نودیها:در این تحقیق، انواع ارتباط در خانواده که شامل ارتباط میان زن و شوهر، ارتباط والدین با فرزندان، ارتباط فرزندان با والدین، مسائل مربوط به طلاق و زندگی پس از مرگ و قیامت بررسی شده است.
۳Ù€۱) ارتباط والدین با فرزندان
والدین، بر حسب نظام طبیعت، عامل مؤثÙ‘ر به فعلیÙ‘ت رسیدن قوÙ‘هها و استعدادها در نطفه، جنین و وجود طفل هستند. در این میان، نقش مادر به مراتب مهمتر از نقش پدر است. او ماهها طفل را در رحم با شیره جانش و بعد از تولÙ‘د، ماهها از مجرای سینهاش که کانون عواطف پاک و جایگاه قلب پÙرمهر اوست، پرورش میدهد و از آن پس نیز همواره هستی خود را برای هستی فرزند دلبند خود میخواهد. در تمام این مدÙ‘ت، هم مادر و هم فرزند به سرپرستی پدر زندگی میکنند و این پدر است که وظیفه دارد نیازمندیهای مادÙ‘ی آنها را از نظر لباس، خوراک و مسکن فراهم سازد.
پدر و مادر وظیفه دارند با رعایت قوانین بهداشتی، جسم و محیط زندگی خود را سالم نگاه دارند، در غیر این صورت، طفل با خطر روبهرو میشود. انسان پس ازگذشت سالها زندگی متوجÙ‘ه میشود که پدر و مادر شدن تنها یک جنبه فیزیکی و آمیزش تن به تن نیست و فرزند فقط وارث جسمی و مالی والدین نیست، بلکه وارث تمام کردارها و رفتارهای نیک و بد پدر و مادر، خÙلق و خو و روش تربیتی آنها هم میباشد (ر.کØ› بهشتی، ۱۳۸۲: ۲۱۱).
مسئولیÙ‘ت پدر و مادر به مسائل مادÙ‘ی از قبیل تهیÙ‘ه مسکن و پوشاک و خوراک فرزندان خلاصه نمیشود، پرورشهای روحانی و معنوی آنها نیز به عهده پدر و مادر است. در اسلام تربیت و پرورش روحی فرزندان از تØ£مین حوائج جسمانی آنان مهمتر و ارزندهتر است. لازم است والدین کودک از همان روزهای نخستین آنها را با صفات فضیلت انسان آشنا کنند و استعدادهای خدادادیشان را شکوفا سازند.
آنچه را که اطفال میشنوند و میبینند، کاملاÙ‹ در روح آنها تØ£ثیر عمیق و ریشهدار میگذارد. بنابراین، پدر و مادر باید نهایت دقÙ‘ت را مبذول دارند که مبادا ذهن فرزندشان از دیدنیهای مسموم و مخرÙ‘ب پر شود که یک منظره منحرفکننده کافی است که تا آخر عمر طفل را از راه خدا و صراط مستقیم دور سازد (ارفع، ۱۳۷۹: ۴۶).
دستورات دین در حوزه ارتباط با فرزندان در سوره لقمان (در قالب نصیحت حضرت لقمان به فرزندش) و در سوره مریم (به حضرت اسماعیل) ارایه شده است که این آیات عبارتند از:
ï´¿وÙŽØ¥ÙذÙ’ قÙŽالÙŽ لÙقÙ’مÙŽانÙ لÙابÙ’نÙهÙ وÙŽهÙوÙŽ یÙŽعÙظÙهÙ یÙŽا بÙنÙŽیÙ‘ÙŽ لÙŽا تÙشÙ’رÙکÙ’ بÙاللÙ‘ÙŽÙ€هÙØ¥ÙنÙ‘ÙŽ الشÙÙ‘رÙ’کÙŽ لÙŽظÙلÙ’مÙŒ عÙŽظÙیمÙŒ: به خاطر بیاور) هنگامی را که لقمان به فرزندش، در حالی که او را موعظه میکرد، گفت: پسرم! چیزی را همتای خدا قرار مده که شرک، ظلم بزرگی استï´¾ (لقمان/۱۳)Ø› ï´¿یÙŽا بÙنÙŽیÙ‘ÙŽ Ø¥ÙنÙ‘ÙŽهÙŽا Ø¥Ùن تÙŽکÙ مÙثÙ’قÙŽالÙŽ حÙŽبÙ‘ÙŽه مÙÙ‘نÙ’ خÙŽرÙ’دÙŽلÙ فÙŽتÙŽکÙن فÙی صÙŽخÙ’رÙŽه Ø£ÙŽوÙ’ فÙی السÙ‘ÙŽمÙŽاوÙŽات٠أَوÙ’ فÙی الْأَرÙ’ضÙ یَأْتÙ بÙهÙŽا اللÙ‘ÙŽÙ€هÙØ¥ÙنÙ‘ÙŽ اللÙ‘ÙŽÙ€هÙŽ لÙŽطÙیفÙŒ خÙŽبÙیرÙŒ: پسرم! اگر به اندازه سنگینی دانه خردلی (کار نیک یا بد) باشد و در دل سنگی یا در (گوشهای از) آسمانها و زمین قرار گیرد، خداوند آن را (در قیامت برای حساب) میآورد.
خداوند دقیق و آگاه استï´¾ (لقمان/۱۶) ï´¿یÙŽا بÙنÙŽیÙ‘ÙŽ Ø£ÙŽقÙمÙ الصÙ‘ÙŽلÙŽاه وَأْمÙرÙ’ بÙالÙ’مÙŽعÙ’رÙوفÙ وÙŽانÙ’هÙŽ عÙŽنÙ الÙ’مÙنکÙŽرÙ وÙŽاصÙ’بÙرÙ’ عÙŽلÙŽÙ‰ مÙŽا Ø£ÙŽصÙŽابÙŽکÙŽØ¥ÙنÙ‘ÙŽ ذÙŽلÙکÙŽ مÙنÙ’ عÙŽزÙ’مÙ الْأÙمÙورÙ: پسرم! نماز را برپا دار، و امر به معروف و نهی از منکر کن، و در برابر مصایبی که به تو میرسد شکیبا باش که این از کارهای مهم است!ï´¾ (لقمان۱۷)Ø› ï´¿وÙŽلÙŽا تÙصÙŽعÙÙ‘رÙ’ خÙŽدÙ‘ÙŽکÙŽ لÙلنÙ‘ÙŽاسÙ وÙŽلÙŽا تÙŽمÙ’شÙ فÙی الْأَرÙ’ضÙ مÙŽرÙŽحÙ‹اØ¥ÙنÙ‘ÙŽ اللÙ‘ÙŽÙ€هÙŽ لÙŽا یÙحÙبÙ‘Ù کÙلÙ‘ÙŽ مÙخÙ’تÙŽالÙ فÙŽخÙورÙ:(پسرم!) با بیاعتنایی از مردم روی مگردان، و مغرورانه بر زمین راه مرو که خداوند هیچ متکبÙ‘ر مغروری را دوست نداردï´¾ (لقمان/۱۸)Ø› ï´¿وÙŽاقÙ’صÙدÙ’ فÙی مÙŽشÙ’یÙکÙŽ وÙŽاغÙ’ضÙضÙ’ مÙن صÙŽوÙ’تÙکÙŽØ¥ÙنÙ‘ÙŽ Ø£ÙŽنکÙŽرÙŽ الْأَصÙ’وÙŽاتÙ لÙŽصÙŽوÙ’تÙ الÙ’حÙŽمÙیرÙ:و در راهرفتن خود میانهرو باش، و صدایت را آهستهساز، که بدترین آوازها بانگ خران است (لقمان/۱۹)Ø› ï´¿وÙŽاذÙ’کÙرÙ’ فÙی الÙ’کÙتÙŽاب٠إÙسÙ’مÙŽاعÙیلÙŽØ¥ÙنÙ‘ÙŽهÙ کÙŽانÙŽ صÙŽادÙقÙŽ الÙ’وÙŽعÙ’دÙ وÙŽکÙŽانÙŽ رÙŽسÙولÙ‹ا نÙ‘ÙŽبÙیًّا:و در این کتاب (آسمانی) از اسماعیل (نیز) یاد کن، که او در وعدههایش صادق، و رسول و پیامبری (بزرگ) بود!ï´¾ (مریم/۵۴) و ï´¿وÙŽکÙŽانÙŽ یَأْمÙر٠أَهÙ’لÙŽهÙ بÙالصÙ‘ÙŽلÙŽاهوÙŽالزÙ‘ÙŽکÙŽاه وÙŽکÙŽانÙŽ عÙندÙŽ رÙŽبÙÙ‘هÙ مÙŽرÙ’ضÙیًّا: او همواره خانوادهاش را به نماز و زکات فرمان میدادØ› و همواره مورد رضایت پروردگارش بودï´¾ (مریم/۵۵).
