✍️ نویسنده: 9
نودیها:مساله خانواده و شخصیت زن در جوامع غربی یکی از آن نقاط حساسی است که برای به چالش کشیدن تمدن مدرن بسیار مهم و استراتژیک به نظر می‌رسد. همانطور که مقام معظم رهبری می‌فرمایند: «در مساله زنان ما دفاع نداریمØŒ ما هجوم داریم! ما در مساله زنØŒ از غرب طلبکاریمØ› ما مدعی غربیمØ› آنها هستند که دارند به زن ظلم می‌کنندØŒ زن را تحقیر می‌کنندØŒ جایگاه زن را پایین می‌آورندØ› به اسم آزادیØŒ به اسم اشتغالØŒ به اسم مسؤولیت دادنØŒ آنها را مورد فشارهای روحیØŒ روانیØŒ عاطفی و اهانت شخصیتی و شØ£نی قرار می‌دهندØ› آنها باید جواب بدهند»(Û±/Û³/Û¹Û°). یکی از پیامدهای گسترش جنبش فمینیسم توسط نظام سرمایه‌داری در کشورهای غربیØŒ بحران‌ها و آسیب‌های روحیØŒ هویتی و تربیتی نسل‌ها بوده است. تلاش نظام سرمایه‌داری و جنبش دفاع از حقوق زنان به راندن زنان از خانه و گسیل داشتن آنان به سوی بازارهای کار و فعالیت اقتصادیØŒ باعث شد مهدکودک‌ جایگزین خانواده‌ شود و «مادران کرایه‌ای» جای مادران واقعی را در میان کودکان بگیرند. سیاست‌های دولت‌های غربی که تنها ملاحظاتی همچون افزایش تولید و اخذ مالیات بیشتر را در معادلات خود فهم می‌کنندØŒ یکی از علل مؤثر گسترش مهدهای‌کودک‌ و جدا کردن فرزندان از دامان مادران است. رئیس حزب سوسیالیست سوئد در یک اظهار نظر صریح می‌گوید: «انحصار والدین در زمینه سرپرستی کودکان را نمی‌توان فقط از طریق روش‌های غیرمستقیم شکست. دولت باید از راه‌هایی مانند اینکه کودکان را در مراحلی از رشدشان از پدر و مادر بگیردØŒ وارد عمل شود». (گاردنر،۲۱۹:Û±Û³Û¸Û·) در کنار این سیاست‌های ضد خانواده و مخالف مصالح فرزندانØŒ نظریات و مکاتب فمینیستی نیز در این زمینه بی‌تØ£ثیر نبوده‌اند. منطق فمینیسم از جمله گرایش مارکسیستی آنØŒ از همان ابتدا تاکنون این بوده است که اگر قرار باشد زنان با مردان برابر باشند و از استثمار در جامعه مردسالار آزاد شوندØŒ باید مراقبت از کودکان بر عهده دولت باشد. «آن اوکلی» از نظریه‌پردازان جنبش فمینیسم معتقد است اسطوره مادری مشتمل بر Û³ ادعای نادرست و اثبات نشده استØ› نخست اینکه مادران به کودکان خود نیاز دارندØ› دوم اینکه کودکان به مادران خود نیاز دارند و سوم اینکه مادری مظهر بزرگ‌ترین دستاورد زندگی زن است. در حالی که هر Û³ ادعای مزبور بی‌پایه و اساس است. (Oakley, Û±Û¹Û·Û¹:Û±Û¶Ûµ) «سیمون دوبوار» با نفی ارزش خانه‌داری زنان و جلوگیری از آزادی انتخاب خانه‌داری از سوی زنان می‌گوید: «هیچ زنی نباید مجاز باشد در خانه بماند تا فرزندان خود را بزرگ کند. جامعه باید کاملاÙ‹ متفاوت شود». (De Beauvoir, Û±Û¹Û·Ûµ:Û²Û±Û²) «کیت میلت» نیز در این زمینه می‌نویسد: «تا زمانی که اولویت اصلی زنØŒ مراقبت از کودکان باشدØŒ او نمی‌تواند یک انسان آزاد باشد. اینکه هر زنی را لزوماÙ‹ باید مادر دانستØŒ یکی از افسانه‌های مورد علاقه محافظه‌کاران است». (Millett, Û±Û²Û¹:Û±Û¹Û·Û°) «بتی فریدان» نظریه‌پرداز معروف لیبرال فمینیسم نیز