✍️ نویسنده: 4
نودیها : به‌مناسبت سوم اسفندØŒ سالگرد کودتای انگلیسی Û±Û²Û¹Û¹ و گماشتن دیکتاتور رضا پهلوی بر ایرانØŒ سلسله پرسش و پاسخ‌هایی در این باب در سایت استاد رحیم‌پور ازغدی منتشر می‌شود. همه مفاد این گفتگو عینا مستند به اسناد وکتب منتشره داخلی و خارجی ناظر به عصر تاسیس رژیم پهلوی است.
به گزارش رجانیوزØŒ در ادامه بخش دوم این گفتگو را می‌خوانید:
عنوان «پهلوی» و «رضا شاه کبیر» از کجا آمدØŸ
این «پهلوی» ماجرا دارد. این‌ها ایلیاتی و از ایل پالانی در منطقه سوادکوه بودند. در واقعØŒ رضا پالانی بود. خود او تا وقتی انگلیسی‌ها او را بالا آوردندØŒ اصلا کلمه پهلوی را نشنیده و معنای آن را نمی‌دانست. کلمه پهلوی را از سفیر انگلیس و از آلمانی‌هاØŒ و هر یک به دلیلیØŒ شنیده و این نام فامیلیØŒ پیشنهاد آن‌ها بوده است. سفیر آلمان در خاطراتش نوشته هرتسفلد در ایران روزی با رضا شاهØŒ از «پهلوی» می‌گوید. او می‌پرسد: پهلوی چیست و چه معنایی داردØŸ برایش توضیح می‌دهند که پهلویØŒ زبان فارسی قدیم قبل از فارسی دری بوده و بعدها به ساکنان خراسان به همین دلیلØŒ «پهلوی» هم اطلاق شده اما اینجا یک شباهت صوری و لفظی بهانه‌ای شد که از پالانی به پهلوانی و به پهلویØŒ نقل و انتقال صورت بگیرد.
جالب است که بعدها آلمان هیتلری برای جذب رضاخان از اردوگاه انگلیس به اردوگاه آلمانØŒ مقوله نژاد آریایی را با این رویکردØŒ مطرح کرد که مثلا با آلمان‌ها از یک نژادید و متحد شوید که البته ریشه علمی و تاریخی ندارد. خود آلمان‌ها هم در واقعØŒ قبول نداشتند که ایرانیان هم از نژاد آریایی باشند. هیتلر ازدواج آلمانی‌های خالص را با اقوام و نژادهای متعدد از جمله ایرانیان همØŒ ممنوع کرده بود بنابراین طرح نژاد آریاییØŒ در یک دورهØŒ محمل تبلیغاتی جهت نفوذ نازی‌ها در ایران و در رقابت با انگلستان شد اما در پروژه اصلیØŒ کارØŒ کار انگلیسی‌ها بود که به‌ویژه در سال‌های پس از کودتا به بحث «آریایی و پهلوی» و ... ازمنظر دیگری و در جهت «ایدئولوژی‌سازی» برای رژیم کودتا و اسلام‌ستیزی و قطع رابطه مردم ایران با فرهنگ قرآنی و زبان عربی با پوشش گفتمان «ایران باستانی» دامن زدند.
مهم این بود که رضاخان پالانیØŒ ناگهان رضاشاه پهلوی شد. در هر صورتØŒ طرح ایران باستان و نام‌گذاری پهلویØŒ ازسوی سفارت‌های غربی و مستشرقین مستعمراتی و کاملا سیاسیØŒ طراحی شد. حتی وقتی هنگام صدور شناسنامه معلوم شد قبلا شخص دیگری این فامیل را انتخاب کرده و به‌نام محمود پهلویØŒ ثبت شدهØŒ رضاخان دستور داد نام این شخص باید تغییر کند و محمود پهلویØŒ تبدیل به محمود محمود شد که ظاهرا کارمند دولت بوده و جایی خواندم بی‌ربط با آن محمود محمود رمان‎‌نویس نیست. یعنی نام‌های پالانیØŒ پهلوانی و پهلونژاد همه سیاسی و مورد حساسیت و کنترل حکومتی قرار گرفت زیرا تبدیل «پالانی» به «پهلوی»، جزئی از پروژه ایدئولوژی‌سازی انگلیس برای تئوریزه کردن سلطنت جدیدØŒ و لازم بود یک نسب‌نامه دروغین با جعل تاریخی دست و پا شود.
