✍️ نویسنده: 4
💬 تعداد کامنت‌ها: 1

باشگاه خبرنگاران پویا ــ محسن امیری

«شبکه مستند» سیماØŒ خط معین و مشخصی در نحوه اداره تخصصی‌اش مشهود نیستØŒ حتی نگاهی برای سلیقه‌سازی به‌صورت تخصصی در این شبکه حاکم نیستØŒ در واقع نحوه پخش برنامه‌های تخصصی در حوزه مستند به یک تشتت تقلیدی دچار است. برای اشاره به این تشتت می‌توان به مصادیق فراوانی اشاره کرد.

به‌عنوان نمونه برنامه «به‌علاوه مستند» در این شبکه ظاهراÙ‹ باید برنامه‌ای تخصصی در معرفی آثار مستند باشد که با چاشنی تحلیلØŒ پُلی گفتمانی در حدفاصل هنر و سیاستØŒ معضلات و ناهنجاری‌های اجتماعی و فرهنگی پدید آوردØŒ اما آثار پخش‌شده در این برنامهØŒ سطح گفتمان کارشناسان و مباحث مطرح‌شدهØŒ نازل هستند و گفتمانی توØ£م با پخش مستندها و تحلیل مرتبط با آنها شکل نمی‌گیرد و به‌صورت طبیعی یکی از کم‌مخاطب‌ترین برنامه‌های این شبکه محسوب می‌شود. در مجموعه ‌برنامه‌های پخش‌شده مجموعه «به‌علاوه مستند» تنها چند برنامه خاص آن هم به‌لطف حضور چهره‌های برجسته سیاسی و فرهنگی مورد توجه قرار گرفت.

«به‌اضافه مستند» نمونه‌ عقیم و سطح پایینی از برنامه «آپارات» شبکه «بی‌بی‌سی‌فارسی» استØŒ با این تفاوت که مجری برنامه آپارات «بی‌بی‌سی‌ فارسی» با پخش هر مستند یک بحث جنجالی علیه نظام خلق می‌کند و با ترکیب سینمایی ــ سیاسی کارشناسان مدعوØŒ بحث معارضانه‌اش را در عمومی‌ترین شکل ممکن ارائه می‌دهدØŒ به‌عوض اغلب آثاری که در به‌اضافه مستند پخش می‌شودØŒ ارزشی برای تماشا کردن ندارند و اغلب مهمانان نازل‌ترین بحث‌های ممکن را ارائه می‌دهند. بیشتر مستندهای پخش‌شده در این برنامهØŒ آثار مستندسازان گمنام و مبتدی است که مفرÙ‘ی برای عرضه در یک شبکه تخصصی پیدا کرده‌اند. اگر اثر درخوری هم از این برنامه پخش شودØŒ مهمانان نمی‌توانند بحثی تخصصی در حوزه مرتبط مستند پخش‌شده ارائه نمایند. این برنامه مخاطبی نداردØŒ چون الگوگرفته از یک برنامه مشابه در بی‌بی‌‌سی فارسی است و در چینش مهمانان نیز دقتی خاص دیده نمی‌شود.

شبکه مستند در راستای کپی‌‎کردن از شبکه‌های فارسی‌زبان گام‌های بزرگی برداشته و اخیراÙ‹ برنامه «تخته گاز» را با دوبله فارسی پخش می‌کندØŒ برنامه‌ای محصول شبکه جهانی «بی‌بی‌سی» که در ابتدا توسط «بی‌بی‌سی فارسی» دوبله و پخش شد و در ایران مخاطبانی پیدا کرد. چون «شبکه مستند» به‌نوعی ادامه‌دهنده راه «بی‌بی‌سی‌فارسی» است اقدام به پخش این برنامه می‌کند. با اشاره به همین دو نمونه می‌توان دریافت که این شبکه از حیث برنامه‌سازی ØŒ مقلد مسیر «بی‌بی‌سی فارسی» است.

