✍️ نویسنده: 9

نودیها:در این تحقیقØŒ انواع ارتباط در خانواده که شامل ارتباط میان زن و شوهرØŒ ارتباط والدین با فرزندانØŒ ارتباط فرزندان با والدینØŒ مسائل مربوط به طلاق و زندگی پس از مرگ و قیامت بررسی شده است.

 

Û³Ù€Û±) ارتباط والدین با فرزندان

والدینØŒ بر حسب نظام طبیعتØŒ عامل مؤثÙ‘ر به فعلیÙ‘ت رسیدن قوÙ‘ه‌ها و استعدادها در نطفهØŒ جنین و وجود طفل هستند. در این میانØŒ نقش مادر به مراتب مهم‌تر از نقش پدر است. او ماه‌ها طفل را در رحم با شیره جانش و بعد از تولÙ‘دØŒ ماه‌ها از مجرای سینه‌اش که کانون عواطف پاک و جایگاه قلب پُرمهر اوستØŒ پرورش می‌دهد و از آن پس نیز همواره هستی خود را برای هستی فرزند دلبند خود می‌خواهد. در تمام این مدÙ‘تØŒ هم مادر و هم فرزند به سرپرستی پدر زندگی می‌کنند و این پدر است که وظیفه دارد نیازمندی‌های مادÙ‘ی آنها را از نظر لباسØŒ خوراک و مسکن فراهم سازد.

پدر و مادر وظیفه دارند با رعایت قوانین بهداشتیØŒ جسم و محیط زندگی خود را سالم نگاه دارندØŒ در غیر این صورتØŒ طفل با خطر روبه‌رو می‌شود. انسان پس ازگذشت سال‌ها زندگی متوجÙ‘ه می‌شود که پدر و مادر شدن تنها یک جنبه فیزیکی و آمیزش تن به تن نیست و فرزند فقط وارث جسمی‌ و مالی والدین نیستØŒ بلکه وارث تمام کردارها و رفتارهای نیک و بد پدر و مادرØŒ خُلق و خو و روش تربیتی آنها هم می‌باشد (ر.کØ› بهشتیØŒ Û±Û³Û¸Û²: Û²Û±Û±).

مسئولیÙ‘ت پدر و مادر به مسائل مادÙ‘ی از قبیل تهیÙ‘ه مسکن و پوشاک و خوراک فرزندان خلاصه نمی‌شودØŒ پرورش‌های روحانی و معنوی آنها نیز به عهده پدر و مادر است. در اسلام تربیت و پرورش روحی فرزندان از تØ£مین حوائج جسمانی آنان مهم‌تر و ارزنده‌تر است. لازم است والدین کودک از همان روزهای نخستین آنها را با صفات فضیلت انسان آشنا کنند و استعدادهای خدادادیشان را شکوفا سازند.

آنچه را که اطفال می‌شنوند و می‌بینندØŒ کاملاÙ‹ در روح آنها تØ£ثیر عمیق و ریشه‌دار می‌گذارد. بنابراینØŒ پدر و مادر باید نهایت دقÙ‘ت را مبذول دارند که مبادا ذهن فرزندشان از دیدنی‌های مسموم و مخرÙ‘ب پر شود که یک منظره منحرف‌کننده کافی است که تا آخر عمر طفل را از راه خدا و صراط مستقیم دور سازد (ارفعØŒ Û±Û³Û·Û¹: Û´Û¶).

دستورات دین در حوزه ارتباط با فرزندان در سوره لقمان (در قالب نصیحت حضرت لقمان به فرزندش) و در سوره مریم (به حضرت اسماعیل) ارایه شده است که این آیات عبارتند از:

ï´¿وَإِذÙ’ قÙŽالÙŽ لُقÙ’مÙŽانُ لِابÙ’نِهِ وÙŽهُوÙŽ یÙŽعِظُهُ یÙŽا بُنÙŽیÙ‘ÙŽ لÙŽا تُشÙ’رِکÙ’ بِاللÙ‘ÙŽÙ€هِإِنÙ‘ÙŽ الشِّرÙ’کÙŽ لÙŽظُلÙ’مÙŒ عÙŽظِیمÙŒ: به خاطر بیاور) هنگامی ‌را که لقمان به فرزندشØŒ در حالی که او را موعظه می‌کردØŒ گفت: پسرم! چیزی را همتای خدا قرار مده که شرکØŒ ظلم بزرگی استï´¾ (لقمان/Û±Û³)Ø› ï´¿یÙŽا بُنÙŽیÙ‘ÙŽ إِنÙ‘ÙŽهÙŽا إِن تÙŽکُ مِثÙ’قÙŽالÙŽ حÙŽبÙ‘ÙŽه مِّنÙ’ خÙŽرÙ’دÙŽلٍ فÙŽتÙŽکُن فِی صÙŽخÙ’رÙŽه Ø£ÙŽوÙ’ فِی السÙ‘ÙŽمÙŽاوÙŽاتِ Ø£ÙŽوÙ’ فِی الْأَرÙ’ضِ یَأْتِ بِهÙŽا اللÙ‘ÙŽÙ€هُإِنÙ‘ÙŽ اللÙ‘ÙŽÙ€هÙŽ لÙŽطِیفÙŒ خÙŽبِیرÙŒ: پسرم! اگر به اندازه سنگینی دانه خردلی (کار نیک یا بد) باشد و در دل سنگی یا در (گوشه‌ای از) آسمانها و زمین قرار گیردØŒ خداوند آن را (در قیامت برای حساب) می‌آورد.

خداوند دقیق و آگاه استï´¾ (لقمان/Û±Û¶) ï´¿یÙŽا بُنÙŽیÙ‘ÙŽ Ø£ÙŽقِمِ الصÙ‘ÙŽلÙŽاه وَأْمُرÙ’ بِالÙ’مÙŽعÙ’رُوفِ وÙŽانÙ’هÙŽ عÙŽنِ الÙ’مُنکÙŽرِ وÙŽاصÙ’بِرÙ’ عÙŽلÙŽÙ‰ مÙŽا Ø£ÙŽصÙŽابÙŽکَإِنÙ‘ÙŽ ذÙŽلِکÙŽ مِنÙ’ عÙŽزÙ’مِ الْأُمُورِ: پسرم! نماز را برپا دارØŒ و امر به معروف و نهی از منکر کنØŒ و در برابر مصایبی که به تو می‌رسد شکیبا باش که این از کارهای مهم است!ï´¾ (لقمانÛ±Û·)Ø› ï´¿وÙŽلÙŽا تُصÙŽعِّرÙ’ خÙŽدÙ‘ÙŽکÙŽ لِلنÙ‘ÙŽاسِ وÙŽلÙŽا تÙŽمÙ’شِ فِی الْأَرÙ’ضِ مÙŽرÙŽحÙ‹اإِنÙ‘ÙŽ اللÙ‘ÙŽÙ€هÙŽ لÙŽا یُحِبُّ کُلÙ‘ÙŽ مُخÙ’تÙŽالٍ فÙŽخُورٍ:(پسرم!) با بی‌اعتنایی از مردم روی مگردانØŒ و مغرورانه بر زمین راه مرو که خداوند هیچ متکبÙ‘ر مغروری را دوست نداردï´¾ (لقمان/Û±Û¸)Ø› ï´¿وÙŽاقÙ’صِدÙ’ فِی مÙŽشÙ’یِکÙŽ وÙŽاغÙ’ضُضÙ’ مِن صÙŽوÙ’تِکَإِنÙ‘ÙŽ Ø£ÙŽنکÙŽرÙŽ الْأَصÙ’وÙŽاتِ لÙŽصÙŽوÙ’تُ الÙ’حÙŽمِیرِ:و در راه‌رفتن خود میانه‌رو باشØŒ و صدایت را آهسته‌سازØŒ که بدترین آوازها بانگ خران است (لقمان/Û±Û¹)Ø› ï´¿وÙŽاذÙ’کُرÙ’ فِی الÙ’کِتÙŽابِ إِسÙ’مÙŽاعِیلَإِنÙ‘ÙŽهُ کÙŽانÙŽ صÙŽادِقÙŽ الÙ’وÙŽعÙ’دِ وÙŽکÙŽانÙŽ رÙŽسُولÙ‹ا نÙ‘ÙŽبِیًّا:و در این کتاب (آسمانی) از اسماعیل (نیز) یاد کنØŒ که او در وعده‌هایش صادقØŒ و رسول و پیامبری (بزرگ) بود!ï´¾ (مریم/ÛµÛ´) و ï´¿وÙŽکÙŽانÙŽ یَأْمُرُ Ø£ÙŽهÙ’لÙŽهُ بِالصÙ‘ÙŽلÙŽاهوÙŽالزÙ‘ÙŽکÙŽاه وÙŽکÙŽانÙŽ عِندÙŽ رÙŽبِّهِ مÙŽرÙ’ضِیًّا: او همواره خانواده‌اش را به نماز و زکات فرمان می‌دادØ› و همواره مورد رضایت پروردگارش بودï´¾ (مریم/ÛµÛµ).

