✍️ نویسنده: 4
«سیروس مقدم» سریال موفق کم نساخته استØ› چنانکه ناموفق‌ترین سریال‌های او هم معمولاÙ‹ در زمان پخش خودØŒ جز پربیننده‌ترین سریال‌های تلویزیون هستند. در آن سوی ماجرا همØŒ «سعید نعمت‌الله» قرار دارد که معمولاÙ‹ هر چه فیلمنامه‌ی سریال نوشتهØŒ با اقبال نسبی روبرو شده است. اما ماجرای «میکائیل» فرق می‌کند. موفقیت «میکائیل» نه متعلق به «سیروس مقدم» است و نه «سعید نعمت‌الله». موفقیت «میکائیل» به خاطر استفاده از یک الگوی موفق است.
 وقتی گروه‌های سیاسی تلاش می‌کنند تا کاراکترهای یک سریال را به نفع خود مصادره و در فیسبوک و وایبر و واتس‌آپØŒ جدال «میکائیل» و «آقاخان» را به جدال دو شخصیت‌ مطرح عالم سیاست تشبیه کنندØŒ یعنی آن مجموعه‌ی تلویزیونی موفق شده تا مخاطبان خود را به شدت درگیر کند و خود را منطبق با بحث‌های روز جامعه نشان دهد. نظیر حواشی سیاسی که چند وقت پیشØŒ مشابهش این بار با زاویه‌ی دید متفاوتی در مورد سریال «پرده‌نشین» بازتولید شد و باعث شد تا عده‌ایØŒ رسانه‌ی ملی و شبکه‌ی یک را به تطهیر آقازاده‌ها و دفاع از آنها متهم کنند.
البته این تطابق ماجرای یک سریال با بحث‌های روز جامعه و به خصوص دوقطبی‌های سیاسیØŒ فقط مختص سریال‌های روز و اجتماعی مربوط به زمان حال نیست. چنانکه تکرار چنین ماجراهایی را در زمان پخش سریال تاریخی «مختارنامه» نیز می‌توان دید. به عنوان نمونهØŒ در همان ایام موجی از جدال‌های اینترنتی و غیراینترنتی «آریایی و عربی» میان مخاطبان این سریال درگرفت که در یک سر طیف آنØŒ عده‌ای معتقد بودند رسانه‌ی ملی نباید با هزینه‌ای هنگفتØŒ داستان یک قهرمان عرب را تبدیل به سریال کند و در سر طیف دیگرØŒ برخی با استناد به ماجرای اختلاف عربی-عجمی کاراکتر «کیان» و ایرانیان لشکر مختار با برخی از اطرافیان عرب مختار که منجر به شکست حکومت شیعی شدØŒ این اختلافات نژادی را عامل تفرقه و توطئه‌ی دشمن می‌خواندند.
ماجرای بهره‌برداری‌های سیاسی از «مختارنامه» البته در همین جا خاتمه نیافت و با اظهارات «عزت‌الله ضرغامی» در مورد این سریالØŒ وارد مرحله‌ی تازه‌ای شد: «به اعتقاد بسیاری صاحب‌نظران اگر سریال مختارنامه همزمان با حوادث فتنه‌ی Û¸Û¸ پخش می‌شدØŒ حرکت و روند جامعه به گونه‌ی دیگری رقم می‌خورد.» جمله‌ای که در دل خودØŒ حاوی پیام نهفته‌ای از تشبیه حکومت شیعی مختار به نظام جمهوری اسلامی در بازه‌ی زمانی پرهیاهوی بعد از فتنه‌ی Û¸Û¸ بود.
نمونه‌ی دیگر این تشابه‌سازی‌های سیاسی در سریال‌های تاریخیØŒ در زمان پخش سریال «یوسف پیامبر» به کارگردانی «فرج‌الله سلحشور» رخ داد. چنانکه سرکشی‌های «یوزارسیف» به ولایات مختلف مصر در دوران هفت ساله‌ی ذخیره‌ی گندمØŒ با یکی از برنامه‌های دولت وقت مقایسه شد و رسانه‌ی ملی از سوی منتقدان و حامیان دولتØŒ همزمان مورد انتقاد و تحسین قرار گرفت.
جالب‌تر اینکه چنین شبیه‌سازی‌هایی در مورد سریال‌های خارجی هم مسبوق به سابقه استØ› چنانکه سریال «جومونگ» در انتخابات سال Û¸Û¸ مورد استناد یکی از طرفین جدال انتخاباتی داغ آن روزها بود و به همین واسطهØŒ شعارهای انتخاباتی زیادی هم پیرامون آن ساخته شد.