از نظر حجÙ‘هالØ¥سلام قرائتی برخی از عوامل مؤثÙ‘ر در تربیت فرزند عبارتند از: روح پاک مادر، جسم سالم، تعلیم و تربیت الهی، تغذیه پاک (ر.کØ› قرائتی، ۱۳۸۹: ۲۸۴).
از جمعبندی این مبحث برمیآید که در این نوع ارتباط، پدر و مادر باید سفارشهای زیر را در تربیت فرزند خود بگنجانند: عدم شرک به خدا که ستمی بزرگ است، بر پا داشتن نماز و دادن زکات. عمل نیک انجام دادن و از منکر روی گردانند، صبوری کردن بر مصائب، عدم تحقیر مردم، عدم تکبÙ‘ر و خودپسندی. اعتدال در رفتار، صوت یا حتÙ‘ی راه رفتن.
پس در نتیجه، از مباحث بالا میتوان فهمید که اصل مهم در ارتباط با فرزندان تربیت آنهاست که باید به گونهای باشد که خدامحور بار بیایند.
۴Ù€۱) ارتباط فرزندان با والدین
پدر و مادر دو وجود پرارزشی هستند که در تمام ادیان آسمانی، حتÙ‘ی مکتبهای غیر الهی مورد احترام و تکریم میباشند. قرآن و اهل بیت پیامبر (ع) این حسÙ‘ درونی انسان را که از عاطفه و عقل سرچشمه میگیرد، تحریک نمودهاند و با بیانهای مکرÙ‘ر و مفصÙ‘ل ارزش آنها را آن طور که باید و شاید نشان دادهاند و به فرزندان دستور میدهند که لحظهای از احترام به پدران و مادران غفلت نکنند (ر.کØ› ارفع، ۱۳۷۹: ۶۳).
الف) اطاعت
بالاترین حقÙ‘ی که والدین بر فرزندان خود دارند، حقÙ‘ اطاعت است. در اینجا فرقی میان پدر و مادر نیست و همانگونه که اطاعت پدر بر فرزند واجب است، اطاعت مادر نیز واجب است. این اطاعت یا باید در راستای اطاعت خداوند باشد، یا اینکه با اطاعت خداوند مخالفت نداشته باشد. اگر پدر و مادر دستوری بدهند که مطابق دستور خداوند است، مثل دستور به نماز، روزه، جهاد و حج، در این صورت، اطاعت والدین در راستای اطاعت خداوند است، نه در عرض هم (ر.کØ› قرائتی، ۱۳۸۹: ۱۱۷).
جایگاه والدین به اندازهای والاست که در آیه ۱۵ سوره لقمان میفرماید اگر والدین تلاش کردند تو را به سوی شرک گرایش دهند، از آنان اطاعت نکن، ولی باز هم رفتار نیکوی خود را با آنان قطع نکنØ› یعنی حتÙ‘ی در مواردی که نباید از آنان اطاعت کرد، نباید آنها را ترک کرد.
احترام به والدین از حقوق انسانی است، نه از حقوق اسلامی و از حقوق دائمی است، نه از حقوق موسمی و موقÙ‘ت (همان: ۱۶۰)Ø› ï´¿Ø¥Ùن جÙŽاهÙŽدÙŽاکÙŽ عÙŽلÙŽÙ‰ Ø£ÙŽن تÙشÙ’رÙکÙŽ بÙی مÙŽا لÙŽیÙ’سÙŽ لÙŽکÙŽ بÙهÙ عÙلÙ’مÙŒ فÙŽلÙŽا تÙطÙعÙ’هÙمÙŽاوÙŽصÙŽاحÙبÙ’هÙمÙŽا فÙی الدÙ‘ÙنÙ’یÙŽا مÙŽعÙ’رÙوفÙ‹ا وÙŽاتÙ‘ÙŽبÙعÙ’ سÙŽبÙیلÙŽ مÙŽنÙ’ Ø£ÙŽنÙŽابÙŽ Ø¥ÙلÙŽیÙ‘ÙŽ: هرگاه آن دو تلاش کنند که تو چیزی را همتای من قرار دهی که از آن آگاهی نداری (، بلکه میدانی باطل است)، از ایشان اطاعت مکن، ولی با آن دو در دنیا به صورت شایستهای رفتار کن و از راه کسانی پیروی کن که توبهکنان به سوی من آمدهاندï´¾ (لقمان/۱۵).
ب) احسان و نیکی به پدر و مادر
احسان به والدین در کنار توحید و اطاعت از خداوند آمده است تا نشان دهد این کار هم واجب عقلی و وظیفÛ€ انسانی و هم واجب شرعی است. در احسان به والدین فرقی بین پدر و مادر نیست و این احسان حدÙ‘ و مرز ندارد و نیز این احسان متوجÙ‘ه فرزندان است نه والدین (ر.کØ› قرائتی، ۱۳۸۹: ۱۱۷).
در آیه ۱۴ سوره لقمان، احسان به والدین به صورت وصیÙ‘ت الهی مطرح شده است و در این آیه هم به پدر توجÙ‘ه شده است و هم به مادر و نیز اینکه این آیه انسان را متوجÙ‘ه زحمات بیش از حدÙ‘ مادر در ایÙ‘ام بارداری و شیردهی میکند و اینکه این آیه شکر و سپاسگزاری خدا را به مانند شکر و سپاسگزاری از والدین واجب کرده است (ر.کØ› بهشتی، ۱۳۸۲: ۲۸۱)Ø› ï´¿وÙŽوÙŽصÙ‘ÙŽیÙ’نÙŽا الْإÙنسÙŽانÙŽ بÙوÙŽالÙدÙŽیÙ’هÙ حÙŽمÙŽلÙŽتÙ’ه٠أÙمÙ‘ÙهÙ وÙŽهÙ’نÙ‹ا عÙŽلÙŽÙ‰ وÙŽهÙ’نÙ وÙŽفÙصÙŽالÙهÙ فÙی عÙŽامÙŽیÙ’ن٠أَنÙ اشÙ’کÙرÙ’ لÙی وÙŽلÙوÙŽالÙدÙŽیÙ’کÙŽ Ø¥ÙلÙŽیÙ‘ÙŽ الÙ’مÙŽصÙیرÙ: و ما به انسان درباره پدر و مادرش سفارش کردیم. مادرش او را با ناتوانی روی ناتوانی حمل کرد (به هنگام بارداری هر روز رنج و ناراحتی تازهای را متحمÙ‘ل میشد) و دوران شیرخوارگی او در دو سال پایان مییابد.
