع معرفتی تغذیه نمی شود بلکه مناسبات غیر معرفتی که تحت عنوان روانشناسی معرفت یا جامعه شناسی معرفت و.. از آنها نام برده میشودØŒ دست کم با معرفتی که ما داریم نسبتی دارند و دست بالا این است که اساسا هر نوع معرفتی به روانشناختی(فروید) یا جامعه شناختی(ادینبورا) تحویل برده میشود. بنابراین به نظر بنده تصمیماتی مثل محدود کردن اختیارات یک نهاد شورایی مانند شورای عالی انقلاب فرهنگی از سوی رییس جمهور روحانیØŒ دارای یک بنیاد روانشناختی است و البته مسایلی دیگر نیز در تعمیق و تشدید این فضای روانشناختی موثر است.  خیلی صریح و روشن این است که رییس جمهور روحانی به لحاظ شخصیتیØŒ فردی غیردموکراتیک و اقتدارگراست. بنابراین به طور طبیعی با کار "شورایی"ØŒ با "نقد"ØŒ با توجه به "خرد جمعی" و آنچه به طور طبیعی پیامدهای "آزادی" استØŒ در تضاد قرار می گیرد. بنابراین تصمیم رییس جمهور روحانی به گرفتن اختیارات یک نهاد شورایی و ضمیمه کردن آن "اختیارات جمعی" به "خود"ØŒ نتیجه طبیعی همین فضای روانشناختی است. این خصلت روانشناختی بر بیشتر رفتارها و تصمیمات رییس جمهور حاکم است و این نوع مناسبات وی با دیگران در دیگر مجموعه هایی جمعی مثل مجمع تشیص مصلحت و دیگر شوراهای عالی نیز مصداق دارد. اعضای این مجموعه های جمعی از برخوردهای توهین آمیز و تحقیر آمیز وی با خود و دیگران دائما گله دارند و برخی از آنها مانند نوع برخورد عتاب آلود وی با جناب محمدیان (مسئول نهاد نمایندگی رهبری در دانشگاهها و عضو شورای انقلاب فرهنگی) در یکی از جلسات شورای انقلاب فرهنگی به بیرون نیز درز کرده است. نوع تعامل وی با منتقدین و نقدها و به کار گیری کلید واژه هایی مثل "بیسواد"ØŒ "تازه به دوران رسیده"ØŒ "بزدل" و... از دیگر مصادیقی است که خیلی علنی و روشنØŒ شخصیت اقتدارگرا و غیردموکراتیک رییس جمهور روحانی را بازنمایی می کند. چهره هایی مثل هاشمی نیز از همین ویژگی های روانشناختی غیردموکراتیک برخوردارند ولی مثل دولت یازدهم به دنبال محدود کردن اختیارات شورای عالی انقلاب فرهنگی نبودندØŸ پرویز امینی: آنچه مزید بر علت شده است و چهره بی سابقه ای از اقتدارگرایی حتی در مقایسه با هاشمی به رفتارهای رییس جمهور روحانی داده استØŒ "عصبانیت خÙلقی" وی است که خصلت اقتدارگرایی و نمایش آن را تقویت کرده است. هاشمی نیز شخصیتی اقتدار گرا دارد اما به دلیل این که مانند رییس جمهور روحانیØŒ دارای عصبانیت خلقی نیستØŒ مناسبات غیردموکراتیک اش مانند روحانی این میزان تظاهر ندارد. پس تکلیف شعار "آزادی "ØŒ "دعوت به نقد" و" خرد جمعی و شورایی" دولت و رییس جمهور چه میشودØŸ پرویز امینی: اتفاقا در این شرایطØŒ این خصلت روانشناسانه(اقتدارگرایی) و این ویژگی خلقی(عصبانیت) آسیب بیشتری برای روحانی و دولت یازدهم بوجود آورده است . چرا که دولت و روحانی با برجسته کردن شعار آزادی به عنوان