✍️ نویسنده: 4
مجله نودیها : در سال پایانی برجام و در حالی که بانیان آن وعده لغو تحریم‌ها و دور شدن سایه جنگ را می‌دادندØŒ امروز تحریم‌ها چند برابر شده و جنگ بدون حتی یک قطعنامه شورای امنیت به ایران تحمیل شده است. اروپا که خود ناقض برجام و قطعنامه Û²Û²Û³Û± استØŒ حالا با ژست طلبکارانه و تهدید پوچ مکانیسم ماشه می‌کوشد از آخرین ترکش سوخته این توافقØŒ برای فشار روانی استفاده کندØ› اما این تهدید پوشالی در برابر ایران مقتدر امروزØŒ چیزی جز صدای خالی یک سلاح زنگ‌زده نیست. ده سال از امضای توافقی می‌گذرد که بانیانش آن را «فتح‌الفتوح» دیپلماسی و راه نجات از تحریم و جنگ معرفی می‌کردندØ› توافقی که با قطعنامه Û²Û²Û³Û± شورای امنیت تزئین شد تا به قول همان بانیانØŒ سایه جنگ را از سر کشور بردارد و تمام قطعنامه‌های تحریمی شورای امنیت را که بهانه فشارهای غرب بودØŒ تعلیق کند.  امروزØŒ در مرداد Û±Û´Û°Û´ و در حالی که به پایان دهمین سال برجام نزدیک می‌شویمØŒ تصویر واقعی پیش روی ملت ایران چیزی جز تحریم‌های چند برابر دوران قطعنامه Û±Û¹Û²Û¹ و جنگی تحمیلی نیست که در خرداد Û±Û´Û°Û´ بدون حتی یک قطعنامه شورای امنیت علیه ایران آغاز شد. این واقعیت به تنهائی کافی است تا پوچی تبلیغات پر سر و صدای بانیان برجام و حامیان اروپایی‌شان را نشان دهد و هر انسان منصفی را به این نتیجه برساند که مکانیسم ماشهØŒ به‌عنوان آخرین ترکش برجامØŒ هیچ دستاورد تازه‌ای برای دشمنان ایران نخواهد داشت و اساساÙ‹ کارایی و توانایی ویژه‌تری نسبت به تحریم‌های کنونی ندارد. دیپلماسی از سر تعهدØŒ نه خوش‌بینی روز جمعه Û³ مرداد Û±Û´Û°Û´ØŒ دور تازه‌ای از گفت‌وگو میان ایران و سه کشور اروپایی عضو برجام (انگلیسØŒ فرانسه و آلمان) در سرکنسولگری ایران در استانبول برگزار شد. حضور ایران در این نشستØŒ برخلاف تصور خوش‌بینانه جریان غرب‌گراØŒ نه از سر اعتماد به اروپا و نه به دلیل امید به گشایش اقتصادیØŒ بلکه صرفاÙ‹ به دلیل پایبندی به مسیر دیپلماسی در عرصه بین‌المللی بود. این پایبندی در شرایطی صورت گرفت که طرف‌های اروپایی در یک دهه گذشته بارها با بی‌تعهدیØŒ بدعهدی و اقدامات خصمانهØŒ عملاÙ‹ نشان دادند نه تنها اراده‌ای برای پایبندی به توافقات ندارندØŒ بلکه خود را به‌طور کامل در خدمت سیاست‌های خصمانه آمریکا و اسرائیل تعریف کرده‌اند. این نشست در حالی برگزار شد که هیچ‌یک از طرف‌های اروپایی نتوانستند پاسخ روشنی به این پرسش ساده بدهند که اصلاÙ‹ نقش و جایگاه آن‌ها در نظام بین‌الملل چیستØŸ کشورهایی که به قول بسیاری از تحلیلگرانØŒ حتی در تعیین سرنوشت خود در سازمان پیمان آتلانتیک شمالی (ناتو) نقشی ندارندØŒ چگونه می‌توانند مدعی تØ£ثیرگذاری بر تحولات هسته‌ای ایران باشندØŸ برجامØ› ده سال بی‌دستاورد و مرگ مغزی برجام در سه سال نخست حیاتش حتی کوچک‌ترین دستاورد ملموسی برای ملت ایران به همراه نداشت و در هفت سال