✍️ نویسنده: islammoviea
🏷️ دسته: 65
📊 بازدید: 195

احادیث و روایات

به نام خدا - چند داستان از کرامات امام جواد(ع) را در ادامه بخوانید.

 

مناظره

مجلس مناظره ای راه انداختند .
بزرگترین دانشمندشان را دعوت کردند.

امام جواد (ع) را هم همینطور. همه که جمع شدند یحی بن اکثم بلند شد. مجلس ساکت شد.

پرسید :"اگر کسی برای مراسم حج محرم شده باشد و شکاری را بکشد تکلیفش چیستØŸ"

امام جواب داد:" این شخص زن است یا مردØŸ
بزرگ است یا بچهØŸ
آزاد است یا بندهØŸ
کارش عمدی بوده یا نهØŸ
حالا چیØŸ پشیمان شدهØŸ
حجش عمره بوده است یا واجبØŸ
شکار پرنده بوده یا نهØŸ

***
همه شان ساکت شده بودند
از شنیدن حالت های مساله رنگ صورتهای شان مثل گچ سفید شده بود.
فهمیدند که شکست خورده اند.

وساطت براÙ‰ رفع مشکل

مرحوم شیخ طوسÙ‰ ØŒ کلینÙ‰ و دیگر بزرگان آورده اند:در اوایل خلافت معتصم عبÙ‘اسÙ‰ ØŒ شخصÙ‰ از اهالÙ‰ سجستان به همراه امام محمÙ‘د جواد علیه السلام و نیز عدÙ‘ه اÙ‰ دیگرØŒ راهÙ‰ مکÙ‘ه معظÙ‘مه گردید.

شخص سجستانÙ‰ گوید: در بین راه ØŒ جهت استراحت در محلّى نشسته بودیم و سفره غذا پهن بودØŒ ما با عدÙ‘ه اÙ‰ از افراد مختلف مشغول خوردن غذا گشتیم .

من به حضرت خطاب کردم و اظهار داشتم : یاابن رسول اللÙ‘ه ! فدایت گردم ØŒ در شهر ما شخصÙ‰ از دوستان و محبÙ‘ان شماØŒ از طرف حکومت ØŒ مسئول امور مردم مÙ‰ باشد.

مالیات زیادÙ‰ را بر من مقرÙ‘ر کرده است که بپردازم ØŒ در حالÙ‰ که من توان پرداخت آن را ندارم ØŒ چنانچه ممکن باشد نامه اÙ‰ برایش بنویسید تا ملاحظه حال مرا نماید و تخفیفÙ‰ دهدØŸ

امام علیه السلام فرمود: او را نمÙ‰ شناسم .

عرض کردم : اÙ‰ سرورم ! او از دوستان و علاقه مندان به شما اهل بیت عصمت و طهارت مÙ‰ باشدØ› و من مطمئنÙ‘ هستم که نامه شما سودمند خواهد بود.

و چون سخن و تقاضاÙ‰ من به اتمام رسیدØŒ حضرت قلم و کاغذÙ‰ را در دست مبارک خود گرفت و این عبارات را نگاشت :

به نام خداوند بخشاینده مهربان ØŒ حامل نامه از جنابعالÙ‰ و نیز از عقیده ات تعریف و تمجید کردØŒ توجÙ‘ه داشته باش که خوشبختÙ‰ تو در گرو رفتار و کردارت مÙ‰ باشدØ› بنابر این ØŒ سعÙ‰ کن نسبت به دوستان و هم نوعان خود دلسوز باشÙ‰ ØŒ همانا خداوند متعال فرداÙ‰ قیامت تو را در مقابل اعمال و کردارت مؤ اخذه و مورد بازجوئÙ‰ قرار مÙ‰ دهد.

بعد از آن نامه را امضاØ¡ نمود و تحویل من داد.

پس از آن که وارد سجستان شدم و نامه حضرت را به والÙ‰ - که به نام حسین بن عبداللÙ‘ه نیشابورÙ‰ معروف بود - دادم ØŒ او نامه را گرفت و بوسید و بر چشم خود نهاد و سپس آن را گشود و خواند و به من خطاب کرد و گفت : خواسته ات چیست ØŸ

گفتم : ماØ¡مورین شما مالیات سنگینÙ‰ بر من بسته اند و توان پرداخت آن را ندارم .
سپس دستور داد: مالیات را از من بردارند و چون سخت در مضیقه بودم نیز مبلغÙ‰ را لطف کرد.

