✍️ نویسنده: 4
زینب علیها السلام دختر علی و زهرا علیهما السلام در روز پنجم جمادی الاولی سال پنجم یا ششم هجرت در مدینه منوره دیده به جهان گشودØŒ در پنج سالگی مادر خود را از دست داد و از همان دوران طفولیت با مصیبت آشنا گردید. در دوران عمر با رکت خویشØŒ مشکلات و رنج های زیادی را متحمل شدØŒ از شهادت پدر و مادر گرفته تا شهادت برادران و فرزندانØŒ و حوادث تلخی چون اسارت و... را تحمل کرد. این سختی ها از او فردی صبور و بردبار ساخته بود (Û±). او را ام کلثوم کبریØŒ و صدیقه صغری می نامیدند. از القاب آن حضرتØŒ محدثهØŒ عالمه و فهیمه بود. او زنی عابدهØŒ زاهدهØŒ عارفهØŒ خطیبه و عفیفه بود. نسب نبویØŒ تربیت علویØŒ و لطف خداوندی از او فردی با خصوصیات و صفات برجسته ساخته بودØŒ طوری که او را «عقیله بنی هاشم» می گفتند. با پسر عموی خود «عبد الله بن جعفر» ازدواج کرد و ثمره این ازدواج فرزندانی بود که دو تن از آن ها (محمد و عون) در کربلاØŒ در رکاب ابا عبد الله الحسین علیه السلام شربت شهادت نوشیدند (Û²).   آن بانوی بزرگوار سر انجام در پانزدهم رجب سال Û¶Û² هجرتØŒ با کوله باری از اندوه و غم و محنت و رنج دار فانی را وداع گفت. در این مقال برآنیم که گوشه هایی از مناقب و فضائل آن حضرت را بررسی و بیان کنیم.   Û±- زینت پدر معمولا پدر و مادر نام فرزند را انتخاب می کنندØŒ ولی در جریان ولادت حضرت زینب علیها السلام والدین او این کار را به پیامبر اسلام جد بزرگوار آن بانوØŒ واگذار نمودند. پیامبر صلی الله علیه و آله که در سفر بودØŒ بعد از بازگشت از سفرØŒ به محض شنیدن خبر تولدØŒ سراسیمه به خانه علی علیه السلام رفتØŒ نوزاد را در بغل گرفت و بوسیدØŒ آن گاه نام زینب (زین + اب) را که به معنای «زینت پدر» است برای این دختر انتخاب نمود (Û³).     Û²- علم الهی مهمترین امتیاز انسان نسبت به سایر موجودات - حتی ملائکه - دانش و بینش اوست. «وعلم آدم الاسماØ¡ کلها ثم عرضهم علی الملائکه فقال انبئونی باسماØ¡ هؤلاØ¡ ان کنتم صادقین. قالوا سبحانک لا علم لنا الا ما علمتنا انک انت العلیم الحکیم» (Û´) Ø› «سپس علم اسماØ¡ علم اسرار آفرینش و نامگذاری موجودات را همگی به آدم آموخت. بعد آن ها را به فرشتگان عرضه داشت و فرمود: اگر راست می گوییدØŒ اسامی این ها را به من خبر دهید. عرض کردند: تو منزهی. ما چیزی جز آن چه به ما تعلیم داده ای نمی دانیمØ› تو دانا و حکیمی.» و برترین علم هاØŒ علمی است که مستقیما از ذات الهی به شخصی افاضه شودØŒ یعنی دارای علم «لدنی» باشد. خداوند متعال در مورد حضرت خضر علیه السلام می فرماید: «وعلمناه من لدنا علما» (Ûµ) Ø› «علم فراوانی از نزد خود به او آموخته بودیم.» زینب علیها السلام به شهادت امام سجاد علیه السلام دارای چنین علمی استØŒ آن جا که به عمه اش خطاب کرد و فرمود: «انت عالمه غیر معلمه وفهمه غیر مفهمه (Û¶) Ø› تو دانشمند معلم ندیده و فهمیده ای فهم نیاموخته هستی.»     