✍️ نویسنده: 9
نودیها:مداحی عربی ویژه اربعین به لهجه عامیانه «خلیجی - عراقی Ø£ربعینک تسوه یا بو سکنه کل ما بالعمر یا اباعبداللهØŒ اربعین تو با تمام زندگی برابر است Your Arbaeen is equal, oh Aba Abdillah, to life Ø£ربعینک ذکریات و ما یتانیها الصبر یا حسینØŒ اربعین تو خاطراتی است که کسی را یارای صبر در برابر آن نیست Your Arbaeen is a memory that no one can endure الجراحات احÙ’سÙŽبِتها وÙ’ مÙŽÙ€قدر احصیها اشکِثُر آمدم تا زخمهایت را بشمرم ولی از بس زیاد بودندØŒ نتوانستم I approached to count your numerous wounds, but they were too rife Ø£عتذر مÙ€نّـک یــ مÙ€ولای وÙ’ مِــن الزهــره العِــذُر ای مولای من! از شما و حضرت زهرا عذر میخواهم Master! From you and Zahra s.a, forgiveness, I wish to secure صعبه Ø£بدØ£ مدری من راسک و من ذاک الحÙŽجÙŽر سخن گفتن درباره مصیبت شما دشوار است. از سر شروع کنم یا از سنگØŸ Speaking of your trials is tough, should I start from your head or the stone? خلÙ‘ف الجبهه جـــریحه و الØ£ثÙ€ر ظَــل منحــفُـر سنگی که آمد و پیشانی مبارکتان را مجروح کرد در حالی که خون از آن جاری واثر سنگ باقی بود The stone that struck, making your forehead bleed, left an impression لو Ø£قول الخیل داســـت صــدرک وÙ’ Ø£صبح حُفÙŽر یا اینکه درباره اسب هایی صحبت کنم که بر سینه شما تاختند و آن را حفره حفره کردند Or should I recall horses wrecking your chest as you lay prone? هَــم صعُــب Ø£ذکــر عقیÙ€لتکم بعــد ذاک الخÙ€در سخت است که درباره زینبتان صحبت کنم که بعد از آن همه حجاب و جبروت It’s tough talking of your Zainab after all her oppression ترکب اعلÙ‰ النــوق و ترحـــل للشماته و الØ£سُر بر شتری سوار شد که دشمن افسارش را به دست داشت و او را به اسارت بردند و در راه ها و بازارها گرداندند On a camel, marched through streets, steered by foes in captivity لکن الØ£صعب یÙ€بو السجÙ‘اد مــن هـــذا الØ£مــر یا اباعبدللهØŒ سخت تر از همه اینها این بود که But, Aba Abdillah, the most testing thing she had to face Ø¥نÙ‘ها شافت صاعــد ابسیفه علÙ‰ صدرک شمُر زینب دید شمر با شمشیرش بر سینه ات نشسته است Was when she was able to see Shimr, armed, on your chest, with clarity Ø£ربعینک نار تلهب ما یطفیها الدهر اربعین تو آتشی است که زبانه می کشد و روزگار نمیتواند آن را خاموش کند
Your Arbaeen is a fire inside, that time can’t erase
دانلود
روشنگری