بعدی نیز با خروج آمریکا از این توافقØŒ در وضعیت مرگ مغزی قرار گرفت. اروپا که در این سال‌ها حتی به ابتدائی‌ترین تعهدات خود عمل نکرده و با وقاحتی آشکار از همه وظایف خود شانه خالی کرده بودØŒ اکنون در حالی با ژست طلبکارانه ایران را تهدید به فعال‌سازی مکانیسم ماشه می‌کند که خود به همراه آمریکا ناقض اصلی برجام و قطعنامه Û²Û²Û³Û± هستند. طبق قطعنامه ۲۲۳۱، قطعنامه‌های پیشین شورای امنیت تعلیق شده است و بانیان برجامØŒ از جمله حامیان داخلی‌شانØŒ همین قطعنامه را دلیل اصلی خروج ایران از انزوای تحریمی معرفی می‌کردند. اما امروزØŒ در سال Û±Û´Û°Û´ØŒ در حالی که هیچ قطعنامه تحریمی شورای امنیت علیه ایران وجود نداردØŒ تحریم‌های اقتصادی چند برابر دوران اجرای قطعنامه Û±Û¹Û²Û¹ است و جنگی گسترده بدون هیچ مجوز بین‌المللی به کشور تحمیل شد. این یعنی مکانیسم ماشه اگر هم فعال شودØŒ در عمل هیچ توانایی ویژه‌ای نداردØ› چرا که تحریم‌ها در بیشترین حد ممکن اعمال شده و جنگ نیز بدون قطعنامه تحمیل گردید. این واقعیت به روشنی نشان می‌دهد که تمام تبلیغات جریان غرب‌گرا درباره «ترس از بازگشت قطعنامه‌ها» یک عملیات روانی برای توجیه وادادگی در برابر دشمن بوده و هست. بانیان برجام سال‌ها افکار عمومی را با این گزاره فریب دادند که «اگر توافق نباشدØŒ پرونده ایران دوباره به شورای امنیت بازمی‌گردد و قطعنامه‌های تحریمی احیا می‌شود»؛ اما امروزØŒ با گذشت یک دهه از آن توافق پرهیاهوØŒ مشخص شد که حتی بدون بازگشت قطعنامه‌هاØŒ بدترین و شدیدترین تحریم‌های تاریخ علیه ایران اعمال شده و حتی جنگی همه‌جانبه نیز بدون نیاز به هیچ مجوزی از شورای امنیت آغاز شد. در واقعØŒ غربی‌ها به‌ویژه آمریکا و اروپاØŒ حتی نیازی به بازگرداندن قطعنامه‌ها نمی‌بینند. آن‌ها از مسیر تحریم‌های ثانویه و فشارهای اقتصادی فراقطعنامه‌ایØŒ به مراتب بیش از قطعنامه‌های رسمی سازمان ملل توانسته‌اند ایران را هدف قرار دهند. اکنونØŒ وقتی تحریم‌ها به حداکثر ظرفیت ممکن رسیده و دشمن حتی وارد فاز نظامی مستقیم شده استØŒ تهدید به فعال‌سازی مکانیسم ماشه چیزی جز یک نمایش توخالی برای فشار روانی و سیاسی نیست. فراموش نکنیم که قطعنامه Û±Û¹Û²Û¹ که در تبلیغات جریان غرب‌گرا به عنوان «هیولای جنگ‌آفرین» معرفی می‌شدØŒ در مقایسه با تحریم‌های حداکثری که در سال‌های اخیر با همکاری مستقیم اروپا و آمریکا بر ایران تحمیل شدهØŒ یک تهدید کودکانه به نظر می‌رسد. در آن دوران حتی فروش نفت و انجام برخی مبادلات بانکی برای ایران امکان‌پذیر بود و فروش نفت ایران در سالیان پایانی دولت دهم هیچ‌گاه به رقمی کمتر از یک میلیون بشکه نرسیدØ› اما امروز با وجود تعلیق رسمی همان قطعنامه‌هاØŒ ایران با بسته‌ترین و خصمانه‌ترین شرایط مالی و اقتصادی روبه‌روست. این تناقض آشکارØŒ سند ورشکستگی استدلال برجامی‌هاست: آن‌ها سال‌ها ادعا کردند که برجام و قطعنامه Û²Û²Û³Û± راه