✍️ نویسنده: meisamabolhasani
🏷️ دسته: 65
📊 بازدید: 1,442
رسول‌ خدا (ص) و ‌امیرالمومنین (ع) ØŒ کنار هم نشسته بودند که حسین‌بن‌علی (ع) بر آن دو بزرگوار وارد شدند. نبی (ص) ایشان را در آغوش گرفتند و در دامان خود نشاندند و بین دو چشم و لبانشان را بوسیدند. امام حسین (ع) در آن زمان شش سال داشتند.
علی (ع) عرض کرد: یارسول‌الله! پسرم حسین را دوست داریدØŸ
رسول‌الله (ع) فرمودند: چگونه او را دوست نداشته باشم در حالیکه عضوی از اعضای من استØŸ
علی (ع) عرض کرد: یا رسول الله! کداممان نزد شما محبوب‌تر استØŸ من یا حسینØŸ
 
مشروح کامل در ادامه
پس حسین علیه‌السلام عرض کرد: پدرم! کسی که شرفش بالاتر باشد نزد نبی دوست داشتنی‌تر و از حیث منزلت به او نزدیکتر است.

قال علی (علیه‌السلام) لولده: Ø£تفاخرنی یا حسینØŸ
حضرت علی (ع) به فرزندش فرمود: آیا با من مفاخره می‌کنیØŸ

قال الحسین (علیه‌السلام) : نعم یا Ø£بتاه Ø¥ن شئت.
عرض کرد: بلی! اگر مایل باشید.

امام علی (ع) به او فرمود: ای حسین! من فرمانروای مومنانØŒ زبان راستگویانØŒ معاون و مددکار مصطفیØŒ خزانه‌دار علم خداوند و برگزیده او از میان آفریدگان هستم.
من پیشنیان را به طرف بهشت رهبری می‌کنم. من پرداخت کننده وام و بدهی رسول الله (ص) هستم.
عموی من حمزه سیدالشهدا است که بهشت برینØŒ جایگاه اوست. برادرم جعفرطیار است که با فرشتگان در بهشت پرواز می‌کند.

Ø£نا قاضی الرسول ØŒ Ø£نا آخذ له بالیمین ØŒ Ø£نا حامل سورØ© التنزیل Ø¥لÙ‰ Ø£هل مکØ© بØ£مر الله تعالى، Ø£نا الذی اختارنی الله تعالÙ‰ من خلقه ØŒ Ø£نا حبل الله المتین الذی Ø£مر الله تعالÙ‰ خلقه Ø£ن یعصموا به فی قوله تعالÙ‰ : وÙŽ اعÙ’تÙŽصِمُوا بِحÙŽبÙ’لِ اللÙŽÙ‘هِ جÙŽمِیعاÙ‹ ØŒ
من از طرف رسول خدا (ص) منصب قضاوت دارم. من پرچمدار او هستم. من از طرف خدا ماموریت یافتم آیات سوره برائت را برای اهل مکه قرائت کنم. من کسی هستم که خداوند تبارک و تعالی او را از میان آفریدگانش برگزیده است. من ریسمان محکم الهی هستم که خداوند بندگانش را در قرآنش دستور داده به آن چنگ بزنند.

من ستاره درخشان خداوندم. من کسی هستم که فرشتگان آسمانی او را زیارت می‌کنند. من زبان گویای پروردگارم و حجت او بر بندگانش می باشم. من دست توانای خداوندم. من وجه باری تعالی در آسمان‌ها و جنب آشکار خداوندم.


Ø£نا الذی قال الله سبحانه و تعالÙ‰ فی و فی حقی : بÙŽلÙ’ عِبادÙŒمُکÙ’رÙŽمُونÙŽ لا یÙŽسÙ’بِقُونÙŽهُ بِالÙ’قÙŽوÙ’لِ وÙŽهُمÙ’ بِأَمÙ’رِهِ یÙŽعÙ’مÙŽلُونÙŽ ØŒ Ø£نا عروØ© الله الوثقÙ‰ التی لا انفصام لها و الله سمیع علیم ØŒ Ø£نا باب الله الذی یؤتÙ‰ منهØŒ Ø£نا علم الله علÙ‰ الصراط ØŒ Ø£نا بیت الله من دخله کان آمنا فمن تمسک بولایتی و محبتی Ø£من من النار
من کسی هستم که خداوند سبحانه و تعالی در حقم فرمود: بندگانی بزرگوار که از آنها در سخنØŒ کسی سبقت نمی‌گیرد و آنان به فرمانشان عمل می کنند. من ریسمان استوار خداوندم که گسسته نمی‌گردد و خداوند شنوای بیناست. من باب خداوندم که از آن باید وارد شد.
من پرچم خدایم بر صراط. من خانه خدایم که هرکس در آن وارد شود در امان است و هر کس که بولایتم و محبتم تمسک نماید از آتش در امان است.

