✍️ نویسنده: 3
در بسیاری از موارد وقتی که رابطه ناشی از عشق رمانتیکØŒ با توجه به ماهیت آن به سوی سلطه میل کردØŒ زنان معمولا به سوی سایر اشکال عشق ازقبیل عشق والدینیØŒ عشق به فرزند یا عشق خواهرانه پناه می‌برند به نقل از روزنامه شهروندØŒاز من بپرسید می‌گویم که ازدواجØŒ مهم‌ترین رخداد زندگی هر انسانی پس از تولد و پیش از مرگ است. حرکتی که مردم در سراسر جهان متاثر از زندگی‌های فردی و حضور شبکه‌های مجازی پیش‌رو گرفته‌اندØŒ اگر چه از جذابیت‌ها و حساسیت‌های سنتی ازدواج کاستهØŒ ولی باعث نمی‌شود نقشØŒ اهمیت و کارکرد آن را در جامعه نادیده گرفت. تشکیل خانواده که با ازدواج آغاز می‌شودØŒ نقش بسزایی در تداوم و مانایی بشرØŒ تربیت و پیراستگی اخلاقی و حتی شخصیت بخشی مردان و زنانی دارد که هسته اصلی اجتماعات انسانی‌اند. اما این روزها تکلیف احساسات و عشق در ازدواج چیستØŸ ما تبدیل به موجوداتی مکانیکی شده‌ایم تا انسان‌هایی مهرورز! اصلا عشق باید باشد یا باید به‌وجود بیاید یا ضروری نیستØŸ درگذشته چطور بوده و در آینده چطور خواهد بودØŸ عشق از فلسفه گرفته تا الهیات و علوم‌اجتماعیØŒ تعاریف متعددی دارد. اما آنچه که به آن نیاز داریم و در پی تشریح آن در قالب ازدواج هستیم تنها به موردی اشاره می‌کند که زن و مرد در دو طرف بازوان عشق قرار می‌گیرند. عشق یعنی گرایش عاطفی شدید. مهر یا علاقهØŒ دلبستگی بسیار به چیزی یا کسی. عشق بیانگر دلبستگی فیزیکی و شخصی متقابلی است که دو نفر نسبت به یکدیگر احساس می‌کنند. این روزها برخی افراد درباره این نظر که عشق همیشگی است تردید دارندØŒ اما ما معمولا فکر می‌کنیم که عاشق شدن از احساسات و عواطف انسانی ناشی می‌شود. جامعه‌شناسی احساسات جامعه‌شناسی احساسات یا Sociology of Emotions رشته‌ای است که تلاش می‌کند با استفاده از نظریات و تکنیک‌های جامعه‌شناسیØŒ احساسات انسان را مطالعه کند. در یک نگاه کلی جامعه‌شناسی به‌عنوان پاسخی برای تاثیرات منفی مدرنیزاسیون به وجود آمد و حتی می‌شود گفت که بسیاری از نظریات کلاسیک این رشته بدون این‌که ادعای این‌کار را داشته باشندØŒ با احساسات انسانی سر و کار داشته‌اند. کارل مارکسØŒ سرمایه‌داری را باعث جدایی انسان از وجود خود می‌دانستØŒ زیمل در مورد تاثیرات کلانشهر بر انسان می‌نوشت و ماکس وبر تØ£کید داشت بر خاصیت عقلانی‌کننده مدرنیته بر انسان‌ها. اما من می‌خواهم از احساس عشق بگویم در ازدواج‌های ایرانی... راستش زمانی زن بودن در زندگی مشترک را برابر مادری می‌دانستند و هویت اجتماعی زنان در فرزندپروری تعریف می‌شدØŒ اما اکنون زنان هویت اجتماعی خود را به‌گونه‌ای دیگر تعریف می‌کنند. همچنین عرصه انتخاب برای دختران نیز باز شده تا با اراده خود و بدون ازدواج بتوانند مادر بودن را تجربه کنندØ› چراکه اخیرا در قانون خانواده آمده که دختر مجرد Ù£Ûµ ساله می‌تواند بدون ازدواج کودکی را به فرزندی قبول کند. اگر اینگونه باشدØŒ مقوله عشق در این رفتار در کجای قلب انسان معاصر قرار می‌گیردØŸ یک‌نفر چگونه می‌تواند عشق پدر و مادر را حس کند و خود را محصول عشق یا پرورش یافته عشق بداند و بنامدØŸ شاید نگاهی به رساله دکترای دکتر سهیلا علیرضانژاد تحت‌عنوان «عشق و جنسیت با تØ£کید بر مطالعه‌ای درباره عشق در زندگی زنان تحصیلکرده» در این میان راهگشا باشدØ›
هم‌اکنون برای بسیاری از زنان ازدواج به مثابه یک تقدیر ناگزیر مطرح نیستØŒ بلکه احساسات عاشقانه قدرت محرکه‌ای است که انگیزه ازدواج را سامان می‌دهد. از سوی دیگر زنان بسیاریØŒ از احساسات متناقضی نسبت به شریک زندگی خودØŒ پس از ازدواج یاد می‌کنند.