بالاخره لندن در جهت ایدئولوژی‌سازی ایران باستانیØŒ آیا توانست اصل و نسب اصیل آریایی برای رضاخان دست و پا کندØŸ
می‌خواستند او را به ساسانی و هخامنشی بچسبانند. ایران باستانØŒ پیشکشØŒ حتی به ایران زمان کودتا هم وفا نکرد. یعنی درآن زمانØŒ رضاخان اصلا ایرانی عادی هم به‌حساب نمی‌آمد. چون والدینش اهل قفقاز و گرجستان بودند که از مدت‌ها قبل دیگر ربطی به ایران نداشتند. به‌علاوه در شناسنامه و زندگی خانوادگی پالانی ابهامات بسیاری وجود دارد به‌حدی که واقعا ریشه خانوادگیش چندان معلوم نیستØŒ به‌جز اطلاعاتی جسته گریخته مثل اینکه اولا خانوادگی از دو نسل قبلØŒ تقریبا همه در رده‌های پایین قزاقخانه تحت امر روس‌ها بوده‌اند. پدر بزرگی به‌نام مرادعلی داشته که خودش و همه هفتØŒ هشت پسرشØŒ چراغعلی و عباسعلی یا عباسقلی (که پدر رضاخان بوده) و ...ØŒ همه خانوادگی در خدمت قزاقخانه قاجار بوده‌اند. ثانیا خودش از کودکیØŒ تحت فشار اختلافات شدید فامیلی و خانوادگی بوده و بی‌ریشگی چنان عذابش داده که درخاطرات شیخ الملک اورنگ می‌گوید رضاخان بارها می‌گفت من هرگز چیزی به نام محبت پدر و مادر و خانواده و فامیل در همه عمرم ندیدم.
بی‌پدریØŒ اذیت فامیلیØŒ طردØŒ عقدهØŒ احساس کمبود در کودکی و سپس توهین و تحقیر و امر و نهی افسران خشن روسی از نوجوانیØŒ این آدم با این‌ها بزرگ شده و همین بی‌عاطفگی‌ها بعد خود را در بی‌رحمی و خشونت او علیه مردم ایران بروز داده است. مثلا روزی صحبت از تخریب قبرستان حسن‌آباد می‌شود و می‌شنود که می‌گویند مادر اعلی‌حضرت آن‌جا دفن است و نباید خراب شود. رضاخان با عصبانیت گفته بود قبرش را خراب کنیدØŒ من کاری به قبر او ندارم.
در مورد پدرش هم ابهامات زیادی است به‌خصوص که شباهت اسمی و ریشه‌ای بین پدر اول و پدر دومش بود. یعنی مادر رضاخان در ازدواج مجددش هم با یکی دیگر از مهاجرین قفقاز ازدواج کرد که نام دقیق او هم معلوم نیست اما ظاهراÙ‹ به او هم داداش بیک می‌گفتند و این تشابه اسمی بین شوهر اول و دوم او مشکلاتی در تاریخ‌نگاری ایجاد کرده است.
پس اصالتا مازندرانی هم نبودند و درواقعØŒ پدر و مادر رضاخانØŒ هر دو عملا غیر ایرانی محسوب می‌شوندØŸ
طبق این اسنادØŒ بلهØŒ اهل قفقاز و گرجستان بودند و به ایران مهاجرت کرده بودند ولی به‌لحاظ جغرافیای سیاسی منطقه و تقسیمات کشوریØŒ نسب پهلوی از طرف پدر و مادرØŒ ایرانی محسوب نمی‌شد. در اسناد لانه جاسوسی هم درمورد پدر و مادر او و شوهر دوم مادرش و اینکه این خانواده دسته جمعی برای معاش خودØŒ در قزاقخانه و زیردست روس‌ها بزرگ شده‌اند اظهاراتی شده است. پدرش از داداش بیگی‌های قفقاز بود که حتی نام دقیقش معلوم نیست. بعضی عباسقلی گفته‌اند. مشهور بود که شعر ایرج میرزا هم در تعریض به رضاشاهØŒ ناظر به او بوده است:
داشت عباسقلی خان پسری
پسر بی‌ادب و بی‌هنری
هرچه می‌دادندØŒ می‌گفت کم است
مادرش مات که این چه شکم استØŸ
ذکری از برادر و خواهران تنی و ناتنی او هم به‌نام دودورخانم و نبات خانم و ... آمده است.