شعار دولتØŒ انتظارات جامعه از رییس جمهور و دولت در تساهل و مدارا و رواداری و توجه به خرد جمعی و شورا و... را بالا برده است. همین اتفاق در دوره خاتمی و اصلاحات که البته به طور برجسته تری شعار آزادی را طرح کرده بودندØŒ افتاد. انحلال شورای شهر اول تهران به دست دولت اصلاحات که منتخب مردم بودندØŒ ممنوعیت حضور شهردار تهران در جلسات هیات دولت بعد از این که احمدی نژادØŒ شهردار تهران شد بعد از یک سابقه طولانی حضور شهردار های تهران در جلسات هیات دولتØŒ پاسخ آدم باشØŒ میدهم بیرونت کنند و..خاتمی به معترضین به وی در دانشگاه تهران و ...آسیب جریان اصلاح طلبی را تا حد بالا برد که مهمترین نامزد آنها در انتخابات Û¸Û´ بعد از احمدی نژاد و هاشمی و کروبی و قالیبافØŒ نفر پنجم شد و بعد از یک دهه شکست در انتخابات های پیاپیØŒ برای رهایی از این وضعیت به روحانی که هیچ گاه نسبتی با شعار آزادی نداشتهØŒ پناه ببرند. در حالیکه نه احمدی نژاد و نه هاشمی در دوران خود مدعای آزادی نداشتند بنابراین کم توجهی آنها به شعار آزادی به اندازه رییس جمهور روحانی و دولت یازدهم این میزان خسارت بار نبود. چون اساسا چنین انتظاری را ایجاد نکرده بودند. به بعد روانشناختی اشاره کردیدØŒ آیا شرایط جامعه شناختی نیز در ظهور این نوع مناسبات رییس جمهور و دولت موثر استØŸ پرویز امینی: به لحاظ جامعه شناختی نیزØŒ ضعف پایگاه اجتماعیØŒ دولت و رییس جمهور را در برابر نقدها و اظهار نظرهای متفاوتØŒ ناشکیبا و نابردبارتر کرده است. آنچه همین پایگاه اجتماعی ضعیف را شکننده تر میکندØŒ ناتوانی دولت در پاسخگویی به مطالبات مردمØŒ علی رغم وعده هاست. کاهش سنگین قیمت نفت علی رغم در پیش گرفتن سیاست مثبت نسبت به دو دولت عربستان و آمریکا توسط آنها وافزایش قیمت های دوماه اول سال Û¹Û´علی رغم دستور معاون اول خصوصا در نان و سوخت(بنزین و گاز)ØŒ موقعیت اجتماعی دولت را شکننده تر کرده است. احساس دولت در چنین وضعیت اجتماعی این است که با هر نقدیØŒ آرایی که عمدتاچسبندگی عمیقی به دولت ندارندØŒ از سبد آنها کم خواهد شد و بنابراین به نقدها و منتقدین با بالاترین فرکانس واکنش میدهند. ادبیات ملایم دولت با غربی ها و آمریکایی ها حتی در موضع تهدید نظامی و ادبیات تند با داخلی ها چه توضیحی داردØŸ پرویز امینی: اتفاقا به مسئله مهمی اشاره کردید. یک ویژگی مهم در چهره های اقتدارگرا وجود دارد که میتوان به عنوان "شاخص" به آن توجه کرد. مخالفت با نقدØŒ خردجمعی و فضای شورایی در چهره های اقتدارگرا یک روی سکه است که عمدتا محدود به مناسبات بین فرد و افراد "مادون قدرت" او ست. اما روی دیگر سکه این نوع شخصیت هاØŒ به شکل متناقضی ملایمت و احترام با فرادستان از قدرت است. جناب روحانی جهان را یک دهکده میداند که یک "کدخدا" دارد(نماد قدرت فرادست) و بقیه "ده وندهای"(فرودست) این دهکده اند. این ده وندها البته مراتب دارند و به درجات یک و دو و سو و...