از نظر حجÙ‘هالØ¥سلام قرائتی برخی از عوامل مؤثÙ‘ر در تربیت فرزند عبارتند از: روح پاک مادرØŒ جسم سالمØŒ تعلیم و تربیت الهیØŒ تغذیه پاک (ر.کØ› قرائتیØŒ Û±Û³Û¸Û¹: Û²Û¸Û´).

از جمع‌بندی این مبحث برمی‌آید که در این نوع ارتباطØŒ پدر و مادر باید سفارش‌های زیر را در تربیت فرزند خود بگنجانند: عدم شرک به خدا که ستمی‌ بزرگ استØŒ بر پا داشتن نماز و دادن زکات. عمل نیک انجام دادن و از منکر روی گردانندØŒ صبوری کردن بر مصائبØŒ عدم تحقیر مردمØŒ عدم تکبÙ‘ر و خودپسندی. اعتدال در رفتارØŒ صوت یا حتÙ‘ی راه رفتن.

پس در نتیجهØŒ از مباحث بالا می‌توان فهمید که اصل مهم در ارتباط با فرزندان تربیت آنهاست که باید به گونه‌ای باشد که خدامحور بار بیایند.

Û´Ù€Û±) ارتباط فرزندان با والدین

پدر و مادر دو وجود پرارزشی هستند که در تمام ادیان آسمانیØŒ حتÙ‘ی مکتب‌های غیر الهی مورد احترام و تکریم می‌باشند. قرآن و اهل بیت پیامبر (ع) این حسÙ‘ درونی انسان را که از عاطفه و عقل سرچشمه می‌گیردØŒ تحریک نموده‌اند و با بیان‌های مکرÙ‘ر و مفصÙ‘ل ارزش آنها را آن طور که باید و شاید نشان داده‌اند و به فرزندان دستور می‌دهند که لحظه‌ای از احترام به پدران و مادران غفلت نکنند (ر.کØ› ارفعØŒ Û±Û³Û·Û¹: Û¶Û³).

الف) اطاعت

بالاترین حقÙ‘ی که والدین بر فرزندان خود دارندØŒ حقÙ‘ اطاعت است. در اینجا فرقی میان پدر و مادر نیست و همان‌گونه که اطاعت پدر بر فرزند واجب استØŒ اطاعت مادر نیز واجب است. این اطاعت یا باید در راستای اطاعت خداوند باشدØŒ یا اینکه با اطاعت خداوند مخالفت نداشته باشد. اگر پدر و مادر دستوری بدهند که مطابق دستور خداوند استØŒ مثل دستور به نمازØŒ روزهØŒ جهاد و حجØŒ در این صورتØŒ اطاعت والدین در راستای اطاعت خداوند استØŒ نه در عرض هم (ر.کØ› قرائتیØŒ Û±Û³Û¸Û¹: Û±Û±Û·).

جایگاه والدین به اندازه‌ای والاست که در آیه Û±Ûµ سوره لقمان می‌فرماید اگر والدین تلاش کردند تو را به سوی شرک گرایش دهندØŒ از آنان اطاعت نکنØŒ ولی باز هم رفتار نیکوی خود را با آنان قطع نکنØ› یعنی حتÙ‘ی در مواردی که نباید از آنان اطاعت کردØŒ نباید آنها را ترک کرد.

احترام به والدین از حقوق انسانی استØŒ نه از حقوق اسلامی و از حقوق دائمی‌ استØŒ نه از حقوق موسمی ‌و موقÙ‘ت (همان: Û±Û¶Û°)Ø› ﴿إِن جÙŽاهÙŽدÙŽاکÙŽ عÙŽلÙŽÙ‰ Ø£ÙŽن تُشÙ’رِکÙŽ بِی مÙŽا لÙŽیÙ’سÙŽ لÙŽکÙŽ بِهِ عِلÙ’مÙŒ فÙŽلÙŽا تُطِعÙ’هُمÙŽاوÙŽصÙŽاحِبÙ’هُمÙŽا فِی الدُّنÙ’یÙŽا مÙŽعÙ’رُوفÙ‹ا وÙŽاتÙ‘ÙŽبِعÙ’ سÙŽبِیلÙŽ مÙŽنÙ’ Ø£ÙŽنÙŽابÙŽ إِلÙŽیÙ‘ÙŽ: هرگاه آن دو تلاش کنند که تو چیزی را همتای من قرار دهی که از آن آگاهی نداری (ØŒ بلکه می‌دانی باطل است)ØŒ از ایشان اطاعت مکنØŒ ولی با آن دو در دنیا به صورت شایسته‌ای رفتار کن و از راه کسانی پیروی کن که توبه‌کنان به سوی من آمده‌اندï´¾ (لقمان/Û±Ûµ).

ب) احسان و نیکی به پدر و مادر

احسان به والدین در کنار توحید و اطاعت از خداوند آمده است تا نشان دهد این کار هم واجب عقلی و وظیفÛ€ انسانی و هم واجب شرعی است. در احسان به والدین فرقی بین پدر و مادر نیست و این احسان حدÙ‘ و مرز ندارد و نیز این احسان متوجÙ‘ه فرزندان است نه والدین (ر.کØ› قرائتیØŒ Û±Û³Û¸Û¹: Û±Û±Û·).

در آیه Û±Û´ سوره لقمانØŒ احسان به والدین به صورت وصیÙ‘ت الهی مطرح شده است و در این آیه هم به پدر توجÙ‘ه شده است و هم به مادر و نیز اینکه این آیه انسان را متوجÙ‘ه زحمات بیش از حدÙ‘ مادر در ایÙ‘ام بارداری و شیردهی می‌کند و اینکه این آیه شکر و سپاسگزاری خدا را به مانند شکر و سپاسگزاری از والدین واجب کرده است (ر.کØ› بهشتیØŒ Û±Û³Û¸Û²: Û²Û¸Û±)Ø› ï´¿وÙŽوÙŽصÙ‘ÙŽیÙ’نÙŽا الْإِنسÙŽانÙŽ بِوÙŽالِدÙŽیÙ’هِ حÙŽمÙŽلÙŽتÙ’هُ أُمُّهُ وÙŽهÙ’نÙ‹ا عÙŽلÙŽÙ‰ وÙŽهÙ’نٍ وÙŽفِصÙŽالُهُ فِی عÙŽامÙŽیÙ’نِ Ø£ÙŽنِ اشÙ’کُرÙ’ لِی وÙŽلِوÙŽالِدÙŽیÙ’کÙŽ إِلÙŽیÙ‘ÙŽ الÙ’مÙŽصِیرُ: و ما به انسان درباره پدر و مادرش سفارش کردیم. مادرش او را با ناتوانی روی ناتوانی حمل کرد (به هنگام بارداری هر روز رنج و ناراحتی تازه‌ای را متحمÙ‘ل می‌شد) و دوران شیرخوارگی او در دو سال پایان می‌یابد.