مشکلات خانوادگیش چه بودØŸ
خیلی درهم و برهم بودند. از پدر بزرگ رضاخان که زنان متعددی داشته و ازجمله خانمی قفقازی را صیغه کرده که هفتمین پسرشØŒ همان عباسقلی‌خان یعنی پدر رضاخان شده است. سپس نوبت به پدر رضاخان رسیده که او هم زنان زیادی داشت و تضادهای فامیلی شدیدی میان اولاد این‌ها بوده که به عقده‌ها و اختلافات و درگیری و انکار نسب و امثال این‌ها انجامیده است.
از میان ازدواج‌های پنهان و ارتباطات غیررسمی متعددی که پدر رضاخان داشتهØŒ مادر او نفر چندم بوده استØŸ
در اسناد لانه جاسوسی آمریکا از جمله سندی در مورد خانواده رضاخان به واشنگتن گزارش می‌دهد که پدر رضاخان دست کم با پنج زن بوده و از آن‌ها سی و سه فرزند داشته و این حداقل آمار زنانی است که پدر رضاخان داشته است.
خود رضاخان هم که گفتید به‌نوبه خودØŒ علاوه بر پنج زن علنیØŒ با زنان متعددی ارتباط داشته است. بعد هم محمدرضا که علاوه‌بر سه ازدواج علنیش با ده‌ها زن رابطه داشت. خاطرات علم هم نمونه‌های جالبی ذکر کرده است. نسل به نسلØŒ ظاهرا خیلی زنان را دوست داشته‌اند. اما پدر رضاخان و مادر او که اهل گرجستان بودØŒ چگونه قفقازی و گرجی در ایران بهم رسیده‌اندØŸ
این مناطقØŒ دیگر ربطی به ایران نداشتند اما رفت و آمدها برقرار بود. پدر رضاخانØŒ سابقه دلالی زنان زیبای گرجی هم داشت. در مواردی دلالی زن برای حرمسرای ناصرالدین شاه کرده و از جمله یک دختر گرجی را به دربار قاجار هدیه کرده و سکه جایزه گرفته است. در خاطرات سلیمان بهبودی آمده که برای همین دختر گرجی در حرمسرای شاهØŒ اتفاقاتی می‌افتد که باعث می‌شود کتک مفصلی هم از دربار بخورد چون باعث افتضاحاتی در حرمسرای شاه شد.
خود رضاخانØŒ مثلا وقتی درجه سرگردی از افسران روس قزاق گرفته بود در همدانØŒ کرمانشاه و کردستان المامور معذور بوده و در همین سال‌ها در مناطق مختلف با زنان متعددی ارتباط داشت و به‌جز فرزندان شناخته شده و مشهورش کسانی پیدا شدند که به‌تدریجØŒ قبل و پس از انقلابØŒ ادعای فرزندی رضاخان را کردند مثلا یکی از موارد قبل از انقلابØŒ جوانی Û³Ûµ ساله کاملاÙ‹ شبیه رضاخان بود که دهانش را بستند و با تهدیدØŒ پولØŒ یک مسکن در کرج و حقوق ماهیانه به او حق السکوت دادند. یکی از نمونه‌های پس از انقلاب هم خانمی به نام صدیقه بود که ادعا کرد دختر رضا خان است و نامه برای امام خمینی(ره) نوشت و مدارکی در جهت اثبات این نسبت هم ارائه کرد.
موارد متعددی به‌جز چهارØŒ پنج ازدواج‌ علنی رضاخانØŒ از زنان دیگریØŒ فرزندان دیگری گمنام داشته است. راست و دروغØŒ حدود ÛµÛ¶ نفر قبل و پس از انقلاب به تدریج پیدا شدند و ادعا کردند که فرزند رضاخان بودند و مدارکی ارائه می‌دادند البته مواردی هم قابل اثبات نبود اما اجمالا معلوم بوده که رضاخان در آن سال‌ها بی‌کار نبوده است.
رجانیوز
💬 دیدگاهها (0 دیدگاه)
📝 ثبت دیدگاه جدید
✅ بدون نیاز به کد امنیتی
✅ دیدگاه شما پس از تایید مدیر نمایش داده میشود.