✍️ نویسنده: islammoviead
🏷️ دسته: 191
📊 بازدید: 557

اخبار

«همه آنچه ظرف چندین سال بر من رفته استØŒ یک طرف ماجراست و البته این زخم وقتی "کاری" می‎شود که جنابعالی نیز مصلحت را در آن می‌جویید که دامن خود را از آن برچینید!»

متن نامه در ادامه

به نقل از خبرگزاری ایلناØŒ معاون اول دولت دهم با نگارش نامه‌ای از محمود احمدی‌نژاد گلایه کرد.

متن کامل نامه‌ محمدرضا رحیمی خطاب به دکتر احمدی نژاد به شرح ذیل است:

 

بسم الله الرحمن الرحیم
جناب آقای دکتر احمدی نژادØŒ رئیس جمهور محترم دولت های نهم و دهم
سلام علیکم


این مختصر را چگونه می‌توانم آغاز کنم جز آنکه بگویم: چون دوست دشمن است شکایت کجا برمØŸ
البته شما دشمن نبوده‌اید و مرا با شما دوستی و رفاقت دیرینه ایست که مربوط به سال‌های اخیر نیست. نیک می دانید و دیگران هم خوب است در این مجال مطلع شوند که رفاقت من و شما به سال‌های دوری برمی‌گردد که در کردستان و آذربایجان غربی بودید و سپس به اردبیل رفتید تا تقدیرمان این باشد که هر دو استانداری دولت ششم را تجربه کنیم. گذر زمان شما را به ریاست جمهوری و بنده را به خدمتگزاری در دیوان محاسبات کشور رساند.

 

از ابتدای آشناییØŒ هم من و هم شما همواره حق رفاقت بجا آورده‌ایم و در برخی مواقع هم اختلاف دیدگاه‌هایمان مانع از تداوم رفاقت‌هایمان نشدØŒ در همان دوره البته افراد منتقد با بهانه جملات مقلوب شده جریان رسانه‌ایØŒ تخریب بنده را کلید زدند و متهم به اغراق و تملق شدم.

چندی گذشت و اصرار کردید که به جمع دولت بپیوندمØ› پاسخم منفی بود با این استدلال که اگر در دیوان بمانم بیشتر منشØ£ کمک و خدمت به کشور خواهم شد. نپذیرفتید و بدون اطلاع من حکمی صادر کردید و با حفظ سمت به عنوان معاون حقوقی منصوب نمودید که خلاف مقررات بود.

چاره ای نداشتم جز آنکه از دیوان محاسبات استعفاØ¡ بدهم و به همین خاطر باعث رنجش برخی از دوستان قدیمی و صمیمی‌ام شدم و آغاز رنجش‌ها هم از همانجا شروع شد. به دولت آمدم و آنچه در توان داشتم در طبق اخلاص گذاشتم و در انجام وظایف محوله بویژه ترمیم روابط دولت و مجلس کوتاهی نکردم.

در اواخر دولت نهم بود که به دلایلی که هنوز هم برخی از آنها برای من نامعلوم استØŒ چند تن از اعضای دولت را کنار گذاشتید و حتما خاطرتان هست که من از باب مشورت مخالف بودم و دلایلی آوردم و وقتی نپذیرفتیدØŒ یادآوری کردم که دولت از نصاب می‌افتد و نیازمند رØ£ی مجدد اعتماد مجلس می‌شود.

ماجرای معاون اولی پیش آمد. بعد از ناکامی گزینØ© اولØŒ به بنده پیشنهاد دادید و همان موقع گفتم که با وجود کینه‌های سیاسی و برخی زخم‌های کهنه از من بگذریدØŒ زیرا عاقبت کار را می‌دانستم که برخی مخالفان سیاسی با عنادورزی به دنبال هتک حیثیت و بر باد دادن آبرویم خواهند بودØ› اما باز هم مخالفت با تصمیم شما سخت بود.

