✍️ نویسنده: 9

نودیها:نقش رسانه‌ها و وسایل ارتباط جمعی در در زمÙ€یÙ€نه‌های مختلف از جمله سیاسى، اقتصادیØŒ اجتماعی و فرهنگÙ‰ بر کسی پوشیده نیست.

از یک نگاه می‌توان رسانه‌ها را با توجه به نفوذ ØŒ تنوع کارکرد و گستردگی که دارندØŒ ابزاری بی‌بدیل برای ترویج افکارØŒ عقایدØŒ باورها و فرهنگ حاکم بر جامعه دانست.

در جهان امروزØŒ رسانه‌های غربی یکی از مهم‌ترین ابزارهای الگوسازی برای سبک خاصی از زندگی و جهت‌دهی به سلایق مردمان فرهنگ‌ها و جوامع مختلف محسوب می‌شوند. آنها روزانه با بهره‌گیری از تکنیک‌ها و فنون مختلف تلاش می‌کنند الگوهای رفتاری و ذائقه‌ای که به بهترین نحو مطلوب آنها است را به عنوان یگانه روش صحیح تفکر و زندگی معرفی و ترویج کنند.

با وجود اینØŒ دو دانشمند آمریکایی به نام‌های «نوام چامسکی» و «ادوارد هرمان» معتقدند که  در واقعØŒ محصولات این رسانه‌ها- بر خلاف آنچه خودشان مرتباÙ‹ تبلیغ می‌کنند- نه حقیقت بلکه نوعی «پروپاگاندای» ظریف برای تØ£مین منافع شرکت‌ها و سازمان‌های بزرگ یا دولت‌ها است.

«چامسکی» و «هرمان» استدلال می‌کنند که رسانه‌های آمریکایی- و توسعاÙ‹ رسانه‌های غربی- در صدد «رضایت‌سازی» در میان عموم و سوق دادن تصمیم‌های آنها در زمینه‌های مختلف سیاسیØŒ اجتماعی و فرهنگی به سمت و سوی مطلوب خود هستند.

این دو دانشمند در مدل نظری خود که به «مدل پروپاگاندا» معروف شده درباره روش‌های این «رضایت‌سازی» توضیح داده‌اند. آنها می‌گویند رسانه‌ها در اثر نفوذ برخی نخبگان خاص اخبار را سانسور می‌کنندØŒ برخی مسائل را پررنگ یا کم‌رنگ می‌کنند و با سوگیری‌های هدفمند به گونه‌ای تصویر دنیا را تحریف‌ می‌کنند که اگر لزوماÙ‹ به نفع عموم مردم نباشد منافع خود آنها را تØ£مین می‌کند.

در این نگاهØŒ رسانه‌های خصوصی به مثابه بنگاه‌های تجاری‌ای دیده می‌شوند که می‌خواهند یک محصول Ù€ خوانندگان و مخاطبان Ù€ را به بنگاه‌های تجاری دیگر (تبلیغ‌کنندگان) بفروشندØ› با این تفاصیل آنها دیگر نهادهایی برای رساندن اخبار با کیفیت و صحیح به عموم مردم و ابزارهایی در راستای ترفیع آرمانهای دموکراسی نیستند.

در «مدل پروپاگاندا» از پنج فیلتر نام برده می‌شود که هر خبری قبل از انتشار در رسانه‌ها برای آگاهی عمومیØŒ بایستی از صافی آن عبور کند. در صورتی که هر خبری در یکی از این صافی‌ها گیر کند منتشر نمی‌شود. این Ûµ فیلتر عبارتند از:

1- مالکیت رسانه

ï¼’- منابع مالی رسانه

3- منابع اخبار

ï¼”- رگبار انتقاد

5- ایدئولوژی کمونیست‌ستیزی و هراس‌افکنی (تروریسم و اسلام‌هراسی)

سه فیلتر اولی که در اینجا به آنها اشاره شدهØŒ مهمتر از بقیه هستند. چامسکی و هرمن در نسخه‌‌ای از کتابشان که بعد از Û±Û± سپتامبر منتشر کردندØŒ پنجمین عامل را به «مبارزه با ترور و تروریسم‌‌‌‌‌» تغییر دادندØ› هر چند آنها خاطرنشان کردند ایدئولوژی کمونیسم‌ستیزی و مبارزه با تروریسم هر دو به نحو یکسانی عمل می‌کنند.