 (آری، به او توصیه کردیم) که برای من و نیز برای پدر و مادرت شکر به جا آور که بازگشت (همه شما) به سوی من استï´¾ (لقمان/۱۴)Ø› ï´¿وÙŽ وÙŽصÙ‘ÙŽیÙ’نÙŽا الْإÙنسÙŽانÙŽ بÙوÙŽالÙدÙŽیÙ’ه٠إÙحÙ’سÙŽانÙ‹ا حÙŽمÙŽلÙŽتÙ’ه٠أÙمÙ‘ÙهÙ کÙرÙ’هÙ‹ا وÙŽ وÙŽضÙŽعÙŽتÙ’هÙ کÙرÙ’هÙ‹اوÙŽحÙŽمÙ’لÙهÙ وÙŽفÙصÙŽالÙهÙ ثÙŽلÙŽاثÙونÙŽ شÙŽهÙ’رÙ‹احÙŽتÙ‘ÙŽÙ‰ Ø¥ÙذÙŽا بÙŽلÙŽغÙŽ Ø£ÙŽشÙدÙ‘ÙŽهÙ وÙŽبÙŽلÙŽغÙŽ Ø£ÙŽرÙ’بÙŽعÙینÙŽ سÙŽنÙŽه قÙŽالÙŽ رÙŽبÙÙ‘ Ø£ÙŽوÙ’زÙعÙ’نÙی Ø£ÙŽنÙ’ Ø£ÙŽشÙ’کÙرÙŽ نÙعÙ’مÙŽتÙŽکÙŽ الÙ‘ÙŽتÙی Ø£ÙŽنÙ’عÙŽمÙ’تÙŽ عÙŽلÙŽیÙ‘ÙŽ وÙŽعÙŽلÙŽÙ‰ وÙŽالÙدÙŽیÙ‘ÙŽ وÙŽØ£ÙŽنÙ’ Ø£ÙŽعÙ’مÙŽلÙŽ صÙŽالÙحÙ‹ا تÙŽرÙ’ضÙŽاهÙ وÙŽØ£ÙŽصÙ’لÙحÙ’ لÙی فÙی ذÙرÙÙ‘یÙ‘ÙŽتÙی: ما به انسان توصیه کردیم که به پدر و مادرش نیکی کند. مادرش او را با ناراحتی حمل میکند و با ناراحتی بر زمین میگذارد و دوران حمل و از شیر بازگرفتنش سی ماه است تا زمانی که به کمال قدرت و رشد برسد و به چهل سالگی بالغ گردد، میگوید: پروردگارا! مرا توفیق ده تا شکر نعمتی را که به من و پدر و مادرم دادی، به جا آورم و کار شایستهای انجام دهم که از آن خشنود باشی و فرزندان مرا صالح گردان!ï´¾ (الØ£حقاف/۱۵)Ø› ï´¿وÙŽقÙŽضÙŽÙ‰ رÙŽبÙ‘ÙکÙŽ Ø£ÙŽلÙ‘ÙŽا تÙŽعÙ’بÙدÙوا Ø¥ÙلÙ‘ÙŽا Ø¥ÙیÙ‘ÙŽاهÙ وÙŽبÙالÙ’وÙŽالÙدÙŽیÙ’ن٠إÙحÙ’سÙŽانÙ‹ا Ø¥ÙمÙ‘ÙŽا یÙŽبÙ’لÙغÙŽنÙ‘ÙŽ عÙندÙŽکÙŽ الÙ’کÙبÙŽرÙŽ Ø£ÙŽحÙŽدÙهÙمÙŽا Ø£ÙŽوÙ’ کÙلÙŽاهÙمÙŽا فÙŽلÙŽا تÙŽقÙل لÙ‘ÙŽهÙمÙŽا Ø£ÙفÙÙ‘ وÙŽلÙŽا تÙŽنÙ’هÙŽرÙ’هÙمÙŽا وÙŽقÙل لÙ‘ÙŽهÙمÙŽا قÙŽوÙ’لÙ‹ا کÙŽرÙیمÙ‹ا: و پروردگارت فرمان داده که جز او را نپرستید و به پدر و مادر نیکی کنید.
هرگاه یکی از آن دو یا هر دوی آنها نزد تو به سنÙ‘ پیری رسند، کمترین اهانتی به آنها روا مدار و بر آنها فریاد مزن و گفتار لطیف و سنجیده و بزرگوارانه به آنها بگو!ï´¾ (الØ¥سراØ¡/۲۳)Ø› ï´¿وÙŽاعÙ’بÙدÙوا اللÙ‘ÙŽÙ€هÙŽ وÙŽلÙŽا تÙشÙ’رÙکÙوا بÙهÙ شÙŽیÙ’ئÙ‹اوÙŽبÙالÙ’وÙŽالÙدÙŽیÙ’ن٠إÙحÙ’سÙŽانÙ‹ا وÙŽبÙذÙی الÙ’قÙرÙ’بÙŽÙ‰ وÙŽالÙ’یÙŽتÙŽامÙŽÙ‰ وÙŽالÙ’مÙŽسÙŽاکÙینÙ وÙŽالÙ’جÙŽارÙ ذÙی الÙ’قÙرÙ’بÙŽÙ‰ وÙŽالÙ’جÙŽارÙ الÙ’جÙنÙبÙ وÙŽالصÙ‘ÙŽاحÙبÙ بÙالÙ’جÙŽنبÙ وÙŽابÙ’نÙ السÙ‘ÙŽبÙیلÙ وÙŽمÙŽا مÙŽلÙŽکÙŽتÙ’ Ø£ÙŽیÙ’مÙŽانÙکÙمْإÙنÙ‘ÙŽ اللÙ‘ÙŽÙ€هÙŽ لÙŽا یÙحÙبÙ‘Ù مÙŽن کÙŽانÙŽ مÙخÙ’تÙŽالÙ‹ا فÙŽخÙورÙ‹ا: و خدا را بپرستید و هیچ چیز را همتای او قرار ندهید، و به پدر و مادر نیکی کنید.
 همچنین به خویشاوندان، یتیمان، مسکینان، همسایه نزدیک، و همسایه دور، دوست، همنشین، واماندگان در سفر و بردگانی که مالک آنها هستیدØ› زیرا خداوند کسی را که متکبÙ‘ر و فخرفروش است (و از ادای حقوق دیگران سر باز میزند،) دوست نمیداردï´¾ (الØ¥سراØ¡/۳۶)Ø› ï´¿قÙلÙ’ تÙŽعÙŽالÙŽوÙ’ا Ø£ÙŽتÙ’لÙ مÙŽا حÙŽرÙ‘ÙŽمÙŽ رÙŽبÙ‘ÙکÙمÙ’ عÙŽلÙŽیÙ’کÙمْأَلÙ‘ÙŽا تÙشÙ’رÙکÙوا بÙهÙ شÙŽیÙ’ئÙ‹اوÙŽبÙالÙ’وÙŽالÙدÙŽیÙ’ن٠إÙحÙ’سÙŽانÙ‹اوÙŽلÙŽا تÙŽقÙ’تÙلÙوا Ø£ÙŽوÙ’لÙŽادÙŽکÙم مÙÙ‘نÙ’ Ø¥ÙمÙ’لÙŽاقÙ نÙ‘ÙŽحÙ’نÙ نÙŽرÙ’زÙقÙکÙمÙ’ وÙŽØ¥ÙیÙ‘ÙŽاهÙمÙ’:بگو بیایید تا آنچه را پروردگارتان بر شما حرام کرده، براÙ‰ شما بخوانم.