اما با مروری اجمالی بر برخی از این تشبیهات که همیشه بر بحث‌های روز سیاسی اجتماعی جامعه منطبق می‌شوندØŒ این سوال به ذهن خطور می‌کند که چه عاملی باعث می‌شود که به طور مثالØŒ سریال «میکائیل» محصول مشترک «سیروس مقدم» و «سعید نعمت‌الله» از این زاویه مورد توجه قرار گیرد و موجی از پیامک و محتواهای اینترنتی درباره‌ی آن ساخته شودØŒ اما سریال‌هایی مثل «زیر هشت» و «مدینه» و «دیوار» که محصول همکاری همین کارگردان و همین فیلمنامه‌نویس استØŒ اصلاÙ‹ از زاویه‌های سیاسی و اجتماعی با چنین تشبیهاتی مواجه نشوندØŸ راز این ماجرا چیستØŸ اصولاÙ‹ سریال «میکائیل» چه تفاوتی با سریال «مدینه» یا «دیوار» دارد که از حد یک سریال پربیننده‌ی تلویزیونی فراتر رفته و وارد محدوده‌ی لطیفه‌های اینترنتی و پیامکی و یا به عبارت بهترØŒ وارد محدوده‌ی به شدت مهم و قابل مطالعه‌ی فرهنگ عمومی مردم ایران –ولو برای چند روز- می‌شودØŸ
به نظر می‌رسد در نگاه اولØŒ «میکائیل» تمام ویژگی‌های متن‌های «سعید نعمت‌الله» را در خورد داردØ› یعنی تا حد زیادی تلخ است به خصوص در قسمت‌های آغازینØŒ دیالوگ‌های خطابه‌وار است و شخصیت‌ها طوری با هم حرف می‌زنند که انگار جملات قصار می‌گویندØŒ کاراکترهای منفی شیفته‌ی فرزند خویش هستند و عشق به فرزندØŒ مهم‌ترین ویژگی آنهاست (مثل «اردلان سرافراز» در «مادرانه»، «جمیل» در «دیوار»، «روحی» در سریال «مدینه» و همین «آقاخان» در سریال «میکائیل»)ØŒ شدت اتفاقات بد و تلخ در برخی فرازها ممکن است مخاطب را کلافه کندØŒ رگه‌های پلیسی  و معمایی و تبهکارانه معمولاÙ‹ در این آثار دیده می‌شودØŒ داستان متمایل به فیلمفارسی است و مسائل ناموسی و کاراکترهای عصبی لمپن تقریبا پای ثابت متن‌های او هستند و ... اما «میکائیل» علاوه بر این‌ها یک ویژگی شاخص دیگر دارد که همین محل تمایز آن با دیگر آثار «نعمت‌الله» است.
سریال «میکائیل» قهرمان داردØ› قهرمانی که خیلی بیشتر از شبه‌قهرمانانی چون کاراکتر مثبت «مدینه» در سریال «مدینه» یا «محمد جواد» منفعل و غیرموثر در سریال «مادرانه»، اکت قهرمانانه دارد. قهرمانی که به شدت منطبق بر الگوی موفق «سفر قهرمان» حرکت می‌کند.
الگوی «سفر قهرمان» یک الگوی کلی است که ادعا می‌شود بیشتر اسطوره‌های جهان بر اساس آن پی ریزی شده‌اند. این الگو نخستین بارØŒ توسط «جوزف کمپبل» در کتاب «قهرمان هزار چهره» (Û±Û¹Û´Û¹) معرفی شد. کمپبل معتقد بود که از زمانی که انسان‌های غارنشینØŒ پس از شکار روزانهØŒ شب‌هنگام گرد آتش جمع می‌شدند و قصه می‌گفتند تا به امروزØŒ داستان‌ها از عناصر و الگوهایی بهره می‌برند که به‌طرز شگفتی در میان فرهنگ‌ها و اقوام گوناگون شبیه و حتی یکسانند.
کمپبل برای این الگوØŒ هفده مرحله یاد می‌کندØŒ اما بیشتر اسطوره‌ها تمام این مراحل را دارا نیستند و بعضی فقط روی یکی از این مراحل تمرکز دارند. قوت و البته ظرفیت‌های بی‌شمار این نظریه در حدی بود که با گذشت زمانی نه‌چندان طولانی مورد توجه دستگاه داستان‌گوی هالیوود قرار گرفت. در زمانی کم‌تر از Û´Û° سال از انتشارØŒ نظریه‌ی «کمپبل» رسماÙ‹ به دنیای فیلمنامه‌نویسی نیز ورود پیدا کرد. البته ورود غیرÙرسمی آن به هالیوود سال‌ها زودتر اتفاق افتاده بود. اما «ووگلر» اولین‌بار در سال ۱۹۹۲، به‌صورت رسمیØŒ چارچوب قاعده‌مند و استانداردی برای استفاده از این نظریه در فیلمنامه‌نویسیØŒ منتشر ساخت. او در «سفر نویسنده: ساختار اسطوره‌ای برای نویسندگان» به‌خوبی توانست مراحل سفر قهرمان را در چارچوبی متناسب با مدیوم فیلمنامهØŒ بیان کند.
