✍️ نویسنده: meisamabolhasani
🏷️ دسته: 124
📊 بازدید: 1,318

برای دیدن پوستر با کیفیت عالی بر روی آن کلیک کنید

 

بسم الله الرحمن الرحیم - درود بر جوانانی که اولاÙ‹ برای قبول یا رد هر اصلیØŒ در پی حجت‌های عقلی هستند و نه امواج روزگار و ثانیاÙ‹ سعی دارند که «عقل» را بر «نفس» حاکم کنند. و درود بر آن دسته از جوانانی که در جستجوی فلسفه‌ی حجاب هستندØŒ آن هم در عصری که دیگر حجاب از یک مسئله‌ی فردی خارج شده و حتی نقش سیاسی خود را در جبهه‌ی دوست و دشمن به عرصه‌ی ظهور گذاشته است. و البته لابد انتظار نمی‌رود که در یک فرصت کوتاهØŒ به کلیه‌ی دلایل عقلی «حجاب» و آن هم به صورت مبسوط و تفصیلی اشاره گردد.
 
مشروح کامل در ادامه
لذا با توجه به این که مهم‌ترین دلیل همان است که خداوند متعال بیان نمود و در آخر بحث بدان می‌پردازیمØŒ ذیلاÙ‹ فقط به چند محور به صورت اختصار اشاره می‌گردد:

الف – حجاب مفهومی عام داردØŒ لذا آن چه در قرآن یا احادیث در این مورد بیان شده استØŒ تحت واژه‌ی «سÙŽتر» می‌باشد و بسیار فرق است بین «حجاب» با «سÙŽتر». حجاب یعنی پرده و ستر یعنی پوشش. چنان چه خداوند متعال در قرآن کریم می‌فرماید هیچ پیامبر و احدی با خدا تکلم نمی‌نمایدØŒ مگر از پس حجاب. و شاید چون حجاب پرده‌ای برای پوشاندن بدن می‌شودØŒ اصطلاحاÙ‹ به جای واژه‌ی «سÙŽتر» متداول شده استØŒ اما اصل همان «سÙŽتر» است. لذا وقتی از امام خمینی (ره) در مورد چادر سؤال می‌شودØŒ به همین معنا اشاره نموده و می‌فرمایند: «اصل پوشش است و چادر از ادب زن ایرانی است».

ب – اما پوششØŒ برای انسان یک «حسن ذاتی» و عریانی یک «قبح ذاتی» است. حال ممکن است برخی مدعی شوند که اصلاÙ‹ «خسن و قبح ذاتی» نداریمØŒ که با ادعای آنها یک حقیقت در هستی تبدیل به نیستی نمی‌شود. انسان دارای حسن و قبح‌های ذاتی است. یعنی ذاتاÙ‹ و فطرتاÙ‹ چیزها یا کارهایی را مفید و در راه کمال و خوب می‌داند و متقابلاÙ‹ بسیاری از چیزها یا کارها را مانع کمالØŒ موجب سقوط و قبیح می‌داند. چنان چه آدمی ذاتاÙ‹ از علمØŒ صداقتØŒ وفاداری و ... خوشش می‌آید و بدان احترام می‌گذارد و از جهلØŒ دروغ و خیانت بدش می‌آید و آنها را قبیح می‌داند. هر چند که خود مرتکب آنها گردد.

ج – دلیل «حسن ذاتی» پوشش که امروزه تحت عنوان حجاب از آن یاد می‌کنیم این است که بشر از همان آغاز خلقت تا کنونØŒ رعایت پوشش بدن را نه تنها یک امر خوب و قابل تمجید و تکریمØŒ بلکه یک امر واجب و ضروری قلمداد ‌نموده است. چنان چه در عصر قدیم و پارینه سنگی نیز آن انسان بربری خود را با برگ درخت یا پوست حیوان می‌پوشاند و امروزه و حتی در همین جهان غرب که به ظاهر به خاطر منافع سیاسی و اقتصادی با حجاب مخالفت می‌کند نیز عریان شدن در مجامع عمومی جرم محسوب می‌گردد. لذا حتی اگر مردی با پیراهن زیر و شورت یا زنی با لباسی به مدل مایو یا بیکینی در خیابان ظاهر شود بازداشت می‌گرددØŒ چه رسد به عریان. و به همین دلیل مکان‌های خاصی را در برخی از سواحل بعضی از کشورهاØŒ جهت عریان گشتن قرار داده‌اند. اما متقابلاÙ‹ برای ورود به هر مکانی که قداستی داردØŒ حدودی قائل شده‌اندØŒ چنان چه مقابل ورودی پله‌های واتیکان تابلویی نصبت شده که روی عکس زن با شلوارک و تیشرت حلقه‌ای و ... (که پوشش متداول اروپا می‌باشد) نیز خط قرمز کشیده شده است. این رفتارهای فطری بشری از آغاز خلقت تا عصر تکنولوژیØŒ دمکراسیØŒ بی‌دینی و ارتباطات امروزیØŒ همه حاکی از «حسن ذاتی و فطری و عقلی» پوشش یا همان حجاب است.

