اسلام مووی- کتاب ØŒ مقاله و پژوهش
برگرفته از کتاب " مجالس المشاهد " شیخ جعفر شوشتری Ø›

جلسه اول
اما بعدØ› امروز که اینجا نشسته ایدØŒ هر کس ملاحظه حال دل خود کند. اگر مÙ‰ بینÙ‰ هیچ نگفته و نشنیده دلت گرفته است ØŒ و گریه بر تو مستولÙ‰ شده ØŒ و چنین حالتÙ‰ در خود ملاحظه کردÙ‰ ØŒ بشارت باد ترا که علامت ایمان است . اÙ‰ برادران ØŒ بیائید با خودمان راست بگوئیم ØŒ که از روزÙ‰ که مکلف شده ایم ØŒ و اظهار مÙ‰ کنیم توحید خدا راØŒ و اعتقاد به نبوت نبÙ‰ و امامت ائمه (علیهم السلام ) راØŒ تا به حال همه اینها را از روÙ‰ لفظÙ‰ گوئیم و حقیقتÙ‰ از اینها در ما ظاهر نشده است ...
مشروح در ادامه مطلب
مجلس اول
بسم الله الرحمن الرحیم
اللهم انÙ‰ امجدک و لاغایه لمجدک . لا احصÙ‰ ثناØ¡ علیک ØŒ انت کما اثنیت علÙ‰ نفسک . توحدت بالعظمه و العلاØ¡ و تفردت بالجود و الکبریاØ¡. توهت فÙ‰ کبریاØ¡ هیبتک دقائق الاوهام و انحسرت دون النظر الیک خطائف ابصار الانام . نحمدک علÙ‰ جزیل الانعام . و نشکرک علÙ‰ جمیل الاکرام . و نصلÙ‰ و نسلم علÙ‰ نبیک نبÙ‰ الرحمه و امام الائمه ØŒ المنتجب من طینه الکرم و سلاله المجد الاقدم ØŒ و علÙ‰ اهل بیته ینابیع الحکم و عصم الامم ØŒ و الساده الاتقیاØ¡ و القاده الاصفیاء، مادامت الخضراØ¡ علÙ‰ الغبراء، و استنارت الغبراØ¡ من الخضراØ¡
اما بعدØ› امروز که اینجا نشسته ایدØŒ هر کس ملاحظه حال دل خود کند. اگر مÙ‰ بینÙ‰ هیچ نگفته و نشنیده دلت گرفته است ØŒ و گریه بر تو مستولÙ‰ شده ØŒ و چنین حالتÙ‰ در خود ملاحظه کردÙ‰ ØŒ بشارت باد ترا که علامت ایمان است . اÙ‰ برادران ØŒ بیائید با خودمان راست بگوئیم ØŒ که از روزÙ‰ که مکلف شده ایم ØŒ و اظهار مÙ‰ کنیم توحید خدا راØŒ و اعتقاد به نبوت نبÙ‰ و امامت ائمه (علیهم السلام ) راØŒ تا به حال همه اینها را از روÙ‰ لفظÙ‰ گوئیم و حقیقتÙ‰ از اینها در ما ظاهر نشده است ØŒ تمام بÙ‰ حقیقت است و چه بسیار معلوم است که جسد بÙ‰ روح ØŒ و پوست بÙ‰ مغزØŒ و ظاهر بÙ‰ باطن ØŒ ثمرÙ‰ ندارد. بلÙ‰ ØŒ به ندرت حقیقتÙ‰ یافت مÙ‰ شودØŒ و علامت او این حزن و اندوه است .