Û³- عبادت و بندگی زینب علیها السلام به خوبی از قرآن آموخته بودØŒ که هدف از آفرینش و خلقت انسان رسیدن به قله کمال بندگی است. «ما خلقت الجن والانس الا لیعبدون» (Û·) Ø› «من جن و انس را نیافریدم جز برای این که عبادت کنند.» او عبادت ها و نماز شب های پدر و مادر را از نزدیک دیده بود. او در کربلا شاهد بود که برادرش امام حسین علیه السلام در شب عاشورا به عباس فرمود: «ارجع الیهم واستمهلهم هذه المشیه الی غد لقد نصلی لربنا اللیله وندعوه ونستغفره فهو یعلم انی احب الصلوه له وتلاوه کتابه وکثره الدعاØ¡ والاستغفار (Û¸)Ø› به سوی آنان باز گرد و این شب را تا فردا مهلت بگیر شاید بتوانیم امشب را به نماز و دعا و استغفار در پیشگاه خدایمان مشغول شویم. خدا خود می داند که من نمازØŒ قرائت قرآنØŒ زیاد دعا کردن و استغفار را دوست دارم.» در این جملات صحبت از ادای تکلیف نیستØŒ بلکه سخن از عشق به عبادت و نماز است. شب خیز که عاشقان به شب راز کنند // گرد در بام دوست پرواز کنند هر جا که دری بود به شب در بندند // الا در دوست را که شب باز کنند حضرت زینب علیها السلام نیز از عاشقان عبادت و شب زنده داران عاشق بودØŒ و هیچ مصیبتی او را از عبادت باز نداشت. امام سجاد علیه السلام فرمود: «ان عمتی زینب کانت تؤدی صلواتهاØŒ من قیام الفرائض والنوافل عند مسیرنا من الکوفه الی الشام وفی بعض منازل کانت تصلی من جلوس لشده الجوع والضعف (Û¹) Ø› عمه ام زینب در مسیر کوفه تا شام همه نمازهای واجب و مستحب را اقامه می نمود و در بعضی منازل به خاطر شدت گرسنگی و ضعفØŒ نشسته ادای تکلیف می کرد.»   آن حضرت حتی در حساس ترین شب زندگیØ› شب هجران از حسین علیه السلام و برادرانØŒ تهجد و شب زنده داریش را ترک نکرد. از فاطمه بنت الحسین علیه السلام نقل شده است که فرمود: «واما عمتی زینب فانها لم تزل قائمه فی تلک اللیله ای عاشره من المحرم فی محرابها تستغیث الی ربها وماهدات لناعین ولا سکنت لنا زمره (Û±Û°) Ø› عمه ام زینب در تمام شب عاشورا در محراب خویش ایستاده و به پروردگارش استغاثه می کرد. در آن شب هیچ یک از ما نخوابید و صدای ناله ما قطع نشد.» امام حسین علیه السلام که خود معصوم و واسطه فیض الهی است هنگام وداع به خواهر عابده اش می فرماید: «یا اختاه لا تنسینی فی نافله اللیل (Û±Û±) Ø› خواهر جان! مرا در نماز شب فراموش مکن!» این نشان از آن داردکه این خواهرØŒ به قله رفیع بندگی و پرستش راه یافته و به حکمت و هدف آفرینش دست یازیده است.     Û´- عفت و پاکدامنی عفت و پاکدامنیØŒ برازنده ترین زینت زنانØŒ و گران قیمت ترین گوهر برای آنان است. زینب علیها السلام درس عفت را به خوبی در مکتب پدر آموختØŒ آن جا که فرمود: «ما المجاهد الشهید فی سبیل الله باعظم اجرا ممن قدر فعف یکاد العفیف ان یکون ملکا من الملائکه (Û±Û²) Ø› مجاهد شهید در راه خداØŒ اجرش بیشتر از کسی نیست که قدرت دارد اما عفت می ورزدØŒ نزدیک است که انسان عفیف