✍️ نویسنده: 4
سایت نودیها : «زهرمار» اولین تجربه‌ی سینمایی سید جواد رضویان به عنوان کارگردان است. عوامل شناخته‌شده‌ی فیلم از کارگردان تا بازیگران و فیلمبردار پروژهØŒ این توقع را ایجاد کرده بودند که شاهد فیلم قابل قبولی باشیمØ› حداقلØŒ انتظار یک فیلم کمدی متوسط دور از ذهن نبود. اما زهرمار روی پرده حرفی برای گفتن نداشت و نتوانست انتظارات را برآورده کند.
 از نیمه‌ی فیلم به بعد فیلم کاملا تغییر لحن می‌دهد و عملا دیگر با همان کمدی سطحی‌ای که نیمه‌ی اول دیده بودیم هم طرف نیستیم.
البته سازندگان فیلم این تغییر لحن را به کل رد می‌کنند و معتقدند که اصلا کمدی‌ای در کار نبوده است. جواد رضویان در مصاحبه‌ای گفته است که اصلا قصد ساختن کمدی را نداشته است و فیلمش "نقد اجتماعی" است. این در حالی است که نویسنده‌ی فیلمØŒ زهرمار را کمدی می‌داندØ› آن هم یک کمدی موقعیت!
در واقع زهرمار هیچ‌کدام نیستØŒ نه نقد اجتماعی است و نه کمدی موقعیت. نهایتا تمرینی است برای نزدیک شدن به فیلمسازی در سینما. البته این که پس از عدم موفقیت یک فیلم کمدیØŒ کسی آن را گردن نگیرد و کمدی بودن آن را انکار کندØŒ در سینمای ایران بی سابقه نیست. نمونه‌اش فیلم سخیف «طبقه حساس» ساخته‌ی کمال تبریزی که بین عواملش دعوا بود که بالاخره حاصل کارشان چه بوده است.
اتفاقا ردپای کمال تبریزی هم در این فیلم دیده می‌شود که به عنوان مشاور کارگردان در زهرمار مشارکت داشته‌ استØ› حالا این‌که گردن نگرفتن فیلم از جانب رضویان حاصل مشورت با تبریزی بوده است یا نه را نمی‌دانیم. البته جا داشت عوامل هر دو فیلم به این سئوال پاسخ بدهند که آیا برای ساخت یک فیلم نقد اجتماعیØŒ نمی‌توانستند بازیگرانی غیر از عطاران و سیامک انصاری به کار بگیرندØŸ و یا پوسترهایشان را طوری طراحی کنند که تماشاگران انتظار یک فیلم کمدی را نداشته باشندØŸ اصلا آیا اگر فیلمساز کمدی را بشناسدØŒ نباید بداند که کمدی نه تنها تضادی با نقد اجتماعی نداردØŒ بلکه بهترین بستر برای نقد جامعه استØŸ
زهرمار هیچ خلاقیتی ندارد و نویسنده فقط کلیشه‌های سیمای ایران را سر هم کرده استØ› کلیشه‌های تاریخ گذشته‎‌‌ای مثل قرار گرفتن یک زن بدنام در کنار یک فرد مذهبی شناخته شدهØŒ نشان دادن چهره‌ای تیپیک و پلاستیکی و باورناپذیر از اقشار مذهبیØŒ شوخی با مراسم خاکسپاری در قبرستان و ... این‌ها را بگذارید کنار عدم انگیزه‌مندی و عمق شخصیت‌ها که زهرمار را تا سر حد فیلمفارسی تقلیل داده‌اند.
داستان فیلم درباره‌ی مداح مشهوری به نام حشمت تهرانی (با بازی سیامک انصاری) است که قصد کاندیداتوری در انتخابات شورای شهر را دارد و در این بین به دلیل توطئه‌ی یکی از دوستانش که رهی ( با بازی سیامک صفری) نام داردØŒ وارد ماجرایی می‌شود و همراهی‌ اجباری‌اش با یک زن موادفروش به اسم لی‌لی (شبنم مقدمی)ØŒ چشم او را به عمق مشکلات اجتماعی باز می‌کند.
فیلم علاوه بر این‌که نمی‌تواند لحن و ریتم حداقلی سینمایی داشته باشدØŒ تکلیفش با شخصیت‌ها هم مشخص نیست. بالاخره شخصیت اصلی فیلم باید انتخاب و بیش از بقیه به کنش‌هایش توجه شودØ› و در آخر سرنوشت اوست که از همه مهم‌تر است. فیلم با سیامک صفری که برای آزاد کردن همسرش به دنبال پول هنگفتی است شروع می‌شودØŒ با مداح ادامه می‌یابد و در انتها با شبنم مقدمی که متحول شده و بچه‌اش را به دندان گرفته و از تهران فرار می‌کندØŒ تمام می‌‌شود.