تقسیم میشوند. تندی و شدت با منتقدین داخلی احتمالا نتیجه آن است که رییس جمهور روحانی آنها را در آخرین مراتب ده وندی میداند و احترام و ملایمت نسبت به غربی ها حتی هنگامیکه بعد از بیانیه لوزان و در طول انجام مذاکرات هسته ای بارها از تهدید نظامی ایران صحبت کرده اندØŒ نیز نتیجه طبیعی جایگاه کدخدایی آنهاست. با این تلقی از اقتدارگرایی که اتفاقا ادبیات نرم جامعه علمی در این باره استØŒ عمده چهره هایی که در جریان اصلاح طلبی هستندØŒ نیز در چارچوب چنین فضای روانشناختی قرار می گیرند. آنها در شرایطی که در عرصه داخلی مطالبه آزادیØŒ دموکراسی خواهی و تاکید بر حقوق سیاسی و فرهنگی و اجتماعی را شعار خود قرار داده اند که در سطح خارجی از ملت ایران میخواهند که به "منطق قدرت" تن درهد. یعنی در برابر دولتی مثل دولت آمریکا و برخی کشورهای غربی که از نظر آنها حائز قدرت یا قدرت های برتر جهانی اندØŒ از حقوق خود به دلیل این که در هرم قدرت جایگاه فروتری دارندØŒ صرفنظر کنند و در چارچوب منطق قدرت به خواست و اراده آنها حتی آنجا که مخدوش کننده "استقلال" کشور است، تمکین کنند . ارزش استقلالØŒ ترجمه آزادی در مقیاس ملی است. همانطور که در تعریف آزادی فردی حتی در لیبرالی ترین صورت آن به دنبال این هستیم که هیچ مانعی برای آنچه می خواهیم انجام دهیمØŒ وجود نداشته باشدØŒ در سطح ملی نیز استقلال به این معناست که یک ملت آزاد باشند که آنچه اراده میکنندØŒ محقق کنند و مانعی در برابر آنها نباشد. بنابراین وضعیت یک بام و دو هوای جریان اصلاح طلب که در داخل از "منطق حقوق" و در خارج از" منطق قدرت" پیروی میکندØŒ ریشه در وجه اقتدارگرایی شخصیت آنها دارد. بنابراین ناشکیبایی جریان اصلاحات در برابر نقدØŒ تحمل مخالف و... در دوران حاکمیت آنها در دوم خرداد Û·Û¶Â و نیز این میزان اظهار ارادت کنونی آنهابه جناب هاشمی و روحانی (که مدعای آزادی درباره آنها منتفی است) که خاتمی در "نامه ای برای فردا" در اواخر دولت اصلاحاتØŒ دستاورد دولت خود را پایین کشیدن شعار مخالف هاشمی دشمن پیغمبر استØŒ میدانستØŒ در اقتدارگرایی شخصیتی آنها، بنیاد دارد. و به قول معروفØŒ ذات بد نیکو نگردد چون که بنیادش بد است. یعنی انتظار دموکراسیØŒ آزادیØŒ تحمل مخالف و..از سوی جریان اصلاح طلب کنونی به طور بنیادی منتفی است و ناکید صدها باره و بلکه هزاران باره بر آزادی و دموکراسی و انتشار هزاران کتاب و مقاله و یادداشت در این باره و خواندن و مطالعه ده هزارباره این آثار کسی را که شخصیتی اقتدارگرا داردØŒ دموکرات نمیکند. همچنانی که گنجی ها و حجاریان ها را نکرده است. منبع: نسیم منبع بازنشر: خبرنامه دانشجویان ایران
💬 دیدگاهها (0 دیدگاه)
📝 ثبت دیدگاه جدید
✅ بدون نیاز به کد امنیتی
✅ دیدگاه شما پس از تایید مدیر نمایش داده میشود.