 (آریØŒ به او توصیه کردیم) که برای من و نیز برای پدر و مادرت شکر به جا آور که بازگشت (همه شما) به سوی من استï´¾ (لقمان/Û±Û´)Ø› ï´¿وÙŽ وÙŽصÙ‘ÙŽیÙ’نÙŽا الْإِنسÙŽانÙŽ بِوÙŽالِدÙŽیÙ’هِ إِحÙ’سÙŽانÙ‹ا حÙŽمÙŽلÙŽتÙ’هُ أُمُّهُ کُرÙ’هÙ‹ا وÙŽ وÙŽضÙŽعÙŽتÙ’هُ کُرÙ’هÙ‹اوÙŽحÙŽمÙ’لُهُ وÙŽفِصÙŽالُهُ ثÙŽلÙŽاثُونÙŽ شÙŽهÙ’رÙ‹احÙŽتÙ‘ÙŽÙ‰ إِذÙŽا بÙŽلÙŽغÙŽ Ø£ÙŽشُدÙ‘ÙŽهُ وÙŽبÙŽلÙŽغÙŽ Ø£ÙŽرÙ’بÙŽعِینÙŽ سÙŽنÙŽه قÙŽالÙŽ رÙŽبِّ Ø£ÙŽوÙ’زِعÙ’نِی Ø£ÙŽنÙ’ Ø£ÙŽشÙ’کُرÙŽ نِعÙ’مÙŽتÙŽکÙŽ الÙ‘ÙŽتِی Ø£ÙŽنÙ’عÙŽمÙ’تÙŽ عÙŽلÙŽیÙ‘ÙŽ وÙŽعÙŽلÙŽÙ‰ وÙŽالِدÙŽیÙ‘ÙŽ وÙŽØ£ÙŽنÙ’ Ø£ÙŽعÙ’مÙŽلÙŽ صÙŽالِحÙ‹ا تÙŽرÙ’ضÙŽاهُ وÙŽØ£ÙŽصÙ’لِحÙ’ لِی فِی ذُرِّیÙ‘ÙŽتِی: ما به انسان توصیه کردیم که به پدر و مادرش نیکی کند. مادرش او را با ناراحتی حمل می‌کند و با ناراحتی بر زمین می‌گذارد و دوران حمل و از شیر بازگرفتنش سی ماه است تا زمانی که به کمال قدرت و رشد برسد و به چهل سالگی بالغ گرددØŒ می‌گوید: پروردگارا! مرا توفیق ده تا شکر نعمتی را که به من و پدر و مادرم دادیØŒ به جا آورم و کار شایسته‌ای انجام دهم که از آن خشنود باشی و فرزندان مرا صالح گردان!ï´¾ (الØ£حقاف/Û±Ûµ)Ø› ï´¿وÙŽقÙŽضÙŽÙ‰ رÙŽبُّکÙŽ Ø£ÙŽلÙ‘ÙŽا تÙŽعÙ’بُدُوا إِلÙ‘ÙŽا إِیÙ‘ÙŽاهُ وÙŽبِالÙ’وÙŽالِدÙŽیÙ’نِ إِحÙ’سÙŽانÙ‹ا إِمÙ‘ÙŽا یÙŽبÙ’لُغÙŽنÙ‘ÙŽ عِندÙŽکÙŽ الÙ’کِبÙŽرÙŽ Ø£ÙŽحÙŽدُهُمÙŽا Ø£ÙŽوÙ’ کِلÙŽاهُمÙŽا فÙŽلÙŽا تÙŽقُل لÙ‘ÙŽهُمÙŽا أُفٍّ وÙŽلÙŽا تÙŽنÙ’هÙŽرÙ’هُمÙŽا وÙŽقُل لÙ‘ÙŽهُمÙŽا قÙŽوÙ’لÙ‹ا کÙŽرِیمÙ‹ا: و پروردگارت فرمان داده که جز او را نپرستید و به پدر و مادر نیکی کنید.

هرگاه یکی از آن دو یا هر دوی آنها نزد تو به سنÙ‘ پیری رسندØŒ کمترین اهانتی به آنها روا مدار و بر آنها فریاد مزن و گفتار لطیف و سنجیده و بزرگوارانه به آنها بگو!ï´¾ (الØ¥سراØ¡/Û²Û³)Ø› ï´¿وÙŽاعÙ’بُدُوا اللÙ‘ÙŽÙ€هÙŽ وÙŽلÙŽا تُشÙ’رِکُوا بِهِ شÙŽیÙ’ئÙ‹اوÙŽبِالÙ’وÙŽالِدÙŽیÙ’نِ إِحÙ’سÙŽانÙ‹ا وÙŽبِذِی الÙ’قُرÙ’بÙŽÙ‰ وÙŽالÙ’یÙŽتÙŽامÙŽÙ‰ وÙŽالÙ’مÙŽسÙŽاکِینِ وÙŽالÙ’جÙŽارِ ذِی الÙ’قُرÙ’بÙŽÙ‰ وÙŽالÙ’جÙŽارِ الÙ’جُنُبِ وÙŽالصÙ‘ÙŽاحِبِ بِالÙ’جÙŽنبِ وÙŽابÙ’نِ السÙ‘ÙŽبِیلِ وÙŽمÙŽا مÙŽلÙŽکÙŽتÙ’ Ø£ÙŽیÙ’مÙŽانُکُمْإِنÙ‘ÙŽ اللÙ‘ÙŽÙ€هÙŽ لÙŽا یُحِبُّ مÙŽن کÙŽانÙŽ مُخÙ’تÙŽالÙ‹ا فÙŽخُورÙ‹ا: و خدا را بپرستید و هیچ‌ چیز را همتای او قرار ندهیدØŒ و به پدر و مادر نیکی کنید.

 همچنین به خویشاوندانØŒ یتیمانØŒ مسکینانØŒ همسایه نزدیکØŒ و همسایه دورØŒ دوستØŒ همنشینØŒ واماندگان در سفر و بردگانی که مالک آنها هستیدØ› زیرا خداوند کسی را که متکبÙ‘ر و فخرفروش است (و از ادای حقوق دیگران سر باز می‌زندØŒ) دوست نمی‌داردï´¾ (الØ¥سراØ¡/Û³Û¶)Ø› ï´¿قُلÙ’ تÙŽعÙŽالÙŽوÙ’ا Ø£ÙŽتÙ’لُ مÙŽا حÙŽرÙ‘ÙŽمÙŽ رÙŽبُّکُمÙ’ عÙŽلÙŽیÙ’کُمْأَلÙ‘ÙŽا تُشÙ’رِکُوا بِهِ شÙŽیÙ’ئÙ‹اوÙŽبِالÙ’وÙŽالِدÙŽیÙ’نِ إِحÙ’سÙŽانÙ‹اوÙŽلÙŽا تÙŽقÙ’تُلُوا Ø£ÙŽوÙ’لÙŽادÙŽکُم مِّنÙ’ إِمÙ’لÙŽاقٍ نÙ‘ÙŽحÙ’نُ نÙŽرÙ’زُقُکُمÙ’ وَإِیÙ‘ÙŽاهُمÙ’:بگو بیایید تا آنچه را پروردگارتان بر شما حرام کردهØŒ براÙ‰ شما بخوانم.