 

آقای دکتر احمدی نژادØ› دوست عزیز و قدیمی!
در دولت دهم همØ© اعضاØ¡ شاهد و گواهند که جز کار و کار به چیزی نمی‌اندیشیدم و 6 صبح تا 12 شبØŒ حداقل زمانی بود که مصروف خدمت در دفتر کارم می کردم و این جدیت در کار از نگاه منصف نمایندگان محترم وقت مجلس شورای اسلامی پنهان نماند و در نامه‌ای به امضاØ¡ 211 نفر تقدیر خود را از انتصاب شما اعلام نمودند.

 

زمان گذشت و رفته رفته احمدی‌نژاد و رفتارهایش متفاوت از سال‌های گذشته شده بود. هربار که به مشورت می‌نشستیم به سروش آسمانی کذایی بیشتر توجه می‌کردید تا مشورت‌های ناشی از تجربه های مختلف من.

در سال آخر دولت اصرارتان بر کاندیداتوری فرد مورد نظر چنان بود که گویی از جایی به شما الهام می‌شده است و حاضر نبودید حرفی غیر از آن بشنوید و نظر بنده و جمعی از همکارانم در دولت را نپذیرفتید و وقعی ننهادید تا جایی که اینجانب با همفکری برخی از اعضای کابینه چاره‌ای نداشتم جز اینکه در شرایط سخت عمل جراحی همسرم برای ثبت در آیندØ© تاریخ و برای دلگرمی همکارانم در دولت خطر کنم و به عنوان کاندیدای ریاست جمهوری ثبت نام نمایم تا به طور نمادین اختلاف نظرم را با رویکرد شما بیان کنم و البته در نهایت باز هم به اصرار شماØŒ بازی را بار دیگر در صحنØ© رفاقت باختم و باز هم حرفتان را گوش کردم و علیرغم میلم انصراف دادم.

 

آقای دکتر احمدی نژاد!
در جریان قهر شما پس از ماجرای آقای مصلحیØŒ بسیاری از دوستان شما تلاش کردند که من هم کار را رها کنم تا دولت بخوابد و بسا کسانی که به من گفتند آماده باشم برای عهده دار شدن کفالت ریاست جمهوری. اما گفتم حوصله کنیدØŒ احمدی نژاد باید برگردد که من میانه او و خودم را با خدمت به نظام آزموده‌ام که:


ما را سری‎ست با او که گر خلق روزگار

دشمن شوند و سر برود هم بر آن سریم

 

ذکر یک نمونه دیگر از خاطرات تلخ این دوره شاید خالی از فایده نباشد. به یاد دارید که خودم را در فضای سیاسی و رسانه‌ای سپر کردم تا خانم دکتر دستجردی که پرتلاش و مردانه در میدان کار بودØŒ از دولت خارج نشودØŸ

اما متاسفانه شما لجبازی کردید و به بهانه تعلل در عزل رئیس دانشگاه علوم پزشکی تهران -که فردی توانمند و متعهد بودند- او را عزل کردید و مرا هم نزد رسانه‌ها و افکار عمومی سکه یک پول ساختید و البته همان موقع در جریان قرار گرفتم که با مشورت اطرافیان پیش‌نویس عزل بنده را هم آماده کرده بودید.

 

و اما اینک که از هرسو مورد هجمه قرار گرفته‌ام و ناآگاهان نیز گمان کرده‌اند که درهای رحمت خدا به روی بندگانØŒ راه در دالان‌های سیاست دارد و رسانه‌ها عرض و آبرو و حیثیت 35 ساله خدمت و امنیت و آسایش همسر بیمار و دختران رنجورم را به باد داده‌اند و بی آنکه اصل ماجرا را بدانند و تبیین کنندØŒ حدیث مدعی را با کینه بر سر بازار جار می‌زنند و بر سر تقسیم غنائم این آبروریزی و هتک حیثیتØŒ مسابقه و مناظره راه انداخته‌اند.

 

شما بهتر از هرکسی می‌دانید که در 5 سال گذشتهØŒ مگر به ضرورتØŒ در مقام پاسخگویی به رسانه‌ها برنیامده‌ام. مگر آنجا که استانداری کردستانØŒ تراکتورهایی را که دولت به کشاورزان منطقه هدیه داده بود و با ابتکار خودشان بطور نمادین آرم مقدس الله مندرج در پرچم جمهوری اسلامی ایران را طراحی و به نمایش درآوردند و برخی رسانه‌های مغرض آن آرم مقدس را تعبیر به جمله‌ای از باب مداهنه نمودند و تا امروز از سر جهل مرا مورد طعن و شماتت قرار می‌دهندØŒ پاسخی داده‌امØŸ!

