✍️ نویسنده: 4
مجله نودیها:تربیت دینی کودکان در دوره خردسالی تنها با ایجاد احساسی خوشایند نسبت به مسائل دینی که فقط با مشاهده اجرای منظم احکام و آداب دینی توسط اعضای خانواده حاصل می‌شودØŒ در مراحل بعدی به وسیله ایجاد حس تقلید در کودکØŒ موجب عادت به‌انجام فرایض دینی و نهادینه شدن خواهد بود.
 
تربیت دینی کودکان در دوره خردسالی تنها با ایجاد احساسی خوشایند نسبت به مسائل دینی که فقط با مشاهده اجرای منظم احکام و آداب دینی توسط اعضای خانواده حاصل می‌شودØŒ در مراحل بعدی به وسیله ایجاد حس تقلید در کودکØŒ موجب عادت به‌انجام فرایض دینی و نهادینه شدن خواهد بود. تشویق و نوازش والدین در هنگام انجام فرایض دینی کودک باعث افزایش انگیزه و میل او به انجام فرایض خواهد شد. از طرفی خوشایندکردن اجرای احکام برای کودکانØŒ تضمین‌‌کننده آینده‌ روشن تربیتی آنها خواهد بود. حدود سه یا چهار سالگیØŒ بچه‌هاØŒ نام خداوند را یاد می‌گیرند. کودکØŒ ابتداØŒ دنبال قوی‌ترین فرد است و چون از نوزادیØŒ مادرØŒ نیازهایش را رفع کردهØŒ می‌پندارد که مادرØŒ محکم‌ترین تکیه‌گاه استØŒ ولی خیلی زود می‌فهمد که مادرØŒ از خیلی چیزها می‌ترسد و چون پدر از آن‌ها نمی‌ترسدØŒ پدر را تکیه‌گاه و قوی‌ترین آدم می‌یابدØŒ ولی پدر هم از بعضی چیزها می‌ترسد. در این زمان است که از ما می‌پرسد: «چه کسی قوی‌ترین است؟» به او می‌گوییم: «خدا». این خدا کجاستØŸ به او می‌گوییم: «بزرگ‌تر که شدیØŒ برایت می‌گویم.» چون کودک سهØŒ چهار سالهØŒ در مرحله تفکر ابتدایی استØŒ فقط آن‌چه را می‌بیندØŒ قبول دارد. بنابراین نمی‌توان به او گفت: «خدا نادیدنی است و همه جا هست.»۱ هیچ‌گاه به پرسش‌های کودکان درباره خداØŒ بی‌درنگ و بدون تØ£مل پاسخ ندهید. پاسخ به این گونه پرسش‌ها باید در زمان و مکان مناسبی باشد.  

خدای دوست داشتنی Ûµ سالگی

در فاصله سنی سه تا پنج سالگیØŒ کودکانØŒ خدا را شبیه انسانی می‌دانند که به آن‌ها اتومبیل یا اسباب‌بازی می‌دهد و مراقب همه چیز استØ› موجودی دوست‌داشتنی. چنین برداشتیØŒ به چنین پرسش‌هایی می‌انجامد: «آیا خدا می‌خوابدØŸ خدا برای تعطیلات کجا می‌رودØŸ خدا کجا زندگی می‌کند؟» اگر به او بگویید: «اگر بدرفتاری کنیØŒ خدا عصبانی می‌شود»، اوØŒ پدری عصبانی را مجسم می‌کند که آماده است برای جزیی‌ترین تخطیØŒ او را تنبیه کند. به‌تدریج که بزرگ‌تر شدØŒ باید خدا را به او چنان معرفی کنیم که بچه‌هاØŒ از او خوش‌شان بیاید. از لطف و کرم خداØŒ مهربانیØŒ قدرت خداØŒ بخشش و زیبایی‌دوستی او می‌گوییم. درباره بهشتی که به نیکوکاران وعده دادهØŒ سخن می‌گوییم و اگر ضرورت خاصی پیش آمدØŒ درباره جهنم به زبانی ساده برایش توضیح می‌دهیم. پرسش‌های کودکان درباره‌ خدا را جدی بگیرید و بدان‌ها پاسخ دهیدØŒ پاسخ‌هایی از قبیل این که بعد «بعد می‌فهمی» یا «بزرگ می‌شوی و خواهی فهمید»، درست نیستØ› زیرا ممکن است از نا آگاهان یا غرض ورزان بپرسد و دچار سردرگمی یا انحراف شود. هیچ‌گاه به پرسش‌های کودکان درباره خداØŒ بی‌درنگ و بدن تØ£مل پاسخ ندهید. پاسخ به این گونه پرسش‌ها باید در زمان و مکان مناسبی باشد. هنگام آشپزیØŒ زمان آماده شدن برای خروج از منزلØŒ هنگام مرتب کردن اتاق‌ها و...زمان‌های مناسبی نیستند و اگر کودک شما در این گونه موقعیت‌ها پرسیدØŒ پاسخ آن را به زمان مناسبی واگذارید. پاسخ‌های شما باید با سن کودک متناسب باشد. استفاده از استدلال‌های ساده برای اقناع کودک خوب استØ› اما استدلال‌های فلسفی سنگین فایده‌ای ندارد. مهم‌ترین و شایع‌ترین پرسش‌های کودکان درباره‌ خدا عبارتند از: خدا کیست و چیستØŸ برای پاسخ به این سؤالØŒ باید از اوصاف خداوند و مقایسه او با دیگران استفاده کÙ€رد: ‌خدا کسی است کÙ€ه مهربانی‌اش از پÙ€در مادر هم بیشتر است. او کسی است که از پدر و مادر هم بیشتر از تو مراقبت می‌کند. خدا از قوی‌ترین کسی که می‌شناسی هم قوی‌تراست.  