 چیزÙ‰ را با او شریک قرار مدهید و به پدر و مادر احسان کنید و فرزندان خود را از بیم تنگدستÙ‰ مکشید. ما شما و آنان را روزÙ‰ مى‌رسانیمï´¾ (الØ£نعام/Û±ÛµÛ±)Ø› ï´¿وÙŽوÙŽصÙ‘ÙŽیÙ’نÙŽا الْإِنسÙŽانÙŽ بِوÙŽالِدÙŽیÙ’هِ حُسÙ’نÙ‹اوَإِن جÙŽاهÙŽدÙŽاکÙŽ لِتُشÙ’رِکÙŽ بِی مÙŽا لÙŽیÙ’سÙŽ لÙŽکÙŽ بِهِ عِلÙ’مÙŒ فÙŽلÙŽا تُطِعÙ’هُمÙŽا: ما به انسان توصیه کردیم که به پدر و مادرش نیکی کند و اگر آن دو (مشرک باشند و) تلاش کنند که برای من همتایی قائل شوی که به آن علم نداریØŒ از آنها پیروی مکن!ï´¾ (العنکبوت/Û¸)Ø› ï´¿وَإِذÙ’ Ø£ÙŽخÙŽذÙ’نÙŽا مِیثÙŽاقÙŽ بÙŽنِی إِسÙ’رÙŽائِیلÙŽ لÙŽا تÙŽعÙ’بُدُونÙŽ إِلÙ‘ÙŽا اللÙ‘ÙŽÙ€هÙŽ وÙŽبِالÙ’وÙŽالِدÙŽیÙ’نِ إِحÙ’سÙŽانÙ‹ا وÙŽذِی الÙ’قُرÙ’بÙŽÙ‰ وÙŽالÙ’یÙŽتÙŽامÙŽÙ‰ وÙŽالÙ’مÙŽسÙŽاکِینِ وÙŽقُولُوا لِلنÙ‘ÙŽاسِ حُسÙ’نÙ‹ا: و چون از فرزندان اسرائیل پیمان محکم گرفتیم که جز خدا را نپرستید و به پدر و مادر و خویشانØŒ یتیمان و مستمندان احسان کنید و با مردم به زبان‌ خوش سخن بگوییدï´¾ (البقره/Û¸Û³).

در اینجا ذکر این مسØ£له مهم است که منظور از اینکه «با مردم سخن حسن بگویید»، «حُسن معاشرت با مردم»، چه کافر ایشان و چه مؤمن آنان است. این مسØ£له را می‌توان یکی از اصولی که در ارتباط‌های هم باید آن را رعایت کردØŒ نام بردØŒ آیه Û´ سوره علق مصداق دیگری از این خُلق نیکو می‌باشد: ï´¿وَإِنÙ‘ÙŽکÙŽ لÙŽعÙŽلÙŽÙ‰ خُلُقٍ عÙŽظِیمٍ: و تو اخلاق عظیم و برجسته‌ای داریï´¾ (القلم/Û´).

ج) دعا در حقÙ‘ پدر و مادر

فرزند نه تنها باید در برابر والدین خود متواضع باشدØŒ بلکه باید برای آنها از خداوند رحمت بخواهد و این دعا در حقÙ‘ والدین مستجاب است وگرنه در قرآن خداوند دستور به دعا را بیان نمی‌کرد. این دعا فرمان خداوند در قرآن کریم است و نشانÛ€ شکرگزاری فرزند از زحمات والدین خود می‌باشد (ر.کØ› قرائتیØŒ Û±Û³Û¸Û¹: Û±Û±Û¸)Ø› ï´¿اخÙ’فِضÙ’ لÙŽهُمÙŽا جÙŽنÙŽاحÙŽ الذُّلِّ مِنÙŽ الرÙ‘ÙŽحÙ’مÙŽه وÙŽقُل رÙ‘ÙŽبِّ ارÙ’حÙŽمÙ’هُمÙŽا کÙŽمÙŽا رÙŽبÙ‘ÙŽیÙŽانِی صÙŽغِیرÙ‹ا: بال‌های تواضع خویش را از محبÙ‘ت و لطف در برابر آنان فرود آر و بگو: پروردگارا! همان‌گونه که آنها مرا در کوچکی تربیت کردندØŒ آنان را مشمول رحمت قرار دهï´¾ (الØ¥سراØ¡/Û²Û´).

علاÙ‘مه (ره) در مورد رعایت ترتیب در طبقاتی که امر به احسان آنها شده استØŒ می‌فرماید: «در آیات ذکر شدهØŒ ترتیب رعایت شده استØŒ به‌طوری‌که اوÙ‘ل خداوند در رØ£س همÛ€ طبقات ذکر شده که بر همÛ€ گروه‌ها اولویÙ‘ت دارد و آنگاه پدر و مادران را ذکر کرده که پیداست بعد از خداوند از هر طبقه دیگرÙ‰ به احسان مستحق‌ترندØŒ چون پدر و مادر ریشه و اصلÙ‰ است که آدمÙ‰ به آن دو اتÙ‘کاØ¡ دارد و جوانÛ€ وجودش روÙ‰ آن دو تنه روییده است. پس آن دو از سایر خویشاوندان به آدمÙ‰ نزدیکترند. بعد از پدر و مادرØŒ سایر خویشاوندان را ذکر کرده است و بعد از خویشاوندانØŒ در میانه اقرباء، یتیم را مقدÙ‘م داشته است» (طباطبائیØŒ ۱۳۸۹، جÛ±: Û³Û²Û¹).

پس در نتیجهØŒ علی‌رغم این همه تØ£کید خداوند بر امر ازدواجØŒ ارتباط و احترام به والدینØŒ در آیه Û²Û´ سوره توبه و Û±Û³Ûµ سوره نساØ¡ تØ£کید شده است که خداوند بر همه اÙŽولÙŽی است و بر همه چیز اولویÙ‘ت داردØŒ حتÙ‘ی بر خودتانØŒ پدر و مادر و نزدیکانتان: ï´¿کُونُوا قÙŽوÙ‘ÙŽامِینÙŽ بِالÙ’قِسÙ’طِ شُهÙŽدÙŽاءَ لِلÙ‘ÙŽÙ€هِ وÙŽلÙŽوÙ’ عÙŽلÙŽÙ‰ Ø£ÙŽنفُسِکُمÙ’ Ø£ÙŽوِ الÙ’وÙŽالِدÙŽیÙ’نِ وÙŽالْأَقÙ’رÙŽبِینَإِن یÙŽکُنÙ’ غÙŽنِیًّا Ø£ÙŽوÙ’ فÙŽقِیرÙ‹ا فÙŽاللÙ‘ÙŽÙ€هُ Ø£ÙŽوÙ’لÙŽÙ‰ بِهِمÙŽا: کاملاÙ‹ قیام به عدالت کنید! برای خدا شهادت دهیدØŒ اگرچه (این گواهی) به زیان خود شما یا پدر و مادر و نزدیکان شما بوده باشدØŒ (چرا که) اگر آنها غنیÙ‘ یا فقیر باشندØŒ خداوند سزاوارتر است که از آنان حمایت کندï´¾ (النÙ‘ساØ¡/Û±Û³Ûµ) و ï´¿قُلÙ’ إِن کÙŽانÙŽ آبÙŽاؤُکُمÙ’ وÙŽØ£ÙŽبÙ’نÙŽاؤُکُمÙ’ وَإِخÙ’وÙŽانُکُمÙ’ وÙŽØ£ÙŽزÙ’وÙŽاجُکُمÙ’ وÙŽعÙŽشِیرÙŽتُکُمÙ’ وÙŽØ£ÙŽمÙ’وÙŽالÙŒ اقÙ’تÙŽرÙŽفÙ’تُمُوهÙŽا وÙŽتِجÙŽارÙŽه تÙŽخÙ’شÙŽوÙ’نÙŽ کÙŽسÙŽادÙŽهÙŽا وÙŽمÙŽسÙŽاکِنُ تÙŽرÙ’ضÙŽوÙ’نÙŽهÙŽا Ø£ÙŽحÙŽبÙ‘ÙŽ إِلÙŽیÙ’کُم مِّنÙŽ اللÙ‘ÙŽÙ€هِ وÙŽرÙŽسُولِهِ وÙŽجِهÙŽادٍ فِی سÙŽبِیلِهِ فÙŽتÙŽرÙŽبÙ‘ÙŽصُوا حÙŽتÙ‘ÙŽÙ‰ یَأْتِیÙŽ اللÙ‘ÙŽÙ€هُ بِأَمÙ’رِهِوÙŽاللÙ‘ÙŽÙ€هُ لÙŽا یÙŽهÙ’دِی الÙ’قÙŽوÙ’مÙŽ الÙ’فÙŽاسِقِینÙŽ: بگو اگر پدرانØŒ فرزندانØŒ برادرانØŒ همسرانØŒ طایفه شماØŒ اموالی که به دست آورده‌ایدØŒ تجارتی که از کساد شدنش می‌ترسید و خانه‌هایی که به آن علاقه داریدØŒ در نظرتان از خداوندØŒ پیامبرش و جهاد در راهش محبوب‌تر استØŒ در انتظار باشید که خداوند عذابش را بر شما نازل کند و خداوند جمعیÙ‘ت نافرمانبردار را هدایت نمی‌کندï´¾ (التÙ‘وبه/Û²Û´).