در این زمینه معتقد است: «زنانی که زندگی زنانه و خانه‌داری و مادری را دنبال می‌کنندØŒ نه از تحصیلات‌شان استفاده می‌کنند و نه غیر از خانهØŒ فرزندانØŒ خانواده و زیبایی خود به چیز دیگری علاقه دارند. آنها محصول فرهنگی هستند که از زنان انتظار رشد ندارند و حاصل آن تلف شدن یک نفس انسانی است». (Friedan, Û±Û¹Û¶Û³:Û¶Ûµ) «میشل بارت» یکی دیگر از نظریه‌پردازان جریان سوسیال فمینیسم می‌گوید: به دلیل آنکه خانواده دستیابی به منابع را کنترل و ویژگی جنس زن را تولیدمثل و لذت‌بخشی به مردان تعریف می‌کندØŒ دستیابی زنان به کار با دستمزد را محدود و از این روØŒ تسلط مرد بر زن را امکان‌پذیر می‌کند. تا زمانی که مراقبت از کودکان بر عهده جامعه قرار نگیردØŒ هرگز برابری واقعی به دست نخواهد آمد. (Barrett, Û±Û¹Û¶Û·:Û¹Û°) این فرآیند خانواده‌زدایی و مهدکودک‌محوری سرمنشØ£ بحرانی است که غرب هم‌اکنون با آن دست به گریبان بوده و آن بحران معنا و بحران هویت است. بشری که از کودکی نه کسی را پدر صدا ‌زده است و نه مادری را در کنار خود دیده استØŒ اکنون که غرق در نعمت‌های مادی و سرگرم لذت‌ها و زرق و برق دنیا شده استØŒ خلØ£ بزرگ بی‌هویتی را بیش از پیش احساس می‌کند. با نگاهی به آمار جرائم ناشی از بحران هویت در میان افراد جوامع غربی این ادعا بیشتر بروز و نمود پیدا می‌کند. مطالعه‌ای که در آمریکا انجام شد حاکی از همبستگی قوی میان افزایش مشکلات جوانان و تغییرات خانواده بویژه اکولوژی تربیت کودکان است. در سوئد نرخ خودکشی بین سال‌های Û±Û¹Û·Û° تا Û±Û¹Û¹Ûµ برای مردان Û±Ûµ تا Û²Û´ ساله Û² برابر شده است (یوسف‌زادهØŒ Û±Û°Û±:Û±Û³Û¸Ûµ) «هربرت هندین» روانکاو آمریکاییØŒ نرخ بالای خودکشی در سوئد را با بی‌تفاوتی مادران سوئدی در قبال فرزندان‌شان مرتبط می‌داند. مادران سوئدی دوست دارند به جای مراقبت از فرزندان‌شان به سرکارشان برگردند. آنها در ابراز عاطفه به کودکان‌شان کوتاهی می‌کنندØ› انتظارات‌شان از فرزندان‌شان بسیار بالاستØŒ لذا آنها را به استقلال زودرس سوق می‌دهند. کودکان سوئدی باید خیلی زود از مادران‌شان جدا شده و روی پای خود بایستند و این امر به نوبه خود به تضادهای روانی و در نهایت به خودکشی ختم می‌شود. (Popenoe, Û±Û¹Û¹Û¶) اوایل دهه Û±Û¹Û¹Û° در گزارشی ذکر شد که Û²Ûµ درصد جمعیت سوئد نیاز به معالجه روانپزشکی دارندØŒ این گزارش را روانپزشکان نیز تØ£یید کردند. سال Û±Û¹Û¹Ûµ از کودکان Û±Û± ساله پرسیده شد: «فکر می‌کنید کسی هست که شما را دوست داشته باشد؟» Û±Û± درصد در پاسخ گفته بودند: هرگز! پاسخی که در هیچ‌یک از کشورهای بررسی شده دریافت نشده بود. این پاسخ‌ها عمدتاÙ‹ از سوی کودکان خانواده‌های کوچک بود. بسیاری از کودکان سوئدی خود را نه متعلق به خانوادهای‌شانØŒ بلکه متعلق به همسالان می‌دانستند. (Dizard & Gadlin, Û±Û¹Û¹Û¶,Û´Û¶) همچنین براساس مطالعاتی که در غرب انجام شده استØŒ کودکان از طلاق والدین آسیب‌های روحی جدی و شدیدی می‌بینند که تا سالیان درازی در خاطرشان