هم‌اکنون برای بسیاری از زنان ازدواج به مثابه یک تقدیر ناگزیر مطرح نیستØŒ بلکه احساسات عاشقانه قدرت محرکه‌ای است که انگیزه ازدواج را سامان می‌دهد. از سوی دیگر زنان بسیاریØŒ از احساسات متناقضی نسبت به شریک زندگی خودØŒ پس از ازدواج یاد می‌کنند. گویی نمی‌توانند بین احساسات متفاوت خود تمایز قایل شوند. بسیاری از زنان ناگزیرند در خلال روابط عاطفی خود به پرسش‌هایی پاسخ گویند. این مجموعه پرسش‌ها عبارتند از عشق چیستØŸ آیا تقدیرØŒ عشق را برای ما تعیین می‌کند یا خودمان در این‌باره تعیین‌کننده هستیمØŸ آیا زن بودن به معنی عاطفی بودن است و اگر این‌طور است چرا ما نمی‌توانیم یا نباید عاشق شویمØŸ آیا زن باید معشوق باشدØŸ آیا عاشق بودن برای زن قدرت به همراه می‌آورد یا او را در رابطه به سوی ضعف بیشتر می‌کشاندØŸ اما دوست دارم قبل از اینکه به موضوع عشق و ازدواج چه در ایران گذشته و چه در ایران امروزی بپردازمØŒ بگویم که تعاریف همیشه نسبی هستند آن‌هم در هر کجای جهان! و دیگر اینکه بسیاری از تعاریف در طول زمان دچار دگرگونی شده‌اند. شما هم اگر در طول زندگی خود معانی متفاوتی از احساساتØŒ زندگی و عشق را درک کرده‌اید بر خود خرده نگیرید! تعاریف از عشق بله گفتم که تعاریف از عشق در طول زمان متفاوت شده است. می‌گویند عشق یک احساس نیست چون می‌‌تواند تغییر در ظاهر و فیزیولوژی نداشته باشد. پس عشق چیستØŸ عشق یک نگرش است (rubin Û±Û¹Û·Û°). یک موقعیت(ekman Û±Û¹Û¹Û²)ØŒ یک احساس(turner Û±Û¹Û·Û°). یک سازه فرهنگی‌، سندرم احساسی (avrill Û±Û¹Û¸Ûµ). یک آمیزه از چندین احساس دیگر مثل لذت و عصبانیت (laird oately and johnson Û±Û¹Û¸Û·) و (izard Û±Û¹Û¹Û²). عشق یک حالت انگیزشی جهت‌دار است تا یک احساس(aron and aron Û±Û¹Û¹Û±). مانند گرسنگیØŒ ترس و خواب یک حالت کشش و علاقه است (rimper&berth Û²Û°Û°Ûµ) و... لازم است که بدانید در تبیین جامعه‌شناختی‌ احساس عشقØŒ چهار فعالیت اصلی‌ انجام پذیرفته است. تبیین ساختاری از عشقØŒ از دو دسته ساختار اجتماعی کلان و خرد سخن می‌‌گوید. در ساختار اجتماعی کلان به نقش عشق در کنترل اجتماعی و این‌که عشق توسط ساختار اجتماعی کنترل می‌‌شودØŒ پرداخته می‌شود. درسطح ساختار اجتماعی خرد به عشق هم به‌عنوان یک تجربه عاطفی و همزمان با آن تمایل به تناسب وضع دوست داشتن یک شخص نگاه می‌‌شود. نظر دیگرØŒ دیدی تاریخی‌ به عشق دارد و دگرگونی‌هایی‌ که