علاÙ‘مه (ره) در مورد اولویÙ‘ت خدا بر همه چیز می‌فرماید: «به حق شهادت بدهیدØŒ هرچند که بر خلاف نفع شخصی شماØŒ یا منافع پدر و مادرتان و یا خویشاوندانتان باشد. پس زنهار که علاقه شما به منافع شخصیÙ‘ت و محبÙ‘تÙ‰ که نسبت به والدین و خویشاوندان خود داریدØŒ شما را بر آن دارد که شهادت راØŒ یعنÙ‰ آنچه را که دیده‌ایدØŒ تحریف کنید و یا از اداÙ‰ آن مضایقه نمایید. پس مراد از اینکه شهادت بر ضرر والدین و یا خویشاوندان باشدØŒ این است که آنچه را که دیده‌اى، اگر بخواهÙ‰ در مقام ادا بدون کم و کاست بگوییØŒ به حال تو ضرر داشته باشد و یا به منافع والدین و خویشاوندانت لطمه بزند» (طباطبائیØŒ ۱۳۸۹، ج Ûµ: Û±Û·Û¶).

د) طلاق

به نظر علاÙ‘مه طباطبائی (ره)ØŒ اصل در معناÙ‰ (طلاق) آزاد شدن از قید و بند استØ› یعنی رها کردن زن از قید ازدواج: ï´¿وَإِن یÙŽتÙŽفÙŽرÙ‘ÙŽقÙŽا یُغÙ’نِ اللÙ‘ÙŽÙ€هُ کُلًّا مِّن سÙŽعÙŽتِهِ:(امÙ‘ا) اگر (راهی برای اصلاح در میان خود نیابندØŒ و) از هم جدا شوندØŒ خداوند هر کدام از آنها را با فضل و کرم خود بی‌نیاز می‌کندï´¾ (النÙ‘ساØ¡/Û±Û³Û°)Ø› ï´¿وÙŽلِلÙ’مُطÙŽلÙ‘ÙŽقÙŽاتِ مÙŽتÙŽاعÙŒ بِالÙ’مÙŽعÙ’رُوفِحÙŽقًّا عÙŽلÙŽÙ‰ الÙ’مُتÙ‘ÙŽقِینÙŽ:و برای زنان مطلÙ‘قه هدیه مناسبی لازم است (که از طرف شوهر پرداخت گردد).

این حقÙ‘ی است بر مردان پرهیزکارï´¾ (البقره/Û²Û´Û±)Ø› ï´¿لÙ‘ÙŽا جُنÙŽاحÙŽ عÙŽلÙŽیÙ’کُمÙ’ إِن طÙŽلÙ‘ÙŽقÙ’تُمُ النِّسÙŽاءَ مÙŽا لÙŽمÙ’ تÙŽمÙŽسُّوهُنÙ‘ÙŽ Ø£ÙŽوÙ’ تÙŽفÙ’رِضُوا لÙŽهُنÙ‘ÙŽ فÙŽرِیضÙŽهوÙŽمÙŽتِّعُوهُنÙ‘ÙŽ عÙŽلÙŽÙ‰ الÙ’مُوسِعِ قÙŽدÙŽرُهُ وÙŽعÙŽلÙŽÙ‰ الÙ’مُقÙ’تِرِ قÙŽدÙŽرُهُ مÙŽتÙŽاعÙ‹ا بِالÙ’مÙŽعÙ’رُوفِ:اگر زنان را قبل از آمیزش‌جنسی یا تعیین مهر (به عللی) طلاق دهیدØŒ گناهی بر شما نیست. (در این موقعØŒ) آنها را (با هدیÙ‘ه‌ای مناسبØŒ) بهره‌مند سازید. آن کس که توانایی داردØŒ به اندازه تواناییش و آن کس که تنگدست استØŒ به اندازه خودش هدیÙ‘ه‌ای شایسته (که مناسب حال دهنده و گیرنده باشد) بدهدï´¾ (البقره/Û²Û³Û¶).

علاÙ‘مه طباطبائی (ره) در مورد زن مطلÙ‘قه‌ای که مهر ندارد می‌فرماید انجام نگرفتن عمل زناشویی و همچنین معیÙ‘ن نکردن مهریÙ‘ه مانع از صحÙ‘ت طلاق نیست. ایشان می‌فرماید: «واجب است بر شما که همسر خود را طلاق مى‌دهیدØŒ در حالÙ‰ که در حین عقد ازدواج او مهرÙ‰ برایش معیÙ‘ن نکرده بودید.

اینکه چیزÙ‰ به او بدهیدØŒ چیزÙ‰ که عرف مردم آن را بپسنددØŒ (البتÙ‘ه هر کسÙ‰ به اندازه توانایی خود ثروتمند به قدر وسع خویش یعنÙ‰ به قدرÙ‰ که مناسب با حال وی باشدØŒ به‌طورÙ‰ که وضع همسر مطلÙ‘قه‌اش بعد از جدایی و قبل از جدایی تفاوت فاحش نداشته باشد) و فقیر هم به قدر وسع خویشØŒ البتÙ‘ه این حکم مخصوص مطلÙ‘قه‌اÙ‰ است که مهریÙ‘ه‌اÙ‰ برایش معیÙ‘ن نشده باشد و شامل همه زنان مطلÙ‘قه نیست و نیز مخصوص زنÙ‰ است که شوهرش با او هیچ نزدیکÙ‰ نکرده باشد» (طباطبائیØŒ ۱۳۸۹، ج Û²: Û³Û¶Û·) ï´¿لÙŽا یÙŽحِلُّ لÙŽکُمÙ’ Ø£ÙŽن تÙŽرِثُوا النِّسÙŽاءَ کÙŽرÙ’هÙ‹اوÙŽلÙŽا تÙŽعÙ’ضُلُوهُنÙ‘ÙŽ لِتÙŽذÙ’هÙŽبُوا بِبÙŽعÙ’ضِ مÙŽا آتÙŽیÙ’تُمُوهُنÙ‘ÙŽ إِلÙ‘ÙŽا Ø£ÙŽن یَأْتِینÙŽ بِفÙŽاحِشÙŽه مُّبÙŽیِّنÙŽهوÙŽعÙŽاشِرُوهُنÙ‘ÙŽ بِالÙ’مÙŽعÙ’رُوفِفَإِن کÙŽرِهÙ’تُمُوهُنÙ‘ÙŽ فÙŽعÙŽسÙŽÙ‰:برای شما حلال نیست که از زنان از روی اکراه (و ایجاد ناراحتی برای آنها ) ارث ببرید و آنان را تحت فشار قرار ندهید که قسمتی از آنچه را به آنها داده‌اید (از مهر)ØŒ تملÙ‘ک کنیدØŒ مگر اینکه آنها عمل زشت آشکاری انجام دهند و با آنان شایسته رفتار کنید و اگر از آنها (به دلیلی) کراهت داشتید (فوراÙ‹ تصمیم به جدایی نگیرید!)ï´¾ (النÙ‘ساØ¡/Û±Û¹).

