*مرحوم آیت‌الله بهجت اهل معنا بودندØŒ ولی افرادی را که از ایشان درباره عوالم معنوی سئوال می‌کردندØŒ معمولاÙ‹ به رساله‌های عملیه و فقه ارجاع می‌دادند. به نظر شما این دو عالم چه ارتباطی با هم دارندØŸ
در قرآن مکرر آمده است که اهل تقوا و عمل صالح مختص کسانی است که معرفت اصیل و صحیح نسبت به ذات باری‌تعالی می‌یابند و لذا هر چه معرفت انسان بیشتر شودØŒ تقوای او هم بیشتر می‌شود. یکی از صفات خدا علم به همه چیز و حضور در همه جاست. اگر انسان این معنا را حقیقتاÙ‹ درک کندØŒ کیفیت زندگی‌اش دگرگون خواهد شد. هر گاه بخواهد خطایی مرتکب شودØŒ خدا را حاضر و ناظر می‌بیند. لذا می‌بینیم بین مبدØ£ متعال و عمل انسان چه رابطه محکمی وجود داردØŒ از همین رو خداوند همواره به پیامبرانش تØ£کید می‌فرماید به مردم بگویید تقوا پیشه کنند. رساله عملیه یعنی دستوراتی که به انسان یاد می‌دهد چگونه واجبات را انجام بدهد و از حرام بپرهیزد و تقوا یعنی همین. بنابراین آیت‌الله بهجت سعی می‌کردند افراد را به سوی عمل و رساله عملیه و فقه سوق بدهند و خود در این امر پیشگام بودند.
*بنابراین ایشان عرفان حقیقی را در تقیÙ‘د به اجرای احکام می‌دانستند. این طور نیستØŸ
قطعاÙ‹. متØ£سفانه در طول تاریخ و مخصوصاÙ‹ در سال‌های اخیر بسیاری از جریانات عرفان کاذب تلاش کرده‌اند کسانی را که آگاهی کافی به احکام الهی و معرفت‌شناسی توحیدی ندارندØŒ با ارائه تفاسیر غلطی از طریقت و شریعت از تقید به شعائر دینی باز دارند و لذا بسیاری از مدعیان عرفان به نمازشان اهمیت نمی‌دهند! در حالی که عارف حقیقی از نماز لذت می‌بردØŒ کما اینکه پیامبر اکرم(ص) به بلال می‌فرمودند: اذان بگو تا من آسوده خاطر شوم و از ایشان نقل شده است که می‌فرمودند: من با نماز معاشقه می‌کنم!
*ویژگی‌های بارز اعتقادی و اخلاقی مرحوم آیت‌الله بهجت از نظر شما کدامندØŸ
قبل از هر چیز معرفت به ذات باری‌ تعالی و اسماØ¡ و صفات الهی که نتیجه طبیعی آنØŒ معرفت به مبداء، معاد و امامت است. اگر انسان نسبت به خدا معرفت کامل داشته باشد می‌داند هر برنامه‌ای که خداوند مقرر فرموده در جهت رشد و کمال اوست. کسی که با قرآن انس دارد می‌داند هدف اصلی قرآن آشنا ساختن بندگان با خدا و صفات او چون رØ£فتØŒ رحمتØŒ علمØŒ کمال و... است. هر چه شناخت انسان از خدا بیشتر شودØŒ معارفی که در پی این معرفت حاصل می‌آید در او قوت بیشتری می‌گیرد. معرفت مرحوم آیت‌الله بهجت نسبت به خداوند معارف الهی بسیار بالا و ناشی از معرفت قرآنی ایشان نسبت به ذات باری‌تعالی است که لامحاله خیر کثیری در آن هست.
*یعنی سیری که عرفا طی می‌کنندØŸ
نمی‌دانم عرفا چه سیری را طی می‌کنندØŒ ولی می‌دانم روش قرآن در شناخت خداوند روشی فطریØŒ روشن و صریح است. در برخی از مشرب‌های عرفانیØŒ انسان بیشتر لفاظی می‌بیند و از حقیقت خبری نیستØŒ اما قرآن فطرت انسان را با مبدØ£ خویش دمساز می‌کند. گمان نمی‌کنم بشود چنین وحدتی را در مکتب دیگری پیدا کرد.