اگر اهداف کلانØŒ از تعدد شبکه‌های تلویزیونیØŒ پخش برنامه‌های تخصصی استØŒ برنامه «تخته‌گاز» باید از شبکه نسیم پخش شود. از پخش‌‌های غیرتخصصی این شبکه می‌توان به دو مسابقه «خانه ما» و «فاز ۶» اشاره کرد. شبکه مستند با مØ£موریت‌های تعیین‌شده‌اش متولی پخش مسابقه نیست و این مسابقات تلویزیونی باید از شبکه نسیمØŒ طبق اهداف و مØ£موریت‌های تعیین‌شده شبکه پخش شود.

برای یک شبکه تلویزیونی داخلی زیبنده‌ نیست که مستند‌های پرمخاطب را از شبکه‌های فارسی‌زبان ماهواره‌ای جست‌وجو کند و هر مستندی که شبکه «من و تو» پخش کرد و مخاطبی داشتØŒ همان مجموعه یا برنامه خاص را پخش کند.

دم‌دستی‌ترین نمونه‌ای که می‌توان اشاره کرد پخش «مستند بشر: داستانی درباره همه ما» است که در ایام نوروز از شبکه مستند پخش می‌شود. متØ£سفانه چندی قبل پخش این مجموعه از شبکه فارسی‌زبان من و تو به پایان رسیده و باز هم سندی دیگر در مقلد بودن این شبکه می‌توان ارائه کرد.

شبکه مستند به نمونه‌برداری از شبکه‌های فارسی‌زبان اکتفا نمی‌کند و از نظر گفتمانیØŒ ‌ گفتمان شبکه‌ای نظیر من و تو  را دنبال می‌کند.

یکی از کارهای اساسی و زیربنایی شبکه «من و تو» احیای نوستالژی دوران پهلوی است. با تصاویر آرشیوی سرقت‌شده در مقطع زمانی Û±Û³Û¸Û¸ تا ۱۳۹۲، این شبکه یک برنامه هفتگی  را با عنوان «تونل زمان» پخش می‌کندØŒ برنامه‌ای که با استفاده از تصاویر آرشیوی تقطیع‌شدهØŒ تصویری آرمانی و متفاوت (اما جعلی) از دوران پهلوی‌ها ارائه می‌دهد. این شبکه مدرنیزاسیون را به پهلوی‌ها منتسب می‌کندØŒ با تصاویر تقطیع‌شده تØ£کید فراوانی بر مردمی بودن محمدرضا پهلوی دارد و تصاویری از گذشته ایران را نشان می‌دهد که متولدان دهه هفتاد را می‌تواند به‌راحتی فریب دهد. مخاطب با دیدن تصاویر آرشیوی تقطیع‌شده دوران قبل از انقلاب با فریبکاری گسترده شبکه من و توØŒ ایران قبل از انقلاب را با سوئیس اشتباه می‌گیرد.

این وارونه‌نمایی آرشیوی با تصاویر سرقت‌شدهØŒ به تطهیر خاندان پهلوی و وابستگان آن منجر می‌شود. اما «شبکه مستند» آن‌قدر به خودش زحمت نمی‌دهد که دست به چنین کاری بزند و خیلی سرراست و مستقیم با پخش سه‌گانه اشرفØŒ علم و هویدا در ایام دهه فجر سال گذشتهØŒ همان گفتمان تطهیر پهلوی‌ها را ادامه می‌دهد. با پخش این سه‌گانهØŒ بحث‌های مفصلی در رسانه‌ها به‌راه افتاد و اعتراض‌های فراوانی در فضای مجازی و رسانه‌ها منتشر شد. اگر مخاطبانی با تاریخ پیش از انقلاب اسلامی آشنایی نداشته باشند با دیدن این سه‌گانه پیش خودشان تصور می‌کنند "هویدا چه مرد خدمتگزاری بودهØŒ عÙŽلم چه سیاستمدار صادق و باهوشی بوده و اشرف هیچ دخالتی در اشاعه مواد مخدر و کارتل‌های فساد نداشته و خاندان پهلوی مناسب‌ترین سران سیاسی تاریخ قبل از انقلاب ÛµÛ· بوده‌اند."!