پسØŒ در اصل ضرورت پوشش بحثی باقی نمی‌ماند و همه اعتراف دارند و باید داشته باشند که پوشش یک فضیلتØŒ یک ویژگی عقلی انسانی و یک ضرورت رفتاری است که ایجاد خلل در آن موجب بروز ناهنجاری‌های متعدد فردی و اجتماعی می‌گردد. منتهی اختلاف بر سر حدود یا چگونگی آن و یا اماکن است. این فرق دارد با اختلاف در اصل موضوع. و از نظر اسلام (و هر فرد عاقلی)ØŒ همه‌ی جامعه مقدس است و نه فقط ساختمان واتیکانØŒ و حدود نیز الزاماÙ‹ آن نیست که از سوی غرب دیکته شود. تا اگر روزگاری همه روسری داشتندØŒ بی‌روسری را رسوا کنند یا به صلیب بکشند و اگر روزی همه با مینی‌ژوب بودندØŒ رعایت حد بیشتر از آن را مسخره کنند. این یک دیکتاتوری است.

و اسلام می‌گوید: حدود را خدای همگان تعیین می‌کند و نه انسان‌ها. چون اگر انسان‌ها تعیین کننده باشندØŒ نه تنها بر اساس منافع‌شان تدوین می‌کنندØŒ بلکه ناچارند آن را به زور اعمال کنند.

د – پوشش در اسلامØŒ هم برای باطن است و هم برای ظاهر. و نیز هم برای مرد است و هم برای زن. لذا امر به خودداری از نگاه به نامحرم یا همان چشم‌چرانی و هیزی که نزد زن و مرد قبح ذاتی داردØŒ قبل از پوشش بیان گردیده و برای چشم هم از واژه‌ی «ابصار» استفاده شده و نه «اعین». چرا که «اعین» فقط چشم سر استØŒ اما «بصیرب» به چشم سر و چشم عقلØŒ یا چشم ظاهر و باطن با هم اطلاق می‌گردد. و علت اصلی این حکم نیزØŒ تنظیم روابط فردی و اجتماعی عاقلانه و عادلانه است. تا انسان‌ها به چشم طمع به یک دیگر نگاه نکنند. و بدیهی است که طرف دیگر ممانعت از نگاه سوØ¡ استفاده گرانهØŒ پوشش و ممانعت از این نگاه است.

Ú¾ – از مهم‌ترین دلایل عقلی محض برای پوشش زنانØŒ همان است که خداوند متعال به صورت قالب کلی بیان نموده است و البته انسان می‌تواند و باید که تعمیم دهد و مصادیق متفاوت آن را خود دریابد.

خداوند می‌فرماید: «شناخته شدن به نیکی» و نیز «محفوظ ماندن از آزار» از دلایل کلی ضرورت پوشش است:

«یا Ø£ÙŽیُّهÙŽا النÙŽÙ‘بِیُّ قُلÙ’ لِأَزواجِکÙŽ وÙŽ بÙŽناتِکÙŽ وÙŽ نِساءِ المُؤمِنینÙŽ یُدنینÙŽ عÙŽلÙŽیهِنÙŽÙ‘ مِن جÙŽلاÙŽبِیبِهِنÙŽÙ‘ ذلِکÙŽ Ø£ÙŽدنÙ‰‏ Ø£ÙŽنÙ’ یُعرÙŽفنÙŽ فÙŽلا یُؤذÙŽینÙŽ وÙŽ کانÙŽ اللÙŽÙ‘هُ غÙŽفُوراÙ‹ رÙŽحیماÙ‹» (الØ£حزاب - 59)

ترجمه: هان اÙ‰ پیامبر! به همسرانتØŒ و دخترانت و زنان مؤمنینØŒ بگو تا جلباب (روپوش‌‌های) خود پیش بکشندØŒ این برای شناخت‌ آنها (به عفافØŒ پاکیØŒ فضیلتØŒ مسلمانیØŒ کمال و ...) نزدیک‌تر استØŒ پس در نتیجه اذیت نمÙ‰‏بینندØŒ و خدا همواره آمرزنده رحیم است‏.