باقی مانده و تØ£ثیر آن در زندگی آنها مشهود است و این مساله برای پژوهشگران غیرقابل پیش‌بینی بود. (Wallerstein & Blakeslee, Û±Û¹Û¸Û¹-Û±Û¹Û¹Û¶) یک روانپزشک غربی به نام «مل رومان» معتقد است: «تعداد کسانی که به درمان حرفه‌ای مشکلات عاطفی و رفتاری خود نیاز دارندØŒ در میان کودکانی که با پدر و مادر مطلقه خویش زندگی می‌کنند Û³Ûµ درصد بیشتر از کودکانی است که با والدین خود زندگی می‌کنند. (رین،۶۳:Û±Û³Û¸Û³) نویسنده کتاب «جنایت در آمریکا» نیز در این زمینه می‌نویسد: «در مراکز اصلاح و تربیت جوانان پلیس فدرالØŒ تقریباÙ‹ تمام زندانیان به جرم‌هایی که پیش از ترک تحصیل از دبیرستان مرتکب شده بودند اعتراف کردند. سه‌چهارم آنها از خانواده‌های فروپاشیده بودند. (Clark, Û±Û¹Û·Û°:Û³Û¹) صاحبنظر دیگری در زمینه تØ£ثیر فروپاشی خانواده بر بزهکاری فرزندان می‌گوید: «خانواده‌های فرو پاشیده رابطه تنگاتنگی با پراکندگی بزهکاری دارند». (Monachesi, Û±Û¹Û¶Û³:Û·Û¸) در حال حاضر کودکان و نوجوانان در کشورهای غربی دچار مشکلات و بحران‌هایی همچون بزهکاری و جرمØŒ افت تحصیلیØŒ سلامت و بهداشتØŒ بحران هویت و معنویتØŒ افسردگی و انزوای اجتماعیØŒ تعارضات شخصیتی و کمبودهای عاطفی و... بوده و این پدیده نیز ارمغان افراط‌گرایی‌ها و تندروی‌های جریان‌های فمینیستی و سیاست‌های نادرست دولت‌های سرمایه‌داری است. اغلب کارشناسان معتقدند برای تربیت کارآمد یک کودکØŒ حضور مداوم یک یا Û² بزرگسالی که به کودک عشق ورزیده و او را درک و حمایت کنند و انگیزه کافی و راهنمایی لازم را در کارها به او بدهندØŒ اصلی ضروری به شمار می‌رود. (ریاحی،۸۹:Û±Û³Û·Ûµ) منابع: - ریاحیØŒ غلامحسین. (Û±Û³Û·Ûµ). رمز و راز دنیای کودکی. تهران: اشراقیه. - رینØŒ استوارت. (Û±Û³Û¸Û³). تاثیر فمینیسم بر فرزندان. ترجمه کتایون رجبیØŒ تهران: معارف - گاردنرØŒ ویلیام. (Û±Û³Û¸Û¸). جنگ علیه خانواده. ترجمه محمدیØŒ قم: دفتر مطالعات و تحقیقات زنان. - یوسف‌زادهØŒ حسن. (Û±Û³Û¸Ûµ). «پیامدهای فمینیسم در خانواده غربی». کتاب زنانØŒ شماره Û³Û². -Barrett, Michelle. (Û±Û¹Û¸Û¹). “Women’s Oppression Today”. Halo ton Press. -De Beauvoir, Simone, (Û±Û¹Û·Ûµ) “Sex, Society and the Female Dilemma: A Dialogue between Simone de Beauvoir and Betty Friedan,” Saturday Review. -Dizard, Jan and Gadlin. (Û±Û¹Û¹Û°). Howard; “The Minimal Family”; University of Massachusetts Press, Amherst. -Firestone, Shulamite, (Û±Û¹Û·Û°). “The Dialectic of Sex” in: Linda Nicholson (ed.), The Second Wave, New York and London: Rutledge, -Friedan, Betty. (Û±Û¹Û¶Û³). “The Feminine Mystique”. N.Y: Dell. -Millett, Kate. (Û±Û¹Û¶Û¹). “Sexual Politics”. Garden City, N.Y: Doubleday -Oakley, Ann, (Û±Û¹Û·Û¶). Woman’s Work: The Housewife, Past and Present, New York: Vintage Books. -Popenoe, David. (Û±Û¹Û¹Û¶). “A World without Fathers”. Wilson Quarterly, Vol مشرق