علاÙ‘مه طباطبائی (ره) می‌فرماید: «زنان را از هیچ مقدارÙ‰ که به ایشان داده‌ایدØŒ محروم نکنید و بیان می‌کنند که این آیه شریفه نهÙ‰ مى‌کند از تنگ گرفتن بر زنانØŒ حال این تنگ گرفتن به هر نحوÙ‰ که باشد و بخواهند به وسیله سختگیری‌ها او را ناچار کنند به اینکه چیزÙ‰ از مهریه خود را ببخشد تا عقد نکاح او را فسخ کنند و از تنگÙ‰ معیشت وی را نجات دهند. پس تنگ گرفتن به این منظور بر شوهر حرام استØŒ مگر آنکه زنØŒ فاحشه مبیÙ‘نه و زنایی آشکار مرتکب شود که در این صورتØŒ شوهر مى‌تواند بر او تنگ بگیرد تا به وسیله پول گرفتن او را طلاق دهد» (طباطبائیØŒ ۱۳۸۹، ج Û´: Û´Û°Û´Ù€Û´Û°Û³).

ï´¿وَإِنÙ’ Ø£ÙŽرÙŽدتُّمُ اسÙ’تِبÙ’دÙŽالÙŽ زÙŽوÙ’جٍ مÙ‘ÙŽکÙŽانÙŽ زÙŽوÙ’جٍ وÙŽآتÙŽیÙ’تُمÙ’ إِحÙ’دÙŽاهُنÙ‘ÙŽ قِنطÙŽارÙ‹ا فÙŽلÙŽا تَأْخُذُوا مِنÙ’هُ شÙŽیÙ’ئÙ‹اØ£ÙŽتَأْخُذُونÙŽهُ بُهÙ’تÙŽانÙ‹ا وَإِثÙ’مÙ‹ا مُّبِینÙ‹ا: و اگر تصمیم گرفتید که همسر دیگری به جای همسر خود انتخاب کنید و مال فراوانی (به‌عنوان مهر) به او پرداخته‌ایدØŒ چیزی از آن را پس نگیرید. آیا برای بازپس گرفتن مهر آنان به تهمت و گناه آشکار متوسÙ‘ل می‌شویدØŸ!ï´¾ (النÙ‘ساØ¡/Û²Û°).

علاÙ‘مه طباطبائی (ره) در مورد استبدال زوجÙ‰ به جاÙ‰ زوجÙ‰ دیگر و یا به عبارت دیگرØŒ قائم مقام کردن همسر دومÙ‰ در جاÙ‰ همسر اوÙ‘ل می‌فرماید: «اگر خواستید بعضÙ‰ از زنان خود را طلاق دهید و با زنÙ‰ دیگر به جاÙ‰ او ازدواج کنیدØŒ از مهریه‌اÙ‰ که به همسر طلاقÙ‰ خود در هنگام ازدواج داده بودیدØŒ چیزÙ‰ پس نگیریدØŒ هر چند که آن مهریه مال بسیار زیادÙ‰ باشد و آنچه مى‌خواهید بدون رضایت وی بگیریدØŒ نسبت به آنچه داده‌ایدØŒ بسیار اندک باشد... مردان حق گرفتن بیجا و تجاوزگرانه از مهریه زن را ندارند و در این راه نباید به بهتان و دروغ متوسÙ‘ل شوند» (طباطبائیØŒ ۱۳۸۹، جÛ´: Û´Û°Û¸).

﴿إِذÙŽا نÙŽکÙŽحÙ’تُمُ الÙ’مُؤْمِنÙŽاتِ ثُمÙ‘ÙŽ طÙŽلÙ‘ÙŽقÙ’تُمُوهُنÙ‘ÙŽ مِن قÙŽبÙ’لِ Ø£ÙŽن تÙŽمÙŽسُّوهُنÙ‘ÙŽ فÙŽمÙŽا لÙŽکُمÙ’ عÙŽلÙŽیÙ’هِنÙ‘ÙŽ مِنÙ’ عِدÙ‘ÙŽه تÙŽعÙ’تÙŽدُّونÙŽهÙŽافÙŽمÙŽتِّعُوهُنÙ‘ÙŽ وÙŽسÙŽرِّحُوهُنÙ‘ÙŽ سÙŽرÙŽاحÙ‹ا جÙŽمِیلÙ‹ا: هنگامی‌که با زنان با ایمان ازدواج کردید و قبل از همبستر شدن طلاق دادیدØŒ عدÙ‘ه‌ای برای شما بر آنها نیست که بخواهید حساب آن را نگاه دارید. آنها را با هدیÙ‘ه مناسبی بهره‌مند سازید و به طرز شایسته‌ای رهایشان کنیدï´¾ (الØ£حزاب/Û´Û¹).

علاÙ‘مه طباطبائی (ره) در مورد عدÙ‘ه نگه داشتن زن مطلÙ‘قه قبل از انجام عمل زناشویی می‌فرماید: «وقتÙ‰ زنان را طلاق مى‌دهیدØŒ بعد از آنکه با ایشان عقد ازدواج بسته‌اید و قبل از اینکه عمل زناشویÙ‰ با ایشان انجام داده باشیدØŒ دیگر لازم نیست زن مطلÙ‘قه شما عدÙ‘ه نگه دارد و بر شما واجب است که اوÙ‘لاÙ‹ بدون خشونت و خصومت طلاق دهید و در ثانÙ‰ با چیزÙ‰ از مال ایشان بهره‌مند کنید... اگر زنان را قبل از آنکه عمل زناشویÙ‰ انجام داده باشیدØŒ طلاق دهیدØŒ در صورتÙ‰ که مهر براÙ‰ ایشان معیÙ‘ن کرده‌ایدØŒ تنها نصف مهر را مى‌برند. بعد از عمل زناشویی این مهر را به او کامل بدهید و به چیزÙ‰ از مال آنان را بهره‌مند کنیدØ› چیزÙ‰ از مال که مناسب حال و شØ£ن ایشان باشد» (طباطبائیØŒ ۱۳۸۹، ج Û±Û¶: ÛµÛ°Û²).

در اسلام بیان شده که زنان پس از طلاق و بعد از مرگ شوهرØŒ البتÙ‘ه بعد از پایان رسیدن زمان عدÙ‘ه خود می‌توانند شوهر کنند و از آن به عمل معروف هم یاد شده است: ï´¿وَإِذÙŽا طÙŽلÙ‘ÙŽقÙ’تُمُ النِّسÙŽاءَ فÙŽبÙŽلÙŽغÙ’نÙŽ Ø£ÙŽجÙŽلÙŽهُنÙ‘ÙŽ فÙŽلÙŽا تÙŽعÙ’ضُلُوهُنÙ‘ÙŽ Ø£ÙŽن یÙŽنکِحÙ’نÙŽ Ø£ÙŽزÙ’وÙŽاجÙŽهُنÙ‘ÙŽ إِذÙŽا تÙŽرÙŽاضÙŽوÙ’ا بÙŽیÙ’نÙŽهُم بِالÙ’مÙŽعÙ’رُوفِ:و هنگامی ‌که زنان را طلاق دادید و عدÙ‘ه خود را به پایان رساندندØŒ مانع آنها نشوید که با همسران (سابق) خویشØŒ ازدواج کنند. اگر در میان آنان به طور پسندیده‌ای تراضی برقرار گرددï´¾ (البقره/Û²Û³Û²).

