✍️ نویسنده: 9

نودیها:از «نه» شهریارانه به ریاست کتابخانه سلطنتی تا صله‌ای که ندیده به جبهه‌ها بخشید

شعر دوست در توصیف عزت‌نفس و بزرگ‌منشی استاد خاطره دیگری هم نقل می‌کند: « در دوره‌ای که رهبر معظم انقلابØŒ رئیس‌جمهور بودندØŒ یک روزØŒ آقای میرمحمدی که رئیس دفتر ایشان بودندØŒ آمدند و از طرف حضرت آقاØŒ یک چک به عنوان صله به شهریار دادند. اما استاد بدون اینکه لای چک را باز کند و مبلغ را ببیندØŒ پشت چک نوشت: «از طرف محمدحسین شهریار به جبهه‌های نبرد حق علیه باطل.» بعدها فهمیدیم که مبلغ چک سه میلیون تومان بوده که در آن زمانØŒ رقم قابل‌توجهی بود!

خبرگزاری فارس- فرشید باغشمال:  شعر و زندگی استاد شهریارØŒ بسیار دستخوش ماجراجویی و رویاپردازی بوده‌است. این نکتهØŒ اگرچه به پیوند عمیق شاعر با مردم روزگار بر می‌گرددØŒ اما در بسیاری اوقات نیز دستمایه تحریف و افسانه‌سرایی در مورد شهریار بوده‌است. استاد شهریارØŒ واپسین سال‌های عمر پربرکت خود را در زادگاه خویش سپری کرده و این دوره مقارن‌ بوده با غوغای سال‌های دفاع مقدس و شرایط خاص اجتماعی و سیاسی آن دوران. در این سال‌ها مرحوم شهریارØŒ به فراخور دوره سالخوردگی و روحیات خاص شاعرانهØŒ ارتباطات محدودی داشته‌است و به ندرت کسی را به حضور می‌طلبید. نزدیکان معتمد شهریار مشخص است. به خاطره‌بافی و نقل‌قول هر کسی را در مورد شهریار باور نکنیم.

 

زادگاه شهریار تبریز استØŒ نه جای دیگر!

* در سال‌های اخیرØŒ صحبت‌های زیادی در تحریف زادگاه شهریار صورت گرفته‌است. شهریارØŒ در هیچ روستایی زاده نشده‌است! استادشهریار متولد یکی از اصیل‌ترین محلات تبریز است. وی سال Û±Û²Û¸Ûµ در خانه‌ای در خیابان ششگلان تبریز دیده به جهان گشود. خانه‌ای که در جریان مسیرگشایی‌های دهه Û·Û° تخریب شده‌است. پدر شهریار اصالت خشکنابی داشتØŒ اما سال‌ها در تبریز بود و فرزندان خود را صرفاÙ‹ برای در امان‌ماندن از آشوب‌های روزگار مشروطه به روستا فرستاده بود

 

عشق دروغینی به نام «ثریا ابراهیمی»

* یکی از بدترین تحریفاتی که در سال‌های اخیرØŒ در مورد شهریار عنوان شدهØŒ ماجرایی است موسوم به «معشوقه شهریار!» خلاصه این شایعه مبتذلØŒ این است که شهریار دختری به نام «ثریا ابراهیمی» را دوست داشته و آن دختر که الان پیر و سالخورده شده در آمریکا است! عکسی هم برای این معشوقه دروغین ساخته و پرداخته‌اند. مرحوم اصغر فردیØŒ چند سال پیش با تکذیب این ماجرا گفت: عشق شهریار برحسب عفت و نزاکت باطنی استاد چنان مکتوم و پنهان نگهداشته شده که هر اظهاری در این باره بی‌اساس و دروغ و تخیل است. استاد هرگز درباره هویت معشوق خود در تمام عمر خود به هیچ احدی کمترین مطلبی ارائه نکرد.

 

استاد زنوزیØŒ معلم خوشنویسی شهریار

* استاد شهریارØŒ  خوشنویسی را نزد پدرش آموخته بود. پدر استاد نیز شاگرد امیرنظام گروسی بود که خود امیرنظام از شخصیت‌های بی‌نظیر تاریخ خوشنویسی ایران است. اما به هر حالØŒ شهریار بعدها خط و خوشنویسی را کنار گذاشته بود. تا اینکه در سال‌های پایانی عمرØŒ آشنایی با «استاد میرحسین زنوزی» استاد را دوباره به وادی خوشنویسی بر می‌گرداند. استاد زنوزی این بازگشت را چنین روایت می‌کند: «این که از چه هنگام خوشنویسی را کنار گذاشته بودند نمی‌دانمØŒ اما بعد از شرفیابی من به خلوت ایشانØŒ نوشتن خطØŒ کار هرروزه ایشان شد. قلم و دوات و مرکب آماده کرده بودم و هفته‌ای یک‌روز جمعه را که حتما مشق خط داشتند. آثار باقی‌مانده از ایشان هم گویاست که اشعار خودشان را به خط تحریری خود نگاشته‌اند. برخی از اشعار را هم بنده مشق کرده‌ام.»

 

 

پیکره حکیم فردوسیØŒ یادگاری شعرخوانی استاد شهریار

* گاه از مقابل دبیرستان فردوسی و سینما فرهنگیان گذشتیدØŒ یادتان باشید ÛµÛ° سال پیش شهریار در همین نقطهØŒ دست زیر پیکره باشکوه حکیم ابوالقاسم فردوسیØŒ شعر غرایی در ستایش این شاعر خوانده‌است. آئین پرده‌برداری از این پیکره زیبا آبان Û±Û³Û´Û¸ همزمان با هزاره فردوسی در تبریز و چند شهر بزرگ کشور برگزار شد.