 چیزÙ‰ را با او شریک قرار مدهید و به پدر و مادر احسان کنید و فرزندان خود را از بیم تنگدستÙ‰ مکشید. ما شما و آنان را روزÙ‰ مÙ‰رسانیمï´¾ (الØ£نعام/۱۵۱)Ø› ï´¿وÙŽوÙŽصÙ‘ÙŽیÙ’نÙŽا الْإÙنسÙŽانÙŽ بÙوÙŽالÙدÙŽیÙ’هÙ حÙسÙ’نÙ‹اوÙŽØ¥Ùن جÙŽاهÙŽدÙŽاکÙŽ لÙتÙشÙ’رÙکÙŽ بÙی مÙŽا لÙŽیÙ’سÙŽ لÙŽکÙŽ بÙهÙ عÙلÙ’مÙŒ فÙŽلÙŽا تÙطÙعÙ’هÙمÙŽا: ما به انسان توصیه کردیم که به پدر و مادرش نیکی کند و اگر آن دو (مشرک باشند و) تلاش کنند که برای من همتایی قائل شوی که به آن علم نداری، از آنها پیروی مکن!ï´¾ (العنکبوت/۸)Ø› ï´¿وÙŽØ¥ÙذÙ’ Ø£ÙŽخÙŽذÙ’نÙŽا مÙیثÙŽاقÙŽ بÙŽنÙی Ø¥ÙسÙ’رÙŽائÙیلÙŽ لÙŽا تÙŽعÙ’بÙدÙونÙŽ Ø¥ÙلÙ‘ÙŽا اللÙ‘ÙŽÙ€هÙŽ وÙŽبÙالÙ’وÙŽالÙدÙŽیÙ’ن٠إÙحÙ’سÙŽانÙ‹ا وÙŽذÙی الÙ’قÙرÙ’بÙŽÙ‰ وÙŽالÙ’یÙŽتÙŽامÙŽÙ‰ وÙŽالÙ’مÙŽسÙŽاکÙینÙ وÙŽقÙولÙوا لÙلنÙ‘ÙŽاسÙ حÙسÙ’نÙ‹ا: و چون از فرزندان اسرائیل پیمان محکم گرفتیم که جز خدا را نپرستید و به پدر و مادر و خویشان، یتیمان و مستمندان احسان کنید و با مردم به زبان خوش سخن بگوییدï´¾ (البقره/۸۳).
در اینجا ذکر این مسØ£له مهم است که منظور از اینکه «با مردم سخن حسن بگویید»، «حÙسن معاشرت با مردم»، چه کافر ایشان و چه مؤمن آنان است. این مسØ£له را میتوان یکی از اصولی که در ارتباطهای هم باید آن را رعایت کرد، نام برد، آیه ۴ سوره علق مصداق دیگری از این خÙلق نیکو میباشد: ï´¿وÙŽØ¥ÙنÙ‘ÙŽکÙŽ لÙŽعÙŽلÙŽÙ‰ خÙلÙقÙ عÙŽظÙیمÙ: و تو اخلاق عظیم و برجستهای داریï´¾ (القلم/۴).
ج) دعا در حقÙ‘ پدر و مادر
فرزند نه تنها باید در برابر والدین خود متواضع باشد، بلکه باید برای آنها از خداوند رحمت بخواهد و این دعا در حقÙ‘ والدین مستجاب است وگرنه در قرآن خداوند دستور به دعا را بیان نمیکرد. این دعا فرمان خداوند در قرآن کریم است و نشانÛ€ شکرگزاری فرزند از زحمات والدین خود میباشد (ر.کØ› قرائتی، ۱۳۸۹: ۱۱۸)Ø› ï´¿اخÙ’فÙضÙ’ لÙŽهÙمÙŽا جÙŽنÙŽاحÙŽ الذÙ‘ÙلÙÙ‘ مÙنÙŽ الرÙ‘ÙŽحÙ’مÙŽه وÙŽقÙل رÙ‘ÙŽبÙÙ‘ ارÙ’حÙŽمÙ’هÙمÙŽا کÙŽمÙŽا رÙŽبÙ‘ÙŽیÙŽانÙی صÙŽغÙیرÙ‹ا: بالهای تواضع خویش را از محبÙ‘ت و لطف در برابر آنان فرود آر و بگو: پروردگارا! همانگونه که آنها مرا در کوچکی تربیت کردند، آنان را مشمول رحمت قرار دهï´¾ (الØ¥سراØ¡/۲۴).
علاÙ‘مه (ره) در مورد رعایت ترتیب در طبقاتی که امر به احسان آنها شده است، میفرماید: «در آیات ذکر شده، ترتیب رعایت شده است، بهطوریکه اوÙ‘ل خداوند در رØ£س همÛ€ طبقات ذکر شده که بر همÛ€ گروهها اولویÙ‘ت دارد و آنگاه پدر و مادران را ذکر کرده که پیداست بعد از خداوند از هر طبقه دیگرÙ‰ به احسان مستحقترند، چون پدر و مادر ریشه و اصلÙ‰ است که آدمÙ‰ به آن دو اتÙ‘کاØ¡ دارد و جوانÛ€ وجودش روÙ‰ آن دو تنه روییده است. پس آن دو از سایر خویشاوندان به آدمÙ‰ نزدیکترند. بعد از پدر و مادر، سایر خویشاوندان را ذکر کرده است و بعد از خویشاوندان، در میانه اقرباØ¡، یتیم را مقدÙ‘م داشته است» (طباطبائی، ۱۳۸۹، ج۱: ۳۲۹).
پس در نتیجه، علیرغم این همه تØ£کید خداوند بر امر ازدواج، ارتباط و احترام به والدین، در آیه ۲۴ سوره توبه و ۱۳۵ سوره نساØ¡ تØ£کید شده است که خداوند بر همه اÙŽولÙŽی است و بر همه چیز اولویÙ‘ت دارد، حتÙ‘ی بر خودتان، پدر و مادر و نزدیکانتان: ï´¿کÙونÙوا قÙŽوÙ‘ÙŽامÙینÙŽ بÙالÙ’قÙسÙ’طÙ شÙهÙŽدÙŽاءَ لÙلÙ‘ÙŽÙ€هÙ وÙŽلÙŽوÙ’ عÙŽلÙŽÙ‰ Ø£ÙŽنفÙسÙکÙمÙ’ Ø£ÙŽوÙ الÙ’وÙŽالÙدÙŽیÙ’نÙ وÙŽالْأَقÙ’رÙŽبÙینÙŽØ¥Ùن یÙŽکÙنÙ’ غÙŽنÙیًّا Ø£ÙŽوÙ’ فÙŽقÙیرÙ‹ا فÙŽاللÙ‘ÙŽÙ€ه٠أَوÙ’لÙŽÙ‰ بÙهÙمÙŽا: کاملاÙ‹ قیام به عدالت کنید! برای خدا شهادت دهید، اگرچه (این گواهی) به زیان خود شما یا پدر و مادر و نزدیکان شما بوده باشد، (چرا که) اگر آنها غنیÙ‘ یا فقیر باشند، خداوند سزاوارتر است که از آنان حمایت کندï´¾ (النÙ‘ساØ¡/۱۳۵) و ï´¿قÙلÙ’ Ø¥Ùن کÙŽانÙŽ آبÙŽاؤÙکÙمÙ’ وÙŽØ£ÙŽبÙ’نÙŽاؤÙکÙمÙ’ وÙŽØ¥ÙخÙ’وÙŽانÙکÙمÙ’ وÙŽØ£ÙŽزÙ’وÙŽاجÙکÙمÙ’ وÙŽعÙŽشÙیرÙŽتÙکÙمÙ’ وÙŽØ£ÙŽمÙ’وÙŽالÙŒ اقÙ’تÙŽرÙŽفÙ’تÙمÙوهÙŽا وÙŽتÙجÙŽارÙŽه تÙŽخÙ’شÙŽوÙ’نÙŽ کÙŽسÙŽادÙŽهÙŽا وÙŽمÙŽسÙŽاکÙنÙ تÙŽرÙ’ضÙŽوÙ’نÙŽهÙŽا Ø£ÙŽحÙŽبÙ‘ÙŽ Ø¥ÙلÙŽیÙ’کÙم مÙÙ‘نÙŽ اللÙ‘ÙŽÙ€هÙ وÙŽرÙŽسÙولÙهÙ وÙŽجÙهÙŽادÙ فÙی سÙŽبÙیلÙهÙ فÙŽتÙŽرÙŽبÙ‘ÙŽصÙوا حÙŽتÙ‘ÙŽÙ‰ یَأْتÙیÙŽ اللÙ‘ÙŽÙ€هÙ بÙØ£ÙŽمÙ’رÙهÙوÙŽاللÙ‘ÙŽÙ€هÙ لÙŽا یÙŽهÙ’دÙی الÙ’قÙŽوÙ’مÙŽ الÙ’فÙŽاسÙقÙینÙŽ: بگو اگر پدران، فرزندان، برادران، همسران، طایفه شما، اموالی که به دست آوردهاید، تجارتی که از کساد شدنش میترسید و خانههایی که به آن علاقه دارید، در نظرتان از خداوند، پیامبرش و جهاد در راهش محبوبتر است، در انتظار باشید که خداوند عذابش را بر شما نازل کند و خداوند جمعیÙ‘ت نافرمانبردار را هدایت نمیکندï´¾ (التÙ‘وبه/۲۴).