علاÙ‘مه طباطبائی (ره) در مورد وضعیÙ‘ت پس از طلاق می‌فرماید: «مراد از «بلوغ اجل» تمام شدن مدÙ‘ت عدÙ‘ه است و این آیه اشاره دارد به دادن اختیار به زنان پس از طلاق در کارهایÙ‰ که مى‌کنند. پس اگر خواستند ازدواج کنندØŒ مى‌توانند و خویشاوندان میÙ‘ت نمى‌توانند او را از این کار بازدارندØŒ به استناد اینکه در فامیل ما چنین چیزÙ‰ رسم نیستØ› زیرا اینگونه عادات که اساس آنها جاهلیÙ‘ت و کورÙ‰ یا بخل و حسد استØŒ نمى‌تواند حقÙ‘ زن را از او سلب کندØŒ چون زنان خود صاحب اختیار مى‌باشند و این حقÙ‘ معروف و مشروع آنان است و در اسلام کسÙ‰ نمى‌تواند از عمل معروف نهÙ‰ کند» (طباطبائیØŒ ۱۳۸۹، ج Û²: Û³ÛµÛµ).

از این مباحث می‌توان نتیجه گرفت که خداوند در سوره‌هایی که در آنها از طلاق صحبت شدهØŒ تØ£کید می‌کند که اگر لازم به جدایی بودØŒ با روی خوش و با محبÙ‘ت از یکدیگر جدا شوید و در هیچ جا تندیØŒ خشونت و عصبانیÙ‘ت را تجویز نمی‌کند.

هÙ€) مرگ

در اسلام بیان شده که زنان می‌توانند بعد از مرگ شوهرشان ازدواج کنندØŒ البتÙ‘ه به شرط گذراندن زمان عدÙ‘ه و زنان از این عمل نهی نشده‌اندØŒ بلکه از آن به عنوان عمل معروف هم یاد شده است و همچنین بیان شده است که بعد از مرگ هم با وصیÙ‘تی که می‌کنیدØŒ به فکر زنانتان باشید و آنان را با پرداختن هزینÛ€ گذراندن زندگی تا یک سال بهره‌مند سازید: ï´¿وÙŽالÙ‘ÙŽذِینÙŽ یُتÙŽوÙŽفÙ‘ÙŽوÙ’نÙŽ مِنکُمÙ’ وÙŽیÙŽذÙŽرُونÙŽ Ø£ÙŽزÙ’وÙŽاجÙ‹ا وÙŽصِیÙ‘ÙŽه لِّأَزÙ’وÙŽاجِهِم مÙ‘ÙŽتÙŽاعÙ‹ا إِلÙŽÙ‰ الÙ’حÙŽوÙ’لِ غÙŽیÙ’رÙŽ إِخÙ’رÙŽاجٍفَإِنÙ’ خÙŽرÙŽجÙ’نÙŽ فÙŽلÙŽا جُنÙŽاحÙŽ عÙŽلÙŽیÙ’کُمÙ’ فِی مÙŽا فÙŽعÙŽلÙ’نÙŽ فِی Ø£ÙŽنفُسِهِنÙ‘ÙŽ مِن مÙ‘ÙŽعÙ’رُوفٍ: و کسانی که از شما در آستانه مرگ قرار می‌گیرند و همسرانی از خود به‌ جا می‌گذارندØŒ باید برای همسران خود وصیÙ‘ت کنند که تا یک سال آنها را (با پرداختن هزینه زندگی) بهره‌مند سازندØŒ به شرط اینکه آنها (از خانه شوهر) بیرون نروند (و اقدام به ازدواج مجدÙ‘د نکنند) و اگر بیرون روندØŒ (حقÙ‘ی در هزینه ندارندØŒ ولی) گناهی بر شما نیست نسبت به آنچه درباره خود به شایستگی انجام می‌دهندï´¾ (البقره/Û²Û´Û°).

نظر علاÙ‘مه طباطبائی (ره) در مورد تØ£مین مخارج برای زن پس از مرگ شوهر می‌فرماید: «این آیه شریفه به مردان سفارش مى‌کند که براÙ‰ همسران خود وصیÙ‘تÙ‰ کنند و مالÙ‰ معیÙ‘ن نمایند که بعد از مرگشان به ایشان بدهندØ› مالÙ‰ که کفاف مخارج یک سال ایشان را بدهدØŒ بدون اینکه از خانه‌هاÙ‰ خود خارج شوند. چیزÙ‰ که هستØŒ از آنجا که این تعیین مالØŒ حقÙ‘ زنان است و حق چیزی است که هم مى‌توان آن را استیفا کرد و هم از آن صرف نظر نمودØŒ لذا مى‌فرماید: اگر زنان شوهرمرده در این مدÙ‘ت از خانه شوهر بیرون شدندØŒ دیگر شما ورثه شوهر تقصیرÙ‰ در ندادن آن مال ندارید و یا اگر خواستند به شایستگی شوهر کنندØŒ دیگر شما مسئول نیستید» (طباطبائیØŒ ۱۳۸۹، ج Û²: Û³Û·Û°).

ï´¿وÙŽالÙ‘ÙŽذِینÙŽ یُتÙŽوÙŽفÙ‘ÙŽوÙ’نÙŽ مِنکُمÙ’ وÙŽیÙŽذÙŽرُونÙŽ Ø£ÙŽزÙ’وÙŽاجÙ‹ا یÙŽتÙŽرÙŽبÙ‘ÙŽصÙ’نÙŽ بِأَنفُسِهِنÙ‘ÙŽ Ø£ÙŽرÙ’بÙŽعÙŽه Ø£ÙŽشÙ’هُرٍ وÙŽعÙŽشÙ’رÙ‹افَإِذÙŽا بÙŽلÙŽغÙ’نÙŽ Ø£ÙŽجÙŽلÙŽهُنÙ‘ÙŽ فÙŽلÙŽا جُنÙŽاحÙŽ عÙŽلÙŽیÙ’کُمÙ’ فِیمÙŽا فÙŽعÙŽلÙ’نÙŽ فِی Ø£ÙŽنفُسِهِنÙ‘ÙŽ بِالÙ’مÙŽعÙ’رُوفِ:و کسانی که از شما می‌میرند و همسرانی باقی می‌گذارندØŒ باید چهار ماه و ده روز انتظار بکشند (و عدÙ‘ه نگه دارند) و هنگامی‌که به آخر مدÙ‘ت خود رسیدندØŒ گناهی بر شما نیست که هر چه می‌خواهندØŒ درباره خودشان به صورت شایسته انجام دهند (و با مرد دلخواه خود ازدواج کنند)ï´¾ (البقره/Û²Û³Û´).

نظر علاÙ‘مه طباطبائی (ره) در مورد دادن اختیار به زنان در کارهایÙ‰ که پس از مرگ شوهر و اتمام عدÙ‘ه می‌خواهند انجام دهند این است که: «اگر زنان پس از مرگ شوهر و اتمام عدÙ‘ه خواستند ازدواج کنندØŒ مى‌توانند و خویشاوندان میÙ‘ت نمى‌توانند او را از این کار باز بدارندØŒ به استناد اینکه در فامیل ما چنین چیزÙ‰ رسم نیستØ› زیرا اینگونه عادت‌ها که اساس آنها جاهلیÙ‘تØŒکورى، بخل یا حسد استØŒ نمى‌تواند حقÙ‘ زن را از او سلب کندØŒ چون زنان خود صاحب اختیار مى‌باشند و این حقÙ‘ معروف و مشروع آنان است و در اسلام کسÙ‰ نمى‌تواند از عمل معروف نهÙ‰ کند» (طباطبائیØŒ ۱۳۸۹، جÛ²: Û³Û¶Û³).