در نوع عشق براساس دوره تاریخی‌ مطرح می‌‌شود را مورد توجه قرار می‌‌دهد. در این رابطه گیدنز حرکت از عشق رمانتیک به عشق مطلق را مطرح می‌‌کند. عشق سازه‌ای فرهنگی‌ استØŒ تلاشی دیگر در تبیین جامعه‌شناختی از عشق است. عشق و نابرابری اجتماعی به بی‌‌عدالتی با دوام و ذاتی در تجارب عشق اشاره دارد. ازدواج‌های قدیم از مباحث کلاسیک و دانشگاهی فاصله بگیرم. ما باید مصادیق را در گوشه و کنار خانهØŒ محله و شهر خود ببینیم و در مورد آن به بحث بپردازیم. دکتر شیرین احمدنیا در نشستی با موضوع «چالش‌های ازدواج و معضلات سلامت اجتماعی خانواده در ایران» گفته بود جامعه ایران شاهد تغییرات ارزشی و هنجاری پرشتابی در دوره زمانی نسبتا کوتاه چند ساله پس از انقلاب‌ سال ÛµÙ§ در سطح جامعه ایرانی و به‌ویژه در زمینه ازدواج و خانواده بوده‌ است. در سال‌های اخیر شاهد تغییرات ارزشی و شتابنده بوده‌ایم. اما شرایط شکل‌گیری ازدواج در ایران درگذشته چگونه بوده استØŸ نحوه انتخاب همسر به عهده پدر و مادر و گاهی قوم و قبیله فرد بوده و انگیزه دختر و پسر از ازدواجØŒ فرزندآوری تلقی می‌شده‌ است. در انتخاب همسر نیز به بحث عقد دخترعمو و پسرعمو اهمیت داده می‌شد و عقیده بر این بود که عقد آنها در آسمان‌ها بسته شده است. ازدواج‌ها درگذشته بیشتر درون‌گروهی بود تا برون‌گروهی و اگر ازدواج برون‌گروهی صورت می‌گرفتØŒ مرزهای شناسایی و هدایت جمعی آن گروه مخدوش می‌شد. به همین علت است که امروزه بسیاری از زبان‌ها و فرهنگ‌های قومی را از دست داده‌ایمØ› چراکه شیوه‌های تشکیل خانواده مضمحل شده‌اند. در ازدواج نسل قبلØŒ این‌که افراد در چه سنی و با چه کسی و به چه شیوه‌ای ازدواج کنندØŒ از قبل مشخص بود. به‌طورکلی اراده پذیرش همسر با جمع بود نه با فردØ› به‌صورتی‌که گاهی ازدواج‌ها براساس منافع مالی و سیاسی گروه و قبیله شکل می‌گرفت. اینکه در گذشته آیا عشق معیار ازدواج بوده یا نهØŸ سوالی است که دکتر شیرین احمدنیا در پاسخش می‌گوید: در گذشته معیارهای مختلفی برای انتخاب همسر وجود داشته که می‌توان به پولØŒ زیباییØŒ مسکنØŒ شغلØŒ اخلاقØŒ دینداریØŒ سوادØŒ تحصیلات و صداقت اشاره کرد که البته ترتیب و تنوع معیارهای زن و مرد با هم متفاوت بوده ‌است. اما معیاری که کمتر به آن توجه می‌شود بحث سلامت استØ› هم از بعد جسمانیØŒ هم روانی و اجتماعی. شاید عشق هم نقش عمده‌ای در سلامت ازدواج و زندگانی داشته باشد.