 

آیا وقتی در حضور رئیس کمیسیون آموزش مجلسØŒ وزیر علوم وقت و جمعی از اساتید دانشگاه از رساله دکتری خود دفاع کردم و فرد مدعی را به خاطر ادعای کذب در دادگاه محکوم نمودمØŒ سخنی به رسانه‌ها کشاندم تا دفاعی کرده باشمØŸ!

 

آیا وقتی با تلاش همکارانم در دیوان محاسباتØŒ فساد موجود در بیمه ایران را افشا کردم و با یک مهندسی معکوسØŒ خود متهم آن شدمØ› جمله‌ای در دفاع بر زبان آوردمØŸ!

 

یا وقتی برای نخستین بار مفاد قرارداد ننگین کرسنت را در حضور رسانه‌ها بالای دست گرفتم و آن را متوقف کردمØŒ کسی در برابر انتقام‎گیری مخالفینØŒ حتی آخ از زبان من شنیدØŸ!

 

همه آنچه ظرف چندین سال بر من رفته استØŒ یک طرف ماجراست و البته این زخم وقتی "کاری" می‎شود که جنابعالی نیز مصلحت را در آن می‌جویید که دامن خود را از آن برچینید!

 

آقای احمدی نژادØ› دوست عزیز و قدیمی!
آیا بهتر نبود با اطلاعی که به صحت و سلامت زندگی من که از نزدیک با آن آشنا هستید داشتیدØŒ گواهی می‌دادیدØŸ و شهادت می دادید که من به بیت المال خیانت نکرده‌ام و زندگی‌ام به ریالی مال حرام آلوده نیستØŸ

آیا نباید می‌گفتید که رحیمی پس از عمری خدمتØŒ چون حقوق و مزایای بازنشستگی‌اش برقرار نشدهØŒ برای گذران زندگی به سختی افتاده استØŸ

 

آقای احمدی نژادØŒ به راستی نمی‌دانید یا فراموش کرده‌اید که ماجرای این پرونده چیستØŸ شاید فراموش کرده‌اید که رحیمی محکوم امروزØŒ چوب لجبازی‌ها و آبروبری‌های گاه و بیگاه شما را می‌خورد.

یادتان می آید در ماجرای یکشنبه سیاه چقدر اصرار کردم که نکنید و آبرو نبرید و بگذارید از مجاری قانونیØŒ ماجرا پی‌گیری شودØŸ


من با توکل بر خداوند و به گواه وضعیت دیروز و امروز زندگی‌ام که تغییری نکرده و شاهد سلامت زندگی من استØŒ تا لحظØ© آخر و تا جایی که قانون اجازه می‌دهد در پی اعاده حیثیت و اثبات بی‌گناهی خود و خانواده‌ام هستم.

اما شما نیز گویا مانند برخی رسانه‌های معاند خارجی و ناآگاه به این نتیجه رسیده‌اید که هرچه هست همین فضای غبار آلود رسانه‌ها و دعواهای سیاسی استØŸ

 

گیریم که امروز در منظر مردم محکوم و در آینده نیز با استناد به همین اخبار و اطلاعات آمیخته حق و باطل و منازعات دور از حق و عدالت اصلاح طلب و اصولگراØŒ تاریخ را نیز اینگونه نوشتندØŒ اما دیر نخواهد بود که روزنامه اعمال ما نزد خدای متعال گشوده می‌شود و حق و باطل نمایان می‌گردد.