جلوگیری از جنگ و تحریم استØŒ اما در عمل کشور را به نقطه‌ای رساندند که هم جنگ تحمیل شد و هم تحریم‌ها به بدترین شکل ممکن اعمال گردیدØŒ آن هم بدون هیچ تصمیم‌گیری در شورای امنیت. وقتی اروپا  حق استفاده از مکانیسم ماشه را ندارد نکته جالب و کمتر گفته‌شده این است که حتی  بر اساس قواعد حقوقی برجامØŒ اروپا اساساÙ‹ حق استفاده از مکانیسم ماشه را ندارد. «میخائیل اولیانوف»، نماینده دائم روسیه در سازمان‌های بین‌المللی در وینØŒ به صراحت تØ£کید کرده است که تروئیکای اروپایی (انگلیسØŒ فرانسه و آلمان) به دلیل نقض مکرر تعهدات خود و پیروی کورکورانه از سیاست‌های آمریکاØŒ حق استفاده از این بند را از دست داده‌اند. به گفته اولیانوفØŒ خروج یکجانبه آمریکا از برجام و نقض قطعنامه Û²Û²Û³Û± توسط اروپا به‌طور کامل مشروعیت هرگونه اقدام از این مسیر را از آنان گرفته است. بنابراینØŒ تهدید اروپا به فعال‌سازی مکانیسم ماشهØŒ بیشتر یک عملیات روانی و جنگ تبلیغاتی است تا یک ابزار حقوقی واقعی. اروپایی‌ها به خوبی می‌دانند که این مکانیسم نه پشتوانه حقوقی دارد و نه توانایی عملی برای تغییر شرایط کنونی. اروپا در پی عملیات روانیØŒ نه اجرای قانون اروپا در حالی همه تمرکز خود را روی تهدید مکانیسم ماشه گذاشته که از پاسخ‌گویی به اصلی‌ترین پرسش‌ها درباره بی‌تعهدی خود فرار می‌کند. سه کشور اروپایی نه تنها هیچ‌گاه مسئولیت نقض تعهدات برجامی خود را نپذیرفته‌اندØŒ بلکه در طول این سال‌ها با بی‌تفاوتی آشکار نسبت به خروج آمریکا از برجامØŒ در عمل شریک جرم واشنگتن در تحریم‌های حداکثری علیه ایران بوده‌اند. حال همین کشورهاØŒ به‌جای پاسخ‌گویی به این پرسش که چرا حتی یک تعهد اقتصادی خود را اجرا نکرده‌اندØŒ ایران را به استفاده از آخرین ترکش برجام تهدید می‌کنند. طبق گزارش رویترزØŒ سه کشور اروپایی در دیدار استانبول قرار است پیشنهاد تمدید شش‌ماهه مهلت مکانیسم ماشه را مطرح کنند و در مقابلØŒ خواستار ورود مستقیم ایران به مذاکرات با واشنگتنØŒ همکاری کامل با آژانس بین‌المللی انرژی اتمی و ارائه گزارش‌های دقیق درباره ذخایر اورانیوم غنی‌شده شوند. این یعنی اروپا همچنان می‌خواهد از مکانیسم ماشه به‌عنوان ابزار فشار روانی برای باج‌گیری استفاده کند. در همین زمینه خبرنگار وال استریت ژورنال درباره گفت‌و‌گو‌های امروز سه کشور اروپایی با ایران مدعی شد: تا همین دیروزØŒ دیپلمات‌های اروپایی احساس می‌کردند که ایران علاقه‌ای به هیچ‌گونه تمدید اسنپ بک نداردØŒ اما امروز به نظر می‌رسد که این موضع تغییر کرده یک تغییر جزئی در موضع ایران دیده می‌شود تصمیم درباره تمدید تا پایان ماه اوت (آگوست)ØŒ با وجود تمام پیچیدگی‌هاØŒ ممکن است به یک احتمال واقعی تبدیل شود  فارن افرز: با جنگ نتوانستیم ایران را مهار کنیم راه مهار مذاکره است کیهان پیشتر نیز با استناد به گزارش تحلیلی مجله آمریکایی فارن افرز تØ£کید کرده بود که