✍️ نویسنده: 3
سه عبارت هست که اگر با همسرتان در میان بگذاریدØ› چه نیتتان خیر باشد و چه نباشدØŒ به احتمال زیادØŒ او را دشمن خود خواهیدکرد.
 سه عبارت هست که اگر با همسرتان در میان بگذاریدØ› چه نیتتان خیر باشد و چه نباشدØŒ به احتمال زیادØŒ او را دشمن خود خواهیدکرد. واکنش احتمالی به چنین جمله های نسنجیده نامناسبی در دامنه ای از رفتارهای همراه با سکوت تا انفجار سرخوردگی ها و ناکامی ها در برابر ناتوانی شما در همدردی و درک طرف مقابلتان قرار خواهدگرفت. چرا این عباراتی که به شدت هم رایج هستند و عموما هم چندان بد دانسته نمی شوندØŒ امکان دارد این قدر توهین آمیز تلقی شودØŸ تجربه می گویدØŒ مردان بیشتر احتمال دارد به دلیل بیان چنین عباراتی متهم دانسته شوند تا زنان.فکر می کنم وقتی بیشتر توضیح بدهمØŒ متوجه خواهیدشد که چرا دریافت کننده این جمله ها (که شاید خود شما باشید) احتمال دارد هریک از آنها را به عنوان بیاناتی انتقادآمیزØŒ غیرهمدلانه و بی اعتبار و چه بسا کاملا تحقیرآمیز احساس کند. توضیح خواهم داد که چرا این گونه می شودØ› و پاسخ های جایگزینی را به شما پیشنهاد خواهم کرد که به حل و فصل آن وضعیت پرتنش کمک کندØŒ نه اینکه آن را شعله ور سازد Û±- «نباید این طور احساس کنی» همه «بایدها» توØ£م با قضاوت است. اغلب در استفاده از چنین عباراتی همسر خود را در حالت تدافعی قرار می دهید و غیرمستقیم به خاطر شیوه ای که واکنش نشان داه است به او حمله می کنید و به صراحت می گویید که احساسات او اشتباه است یا دست کم توجیهی ندارد. براساس تاریخچه زندگی مشترک شما و اینکه همسر شما چگونه صحبت هایتان را تفسیر می کندØŒ ممکن است پریشانی خود را کاملا واقعیØŒ منطقی و معقول بداندØ› بنابراین گفتن اینکه از حرف من چنین برداشتی نکنØŒ می تواند شبیه به تکان دادن پارچه قرمز در برابر گاو خشمگین در میدان بازی باشد و باعث آزار و اذیت او شود و به او این احساس را بدهد که مورد تمسخر قرار گرفته است. البته ممکن است قصد شما این بنوده باشد. با این حال نکته مهم در اینجا این است که پاسخ عاطفی همسرتان صحت دارد. این حالت احساسی شایسته و نیازمند همدلی استØŒ پیش از اینکه بخواهد مورد سوال قرار بگیردØ› بنابراین اگر از واکنش همسرتان به خاطر اینکه (دست کم آگاهانه) با آنچه منظور شما بوده است همخوانی ندارد به خود آمدیدØŒ آنچه لازم است انجام دهید این است که از او بپرسید حرفی را که گفته اید چگونه شنیده است. سعی کنید بدون حالتی قضاوت گونه و با دلسوزی و مهربانی رفتار کنید تا بتوانید بهتر بفهمید و درک کنید که چه چیزی باعث ناراحتی همسرتان شده است. در چنین شرایط حساسیØŒ هر انتقادیØŒ از هر سو که باشدØŒ می تواند برای رابطه خطرناک باشدØŒ بنابراین با دقت تلاش کنید که از پیش آمدن چنین گفت و گوی ارزیابانه ای بپرهیزید. بیان احساسات همسرتانØŒ چه خشم باشد یا ناراحتی یا اضطراب یا شرمندگی و یا ترسØŒ ممکن است موجب احساس ناخوشایندی شود. شاید هم باعث شود تصور کنید که موجودی ناتوانØŒ کودنØŒ یا طردشده هستید. در نتیجه با حالتی تدافعی ممکن است احساس کنید باید با او درباره احساساتش صحبت کنید و توضیخ بخواهیدØ› که معمولا کار خوبی نیستØŒ دست کم بلافاصله این حرف را پیش نکشید. Û²- «خیلی حساس هستی» این پاسخ دور از احساس و عاطفه نیز درخواستی را می رساند: «این قدر حساس نباش.» اگر دقیق تر نگاه کنیمØŒ این عبارت نیز یک «باید» انتقادی دیگر را در خود جای داده استØ› اما به عنوان یک واقعیتØŒ همه ما همان قدر حساس هستیم که هستیم. با توجه به