من قاتل پیمان شکنان اهل جمل و ستمگران اهل صفین و خارج شدگان از دین یعنی خوارجم. من کشنده کافرانم. من پدر یتیمان و پناه بیوه زنان هستم.
من آن کسی هستم که فردای قیامت از ولایتم سئوال می‌شود.
در آیه شریفه "لتسلن یومئذ عن النعیم"ØŒ من آن نعمت خداوند تبارک و تعالی هستم که بر بندگانش ارزانی داشته‌است.
من کسی هستم که پروردگار عالم درباره‌م و در شØ£نم فرموده ‌است: امروز دین شما را کامل کردم و نعمت را بر شما تمام نمودم و خشنود گشتم که اسلام دین شما باشد.

فمن احبنی کان مسلما مومنا کامل الدینØŒ
پس کسی که مرا دوست داشته باشد مسلمان واقعی است و مومنی است که دین او کامل است.

من کسی هستم که به سبب او هدایت شدید. درباره من و دشمن منØŒ خداوند تبارک و تعالی فرموده‌است: و قفوهم انهم مسئولون
ایشان را نگهدارید تا از آنها پرسش شود. یعنی از ولایت من در فردای قیامت از آنها سئوال می‌کنند. من آن خیر بزرگ هستم. من کسی هستم که خداوند دین خود را به سبب من در غدیر خم و در معرکه خیبر کامل کرد.

Ø£نا الذی قال رسول الله (صلÙ‰ الله علیه وآله) فی من کنت مولاه فعلی مولاه ØŒ Ø£نا صلاØ© المؤمن ØŒ Ø£نا حی علÙ‰ الصلاØ© ØŒ Ø£نا حی علÙ‰ الفلاح ØŒ Ø£نا حی علÙ‰ خیر العمل ØŒ
من کسی هستم که رسول خدا (ص) درباره‌ام فرمود: من کنت مولاه فعلی مولاه. من روح نماز مومن هستم و مقصود از (حی علی‌الصلاه) و (حی علی الفلاح) و (حی علی خیر العمل) می باشم.

من کسی هستم که بر علیه دشمنانم نازل شد. سائلی تقاضای عذاب نمود کافران را از عذابØŒ دفاع کننده ای نیست... یعنی کسی‌که ولایتم را انکار نمود. و او نعمان بن حارث یهودی لعنت خدا بر او بود.
من دعوت کننده مردم به حوض هستم.
آیا غیر من دعوت کننده مومنین استØŸ من پدر ائمه طاهرینم که از فرزندانم می باشند. من ترازوی برابری در روز قیامتم من پیشوای دینم. من رهبر مومنین بسوی خیرات و آمرزش به پروردگارم می باشم.
اصحاب و همراهان من فردای قیامت دوستان من هستند که از دشمنانم دوری کرده و اظهار بیزاری نموده‌اند. هنگام مرگØŒ آنها در مرتبه شهدا و صدیقین می باشند که در پیشگاه الهی خوشحال و شادمان بسر می برند.
من کسی هستم که شیعیانم پیمان بسته‌اند که با دشمنان خدا و رسول او دوستی نکنند و روابط دوستانه نداشته باشند گرچه پدران آنها و یا فرزندانشان باشند.
من کسی هستم که شیعیانم بدون اینکه به حساب آنها رسیدگی شود وارد بهشت می شوند. من کسی هستم که پرونده شیعیانم که نامهای ایشان در آن است نزد من می‌باشد.
من یاور اهل ایمانم و برای آنها نزد پروردگارجهانیان شفاعت می کنم.
من با دو شمشیرØŒ ضربه و با دو نیزهØŒ زخم می زنم. من کافران را در روز بدر و حنین کشتم. من شجاعان غرق سلاح و زره را روز احدØŒ به هلاکت رساندم. من عمروبن‌عبدود را روز احزاب و مرحب را در روز خیبر به قتل رساندم. من کسی هستم که جبرئیل امین درباره او ندا داد: شمشیری جز ذوالفقار نیست و جوانمردی جز علی نمی‌باشد.
من در پیروزی و فتح مکه مدال افتخار داشتم. من دو بت لات و عزی را بر زمین کوبیدم و شوکت آنها را شکستم. هبل اعلی و مناه ثالثه را من ویران کردم. من آن کسی هستم که بر شانه رسول خدا (ص) بالا رفتم و بتها را فرو ریختم. من کسی هستم که بت یغوث و یعوق و نسر را شکستم.
من کسی هستم که در راه خدا با کافران نبرد کردم. من کسی هستم که انگشتری خود را به فقیری بخشیدم. من کسی هستم که در بستر پیامبر(ص) آرمیدم و خود را به خطر انداختم تا او را از مشرکین حفظ کنم.
من کسی هستم که جنیان از خشم و غضب من هراسناکند. من کسی هستم که خدا به سبب من عبادت می شود. من مترجم وحی الهی و مظهر علم خداوندم.
من پرچم خدایم. من پرچم رسول خدایم من کشنده جنگجویان جمل و صفین بعد از رسول الله (ص) هستم و من قسمت کننده بهشت و دوزخ می‌باشم.