آنها این فیلترها را بیشتر برای رسانه‌های آمریکا ذکر کرده‌اندØŒ اما گفته‌اند این Ûµ عامل برای رسانه‌های هر کشور دیگری که ساختارهای اقتصادی یکسانی دارند هم قابل کاربست هستند.

Û±- مالکیت

ماهیت تلاش برای کسب سود بیشتر در شرکت‌های رسانه‌ای اصلی آمریکا اولین عامل گزینش اخبار یا پوشش جهت‌دار و تحریف آنها است.

هرمان و چامسکی می‌گویند از آنجا که رسانه‌ها در حال حاضر یا خودشان شرکت‌های بزرگی هستند و یا بخشی ازشرکت‌های ادغام‌شده‌اند (مانند وستینگ‌هاوس و ژنرال الکتریک) اطلاعاتی که آنها به عموم می‌دهندØŒ در راستای سودی است که منافع این شرکت‌ها را تØ£مین کند. این شرکت‌های ادغامی منافع مالی‌ای دارند که در صورت انتشار یک خبر خاصØŒ ممکن است به خطر بیفتد. بنابراینØŒ آن دسته از اطلاعات خبری که بیش از همه منافع مالی مالکان آن رسانه را به خطر می‌اندازندØŒ جانبدارانه‌تر خواهند بود و بیش از سایر اطلاعات سانسور خواهند شد.

یک سوال در اینجا این است که آیا با تنوعی که در حال حاضر در رسانه‌ها دیده می‌شود ممکن است یک خبر را بتوان به صورت هماهنگ در تعداد زیادی رسانه فیلتر کرد و اصلا به آن نپرداختØŸ پاسخ این سوال را «آری مارگولیس»، تحلیلگر آمریکایی اینطور می‌دهد:

«فرض کنیم شما می‌خواهید تصویر غیرجانبدارانه‌ای از دنیا به دست آوریدØ› برای این کار سعی می‌کنید اخبار را از منابع مختلف به دست بیاورید نه فقط از یک منبع. به همین جهتØŒ برای اخبار سیاسی فاکس‌نیوز می‌بینیدØŒ برای اخبار مالی روزنامه وال‌استریت‌ژورنال می‌خوانیدØŒ برای فرهنگ به نشنال جئوگرافی رجوع می‌کند و نگاهی هم به نیویورک‌پست می‌اندازیدØŒ چونکه تایمز خیلی گران است. برای محکم‌کاریØŒ بزرگترین روزنامه انگلیسØŒ سان و دومین روزنامه پرتیراژ استرالیاØŒ دیلی‌تلگراف را هم می‌خوانید. احتمالا فکر می‌کنید که سیستم را شکست داده‌ایدØŒ ولی اشتباه می‌کنید.

مالکیت تمام این رسانه‌ها در اختیار شرکت نیوز کورپوریشن و یک نفر استØŒ رابرت مردوخ. در واقعØŒ مالکیت Û¹Û° درصد رسانه‌ها در آمریکا در اختیار Û¶ شرکت است: نیوزکورپوریشنØŒ کامکستØŒ ویاکامØŒ دیسنیØŒ تایم وارنر و سی‌بی‌اس. این Û¶ شرکت مستقیماÙ‹ بخش زیادی از اخباری که شما به آن دسترسی دارید را کنترل می‌کنند.»

این وضعیت بیش از هر چیز جمله «یوزف گوبلس»، وزیر هیتلر در امور تبلیغات را به خاطر می‌آورد که گفته بود: «چیزی که برای کنترل یک نظام رسانه‌ای به آن نیاز داریم ایجاد یک تنوع صوری است که در نهایتØŒ هم‌صدا هستند.»

Û²- تبلیغات

دومین چیزی که به عنوان منبع فیلتر برای رسانه‌ها عمل می‌کندØŒ بحث تØ£مین منابع مالی است. بسیاری از رسانه‌ها برای اینکه هزینه‌هایشان را تØ£مین کنند مجبور به جذب تبلیغات هستندØŒ در غیر این صورت آنها دوام نخواهند آورد.