ï´¿وÙŽلÙŽا جُنÙŽاحÙŽ عÙŽلÙŽیÙ’کُمÙ’ فِیمÙŽا عÙŽرÙ‘ÙŽضÙ’تُم بِهِ مِنÙ’ خِطÙ’بÙŽه النِّسÙŽاءِ Ø£ÙŽوÙ’ Ø£ÙŽکÙ’نÙŽنتُمÙ’ فِی Ø£ÙŽنفُسِکُمÙ’عÙŽلِمÙŽ اللÙ‘ÙŽÙ€هُ Ø£ÙŽنÙ‘ÙŽکُمÙ’ سÙŽتÙŽذÙ’کُرُونÙŽهُنÙ‘ÙŽ وÙŽلÙŽÙ€کِن لÙ‘ÙŽا تُوÙŽاعِدُوهُنÙ‘ÙŽ سِرًّا إِلÙ‘ÙŽا Ø£ÙŽن تÙŽقُولُوا قÙŽوÙ’لÙ‹ا مÙ‘ÙŽعÙ’رُوفÙ‹اوÙŽلÙŽا تÙŽعÙ’زِمُوا عُقÙ’دÙŽه النِّکÙŽاحِ حÙŽتÙ‘ÙŽÙ‰ یÙŽبÙ’لُغÙŽ الÙ’کِتÙŽابُ Ø£ÙŽجÙŽلÙŽهُ: و گناهی بر شما نیست که به کنایه (از زنانی که همسرانشان مرده‌اندØŒ) خواستگاری کنید و یا در دل تصمیم بر این کار بگیرید (بدون اینکه آن را اظهار کنید). خداوند می‌دانست شما به یاد آنها خواهید افتادØŒ ولی پنهانی با آنها قرار زناشویی نگذاریدØŒ مگر اینکه به شیوه پسندیده‌ای (و به کنایه) اظهار کنید. (در هر حال) اقدام به ازدواج ننمایید تا عدÙ‘ه آنها سرآیدï´¾ (البقره/Û²Û³Ûµ).

نظر علاÙ‘مه طباطبائی (ره) در مورد این آیه چنین است ک کلمه «اکنان» به معناÙ‰ پنهان کردن و پوشاندن استØŒ امÙ‘ا نه هر پوشاندنÙ‰. این اکنان به معناÙ‰ پوشاندن در دل استØ› یعنی اسرار نهفته در نفس و مراد از آیه مورد بحث این است که در مورد خواستگارÙ‰ مانعÙ‰ نیست از اینکه شما به کنایه سخنÙ‰ بگویید و خواسته خود را به کنایه بفهمانید و یا در امر زن مورد نظرتان امورÙ‰ را در قلب پنهان بدارید که بعد از چند صباح دیگر که فلان زن از عدÙ‘ه بیرون مى‌آیدØŒ از او خواستگارÙ‰ خواهم کرد و یا مثلاÙ‹ آرزو کنید که کÙ‰ مى‌شود من به وصل او نایل شومØŸ!

علاÙ‘مه (ره) در تفسیر این جمله مى‌فرماید: «اینکه گفتیم در خواستگارÙ‰ و تعریض اشکالÙ‰ نیستØŒ براÙ‰ این است که به یاد زنان بودن امرÙ‰ است مطبوع طبع شما مردان و خدا هرگز از چیزÙ‰ که غریزه فطرÙ‰ و نوع خلقت شماستØŒ نهÙ‰ نمى‌کندØŒ بلکه آن را تجویز هم مى‌کندï´¾ (طباطبائیØŒ ۱۳۸۹، جÛ²: Û³Û¶Ûµ).

نتیجه‌گیری

از مهم‌ترین یافته‌های این تحقیق که از تحلیل محتوای کیفی آیات ارتباطی قرآن کریم با تکیه بر تفسیر المیزان انجام گرفتØŒ می‌توان به موارد زیر اشاره کرد. ابتدا به Û³ نوع ارتباط در خانواده اشاره شد: ارتباط بین زن و شوهرØŒ ارتباط والدین با فرزندانØŒ ارتباط فرزندان با والدین. آنگاه پس از بررسی این سه نوع ارتباطØŒ به وظایف هر کدام از این گروه‌ها در قبال هم پرداخته شد. علاÙ‘مه (ره) در مورد اولویÙ‘ت خدا بر همه چیز می‌فرماید: «به حق شهادت دهیدØŒ هرچند که بر خلاف نفع شخصیÙ‘ت شماØŒ یا منافع پدر و مادرتان و یا خویشاوندانتان باشد.

پس زنهار که علاقه شما به منافع شخصی و محبÙ‘تÙ‰ که نسبت به والدین و خویشاوندان خود داریدØŒ شما را بر آن بدارد که شهادت راØŒ یعنÙ‰ آنچه را که دیده‌ایدØŒ تحریف کنید ویا از اداØ¡ آن مضایقه نمایید. پس مراد از اینکه شهادت بر ضرر شما و یا ضرر والدین و خویشاوندان باشدØŒ این است که آنچه را که دیده‌اید اگر بخواهید در مقام اداØ¡ بدون کم و کاست بگوییدØŒ به حال شما ضرر داشته باشد و یا به منافع والدین و خویشاوندان شما لطمه بزند» (طباطبائیØŒ ۱۳۸۹، ج Ûµ: Û±Û·Û¶).

مراجع

قرآن کریم.

ارفعØŒ سیÙ‘د کاظم. (Û±Û³Û·Û¹). خانواده در مکتب قرآن و اهل بیت (ع). تهران: انتشارات دانشگاه تهران.

بهشتیØŒ احمد. (Û±Û³Û·Û·). خانواده در قرآن. قم: انتشارات دفتر تبلیغات اسلامی‌ حوزه علمیÙ‘ه قم.

ساروخانیØŒ باقر. (Û±Û³Û·Û¹). بررسی روابط انسانی در خانواده‌های تهران. تهران: طرح پژوهشکده خانواده.

طباطبائیØŒ سیÙ‘د محمÙ‘دحسین. (Û±Û³Û¸Û¹). تفسیر المیزان. قم: نشر بنیاد علمی‌ و فکری علاÙ‘مه طباطبائی.

فرانکفوردØŒ چاوا و دیوید نچمیاس. (Û±Û³Û¸Û±). روشهای پژوهش در علوم اجتماعی. ترجمه فاضل لاریجانی و رضا فاضلی. تهران: سروش.

فرهنگیØŒ علی‌اکبر. (Û±Û³Û·Û¹). ارتباطات انسانی. تهران: انتشارات خدمات فرهنگی رسا.

قرائتیØŒ محسن. (Û±Û³Û¹Û°). دقایقی با قرآن. تهران: انتشارات ستاد اقامه نماز.

ــــــــــــــ . (Û±Û³Û·Û¶). تفسیر نور. تهران: انتشارات مرکز فرهنگی درسهایی از قرآن.

مجلسیØŒ محمÙ‘دباقر.  (Û±Û³Û¶Û³). بحارالØ£نوار. ترجمه محمÙ‘دباقر موسوی همدانی. تهران: انتشارات کتابخانه مسجد ولی‌عصر (عج).

نوری همدانیØŒ ‌حسین. (Û±Û³Û¹Û±). جایگاه بانوان در اسلام. تهران: انتشارات مهدی موعود (عج).

نویسندگان:

مهدخت بروجردی علوی: استادیار دانشگاه علامه طباطبایی

 عباس اشرفی: استادیار دانشگاه علامه طباطبایی

راضیه رزمیان: کارشناسی ارشد دانشگاه علامه طباطبایی

دوفصلنامه اندیشه علامه طباطبایی- بهار و تابستان Û±Û³Û¹Û´.

فارس