🏠 خانه 🧭 ابزار اخبار 🔑 ورود
داستانک آتش در کلبه | مجله نودیها

داستانک آتش در کلبه

✍️ نویسنده: 3

مردی زیر باران از دهکده کوچکی می گذشت . خانه ای دید که داشت می سوخت و مردی را دید که وسط شعله ها در اتاق نشیمن نشسته بود. مسافر فریاد زد : هی، خانه ات آتش گرفته است! مرد جواب داد : میدانم! مسافر گفت: پس چرا بیرون نمی آیی؟ مرد گفت:آخر بیرون باران می آید. مادرم همیشه می گفت اگر زیر باران بروی ، سینه پهلو میکنی…
“خردمند کسی است که وقتی مجبور شود بتواند موقعیتش را ترک کند”  
منبع:janan.eu

💬 دیدگاه‌ها (0)

💭

هنوز دیدگاهی ثبت نشده. اولین نفر باشید!

📝 ثبت دیدگاه جدید

✅ دیدگاه شما پس از تایید مدیر نمایش داده می‌شود.