برنامه بیولوژیک ویژه ما و تجربه های گذشته مانØŒ حساسیت امروزمان باید همینی باشد که هست. بنابراین واقعا اگر همسرتان را به خاطر اینکه شدیدا به حرف شما واکنش نشان داده سرزنش نکنیدØŒ کار به جایی نکرده اید. وقتی کسی به شدت به خاطر ناراحتی اش مورد قضوات قرار می گیردØŒ ممکن است آن را حمله ای به هویتش احساس کند. افزون بر اینØŒ اگر همسرتان را «بسیار حساس» خطاب کنیدØŒ به این معناست که به او بگویید احساساتش اشتباه است. و با توجه به زمینه ماجرا و تن صدایی که به کار می بریدØŒ ممکن است همسرتان از شنیدن آن کلماتØŒ احساس ضعف یا نقصان کند. این را هم در نظر داشته باشید که دلیل واکنش منفی نسبت به احساسات همسرتانØŒ اگرچه ناآگاهانهØŒ این است که اظهارات او درباره حساس بودن باعث شده است احساس گناه بکنید. اگر واکنش او را به عنوان امری انتقادآمیز و (اگرچه به گونه ای غیرمستقیم) اظهار نگرانی او را به عنوان حمله تجربه کرده باشیدØŒ ممکن است احساس کنید که مشغول توجیه خود هستید. آنچه در چنین شرایطی ضرورت دارد این است که تجربه عاطفی همسرتان را از نقطه نظر و نگاه او بفهمید (نه خودتان). من اغلب به افرادی که با آنها کار میک نم می گویم که در رویارویی با چنین شرایط دشوار و طاقت فرساییØŒ اولین کاری که باید انجام بدهید این است که با مهربانی و دلسوزی سعی کنید واقعیت ذهنی همسرتان را بفهمید و اگر خود به تنهایی نتوانستیدØŒ از همسرتان بپرسید که چه چیزی او را تا این حد ناراحت کرده استØŒ این پرسش باید با تن صدایی پرسیده شود که به روشنی منتقل کننده توجه و نگرانی شما به همسرتان باشدØŒ نه اینکه حالت انتقادی داشته باشد. Û³- «گریه نکن» بسیاری از ما وقتی همسر خود را در حال گریه کردن می بینیمØŒ واکنش نامطلوبی نشان می دهیم. درست در زمانی که او آنق در غرق اندوه است که اشکش سرازیر شدهØŒ ما ممکن است ابراز ناراحتیØŒ شرمندگیØŒ دلخوریØŒ یا حتی خشم کنیم. در نظر بگیرید که در فرهنگ رایجØŒ اولا مردها یاد می گیرند لطیف بودن و ابراز احساساتØŒ آسیب پذیر بودن و احساساتی که بیشتر زنانه تلقی می شوند باید سرکوب شوند و دوم اینکه از نظر ژنتیکیØŒ از آنجا که مردان سطح تستسترون بالاتری نسبت به زنان دارندØŒ احساساتشان را به شدت زنان احساس نمی کنندØ› بنابراین نه تنها احتمال دارد مرد احساس کند که نتوانسته همسرش را درک کند و با کلمات و نیازهایش به او این طور منتقل کرده است که کاری جز گریه کردن ندارد. بلکه معمولا احساس می کند که کار وحشتناکی هم انجام داده که همسرش به این حال افتاده است. درست مانند دیگر پاسخ های نامناسب (چه بسا ناخواسته یا ناآگاهانه)ØŒ با گفتن «گریه نکن» به همسرتانØŒ برای متوقف کردن گریه اوØŒ اساسا چه با تÙن صدای انتقادآمیز و یا با تÙن صدای مهربانانهØŒ دارید این پیام را به او منتقل می کنید که او (چه زن یا حتی شوهر) نباید چنین احساسی را با چنین شدتی داشته باشد. با چنین اقدامی شما هم شخصیت همسرتان و هم احساس او را بی اعتبار می کنید و نادیده می گیریدØ› حتی اگر این برخورد ناآگاهانه باشد. روشن است که تجربه چنین مخالفتیØŒ برای رسیدن به توافلق و هماهنگیØŒ هیچ کمکی به شما دو نفر نخواهدکرد. اگر در ابتدا همسرتان به دلیل تحقیرشدنØŒ بدفهمیØŒ یا عدم دریافت توجه کافی گریه می کردØŒ بعد از واکنش شما به احساسات اوف یعنی تایید نکردن و نادیده گرفتن آنهاØŒ اصطکاک و اختلاف بین شما بیش از پیش خواهدشد.
💬 دیدگاهها (0 دیدگاه)
📝 ثبت دیدگاه جدید
✅ بدون نیاز به کد امنیتی
✅ دیدگاه شما پس از تایید مدیر نمایش داده میشود.