علاÙ‘مه (ره) در مورد اولویÙ‘ت خدا بر همه چیز میفرماید: «به حق شهادت بدهید، هرچند که بر خلاف نفع شخصی شما، یا منافع پدر و مادرتان و یا خویشاوندانتان باشد. پس زنهار که علاقه شما به منافع شخصیÙ‘ت و محبÙ‘تÙ‰ که نسبت به والدین و خویشاوندان خود دارید، شما را بر آن دارد که شهادت را، یعنÙ‰ آنچه را که دیدهاید، تحریف کنید و یا از اداÙ‰ آن مضایقه نمایید. پس مراد از اینکه شهادت بر ضرر والدین و یا خویشاوندان باشد، این است که آنچه را که دیدهاÙ‰، اگر بخواهÙ‰ در مقام ادا بدون کم و کاست بگویی، به حال تو ضرر داشته باشد و یا به منافع والدین و خویشاوندانت لطمه بزند» (طباطبائی، ۱۳۸۹، ج ۵: ۱۷۶).
د) طلاق
به نظر علاÙ‘مه طباطبائی (ره)، اصل در معناÙ‰ (طلاق) آزاد شدن از قید و بند استØ› یعنی رها کردن زن از قید ازدواج: ï´¿وÙŽØ¥Ùن یÙŽتÙŽفÙŽرÙ‘ÙŽقÙŽا یÙغÙ’نÙ اللÙ‘ÙŽÙ€هÙ کÙلًّا مÙÙ‘ن سÙŽعÙŽتÙهÙ:(امÙ‘ا) اگر (راهی برای اصلاح در میان خود نیابند، و) از هم جدا شوند، خداوند هر کدام از آنها را با فضل و کرم خود بینیاز میکندï´¾ (النÙ‘ساØ¡/۱۳۰)Ø› ï´¿وÙŽلÙلÙ’مÙطÙŽلÙ‘ÙŽقÙŽاتÙ مÙŽتÙŽاعÙŒ بÙالÙ’مÙŽعÙ’رÙوفÙحÙŽقًّا عÙŽلÙŽÙ‰ الÙ’مÙتÙ‘ÙŽقÙینÙŽ:و برای زنان مطلÙ‘قه هدیه مناسبی لازم است (که از طرف شوهر پرداخت گردد).
این حقÙ‘ی است بر مردان پرهیزکارï´¾ (البقره/۲۴۱)Ø› ï´¿لÙ‘ÙŽا جÙنÙŽاحÙŽ عÙŽلÙŽیÙ’کÙمÙ’ Ø¥Ùن طÙŽلÙ‘ÙŽقÙ’تÙمÙ النÙÙ‘سÙŽاءَ مÙŽا لÙŽمÙ’ تÙŽمÙŽسÙ‘ÙوهÙنÙ‘ÙŽ Ø£ÙŽوÙ’ تÙŽفÙ’رÙضÙوا لÙŽهÙنÙ‘ÙŽ فÙŽرÙیضÙŽهوÙŽمÙŽتÙÙ‘عÙوهÙنÙ‘ÙŽ عÙŽلÙŽÙ‰ الÙ’مÙوسÙعÙ قÙŽدÙŽرÙهÙ وÙŽعÙŽلÙŽÙ‰ الÙ’مÙقÙ’تÙرÙ قÙŽدÙŽرÙهÙ مÙŽتÙŽاعÙ‹ا بÙالÙ’مÙŽعÙ’رÙوفÙ:اگر زنان را قبل از آمیزشجنسی یا تعیین مهر (به عللی) طلاق دهید، گناهی بر شما نیست. (در این موقع،) آنها را (با هدیÙ‘های مناسب،) بهرهمند سازید. آن کس که توانایی دارد، به اندازه تواناییش و آن کس که تنگدست است، به اندازه خودش هدیÙ‘های شایسته (که مناسب حال دهنده و گیرنده باشد) بدهدï´¾ (البقره/۲۳۶).
علاÙ‘مه طباطبائی (ره) در مورد زن مطلÙ‘قهای که مهر ندارد میفرماید انجام نگرفتن عمل زناشویی و همچنین معیÙ‘ن نکردن مهریÙ‘ه مانع از صحÙ‘ت طلاق نیست. ایشان میفرماید: «واجب است بر شما که همسر خود را طلاق مÙ‰دهید، در حالÙ‰ که در حین عقد ازدواج او مهرÙ‰ برایش معیÙ‘ن نکرده بودید.
اینکه چیزÙ‰ به او بدهید، چیزÙ‰ که عرف مردم آن را بپسندد، (البتÙ‘ه هر کسÙ‰ به اندازه توانایی خود ثروتمند به قدر وسع خویش یعنÙ‰ به قدرÙ‰ که مناسب با حال وی باشد، بهطورÙ‰ که وضع همسر مطلÙ‘قهاش بعد از جدایی و قبل از جدایی تفاوت فاحش نداشته باشد) و فقیر هم به قدر وسع خویش، البتÙ‘ه این حکم مخصوص مطلÙ‘قهاÙ‰ است که مهریÙ‘هاÙ‰ برایش معیÙ‘ن نشده باشد و شامل همه زنان مطلÙ‘قه نیست و نیز مخصوص زنÙ‰ است که شوهرش با او هیچ نزدیکÙ‰ نکرده باشد» (طباطبائی، ۱۳۸۹، ج ۲: ۳۶۷) ï´¿لÙŽا یÙŽحÙلÙ‘Ù لÙŽکÙمÙ’ Ø£ÙŽن تÙŽرÙثÙوا النÙÙ‘سÙŽاءَ کÙŽرÙ’هÙ‹اوÙŽلÙŽا تÙŽعÙ’ضÙلÙوهÙنÙ‘ÙŽ لÙتÙŽذÙ’هÙŽبÙوا بÙبÙŽعÙ’ضÙ مÙŽا آتÙŽیÙ’تÙمÙوهÙنÙ‘ÙŽ Ø¥ÙلÙ‘ÙŽا Ø£ÙŽن یَأْتÙینÙŽ بÙفÙŽاحÙشÙŽه مÙ‘ÙبÙŽیÙÙ‘نÙŽهوÙŽعÙŽاشÙرÙوهÙنÙ‘ÙŽ بÙالÙ’مÙŽعÙ’رÙوفÙفÙŽØ¥Ùن کÙŽرÙهÙ’تÙمÙوهÙنÙ‘ÙŽ فÙŽعÙŽسÙŽÙ‰:برای شما حلال نیست که از زنان از روی اکراه (و ایجاد ناراحتی برای آنها ) ارث ببرید و آنان را تحت فشار قرار ندهید که قسمتی از آنچه را به آنها دادهاید (از مهر)، تملÙ‘ک کنید، مگر اینکه آنها عمل زشت آشکاری انجام دهند و با آنان شایسته رفتار کنید و اگر از آنها (به دلیلی) کراهت داشتید (فوراÙ‹ تصمیم به جدایی نگیرید!)ï´¾ (النÙ‘ساØ¡/۱۹).