و این یکÙ‰ از نشانه هاست ØŒ که اگر چنین هستÙ‰ ØŒ معلوم است که مرتبه معجونیت ولایت را دارÙ‰ و داخل در فقره شیعتنا قد خلقوا من فاضل طینتنا و عجنوا بنور ولایتنا(2) شیعیان ما از باقیمانده طینت ما خلق شده اند و به نور ولایت ما عجین گشته اند هستÙ‰ . دلت راهÙ‰ به ایشان داردØ› چرا که امروز روز اول حزن ایشان است . بارÙ‰ ØŒ این فقره را من باب اشاره و تنبیه ذکر کردیم ØŒ برویم بر سر مطلب Ø› این ایام ØŒ ایام مصیبت است Ø› نه یک مصیبت ØŒ بلکه ایام چند مصیبت است : یکÙ‰ مصیبت اسلام است ØŒ که اسلام در این ایام غریب شده است . علاوه بر غریبÙ‰ ØŒ ضعیف هم شده است . منکرین اسلام بر او غالب شده اند. یکÙ‰ به جهت غلبه فرق کفر از قبیل فرنگیان بر اسلام Ø› و یکÙ‰ به جهت میل خلق به سوÙ‰ ایشان که قواعد آنها را پسندیده اندØŒ اسلام مضمحل شده Ø› لکن این قواعد از براÙ‰ اسلام میمنت نکردØŒ و یمنÙ‰ نداشت . از آن روز تا به حال مسلمین مقهور و مغلوب شده اند. شنیدم که در زمان قبل - تقریبا هشتاد یا صد سال پیش - نابینائÙ‰ بوده است که از همه فرنگیها متشخص تر و مرد داناÙ‰ دنیا بوده است . ایرانیها از او خواهش نمودند که قواعد جنگ فرنگیان را به ایشان تعلیم کند. در جواب گفته بود که ما مضایقه نداریم ØŒ ولÙ‰ محذورÙ‰ در این امر هست و آن این است که علاوه بر آنکه قاعده ما را تعلیم نخواهید گرفت ØŒ شمشیر کج تان و سوارÙ‰ میدانتان هم از دست شما مÙ‰ رود.
بارÙ‰ ØŒ امر دین هم از این قبیل شده است . مصیبت دیگرØŒ مصیبت تدین ماهاست Ø› که در فقرات ماØ¡ثور است : اللهم لاتجعل مصیبتنا فÙ‰ دیننا اگر اندکÙ‰ تاØ¡مل کنÙ‰ ØŒ مÙ‰ یابÙ‰ که در تدین ماها مصیبت بهم رسیده ØŒ و گویا این دعا در حق ما مستجاب نشده است . از چند جهت و چند راه : یکÙ‰ در این راه ملاحظه کن که ادعا مÙ‰ کنÙ‰ بندگÙ‰ خدا راØŒ و امت بودن خاتم انبیا راØŒ و ولایت هدÙ‰ را. بینک و بین الله ØŒ نظر کن که با خدا چه رابطه دارÙ‰ ØŸ و چه ربطÙ‰ پیدا کرده اÙ‰ با پیغمبر (صلÙ‰ الله علیه و آله )ØŸ و چه مناسبت دارÙ‰ با امامت ØŸ چه در افعال ØŒ و چه در اقوال و در حرکات و سکنات . این هم یک مصیبت Ø› مصیبت دیگرØŒ مصیبتÙ‰ است که گناهان ما قطع رحمت کرده است ØŒ و برکات زمین و آسمان را برداشته است Ø› مصیبت دیگرØŒ مصیبت تازه امروز است Ø› مصیبت ((صاحب المصیبه )) که کاØ¡نه لقب مختص حضرت حسین (علیه السلام ) است . بدان که چند صفتند که اگر چه وضعا و معنا عمومیت دارندØŒ ولÙ‰ گویا اسم حضرت حسین (علیه السلام ) است : یکÙ‰ ((صاحب المصیبه )) که گویا اسم آن حضرت شده است . وجه اختصاص ØŒ ظهور مصائب در آن حضرت است بر وجه اتم و اکمل که گویا دیگر صاحب مصیبتÙ‰ در عالم نبوده . یکÙ‰ ((مظلوم )) است که گویا علم شده است براÙ‰ آن حضرت ØŒ و بر دیگرÙ‰ صدق نمÙ‰ کند. در حدیث است که امام مÙ‰ فرماید: من اØ¡حب اØ¡ن تکون الجنه مسکنه و ماØ¡واه ØŒ فلایدع زیاره المظلوم هر کس دوست دارد که بهشت مسکن و اقامتگاه اش باشدØŒ پس نباید زیارت مظلوم را ترک کند راوÙ‰ عرض کرد: و من المظلوم ØŸ امام فرمود:
آیا نمÙ‰ شناسÙ‰ مظلوم راØŸ! هو الحسین بن علÙ‰ صاحب کرب و بلاØ¡(3).
یکÙ‰ دیگر ((مکروب )) است Ø› یعنÙ‰ کسÙ‰ که دل او پردرد است .این صفت هم اختصاص به آن حضرت دارد. این ایام ØŒ ایام مصیبت اوست ØŒ و مصیبت آن حضرت با مصیبت تدین ما مشابهتÙ‰ دارندØŒ بلکه با هم ربط دارندØŒ که معالجه براÙ‰ یکدیگر مÙ‰ شوند و به این مصیبت عظمÙ‰ مÙ‰ توانیم رفع آن مصائب بکنیم . از جمله مناسبات و مشابهاتÙ‰ که فیما بین المصیبتین است این است که مصیبت حضرت حسین (علیه السلام ) کوچکÙ‰ و سبکÙ‰ نداردØŒ بلکه آنچه بر آن حضرت وارد آمدØŒ مصیبه بعده مصیبه ØŒ شدتش زیاد مÙ‰ شد. مصیبت دیندارÙ‰ ما هم همین قسم است . هر چه بیاید عظیم تر است .