در این هنگام امام علی (ع) ساکت شد و رسول الله (ص) به امام حسین (ع) فرمود:
ای ابوعبدالله! آیا آنچه را پدرت گفت شنیدیØŸ آنچه او برشمرد یکدهم از یکدهم از فضائل او بلکه از هزار هزار فضیلتی است که او دارد و بلکه او بالاتر از همه این فضائل است.

فقال الحسین (علیه السلام) : الحمد لله الذی فضلنا علÙ‰ کثیر من عباده المؤمنین وعلÙ‰ جمیع المخلوقین وخص جدنا بالتنزیل و التØ£ویل والصدق ومناجاØ© الØ£مین جبرئیل (علیه السلام) وجعلنا خیار من اصطفاه الجلیل و رفعنا علÙ‰ الخلق Ø£جمعین ..
امام حسین (ع) عرض کرد:
سپاس و ستایش مخصوص خداوندی است که ما را بر بیشتر بندگان مومن خود و بر همه جهانیان برتری داد. جد ما را برای نزول قرآن و علوم قرآن یعنی تفسیر و تاویل آن و راستی و صداقت و محل راز امین وحی اختصاص داد و ما را بهترین برگزیدگانش قرار داد و بر تمامی خلق خود رفعت و برتری بخشید.

ثم قال الحسین (علیه السلام) : Ø£ما ما ذکرت یا Ø£میر المؤمنین فØ£نت فیه صادق Ø£مین
سپس امام حسین (ع) عرض کرد: اما شما ای امیرمومنان نسبت به آنچه فرمودی راستگو و امین هستی.

فقال النبی (صلÙ‰ الله علیه وآله) : اذکر Ø£نت یا ولدی فضائلک ..
پیغمبر اکرم (ص) فرمود: اکنون تو ای فرزندم مفضائل خود را یادآوری کن.

فقال الحسین (علیه السلام) : یا Ø£بت Ø£نا الحسین بن علی بن Ø£بی طالب (علیهالسلام) وØ£می فاطمØ© الزهراØ¡ سیدØ© نساØ¡ العالمین وجدی محمد المصطفÙ‰ (صلÙ‰ الله وعلیه وآله) سید بنی آدم Ø£جمعین لا ریب فیه ØŒ
امام حسین (ع) عرض کرد: ای پدرجان! من حسین فرزند علی‌بن‌ابیطالبم. مادرم فاطمه زهرا سرور تمامی زنان عالم و جدم محمد مصطفی آقا و سرور همه فرزندان آدم است.

یا علی Ø£می Ø£فضل من Ø£مک عند الله و عند الناس Ø£جمعین ØŒ وجدی خیر من جدک و Ø£فضل عند الله وعند الناس Ø£جمعین ØŒ
ای علی! پدر من مقامی برتر از پدر شما و مادر من مقامی برتر از مادر شما نزد خدا و همه مردمان دارد. جد من بهتر و والاتر از جد شما نزد خدا و همه مردم است.

و Ø£نا فی المهد ناغانی جبرئیل و تلقانی Ø¥سرافیل ØŒ یا علی Ø£نت عند الله تعالÙ‰ Ø£فضل منی وØ£نا Ø£فخر منک بالآباØ¡ و الØ£مهات و الØ£جداد .
من در گهواره بودم که جبرئیل با سخنان خوشایند خود مرا نوازش می‌داد و اسرافیل به دیدار من می‌آمد.

ای علی! تو نزد خدا برتر از من و والاتر هستی و من به حسب و نسب و به داشتن پدران و مادران و اجدادی که دارم بر تو افتخار می کنم.

قال الروای : ثم Ø¥ن الحسین (علیه السلام) اعتنق Ø£باه و جعل یقبله و Ø£قبل علی (علیه السلام) یقبل ولده الحسین و هو یقول : زادک الله تعالÙ‰ شرفا و فخرا وعلما و حلما و لعن الله تعالÙ‰ ظالمیک یا Ø£با عبد الله
و بعد از این گفتگو امام حسین (ع) برخاست و دست به گردن پدرش انداخت و او را بوسید. علی (ع) هم فرزندش حسین‌بن‌علی(ع) را در برگرفت و بوسید و به او فرمود:
خداوند فخر و شرف و دانش و بردباری تو را زیادتر گرداند و آنهایی را که به تو ای ابوعبدالله ستم کنند لعنت کند.