«وادی رحمت» نامگذاری ماندگار استاد شهریار

* قبول دارید که «وادی رحمت» تبریزØŒ زیباترین نام در میان آرامستان‌های کشور داردØŸ حمید وارستهØŒ شهردار سال‌های دور تبریز نقل می‌کند که در نامگذاری این مجموعهØŒ از دو چهره شاخص شهر استمداد کرد. «استاد شهریار» از روی مصرعی از حافظ (عاقبتØŒ منزل ما وادی خاموشان است) «وادی خاموشان» را پیشنهاد می‌کند و مرحوم آیت‌الله میرزاعبدالله مجتهدی تبریزیØŒ پیشنهاد شهریار را تکمیل می‌کند و «وادی رحمت» را پیشنهاد می‌دهد.

 

شهریار حتی گواهینامه هم نداشتØŒ چه رسد به ماشین!

* چند سال پیش در آستانه سال Û²Û°Û±Û¸ (سال تبریزØŒ پایتخت گردشگری اسلامی) یکی از رسانه‌هاØŒ ماشین قراضه‌ای را با عنوان «رنوی شهریار» در بوق و کرنا کرد. رونمایی از این ماشین با حضور مدیرکل میراث در یکی از هتل‌های مجلل تبریز برگزار شد. حتی سیمای سهند نیز فریب این ماجرا را خورد. چند روز بعدØŒ هادی بهجتØŒ فرزند استاد در نامه‌ایØŒ به موضوع واکنش نشان داد و گفت: «پدر بندهØŒ نه ماشین داشتØŒ نه پولی که ماشین بخردØŒ نه گواهینامه.» ماجرا از این قرار بوده که یکی از آشنایان شهریارØŒ در سال Û¶Û¶ از ایشان توصیه‌ای به نمایندگی ایران خودرو گرفته بود که یک دستگاه ماشین رنو به قیمت دولتی از کارخانه بگیرد. کارخانه هم به این دلیل که نامه به امضای شهریار بود سند را به نام شهریار صدر کرده بود. شهریار نه تنها مالک ماشین نبودØŒ بلکه حتی آن را از نزدیک ندیده بود.

 

شعر شهریار هیچ‌گاه دست انیشتین نرسیده‌است

* یکی از زیباترین نیمایی‌های شهریارØŒ شعر جاودانه «پیام انیشتین» استØŒ اما صحبت‌هایی که در مورد متاثرشدن انیشتین از نامه شهریار و ندامت او مطرح می‌شودØŒ افسانه‌ای بیش نیست. افسانه بافته‌اند که انیشتین بعد از اینکه ترجمه انگلیسی شعر را می‌خواندØŒ با حال نزار و منقلب و گریانØŒ می‌گوید: «به دادم برسید!» و به این ترتیبØŒ تحولی در او ایجاد می‌شود که این دانشمند را به یک شخصیت مبارز علیه سلاح‌های اتمی تبدیل می‌کند! چنانکه گفته شد این حرف‌هاØŒ صحیح نیست. چون اصلاÙ‹ پدر بمب اتمی «رابرت اپنهایمر» استØŒ نه انیشتین. بعلاوه انیشتین یک سال پیش از ارسال چنین نامه‌ایØŒ در روزنامه نیویورک‌تایمز حمله اتمی آمریکا به ژاپن را محکوم کرده بود!»

 

«مرحوم حاج‌فیروز آقا» مداح مجلس ختم شهریار

* آخرین مراسمی که در مسجد کبود تبریز برگزار شدØŒ مجلس ختم استاد شهریار بود. مسجد با آن عظمتØŒ به صورت خودجوشØŒ توسط بازاریان مفروش شد. اتفاقاÙ‹ یکی از مداحان مراسم نیز مرحوم حاج‌فیروز زیرک‌کار بود که شعری با این مطلع خواند:

ببین چه گفت که جان جهان فدای علی

به جان دوست که سیرم من از جهان شما

 

«نه» شهریارانه به ریاست کتابخانه سلطنتی

* استاد شهریار پیش از انقلابØŒ یک مسئولیت مهم دولتی را رد کرده‌است. آن‌گونه که دکتر شعردوست از شهریار نقل می‌کندØŒ وزیر وقت فرهنگØŒ علاوه بر حکم ریاست کتابخانه سلطنتی ایرانØŒ دستور داده بود  یک واحد خانه در شمیرانات تهران در اختیار شهریار قرار بگیرد تا استادØŒ با فراغ بال در تهران باشند. اما شهریار از پذیرش این مسئولیتØŒ امتناع کرده بود. دکتر شعردوست همچنین در توصیف عزت‌نفس و بزرگ‌منشی استاد خاطره دیگری هم نقل می‌کند: « در دوره‌ای که رهبر معظم انقلابØŒ رئیس‌جمهور بودندØŒ یک روزØŒ آقای میرمحمدی که رئیس دفتر ایشان بودندØŒ آمدند و از طرف حضرت آقاØŒ یک چک به عنوان صله به شهریار دادند. اما استاد بدون اینکه لای چک را باز کند و مبلغ را ببیندØŒ پشت چک نوشت: «از طرف محمدحسین شهریار به جبهه‌های نبرد حق علیه باطل.» بعدها فهمیدیم که مبلغ چک سه میلیون تومان بوده که در آن زمانØŒ رقم قابل‌توجهی بود!

فارس