آمریکا و اسرائیل آنچه را در میدان جنگ نتوانستند به دست بیاورندØŒ می‌خواهند از طریق میز مذاکره محقق کنند. همین حقیقت امروز در رفتار اروپا عریان‌تر از همیشه دیده می‌شود. تلاش مسخره اروپایی‌ها برای بازگرداندن جاسوسان آژانس به تاسیسات هسته‌ای ایران و اصرار برای اطلاع‌یابی از ذخایر اورانیوم Û¶Û° درصدی ایرانØŒ چیزی جز زمینه‌سازی برای حمله مجدد به این تاسیسات نیست. تجربه حملات به سایت‌های هسته‌ای ایران و ترور دانشمندان هسته‌ای کشورمان نشان داده است که هر اطلاعاتی که به آژانس داده شودØŒ در کمتر از چند هفته در اختیار موساد و سیا قرار می‌گیرد. بنابراینØŒ پذیرفتن چنین خواسته‌ای از سوی اروپا که حتی در استفاده از مکانیسم ماشه مشروعیت نداردØŒ خطایی راهبردی و جبران‌ناپذیر خواهد بود. همین تجربه‌های تلخ سال‌های گذشته باید برای هر مذاکره‌کننده‌ای درس عبرت باشد. آن‌ها که امروز با پررویی خواستار بازگشت بازرسان آژانس و ارائه گزارش‌های محرمانه از ذخایر اورانیوم غنی‌شده ایران هستندØŒ همان‌هایی‌اند که دیروز با استناد به همین اطلاعاتØŒ عملیات‌های ترور و خرابکاری و در نهایت حمله به تاسیاست هسته‌ای کشورمان را طراحی کردند. آیا کسی هنوز تردید دارد که ترور شهیدان فخری‌زاده و شهریاری و خرابکاری‌های پیشین در نطنزØŒ بدون گراهایی که آژانس در اختیار دشمن گذاشتØŒ امکان‌پذیر بودØŸ اروپا و آمریکا امروز دقیقاÙ‹ همان هدفی را دنبال می‌کنند که فارن‌افرز چندی پیش به آن اشاره کرده بود: تکمیل پروژه شکست‌خورده جنگ از مسیر میز مذاکره. وقتی بمب‌هایشان نتوانست اراده ملت ایران را در هم بشکندØŒ حالا می‌خواهند با حربه‌های دیپلماتیک و باج‌خواهی‌های به‌ظاهر حقوقیØŒ همان اهداف را پیش ببرند. اما واقعیت این است که تن دادن به چنین خواسته‌هایی چیزی جز زمینه‌سازی ناخواسته برای دشمن در طراحی حملات بعدی نیست. تقلای گستاخانه اروپا برای کسب اطلاعات از میزان و محل نگهداری اورانیوم Û¶Û° درصدی ایرانØŒ در حالی انجام می‌شود که همین کشورها نه تنها در قبال خروج آمریکا از برجام هیچ واکنشی نشان ندادندØŒ بلکه در برابر تهاجم و جنگ تحمیلی رژیم صهیونیستی و آمریکا علیه ایرانØŒ سکوتی معنادار و همراه با رضایت داشتند. این کشورها امروز همان خطای محاسباتی گذشته را تکرار می‌کنند و گمان می‌برند که ایران بار دیگر در تله فریب‌کاری دیپلماتیک آن‌ها گرفتار خواهد شد. در این میان مدیرکل آژانس بین‌المللی انرژی اتمی روز جمعه اظهار داشت که ایران برای گفت‌وگوهای فنی در سطح کارشناسی بر سر برنامه هسته‌ای خود ابراز آمادگی کردهØŒ اما بازرسان این سازمان فعلا به ایران بازنمی‌گردند. رافائل گروسی در وینØŒگفت آژانس دیگر گزارشی از برنامه غنی‌سازی اورانیوم ایران ندارد. گروسی همچنین خبر داد که مذاکرات احتمالی پیش رو میان آژانس با ایران «فعلا شامل بازگشت و تجدید کار بازرسان نخواهد بود». مدیرکل آژانس با وقاحتی تمامØŒ با