علاÙ‘مه طباطبائی (ره) میفرماید: «زنان را از هیچ مقدارÙ‰ که به ایشان دادهاید، محروم نکنید و بیان میکنند که این آیه شریفه نهÙ‰ مÙ‰کند از تنگ گرفتن بر زنان، حال این تنگ گرفتن به هر نحوÙ‰ که باشد و بخواهند به وسیله سختگیریها او را ناچار کنند به اینکه چیزÙ‰ از مهریه خود را ببخشد تا عقد نکاح او را فسخ کنند و از تنگÙ‰ معیشت وی را نجات دهند. پس تنگ گرفتن به این منظور بر شوهر حرام است، مگر آنکه زن، فاحشه مبیÙ‘نه و زنایی آشکار مرتکب شود که در این صورت، شوهر مÙ‰تواند بر او تنگ بگیرد تا به وسیله پول گرفتن او را طلاق دهد» (طباطبائی، ۱۳۸۹، ج ۴: ۴۰۴Ù€۴۰۳).
ï´¿وÙŽØ¥ÙنÙ’ Ø£ÙŽرÙŽدتÙ‘ÙمÙ اسÙ’تÙبÙ’دÙŽالÙŽ زÙŽوÙ’جÙ مÙ‘ÙŽکÙŽانÙŽ زÙŽوÙ’جÙ وÙŽآتÙŽیÙ’تÙمÙ’ Ø¥ÙحÙ’دÙŽاهÙنÙ‘ÙŽ قÙنطÙŽارÙ‹ا فÙŽلÙŽا تَأْخÙذÙوا مÙنÙ’هÙ شÙŽیÙ’ئÙ‹اØ£ÙŽتَأْخÙذÙونÙŽهÙ بÙهÙ’تÙŽانÙ‹ا وÙŽØ¥ÙثÙ’مÙ‹ا مÙ‘ÙبÙینÙ‹ا: و اگر تصمیم گرفتید که همسر دیگری به جای همسر خود انتخاب کنید و مال فراوانی (بهعنوان مهر) به او پرداختهاید، چیزی از آن را پس نگیرید. آیا برای بازپس گرفتن مهر آنان به تهمت و گناه آشکار متوسÙ‘ل میشوید؟!ï´¾ (النÙ‘ساØ¡/۲۰).
علاÙ‘مه طباطبائی (ره) در مورد استبدال زوجÙ‰ به جاÙ‰ زوجÙ‰ دیگر و یا به عبارت دیگر، قائم مقام کردن همسر دومÙ‰ در جاÙ‰ همسر اوÙ‘ل میفرماید: «اگر خواستید بعضÙ‰ از زنان خود را طلاق دهید و با زنÙ‰ دیگر به جاÙ‰ او ازدواج کنید، از مهریهاÙ‰ که به همسر طلاقÙ‰ خود در هنگام ازدواج داده بودید، چیزÙ‰ پس نگیرید، هر چند که آن مهریه مال بسیار زیادÙ‰ باشد و آنچه مÙ‰خواهید بدون رضایت وی بگیرید، نسبت به آنچه دادهاید، بسیار اندک باشد... مردان حق گرفتن بیجا و تجاوزگرانه از مهریه زن را ندارند و در این راه نباید به بهتان و دروغ متوسÙ‘ل شوند» (طباطبائی، ۱۳۸۹، ج۴: ۴۰۸).
ï´¿Ø¥ÙذÙŽا نÙŽکÙŽحÙ’تÙمÙ الÙ’مÙØ¤Ù’مÙنÙŽاتÙ ثÙمÙ‘ÙŽ طÙŽلÙ‘ÙŽقÙ’تÙمÙوهÙنÙ‘ÙŽ مÙن قÙŽبÙ’ل٠أَن تÙŽمÙŽسÙ‘ÙوهÙنÙ‘ÙŽ فÙŽمÙŽا لÙŽکÙمÙ’ عÙŽلÙŽیÙ’هÙنÙ‘ÙŽ مÙنÙ’ عÙدÙ‘ÙŽه تÙŽعÙ’تÙŽدÙ‘ÙونÙŽهÙŽافÙŽمÙŽتÙÙ‘عÙوهÙنÙ‘ÙŽ وÙŽسÙŽرÙÙ‘حÙوهÙنÙ‘ÙŽ سÙŽرÙŽاحÙ‹ا جÙŽمÙیلÙ‹ا: هنگامیکه با زنان با ایمان ازدواج کردید و قبل از همبستر شدن طلاق دادید، عدÙ‘های برای شما بر آنها نیست که بخواهید حساب آن را نگاه دارید. آنها را با هدیÙ‘ه مناسبی بهرهمند سازید و به طرز شایستهای رهایشان کنیدï´¾ (الØ£حزاب/۴۹).
علاÙ‘مه طباطبائی (ره) در مورد عدÙ‘ه نگه داشتن زن مطلÙ‘قه قبل از انجام عمل زناشویی میفرماید: «وقتÙ‰ زنان را طلاق مÙ‰دهید، بعد از آنکه با ایشان عقد ازدواج بستهاید و قبل از اینکه عمل زناشویÙ‰ با ایشان انجام داده باشید، دیگر لازم نیست زن مطلÙ‘قه شما عدÙ‘ه نگه دارد و بر شما واجب است که اوÙ‘لاÙ‹ بدون خشونت و خصومت طلاق دهید و در ثانÙ‰ با چیزÙ‰ از مال ایشان بهرهمند کنید... اگر زنان را قبل از آنکه عمل زناشویÙ‰ انجام داده باشید، طلاق دهید، در صورتÙ‰ که مهر براÙ‰ ایشان معیÙ‘ن کردهاید، تنها نصف مهر را مÙ‰برند. بعد از عمل زناشویی این مهر را به او کامل بدهید و به چیزÙ‰ از مال آنان را بهرهمند کنیدØ› چیزÙ‰ از مال که مناسب حال و شØ£ن ایشان باشد» (طباطبائی، ۱۳۸۹، ج ۱۶: ۵۰۲).
در اسلام بیان شده که زنان پس از طلاق و بعد از مرگ شوهر، البتÙ‘ه بعد از پایان رسیدن زمان عدÙ‘ه خود میتوانند شوهر کنند و از آن به عمل معروف هم یاد شده است: ï´¿وÙŽØ¥ÙذÙŽا طÙŽلÙ‘ÙŽقÙ’تÙمÙ النÙÙ‘سÙŽاءَ فÙŽبÙŽلÙŽغÙ’نÙŽ Ø£ÙŽجÙŽلÙŽهÙنÙ‘ÙŽ فÙŽلÙŽا تÙŽعÙ’ضÙلÙوهÙنÙ‘ÙŽ Ø£ÙŽن یÙŽنکÙحÙ’نÙŽ Ø£ÙŽزÙ’وÙŽاجÙŽهÙنÙ‘ÙŽ Ø¥ÙذÙŽا تÙŽرÙŽاضÙŽوÙ’ا بÙŽیÙ’نÙŽهÙم بÙالÙ’مÙŽعÙ’رÙوفÙ:و هنگامی که زنان را طلاق دادید و عدÙ‘ه خود را به پایان رساندند، مانع آنها نشوید که با همسران (سابق) خویش، ازدواج کنند. اگر در میان آنان به طور پسندیدهای تراضی برقرار گرددï´¾ (البقره/۲۳۲).