مصیبت مردن عظیم است . مصیبت داخل شدن در قبر و سؤ ال نکیرین عظیم تر است . مصیبت حشر و نشر عظیم تر است . هر چه بیایدØŒ آنا فآنا او در تزاید است . و کذلک مصاب صاحب المصیبه Ø› و اگر بخواهم بگویم مصیبت آن مظلوم کدام یک اعظم است ØŒ نمÙ‰ دانم چه بگویم . از علیا مکرمه سکینه - رضÙ‰ الله عنها - منقول است که فرمود: بیرون آمدن ما از مدینه از همه سنگین تر بودØ› لکن از آن عظیم تر امروز به عمل آمدØ› که در همین صحراÙ‰ نجف اول مصیبت اهل بیت بود: در دو فرسنگÙ‰ اینجاØŒ لشکر حر به لشکر حسین (علیه السلام ) رسیدند. تا امروز یا دیروز اهل بیت دشمن در مقابل ندیده بودند. حر وارد شد با هزار سوار. ابن زیاد از کوفه تا قطقطانیه ØŒ یا قادسیه را پر از لشکر کرده بود. خلاصه ØŒ چشم زنان و عیال و اطفال که بر آن لشکر افتادØŒ همه خائف و ترسان شدند. حضرت چون ملاحظه خوف عیال نمودØŒ در آن نواحÙ‰ تلÙ‰ بود که به آن ((ذÙ‰ جشب )) مÙ‰ گفتندØŒ امر کرد عیال را ببرند بر بالاÙ‰ تل ØŒ و خود آن حضرت با اصحاب در پائین آن تل صف کشیدند که عیال و اطفال مضطرب نشوند. این هم یک مصیبت عظیم Ø› بلکه مÙ‰ گویم همه مصائب آن حضرت در کمال شدت بود و اعظم اند. اگر عظیم و اعظمÙ‰ تصور شودØŒ به مراتب خود اینهاست . حال انصاف بده ØŒ این اضطراب عظیم تر است ØŒ یا مصیبت بیرون آمدن از مدینه ØŸ! این هم باز اضطرابÙ‰ نیست نسبت به وقتÙ‰ که وارد ((کربلا)) شدند. اگر کسÙ‰ خدمت علیا مکرمه سکینه عرض کند: روزÙ‰ که از مدینه بیرون آمدÙ‰ با پدر بزرگوارØŒ چه قسم بود با آن روزÙ‰ که از کربلا بر شتر برهنه سوارÙ‰ شدÙ‰ رو به کوفه ØŸ برآورد کن یکÙ‰ از دیگرÙ‰ عظیم تر!
خیال شما این است که این مصیبت اعظم است . بدان که اعظم از این هم هست . ملاحظه کن : آیا این عظیم تر است ØŒ یا پیاده کردن ایشان را بر در خانه ابن زیادØŸ! بارÙ‰ ØŒ منظورم این است که این مصیبت عظیم و اعظم نداردØŒ همه سنگین و سنگین ترند. اصل منظورم این که گفتم ماها در این اعمال که داریم هیچ مناسبتÙ‰ با پیغمبر (صلÙ‰ الله علیه و آله ) بهم رسانیده ایم یا نه ØŸ حالا پیغمبر را ملاحظه کن ØŒ از عبادات و حرکات و سکناتش ØŒ ببین شباهتÙ‰ به آن سرور داریم ØŸ همه امیدوارÙ‰ ما به این است که یک شباهت به آنها داریم - و یا اگر نداریم تحصیل نمائیم - که آن مناسبت و مشابهت ((گریه بر حسین مظلوم )) است که ایشان گریه کردندØŒ و ما هم گریه کنیم ØŒ اقامه عزایش بنمائیم Ø› چرا که پیغمبر (صلÙ‰ الله علیه و آله ) اقامه عزا کرده است (4)ØŒ
