✍️ نویسنده: 4
پیشوایان معصوم (علیه السلام) هر کدام به نوبت خود منبع فضائل و مناقب و آموزگاران واقعی فضیلت و شرف و اصول انسانیت هستند، آنان پایه گذاران تمدن واقعی و پÙ‰ افکنان اصول معاشرت و روابط صحیح و سالم اجتماعÙ‰ مÙ‰ باشند. همگان از یک نور سرچشمه گرفتهاند و در یک مکتب تربیتÙ‰ الهÙ‰، پرورش یافته اند و رو به یک سو و یک هدف گام مÙ‰ سپرند و غایت زندگÙ‰ آنان تحکیم مبانÙ‰ انسانÙ‰ و تشیید اصول الهÙ‰ و آسمانÙ‰ است پس ذکر فضیلت ویژه به هر کدام از پیشوایان معصوم (علیه السلام) به معنÙ‰ سلب آن از دیگران نیست بلکه به مقتضاÙ‰ عصر و به اقتضاÙ‰ شرائط تبلیغ و امر به معروف و آمادگÙ‰ روحÙ‰ مردم هر دوره، باعث ظهور فضائل و مناقب بیشتر ویژه گردیده است که در دورانهاÙ‰ دیگر آن ویژگÙ‰ ها وجود نداشته است. به عنوان نمونه مÙ‰ توان به شجاعت علÙ‰ (علیه السلام) و فرزندان ارجمندش، امام حسن (علیه السلام) و امام حسین (علیه السلام) اشاره نمود، آنان عصر پیامبر اسلام را درک کردند و با کفار و مشرکین و دشمنان و مارقین و قاسطین و ناکثین روبرو گشتند و برخورد آنان با شمشیر و صحنههاÙ‰ جنگ و ستیز بیشتر بوده است: از آن رو ظهور و شجاعت و صلابت و روح سلحشورÙ‰ و جهاد در آنان بیشتر از دیگر فضائل معنوÙ‰ به ثبت رسیده است تا دیگر پیشوایان معصوم (علیه السلام). از این رو صفات و فضائلÙ‰ که اکنون در این بخش مÙ‰ آوریم در دیگر پیشوایان هم وجود داشته است چه ظاهر شده باشد یا نه. احسان به دشمن احسان و نیکÙ‰ کردن به دوستان کار سهل و آسانÙ‰ است چون در آنان امید عوض یا حس Ø¥شباع حب ذات و خود دوستÙ‰ نهفته است و بالØ£خره او دوست و همکار محسوب مÙ‰ گردد. ولÙ‰ کمال کرم و سخاØ¡ در آنست که انسان دوست و دشمن را در موقع نیاز، برابر به حساب آورد و تنها خدا را مقصد و مقصود خود قرار دهد. این برنامه در زندگÙ‰ امام (صلÙ‰ الله علیه و آله) بارها اتفاق افتاده است که تنها به نقل داستان زیر بسنده مÙ‰ کنیم: «در شهر مدینه مردÙ‰ گمنام و فرومایهاÙ‰ به سر مÙ‰ برد که با امام (علیه السلام) عداوت شدید و کینهØ¡ قلبÙ‰ دیرینه داشت. حکومت وقت و ایادÙ‰ او نیز او را تحریک و از عملیات او پشتیبانÙ‰ مÙ‰ نمود و او را وا مÙ‰ داشت هر کینه اÙ‰ که در دل دارد در حق خاندان پیامبر و نوادگان علÙ‰ (علیه السلام) روا دارد این مرد اصرار مÙ‰ ورزید که کینه Ù‰ دیرینه و زهرآگین خود را منحصرا بر دامان موسÙ‰ بن جعفر (علیه السلام) سرشناس ترین فرد خاندان علوÙ‰ بریزد. کار تعدÙ‰ و بیدادگرÙ‰ این فرومایه به جائÙ‰ رسید که چند تن از یاران پیشواÙ‰ هفتم اجازت طلبیدند که با ریختن خون او، دفتر این حکایت ننگین را بشویند. آنان اصرار داشتند امام اجازت دهند تا با یک ضرب شمشیر کار این فاجر خبیث را براÙ‰ همیشه بسازند و خود را