از نظر «مدل پروپاگاندا» نکته ظریفی که در اینجا وجود دارد این است که از آنجا که رسانه‌ها با فروش اخبارشان به عموم مردم سودی به دست نمی‌آورندØŒ این در واقع دغدغه آنها نیست. آنها باید سفارش‌دهندگان تبلیغات را متقاعد کنندØŒ مخاطبان آنها در واقع همان کسانی هستند که پول کافی برای خرید محصولاتی که تبلیغ می‌شود را هم دارند.

هدف اصلی رسانه‌های جمعی در واقع این نیست که چیزی به مخاطبانشان بفروشندØŒ اما آنها در واقع مخاطبانشان و قدرت خرید آنها را به شرکت‌ها می‌فروشند. اگر یک رسانه می‌خواهد دوام بیاوردØŒ باید بتواند مطالبات آن شرکت‌هایی که تبلیغات سفارش می‌دهند را تØ£مین کنند.

یک روش ساده برای درک اینØŒ از رده خارج شدن رسانه‌هایی است که به دغدغه‌های فشر کارگر و عموم مردم پرداخته‌اند. در دهه Û±Û¹Û¶Û° در بریتانیاØŒ سه روزنامه بزرگ این کشور که همگی گرایش‌های سوسیال دموکراسی داشتند (دیلی‌هرالدØŒ نیوز کرونیکل و ساندی‌تایمز) از رده خارج شدند یا اینکه سهام آنها فروخته شد.

این روزنامه‌ها با آنکه نسبت به رسانه‌های رقیبشان مخاطبان بیشتری داشتندØŒ تبلیغات کمتری جذب می‌کردندØ› با آنکه فروش آنها بالا بودØŒ صاحبان شرکت‌ها علاقه‌ای به ارائه تبلیغاتشان در این روزنامه‌ها نداشتند و بنابراین آنها نتوانستند دوام بیاورند. اما چرا شرکت‌ها این روزنامه‌های پرطرفدار را برای تبلیغات انتخاب نمی‌کردندØŸ چون خوانندگان آنها قشر کارگر بودند و به زحمت پولی برای خرید چیزی داشتند.

بنابراینØŒ طبق دیدگاه مدل پروپاگاندا رسانه‌های غربی مجبورند اخباری را پوشش دهند که دغدغه خوانندگان دارای امتیازات ویژه باشدØŒ نه دغدغه عموم مردم.

Û³- منابع اخبار 

سومین فیلتری که هرمن و چامسکی به آنها اشاره می‌کنند به مراجعی مربوط می‌شود که رسانه‌های خبری به آنها رجوع می‌کنند. رسانه‌های جمعی به واسطه نیاز اقتصادی و داد و ستد منافع با منابع اطلاعاتی قدرتمند رابطه‌هایی مبتنی بر همزیستی پی‌ریزی می‌کنند. حتی شبکه‌های بزرگ خبری مانند بی‌بی‌سی استطاعت اینکه خبرنگارانشان را در همه جا قرار دهندØŒ ندارند. بنابراینØŒ آنها منابعی که از آنها خبر می‌گیرند را در مکان‌هایی مستقر می‌کنند که احتمال وقوع خبر در آنها زیاد استØŒ مانند کاخ سفیدØŒ پنتاگون و جاهای دیگر. بنابراینØŒ رسانه‌ها برای دریافت اطلاعات با افرادی قدرتمند و صاحب‌نفوذ ارتباط برقرار می‌کنند.شرکت‌های تجاری و سازمان‌های بازرگانی نیز منابع موثقی برای گفتن اخباری که ارزش انتشار دارندØŒ هستند.

این مراجع قدرتمند ممکن است سردبیرها و روزنامه‌نگارانی که آنها را به هر نحو به چالش می‌کشند را به قطع شاهرگ رسانه‌هایشان Ù€ یعنی خبر تازه Ù€ تهدید کنند. در چنین فضاییØŒ طبیعی است رسانه‌ها تمایلی به کار کردن اخباری که به منافع موسسه یا فردی که منابعی برای رسانه فراهم می‌کند که حیاتش وابسته استØŒ نخواهند داشت.

این ارتباط بین رسانه و این مرجع قدرتØŒ یک جنبه روان‌شناختی هم دارد و آن این است که مقامات حقایق را به خبرنگاران می‌دهند و آنها هم فقط گیرنده اخبار هستندØŒ بدون اینکه نگرشی انتقادی داشته باشند و در صحت آن اخبار شک کنند.