امیر المؤ منین (علیه السلام ) و فاطمه (علیها السلام ) هر یک اقامه عزایش کرده اندØŒ هر یک به کیفیت مخصوصÙ‰ ØŒ ما هم اقامه عزایش مÙ‰ کنیم . اما نه بر وجهÙ‰ که آن هم باعث ناخشنودÙ‰ ایشان بوده باشد. در حدیث است که معصوم به مفضل فرمود: اÙ‰ مفضل ØŒ زیارت حضرت سیدالشهداØ¡ مÙ‰ رویدØŸ عرض کرد: بلÙ‰ . فرمود: لا تزورون خیر من ان تزورون مفضل گوید: عرض کردم : قطعت ظهرÙ‰ ! چرا ترک زیارت کردن ما بهتر از زیارت کردن ما است ØŸ فرمود: ((به علت آنکه به زیارت مÙ‰ روید به صحبت و خوشحالÙ‰ ØŒ به غذاهاÙ‰ خوب ØŒ و حسین بن علÙ‰ کشته شده است گرد آلودØŒ مهموم ØŒ مغموم ØŒ تشنه ØŒ گرسنه ØŒ زائر او هم باید به این صفت باشد)) کذا فÙ‰ الحدیث اØ¡و ما یقرب منه (5) از این مطلب گذشته ØŒ قسمÙ‰ اقامه عزاÙ‰ آن سرور کنیم که مبتنÙ‰ بر ریا و هوا و هوسها و خیالهاÙ‰ باطل دنیا نبوده باشد که باعث غضب آن حضرت شود. اصل مقصودم این است که امروز بیان کیفیت اقامه عزاÙ‰ سیدالشهداست از پیغمبر (صلÙ‰ الله علیه و آله ) و امیرالمؤ منین (علیه السلام ) ولÙ‰ چون روز اول است مÙ‰ خواهم بیان اقامه عزاÙ‰ پیغمبر را بگویم .
بدانید پیغمبر احترامÙ‰ که براÙ‰ سیدالشهداØ¡ مÙ‰ داشت ØŒ قسم مخصوصÙ‰ بودØ› محبتش هم قسم مخصوصÙ‰ بودØŒ بر وجهÙ‰ که به عقل درست نمÙ‰ آید. ملاحظه کن مرتبه محبت را که به چه مرتبه بود: آن سرور بالاÙ‰ منبر مشغول خواندن خطبه بود که حسین (علیه السلام ) وارد مسجد شدØŒ پایش به دامن پیراهن بگیرد و بیفتدØŒ پیغمبر (صلÙ‰ الله علیه و آله ) با آن تمکین ØŒ با آن وقارØŒ خطبه را بگذاردØŒ و از منبر به زیر بیایدØŒ و حسین (علیه السلام ) را بر دارد. این چه مقام محبت است ! بعضÙ‰ تعجب کردندØŒ عرض کردند: یا رسول الله ØŒ این قدر محبت با طفل ندیده ایم ! فرمود: ان الله قد اØ¡مرنÙ‰ به یا نزدیک به این مضمون که خدا امر فرموده است (6). مجملا کیفیت تعزیه دارÙ‰ آن جناب به اØ¡نحاØ¡ متکثره بوده که هر یک قسم خاص است . تعزیه دارÙ‰ پیغمبر (صلÙ‰ الله علیه و آله ) از اول ولادت حسین است تا وقت احتضار: وقت ولادت حسین ØŒ ایستاده در حجره ØŒ پس از ولادت فرمود: ((فرزند مرا بیاورید پیش من )). اسماØ¡ عرض کرد: هنوز پاکیزه اش نکرده ام . فرمود: ((تو او را پاکیزه مÙ‰ کنÙ‰ ØŸ خدا او را پاکیزه کرده است ))! هنوز کسÙ‰ او را ندیده بود. او را در وصله و لباس پشمینه پیچیده و آورد. حضرت نگاه اولÙ‰ که به حسین (علیه السلام ) کردØŒ فرمود: عزیز علÙ‰ Ø› عزیز علÙ‰ یا اØ¡باعبدالله !(7) چه بسیار سخت است براÙ‰ من شهادت تو یا اباعبدالله . یک اقامه عزادارÙ‰ بر او وقتÙ‰ که از عالم مÙ‰ رفت حسین (علیه السلام ) را بر سینه اش چسبانیده و عرق مبارکش از جبینش بر روÙ‰ او مÙ‰ ریخت ØŒ و متوجه عالم بقا بود. نمÙ‰ دانم چه در نظرش آمد که فرمود: ما لÙ‰ ولیزیدØ› مرا با یزید چه کار است ØŸ! خداونداØŒ لعنت کن یزید را. این هم وقت احتضار آن حضرت که هنگام ارتحال از این عالم بودØ› اما