از آزار زبان و طعن او راحت سازند. امام هر گاه که این درخواست را از یاران خود مÙ‰ شنید با لحن پرخاش آمیزÙ‰ آنان را از این کار باز مÙ‰ داشت و مÙ‰ فرمود: «من خود او را تنبیه خواهم نمود». روزÙ‰ بÙ‰ آنکه کسÙ‰ را امام همراه خود بردارد بر قاطر، «مرکب اختصاصÙ‰» خود نشست و به سراغ آن مرد رفت و از و ضع او اطلاع گرفت. به عرض رساندند او در حومهØ¡ مدینه در کشتزار خود مشغول کشاورزÙ‰ است امام به سوÙ‰ مزرعه Ù‰ او رفت، و بدون رعایت آئین کشت و کار قاطر سوارÙ‰ خود را از میان گندمها عبور داد. آن مرد که از دور این سوار بزرگوار را شناخته بود فریاد کشید: چه مÙ‰ کنÙ‰ ؟ کجا مÙ‰ آئÙ‰ ؟ امام (علیه السلام) بÙ‰ آنکه به این فریادها پاسخ گوید همچنان پیش مÙ‰ رفت تا به در کومهØ¡ او رسید و در آنجا از مرکب خود پیاده شد و بر دشمن کینه توز و نادان خود سلام کرد و با خنده و خوشرویÙ‰ فرمود: - خوب حالا بگو از این بÙ‰ احتیاطÙ‰ من مزرعه Ù‰ شما چقدر خسارت دید ؟ مردک که هنوز اخمهایش باز نشده بود گفت: صد سکه طلا. - بگو ببینم از این مزرعه چقدر امید سود و بهرهدارÙ‰ ؟ مرد با لحن تلخ و تندÙ‰ گفت: من که غیب نمÙ‰ دانم. - فرمود: من هم از غیب سوال نکردم. مرد فکرÙ‰ کرد و گفت: دویست سکه طلا. در این هنگام امام کیسه اÙ‰ از جیب خود بیرون کشید و در دامان آن مرد سرازیر کرد که محتواÙ‰ سیصد سکه Ù‰ طلا بود. امام فرمود: این بهره اÙ‰ که امیدوار بودÙ‰ از مزرعه ات بدست آورÙ‰ مÙ‰ بینÙ‰ که مزرعهØ¡ تو هنوز همچنان باقÙ‰ است و من امیدوارم که خداوند متعال امید تو را از این مزرعه باز آورد. آن مرد که در برابر این کرم و بخشش و در مقابل این ماجرا، متحیر و بهت زده مانده بود از جا برخاست و با انکسار و مذلت خود را به پاÙ‰ آن بزرگوار افکند و دیگر از شرم نتوانست سر بردارد و در چشم امام (علیه السلام) بنگرد. عصر آن روز که یاران امام (علیه السلام) آن مرد را در مسجد پیامبر در مدینه دیدند که دربارهØ¡ امام مÙ‰ گفت: الله Ø£علم حیث یجعل رسالته: «خداوند آگاه و دانا است که پیشوائÙ‰ را به چه کسÙ‰ و اگذارد». (۱) اینها نمونه هائÙ‰ چند از عطایا و بخششهاÙ‰ امام (علیه السلام) بود که بیان گردیده است و همیشه مÙ‰ فرمود: «یکÙ‰ از عوامل مغفرت و بخشش الهÙ‰، اطعام غذا در راه خدا است». سپاس براÙ‰ فراغت امام موسÙ‰ بن جعفر (علیه السلام) هنگامÙ‰ که به دستور ستمگر عصر و طاغوت وقت، هارون رشید به جرم حق گوئÙ‰ و دفاع از حقیقت، دستگیر و روانهØ¡ زندان شد، به خاطر فراغت و دستیابÙ‰ به فرصت بیشتر براÙ‰ عبادت و سپاس پروردگار سجده Ù‰ طولانÙ‰ به جا مÙ‰ آورد و در حال سجده این چنین عرضه مÙ‰ داشت: «بار الها ! من بارها از درگاه تو مسئلت مÙ‰ داشتم که براÙ‰ عبادت، فراغتÙ‰ به من عنایت فرمائÙ‰ تا به اطاعت و فرمان تو قیام