«ووگلر» به پیروی از این روشØŒ این مسیر را چنین تعریف می‌کند: قهرمان در «دنیایی عادی» زندگی می‌کندØ› اما در جریان یک اتفاقØŒ به ورود به دنیایی دیگر «دعوت» می‌شود. او ابتدا «رد دعوت» می‌کند. اما پس از راهنمایی «مرشد» فرزانهØŒ می‌پذیرد و اینگونه از «نخستین مرز» یا آستانه عبور می‌کند. در دنیای جدیدØŒ «دوستان و دشمنان» خویش را می‌شناسد و با نخستین آزمایش‌هاØŒ آزموده می‌شود. پس از آن به دل دشمن و درون «ژرف‌ترین غار» می‌رود و در «آزمایش بزرگ» قرار می‌گیردØŒ تا نزدیک شکست می‌رودØ› اما در نهایت موفق می‌شود و از این مبارزه و پیروزیØŒ «پاداشی» به دست می‌آورد. در «مسیر بازگشت»، مورد تعقیب دشمنان قرار می‌گیرد و باز هم در آستانه‌ی نابودیØŒ «تجدید حیات» می‌کند و با «اکسیر» به دنیای آرام خویش بازمی‌گردد. (منبع: اسماØ¡-ضمیمه آزاد نشریه سوره اندیشه- مقاله‌ی سینمای بی‌قهرمان- محمدحسن فردوسی‌زاده)
با چنین توصیفیØŒ سریال «میکائیل» جز معدود سریال‌های سال‌های اخیر است که تلاش کرده بر اساس این الگوØŒ داستان خود را بنا کند. این بارØŒ «خیر و شر» واضح‌تر از همیشه جلوی هم ایستاده‌اند. «میکائیل» به دنبال بازگرداندن «عدالت» به منطقه‌ی «شصت کیلومتر» و «آقاخان» به عنوان قطبی منفی قصهØŒ رو در روی هم می‌ایستند و نهایتاÙ‹ عنصر «خیر» پس از چندین رفت و برگشت و تحمل مصائب فراوان که او را تا آستانه‌ی نابودی قرار می‌دهدØŒ بر «شر» پیروز می‌شود.
در این میانه البته رابطه‌ی ناموس محور و غیرت محور «یاس» و «میکائیل» و خرده پیرنگ‌های پیرامونی کاراکتر «رشید» و همسرش و به خصوص نوع بازنمایی غلو شده‌ی «آقاخان» و نوچه‌هایشØŒ به شدت پهلو به فیلمفارسی می‌زند و مصداق افزودنی‌هایی است که نویسنده می‌خواهد به کمک آن‌هاØŒ مخاطبی را که سال‌هاست سلیقه‌اش آلوده به فیلمفارسی شده و به آن عادت کرده استØŒ پای گیرنده نگه دارد. اما به هر حالØŒ الگوی سریالØŒ همان الگوی موفق «سفر قهرمان» است که سال‌هاست که در تمام رسانه‌های دنیا با موفقیتØŒ امتحان خود را پس داده و هنوز هم می‌دهد.
این ویژگی وجود «قهرمان»، ویژگی مشترک همه‌ی سریال‌های قبلی مذکور در بندهای پیشین هم هست. از «مختار» سریال «میرباقری» که طی سفرش از زندان ابن‌زیاد تا اریکه‌ی خلافت در دارالاماره‌ی کوفه کاملاÙ‹ منطبق بر الکوی سفر قهرمان حرکت می‌کند تا «یوزارسیف» سریال «سلحشور» که از حضیض چاه به اوج جاه در دربار مصر می‌رسد.
«پرده‌نشین» هم با نسبتی تقریبیØŒ الگویی جز این ندارد. «حاج آقا شهیدی» (فرهاد آئیش) قهرمان سریال است و بزرگترین مانع ضد قهرمانان مجموعه یعنی «خزاعی» (بابک حمیدیان) و «میرزائی» (آتیلا پسیانی) که به نوعی مفسد اقتصادی محسوب می‌شوند. «حاج آقا شهیدی» در این جدالØŒ مورد اتهام مردم قرار می‌گیرد و دار و ندارش را می‌فروشد و لباس چوپانی به تن می‌کندØŒ اما نهایتاÙ‹ دوباره پس از احیاØŒ با سلام و صلوات و در اوج عزتØŒ به حوزه‌ی علمیه باز می‌گردد و «خیر» بر «شر» پیروز می‌شود.