*پس روش آیت‌الله بهجت با سایر عرفاØŒ از جمله آیت‌الله قاضی فرق داردØŸ
مشرب مرحوم آقای قاضی را نمی‌شناسم و لذا نمی‌توانم قضاوتی کنمØŒ ولی مرحوم آقای بهجت همواره از ایشان به نیکی یاد و گاهی هم مطالبی را از ایشان نقل می‌کردند. ظاهراÙ‹ درس آقای قاضی و شیخ محمدحسین اصفهانی همزمان بود و آقای بهجت باید یکی را انتخاب می‌کردند و ایشان کلاس آشیخ محمدحسین را ترجیح می‌دادند. معلوم می‌شود ایشان را از نظر فقه و اصول قوی‌تر می‌دانستند.
*چگونه می‌توان به مدارجی از این قبیل رسیدØŸ
اینها جزو اسرار هستند و ما چندان واقف نیستیمØŒ اما اجمالاÙ‹ شاید این موارد مؤثر باشند. یکی از آنها رفتار و اعمال پدر و مادر انسان است. فردی که پدر و مادر مؤمن و مخلصی داردØŒ در طول زندگی از چنین نتایجی برخوردار استØŒ چون بخش اعظم شخصیت انسان در خانواده شکل می‌گیردØŒ اما حقیقتاÙ‹ رمز این را که چگونه فردی قبل از بلوغ چشمانش به روی حقایق اصلی باز می‌شودØŒ نمی‌دانمØŒ ولی می‌دانم که در مورد مرحوم آقای بهجت چنین اتفاقی روی داده بود.
*مرحوم آیت‌الله بهجت در رساله‌شان از کلمه «العبد» استفاده می‌کردند. به نظر شماØŒ منظور ایشان از این عنوان چه بودØŸ
بندگی خدا یعنی به حلال و حرام خداوند مقید بودن و آنها را رعایت کردن. اگر انسان بخواهد رشد کندØŒ راهی جز بندگی خداوند ندارد. انسان با بندگی است که خداوند را به عظمتØŒ رØ£فت و حکمت می‌شناسد و برنامه‌های الهی را حکمت می‌داند. در حدیثی آمده است بندگی مرا بکن تا مثل خودم به تو قدرت بدهم. انسان باید از خود به در آید و در خود نماند تا بتواند ارتفاع بگیرد. در خود ماندن یعنی در زباله ماندن و از زباله بدتر هوا و هوس‌هاست که انسان را مانند میکروب آلوده و بیمار می‌کند.
*اشاره کردید به قول پیامبر اکرم(ص) با نماز معاشقه می‌کنم. گویا مرحوم آیت‌الله بهجت هم چنین حالاتی را تجربه می‌کردند. خاطره‌ای در این زمینه داریدØŸ
ایشان می‌فرمودند: هنوز به سن بلوغ نرسیده بودم که در کربلا مرحوم آقای نائینی را دیدم که برای اقامه جماعت تشریف آوردند. از مقام علمی ایشان بسیار شنیده بودمØŒ اما در آنجا در نماز ایشان دریافتم مدارج معنوی ایشان بسیار بالا و نماز معراج مؤمن است که در مورد ایشان کاملاÙ‹ مصداق دارد.
خود بنده وقتی برای نماز به مسجدی می‌رفتم که مرحوم آقای بهجت نماز می‌خواندندØŒ به‌ خصوص هنگامی که ایشان به «ایاک نعبد و ایاک نستعین» می‌رسیدندØŒ حزنی در چهره‌شان پیدا می‌شد که توصیف شدنی نیست.