 اقدام شبکه مستند در پخش این سه‌گانه منجر به اعتراض مستمر رسانه‌ها شد و دلسوزان حوزه سیاست و فرهنگ به عناصر مدیریتی سازمان کارت زرد نشان دادند. اما تجربه نشان داده اعتراض رسانه‌ای نسبت به اشتباهات مستمر گردانندگان مجموعه صدا و سیما اگر هزاران بار تکرار شودØŒ آب در دل مدیران میانی این سازمان تکان نخواهد خورد.

علی‌رغم حجم گسترده انتقادات در مورد پخش سه مستند مذکورØŒ اشتباه شبکه مستند با پخش نمونه دیگریØŒ برای تطهیر دوران پهلوی‌ها تکرار می‌شود.

روز چهارم فروردینØŒ شبکه مستند در راستای مØ£موریت تازه‌اش و نمایش خوشی و خرمی دوران پهلویØŒ در هم‌افزایی گفتمانی با شبکه فارسی‌زبان «من و تو»،  برای برانگیختن نوستالژی دوران طاغوتØŒ اقدام به پخش مستندی با عنوان «خاطرات سینما» کردØŒ مستندی که به‌صورت آشکارا چنان سینمای قبل از انقلاب را خاطره‌انگیز تصویر می‌کند که مخاطب تصور می‌کند آنچه امروز در سینماها ارائه می‌شودØŒ سینما نیست. مستند در ابتدا به گفتگو با هنروران سینما می‌رودØŒ افرادی که با دیدن چهره‌های منتسب به جریان فیلم‌فارسیØŒ مشتاق سینما شدند و آنان در این مستند چنان از فروزانØŒ بهروز وثوقی و نصرت‌الله وحدت سخنان بر زبان می‌آورند که گویی اگر اینان نبودند سینمایی شکل نمی‌گرفت و سینمای ایران هویتی نداشت.

 نکته مهم این است که سینمای فارسی با همه قهرمانانش توسط جریان روشنفکریØŒ فرزند نامشروع دوران پهلوی محسوب می‌شود و مخالفت با چنین سینمایی از بدنه روشنفکری قبل از انقلاب آغاز شد و تا سال‌های متمادی پس از انقلابØŒ این مجموعه مخالفت‌ها ادامه داشت. مستند خاطرات سینما با شگردهای نمایشی خاصی نسبت به سینمای فارسی قبل از انقلاب و قهرمانانش و علاقه‌مندانش در قالب هنروران حس می‌آفریند و پس از پرداختن توصیفات خاطره‌انگیزی از  خیابان ارباب جمشید و منوچهریØŒ با شور و هیجان چندبرابر به توصیف فضای لاله‌زار قبل از انقلاب می‌پردازد. لاله‌زار بتکده‌ای بود که پس از کودتای Û²Û¸ مرداد Û³Û² توسط عناصر وابسته به کودتاØŒ آذین شد تا «معبد تامیل» برای خوشگذرانی عمومی باشد تا مردم نسبت به آنچه در جامعه‌شان رخ می‌دهد بی‌تفاوت باشند.

حاضران در این مستند به‌عنوان مصاحبه‌شوندهØŒ چنان با ولع از لاله‌زار می‌گویند که مخاطب تصور می‌کند لاله‌زار قطعه‌ای از بهشت روی زمین بوده است که با وقوع انقلاب در سال Û±Û³ÛµÛ·ØŒ این قطعه از بهشت به جهنم تغییر کاربری داده است. در لابه‌لای تصاویر قیاسی دهشتناک میان سینماهای تعطیل‌شده امروز و سینماهای دیروز صورت می‌پذیرد. این مستند نکات فراوانی دارد که تجمیع موارد معارضانه‌اشØŒ با دستاویز خاطرات سینماØŒ مخاطبان شبکه مستند را به یک نتیجه معین و مشخص می‌رساند که نشاط اجتماعی با مرکزیت لاله‌زار پیش از انقلاب گسترده بود و این نشاط سینمایی پس از سال Û±Û³ÛµÛ· از جامعه ایرانی رخت بربسته است.

متØ£سفانه امر نظارت در شبکه مستند به‌نظر می‌رسد موضوع پیش‌پاافتاده‌ای است.

سایت نودیها از تسنیم