از آنکه جاهل است و یا مغرض استØŒ توقع و یا اعتراضی ندارم. بر رسانØ© ملی که با تغییرات جدید متØ£سفانه در پی جلب و جذب مخاطب به هر قیمتی برآمده و به بهانه تبیین راهکار مبارزه با مفاسد اقتصادیØŒ میدان‌هایی فراخ برای عقده گشایی علیه ارگان‌ها و نهادهای انقلابی و تریبونی برای تطهیر فتنه‎گران فراهم می‎آوردØŒ حرجی نیستØ› اما از دوستی که از 5 سال پیش در جریان رنج‌هایی که بر خود و خانواده‌ام رفته است بودهØŒ و از نزدیک اشک دخترانØŒ رنجوری همسرØŒ سکتØ© منجر به مرگ مادرØŒ سکتØ© خواهری که افتخار دارد شهیدی را نثار انقلاب اسلامی کرده است و اشک چشم برادری که هنوز از ترکش خصم التیام نیافته است را دیدهØŒ و من به‎خاطر تداوم دوستی با او از خودگذشتگی‌ها کرده ام و تا امروز که بیانیه دوپهلویش را در دفاع از خودش دیدمØŒ کلامی در تضعیفش بر زبان نیاورده‌امØŒ این انتظار نمی‌رفت که از مضمون بیانیه دو صفحه‌ای‎اشØŒ جز برائت از رحیمی استنباط نشود.

 

آقای احمدی نژاد عزیز!

برای آگاهی ملت شریف ایران و یادآوری مجدد بار دیگر می‌گویم که:
همواره در آستانه برگزاری انتخابات مجلسØŒ کمیته‌هایی برای برنامه‌ریزی و راهبری امر انتخابات توسط جریانات سیاسی تشکیل می‌گردد. در این راستا برای انتخابات مجلس هشتم نیز کمیته‌ای متشکل از برخی چهره‌های اصولگرا برگزار و بنا شد از کاندیداهای اصولگرا در سطح کشور از طریق کمک‌های غیردولتی پشتیبانی مالی شود.

در میان افراد کمک کننده فردی به نام «جابر ابدالی» که از سوی برخی نمایندگان مجلس و مقامات قضایی و اجرایی به اینجانب معرفی شده بودØŒ برای کمک اعلام آمادگی نمود. بنده نیز به واسطØ© حساسیت و اطمینان خاطر از سالم بودن کمک‌های نامبرده -همچون سایر موارد- در خصوص ایشان از طریق حراست دیوان محاسبات از مجاری ذی‎صلاح در خصوص وی استعلام کردم که پس از اطمینان و پاسخ مثبت که اسناد آن ضمیمØ© پرونده استØŒ برای دریافت کمک از وی اعلام آمادگی نمودیم و از وی خواستیم که به کاندیداهایی که ما معرفی می‌کنیم از محل حساب شخصی و با چک بانکی خودش کمک نماید.

در نهایت نامبرده مجموعاÙ‹ یک میلیارد و دویست میلیون تومان را به این امر اختصاص داد و البته کلیØ© اسناد و کپی چک‌های صادره که به قریب 170 نفر از کاندیداهای مجلس هشتم پرداخت شده استØŒ در پرونده ثبت و ضبط است و همه آن به مصرف انتخابات رسید.

بنابراین کل این مبلغ یک میلیارد و دویست میلیون تومان بوده و عینا به حساب نامزدها پرداخت گردیده است.

 

آیا شما اطلاع نداشتید که کل ماجرا همین است که متØ£سفانه در اثر اطلاع رسانی نادرست و مغرضانه و نگاه سیاسی خصمانه به موضوع یک کلاغ چهل کلاغ کردند که فلانی برده است و خورده است.

وقتی کمک کننده این یک میلیارد و دویست میلیون تومان و نیز دریافت کنندگانØŒ مشخص و معلوم هستندØŒ لذا باید پرسید ارتباط این موضوع با بنده چیستØŸ و آیا به اندازه همه جرائمی که برای اینجانب تعیین شده استØŒ می‌توان عمل مجرمانه از ماوقع آنچه گفته شدØŒ استخراج نمودØŸ

آیا آسیبی که ظرف 5 سال گذشته در افکار عمومی و به‎طور گسترده در تیراژ میلیون‌ها بار در رسانه‌های داخل و خارج به خود و خانواده‌ام وارد شده استØŒ کمتر از مجازاتی است که در این حکم برایم تعیین شده استØŸ


درپایان توفیق و عاقبت بخیری همگان را از خداوند متعال خواستارم.

 

والسلام
محمدرضا رحیمی

 

منبع : جام نیوز