✍️ نویسنده: 4
نقد فا : فرم بازی
محمدحسین‌رحیمی
دو سال قبل وقتی مرتضی علی عباس میرزایی با «انزوا» به جشنواره فجر آمده بودØŒ همه از یک فیلم اول مهم حرف می‌زدند که باید دید. بعد از تماشا اما التهاب پیرامون فیلم فروکش کرد. این بار بر خلاف هر فیلم دیگریØŒ صحبت از اشکالات فیلمنامه و بازیگری و منطق روایی و... نبود. بیشترین ضربه به «انزوا» راØŒ شیوه دکوپاژ و بعد از آن تدوین فیلم (که در راستای تقطیع کارگردان بود) زد. عباس میرزایی این بار همØŒ همان مسیر را رفته است: جامپ کات‌های آزاردهندهØŒ تغییر نسبت قاب‌های بی‌دلیل و حواس پرت کنØŒ بازی‌های رنگ و نور خودنمایانهØŒ و بلاخره ریتم دوست نداشتنی. این بار حتی شیطنت‌های کارگردان به تصویر محدود نشده و صداگذاری هم به غایت کلافه‌کننده است. درباره دو فیلم مرتضی علی عباس میرزاییØŒ هیچ وقت فرصت به صحبت از فیلمنامه و بازی و روایت نمی‌رسدØŒ چون پیش از فکر کردن به آنهاØŒ جلوه‌گری‌های بی‌معنا و بی‌دلیل کارگردانØŒ ما را از سالن فراری می‌دهد. فیلمساز می‌خواهد در قالب‌ها و الگوهای کلاسیک کار نکندØŒ غافل از آنکه شکستن هر الگو و قالبی همØŒ الزاماÙ‹ نتیجه مثبتی ندارد.
اگر موفق شویم از لابلای فرم پیچیده متکلف گیج کننده خون خداØŒ راهی برای دیدن داستان و شخصیت‌پردازی پیدا کنیم اماØŒ باز هم نتیجه راضی کننده نیست. قهرمان ما قرار است از خاکستر بلند شودØŒ اما نه بلند شدنش را می‌بینیمØŒ نه انگیزه بلند شدنش راØŒ نه حتی می‌فهمیم که چرا باید نگران سرنوشتش باشیم. نویسنده می‌خواهد (گویا) دریچه‌ای تازه به فهم فلسفه عاشورا باز کندØŒ اما نه به درک کلاسیک و معمول ما شبهه‌ای وارد می‌کندØŒ نه نسخه جدیدی می‌پیچد. شخصیت منفی نداریمØŒ شخصیت مثبت هم نداریم. هیئت خوب نداریمØŒ هیئت بد هم نداریم. منطق پایان‌بندی نداریم (در واقع با یک پایان در ژانر کمدی ناخواسته مواجهیم) و حتی منطق آغازین هم نداریم (چرا یک نیروی غیبی باید یک چک با رقم نجومی به کارتن خوابی برساندØŒ تا آن را بین کارتن خواب‌های دیگر پخش کندØŸ!). اگر در فیلم قبلی فیلمساز یک داستان نیم‌بند داشتیمØŒ این جا دیگر هیچ نداریم جز یک دستمایه محترم به نام عزاداری سید الشهدا(ع). و کاش فیلمساز می‌دانست که بد گفتن از فیلمی که چنین دستمایه‌ای داردØŒ چقدر سخت استØ› درست مثل ساختن فیلم بدی با این دستمایه.
بازگشت به عقب!
احسان‌سالمی
مرتضی‌علی عباس‌میرزایی که در اولین ساخته سینمایی خود یعنی «انزوا» نشان داده بود که علاقه بسیاری به استفاده از بازی‌های فرمی در فیلم‌هایش داردØŒ در «خون خدا» دقیقا به همان مسیر ادامه داده استØ› با این تفاوت که این بار در کنار استفاده پرحجم از موسیقی و صدا و بازی با نورØŒ به سراغ استفاده از «نمادها» رفته است و دقیقا همان‌گونه که پافشاری او بر استفاده از بازی‌های فرمی در فیلم اولشØŒ مانع از ارتباط مخاطب با جهان خاص سینمایی او می‌شودØŒ اصرار فیلمساز در استفاده از نمادها در «خون خدا» در کنار همان بازی‌های فرمی مورد علاقه اوØŒ ملغمه‌ای ساخته که هم مانع از ارتباط مخاطبان با جهان مورد نظر فیلمساز شده و هم «خون خدا» را از منظر هنر کارگردانی یک پله عقب‌تر از «انزوا» برده است. استفاده بدون منطق فیلمساز از آواهای عاشورایی در جریان روایت قصه و تبدیل بخش‌هایی از فیلم به کلیپ و موزیک‌ویدئوی مذهبیØŒ بیشتر از آن که «خون خدا» را تبدیل به اثری متفاوت در ژانر مذهبی سینمای ایران کندØŒ آن را به تله‌فیلمی مناسبتی شبیه کرده است.
هر چند که نگارنده همواره جسارت عباس‌میرزایی در زمینه دست زدن به خلاقیت‌هایی نو در فیلمسازی را مورد تحسین قرار می‌دهدØŒ اما به نظر می‌رسد او در هر دو اثر سینمایی خود به ویژه در «خون خدا» فراموش کرده که اجرای ایده‌های نو همچون استفاده از روش‌های غیرمرسوم در فیلمبرداری و مونتاژ و بازی با نور و صدا و یا بازیگری که هیچ دیالوگی نمی‌گویدØŒ در شرایطی می‌تواند برای مخاطب جذاب باشد که بن‌مایه اثر که همان «قصه» استØŒ از حداقل جذابیت‌های دراماتیک برخوردار باشد وگرنه این بازی‌های فرمی نه تنها عاملی برای قوی‌تر کردن جاذبه فیلم نمی‌شودØŒ بلکه تحمل تماشای آن را برای مخاطب سخت می‌کند.
فیلم درواقع قصه یک معجزه است اما مسئله اصلی آن است که تمرکز بیش از حد فیلمساز بر افزایش جذابیت اثرش به وسیله ابتکارات فرمی و کارگردانی خودنمایانه آن (حتی با این فرض که این ابتکارات تا حدی توانسته برای مخاطب اثر جذاب باشد) مانع از ارائه یک قصه منسجم و باورپذیر برای مخاطبان شده استØ› به همین خاطر هم هست که اساسا معجزه «خون خدا» کارکرد اصلی خود که همان تلنگر به مخاطب و دعوت او به تامل در دنیای پیرامونش است را در لابلای این ظهور و بروز خودنمایانه کارگردان در تک‌تک اجزای فیلم از دست داده و حتی استفاده پررنگ از تصاویر عزاداری ماه محرم و آواهای عاشورایی هم در نهایت نمی‌تواند تلنگری درست و حسابی به مخاطب بزند.