اینک به صورت بسیار مختصر به این دو فایده یا دو فلسفه‌ی بیان شده می‌پردازیم:

شناخت:

انسان‌ها با یک دیگر مرتبط می‌گردند و چگونگی ارتباط به تناسب چگونگی شناخت از یک دیگر تنظیم می‌گردد. مهم است که طرف مقابل را عالم بشناسید یا جاهلØŒ صادق بشناسید یا خائن ... و به طور کلی انسان بشناسید یا حیوان یا کالا یا وسیله‌ای برای استفاده یا سوØ¡ استفاده.

اما در مسئله‌ی شناخت نیز باید توجه کرد که اول «معروف» خود را می‌شناساند و سپس فرد به همان تناسب او را می‌شناسد. خداوند نیز ابتدا خود را می‌شناساند و سپس دعوت به پذیرش و ایمان بدین شناخت می‌نمایدØŒ پیامبران را با دلایل کافی و معجزات می‌شناساندØŒ سپس دعوت به پذیرش می‌نماید. این اصل همه جا جاری و ساری است. یک گل نیز ابتدا خود را با جلوه و بوی عطرش می‌شناساندØŒ یک حیوان نیز ابتداØ¡ با نمایش ظاهرش از خود شناساسی می‌دهد و یک انسان نیز همین طور است.

پسØŒ بسیار مهم است که زنØŒ با تمام جاذبه‌های جنسی‌ای که برای یک مرد (یا حتی یک زن) داردØŒ ابتدا خود را چگونه معرفی کرده و می‌شناساند. یک لوبتØŒ یک سکسØŒ یک جاذبه‌ی جنسیØŒ یک لذت رایگانØŒ یک امکان برای خوش‌گذرانی مردØŒ یک ابزار برای مطامع نفسانی و منافع اقتصادی ...ØŒ و یا یک انسانØŸ! پس اگر زن در یک ارتباط با غیر یا جلوه‌ی عمومیØŒ خود را با جاذبه‌های جنسی‌اش «چشم و ابرو و سر و سینه و پر و پایش» معرفی کرد و طرف مقابل را به جاذبه‌های ظاهرش دعوت کردØŒ ارزش و فایده‌ی او نیز همین قدر است و طرف مقابل نیز قدر و ارزش او را به همین مقدار می‌شناسد. لذا در هر جامعه‌ای که پوشش کنار رفتØŒ برای زن نیز ارزش و فایده‌ی دیگری تعریف نشد. اما اگر ظاهر را پوشاندØŒ آن وقت باطن خود را معرفی می‌کند و مخاطبین را به جاذبه‌های انسانی خود چون: علمØŒ اخلاقØŒ کرامتØŒ فضیلت و ...ØŒ دعوت می‌کند. در این صورت روابط فردی و اجتماعی به نوع سالم و تکامل یافته‌اش تنظیم می‌گردد و اگر دو نفر زن و مرد نیز به هم جذب شده و علاقمند شوندØŒ فقط با تحریک قوه‌ی شهوانی (حیوانی) به بدن یک دیگر جذب نشده‌اند و روابط‌شان از سطح رابطه‌ی دو جفت حیوان فراتر می‌رود و پیوندشان هدفدارترØŒ مقدس‌تر و با دوام‌تر خواهد بود.

محفوظ ماندن از آزار:

این آزار هم روحی است و هم جسمی. ولی در هر حال نمایش بدنØŒ سبب می‌گردد که مرد به چشم یک «طعمه» به او بنگرد و برای دستیابی به طعمه‌اش هر کاری بکند و پس از سیر شدنØŒ مانند حیوانی که از شکارش فایده‌ای بردهØŒ لاشه‌ای را رها کند و برود.

همان‌طور که بیان شدØŒ پوششØŒ به ویژه برای زنانØŒ فقط آورده‌ی اسلام نیستØŒ بلکه یک اصل فطری است. چنان چه یک زن حاضر نیست زن دیگری بدن خود را برای مرد او به نمایش بگذارد و یک مرد که از دیدن بدن و جاذبه‌های جنسی زن لذت می‌بردØŒ حاضر نیست دیگران بدن خواهرØŒ مادر و همسر او را دیده و لذت ببرند. لذا پوشش نه تنها قبل از اسلامØŒ بلکه از ابتدای خلقت یک اصل ضروری قلمداد شده است.