فرشته ای از فرشتگان باشد.» زینب کبری عفت خویش را حتی در سخت ترین شرایط به نمایش گذاشت. او در دوران اسارت و در حرکت از کربلا تا شام سخت بر عفت خویش پای می فشرد. مورخین نوشته اند: «وهی تستر وجه ها بکفهاØŒ لان قناعها قد اخذ منها (Û±Û³) Ø› او صورت خود را با دستش می پوشاند چون روسریش از او گرفته شده بود.» شاعر عرب به همین قضیه اشاره کرده و می گوید: ورثت زینب من امه // کل الذی جری علیها وصار زادت ابنه علی امها // تهدی من دارها الی شر دار تستر بالیمنی وجوها // فان اعوزها الستر تمد الیسار   «زینب تمامی آن چه بر مادر گذشت را به ارث بردØŒ منتهی دختر سهم اضافه ای برداشت که از خانه اش به بدترین خانه حرکت کرد (به اسارت رفت). صورت را در اسارت با دست راست می پوشاند و اگر پوشش او را نیازمند می کردØŒ از دست چپ هم بهره می برد.» و آن بانوی بزرگوار بود که برای پاسداری از مرزهای حیا و عفاف بر سر یزید فریاد می آورد که «امن العدل یا بن الطلقاØ¡ تحذیرک حرائرک و امائک و سوقک بنات رسول الله سبایاØŸ قد هتکت ستورهن و ابدیت وجوههن (Û±Û´) Ø› ای پسر آزاد شده های جدمان پیامبر اسلام آیا این از عدالت است که زنان و کنیزکان خویش را پشت پرده نشانیØŒ و دختران رسول خدا صلی الله علیه و آله را به صورت اسیر به این سو و آن سو بکشانیØŸ نقا ب آنان را دریدی و صورت های آنان را آشکار ساختی.»     Ûµ- ولایت مداری قرآن بدون هیچ قید و شرطی در کنار اطاعت مطلق از خداوندØŒ دستور به اطاعت از پیامبر صلی الله علیه و آله و صاحبان امرØŒ یعنیØŒ ائمه اطهار علیهم السلام می دهد. «اطیعوا الله واطیعوا الرسول واولی الامر منکم» (Û±Ûµ) Ø› «از خداوند و رسول و اولو الامر اطاعت کنید.» زینب علیها السلام که حضور هفت معصوم (Û±Û¶) را درک کردهØŒ در تمامی ابعاد ولایت مداری (معرفت امامØŒ تسلیم بی چون و چرا بودنØŒ معرفی و شناساندن ولایتØŒ فداکاری در راه آن و)... سر آمد است. او با چشمان خود مشاهده کرده بود که چگونه مادرش خود را سپر بلای امام خویش قرار داد و خطاب به ولی خود گفت: «روحی لروحک الفداØ¡ ونفسی لنفسک الوقاØ¡ (Û±Û·) Ø› ای ابالحسن روحم فدای روح تو و جانم سپر بلای جان تو باد.» و سرانجام جان خویش را در راه حمایت از علی علیه السلام فدا نمود و شهیده راه ولایت گردید. زینب علیها السلام به خوبی درس ولایت مداری را از مادر فرا گرفت و آن را به زیبایی در کربلا به عرصه ظهور رساند. از یک سو در جهت معرفی و شناساندن ولایتØŒ از طریق نفی اتهامات و یاد آوری حقوق فراموش شده اهل بیت تلاش کرد. از جمله در خطبه شهر کوفه فرمود: «وانی ترحضون قتل سلیل خاتم النبوه ومعدن الرساله وسید شباب اهل الجنه (Û±Û¸) Ø› لکه ننگ کشتن فرزند آخرین پیامبر و سرچشمه رسالت و آقای جوانان بهشت را چگونه خواهید شست؟» و همچنین در مجلس ابن زیاد (Û±Û¹) ØŒ شهر شامØŒ و مجلس یزیدØŒ ولایت و امامت را به خوبی معرفی نمود. از سوی دیگر سر تا پا تسلیم امامت بودØ› چه در دوران امام حسین علیه السلام و چه در دوران امام سجاد علیه السلام حتی در لحظه ای که خیمه گاه را آتش زدندØŒ یعنی در آغاز امامت امام سجاد علیه السلام نزد آن حضرت آمد و عرض کرد: ای یادگار گذشتگان... خیمه ها را آتش زدند ما چه کنیمØŸ فرمود: «علیکن بالفرارØ› فرار کنید. (Û²Û°).»   