✍️ نویسنده: 4
نقدفا - حالا می‌توان به جرات ادعا کرد که در فرآیند تبدیل شدن فیلمنامه‌های پرویز شهبازی به فیلمØŒ عنصر و «قÙلق» ناشناخته‌ای وجود دارد که انگار فقط خود او این فوت کوزه‌گری مخصوص را می‌شناسد. همان رمزی که وقتی خودش آن را به کار می‌بنددØŒ از دل فیلمنامه‌های ساده‌ای مثل نفس عمیق و عیار چهارده و دربندØŒ فیلم‌های گرم و دلپذیری بیرون می‌کشد و وقتی فیلمنامه‌هایش را به دیگر کارگردان‌ها می‌سپارد (از شهرام شاه حسینی بی‌تجربه و تازه‌کار تا رسول صدر عاملی کارکشته و با تجربه) نتیجه چه خانه دختر باشد و چه سال دوم دانشکده منØŒ دلسرد کننده و ناموفق است.
فیلم صدرعاملی بیش از هر چیزØŒ از دو ضعف عمده رنج می‌برد: اول آنکه بحران موجود در قصهØŒ برای شخصیت‌ها اندک التهاب و تشویشی ایجاد نمی‌کند. یک گروه از دانشجویان دختر از طرف دانشگاه به سفر اصفهان می‌روند و یکی از دانشجویان در اثر حادثه‌ایØŒ ضربه مغزی می‌شود. این فاجعه تلخ اماØŒ محرک هیچ کشمکشی در قصه نیست. دوستان دخترک مصدوم در رستوران هتل چلوکباب می‌خورند و بگو بخند می‌کنندØŒ صمیمی‌ترین دوستش دلباخته دوست پسر او می‌شود و حتی پدر و مادرش هم چنان ساده و بی‌تنش با واقعه رو برو می‌شوند که گویی دخترشان یک ترم در دانشگاه مشروط شده! اگر تا پیش از اینØŒ داد و بیدادهای بی‌خود و بی‌جهت فیلم‌های اجتماعی سینمای ایرانØŒ به یک اپیدمی بی‌معنا تبدیل شده بودØŒ حالا با فیلمی رو به روییم که شخصیت‌ها جایی که باید همØŒ خم به ابرو نمی‌آورند!
ضربه دیگر به پیکره فیلم صدرعاملیØŒ از ناحیه انتخاب بازیگر وارد می‌شود. اگر پرویز شهبازی در بازی گرفتن از جوانان نابازیگر و تازه‌کار یک استاد مسلم استØŒ صدرعاملی در بازی گرفتن از همین بازیگران ناتوان است و داستانی که درباره چند دختر جوان استØŒ به زحمت دو – سه سکانس قابل قبول از بازی آنها دارد. مشکل اما به بازیگران تازه کار محدود نمی شود و از نیلوفر خوش خلق که بی شک یکی از ضعیف ترین نقش آفرینی‌های کارنامه خود را به ثبت رساندهØŒ تا علی مصفا که این بار درونگرایی و خونسردی عمیق و شدیدشØŒ کاملاÙ‹ در تضاد با موقعیت کاراکتر قرار می‌گیردØŒ همگی به کیفیت نهایی اثر ضربه زده‌اند.
جایی از فیلم «پذیرایی ساده»، مانی حقیقی در جواب سوال دختر فیلم که قÙلق روشن شدن فندکش را می‌پرسیدØŒ می‌گفت «قلقش منم!». و حالا انگار پرویز شهبازی باید به هر کارگردانی که قصد ساخت فیلمنامه‌ای از او را دارد گوشزد کند که ساخت این متنها قÙلقی داردØŒ و «قÙلقش منم!».
 سال دوم دانشکده من
قلقش منم !
محمدحسین رحیمی
فیلم «سال دوم دانشکده من» آخرین ساخته رسول صدرعاملی در بهترین شرایط ممکن یک فیلم معمولی با یک سوژه عقب‌افتاده است! صدر عاملی بعد از Û¹ سال دوری از سینما به سراغ موضوع دخترانه و عاشقانه‌ای رفته که شاید Û¹ سال پیش اگر ساخته می‌شد فیلم بهتری به نظر می‌رسید.
صدرعاملی سال‌ها پیش با «من ترانه Û±Û¸ سال دارم» و «دختری با کفش‌های کتانی» سراغ سوژه‌هایی رفته بود که علاوه بر تازه بودن در زمان خودشان ایده‌های جسورانه‌ای به حساب می‌آمدندØ› ایده‌هایی که شاید معضلات آن روزهای بخشی از جامعه‌ی ایرانی محسوب می‌شدند و نکته ساخت آن‌ها توسط صدرعاملی این بود که به موقع بودندØ› فارق از درست و غلط بودنشان آن‌ها فیلم‌های زمانه‌ی خود بودند و با تاکیدØŒ به موقع! و سال دوم دانشکده من از همین رو با آن‌ها متفاوت است. صدر عاملی تنها یک قصه‌ جدید دخترانه گفته و اصلا معلوم نیست او دارد از چیزی به نام معضل اجتماعی سخن می‌گوید یا نه!
داستان فیلم داستان دو دختر دانشجو به نام آوا و مهتاب است که با دانشگاه به سفر تفریحی می‌روند و در آن سفر اتفاقاتی می‌افتد که مسیر فیلم تا آخر را رقم می‌زند! دو شخصیت اصلی فیلم آوا و مهتاب هر دو در رابطه‌ با مردهایی هستند که قرار است با آنها ازدواج کنند. آوا به دوست پسرش علیØŒ شک دارد و منصور نامزد مهتاب ØŒ به مهتاب. فیلم به رابطه‌ی علی با مهتاب می‌پردازد و خیانت مهتاب به آواØŒ و نکته‌ی جالب فیلم آن‌جاست که اصلا این رابطه که معلوم نیست از روی عشق است یا سرخوردگی توسط کارگردان تقبیح نمی‌شود که هیچØŒ لحظات مفرحی را نیز ساخته است. لحظاتی که این شبهه را بوجود می‌آورد که احتمالا کارگردان در برخی صحنه‌های فیلم سعی در قبح شکنی دارد.
پایان بندی فیلم نیز با مشکل رو به روست! با همه‌ی این اوصاف آخرین فیلم  صدرعاملی اثری قابل دیدن است. درامی که حداقل به واسطه اتفاق ابتدای فیلم مخاطب را تا پایان نگه می‌دارد. اما حرفی برای مخاطب ندارد. می‌شود گفت صدرعاملی داستانی با تم کشور دوست و همسایهØŒ ترکیه ساخته استØ› آن‌هم بدون موضع‌گیری اخلاقی که در برخی سکانس‌ها ضد اخلاقی نیز می‌شود. به خصوص سکانس‌هایی که مهتاب بالای جسم نیمه‌جان و در کما رفته آوا از ارتباطش با علی دوست پسر آوا می‌گوید. فارغ از ضداخلاق بودن فیلم ارتباط عقلانی خاصی نیز در سکانس‌ها دیده نمی‌شود. بازی‌ها اغلب خوب از کار درنیامده و صدرعاملی دستاورد خاصی هم در کارگردانی ندارد. فیلم جدید صدرعاملی یک ایده تاریخ مصرف‌گذشته با اجرایی ضعیف است.
یک فیلم معمولی با سوژه‌ای عقب افتاده!
محمدجواد کتابی
رجانیوز
💬 دیدگاهها (0 دیدگاه)
📝 ثبت دیدگاه جدید
✅ بدون نیاز به کد امنیتی
✅ دیدگاه شما پس از تایید مدیر نمایش داده میشود.