از این رو در تاریخ می‌خوانیم که یهودیانØŒ مسیحیانØŒ اقوام مختلفØŒ صاحبان تمدن و از جمله ایرانی‌های قدیم نیز پوشش داشتند.

البته مورخین برای پوشش هر کدام دلایلی ذکر کرده‌اند تا بتوانند اصل «حسن ذاتی و ضرورت عقلی» را رد کنند. مثلاÙ‹ گفته‌اند: یهودیان زنان خود را در چادر سیاهی می‌گذاشتند و در جعبه (تابوتی) با خود حمل می‌کردند تا از گزند محفوظ بمانند – مسیحیان حجاب داشتند. و علت این که مسیحیان مدینه حجاب نداشتند نیز این بود که معمولاÙ‹ برده‌ی یهودیان بودند و برده‌داران اجازه نمی‌دادند تا برده‌ها خود را بپوشانند (مانند قدرتمداران و سرمایه‌داران امروزی) و حجاب فقط مخصوص زنان اعیان و اشراف و درباریان بود.

کریستین سنØŒ ایران شناس دانمارکی در کتاب «ایران در زمان ساسانیان» می‌نویسد: بلهØŒ زنان ایرانی در آن زمان نیز حجاب (تستر) داشتند و حتی حجابشان نیز به شکل چادر بوده است. اما علت این است که خسرو پرویز 3000 هزار زن داشت و هر زن زیبایی را می‌دید تصاحب می‌کردØŒ لذا مردم زنان خود را پوشاندند تا او نبیند و تصاحب ننماید.

کاری به درست یا غلط بودن این تفاسیر و تآویل نداریمØŒ مهم این است که زن در صورت جلوه‌ی جاذبه‌های جنسی خودØŒ مورد آزار و اذیب قرار می‌گیرد. هم تحقیر می‌شودØŒ هم به بردگی اساطیری یا بردگی مدرن امروزی کشیده می‌شود و هم مورد هجوم و شکارØŒ دزدی و اسارت و تجاوزØŒ سوØ¡ استفاده و اغفال و ... قرار می‌گیرد. و البته این حقیقتی است که در دیروز و امروز شرق و غرب عالم مشهود بوده و هست.

لذا اسلام دو فایده‌ی اصلی و عمده‌ی پوشش را «شناخته شدن به نیکی» و نیز «محفوظ ماندن از‌ آزار» بر می‌شمرد.

- و البته دلایل بسیار دیگری نیز بر ضرورت پوشش زن و مرد وجود دارد و می‌توان موضوع را از ابعاد متفاوتی مانند: جسمیØŒ روحیØŒ اخلاقیØŒ تربیتیØŒ فردیØŒ اجتماعیØŒ حقوقیØŒ روانی ... و حتی سیاسی و اقتصادی مورد بحث و بررسی قرار داد. چرا که موضوعØŒ «انسان» و آثار مترتب از رفتارهایش بر خود و جامعه است. چون همه چیز و همه کار به هم پیوسته و مرتبط است و در یک دیگر تØ£ثیر می‌گذارد. الکسیس کارل می‌گوید: «جان و جسم مثل شکل و مرمر یک مجسمه به هم آمیخته است و نمی‌توان بدون تراشیدن یا شکستن مرمرØŒ شکل مجسمه را تغییر داد. (انسان موجود ناشناخته – 134)

و هم او در نقش تحریک و تحرک غدد جنسی – که یکی از آثار غیر قابل کتمان نمایش بدن است – در ظاهر و باطن و جسم و روان می‌گوید: «غدد تناسلی نه تنها برای حفظ نسل و نژاد وظیفه‌ی بزرگی بر عهده دارندØŒ بلکه در تشدید فعالیت‌های فیزیولوژیکی و روانی و معنوی نیز مؤثرند». (همان مدرکØŒ ص 84)

- اما متØ£سفانه پرداخت به این مباحث علمی و عقلی در باب تستر (حجاب) از مجال این مختصر خارج است. لذا چون در اصل مفید بودن و ضرورت پوششØŒ شک و شبهه‌ای در عقل نیستØŒ دلیل عقلی زیادی هم نمی‌خواهد و بر هر کس که کمی تفکر نماید معلوم و مسجل می‌گردد. لذا چنان چه بیان شدØŒ دعوا بر سر حدود آن است که اگر از سوی بشر تعیین شود مانند دیگر حدودها دستخوش و منفعل مطامع و منافع زورمداران و استثمارگران خواهد بود و اگر از ناحیه‌ی خداوند خالق حیکم تدوین و اطاعت گرددØŒ از هر حیث به نفع تکامل فرد و جامعه خواهد بود.