از این مهمتر در چند موردØŒ زینب علیها السلام از جان امام سجاد علیها السلام دفاع کرد و تا پای جان از او حمایت نمود. Û±- در روز عاشوراØ› هنگامی که امام حسین علیه السلام برای اتمام حجتØŒ درخواست یاری نمودØŒ فرزند بیمارش امام زین العابدین علیه السلام روانه میدان شد. زینب با سرعت حرکت کرد تا او را از رفتن به میدان نبرد باز داردØŒ امام حسین علیه السلام به خواهرش فرمود: او را باز گردانØŒ اگر او کشته شود نسل پیامبر در روی زمین قطع می گردد (Û²Û±). Û²- بعد از عاشورا در لحظه هجوم دشمنان به خیمه ها شمر تصمیم گرفت امام سجاد علیه السلام را به شهادت برساندØŒ ولی زینب علیه السلام فریاد زد: تا من زنده هستم نمی گذارم جان زین العابدین در خطر افتد. اگر می خواهید او را بکشیدØŒ اول مرا بکشیدØŒ دشمن با دیدن این وضعØŒ از قتل امام علیه السلام صرف نظر کرد (Û²Û²). Û³- زمانی که ابن زیاد فرمان قتل امام سجاد علیه السلام را صادر کردØŒ زینب علیها السلام آن حضرت را در آغوش کشید و با خشم فریاد زد: ای پسر زیاد! خون ریزی بس است. دست از کشتن خاندان ما بردار. و ادامه داد: «والله لا افارقه فان قتلته فاقتلنی معهØ› به خدا قسم هرگز او را رها نخواهم کرد. اگر می خواهی او را بکشی مرا نیز با او بکش.» ابن زیاد به زینب نگریست و گفت: شگفتا از این پیوند خویشاوندیØŒ که دوست دارد من او را با علی بن الحسین بکشم. او را واگذارید. البته ابن زیاد کوچکتر از آن است که بفهمد این حمایت فقط به خاطر خویشاوندی نیستØŒ بلکه به خاطر دفاع از ولایت و امامت است. اگر فقط مساله فامیلی و خویشاوندی بودØŒ باید زینب علیها السلام جان فرزندان خویش را حفظ و آن ها را به میدان جنگ اعزام نمی کرد. آنکه قلبش از بلا سرشار بود // دخت زهرا زینب غمخوار بود او ولایت را به دوشش می کشید // چون امام عصر او بیمار بود با طنین خطبه های حیدری // سخت او رسواگر کفار بود     Û¶- روحیه بخشی در مسافرت ها و نیز در حوادث تلخØŒ آن چه بیش از هر چیز برای انسان لازم استØŒ روحیه و دلگرمی است. اگر انسان برای انجام کارهای مهم و حساس روحیه نداشته باشدØŒ آن کار با موفقیت انجام نشده و به نتیجه نخواهد رسید و چه بسا با شکست نیز مواجه شود. یکی از بارزترین اوصاف زینب علیها السلام روحیه بخشی اوست. او بعد از شهادت مادرØŒ روحیه بخش پدر و برادران بودØŒ در شهادت برادرش امام حسن علیه السلام نقش مهمی را برای تسلای بازماندگان ایفا کرد. پس از شهادت امام حسین علیه السلام و در طول دوران اسارتØŒ این صفت نیکوی زینب بیشتر ظهور کرد. او پیوسته یاور غمدیدگان