اما معیاری که کمتر به آن توجه می‌شود بحث سلامت استØ› هم از بعد جسمانیØŒ هم روانی و اجتماعی. شاید عشق هم نقش عمده‌ای در سلامت ازدواج و زندگانی داشته باشد. ازدواج‌های جدید آنقدر روند ازدواج‌های جدید رو به تغییر گذاشته که کمتر دو نفری را پیدا می‌کنید که مشابه دو نفر دیگرØŒ هم را پیدا کرده و عاشق شده و برای بقای عشقشان ازدواج کرده باشند. امروزه اما سن تجرد قطعی برای زن و مرد فرق کرده و تحمل اجتماعی برای عدم ازدواج دختر و پسر افزایش پیدا کرده ‌است. حتی شیوه و معیار همسرگزینی نیز تفاوت کرده و کنش عقلایی معطوف به هدفØŒ موجب می‌شود که دست به انتخاب بزنیم. شکل آشنایی و همسرگزینی از جمع‌گرایی به فردگرایی تغییر پیدا کرده‌ و این تحول از انتخاب جمعی به فردیØŒ قابل تØ£مل است. عشق به‌عنوان یکی از ملاک‌ها و معیارهای مهم تلقی می‌شود و نیز فضای همسرگزینی به شرایطی تبدیل شده که گزینه‌های زیادی را پیش روی افراد قرار می‌دهد. این فضاها می‌تواند دانشگاه یا فضاهای شغلی و نیز فضاهای مجازی باشد. ارزش‌ها نیز دچار تغییر شده‌اندØ› به‌طوری‌که دیگر فرزندآوری تنها هدف و دلیل ازدواج نیست. از دلایل این مسØ£له می‌توان به مصرف‌گرایی فرزندان اشاره کرد که دیگر پشتوانه زمان پیری و درآمدزا نیستند. دختران و پسران امروز در فضاهایی مانند خیابان و مراسم مختلف و حتی ازدواج غیابی به انتخاب همسر می‌پردازند. متاسفانه موضوعی که امروزه ازدواج را دچار مشکل می‌کند این است که سابقه آشنایی‌های پیش از ازدواج کم است. موضوع دیگر نیز بحث رواج ازدواج‌های ناهمگون است. از منظر جامعه‌شناسی خانواده بهتر است که ازدواج‌ها همگون‌ باشد که دو نفر از لحاظ فرهنگیØŒ اجتماعیØŒ تحصیلاتØŒ قومی و مذهبی شباهت بیشتری داشته باشند و اینگونه شانس موفقیت ازدواج خود را افزایش دهند. با این تفاسیرØŒ نمی‌دانم در این میان سرنوشت عشق چه می‌شودØŸ نمی‌دانم برای پیوندهای جاری و آتی عشق را چگونه می‌توان به تصویر کشید... عشق و زندگی مشترک در نگاه اول به‌نظر می‌رسد که عشق پدیده‌ای شخصی و در حد زیادی جسمی است. برای مدت‌ها اینگونه تصور می‌شد که عشق عرصه‌ای مناسب برای مطالعه جامعه‌شناس نیست. عشق به مثابه احساسØŒ به‌رغم ویژگی‌های جسمی آنØŒ فرد را به دیگرانی که موضوع این احساس هستند مرتبط می‌کند و از این رو بعدی اجتماعی-فرهنگی بر آن حاکم است. دکتر سهیلا علیرضانژاد می‌گوید: در زنان پیوندی عمیق بین احساساتØŒ روابط اجتماعی و کیفیت آن وجود دارد. با افزایش سن بیان احساسات به‌طور فزاینده‌ای تحت‌تØ£ثیر ارزش‌های فرهنگی قرار می‌گیرد و بدین ترتیب تجربه و بیان احساسات هر چه بیشتر ناهمخوان می‌شوند. بدین معنی که ما کیفیت و شدت احساساتی را که بیان می‌کنیم به‌ویژه آنهایی که ما را با دیگران مرتبطØŒ نظارت و کنترل می‌کند. بسیاری از عشاق نمی‌توانند به روشنی بگویند که از رابطه‌ای که به واسطه عشق ایجاد شدهØŒ چه انتظاری دارند اما ظاهرا فداکاری عنصری ضروری برای برقراری یک رابطه بلندمدت است. نکته مقابل این ویژگیØŒ تمایل فرد به حفظ آزادی و فردیت خود است. این اولین دوگانه‌ای است که در عشق دیده می‌شود. برخی جامعه‌شناسان Ù§ نوع مختلف از عشق را معرفی می‌کنند. Ù¡- عشق رمانتیک: که با جاذبه جسمیØŒ احساسات جنسیØŒ رمزآلودی عاشقانه و فعالیت‌های هورمونی همراه استØ› Ù¢- عشق عملگرایانه و واقع‌بینانهØ› Ù£- عشق نوعدوستانهØ› Û´- عشق به مثابه یک عقده روحی: حسادتØŒ وسواس یا احساسات قوی بی‌ثباتØ› Ûµ- عشق برادرانهØ› Û¶- عشق معمولØ› Ù§- عشق خانوادگی. برخی دیگر سبکی متفاوت از عشق را معرفی کرده‌اند. Ù¡- عشق والدینیØ› Ù¢- عشق برای وقت‌گذرانی که مبتنی است بر تفریحØŒ غیرمتعهد و آسان‌گیرØ› Ù£- شیداییØ› Û´- عشق الهیØ› Ûµ- شهوتØ› Û¶- پراگما: سبکی منطقی که انتخاب شریک فرد به دقت براساس معیارهای عقلانی