علاÙ‘مه طباطبائی (ره) در مورد وضعیÙ‘ت پس از طلاق میفرماید: «مراد از «بلوغ اجل» تمام شدن مدÙ‘ت عدÙ‘ه است و این آیه اشاره دارد به دادن اختیار به زنان پس از طلاق در کارهایÙ‰ که مÙ‰کنند. پس اگر خواستند ازدواج کنند، مÙ‰توانند و خویشاوندان میÙ‘ت نمÙ‰توانند او را از این کار بازدارند، به استناد اینکه در فامیل ما چنین چیزÙ‰ رسم نیستØ› زیرا اینگونه عادات که اساس آنها جاهلیÙ‘ت و کورÙ‰ یا بخل و حسد است، نمÙ‰تواند حقÙ‘ زن را از او سلب کند، چون زنان خود صاحب اختیار مÙ‰باشند و این حقÙ‘ معروف و مشروع آنان است و در اسلام کسÙ‰ نمÙ‰تواند از عمل معروف نهÙ‰ کند» (طباطبائی، ۱۳۸۹، ج ۲: ۳۵۵).
از این مباحث میتوان نتیجه گرفت که خداوند در سورههایی که در آنها از طلاق صحبت شده، تØ£کید میکند که اگر لازم به جدایی بود، با روی خوش و با محبÙ‘ت از یکدیگر جدا شوید و در هیچ جا تندی، خشونت و عصبانیÙ‘ت را تجویز نمیکند.
هÙ€) مرگ
در اسلام بیان شده که زنان میتوانند بعد از مرگ شوهرشان ازدواج کنند، البتÙ‘ه به شرط گذراندن زمان عدÙ‘ه و زنان از این عمل نهی نشدهاند، بلکه از آن به عنوان عمل معروف هم یاد شده است و همچنین بیان شده است که بعد از مرگ هم با وصیÙ‘تی که میکنید، به فکر زنانتان باشید و آنان را با پرداختن هزینÛ€ گذراندن زندگی تا یک سال بهرهمند سازید: ï´¿وÙŽالÙ‘ÙŽذÙینÙŽ یÙتÙŽوÙŽفÙ‘ÙŽوÙ’نÙŽ مÙنکÙمÙ’ وÙŽیÙŽذÙŽرÙونÙŽ Ø£ÙŽزÙ’وÙŽاجÙ‹ا وÙŽصÙیÙ‘ÙŽه لÙّأَزÙ’وÙŽاجÙهÙم مÙ‘ÙŽتÙŽاعÙ‹ا Ø¥ÙلÙŽÙ‰ الÙ’حÙŽوÙ’لÙ غÙŽیÙ’رÙŽ Ø¥ÙخÙ’رÙŽاجÙفÙŽØ¥ÙنÙ’ خÙŽرÙŽجÙ’نÙŽ فÙŽلÙŽا جÙنÙŽاحÙŽ عÙŽلÙŽیÙ’کÙمÙ’ فÙی مÙŽا فÙŽعÙŽلÙ’نÙŽ فÙی Ø£ÙŽنفÙسÙهÙنÙ‘ÙŽ مÙن مÙ‘ÙŽعÙ’رÙوفÙ: و کسانی که از شما در آستانه مرگ قرار میگیرند و همسرانی از خود به جا میگذارند، باید برای همسران خود وصیÙ‘ت کنند که تا یک سال آنها را (با پرداختن هزینه زندگی) بهرهمند سازند، به شرط اینکه آنها (از خانه شوهر) بیرون نروند (و اقدام به ازدواج مجدÙ‘د نکنند) و اگر بیرون روند، (حقÙ‘ی در هزینه ندارند، ولی) گناهی بر شما نیست نسبت به آنچه درباره خود به شایستگی انجام میدهندï´¾ (البقره/۲۴۰).
نظر علاÙ‘مه طباطبائی (ره) در مورد تØ£مین مخارج برای زن پس از مرگ شوهر میفرماید: «این آیه شریفه به مردان سفارش مÙ‰کند که براÙ‰ همسران خود وصیÙ‘تÙ‰ کنند و مالÙ‰ معیÙ‘ن نمایند که بعد از مرگشان به ایشان بدهندØ› مالÙ‰ که کفاف مخارج یک سال ایشان را بدهد، بدون اینکه از خانههاÙ‰ خود خارج شوند. چیزÙ‰ که هست، از آنجا که این تعیین مال، حقÙ‘ زنان است و حق چیزی است که هم مÙ‰توان آن را استیفا کرد و هم از آن صرف نظر نمود، لذا مÙ‰فرماید: اگر زنان شوهرمرده در این مدÙ‘ت از خانه شوهر بیرون شدند، دیگر شما ورثه شوهر تقصیرÙ‰ در ندادن آن مال ندارید و یا اگر خواستند به شایستگی شوهر کنند، دیگر شما مسئول نیستید» (طباطبائی، ۱۳۸۹، ج ۲: ۳۷۰).
ï´¿وÙŽالÙ‘ÙŽذÙینÙŽ یÙتÙŽوÙŽفÙ‘ÙŽوÙ’نÙŽ مÙنکÙمÙ’ وÙŽیÙŽذÙŽرÙونÙŽ Ø£ÙŽزÙ’وÙŽاجÙ‹ا یÙŽتÙŽرÙŽبÙ‘ÙŽصÙ’نÙŽ بÙØ£ÙŽنفÙسÙهÙنÙ‘ÙŽ Ø£ÙŽرÙ’بÙŽعÙŽه Ø£ÙŽشÙ’هÙرÙ وÙŽعÙŽشÙ’رÙ‹افÙŽØ¥ÙذÙŽا بÙŽلÙŽغÙ’نÙŽ Ø£ÙŽجÙŽلÙŽهÙنÙ‘ÙŽ فÙŽلÙŽا جÙنÙŽاحÙŽ عÙŽلÙŽیÙ’کÙمÙ’ فÙیمÙŽا فÙŽعÙŽلÙ’نÙŽ فÙی Ø£ÙŽنفÙسÙهÙنÙ‘ÙŽ بÙالÙ’مÙŽعÙ’رÙوفÙ:و کسانی که از شما میمیرند و همسرانی باقی میگذارند، باید چهار ماه و ده روز انتظار بکشند (و عدÙ‘ه نگه دارند) و هنگامیکه به آخر مدÙ‘ت خود رسیدند، گناهی بر شما نیست که هر چه میخواهند، درباره خودشان به صورت شایسته انجام دهند (و با مرد دلخواه خود ازدواج کنند)ï´¾ (البقره/۲۳۴).
نظر علاÙ‘مه طباطبائی (ره) در مورد دادن اختیار به زنان در کارهایÙ‰ که پس از مرگ شوهر و اتمام عدÙ‘ه میخواهند انجام دهند این است که: «اگر زنان پس از مرگ شوهر و اتمام عدÙ‘ه خواستند ازدواج کنند، مÙ‰توانند و خویشاوندان میÙ‘ت نمÙ‰توانند او را از این کار باز بدارند، به استناد اینکه در فامیل ما چنین چیزÙ‰ رسم نیستØ› زیرا اینگونه عادتها که اساس آنها جاهلیÙ‘ت،کورÙ‰، بخل یا حسد است، نمÙ‰تواند حقÙ‘ زن را از او سلب کند، چون زنان خود صاحب اختیار مÙ‰باشند و این حقÙ‘ معروف و مشروع آنان است و در اسلام کسÙ‰ نمÙ‰تواند از عمل معروف نهÙ‰ کند» (طباطبائی، ۱۳۸۹، ج۲: ۳۶۳).