و پناه اسیران بودØŒ از گودی قتلگاه تا کوچه های تنگ و تاریک کوفهØŒ از مجلس ابن زیاد تا ستمکده یزیدØŒ در همه جا فرشته نجات اسرا بود. نه تنها زینب از دین یاوری کرد // به همت کاروان را رهبری کرد به دوران اسارت با یتیمان // نوازش ها به مهر مادری کرد او حتی تسلی بخش دل امام سجاد علیه السلام بودØŒ آن جا که می گفت: «لا یجز عنک ما تریØŒ فو الله ان ذلک لعهد من رسول الله الی جدک وابیک وعمک (Û²Û³) Ø› ای پسر برادر! آن چه می بینی (شهادت پدر) تو را بی تاب نسازد. به خدا سوگند! این عهد رسول خدا از جد و پدر و عمویت می باشد.»     Û·- صبر یکی از بارزترین اوصاف انسان های کاملØŒ صبر و بردباری در فراز و نشیب های روزگار و تلخی های دوران است. قرآن کریم در آیات متعددی به صابران بشارت داده (Û²Û´) و پاداش های فراوان آن ها را یادآوری نموده است. زینب علیها السلام از این جهت در اوج کمال قرار دارد. در زیارتنامه آن حضرت می خوانیم: «لقد عجبت من صبرک ملائکه السماء؛ ملائکه آسمان از صبر تو به شگفت آمدند.» مخصوصا در ماجرای کربلا آن چنان صبر و رضا و تسلیم از خود نشان دادØŒ که صبر از روی او خجل است. خدا در مکتب صبر علی پرداخت زینب را // برای کربلا با شیر زهرا ساخت زینب را بسان لیله القدری که مخفی ماند قدر او // کسی غیر از حسین بن علی نشناخت زینب را سلام بر تو ای کسی که صبر شد حقیر تو // ندیده بعد فاطمه جهان زنی نظیر تو   در مجلس ابن زیادØ› آن گاه که آن ملعون با نیش زبانش نمک به زخم زینب می پاشد و برای آزردن او می گوید: «کیف رایت صنع الله باخیک واهل بیتک (Û²Ûµ) Ø› کار خدا را با برادر و خانواده ات چگونه یافتی؟» او در واقع با تعریض می خواهد بگوید که دیدی خدا چه بلایی به سرتان آوردØŸ زینب علیها السلام در پاسخ درنگ نمی کندØŒ گویی از قبل برای این شماتت ها اندیشه نموده و پاسخی آماده کرده است. او با آرامشی که از صبر و رضای قلبی او حکایت داشت فرمود: «ما رایت الا جمیلا (Û²Û¶) Ø› جز زیبایی چیزی ندیدم.» ابن زیاد از پاسخ یک زن اسیر در شگفت می ماندØŒ و ا ز این همه صبر و استقامت و تسلیم او در مقابل مصیبت ها متعجب می شود و قدرت محاجه را از دست می دهد. ای زینبی که محنت عالم کشیده ای // غیر از بلا و درد به عالم چه دیده ایØŸ یارب زنی و این همه استواری و علو // چون زینب صبور مگر آفریده ایØŸ     Û¸- ایثار یکی دیگر از صفات حسنه انسان های برترØŒ مقدم داشتن دیگران بر خود است. امام علی علیه السلام فرمود: «الایثار اعلی الایمان (Û²Û·) Ø› ایثارØŒ بالاترین درجه ایمان است.» و فرمود: «الایثار اعلی الاحسان (Û²Û¸)Ø› ایثار برترین احسان است.» زینب مجلله در این صفت نیز گوی سبقت را از دیگران ربوده است. او برای حفظ جان دیگرانØŒ خطر را به جان می خرد و در تمام صحنه هاØŒ دیگران را بر خود مقدم می دارد. او در ماجرای کربلا حتی از سهمیه آب خویش استفاده نمی کرد و آن را نیز به کودکان می داد. در بین