از قبیل طبقه‌اجتماعی یا مشابهت‌ها در زمینه اجتماعی برنامه‌ریزی شده است. سوال این است که آیا عشق به مثابه محصول فوری و بلافصل و در عین حال عکس‌العمل نسبت به فرآیند عقلایی شدنØŒ ارزیابی می‌شودØŸ آیا عشق راهی است برای جست‌وجوی رستگاری شخصی در این دنیاØŸ آیا عشق تØ£کید بر عدم عقلانیت در برابر عقلانیت استØŸ آیاعشق رمانتیک ابزاری برای ارتباط و محقق ساختن خواست‌ها و استعدادهای فردی در یک دنیای پیچیدهØŒ غیرشخصی و بی‌نام و نشان است. بدین‌ترتیب نمی‌توان عشق را به مثابه یک مشخصه ثابت از پیش داده شده زندگی انسانی تلقی کرد. در پژوهش دکتر علیرضانژاد به‌ویژه بر عشق رمانتیک در زندگی زنان پرداخته شده است. مصاحبه‌های او نشان می‌دهد که بانوان مصاحبه‌شده براین باورند که عشق سودایی نوعی نابرابری در رابطه ایجاد می‌کند. یعنی هر یک از طرفین که در دام این عشق درافتدØŒ بی‌قدرت می‌شود.
در پژوهش دکتر علیرضانژاد به‌ویژه بر عشق رمانتیک در زندگی زنان پرداخته شده است. مصاحبه‌های او نشان می‌دهد که بانوان مصاحبه‌شده براین باورند که عشق سودایی نوعی نابرابری در رابطه ایجاد می‌کند. یعنی هر یک از طرفین که در دام این عشق درافتدØŒ بی‌قدرت می‌شود. از این‌رو بودن در کنار مردی عاشق برای آنان یک نقطه قوت تلقی می‌شودØŒ به همان‌سان در افتادن خود به دام عشق برایشان ترس‌آفرین و خطرناک تلقی می‌شود. نکته جالب آن کهØŒ این ترس در بین متولدین نیمه دهه Û¶Ù و Ù§Ù بسیار کمتر از زنان متولد دهه‌های پیشین بود. اگر چه ظاهرا عشق وابستگی را افزون می‌کندØŒ اما زنان در خلال مصاحبه عشق را به مثابه عامل استقلال می‌نگریستند. ظاهرا عشق رومانتیک که منجر به رابطه بلندمدت می‌شودØŒ می‌تواند آنها را از سلطه موجود در عشق والدینی برهاند. در بسیاری از موارد وقتی که رابطه ناشی از عشق رمانتیکØŒ باتوجه به ماهیت آن به سوی سلطه میل کردØŒ زنان معمولا به سوی سایر اشکال عشق ازقبیل عشق والدینیØŒ عشق به فرزند یا عشق خواهرانه پناه می‌برند. آسیب‌شناسی عشق در ازدواج فروپاشی و از بین رفتن بیشتر خانواده‌هایی که روزی عاشق یکدیگر بوده‌اند اولین آسیبی است که ازدواج‌های نامعقولانه و غیرمنطقی می‌بیند. البته گاهی هم اتفاق می‌افتد که منجر به ازدواج نشده آنگاه به مراتب دردناک‌تر از پیش است. افسردگی روحیØŒ خودکشی و نومیدی از زندگی می‌تواند بعدها در روابط فردی به وجود آید. دسته دیگر علاوه‌بر چشیدن ناکامیØŒ متوسل به خشونت می‌شوند و می‌خواهند از این طریق آنچه را که نتوانستند به دست بیاورند جبران کنند. منصفانه نیست مانند دکتر استل پنستیØŒ عشق را نوعی تصور و تفاهم فرض کنیم یا مانند «گیدنز» یک بیماری روانی قلمداد کنیم ولی هرچه که هست اگر ادعا کنیم ازدواج هر چه سنجیده‌تر و مناسب‌تر و براساس عقل و منطق صورت پذیرد استحکام و پایداری خانواده بیشتر خواهد بودØ› و هرچه زناشویی نامناسب‌تر و براساس رفتاری غیرعقلایی تØ£ثیر گرفته باشد گسیختگی خانواده بیشتر اتفاق خواهد افتاد. فراموش نکنیم که عشق و محبت بین زن و شوهر از ارکان اصلی نظام خانواده استØ› اما با گذشت زمان ممکن است شور و شوق دوران نخستین ازدواج کمتر شده و حتی به خاموشی کشیده شود. برخی همسرانØŒ هنگامی‌که در زندگی مشترک خود خدشه‌ای می‌بینندØŒ چنان آشفته می‌شوند که پل‌های پشت‌سر خود را خراب می‌کنندØ› طوری‌که دیگر نمی‌توانند روابط‌شان را با یکدیگر ترسیم کنند. آنها می‌توانند در زندگی روزمرهØŒ در عادت‌های فردی و در سلیقه‌های شخصی تنش و کشمکش ایجاد کنندØŒ نه عشق. چنانچه برخی معتقدند که عشق با گذشت زمان زیاد دوام پیدا نمی‌کند. حتی به‌طور افراطی گفته‌اند: ازدواج گورستان عشق است! برای وجود عاشق و معشوقØŒ انسان بودنØŒ اخلاقی ماندنØŒ مهربانیØŒ صبوری و ایثار لازم است. اگر هرکدام از این عناصر نباشدØŒ عشق دیگر عشق نیست...