*به کسانی که نماز نمی‌خواندند یا کاهلی می‌کردند چه توصیه‌ای داشتندØŸ
اتفاقاÙ‹ یک بار کسی به ایشان گفت: فلانی نماز نمی‌خواند! چه به او بگوییمØŸ فرمودند: بگویید نماز خوشمزه است! واقعاÙ‹ هم اگر انسان عقلش را به کار بگیردØŒ چه چیزی شیرین‌تر از سخن گفتن با خداستØŸ او همه چیز به ما داده است و هر چه داریم از اوست. این محبوب‌های دنیایی چه به ما می‌دهندØŸ انسان که از سخن گفتن با معشوق خسته نمی‌شودØŒ پس چرا ما از سخن گفتن با خدا خسته می‌شویمØŸ چون غفلت ما را می‌گیرد و غرق در روزمرگی می‌شویم. اگر مثل اولیای الهی باشیم که همه وقت به فکر خدا هستندØŒ این‌گونه نمی‌شویم که از صبح تا شب در غفلت باشیم و بخواهیم سر نماز ذاکر شویم.
*مرحوم علامه طباطبایی و مرحوم آیت‌الله بهجت هر دو شاگرد آیت‌الله قاضی و آشیخ محمدحسین اصفهانی بودند و هر دو هم در سال Û±Û³Û²Û´ به قم آمدندØŒ اما مشرب‌های متفاوتی داشتند. از دیدگاه جنابعالی علت این امر چیستØŸ
به هر حال اولیای خدا با یکدیگر فرق دارند. یعنی صاحب سرÙ‘ هستند و بعضی نیستند. بعضی در مسائل نظری وارد می‌شوند و آنها را حل می‌کنند و برخی با جنبه‌های عملی. مثلاÙ‹ در زمان مرحوم شیخ حسن نخودکیØŒ ماتریالیست‌ها به‌ شدت در ایران تبلیغات می‌کردندØŒ لذا ایشان باب ریاضت و کرامت را باز کرد. مثلاÙ‹ فردی پیش ایشان می‌آمد و برای شفای مریض خود دعا می‌خواست و ایشان مثلاÙ‹ دعایی می‌خواند و به انجیر فوت می‌کرد و به او می‌داد و بیمار واقعاÙ‹ شفا می‌یافت. امثال این کرامات فراوان‌اند. به هر حال در زمان غیبت معصوم(ع) افرادی باید باشند که از سوی امام مردم را از امور مادی به امور ماورائی سوق بدهند. مرحوم علامه طباطبایی به سئوالات نظری پاسخ می‌دادند و آیت‌الله بهجت در جنبه عملی کار می‌کردند. شیوه هر فردی با توجه به زمانØŒ مکان و شرایط تعیین می‌شود.
*به نظر شما حوزه نجف در شکل‌گیری شخصیت ایشان چقدر مؤثر بودØŸ
خداوند وقتی بخواهد کسانی را هدایت کند و به مقامات بالا برساندØŒ قطعاÙ‹ اسبابش را هم فراهم می‌کند. استفاده از محضر مرحوم آقای قاضی و همجواری با بارگاه حضرت علی(ع) قطعاÙ‹ آثاری دارد که از آن محروم بوده‌ایم.
*برخی معتقدند آیت‌الله بهجت زاهد بودند نه عارف. نظر جنابعالی در این باره چیستØŸ
بنده ایشان را عارف در حد اعلا و به معنای حقیقی کلمه می‌دانم. اخلاص ایشان نظیر نداشتØŒ به قدری درجه خلوص در ایشان بالا بود که حتی وقایعی را هم که برای خودشان اتفاق افتاده بود از زبان فرد دیگری اظهار می‌کردند و هر چه هم اصرار می‌کردیدØŒ نام فرد را نمی‌گفتند. این همه اخلاص و معرفت نسبت به معارف قرآنی در این حد جز با اخلاص میسر نیست.
💬 دیدگاهها (0 دیدگاه)
📝 ثبت دیدگاه جدید
✅ بدون نیاز به کد امنیتی
✅ دیدگاه شما پس از تایید مدیر نمایش داده میشود.