راه کوفه و شامØŒ با این که خود گرسنه و تشنه بودØŒ ایثار را به بند کشیده و آن را شرمنده ساخت. امام زین العابدین علیه السلام می فرماید: «انها کانت تقسم ما یصیبها من الطعام علی الاطفال لان القوم کانوا یدفعون لکل واحد منا رغیفا من الخبز فی الیوم واللیله (Û²Û¹) Ø› عمه ام زینب در مدت اسارت ØŒ غذایی را که به عنوان سهمیه و جیره می دادندØŒ بین بچه ها تقسیم می کردØŒ چون آن ها در هر شبانه روز به هر یک از ما یک قرص نان می دادند.» او سختی ها و تازیانه ها را به جان خود می خرید و نمی گذاشت بر بازوی کودکان اصابت کند. برای حفظ جان کودکانت در بر دشمن // به پیش تازیانه بازوی خود را سپر کردم       Û¹- شجاعت و شهامت از صفات بارز پروا پیشگان این است که خدا در نظر آنان بزرگ و غیر او در نظرشان کوچکØŒ حقیر و فاقد اثر می باشد. امام علی علیه السلام می فرماید: «عظم الخالق فی انفسهم فصغر ما دونه فی اعینهم (Û³Û°) Ø› خالق در جان آنان بزرگ استØŒ پس غیر او در چشمشان کوچک می باشد.»   سر شجاعت اولیای الهی نیز در همین است. زینب که خود چنین دیدی داردØŒ و در خانواده شجاعت تربیت شده استØŒ از جاعت حیدری بهره مند است. او به «لبوه الهاشمیه (Û³Û±) Ø› شیر زن هاشمی» لقب گرفته است و چون مردان بر سر دشمن فریاد می زندØŒ توبیخشان می کندØŒ تحقیرشان می کندØŒ و از کسی هراسی به دل ندارد. او از برق شمشیر خون چکان آدمکشان واهمه نداردØŒ در آن روز فراموش نشدنیØŒ در میان آن همه شمشیر و آن همه کشته فریاد می زند که آیا در میان شما یک مسلمان نیستØŸ در مجلس ابن زیادØŒ بدون توجه به قدرت ظاهری او گوشه ای می نشیند و با بی اعتنایی به سؤالات او تحقیرش می کندØŒ او را «فاسق» و «فاجر» معرفی می کند و می گوید: «الحمدلله الذی اکرمنا بنبیه محمد صلی الله علیه و آله وطهرنا من الرجس تطهیرا وانما یفتضح الفاسق ویکذب الفاجر وهو غیرنا (Û³Û²) Ø› سپاس خدای را که ما را با نبوت حضرت محمد صلی الله علیه و آله گرامی داشتØŒ و از پلیدی ها پاک نمود. همانا فقط فاسق رسوا می شودØŒ و بدکار دروغ می گویدØŒ و او غیر ما می باشد.» و همچنین در مقابل یزید خیره سرØŒ و دهن کجی ها و بد زبانی های اوØŒ شجاعت حیدری را به نمایش گذاردهØŒ چنین می گوید: «لئن جرت علی الدواهی مخاطبتک انی لاستصغر قدرکواستعظم تقریعک واستکبر توبیخک (Û³Û³) Ø› اگر فشارهای روزگار مرابه سخن گفتن با تو واداشته بدان که من قدر و مقدار تو را کوچک پنداشته و سرزنش تو را بزرگ شمرده و توبیخ کردن تو را بزرگ می دانم.» صدای زنده علی به صوت دلپذیر تو // اسیر شام بودی و یزید شد اسیر تو       Û±Û°- فصاحت و بلاغت هر خطیبی بخواهد فصیح و بلیغ سخن بگویدØŒ علاوه بر استعداد ذاتیØŒ باید بارها تمرین عملی انجام دهدØŒ همچنین در حین خطابه لازم است از نظر روانی و جسمانی کاملا آماده باشد تا بتواند خطبه ای فصیح و بلیغ ادا کند. و مستمعین باید با او هماهنگ باشند و الا یارای سخن گفتن