✍️ نویسنده: 1
💬 تعداد کامنت‌ها: 1

خانواده - انتخاب همسر

 

نکته Û±: انتخاب خویشØŒ قبل از انتخاب همسر

در ادامه

مشکل اولیه و اصلی خیلی از دختر خانمها و آقا پسرها این است که قبل از این که همسرشان را انتخاب کنند ØŒ خودشان را انتخاب نکرده‌اند.
می‌گوید: این دیگر از همان حرفهاست. « انتخاب خویش » یعنی چهØŸ
می‌گویم: تا حالا فکر کرده‌ای که در زندگی به دنبال چه می‌گردیØŸ
می‌گوید: خب معلوم استØŒ به دنبال یک زن خوبØ› برای یک زندگی خوب.
مُچش را همین جا می‌گیرم و می‌گویم: زندگی خوب یعنی چهØŸ
کمی به فکر فرو می‌رود و می‌گوید: زندگی خوبØŸ بالØ£خره دو لقمه نان باشد که بخوری و سقفی که زیرش بخوابی و...
حرفش را قطع می‌کنم و می‌گویم: حتماÙ‹ بعد از چند سال هم یک صندلی تاشو بگیری و عصرها کنار خانه بنشینی و منتظر حضرت Ø£جلØŸ
نمی‌گذارم چیزی بگوید و ادامه می‌دهم: جدÙ‘ی جدÙ‘ی تا به حال فکر نکردی که در زندگی به دنبال چه می‌گردیØŸ اصلاÙ‹ به چه دل خوشی زندگی می‌کنیØŸ به چه عشقی نفس می‌کشیØŸ
می‌گوید: اینها چه ربطی به مسØ£له ازدواج داردØŸ حالا من به دنبال هر چه که بگردمØŸ
می‌گویم: پس خوب گوش بده.
اولاÙ‹ انتخاب خویشØ› یعنی انتخاب هدف زندگیØ› یعنی انتخاب مسیر زندگیØ› یعنی انتخاب آن چهØŒ بهانه نفس کشیدن ماست. چه پسر و چه دخترØŒ باید کسی را برای زندگی انتخاب کنند که در زندگیØŒ به دنبال همان چیزی بگردد که خودش به دنبال آن می‌گرددØ› در زندگی چیزهایی برایش مهم باشد که برای خودش مهم است.
می‌آید برای مشاوره ازدواج و می‌گوید: کسی آمده خواستگاری منØ› شغلش فلان و خانواده‌اش این چنین و تیپ و ترکیبش آن چنان و عقایدش این و آن.
منتظر است که من هم نظر خودم را بگویم. من هم می‌گویم: خودت دنبال چه می‌گردیØŸ اگر معنویتØŒ جزو زندگی او هستØŒ تو هم این گونه‌ایØŸ اگر کار فرهنگیØŒ از دغدغه‌های اصلی زندگی اوستØŒ تو هم این چنینیØŸ ‌اگر پولØŒ حرف اول و آخر را در زندگی او می‌زندØŒ حرف اول و آخر را در زندگی تو چه چیزی می‌‌زندØŸ اگر جلب نظر مردم در زندگیØŒ رکن زندگی اوستØŒ رُکن زندگی تو هم هستØŸ
قبل از این که ببینی شریک زندگی‌ات چه کسی استØŒ باید ببینی در زندگی دنبال چه چیزی هستی و به کجا می‌خواهی برسی. خیلی از جوانان هستند که مشخص نکرده‌اند که در زندگی به دنبال چه می‌گردند. انسانØŒ باید به راستی با خودش کنار بیاید که منØŒ بالØ£خره می‌خواهم چه بشومØ› نه این که می‌خواهم معلم شوم یا مهندس و … نه. بگذارید یک مثال بزنم: برخی از خانمها هستند که «مُد»ØŒ رُکن زندگی آنهاست و پسرهایی هم هستند که مسØ£له‌مُدØŒ در حاشیه زندگی آنها هم جایگاهی نداردØ› چه برسد به این که رکن زندگیشان باشد. بعضی از همین آقا پسرهاØŒ در انتخابشان این نکته را در نظر نمی‌گیرند و کسی را انتخاب می‌کنند که مُدØŒ در زندگیش اصل و پایه و اساس است. یک مدت که با همسرش زندگی می‌کندØŒ می‌بیند که نمی‌تواند تاب بیاورد. این کجا و من کجاØŸ من می‌خواهم از نظر اقتصادیØŒ دست برادرم را بگیرم که کمی از نظر مادی در تنگناستØŒ این می‌گوید فردا عروسی دختر عمه‌ام است و این لباس را هم در عروسی دختر عمویم پوشیده‌ام و مردم دیده‌اندØŒ یک لباس دیگر برایم بخر!!! مگر این مرد چه قدر می‌تواند تحمل کندØŸ
یا مثلاÙ‹ دختری در هنگام تصمیم‌گیری با این که می‌داند خواستگارش اهل نماز و روزه و این حرفها نیستØŒ با قاعده‌های « باری به هر جهت » و «هر چه شد‌ØŒ شد» و «امروزم بگذرد تا فردا...»ØŒ یک « بله »ی مبتنی بر پایه‌های پُفکی می‌گوید. امروزش که می‌گذرد و فردای زندگی که می‌رسدØŒ وقتی کمی احساساتش از حالت داغی به ولرمی و سردی می‌گرایدØŒ تازه می‌فهمد که نهØŒ این که همسرش همیشه به فکر عیش و نوش و کیف و صفای آن چنانی باشدØŒ نمی‌شود. کم و بیش می‌فهمد که انگار اشتباه کرده.

 

منبع : کتاب پانزده نکته برای انتخاب همسر - استاد محسن عباسی ولدی