تنها تشابه «جومونگ» کره‌ای با «مختار» عراق عرب و «یوزارسیف» مصر و «میکائیل» ایرانی همØŒ در همین بعد قهرمانی است. همه‌ی این سریال‌های قهرمان دارند و مردم ایران هم مثل تمام دنیا و شاید بیش از بسیاری از مردم دنیاØŒ شیفته‌ی قهرمان‌اند.
بدین ترتیبØŒ می‌توان ادعا کرد سلیقه‌ی شرقی ایرانیØŒ هر گاه قهرمانی را روی آنتن می‌یابد که دغدغه‌اش ملموس و قابل درک است و از سطوح پائین جامعهØŒ حرکتی را به سمت اصلاح ساختارهای معیوب و مشکلات جامعه‌اش آغاز می‌کندØŒ چنان با آن کاراکتر همذات‌پنداری می‌کند که سریع در پی تطبیق او با نسخه‌های پیرامونی‌اش می‌گردد. اگر طرفدار فلان رئیس‌جمهور باشدØŒ «میکائیل» و «جومونگ» «یوزارسیف» را به نفع او تصرف می‌کندØŒ اگر کینه‌ی آقازاده‌ها را به دل داشته باشدØŒ جدال حاج آقا شهیدی با پسرش را در راستای تطهیر آقازاده‌ها می‌بیندØŒ اگر دوز آریایی‌گری‌اش بالا باشدØŒ «مختارنامه» را توهین به ایرانی‌گری می‌بیند و اگر علاقه‌مند نظام اسلامی باشدØŒ همین «مختارنامه» را مانیفستی برای آسیب‌های احتمالی پیش روی حکومت شیعه تعبیر می‌کند.
اما فارغ از این برداشت‌ها و صحت و سقم هر یکØŒ همه‌ی این موارد موید تØ£ثیر شگرف یک عامل استØ› همان عاملی که از این سریال‌هاØŒ مجموعه‌هایی پرمخاطب می‌سازد و از سینمای ایرانØŒ یک سینمای ورشکسته. همان عاملی که باعث می‌شود مردم سریال «جواهری در قصر» را «یانگوم» بخوانند و سریال «پایتخت» را با نام «نقی معمولی» بشناسند. همان نکته‌ای که مخاطبان فراوانی را پای سریال ترکیه‌ای «فاطماگل» می‌نشاند و نام سریال کلمبیایی «ویکتوریا» را  به عنوان اولین سریال پربیننده‌ی ماهواره‌ایØŒ ثبت می‌کند. همان نکته‌ای که باعث شده تا سینمای پیش از انقلاب با وجود ابتذال فراوان و سطحی‌گری مفرطØŒ هنوز با کاراکترهایی چون «قیصر» و «فردین» و «فروزان» و «علی بی‌غم» و «آقامهدی پاشنه‌طلا» خاطره‌انگیز جلوه کند. راز موفقیت این ماجراØŒ در یک عامل است: «قهرمان». همه‌ی این سریال‌هاØŒ قهرمان دارند. قهرمانانی که بعد از رسیدن به حضیضØŒ یک بار دیگر قد راست می‌کنند و در نهایت «شر» را شکست می‌دهند.
اگر رسانه‌ی ملیØŒ به این عامل دقت کند و آن را در دستور کار قرار دهدØŒ قطعاÙ‹ گوی سبقت را از رقبایش خواهد ربود. حتی اگر سینمای ایران نیز به روزهای انتهای دهه‌ی شصت و ابتدای دهه‌ی هفتاد بازگردد که «قهرمان» داشت و مردم را به هیجان می‌آوردØŒ اوضاع گیشه تکان خواهد خورد. اگر هم مثل تمام این سال‌هاØŒ به هر دلیل و بهانه‌ای از بازنمایی «قهرمان» عدول کندØŒ مردم خریدن دی‌وی‌دی‌های ارزان قیمت هالیوودی و تماشا کردن قهرمانان کره‌ای و ترکیه‌ای را به دیدن تلویزیون و سینمای وطنی ترجیح خواهند داد. اوضاع این قدرها هم پیچیده نیست. ولی ظاهراÙ‹ سینماگران ایرانی چندان به «قهرمان» علاقه ندارند و بدتر اینکهØŒ شوربختانه علت ناکامی خود را در عواملی چون ممیزی و دخالت مجلس در امور سینما و ... می‌بینند.
منبع : رجا نیوز
💬 دیدگاهها (0 دیدگاه)
📝 ثبت دیدگاه جدید
✅ بدون نیاز به کد امنیتی
✅ دیدگاه شما پس از تایید مدیر نمایش داده میشود.