نخواهد داشت تا چه رسد به اینکه فصیح و بلیغ بگوید. زینب بدون آن که دوره دیده و یا تمرین خطابه کرده باشد و در حال تشنگیØŒ گرسنگیØŒ خستگی اسارتØŒ و از نظر روانی داغ دارØŒ آواره و تحقیر شده با کسانی سخن می گوید که نه تنها با او هماهنگ نیستند بلکه حتی سنگ و خاکروبه بر سر او ریخته اندØŒ با این حال صدای زینب بلند می شود که: «ای مردم کوفه! ای نیرنگ بازان و بی وفایان.» سخنان زینب علیها السلام چنان بود که وجدان خفته مردم را بیدار کرد و صدای گریه از زن و مرد و پیر و جوان و خردسال بلند شد. خزیم اسدی می گوید: متوجه زینب شدمØŒ به خدا سوگند زنی را که سر تا پا شرم و حیا باشدØŒ سخنران تر از او ندیدمØŒ گویی زینب از زبان علی علیه السلام سخن می گفت. و همو می گوید: پیر مردی را در کنار خود دیدم که بر اثر گریه محاسنش غرق اشک شده بود و می گفت: پدر و مادرم فدای شما بادØŒ پیرمردان شما بهترین پیرمردهاØŒ جوانان شما برترین جوان ها و زنان شما نیکوترین زنان هستند. نسل شما بهترین نسلی است که نه خوار می گردد و نه شکست می پذیرد (Û³Û´). پی نوشت : Û±) شیخ ذبیح الله محلاتیØŒ ریاحین الشریعهØŒ (تهرانØŒ دار الکتب الاسلامیه) ج ۳، ص Û´Û¶Ù« Û²) همانØŒ ج ۳، ص Û²Û±Û°Ù« Û³) همانØŒ ج ۳، ص Û³Û¹Ù« Û´) بقره/Û³Û±- Û³Û²Ù« Ûµ) کهف/Û¶ÛµÙ« Û¶) شیخ عباس قمیØŒ منتهی الآمالØŒ (تهرانØŒ علمیه اسلامیهØŒ چاپ قدیمØŒ Û±Û³Û³Û± ه. ش) ج ۱، ص Û²Û¹Û¸Ù« Û·) ذاریات/ÛµÛ¶Ù« Û¸) محمد بن جریر طبریØŒ تاریخ طبریØŒ ج Û¶ØŒ ص Û²Û³Û¸Ù« Û¹) ریاحین الشریعه (پیشین) ØŒ ج ۳، ص Û¶Û²Ù« Û±Û°) همانØŒ ج ۳، ص Û¶Û²Ù« Û±Û±) همانØŒ ص Û¶Û±- Û¶Û²Ù« Û±Û²) نهج البلاغهØŒ فیض الاسلامØŒ حکمت Û´Û¶Û¶Ù« Û±Û³) جزائریØŒ الخصائص الزینبیهØŒ ص Û³Û´ÛµÙ« Û±Û´) محمد باقر مجلسیØŒ بحار الانوارØŒ (بیروتØŒ دار احیاØ¡ التراث العربی) ØŒ ج ۴۵، ص Û±Û³Û´Ù« Û±Ûµ) نساØ¡/ÛµÛ¹Ù« Û±Û¶) پیامبر اکرم صلی الله علیه و آلهØŒ علی علیه السلامØŒ فاطمه علیها السلامØŒ امام حسن علیه السلامØŒ امام حسین علیه السلامØŒ امام سجاد علیه السلام و امام باقر علیه السلام. Û±Û·) الکوکب الدریØŒ ج ۱، ص Û±Û¹Û¶Ù« Û±Û¸) بحار الانوار (پیشین) ØŒ ج ۴۵، ص Û±Û±Û°- Û±Û±Û±Ù« Û±Û¹) همانØŒ ج ۴۵، ص Û±Û³Û³Ù« Û²Û°) همانØŒ ج ۴۵، ص ۵۸، ومعالی السبطینØŒ ج ۲، ص Û¸Û¸Ù« Û²Û±) بحار الانوارØŒ (پیشین) ØŒ ج ۴۵، ص Û´Û¶Ù« Û²Û²) همانØŒ ج ۴۵، ص Û¶Û±Ù« Û²Û³) همانØŒ ج ۴۵، ص Û±Û·Û¹Ù« Û²Û´) مثل بقره/Û±ÛµÛµ و.... Û²Ûµ) بحارالانوارØŒ (پیشین) ØŒ ج ۴۵، ص Û±Û±Ûµ- Û±Û±Û¶Ù« Û²Û¶) همانØŒ ص Û±Û±Û¶Ù« Û²Û·) میزان الحکمهØŒ ج ۱، ص Û´Ù« Û²Û¸) همان. Û²Û¹) ریاحین الشریعهØŒ (پیشین) ØŒ ج ۳، ص Û¶Û²Ù« Û³Û°) نهج البلاغهØŒ فیض الاسلامØŒ خطبه Û±Û¸Û²Ù« Û³Û±) زیارت نامه حضرت زینب علیها السلام. Û³Û²) بحار الانوارØŒ ج ۴۵، ص Û±ÛµÛ´ و ص Û±Û±ÛµÙ« Û³Û³) همانØŒ ص Û±Û³Û´Ù« Û³Û´) همانØŒ ج ۴۵، ص Û±Û°Û¸ و ص Û±Û±Û°Ù« منبع : جام نیوز