✍️ نویسنده: 1
💬 تعداد کامنت‌ها: 1

خانواده - انتخاب همسر

نکته Û´: ریز کردن معیارها

درادامه

ریز کردن معیارها
این نکتهØŒ بسیار مهم و کارآمد است. بسیاری از اختلافاتی که در زندگی رخ می‌دهدØŒ به جهت بی‌توجهی به این نکته است.
‌گفتم: تا به حال درباره معیارهای همسر آینده‌ات فکر کرده‌ایØŸ
بادی به غبغب ‌انداخت و ‌گفت: بله که فکر کرده‌ام.
گفتم: برایم بگو.
کمی خودش را جا به جا کردØŒ با یک سرفه هم سینه‌‌اش را صاف کرد و‌گفت: اولاÙ‹ باید عفیف و با وقار باشد. ثانیاÙ‹ باید حجابش را رعایت کند. ثالثاÙ‹ باید اجتماعی باشد. رابعاÙ‹ از خانواده‌ای اصیل باشد. خامساÙ‹ اهل عشق ورزیدن باشد.سادساÙ‹....
چند معیار دیگر هم پشت سر هم ردیف کرد و ساکت ‌شد. در نگاهش تیز ‌شدم. سرش را تکان ‌داد و گفت: ماییم دیگرØ› کارمان روی حساب و کتاب است.
چند سال دیگر دیدمش. پکر بود و بی‌حال. خیلی زود بودØ› اما نمی‌دانم چرا موهایش جو گندمی شده بود. پرسیدم: چه خبرØŸ
گفت: از کجاØŸ
گفتم: از زندگی.
گفت: نپرس.
گفتم: چراØŸ
گفت: عفیف نبود.
گفتم: دیگرØŸ
گفت: حجابش را رعایت نمی‌کرد.
گفتم: بازØŸ
گفت: روابط اجتماعی خیلی بازی داشت.
گفتم: مگر به او نگفته بودی ‌زن عفیفی می‌خواهیØŸ
گفت: چرا. اصلاÙ‹ می‌گفت زنی که عفیف نباشدØŒ زن نیست.
گفتم: مگر نگفته بودی زن با حجابی می‌خواهیØŸ
گفت: چرا. اتفاقاÙ‹ او هم گفت حجاب باید رکن اخلاقی یک زن باشد.
گفتم: مگر نگفته بودی که باید در روابط خودش حساب شده عمل کندØŸ
گفت: چرا. او هم به من گفت اگر کسی نتواند در روابط اجتماعی حساب شده عمل کندØŒ هنوز بچه است و نباید به فکر ازدواج باشد.
گفتم: پس کجای کار مشکل داشت.
آهی کشید و با حسرت گفت: شب عروسی که شدØŒ هوس کرد یک توری روی سرش بیاندازد و بس. گفتم: خانم! این طور که نمی‌توانی حجابت را رعایت کنی.
توری را نشانم داد و گفت: مگر این حجاب نیستØŸ
برق از کله‌ام پرید و گفتم: خانم! پس عفت زنانه‌کجا رفتØŸ
گفت: مگر عفت به اینهاستØŸ
فردای عروسی هم دیدم هر کس و ناکسی که وارد خانه می‌شودØŒ چنان با او گرم می‌گیرد که انگار به اندازه محله و فامیلØŒ برادر دارد.کنارش کشیدم و گفتم: خانم! مگر شما به روابط اجتماعی حساب شده معتقد نبودیØŸ
گفت: حساب شده تر از اینØŸ
خلاصه چه دردسرت بدهم که تازه فهمیدم تعریف او از حجاب و وقار و عفت و...ØŒ  فقط در کلمات با من اشتراک داشته و آن معنایی که او از این کلمات در ذهن خود پرورش دادهØŒ با آن چه در ذهن من استØŒ از زمین تا ثریا فاصله دارد.
بعضیها فکر می‌کنند جلسه خواستگاریØ› کنفرانس یا میزگرد است. چنان قُلُمبه و سُلُمبه می‌گوید: « به نظر من روابط اجتماعی باید بر اساس تعقل و منطق شکل بگیرد. »  خب که چیØŸ کیست  که این حرف را نپذیردØŸ‌به من بگو روابط اجتماعیِ بر اساس تعقل و منطق یعنی چهØŸ یکی می‌گوید برای این که مرد همسایه از متدینین زده نشودØŒ من به عنوان زنِ همسایه اوØŒ باید چنان با او گرم بگیرم و صحبت کنم که نگویند متدینین خشکه مقدس هستند. اینØŒ ‌از نظر او یعنی روابط اجتماعی بر اساس تعقل و منطق. همین برخوردØŒ از نظر آقاØŒ آن قدر غیر منطقی است که می‌گوید اگر خواستی یک بار دیگر این گونه برخورد کنیØŒ لطف کن جهیزیه‌ات را بار بزنØŒ برو خانه مادرت و منتظر باش تا دعوت نامه‌ای از دادگاه برایت بیاید .
باورکنید که در بعضی از این خواستگاریها زن می‌گوید: من اگر سرم برودØŒ حجابم نمی‌رود. مرد هم می‌گوید: اصلاÙ‹ من هم چنین زنی می‌خواهم. اما وقتی برادر مردØŒ به خانه‌می‌آید و زن در مقابل او حجابش را رعایت می‌کندØŒ شوهر می‌گوید: مگر برادر من غریبه استØŸ اجازه نمی‌دهد که همسرشØŒ در مقابل برادر با حجاب ظاهر شود. تفسیر این دو از حجاب و محرم و نامحرمØŒ کاملاÙ‹ متفاوت است.
اگر می‌خواهید در جلسات خواستگاری کلی صحبت کنیدØ› بدون این که معیارها را ریز کنیدØŒ لطف کنید و اصلاÙ‹ حرف نزنید.

lمنبع : کتاب پانزده نکته برای انتخاب همسر - استاد محسن عباسی ولدی

 

نکته Û±: انتخاب خویشØŒ قبل از انتخاب همسر

 

نکته Û²: انتخابØŒ بعد از تصمیم یا تصمیمØŒ بعد از انتخاب

 

نکته Û³ :گزینش معیارهاØŒ متناسب با انتخاب خویشØ› قبل از انتخاب همسر