هیچ‌کدام از این شخصیت‌ها هم نمی‌توانند از کلیشه‌های سینمای ایران فراتر بروند و حسی جدید و تجربه‌نشده در مخاطب ایجاد کنند. درباره‌ی شخصیت‌های فرعی اوضاع بدتر استØŒ یک آقازاده در کنار حشمت تهرانی داریم که می‌خواهد او را مصادره کند و همه جا به همراه اوست و هیچ چیز از انگیزه‌های خودش و پدرش نمی‌دانیمØŒ خواهر زن حشمت (با بازی شقایق فراهانی) که پس از مرگ خواهرش به دنبال به دست آوردن دل حشمت است و یکی از دوستان حشمت که یک مذهبی متعصب است و کلیشه‌ای بودنش مشمئزکنندهØ› حذف هیچ‌کدام از این شخصیت‌ها صدمه‌ی چندانی به فیلم نمی‌زندØŒ حتی می‌توان گفت حذف شقایق فراهانی می‌تواند به فیلم کمک کند و تا حدی از میزان ضد زن بودن فیلم بکاهد.
پرداخت به مسئله‌ی کاندیداتوری به شکلی است که نهایتا بتوانیم حشمت را به عنوان یک کاندیدای شورای محله قبول کنیمØ› یک هیئت پلاستیکی و چند پوستر مضحک به سبک فیلم «مارمولک»، نه مداح می‌سازد و نه کاندیدای شورای شهر.  این‌که حشمت به خواست مردم کاندیدا شده و ما در فیلم چیزی از تعامل او با مردم نمی‌بینیم و نمی‌دانیم کدام مردم و با چه مشکلات و مختصاتی از او خواسته‌اند که نماینده‌شان باشدØŒ هیچ کمکی به باورپذیری وضعیت او نمی‌کند.
پس از همراهی حشمت با لیلی به دنبال تهدیدهای زنØŒ آن دو نفر به دنبال رهی می‌گردند و به دنبال این جست‌وجوØŒ شاهد صحنه‌هایی هستیم که دست خالی فیلمساز را رو می‌کند. تنها تمهید نویسنده در این لحظات قرار دادن حشمت با ظاهری مذهبی در مقابل آدم‌هایی است که در کلوب‌های پر از دود زیرزمینی در هم می‌لولند و خلاف می‌کنند. خنده‌دار این‌جاست که پیش از هر کدام از صحنه‌های مربوط به کلوبØŒ شبنم مقدمی گزارش می‌دهد که مقصد بعدی کجاستØ› این یعنی تماشاگر عزیز! قرار است به همراه حاج حشمتØŒ به مکان مخوف و بامزه‌ی دیگری برویم.
نکته‌ی جالب فیلمØŒ انفعال شخصیت اصلی آن است. حشمت تهرانی در تمام مدت فیلم تحت تاثیر شهرت و اطرافیانش است و حتی یک بار دست به کنش فعالانه‌ی جدی‌ای نمی‌زندØ› غیر از دو موردØŒ دومی پس از شنیدن قصه‌ی زندگی لی‌لی و پی بردن فیلمفارسی‌وار به پاکی باطنی اوØŒ اتفاق می‌افتد. حاج حشمت یک تنه به لشکر خلافکاران می‌زند تا لی‌لی بتواند فرار کند. تازه صحنه‌ی درگیری را هم ندیده‌ایمØ› فقط حشمت را می‌‌بینیم که زخمی افتاده و در بک‌گراندش پلیس مشغول دستگیری خلافکاران استØ› ماجرای مواجهه‌ی او با خلافکاران را از نریشن پایانی لی‌لی می‌فهمیمØ› مثل بسیاری از اطلاعات دیگری که از طریق صحبت کردن او با تلفن به مخاطب شلیک شده است.
مورد اول هم خارج داستان و در گذشته اتفاق افتاده استØŒ از بین دیالوگ‌ها می‌فهمیم که حشمت در دوران مدرسهØŒ به دلیل لو دادن رهی که فیلم‌های ممنوعه به مدرسه می‌آوردهØŒ موجب اخراج شدن او از مدرسه شده است. در بقیه‌ی موارد حشمت منفعل استØ› او حتی پس از پی بردن به مشکلات جامعه هم در کمال انفعال عمل می‌کند و راه حلش این است که از کاندیداتوری استعفا بدهد. انگار تنها کاری که از این شخصیت مذهبی برمی‌آیدØŒ به قول شخصیت‌های فیلمØŒ «فروختن» دیگران است.
البته فیلم رضویان بسیار بدتر از این‌هاستØ› اما به دلیل فیلم اولی بودن این بازیگر کمدی شناخته‌شده‌، از کلیپ‌ ویدئوی بی معنی وسط فیلمØŒ بازی‌های عصبی‌کننده‌ی رضویان با نور به جای کارگردانیØŒ فیلمبرداری بد و تلویزیونی فیلم و هزار و یک ایراد دیگر می‌گذریم و امیدواریم اگر قرار است در ادامه شاهد فیلمسازی رضویان باشیمØŒ حداقل فیلمی را ببینیم که خودش آن را گردن بگیرد. توصیه‌ی دیگری که می‌توان به این فیلمساز کرد این است که اگر دغدغه‌اش نقد اجتماعی استØŒ پرداختن این‌چنینی و سطحی به معضلات و اقشار مختلف جامعهØŒ می‌تواند به ضد نقد اجتماعی تبدیل شود و آن را به ابتذال بکشد.
رجانیوز