ورزم از اینکه اکنون درخواست مرا اجابت فرموده اÙ‰ در برابر چنین توفیقÙ‰ سپاسگزارم». (۳) در بیشترین اوقات دعاÙ‰ آن حضرت با این کلمات آغاز مÙ‰ گردید: «اللهم انÙ‰ اسئلک الراحه عند الموت، و المغفره بعد الموت، و العفو عند الحساب». (۴) بار خدایا ! من به هنگام مرگ آسایش و راحتÙ‰، و پس از مرگ غفران و آمرزش، به هنگام بررسÙ‰ حساب، عفو و گذشت از درگاه تو مسئلت مÙ‰ دارم !» سفرهاÙ‰ حج آن بزرگوار مسافرتهاÙ‰ حج آن بزرگوار که معمولا ۲۴ تا ۲۵ روز طول مÙ‰ کشید به صورت پیاده انجام مÙ‰ پذیرفت با آن که و سائل سوار شدن از هر نظر فراهم بود چون سوارÙ‰ها و اسبهاÙ‰ راهوار پیش روÙ‰ آن حضرت کشانده مÙ‰ شد و این خود مÙ‰ رساند که علاقه و اخلاص آن بزرگوار به مظاهر توحید و عبادت تا چه حدÙ‰ بوده است. امام، چهار بار به صورت خانوادگÙ‰ به بیت الله الحرام رهسپار شدند و در آن سفرهاÙ‰ خانوادگÙ‰ علÙ‰ بن جعفر برادر ارجمندش نیز حضور داشت و ملتزم رکاب امام و مفتخر به امتثال او امر او بود و چندین بار هم تنها و بدون عائله و خانواده، به سفر حج رفتند. روش مسافرتهاÙ‰ آن حضرت به این ترتیب بود که معمولا از معاشرت و اختلاط با مردم که موجب تضییع فرصت گرانبها مÙ‰ گردد احتراز مÙ‰ ورزید فقط و فقط به عبادت و سازندگÙ‰ نفس، و تصفیه خویشتن و تفکر در عظمت خالق مÙ‰ پرداخت و در این سیر و سلوک و اندیشه ها بود که از خود بÙ‰ خود مÙ‰ گشت و راه تقرب و و صال بیشتر را مÙ‰ جستند که عالیترین و لذت بخش ترین حالات یک فرد با ایمان و مخلص است. داستان ملاقات او با شقیق بلخÙ‰ که در بخش آراØ¡ و گفتههاÙ‰ دیگران آمده است گویاÙ‰ این حالت سیر و سفر روحانÙ‰ است. وÙ‰ در پایان ملاقات خود طبق دریافتهاÙ‰ خود اعتراف نمود که: «موسÙ‰ بن جعفر یکÙ‰ از اوتاد و ابدال روزگار مÙ‰ باشد». (۵) امام در یکÙ‰ از دعاهاÙ‰ حج خود مÙ‰ گوید: «انت شربÙ‰ اذا ظمئت من الماØ¡، و قوتÙ‰ اذا اردت طعاما الهÙ‰ ! و سیدÙ‰ ! مالÙ‰ سواک فلا تعدمنیها». خدایا ! همه چیز و همه زندگÙ‰ من تو هستÙ‰ و جز تو خواسته و پناه دیگرÙ‰ ندارم. تلاوت و انس با قرآن او عاشق قرآن و فانÙ‰ در اجراÙ‰ احکام و محتویات آن بود و لحظهاÙ‰ از این امر غفلت نداشت قرآن را با صداÙ‰ خوش و لحن زیبا و آواز دلربا و آهنگ روحانÙ‰ و معنوÙ‰ به صورت بریده، بریده تلاوت مÙ‰ فرمود. جذبههاÙ‰ صداÙ‰ او، رهگذران و مستمعین را از راه باز مÙ‰ داشت و تحت تØ£ثیر خاص خود قرار مÙ‰ داد گاهÙ‰ آنان را به گریه و ناله مÙ‰ افکند. در اثر ممارست دائم با قرآن و عبادتها و مناجاتهائÙ‰ که داشت مردم مدینه در میان خود او را به «زین المتهجدین» یعنÙ‰ زینت شب زنده داران و عبادت کنندگان لقب داده بودند و با آن لقب میان مردم شهرت یافته بود. (۶) عنایت خاص امام به تلاوت و ممارست قرآن و آیات