اثر انگشت در سنگ و آب شدن سینÙ‰ فلزÙ‰

مرحوم طبرÙ‰ ØŒ بحرانÙ‰ ØŒ شیخ حرÙ‘ عاملÙ‰ و دیگر بزرگان آورده اند که شخصÙ‰ به نام عمارØ© بن زید حکایت کند:

روزÙ‰ در مجلس حضرت امام جواد علیهما السلام نشسته بودم ØŒ به حضرت عرض کردم : یاابن رسول اللÙ‘ه ! علائم و نشانه هاÙ‰ امام چیست ØŸ

حضرت فرمود: هرکس بتواند کارÙ‰ را که هم اکنون من انجام مÙ‰ دهم ØŒ انجام دهدØŒ یکÙ‰ از نشانه هاÙ‰ امام در او مÙ‰ باشد.

و سپس انگشتان دست مبارک خود را روÙ‰ صخره اÙ‰ - که در کنارش بود - نهادØŒ و هنگامÙ‰ که دست خود را از روÙ‰ آن سنگ برداشت ØŒ دیدم جاÙ‰ انگشتان دست حضرت روÙ‰ آن سنگ به طور روشن و واضح اثر گذاشته است .

و نیز حضرت را مشاهده کردم که قطعه آهنÙ‰ را با دست مبارک خود گرفته است و بدون آن که آن را در آتش نهاده باشند همانند قطعه اÙ‰ کش و لاستیک یا فنر از دو سمت مÙ‰ کِشد و پاره نمÙ‰ شود.

همچنین آورده اند:

عبداللÙ‘ه بن محمÙ‘د - که یکÙ‰ از راویان حدیث است - گوید:
روزÙ‰ همراه عمارØ© بن زید بودم ØŒ او ضمن صحبت هائÙ‰ ØŒ حکایت عجیبÙ‰ را برایم بیان کردØŒ گفت : روزÙ‰ امام محمÙ‘د جواد علیه السلام را در حالÙ‰ که یک سینÙ‰ بزرگ گِرد مÙŽجÙ’مÙŽعه جلویش نهاده بودØŒ دیدم Ø› پس از ساعتÙ‰ به من خطاب کرد و فرمود: اÙ‰ عمÙ‘اره ! آیا مایل هستÙ‰ که به وسیله این سینÙ‰ فلزّى یک کار عجیب و حیرت انگیز را مشاهده کنÙ‰ ØŸ

عرضه داشتم : بلÙ‰ ØŒ میل و علاقه دارم .

پس ناگهان حضرت دست مبارک خود را بر آن سینÙ‰ نهاد و سینÙ‰ به شکل مایع در آمدØ› سپس آن ها را جمع نمود و در طشت و قدحÙ‰ که کنارش بودØŒ ریخت Ø› و بعد از آن دست خود را روÙ‰ آن مایع کشید و به صورت همان سینÙ‰ اوÙ‘ل در آمد.

و امام علیه السلام در پایان فرمود: امام یک چنین قدرتÙ‰ را دارد که در همه چیز مÙ‰ تواند با اراده الهÙ‰ تصرÙ‘ف کند و تغییر و دگرگونÙ‰ ایجاد نماید

حکم دزدی

دزدی را آوردند پیش خلیفه تا حکمش را صادر کند.معتصمØŒدانشمندان را جمع کرد. قاضی القضات گفت:"چون آیه تیمم حد دست را از مچ تعین کرده ØŒپس باید دستش را از مچ قطع کرد."

دیگری گفت :"خداوند برای وضو دست را از آرنج می داند پس باید از آرنج قطع شود."

معتصم هم گفت چون بعضی دست را از انگشتان تا شانه میدانندØŒ بهتر است دست را تا شانه قطع کنیم.نظر تو چیست ابو جعفرØŸدیگران حکم صادر کردند و تو هم شنیدی."

همه اشتباه کردند . باید فقط انگشتانش قطع شود.چون کف دست از هفت جا ØŒ جایگاه سجده است و جایگاه های سجده مال خداست. ما نمی توانیم به جایگاه های سجده آسیبی برسانیم.
همه شان ساکت شدند.

منبع : یاشگاه خبرنگاران جوان