برای وجود عاشق و معشوقØŒ انسان بودنØŒ اخلاقی ماندنØŒ مهربانیØŒ صبوری و ایثار لازم است. اگر هرکدام از این عناصر نباشدØŒ عشق دیگر عشق نیست... در گذشته معیارهای مختلفی برای انتخاب همسر وجود داشته که می‌توان به پولØŒ زیباییØŒ مسکنØŒ شغلØŒ اخلاقØŒ دینداریØŒ سوادØŒ تحصیلات و صداقت اشاره کرد که البته ترتیب و تنوع معیارهای زن و مرد با هم متفاوت بوده ‌است. اما معیاری که کمتر به آن توجه می‌شود بحث سلامت استØ› هم از بعد جسمانیØŒ هم روانی و اجتماعی. شاید عشق هم نقش عمده‌ای در سلامت ازدواج و زندگانی داشته باشد. دختران و پسران امروز در فضاهایی مانند خیابان و مراسم مختلف و حتی ازدواج غیابی به انتخاب همسر می‌پردازند. متاسفانه موضوعی که امروزه ازدواج را دچار مشکل می‌کند این است که سابقه آشنایی‌های پیش از ازدواج کم است. موضوع دیگر نیز بحث رواج ازدواج‌های ناهمگون است. از منظر جامعه‌شناسی خانواده بهتر است که ازدواج‌ها همگون باشد که دو نفر از لحاظ فرهنگیØŒ اجتماعیØŒ تحصیلاتØŒ قومی و مذهبی شباهت بیشتری داشته باشند و اینگونه شانس موفقیت ازدواج خود را افزایش دهند. برخی جامعه‌شناسان Ù§ نوع مختلف از عشق را معرفی می‌کنند. Ù¡- عشق رمانتیک: که باجاذبه جسمیØŒ احساسات جنسیØŒ رمزآلودی عاشقانه و فعالیت‌های هورمونی همراه استØ› Ù¢- عشق عملگرایانه و واقع‌بینانهØ› Ù£- عشق نوعدوستانهØ› Û´- عشق به مثابه یک عقده روحی: حسادتØŒ وسواس یا احساسات قوی بی‌ثباتØ› Ûµ- عشق برادرانهØ› Û¶- عشق معمولØ› Ù§- عشق خانوادگی. سوال این است که آیا عشق به مثابه محصول فوری و بلافصل و در عین حال عکس‌العمل نسبت به فرآیند عقلایی شدنØŒ ارزیابی می‌شودØŸ آیا عشق راهی است برای جست‌وجوی رستگاری شخصی در این دنیاØŸ آیا عشق تØ£کید بر عدم عقلانیت در برابر عقلانیت استØŸ آیاعشق رمانتیک ابزاری برای ارتباط و محقق ساختن خواست‌ها و استعدادهای فردی در یک دنیای پیچیدهØŒ غیرشخصی و بی‌نام و نشان است. بدین ترتیب نمی‌توان عشق را به مثابه یک مشخصه ثابت از پیش داده شده زندگی انسانی تلقی کرد. منبع: سلامت نیوز
💬 دیدگاهها (0 دیدگاه)
📝 ثبت دیدگاه جدید
✅ بدون نیاز به کد امنیتی
✅ دیدگاه شما پس از تایید مدیر نمایش داده میشود.