نورانÙ‰ الهÙ‰ از یک حقیقت بزرگ پرده بر مÙ‰ دارد و آن این که قرآن از دیدگاه اهل بیت (علیه السلام) در مقام عظمت و اهمیت والاترÙ‰ قرار دارد که ما هنوز به آن حقیقت نرسیده ایم آنان بهتر از همگان مÙ‰ دانند که قرآن چه تØ£ثیر شگرف و فوق العاده اÙ‰ در زندگÙ‰ روحÙ‰ و اجتماعÙ‰ مردم مÙ‰ تواند داشته باشد. اگر محتویات و احکام آن در میان مردم پیاده گردد چه زندگÙ‰ سعادت بخش و با صفائÙ‰ در میان آنان حکم فرما خواهد بود. مردان حدیث و روایت به اتفاق آراØ¡ اعتراف کرده اند که قهرمان گفتار ما در پرهیز کارÙ‰ و پرستش حق و عبادت شبانه روزÙ‰ خداوند عالم، و در عنایت و توجه به قرآن در عصر خود بÙ‰ همتا و بÙ‰ نظیر بود و کمتر شبÙ‰ در عمر پر برکتش، سپرÙ‰ مÙ‰ گردید که سر بر بالین استراحت و اسایش بنهد و آسوده و غافل در بستر استراحت بیارامد و از عبادت و نیایش و از قرائت و تلاوت آیات، غفلت و کوتاهÙ‰ داشته باشد. تفقد از مخلوق در برنامههاÙ‰ عبادت و بندگÙ‰ امام (علیه السلام) عبادت ویژه اÙ‰ هم گنجانده شده بود که محض خشنودÙ‰ خدا، و جلب رضایت و رفاه مخلوق صورت مÙ‰ گرفت که از نظر اهمیت کمتر از سجدههاÙ‰ طولانÙ‰ آن بزرگوار نبود و آن تفقد از مستمندان و رسیدگÙ‰ به و ضع درماندگان، در دل شب ها بود بÙ‰ آنکه خود آنان متوجه عامل این تفقدها گردند. شیخ مفید در این باره مÙ‰ نویسد: «او شبانه از فقراØ¡ و مستمندان شهر مدینه، تفقد و دل جوئÙ‰ به عمل مÙ‰ آورد و در زنبیل مخصوص پول و مواد غذائÙ‰ به منازل و کلبههاÙ‰ آنان حمل مÙ‰ کرد، و به ترتیبÙ‰ در اختیار آنان قرار مÙ‰ داد که گاهÙ‰ خودشان هم نمÙ‰ دانستند که این کمک ها از کدام شخص و از کدام ناحیه، صورت گرفته است؟» (۷) تواضع و فروتنÙ‰ امام موسÙ‰ بن جعفر (علیه السلام) بر مرد سیاه چهره و بد منظرÙ‰ گذر کرد و بر وÙ‰ سلام نمود و کنارش نشست مدتÙ‰ با او سخن گفت سپس آمادگÙ‰ خود را در قضاÙ‰ حوائج او اعلام فرمود. بعضÙ‰ که ناظر جریان بودند عرض کردند یابن رسول الله ! آیا با چنین شخصÙ‰ مÙ‰ نشینÙ‰ و از حوائج او سوال مÙ‰ کنÙ‰ ؟ حضرت در جواب فرمود: «این مرد سیاه چهره بنده ایست از بندگان خدا و برادرÙ‰ است از برادران، به حکم کتاب خدا، همسایه اÙ‰ است با ما در بلاد خدا، حضرت آدم بهترین پدران، آئین اسلام والاترین ادیان ما و او را به هم ربط داده است».(۸) در راه امر به معروف روش تبلیغ و راه و رسم امر به معروف و نهÙ‰ از منکر امام (علیه السلام) شیوه Ù‰ مخصوصÙ‰ داشت که امکان نداشت نفس گرم و مسیحائÙ‰ او بر قلب مستعدÙ‰ دمیده گردد و او از گناه خود بر نگردد. داستان زیر مÙ‰ تواند نمونه بارزÙ‰ از این مقوله به شمار آید. «بشربن حارث حافÙ‰» از هل مرو بود، مدتÙ‰ از عمرش را به گناهکارÙ‰ و شهوات غیر مشروع گذراند روزÙ‰ حضرت موسÙ‰ بن جعفر (علیه السلام) از کوچه اÙ‰ که خانه Ù‰ بشر در آن بود، عبور مÙ‰ فرمود، موقعÙ‰ که به درب خانه Ù‰ بشر رسید اتفاقا در باز شد و یکÙ‰ از کنیزکان بشر از خانه بیرون آمد کنیز حضرت را شناخت و آن حضرت هم مÙ‰ دانست که این خانه بشر است. از کنیز سوال فرمود: آقاÙ‰ تو آزاد است یا بنده ؟ پاسخ داد: آزاد است. فرمود: چنین مÙ‰ نماید که گفتÙ‰، زیرا اگر بنده بود به شرائط بندگÙ‰ عمل مÙ‰ کرد و از آقاÙ‰ خود اطاعت مÙ‰ نمود. حضرت این سخن را فرمود و راه خود را در پیش گرفت. کنیز به خانه برگشت و گفته Ù‰ امام را براÙ‰ بشر بازگو کرد. سخن حضرت در نهاد وجود او طوفانÙ‰ برپا کرد و سخت منقلبش نمود با عجله Ù‰ تمام از جا برخاست و با پاÙ‰ برهنه از خانه بیرون دوید و خود را به آن امام رساند و اعتذار نمود با دست مبارک او توبه کرد و گناهان خود را ترک گفت و راه و رسم اطاعت و بندگÙ‰ را پیش گرفت. چون موقعÙ‰ که به حضور امام شرفیاب شد و توبه کرد پا برهنه بود به احترام حفظ لحظه Ù‰ سعادت بخش، تا پایان عمر کفش نپوشید و همیشه با پاÙ‰ برهنه راه مÙ‰ رفت، لذا معروف شد به بشر حافÙ‰: یعنÙ‰ پابرهنه. (۹) چون امام و رسم تبلیغ را مÙ‰ دانست که با چه زبانÙ‰ با فرد آلوده، سخن گوید بÙشرÙ‰ که چندین سال با گناه و ناپاکÙ‰ آلوده بود با یک جملهØ¡ کوتاه او را متنبه ساخت و چنان منقلب نمود که از گذشته Ù‰ خود استغفار نمود و باقیماندهØ¡ عمر خود را با پاکÙ‰ و درستکارÙ‰ سپرÙ‰ ساخت و یکÙ‰ از مردان نامÙ‰ و معروف تاریخ گردید به حدÙ‰ که خطیب بغدادÙ‰ در تاریخ خود از یکÙ‰ از علماÙ‰ آن عصر به نام ابراهیم حربÙ‰ نقل مÙ‰ کند که او گوید: «شهر بغداد عاقل تر و متینتر از بشر بن حارث را در خود نپرورانده است گوئÙ‰ که در هر موÙ‰ او عقل و تدبیرÙ‰، نهفته است». (۱۰) پی نوشت: ۱Ù« ابن شهر آشوب، المناقب ج ۲، ص ۳۷۹Ù« ۲Ù« شیخ مفید، ارشاد مفید ص ۲۷۷Ù« ۳Ù« تفصیل داستان مزبور در کتابهاÙ‰: اخبار الدول، ص ۱۱۲ - مختار صفوه الصفوه، ص ۱۵۳ احقاق الحق، ج ۱۲ و دیگر منابع تاریخÙ‰ و حدیثÙ‰ آمده است، مراجعه گردد. ۴Ù« المجالس السنیه، ج ۲، ص ۵۲۷ - ارشاد مفید، ص ۲۶۰Ù« ۵Ù« ارشاد مفید، ص ۲۷۷Ù« ۶Ù« روÙ‰ عن موسÙ‰ بن جعفر (ع) انه مربرجل من اهل السواد رمیم المنظر فسلم علیه و نزل عنده و حادثه طویلا ثم عرض نفسه فی القیام بحاجه ان عرضت له. فقیل یا بن رسول الله ! Ø£تنزل الÙ‰ هذه ثم تسØ£له عن حوائجه و هو الیک Ø£حوج. فقال (ع): عبد من عبیدالله و Ø£خ فی کتاب الله و جار فی بلادالله یجمعنا و ایاه خیر الØ£باØ¡ آدم و Ø£فضل الØ£دیان، الØ£سلام. چهارده نور پاک/عقیقÙ‰ بخشایشی - ج ۹ منبع : جام نیوز
💬 دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی ثبت نشده. اولین نفر باشید!
📝 ثبت دیدگاه جدید
✅ دیدگاه شما پس از تایید مدیر نمایش داده میشود.