خدا کجاستØŸ خدا همه‌ جا است

چه طور و چگونه خدا همه جا هستØŸ خدا مثل ما انسان‌ها نیست که فقط رد یک جا هستند. او قدرتی دارد که می‌تواند همه جا باشدØ› مثل سخنران تلویزیون که در همه خانه‌ها او را می‌بینند. اگر خدا همه جا هستØŒ چرا او را نمی‌بینم؟‌ خیلی چیزها مانند هواØŒ گرما و برق را نمی‌بینیم؛‌ اما وجود دارند. فرزندی همین سؤالراازپدرخودمی‌پرسد. پدر لیوانی آب و دو حبه قند می‌آورد و مقابل دیدگان فرزندØŒ آن دو حبه قند را داخل آب در لیوان قرار می‌دهد و آن ها را در آب حل می‌کندØ› آن‌گاه می‌پرسد:‌ آیا حبه‌های قند داخل لیوان هستند یا از آن خارج شده‌اندØŸ فرزند پاسخ می‌دهد: داخل لیوان هستند. پدر:‌ آیا تو آن را می‌بینی؟‌فرزند: خیر. پدر: آنها داخل لیوان هستند؛‌ اما با چشم دیده نمی‌شوندØ› خداهماینگونهاست. گرچه برای آدمیØŒ نان و غذا «قوت» زندگی استØŒ اما دین و ایمان «معنای» زندگی اوست. آن‌چه زندگی کودک را زیباØŒ امید بخش و شیرین می‌کندØŒ کیفیت برخورداری او از خوراک‌های معنوی و آموزه‌های دینی است.Û²  

ارزش‌های اخلاقی و باورهای دینØŒ اغلب ریشه در فطرت کودک دارد. بنابراینØŒ لزوماÙ‹ نباید این ارزش‌ها را کودک از بیرون یاد بگیرد و درونی کند. بلکه فراتر از آنØŒ آن چه مهم است تلاش برای کشف و شکوفایی این قابلیت‌ها از درون اوست.  

برای پرورش «حس دینی» و ارتقای «بینش دینی» کودکØŒ قبل از هر چیز باید جلوه‌های دین در زندگی را با زبانی ساده و شیوه‌ای جذاب و زیبا برای او به نمایش بگذاریم. زیرا بدون «ترغیب» درونی به دینØŒ «تبلیغ» بیرونی ارزش‌های دینی بی‌اثر خواهد بود.Û³ درحدود سه- چهار سالگی بچه‌ها نام خداوند را یاد می‌گیرند. اگر رفتار افراد خانواده جنبه مذهبی داشته باشندØŒکودک مذهب و رفتار مذهبی را می‌آموزد. کودک در ابتدا به دنبال قوی‌ترین فرداست. چون از نوزادی مادر نیازهایش را رفع نمودهØŒ می‌پندارد مادر محکم‌ترین تکیه ‌گاه استØ›ولی به زود ی می‌فهمد مادر از خیلی چیزها می‌ترسد. چون پدر از آن‌ها نمی‌ترسدØŒ پدر را تکیه ‌گاه و قوی‌ترین آدم می‌یابدØŒ ولی پدر هم از بعضی چیزها می‌ترسد. در این زمان است که از ما می‌پرسد: کی قوی‌ترین استØŸ به او می‌گوییم: «خدا». این خداکجاستØŸ به او می‌گوییم: بزرگترکه شدیØŒ برایت می‌گویم چون کودک سه- چهار ساله در مرحله تفکر ابتدائی است. فقط آن چه را می‌بیندØŒ قبول داردØŒ نمی‌توان به او گفت: خدا نادیدنی است و همه جاهست.Û´  