ï´¿وÙŽلÙŽا جÙنÙŽاحÙŽ عÙŽلÙŽیÙ’کÙمÙ’ فÙیمÙŽا عÙŽرÙ‘ÙŽضÙ’تÙم بÙهÙ مÙنÙ’ خÙطÙ’بÙŽه النÙÙ‘سÙŽاء٠أَوÙ’ Ø£ÙŽکÙ’نÙŽنتÙمÙ’ فÙی Ø£ÙŽنفÙسÙکÙمÙ’عÙŽلÙمÙŽ اللÙ‘ÙŽÙ€ه٠أَنÙ‘ÙŽکÙمÙ’ سÙŽتÙŽذÙ’کÙرÙونÙŽهÙنÙ‘ÙŽ وÙŽلÙŽÙ€کÙن لÙ‘ÙŽا تÙوÙŽاعÙدÙوهÙنÙ‘ÙŽ سÙرًّا Ø¥ÙلÙ‘ÙŽا Ø£ÙŽن تÙŽقÙولÙوا قÙŽوÙ’لÙ‹ا مÙ‘ÙŽعÙ’رÙوفÙ‹اوÙŽلÙŽا تÙŽعÙ’زÙمÙوا عÙقÙ’دÙŽه النÙÙ‘کÙŽاحÙ حÙŽتÙ‘ÙŽÙ‰ یÙŽبÙ’لÙغÙŽ الÙ’کÙتÙŽاب٠أَجÙŽلÙŽهÙ: و گناهی بر شما نیست که به کنایه (از زنانی که همسرانشان مردهاند،) خواستگاری کنید و یا در دل تصمیم بر این کار بگیرید (بدون اینکه آن را اظهار کنید). خداوند میدانست شما به یاد آنها خواهید افتاد، ولی پنهانی با آنها قرار زناشویی نگذارید، مگر اینکه به شیوه پسندیدهای (و به کنایه) اظهار کنید. (در هر حال) اقدام به ازدواج ننمایید تا عدÙ‘ه آنها سرآیدï´¾ (البقره/۲۳۵).
نظر علاÙ‘مه طباطبائی (ره) در مورد این آیه چنین است ک کلمه «اکنان» به معناÙ‰ پنهان کردن و پوشاندن است، امÙ‘ا نه هر پوشاندنÙ‰. این اکنان به معناÙ‰ پوشاندن در دل استØ› یعنی اسرار نهفته در نفس و مراد از آیه مورد بحث این است که در مورد خواستگارÙ‰ مانعÙ‰ نیست از اینکه شما به کنایه سخنÙ‰ بگویید و خواسته خود را به کنایه بفهمانید و یا در امر زن مورد نظرتان امورÙ‰ را در قلب پنهان بدارید که بعد از چند صباح دیگر که فلان زن از عدÙ‘ه بیرون مÙ‰آید، از او خواستگارÙ‰ خواهم کرد و یا مثلاÙ‹ آرزو کنید که کÙ‰ مÙ‰شود من به وصل او نایل شوم؟!
علاÙ‘مه (ره) در تفسیر این جمله مÙ‰فرماید: «اینکه گفتیم در خواستگارÙ‰ و تعریض اشکالÙ‰ نیست، براÙ‰ این است که به یاد زنان بودن امرÙ‰ است مطبوع طبع شما مردان و خدا هرگز از چیزÙ‰ که غریزه فطرÙ‰ و نوع خلقت شماست، نهÙ‰ نمÙ‰کند، بلکه آن را تجویز هم مÙ‰کندï´¾ (طباطبائی، ۱۳۸۹، ج۲: ۳۶۵).
نتیجهگیری
از مهمترین یافتههای این تحقیق که از تحلیل محتوای کیفی آیات ارتباطی قرآن کریم با تکیه بر تفسیر المیزان انجام گرفت، میتوان به موارد زیر اشاره کرد. ابتدا به ۳ نوع ارتباط در خانواده اشاره شد: ارتباط بین زن و شوهر، ارتباط والدین با فرزندان، ارتباط فرزندان با والدین. آنگاه پس از بررسی این سه نوع ارتباط، به وظایف هر کدام از این گروهها در قبال هم پرداخته شد. علاÙ‘مه (ره) در مورد اولویÙ‘ت خدا بر همه چیز میفرماید: «به حق شهادت دهید، هرچند که بر خلاف نفع شخصیÙ‘ت شما، یا منافع پدر و مادرتان و یا خویشاوندانتان باشد.
پس زنهار که علاقه شما به منافع شخصی و محبÙ‘تÙ‰ که نسبت به والدین و خویشاوندان خود دارید، شما را بر آن بدارد که شهادت را، یعنÙ‰ آنچه را که دیدهاید، تحریف کنید ویا از اداØ¡ آن مضایقه نمایید. پس مراد از اینکه شهادت بر ضرر شما و یا ضرر والدین و خویشاوندان باشد، این است که آنچه را که دیدهاید اگر بخواهید در مقام اداØ¡ بدون کم و کاست بگویید، به حال شما ضرر داشته باشد و یا به منافع والدین و خویشاوندان شما لطمه بزند» (طباطبائی، ۱۳۸۹، ج ۵: ۱۷۶).
مراجع
قرآن کریم.
ارفع، سیÙ‘د کاظم. (۱۳۷۹). خانواده در مکتب قرآن و اهل بیت (ع). تهران: انتشارات دانشگاه تهران.
بهشتی، احمد. (۱۳۷۷). خانواده در قرآن. قم: انتشارات دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیÙ‘ه قم.
ساروخانی، باقر. (۱۳۷۹). بررسی روابط انسانی در خانوادههای تهران. تهران: طرح پژوهشکده خانواده.
طباطبائی، سیÙ‘د محمÙ‘دحسین. (۱۳۸۹). تفسیر المیزان. قم: نشر بنیاد علمی و فکری علاÙ‘مه طباطبائی.
فرانکفورد، چاوا و دیوید نچمیاس. (۱۳۸۱). روشهای پژوهش در علوم اجتماعی. ترجمه فاضل لاریجانی و رضا فاضلی. تهران: سروش.
فرهنگی، علیاکبر. (۱۳۷۹). ارتباطات انسانی. تهران: انتشارات خدمات فرهنگی رسا.
قرائتی، محسن. (۱۳۹۰). دقایقی با قرآن. تهران: انتشارات ستاد اقامه نماز.
ــــــــــــــ . (۱۳۷۶). تفسیر نور. تهران: انتشارات مرکز فرهنگی درسهایی از قرآن.
مجلسی، محمÙ‘دباقر. Â (۱۳۶۳). بحارالØ£نوار. ترجمه محمÙ‘دباقر موسوی همدانی. تهران: انتشارات کتابخانه مسجد ولیعصر (عج).
نوری همدانی، حسین. (۱۳۹۱). جایگاه بانوان در اسلام. تهران: انتشارات مهدی موعود (عج).
نویسندگان:
مهدخت بروجردی علوی: استادیار دانشگاه علامه طباطبایی
 عباس اشرفی: استادیار دانشگاه علامه طباطبایی
راضیه رزمیان: کارشناسی ارشد دانشگاه علامه طباطبایی
دوفصلنامه اندیشه علامه طباطبایی- بهار و تابستان ۱۳۹۴.
فارس
💬 دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی ثبت نشده. اولین نفر باشید!
📝 ثبت دیدگاه جدید
✅ دیدگاه شما پس از تایید مدیر نمایش داده میشود.