اقامه عزا بعد از ارتحال در روز ((عاشورا)) باشدØŒ عجالØ© ما بین را بگوئیم : اقامه عزاÙ‰ پیغمبر (صلÙ‰ الله علیه و آله ) فیما بین ولادت و احتضارش این بود که مÙ‰ بوسید مواضع مخصوصÙ‰ از سیدالشهداØ¡ را و گریه مÙ‰ کرد: ((پیشانÙ‰ )) او را مÙ‰ بوسید و گریه مÙ‰ کرد(8). یکÙ‰ ((لب و دهنش )) را مÙ‰ بوسیدØŒ گریه مÙ‰ کرد(9). و یکÙ‰ دیگر ((نحر)) آن حضرت را مÙ‰ بوسید و گریه مÙ‰ کرد(10)ØŒ و ((نحر))ØŒ آن گودال گردن است ØŒ آنجا که شتر را نحر مÙ‰ کنند. و دیگر ((شکمش )) را وا مÙ‰ کرد و مÙ‰ گشودØŒ و روÙ‰ دلش را خیلÙ‰ مÙ‰ بوسید(11). این چهار عضو را مخصوصا خیلÙ‰ مÙ‰ بوسیدØŒ و بعضÙ‰ اوقات تقبیل آن حضرت مخصوص به عضو مخصوص نبود. آن مظلوم طفل بودØŒ نمÙ‰ ایستاد. حضرت امیر (علیه السلام ) را امر مÙ‰ کرد که حسین را نگاهدارØŒ و ((همه بدنش )) را مÙ‰ بوسید و گریه مÙ‰ کرد. عرض مÙ‰ کردند: چرا گریه مÙ‰ کنÙ‰ ØŸ! مÙ‰ فرمود: ((اØ¡قبل موضع السیوف ))(12) جاÙ‰ شمشیرها را مÙ‰ بوسم .
اÙ‰ برادر فعل نبÙ‰ (صلÙ‰ الله علیه و آله ) مبنÙ‰ بر حکمت است ØŒ و هر یک از این مواضع سببÙ‰ داشت : اما سر بوسیدن ((پیشانÙ‰ ))ØŒ بسا مÙ‰ شود بعضÙ‰ گمان مÙ‰ کنند به جهت این بود که موضع سنگÙ‰ است که در روز ((عاشورا)) بر او وارد آمدØ› لکن نه همین است ØŒ بلکه ممکن است و بسا باشد به جهت این بود که وقت شهادتش پیشانیش بر روÙ‰ خاک بود. اما ((لب و دهان )) که مکرر مÙ‰ بوسید. حتÙ‰ گاهÙ‰ که در کوچه ØŒ حسین (علیه السلام ) با اطفال بودØŒ پیغمبر (صلÙ‰ الله علیه و آله ) مÙ‰ گذشت و قصد او مÙ‰ فرمود: حضرت حسین (علیه السلام ) به این طرف و آن طرف مÙ‰ رفت ØŒ و خاتم انبیا (صلÙ‰ الله علیه و آله ) چنین مÙ‰ کرد تا حسین (علیه السلام ) را مÙ‰ گرفت ØŒ و ((لب و دندان )) حسین (علیه السلام ) را مÙ‰ بوسید(13). پیغمبر (صلÙ‰ الله علیه و آله ) با آن وقار - که صاحب الوقار و السکینه است - مثل حسین به اطراف مÙ‰ دوید تا او را مÙ‰ گرفت و لب و دهان یا دندانش را مÙ‰ بوسید. و بعد وجهش معلوم شد که از این جهت بود که آن ((لب و دندان )) جاÙ‰ آن چوبها بود که زبان از گفتنش لال است . اما قسم دیگر که ((نحر)) مقدسش بوده باشد. بدانید که ذبح کردن و نحر کردن دو چیز است : ذبح سر از بدن جدا کردن است ØŒ و نحر این است که نیزه یا کاردÙ‰ در نحر او - که گودÙ‰ گردن است - فرو مÙ‰ برندØŒ مانند شتر که او را نحر مÙ‰ کنند. آه ØŒ واحزناه ! آن مظلوم نه همین مذبوح ØŒ بلکه منحور هم بودØ› که در فقرات زیارت مÙ‰ خوانÙ‰ و از صفات آن حضرت است که : نحره منحور.
انا لله و انا الیه راجعون
💬 دیدگاهها (0 دیدگاه)
📝 ثبت دیدگاه جدید
✅ بدون نیاز به کد امنیتی
✅ دیدگاه شما پس از تایید مدیر نمایش داده میشود.