چشم پوشی از عملکرد خصمانه خود در قبال ایران روز جمعه بار دیگر تØ£کید کرد که ایران باید در مورد تØ£سیسات خود شفاف‌سازی کند. مکانیسم ماشهØ› اسلحه بی‌فشنگ واقعیت این است که امروزØŒ تحریم‌های اقتصادی علیه ایران در شدیدترین سطح ممکن اعمال شده است و دیگر جایی برای اضافه شدن تحریم جدید از مسیر شورای امنیت باقی نمانده است. از سوی دیگرØŒ جنگی که حامیان برجام از آن به عنوان «سایه شوم قطعنامه‌ها» یاد می‌کردندØŒ بدون هیچ مجوز بین‌المللی و صرفاÙ‹ با دستور واشنگتن و تل‌آویو به ایران تحمیل شد. جدای از جنگ تحمیلی اخیر حمله آمریکا به عراق در سال Û²Û°Û°Û³ بدون هیچ قطعنامه شورای امنیت و پس از عقب‌نشینی‌های رژیم صدام در برابر خواسته‌های غرب و آمریکا صورت پذیرفت. بنابراینØŒ تهدید به فعال‌سازی مکانیسم ماشه بیشتر شبیه تکان دادن اسلحه‌ای بی‌فشنگ استØ› اسلحه‌ای که دیگر هیچ ترسی ایجاد نمی‌کند و حتی اگر ماشه‌اش هم کشیده شودØŒ شلیک نخواهد کرد.  فریب اروپا را نخورید تجربه ده سال گذشته برای ملت ایران و دستگاه دیپلماسی کشور یک درس روشن دارد: اعتماد به اروپا و ابزارهای روانی‌اش فریب بزرگی است. مکانیسم ماشهØŒ حتی اگر از نظر حقوقی فعال شودØŒ هیچ اثر عملی تازه‌ای ندارد. در عوضØŒ هرگونه تن دادن به خواسته‌های گستاخانه اروپاØŒ از جمله همکاری کامل با آژانسØŒ اطلاع دادن از ذخایر اورانیوم با غنای Û¶Û° درصد و ورود به مذاکره مستقیم با آمریکاØŒ فقط به دشمنان ایران برای تدارک حملات بعدی کمک خواهد کرد. دیپلماسی واقعیØŒ ادامه مسیر عزتمندانه فعلی استØ› مسیری که بر اساس درک واقعیت‌های قدرت در جهان بنا شده است. جمهوری اسلامی ایران باید همان‌گونه که تاکنون ایستادهØŒ بر استقلال و قدرت ملی خود تکیه کند و اجازه ندهد که ابزار بی‌اثر اروپایی‌ها بهانه‌ای برای فشار جدید یا تسلیم‌طلبی تازه شود. اروپا امروز بیش از هر زمان دیگری اسیر بحران مشروعیت و بی‌اعتباری بین‌المللی است. کشورهایی که حتی در تØ£مین امنیت انرژی و اقتصاد خود محتاج آمریکا هستندØŒ چگونه می‌توانند مدعی تعیین تکلیف برای کشوری مستقل و قدرتمند همچون ایران باشندØŸ واقعیت این است که تهدید اروپا به مکانیسم ماشهØŒ اعترافی آشکار به بن‌بست دیپلماتیک و درماندگی سیاسی این کشورهاستØ› چراکه اگر قدرت واقعی داشتندØŒ نیازی به جنگ روانی و فضاسازی رسانه‌ای نداشتند. غربی‌ها سال‌هاست در میدان واقعی با ایران شکست خورده‌اند و حالا تنها سلاحشانØŒ بازی با کلمات و تهدیدهای توخالی است. این تهدیدها برای ملتی که زیر بار جنگ اقتصادیØŒ ترور علمی و تجاوز نظامی ایستاده و پیروز شدهØŒ نه تنها ترس‌آور نیستØŒ بلکه انگیزه‌ای برای پیشرفت بیشتر و تکیه بر توان داخلی ایجاد می‌کند. هم تحریم را امتحان کردید و هم جنگ را‌، نه تحریم بیشتر شما ایران را می‌ترساندØŒ نه تهدید به جنگ. مکانیسم ماشه‌تان را هر وقت خواستید بکشیدØ› این ماشه فشنگ ندارد. کیهان