Û´- رگبار انتقاد

در آمریکا همواره این ادعا مطرح می‌شود که آزادی رسانه وجود دارد. این بدان معنا است که رسانه‌ها آزادند اطلاعات را فارغ از دخالت دولت‌ها گزارش کنند.

اما از نظر چامسکی و هرمانØŒ اجازه انتشار اخبار مخالف در رسانه‌ها به معنی آن نیست که آن اخبار بدون هیچ چالش یا مانعی منتشر می‌شوند. حکومت آمریکا معمولاÙ‹ از فنون مختلفی برای تعدیل یا سرکوب اطلاعات مخالف با منافعش استفاده می‌کند. چامسکی نام این فنون را «حملات رگباری» گذاشته‌اند که چهارمین فیلتر برای انتشار اخبار است.

چامسکیØŒ آن را به این صورت تعریف می‌کند: «پاسخ‌های منفی‌ای که به برنامه‌های رسانه‌ها یا اظهارات مطرح‌شده در آنها داده می‌شود. ین پاسخ‌ها می‌توانند در قالب نامهØŒ تلگرامØŒ تماس‌های تلفنیØŒ عریضه‌های حقوقی و سایر اقداماتی باشند که هدف آنها تهدیدØŒ ارعاب و یا تنبیه است.»

از نگاه چامسکیØŒ یکی از روش‌هایی که نهادهای قدرت در آمریکا رسانه‌ها را تحت فشار قرار می‌دهند از طریق اندیشکده‌ها و سازمان‌های ظاهراÙ‹ تحقیقاتی است. چامسکی به نام اندیشکده‌های مختلفی در آمریکا اشاره می‌کند از جمله «بنیاد حقوقی آمریکا»، «بنیاد حقوقی سرمایه»، «موسسه رسانه‌»، «مرکز دقت‌سنجی رسانه‌ها» و غیره.

بنابراین اصطلاح رگبار انتقاد به تلاش‌هایی اشاره می‌کند که برای اعتبارزدایی از سازمان‌ها یا افرادی که مفروضه‌های حفظ کننده قدرت را به چالش می‌کشندØŒ انجام می‌شوند. بر خلاف سه مکانیسم فیلتر قبلی که بر اساس تحلیل وضعیت بازار اعمال می‌شوندØŒ رگبار انتقادی تلاش‌هایی هماهنگ برای مدیریت اطلاعاتی است که عموم مردم دریافت می‌کنند.

Ûµ- کمونیسم‌ستیزی و ترس

آخرین فیلتری که خروجی اخبار رسانه‌ها را کنترل می‌کندØŒ کمونیسم‌ستیزی است. این مدل در زمان جنگ سرد ارائه شدØŒ اما در دوران بعدترØŒ چامسکی با گنجاندن «ترس» در مدل خودØŒ تلاش‌های رسانه‌ها برای دیوسازی از افراد یا جریان‌های مخالف با خط مشی‌های آمریکاØŒ به خصوص پس از حوادث Û±Û± سپتامبر را تبیین کرد.

در این نوع فیلترØŒ رسانه‌ها تلاش می‌کنند در ذهن عموم مردم نسبت به برخی گروه‌ها هراس یا نفرت ایجاد کرده و از این طریقØŒ مخاطبان را به سمت تفکر به صورت همگون و همگرا هدایت کنند.

از لحاظ روان‌شناختیØŒ هنگامی که افراد در حالت ترس قرار می‌گیرندØŒ در برابر نفوذ دیگران و پروپاگاندا آسیب‌پذیر می‌شوند. برای رسانه‌های غربی ترس و هیجان‌های منفی کالای ارزشمند و سودآوری است و آنها این را درک می‌کنند.

در خلال دوران جنگ سردØŒ کمونیسم محور اصلی ترسی بود که در رسانه‌ها به آن پرداخته می‌شد. در این دورانØŒ رسانه‌های آمریکایی کمونیسم و سوسیالیسم را مکاتبی معرفی می‌کردند که مانع آزادی بیانØŒ جنبش‌های مدنی و آزادی رسانه‌ها هستند.

به گفته چامسکیØŒ پس از پایان دوران جنگ سردØŒ ترس از تروریسم جایگزین «کمونیسم» شد و فیلتر هراس‌افکنی رسانه‌های آمریکا نیز به این سمت متوجه شد.

فارس