کودک Û· ساله: عاشق خدا

به تدریج که بزرگ‌تر شدØŒ خدا را به او چنان معرفی می‌کنیم که بچÙ‘ه‌ها از او خوش‌شان آید. از لطف و کرم خداØŒ مهربانی و قدرت خدا و زیبا‌دوستی او می‌گوییم. درباره بهشتی که به نیکوکاران وعده دادهØŒ سخن می‌گوییم. در این سال‌ها هرگز از قهرخدا و جهنم گناهکاران چیزی نگویید. کودک Û·ساله به موضوعات مذهبی علاقمند می‌شود. عاشق دعاØŒ نماز و نیایش می‌شود. دوست دارد برای او داستان‌هایی درباره خداوند بگوئید. دوست دارد درباره پیامبران و امامان حرف بزنید و از آن‌ها برای‌شان داستان‌هایی تعریف کنید.Ûµ  

کودک Û·ساله: اثبات وجود خدا

امÙ‘ا بعد نوبت به کنجکاوی می‌رسد. هفت ساله‌ها از خداوند می‌پرسند. در مقایسه با شش ساله‌ها بیش‌تر خواهان اثبات وجود خدا می‌شوند. کودک هفت ساله بر خلاف یک سال قبل سوالاتی را در مورد دیدن خداØŒ شکل خدا و غیره می‌پرسد. سوالات آن ها نباید به حساب سرکشی یا تمایلات ضد مذهبی قلمداد شودØŒ بر عکس سوالات آن‌ها بیش‌تر نشانه علاقه آن‌ها به موضوع است. به کودکان می‌گوییم همه موجودات در مورد خدا و خالق خویش فکر می‌کنند.هر موجودی تصور می‌کند خدا شکل اوست. ما هم که انسانیمØŒفکر می‌کنیم شاید خدا مثل ما دو دست و پا و به صورت ما باشدØŒ ولی نه تصور آن‌ها درست است و نه فکر ما. برای همین هیچ‌کس نمی‌داند خدا چه شکلی است. اگر خدا موجودی بود که شکلی داشت و می‌شد او را دیدØŒ همه جا نبود. اگر پیش ما بودØŒ دیگر پیش پدرت و یا بقیه‌ مردم که جاهای دور هستندØŒ نبود و می‌دانیم که خدا همه جا هست. برای همین خدا دیده نمی‌شود. در مورد مسائل مذهبی هرگز اعمال فشار نکنید. دیکتاتوری و زور پاسخ معکوس می‌دهد. بچه‌ها اگر نمازشان را می‌خوانندØŒ آن‌ها را تشویق کنید. سعی کنید از دین و مسائل دینی جز خاطرات خوش در ذهن‌شان چیزی باقی نماند. زمانی که از کودکی به فرزندان خود درک درستی از خدا بیاموزیمØŒ در زندگی هرگز احساس تنهائی نمی‌کندØŒ چون به یقین می‌دانند خدا حامی آن‌هاست و در سخت‌ترین لحظات با آن‌هاست.Û¶

 

 پی نوشت:

Û±- اصول و روشهای تربیت در اسلامØŒ سید احمد احمدیØŒ تهران: انتشارات انجمن اولیاØ¡ و مربیانØŒ Û±Û³Û·Û³ Û² - اسلام و تعلیم و تربیتØŒآیت الله ابراهیم امینیØŒ چاپ پانزدهمØŒ بوستان کتابØŒ قمØŒ Û±Û³Û¸Û´ Û³ - اصول و روشهای تربیت در اسلامØŒ سید احمد احمدیØŒ تهران: انتشارات انجمن اولیاØ¡ و مربیانØŒ Û±Û³Û·Û³ Û´- اسلام و تعلیم و تربیتØŒ سید محمد باقر حجتیØŒ تهران: دفتر نشر فرهنگ اسلامی،۱۳۸۷ Ûµ- اخلاق در خانواده و تربیت فرزندØŒ سید محمد نجفی یزدیØŒ کتابخانÛ€ دیجیتال Û¶- بهترین هدیهØŒ مسعود صلواتی زادهØŒ چاپ اولØŒ بسط النبی (صل الله علیه و آله)ØŒ قمØŒ بهمن Û±Û³Û¸Ûµ

راسخون